مداخل
الأسماء العربيه القديمه
محمّد نوري
ستون فقرات و استخوانبندي
همة نظامها و سيستمهاي اطّلاعرساني بر دو مقولة اسم و موضوع استوار است. فيلدهاي اطّلاعات كه گاه به ميليونها جزء ميرسند بر
اساس نام يا بر اساس موضوع دستهبندي و مرتب ميشوند تا عمليات ذخيرهسازي
اطّلاعات و بازيابي آن به سهولت امكانپذير بشود. جهت پاسخگويي به اين نياز,
مراكز اطّلاعرساني به تدوين اصطلاحنامه (تزاروس) اقدام كردهاند تا نظام موضوعي
خود را سامان دهند و ذخيره و بازيابي را آسانتر سازند؛ نيز به تدوين فهرستواره نامها
اقدام ميورزند تا نظام اطّلاعات مبتني بر نام
خود را, عملياتي كنند. به همين دليل نامشناسي (يا نامنگاري) و
اصطلاحشناسي (يا تزاروس) در دهههاي اخير بسيار پيشرفت كرده و گسترش يافته است.
يكي از
اقدامات خردمندانه اينكه, در هر كشور, سازماني متصدي نامشناسي شده و ثمرة تحقيقات و جستوجوهاي خود را هر چند سال يكبار منتشر ميسازد. در ايران كتابخانة
ملّي ايران به ثبت و ضبط نامها مبادرت
ورزيده است. نخستين بار در 1348 فهرستنويسي كتابهاي فارسي و عربي در كتابخانة ملي
ايران آغاز شد و همپاي فهرستنويسي
اقدام به تأسيس واحد مستند مشاهير در همان سال نمود. ثمرة كار اين واحد شناسايي و مستند نمودن هزاران نام موجود در فرهنگ
ايراني است كه در دو جلد قطور منتشر شده است.[1]
مصريها هم به شناسايي نامهاي
مشاهير خود و مستندسازي آنها پرداختهاند كه ثمرة آن كتابي با عنوان مداخل الأسماء
العربية القديمة است كه اين مقاله دربارة آن است.
نامشناسي كه اصطلاحاً به
مستندسازي نام مشهور است,[2]
عمليات پيچيدهاي دارد. برخي از جنبههاي آن چنين است: ضبط همة نامهاي دالّ بر يك
فرد, و تعيين نام مشهور در بين اين نامها, تشخيص و تمايز نامهاي مشابه چند شخصيت,
تعيين يك نام به عنوان اسم اصلي و بقيه نامها به عنوان ارجاعي و ضبط القاب,
كُنيهها, تاريخ تولد و وفات.
اما فهرست حاضر, فهرست مستند
نامهاي شخصيّتهاي قديمي در فرهنگ عربي و اسلامي است.[3]
مؤلّفان اين اثر دو تن از پژوهشگران مصري و متخصص در كتابداري به نامهاي شعبان
عبدالعزيز خليفه و محمد عوض العايدي است. اهميت مستندسازي نامهاي خاص
امروزه بر كسي پوشيده نيست؛ زيرا اطّلاعات مختلف ذيل آنها طبقهبندي ميشوند و اين
نامها سرشناسه و مدخل قرار ميگيرند.
بيش از ديگران, مراكز
اطّلاعرساني و كتابخانهها عادت به مدخل قراردادن نامها دارند. از سوي ديگر نميتوانند نامها را به صورت طبيعي سرشناسه
قرار دهند و به ناچار به دگرگوني در آنها ميپردازند و نام اشهر يا فاميل
را اول و بقيه اجزاء را به دنبال آن ميآورند. از اينرو به مستندسازي نام
ميپردازند؛ مثلاً نام ادوارد جفري را به صورت
جفري, ادوارد مينويسند. مقلوبسازي نامها به اين دليل است كه معمولاً
كاربران نام كوچك را فراموش ميكنند, ولي نامخانوادگي معمولاً بيشتر در خاطرهها
ماندگار است.
