كتاب‏سنجي

محمّد نوري*

 

اطّلاع‏رساني, مثل ديگر علوم و فنون با سرعتي مافوق تصور رو به توسعه و پيشرفت است. امّا به مصداق «كوزه‏گر از كنداله آب مي‏نوشد» اطّلاع‏رساني كمتر پيشرفتهاي خود را به اطّلاع رسانده است. يك گوشه از دانش و حرفة اطّلاع‏رساني, كتاب‏شناسي[1] يا كتاب‏شناختي[2] است كه در دهه‏هاي اخير, دانش مستقل و با ابعاد پيچيده شده است.[3]

قائدة «تطابق توسعة علم با زايش و تفريع آن» در اين زمينه هم جاري است و از كتاب‏شناسي چند دانش جديد جدا شده و هر كدام به صورت علمي نوين پا به عرصة منظومة علوم بشري نهاده‏اند. از چند دهة اخير[4] كتاب‏سنجي يا ببليومتري,[5] از درون كتاب‏شناسي تفريع شد و امروزه در مراكز پژوهشي و آموزشي مورد توجه جدي است؛ زيرا آثار مطلوبي براي فرهنگ بشريت به ارمغان آورده است. ولي همگان اذعان دارند كه كتاب‏سنجي چون همگن‏هايش, يعني اطّلاع‏سنجي[6] و كتاب‏سنجي[7] نوپا است. ولي علي‏رغم نوباوگي آن, تأثيرات گسترده در حوزة كتاب داشته است.[8]

تاريخچة پيدايش: هرگونه برنامه‏ريزي براي تأليف يا انتشار يك اثر, به ويژه در آثار گران قيمت مرجع, منوط به: در اختيار داشتن اطّلاعاتي دربارة ميزان نياز اجتماعي به اين اثر, ميزان هزينه‏ها و برگشت هزينه‏هاي مصرفي است. اگر اين اطّلاعات از طريق آمارگيري كتاب‏سنج‏ها به دست آيد دقيق‏تر است و برنامه‏ريزي و تصميم‏سازي را تسهيل مي‏نمايد.

در دورة جديد, اجراي هر پروژه بايد توجيه اقتصادي و دوم توجيه اجتماعي با پاسخ‏گويي به نياز ملي داشته باشد. با سيطرة انديشة اقتصادي, در اجراي هر پروژه از جمله تأليف يك اثر, سود و زيانها بايد سنجيده شود و دورة زماني و صورت هزينه‏هاي آن دقيقاً فهرست شود, و بالاخره برنامة واقع‏بينانه‏اي تدوين و آنگاه كار تأليف آغاز شود. همة اين مراحل با كمك «ببليومتر» انجام‏پذير است.

اولين بار در سال 1922م هولم[9] به اين نياز در عرصة امور كتابداري پي برد و اصطلاح ببليومتريكس را به كار گرفت. پس از او پريچارد[10] در سال 1969 به هنگام آرشيو كردن اسناد, ببليومتري را تحليل كرد و براي آن مباني ويژه‏اي در نظر گرفت و ابعاد آن را برشمرد.[11] او كتاب‏سنجي را به «مطالعة كميت‏پذير فرايند ارتباطات مكتوب» تعريف كرد.[12] امّا هنوز ببليومتري به كتاب‏شناسي قدم نگذاشته بود. تا اينكه از دو دهة قبل در كتابخانه‏ها, در كتابداري, در پايان‏نامه‏نگاري, و بالاخره در تأليف كتاب و مقاله به عنوان يك فن به كار گرفته شد. و ده‏ها كتاب و مقاله دربارة آن نوشته و عرضه كردند.[13]

نخستين بار آقاي احمد عبدالقادر المهندس با پژوهشهاي دقيق در اين زمينه و نشر چند مقاله از جمله مقاله‏اي در مجلة عالم الكتب, بررسي دربارة ابعاد اين حرفه را توسعه داد.[14] به ويژه اين حرفه را به مرجع‏پژوهي برد و كتابهاي مرجع موجود در فرهنگ عربها را با اين روش تحليل كرد. پس از او نوبت به حزيمي رسيد و با تأليف كتاب مراجع العرب: دراسة ببليومترية تحليلية[15] منطق تحليلهاي آماري در زمينة مراجع را, عمق و گسترش بخشيد. آنگاه نوبت به پژوهشگران ديگر مثل هاشم فرحات[16] رسيد. از كارهاي استثنايي آقاي فرحات بررسي كتاب ايندكس اسلاميكس[17] به روش ببليومتري است.[18] ايندكس از فهرستهايي است كه شصت سال سابقة نشر دارد و در هر دوره تمامي آثار منتشره در حوزة اسلام را فهرست مي‏كند. موفقيت بررسي ايندكس با روش ببليومتري, در واقع موفقيتي براي خود ببليومتري بود و اين حرفه را چندين گام پيش راند و توجه بسياري را مجذوب اين حرفه نمود.

تمراز (احمد بن علي تمراز) از جمله پژوهشگراني بود كه با علاقه در اين زمينه كوشيد و چند كار پژوهشي عرضه كرد.[19] و حزيمي (سعود بن عبدالله الحزيمي)[20] را بايد جزو نظريه‏‏پردازان اصلي  ببليومتري در فرهنگ عربي دانست. بعد از اينها, عامر ابراهيم قندليجي مهم است.[21]

قلمرو و شمول: كتاب از نظر كاغذ, تحليل خاص مي‏طلبد؛ از نظر سبك ادبي و ادبيات آن بررسيهاي ديگري بر مي‏تابد؛ و... ؛ از منظر اجتماعي هم بررسيهاي ويژه خود را مي‏طلبد. وقتي از منظر اجتماعي به كتاب نگاه مي‏كنيم آن را سه بعدي مي‏يابيم, قشر پديدآورنده به عنوان يك طبقه از جامعه, قشر مصرف‏كننده و خواننده و بالاخره جامعة توليدكننده مثل ناشر, پخش‏كننده وكتاب‏فروش.

