معجم المطبوعات العربيّه و المعربّه

محمّد نوري

 

با اينكه صدها كتاب‏شناسي جديد و سايت اطّلاع‏رساني در دو ـ سه دهه اخير به ميدان آمده, ولي هنوز بسياري از پژوهشگران به اين كتاب, يعني معجم المطبوعات العربيّة و المعربّة كه در حدود هشتاد سال پيش تأليف و عرضه شده مراجعه مي‏كنند. اينجانب مشغول تأليف كتاب‏شناسي فقه اسلامي هستم و يكي از مراجعم همين كتاب است و گذشته در موضوعات مختلف اسلامي جهت كسب اطّلاعات به اين اثر مراجعه مي‏كنم؛ زيرا اطّلاعات سودمند, دقيق و بسيار خلاصه‏اي ذيل هر نويسنده يا هر اثر آورده است. با توجه به امكانات آن زمان كه با احتساب آغاز نگارش به حدود يك قرن مي‏رسد, خلق چنين كتاب‏شناسي اعجازبرانگيز است. امروزه برخي مراكز با مصرف كردن هزينه‏هاي نجومي, كارهايي به مراتب ضعيف‏تر از اين اثر عرضه مي‏كنند.

اين كتاب‏شناسي, آثار عربي منتشر شده در كشورهاي مختلف شرق و غرب از ابتداي ظهور صنعت چاپ تا 1339ق را گردآوري كرده است. يوسف اليان سركيس (1856-1933م) نويسندة اين فهرستواره, در اصل تاجر كتاب بود. او فن فهرست‏نگاري را از اروپائيان فراگرفت و براي كتابخانة خود, فهرستي تهيه كرد. سپس با استفاده از اطّلاعات كتابخانه‏هاي دارالكتب المصرية در قاهره و احمد تيمور و احمد زكي پاشا به توسعه و تكميل آن پرداخت.[1] در مرحله بعد اطّلاعات آثار منتشر شده ديگر كشورها را گردآوري كرد. اصل براي وي عربي بودن زبان كتاب نه محل چاپ آن بود.[2]

تأليف و نهايي‏سازي اين فهرست شانزده سال به طول انجاميد. از نظر اهميت, اين كتاب تأثير زيادي در ارتقاي فن كتاب‏شناسي در جهان اسلام داشت. حتّي در سير كتاب‏شناسي ايرانيان مثل خان‏بابا مشار مؤلف فهرست كتابهاي فارسي مؤثر بوده است.

از ميان پاره‏هاي جغرافيايي جهان اسلام, مصر از نظر فرهنگ و چاپ و نشر از قديم بر ديگر پاره‏ها تقدم و پيشرفت قابل توجهي داشته است. هنوز هم كه شرق دور به عنوان يك قطب مهم به


جهان اسلام ملحق شده‏اند و پاره تركيه پيشرفتهاي فراوان داشته و حتي قطب عربستان سعودي و كشورهاي خليج فارس بسيار پيشرفت كرده‏اند, مصر اهميّت خود را از دست نداده است و بسياري از آثار مصريها در اين كتاب معرفي شده است.

فهرست سركيس حدود يك سده و نيم را به خوبي پوشش مي‏دهد, و مشتمل بر حدود نُه هزار كتاب است.[3] از اين‏رو مي‏توان آن را كارنامه چاپ و نشر عربي در اين مدت دانست. سركيس مقدمه مفصلي درباره تاريخچه ورود صنعت چاپ به جهان عرب و نشر اولين آثار عربي نوشته است. اين مقدمه پيشينه طرح سركيس را نشان مي‏دهد و در واقع نشانه اين است كه با آگاهي و وقوف كامل به تدوين اين اثر پرداخت. مهم‏ترين تجربيات پيش از سركيس كه در كار او مؤثر بود بدين قرار است: براي اولين بار اروپاييها, فهرستهايي براي آثار شرقي تأليف و منتشر كردند. يكي از فهرستواره‏هاي مهم كتاب‏شناسي عرب[4] است كه توسط ويكتور شروين بين سالهاي 1886 تا 1922 در اروپا در دوازده جلد منتشر شد.[5]

در شرق براي اولين بار, دارالكتب المصريه در قاهره اهتمام ورزيد و فهرستي از منشورات خود را در ده جلد در 1308ق عرضه كرد.[6] پس از آن در 1313ق, فهرستي با عنوان اكتفاء القنوع في ما هو مطبوع[7] را مشتمل بر مشخصات آثار چاپي قديم و جديد منتشر كرد. البته, عبدالله افندي انصاري در كتاب جامع التصانيف المصرية الحديثة فهرست ده‏ساله (1301 تا 1310ق) از آثار منتشره در مصر را در اختيار پژوهشگران قرار داده بود. از اين نظر حق تقدم با او بود. ذكر برخي منابع كتاب‏شناختي و فهرستواره‏ها در اينجا به معناي معرفي همة كارهاي مهم پيش از سركيس نيست؛ چرا كه فهرستواره‏هاي حجيم و بزرگي و نيز از نظر تعداد عناوين, ده‏ها عنوان فهرستواره و كتاب‏شناسي پيش از او چاپ شده است كه معرفي همة آنها خود مقالة بلندي است. هدفم صِرفاً معرفي اهمّ آثار تأثيرگزار در كار سركيس بوده است.[8]

سركيس تمامي فهرستهاي پيشين را غيرجامع و داراي اشكال مي‏دانست. از سوي ديگر دوست داشت حوزه اطّلاعات خود را به بيرون از مصر گسترش دهد و اطّلاعات آثار چاپي ديگر كشورها را هم گردآوري كند. اما با امكانات و وسايل آن زمان جهت گردآوري اين اطّلاعات مرارت و رنج فراوان كشيد. در هر حال او فهرستواره‏اي با اين ويژگيهاي اصلي عرضه كرد:

-‏ بر اساس نام مؤلفان نه عناوين كتب تنظيم شده است. اساس شهرت يا نام اشهر نويسنده بوده است.