از سوي
ديگر ازدياد بيش از حدّ عناوين كتابها, شيوه سرشناسه قراردادن عنوان را غيركارآمد
و مراكز تصميمگيري اطّلاعرساني و كتابداري در
سدة اخير را به سوي مدخل
قراردادن نامهاي مستندسازي شده سوق داد.
تحوّل
ديگر مربوط به تغيير ثبت و ضبط و نگارش نامها بود. در گذشته نامهاي فارسي و عربي و
غربي به
صورت طبيعي, يعني نام كوچك, نام متوسّط و
فاميل يادداشت ميشد, ولي امروز فاميل يا شهرت را ابتدا ميآورند.
هماكنون
كتابخانهها و كتابشناسيها و ديگر فهرستوارهها و كشافها بر اساس نامهاي
مستندسازي
شده, كاربران را راهنمايي ميكنند. در كتابخانهها كاردكس,[4]
برگهدان[5]
و پروندهدان[6] بايد نظم
ويژهاي داشته باشد تا استفادهكنندگان به راحتي بتوانند از آنها بهره ببرند. يكي
از روشهاي نظم بخشيدن به آنها, چينش مدارك بر اساس الفباي نام و شهرت اشخاص است.
اما هر
نام و يا هر شهرتي را نميتوان به همان صورتي را كه در نوشتههاي ثبتي و شخصي ضبط شده است, در نظام اطّلاعرساني مدخل قرار گيرد. بلكه تابع ضوابط ويژهاي
است و بايد پژوهشي روي آن انجام پذيرد.
اين عمليات پژوهشي براي تبديل يك نام به نامي كه قابليت مدخليت داشته باشد را
مستندسازي مينامند.
ضبط و ثبت نامهاي عربي در
كتابهاي مختلف و به ويژه كتابهاي مرجع به گونههاي مختلف انجام ميپذيرد. براي
نمونه المنجد في الأعلام كه كتابي مرجع شناخته شده است به تبعيت از روش
مستندسازي غربيها, جزء آخر اسم را به اول آورده است, مثلاً محمد عبده را عبده,
محمد نوشته است. امّا كتاب كشاف الدوريات العربية كه اثر مرجع ديگري است
نامها را بدون دگرگوني و به صورت طبيعي يادداشت كرده است؛ مثلاً عبدالله الجبوري
را به همين شكل و بدون تغيير ثبت كرده است.
اين اختلاف روشها براي
پژوهشگران بسيار مشكل آفرين است. براي چارهانديشي و رفع اين مشكلات آقايان خليفه
و عايدي اقدام به تأليف اين كتاب كردند.
قلب يا
جابهجايي اجزاي اسم اشخاص تحوّلي بود كه ابتدا در غرب رخ داد.[7]
آنگاه پس از توسعه كتابداري در كشورهاي عربي و اسلامي, ضرورت مستندسازي اسماء ضرورت اجتنابناپذيري شد.
از اينرو چند پروژه براي مستندسازي در چند كشور آغاز شد. يكي از آنها تأليف كتاب مداخل
الاسماء العربية القديمة است.
به دليل مرجع بودن اينگونه
آثار و هزينهبري زياد آن, نياز به حمايت دارد؛ امّا گويا نويسندگان بدون حمايت
كلان و ويژه, به تأليف پرداختهاند. در مقدمه گلايهمند از الكسو[8]
هستند مؤلّفان معتقدند انجام چنين پروژهها جزو وظايف الكسو است.[9]
مدخلسازي مؤلّفان[10]
مستندسازي[11] به دليل
اهميتي كه دارد در دستور كار ايفلا[12]
قرار گرفته و اين سازمان ضوابط و قواعد خاصي براي فهرستهاي مستند اسامي منطبق با
فرهنگهاي مختلف منتشر كرده است. مركزي نيز با عنوان دفتر بينالمللي كنترل
كتابشناسي[13] تأسيس شده
تا نظارت و تدبير امور مربوط به مستندسازي را برعهده گيرد.
