شبه قاره هند و آثار شيعيان

علي احمدي ميرآقا

 

كتاب حاضر, كوششي در شناسايي آثار و تأليفات شيعه در كتابخانه‏هاي هند است. هدف اين پژوهش معرّفي آثار شيعه در اين منطقة جغرافيايي و ارائة آن به پژوهشگران به منظور جلوگيري از تكرار در ترجمه و تأليف آثار مشابه و نيز مواد مطالعه و تحقيقي را در اختيار كساني قرار مي‏دهد كه مي‏خواهند در تحقيقات شيعي خود در حوزة هند به جنبه‏هاي فرهنگي و علمي آن بپردازند. نكتة ديگر اين است كه كتاب‏شناسيها, ـ به شرط آنكه كامل و علمي و صحيح صورت گيرد ـ در شناخت جامعة فرهنگي و تحولات فكري يك قوم و تاريخ فرهنگ نقش اساسي دارد.

در اين مجموعه كه طي پنج سال به سامان رسيده 12500 عنوان كتاب از تأليفات عالمان شيعه در زمينه‏هاي گوناگون فكري, تاريخي, اعتقادي و مذهبي شناسايي و معرّفي شده است.

اين مجموعه تلاشهاي فكري عالمان, اديبان, پژوهشگران و هنرمندان شيعة اماميه در كشورهاي هند, پاكستان و بنگلادش را در حوزة نگارش كتاب نشان مي‏دهد.

نويسنده در مقدماتي طي چهار فصل به اختصار پيشينه فرهنگ اسلام و شيعه در شبه قاره را تحليل كرده و گزارشي از كتابخانه‏ها, آمار آثار شيعي و شيوة كار خود ارائه نموده است.

وضعيت شيعه در دوره‏هاي مختلف تاريخي نشان‏دهندة عمق و نفوذ مكتب اماميّه در شبه قاره است و اين امر حاصل تلاش عالمان روشن‏ضمير و آگاهي بوده كه با معرّفي مباني مذهب شيعه و سيرة معصومان به دفاع از حقانيّت آن پرداخته‏اند؛ اتفاقاً عمدة منابع و آثار معرّفي شدة اين كتاب در عقايد و تاريخ معصومان و رفع شبهات اعتقادي است. اين موضوع به خاطر تنوع مذاهب موجود در شبه قاره و ارتباط عالمان شيعه و مواجه با افكار متضاد و مخالف مذهب بوده است. ديالكتيك فكري در هر حوزة علمي پيآمدش خلاقيّت است و كثرت و كميّت اين آثار روشن‏كنندة اين حقيقت است كه عالمان شيعه پاسدار راستين عقايد حقّ خود بوده‏اند. نويسنده البته مختصر و بسيار ناقص به وضعيت جامعة فرهنگي شيعه پرداخته است.

شيعه پژوهشي در شبه قاره در حال حاضر به يك موضوع تحقيقاتي مهم تبديل شده و آثار علمي و پژوهشي ارزندة بسياري در دسترس است. نويسنده به راحتي مي‏توانست با استناد به اين منابع پژوهشي فصلي عالمانه تدوين كند و در تحليل جايگاه فعلي شيعه و عالمان آن در هند بحث نمايد. به نظر مي‏رسد در مقدمه دقت كافي نشده و بدون تحقيق صِرفاً از باب اينكه مقدمه‏اي بايد نگاشته شود تدوين شده و اين بر نقص كتاب افزوده است. در بخش كتابخانه‏هاي شبه قاره نويسنده كتابخانه‏هايي مانند نواب روهيله, كتابخانة ممتازالعلماء, كتابخانة ناصريه, مدرسة الواعظين, كتابخانة راجة محمودآباد و كتابخانة رضا را همراه تعداد نسخ خطي و چاپي آن معرفي نموده است. از كتاب‏شناسيهاي آثار شبه قاره 39 منبع كتاب‏شناختي شناسايي كرده و بسياري از منابع خود را از اين آثار نقل كرده است.