-‏ پس از نام زندگينامه مختصري از نويسنده عرضه شده است. در اين زندگينامه, تاريخ تولد و وفات, تخصص, فعاليتها و حوادث مهم زندگاني او آمده است.

-‏ سپس عناوين آثار را به ترتيب الفبايي عرضه كرده است. تاريخ و محل چاپ و پاره‏اي اطّلاعات ديگر مانند تاريخ اتمام نگارش را ياد كرده است.

-‏ كتابهاي چاپ سنگي در كشورهاي هند و پاكستان و ايران را نياورده است.

-‏ سركيس فقط اطّلاعات كتابهاي چاپ شده غير خطي, خواه عربي يا ترجمه به عربي, را گردآوري مي‏كرد. به همين دليل هم در نام كتابش سه واژه مطبوعه, عربيه و معربه را آورد.

پس از آخرين نام (يونس وهبي), چند فصل ضميمه دارد:

1.‏ مجموعه‏ها, اين آثار چون چند نويسنده‏اي است در فصل مستقلي و ذيل علوم مختلف طبقه‏بندي كرده است.

2.‏ كتابهاي مجهول المؤلف اين آثار را به ترتيب الفباي عنوان مرتب شده‏اند و آثار هر كشور را مجزا آورده شده است.

اولين چاپ در 1928 در مطبعه سركيس قاهره به انجام رسيد. كتابخانه آيت‏الله نجفي مرعشي در قم آن را افست و در 1410ق منتشر كرد.

اين اثر به دليل اينكه جزو اولين كتاب‏شناسيها در زمينة اسلام و مسلمانان است, بايد در زمرة كارنامه كتاب‏شناسي اسلامي ثبت گردد و در تاريخ كتاب‏شناسي اسلامي مورد توجه قرار گيرد. ديگر سو اينكه اين كتاب در جريان كتاب‏شناسي ايران مؤثر بوده است, زيرا خان‏بابا مشار, كتاب مهمش, يعني فهرست كتابهاي چاپي فارسي را بر اساس آن پي ريخت و ساخت.[9]

 

پي‏نوشتها

 



[1]. موسوعة المصادر والمراجع, عبدالرحمن عطيه, ص127.

[2].‏ مدخل لدراسة المراجع, عبدالستار الحلوجي, ص88.

[3].‏ فهرست‏نامة كتاب‏شناسيهاي ايران, ايرج افشار (تهران, بي‏تا), ص102.

4. Bibligraphie des Ouvrages arabes by Victor Chaurin.

[5].‏ براي مشخصات اين اثر نگاه كنيد به فهرست‏نامه كتاب‏شناسيهاي ايران از ايرج افشار, ص 96-98.

[6].‏ اين مطلب متعلق به سركيس در مقدمه معجم المطبوعات است. در مقابل آن اطّلاعاتي از فهرستهايي است كه در دارالكتب تدوين شده و مربوط به سالها قبل از 1308ق است. مانند الكت العربية المحفوظة بالكتابخانة الخدوية كه در هفت جلد بين سالهاي 1301 تا 1308ق و فهرست الكتب التركية الموجودة في الكتابخانة الخدوية كه در 1306ق / 1889م منتشر شد (نگاه كنيد به كتاب دارالكتب المصرية, ايمن فواد سيد, ص 63 تا 66.

[7].‏ مشخصات كامل اين اثر اين‏گونه است: اكتفاء القنوع بماهو مطبوع من اشهر التأليف العربية في المطابع الشرقية و الغربية, ادوارد فنديك, به كوشش سيدمحمدعلي الببلاوي, فجالة (مصر), 1896م / 1313ق, 677ص.

[8].‏ آقاي افشار در فهرستنامه, اطّلاعات مفيدي از بيش از ده عنوان مأخذشناسي قديمي عرضه كرده است. به ويژه دربارة كتاب‏شناسيهايي كه غربيها در حوزة كتب عربي منتشر كردند, اطّلاعات جامعي عرضه كرده است (ص92 به بعد) نيز كتاب الدليل الشامل لمراجع العرب, نوشتة سعود بن عبدالله الحزيمي (قاهره, دارالفجر, 2001م) منبع سودمندي در اين زمينه است.

[9].‏ كتاب فهرست كتابهاي چاپي فارسي (تهران, ترجمه و نشر كتاب, 1337) حدود پنجاه سال پيش منتشر شد و به لحاظ زماني چند دهه از كار سركيس تأخر دارد. مشار چون سركيس كه به گردآوري اطّلاعات كتب عربي در جهان اقدام كرد, به گردآوري كتب فارسي در كشورهاي مختلف اهتمام ورزيد و نام و نشان 15000 اثر را گردآوري كرد.