البته, پيش از تأليف اين
اثر, كساني ديگر در جهان عرب به ضرورت اين كار پي برده و تأليفهايي داشتند. براي
نمونه محمود الشنيطي و عبدالمنعم السيد فهمي, مهمترين اسامي عربي قديم را گردآوري
و به صورت كتاب منتشر كردهاند.[14]
همچنين پيش از مداخل الاسماء, فهرستنويسان سعودي كتابي با عنوان مداخل
المؤلّفين و الأعلام العرب, چاپ كردند.[15]
رياست شئون كتابخانهها وابسته به دانشگاه رياض آن را پشتيباني ميكرد. از اينرو
سعوديها را ميتوان پيشتاز در فهرستنويسي نامها و مستندسازي آنها در جهان اسلام
دانست. ساختار كتاب مداخل المؤلّفين بسيار شبيه مداخل الاسماء است.
البتّه بين آنها تفاوتهايي وجود دارد.
گفتني است كه در عربستان
سعودي, ادارة فهرستنگاري و ردهبنديِ[16]
كتاب ديگري در اين زمينه منتشر كرد, و اسماء مستند شدة نويسندگان سعودي را فهرست
نمود.[17]
روش آن اينگونه است كه آخرين جزء را اول آورده و با فاصلة ويرگول بقيه اجزاي اسم
را در پي آن آورده است.
در ايران كتابخانة ملي از
حدود سه دهه پيش واحدي به نام مستند مشاهير ايران در بخش فهرستنويسي اين كتابخانه
تأسيس كرد و با تلاشهاي بيوقفة كارشناسان و محقّقان اين واحد كتاب فهرست مستند
اسامي مشاهير و مؤلّفان تأليف و اولين چاپ آن در 1356 منتشر شد.
اين فهرست شامل نام
نويسندگان, مترجمان, مؤلّفان, مصححان, هنرمندان, رجال و مشاهيري است كه از سال
1348-1375 به گونهاي در برگههاي فهرستشده موجود در كتابخانة ملي شناسه يا سرشناسه
قرار گرفتهاند. اين نامها فقط ايراني نيستند و مليّتهاي مختلف را هم شامل است. در
بررسي تطبيقي فهرست كتابخانه ملي ايران و كتاب مداخل الاسماء نكات
زير را مييابيم.
1. فهرست,
نامهاي جديد عربي را با مقلوب كردن, يعني آوردن جزء آخر نام در اول, مستند كرده است. در حالي كه مدخل الاسماء معتقد است نامها با همان شكل طبيعي كه
در صفحه عنوان توسط خودش نوشته شده آورده شود؛ مثلاً طه حسين و نجيب محفوظ
به همين صورت آورده شوند, ولي طبق نظر فهرست بايد به صورت حسين, طه و
محفوظ, نجيب ثبت شوند.
2. مرز زماني بين نامهاي
قديم و جديد در فرهنگ عربي به نظر فهرست 1800م, ولي به نظر مداخل
الاسماء, 1900م است.
3. مداخل الاسماء
منابع اطّلاعاتي و مستندات خود را آورده است؛ مثلاً ذيل الاحسايي, ابراهيم بن حسن,
مينويسد الاعلام 1/28؛ خلاصه اثر 1/18, اما فهرست منابع را
معرفي نكرده است.
4. در ضبط و ثبت نامهاي قديمي عليرغم اينكه هر دو توافق بر سر ضابطه دارند
و معتقدند بايد جزء اشهر در اول آورده
شود, امّا در مصاديق اختلافهايي دارند. براي نمونه اثيرالدين ابهري را از هر دو
نقل ميكنم:
فهرست
ابهري, اثيرالدين مفضل =
اثيرالدين ابهري, مفضل
اثيرالدين ابهري, مفضل بن
عمر ( -660؟ق)
ابهري, اثيرالدين
اثيرالدين, فضل بن عمر
مفضل بن عمر ابهري.
مدخل الاسماء
الابهري: اثيرالدين المفضل
بن عمر بن
المفضل السمرقندي, ( -663ق)
ابن المفضل: اثيرالدين
اثيرالدين الابهري
مؤلّفان در مقدمه, چهار
نظريه يا روش موجود در ضبط و ثبت اسامي را گزارش ميدهند. آگاهي به اين نظريات
ضروري است, زيرا به نحو مقايسهاي ما را با ساختار اين كتاب آشنا ميكنند.