تأليفات عالمان شيعه در شبه قاره كه در اين اثر معرفي شده‏اند در هفده زبان گوناگون پراكنده است؛ امّا عمدة آنها به زبان فارسي و عربي و اُردو است. وي در معرفي آثار اُردو معمولاً عنوان كتابها را ترجمه كرده است.شيوة كتاب‏شناسي نويسنده اين‏گونه است كه در شروع كار نخست از روي الذريعه و منابع كتابخانه‏هاي قم و مشهد, بسياري از منابع را شناسايي كرده بعد به شهرهاي مختلف هند و كتابخانه‏ها مراجعه كرده و به فيش‏برداري اطّلاعات كتاب‏شناختي شامل عناوين, نويسندگان, زبان, مشخّصات نشر, خصوصيّات نسخه, تعداد صفحات و محتواي كتابها پرداخته و همة منابع را به صورت الفبايي تنظيم و در پايان فهرستي از عناوين, موضوعات, زبانها, اعلام, مكانها و وقايع براي جست‏وجوي راحت‏تر منابع تدارك ديده است. بخش فهرست موضوعي جنبة تحقيقي كار را افزايش داده, در اين بخش سعي شده همة منابع در قالب 35 موضوع كلّي مثل علوم قرآني, تفسير, عقايد, تاريخ, رجال, انساب, ادبيات, فقه, ادعيه, اخلاق, منطق و فلسفه و ديگر موضوعات كلّي علوم اسلامي اختصاص يابد.

در معرّفي كتابها اطّلاعات عمدتاً در حدّ نام اثر و نويسنده و موضوع و زبان خلاصه شده است. البته نويسنده سعي كرده مشخّصات چاپي هر اثر را ثبت كند. مگر اينكه آثار فاقد اين مشخصات بوده باشند, امّا به نظر مي‏رسد چون عمدة منابع از روي ديگر فهرستواره جمع‏آوري شده و كمتر به صورت بنيادي و مراجعة مستقيم صورت گرفته به همين دليل 90% منابع بدون ذكر سال چاپ, محل نشر و نوبت نشر ضبط و ثبت شده است. در معرّفي محتوا يا چكيدة اثر در بيشتر موارد در يك سطر موضوع كلّي كتاب يا عنوان غير فارسي ترجمه شده است. اين درست است كه عناوين گوياي موضوعات هستند و نيازي به توضيحات مفصّل نيست, امّا كار مؤلّف در اين بخش دو اشكال عمده دارد يكي اينكه ما از طريق موضوعات كلّي و عناوين كاملاً از معرّفي كوتاه يك تا دو سطري بي‏نياز هستيم و دوم اينكه بسياري از منابع كه اصلاً گويا نيستند و ازطريق موضوع و عنوان هم نمي‏توان به محتواي آنها پي برد, چكيده نشده‏اند و اين دليل ديگري بر غيربنيادي بودن كار مؤلّف است, يعني نگارش منابع صرفاً از روي آثاري صورت گرفته كه احياناً اطّلاعات آنها هم از منابع ديگر و در نتيجه بسياري از مشخّصات و مطالب موردنياز نيامده است. چكيده‏هاي تفصيلي در حدّ 5% كل منابع را تشكيل مي‏دهد, كه با اينكه مفيد فايده است؛ اما تناسبي با بدنة كلّي و عمدة منابع كه فاقد چكيدة تفصيلي‏اند, ندارد.

به هر حال, اين اثر مي‏تواند يك شروع براي شناسايي عالمانة آثار بسيار متنوّع و نگارشهاي شيعي در حوزه‏هاي علوم اسلامي باشد و قابل انتظار است از اين نقطه شروع راههايي براي بهتر يافتن و تحقيق طرحي منسجم و كارآ و كامل در حدّ و اندازة نام عالمان شيعة شبه قاره تنظيم شود. گفتني است كه از مجموع 12500 عنوان اين مجموعه تعداد 11960 عنوان چاپي و بقيّه به صورت دست‏نوشت هستند. اين كتاب بي‏اشكال نيست از جمله مي‏توان به عدم يكدستي عبارات توضيحي و نابساماني در جمله‏بندي و تدوين مقدّمات و چكيده‏ها, كمبود اطّلاعات, استاندارد نبودن فهرست‏نويسي, بنيادي نبودن و ارجاع به متون دسته چندم در شناسايي منابع اشاره كرد. امّا نمي‏توان انكار كرد كميّت قابل توجه اين پژوهش و گستردگي موضوعي آن, سهل بودن اين‏گونه كارها را از ذهن آشنايان به مشقّتها و مرارتهاي فهرست‏نويسي و كتاب‏شناسي دور مي‏كند.