اولين نظر اين است كه نامها
به همان شكل طبيعي كه در صفحه عنوان آمده است ثبت گردد. نظر دوم به تبعيت از
غربيها, طرفدار, قلب و دگرگوني است و معتقد است بايد آخرين جزء يا نام اشهر در
ابتدا آورده شود. مؤلّفان معتقدند اين نظر اشكال جدي دارد؛ زيرا با آوردن جزء آخر
به ابتدا, آن هم جزئي كه مبهمتر از شكل اصلي است, نميتواند شناسه اعراف باشد؛
مثلاً وقتي طه حسين به صورت حسين, طه نوشته ميشود. چون شناختهشدهتر نيست كسي به
دنبال چنين نامي نميگردد.
نظر سوم تفكيك بين نامهاي
عربي به قديم و جديد است. نامهاي پيش از 1800م را با آوردن جزء اشهر ثبت كنيم.
خواه جزء اشهر كُنيه يا لقب با نسبت يا اسم شخصي باشد؛ امّا نامهاي پس از 1800م را
به صورت طبيعي ثبت شود.
روش چهارم اين است كه نه چشم
بسته از غرب تقليد كنيم و نه همة نامها را با يك شيوه مستندسازي نماييم, بلكه اولاً آنها به دو دسته قديم و جديد و ثانياً آنها
را به گونههاي مختلف تقسيم و براي هر دسته ضوابط خاصي داشته باشيم. از
اينرو انواع اسمها را برشمرده و ضابطههايي بيان كرده است.
پس از
بررسي اين چهار ديدگاه, مؤلّفان نظريه پيشنهادي خود را ابراز كردهاند. اولاً آنها
تقسيم به
اسامي قديم و جديد دارند. اسامي قديم با آوردن
جزء اشهر در ابتدا ثبت ميشوند و اسامي جديد به همان وضع و شكل طبيعي آورده
ميشوند. البته مرز زماني را سال 1900م (يعني تاريخ وفات تا 1900م) قرار دادهاند.
اولين نامي كه آورده الاّب
كرمي است:
الاّب كرمي: دمني الدين
ابواسحاق ابراهيم بن سلمان المنطيقي
المنطيقي: ابراهيم
الجواهر المضية 1/39
الدسه الكافة 1/228
الدليل الشافي 1/12
الطبقات السية 1/228.
آخرين نام اليونيني:
شرفالدين ابوالحسن علي بن محمد بن احمد بن عبدالله (621-701ق) است. اطّلاعاتي كه
ارائه ميدهد عبارت است از:
- نام مستند شده.
- تاريخ تولد و وفات.
- نامهاي ارجاعي.
- عناوين منابع.
برخلاف فهرست كه
اطّلاعات مشكوك و مشتبه را مشخص كرده, اين كتاب اين اطّلاعات را بدون علامات ويژه
آورده است.
نويسندگان
از حدود دويست منبع قديم و جديد براي گردآوري اطّلاعات استفاده كردهاند كه مشخصات آنها در نخستين فهرست مصادر آمده است. يكي از اشكالات اين اثر اين است كه
مقدمه جامع و تحليلي ندارد.
هماكنون
تلاشهاي جهاني گسترده براي ساماندهي به مستندسازي نامها و توسعه اين حرفه است. ايفلا (IFLA)[18] در صدر
برنامههاي خود, مستندسازي را قرار داده است؛ زيرا هرگونه توسعه در امور كتابداري و اطّلاعرساني وابسته به
مستندسازي نامها به عنوان ستون فقرات و زيرساخت است. مناسب دارد در زمينة فرهنگ
اسلامي هم, به نامنگاري و مستندسازي توجه شود. غير از كتاب حاضر كه با رويكرد
عربي به مستندسازي نامهاي اسلامي پرداخته, پروژههاي مهم و جدي در حوزة اسلام سراغ
نداريم. البته دفتر تبليغات اسلامي در قم, پروژهاي با نام «فهرست مستندات اعلام و
مشاهير اسلامي» را در بخش اطّلاعرساني خود, در سال 1371 در تيراژ محدود چاپ ولي
انتشار عمومي نيافت. نيز مؤسسة پارسا در بين طرحهاي خود اين مهم را در نظر داشته,
ولي گويا هنوز به منصة ظهور نرسيده است.
اگر توجه شود كه هماكنون
مسلمانان پراكندگي جهاني دارند و از دورترين نقاط آسيا در چين و ژاپن تا آمريكاي
شمالي و جنوبي, مسلمانان سكونت دارند و هر كشور و ملتي به گونهاي نامهاي خود را
ثبت و ضبط مينمايد. نيز مسلمانان در پانزده قرن گذشته تمدن و فرهنگ بيبديلي عرضه
كرده و هزاران دانشمند و شخصيت عالي مقام داشتهاند, اولين گام براي اطّلاعرساني
و نيز براي ايجاد ارتباطات سازنده بين مسلمانان, همچنين براي معرفي تمدن و فرهنگ
اسلامي, سامان دادن به نامهاي شخصيّتهاي مسلمان است و هرچه زودتر آغاز شود, ثمرة
آن بيشتر است.
در پايان نميتوانم گلايه
خود را مطرح نكنم؛ با وجود مراكز پژوهشي فراوان در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي,
به ويژه مراكز متعدد اطّلاعرساني در قم در عرصة اطّلاعرساني اسلامي, هنوز نَه در
عرصة نامها و نَه در زمينة اصطلاحات مرجع قابل قبولي نداريم. با اينكه
زيربناييترين مهمّ براي هر پژوهشگر مسلمان در اختيار داشتن اصطلاحنامة اسلامي و
نامنامة مسلمانان است. به هيمن دليل است كه
كتاب Heading Subject منتشره توسط كنگرة آمريكا هنوز مبنا
و مرجع در اصطلاحنامهها است. البتّه براي كساني كه به شيوة علمي كار
ميكنند. متأسفانه اكثر مراكز به شيوههاي ذوقي و فردي و غير علمي كار ميكنند كه
از جرگة بحث بيروناند. اميدواريم مراكز اطّلاعرساني اسلامي اين انتظار اوليه و
عمومي را پاسخ گفته و نامنامه و اصطلاحنامهاي مضبوط و عالمانه عرضه نمايند.
پينوشتها
[1]. فهرست مستند اسامي مشاهير و مؤلّفان, تهران, كتابخانة
ملّي ايران, 1376, ويرايش دوم.
[2]. گاه به مستندسازي, دبيزش (Documentation) گفته ميشود (دانشنامة كتابداري
و اطّلاعرساني, پوري سلطاني, ص 146 و 390) و مستندسازي را بخشي از
دانش اسناد يا دكومانتاسيون دانسته و دبيزشكار يا دكومانتاليست را متخصص در
مستندساز معرفي ميكند (همان, ص 147). اما در نظام
بينالملل كتابداري و اطّلاعرساني,
مستندسازي به Authority Control معرف است.
[3]. مشخصات كتابشناختي: مداخل الاسماء العربية القديمية, دو
جلد, شعبان عبدالعزيز خليفه و محمّد عوض العايدي, چاپ اول, قاهره, المكتبة
الاكاديمية, 1996م, 1609ص.
[7]. مداخل الاسماء العربية القديمة, ص12.
[8]. سازمان عربي براي تربيت و فرهنگ علوم.
[9]. مداخل الاسماء العربية القديمة, ص20.
[14]. مداخل المؤلّفين العرب: الي عام 1215/1800م,
قاهره, /1961.
[15]. مشخصات كتابشناختي: مداخل المؤلّفين و الاعلام العرب,
ناصر محمد السويدان و محسن السيد العريني, رياض, دانشگاه رياض, 1980/1400ق, ص642.
[16]. ادارة الفهرسة والتصنيف.
[17]. الاسماء الاستنادية للمؤلّفين السعوديين, چاپ اول, رياض,
1998م/1419ق.
[18]. مخفف «فدراسيون بينالمللي انجمنها و مؤسسات كتابداري» كه در
1927م در ادينبورگ تأسيس شد و هدف از تأسيس آن گسترش همكاري در زمينة كتابداري و
كتابشناسي است.