به هر حال وقتي كتاب عضوي از جامعة انساني شد و پديده‏اي با مشخصات اجتماعي گرديد, منشوري سه بعدي مي‏شود كه هر بُعد آن با زبان آمار, تبيين‏پذير است.

اين آمارها بيان‏كنندة كميّتهاي پديدآورندگان, مثل تعداد نويسندگان در دوره‏هاي سنّي مختلف, تعداد مترجمان, تعداد مصححان و... مي‏باشد.

كميّتهاي پايگاه اجتماعي مؤلفان, مثل تعداد زنان و مردان, جوانان و پيران, تعداد تركهاي نويسنده يا لرها يا... و... .

نيز كميّتها مصرف‏كنندگان, مثل شاخصهاي پايگاه, شغل, نوع نيازها و... توسط اين آمارها بيان مي‏شود. كميّتهاي توليدكنندگان, مثل شاخصهاي اقتصادي ناشران, سطح معلومات كتاب‏فروشان, پراكندگي كتاب‏فروشان در سطح استانها و شهرها نيز عرضه مي‏شود.

بنابراين, دانش كتاب‏سنجي, همة قلمروهاي فوق را پوشش مي‏دهد. امّا دغدغه و اولويت اصلي كتاب‏سنجي پرداختن به موضوع كتابها نسبت به كل آثار منتشره در يك دوره است, يعني كتابهاي نشر يافته مثلاً در يك سال در يك كشور را تفكيك موضوعي مي‏كند آنگاه سهم و درصد هر موضوع را در كل آمار مشخص مي‏نمايد.

اين تبيين مربوط به جامعة علمي مصرف‏كننده و نيز پديدآورنده است, زيرا برآيند تعاملات دو قشر پديدآورنده و مصرف‏كننده به نتيجه‏اي منتهي مي‏شود كه دربارة موضوعاتي تأليف نمايند و به چاپ بسپارند. به عبارت ديگر انتشار يك اثر تابع متغيرهاي متعدد است كه عمده‏ترين آنها, تصميم جامعة علمي است.

ديگر نكتة مهم اينكه بيشتر كتاب‏سنجها علاقه‏مند به كار روي آثار مرجع بوده‏اند, زيرا آثار مرجع زيربنايي‏تر و مؤثرترند.[22] يك دليل مهم كه مغفول واقع شده كثرت هزينة اقتصادي آثار مرجع است. هر اثر مرجع چند برابر بيشتر هزينه مي‏طلبد. از اين‏رو كتاب‏سنجها با بررسيهاي آماري, درستي يا نادرستي تصميم پديدآورنده را هويدا مي‏سازند.

هويت و كاركرد: الن ريچارد در تعريف كتاب‏سنجي گفته است: به كارگيري روشهاي رياضي و آماري در بررسي چاپ و نشر, استفاده, كتابخانه و كتابداري و تحقيقات و توليد كتاب و مقاله و ساير ابزارهاي تبادل افكار انساني را كتاب‏سنجي گويند.[23]

در فارسي به نامهاي كتاب‏سنجي, كتاب‏شناختي آماري, كتاب‏پژوهشي آماري و بررسي آماري كتاب, از آن ياد مي‏شود.[24] مهم‏ترين ويژگي اين دانش, تركيبي بودن آن يا به عبارت ديگر بين‏العلومي بودن آن است, يعني علمي است كه بر شانة دو علم آمار و كتاب‏شناختي سوار است. به عبارت ديگر كتاب‏شناختي‏اي است كه يافته‏هاي خود را با زبان آمار بيان مي‏كند.

گفتني است كه از وقتي آمار به كمك اقتصاددانان, سياستمداران, جامعه‏شناسان و ديگر كارشناسان آمد, تحولات زيادي در پي داشت؛ به ويژه در حوزه كارآمدي مديريتها افشاگر بسياري از اسراري بود كه نمي‏خواستند بر مَلا شود.  همين تجربه در عرصة كتاب‏شناسي تكرار شد و ورود آمار به عرصة كتاب‏شناسي يا كتاب‏شناختي, به اين حرفه پويايي و كارآمدي بخشيد.

كتاب‏شناختي[25]كه فن توصيف كتاب از لحاظ نويسنده, ويرايشها, انتشار, شكل ظاهري و محتويات كتاب است و كتاب‏شناسي[26] كه مطالعة شكل مادي كتاب با مقايسة چاپها و شكل ظاهري است, آمار را به سه منظور به خدمت مي‏گيرد:

1.‏ بررسي مقايسه‏اي و تطبيقي بين انواع فيلدهاي اطّلاعاتي دروني يا دروني با بيروني.

2.‏ بررسي تحولات در زمينة هركدام از فيلدهاي كتاب‏شناختي يا كتاب‏شناسي.

3.‏ توصيه و ارائة راه‏كار براي آينده.

زبان آمار, ارقام و اعداد است. از اين‏رو كتاب‏پژوهان اطّلاعات موجود يا وضعيت مطلوب را مي‏توانند با اين زبان بيان كنند و توضيح دهند. البته اين زبان متفاوت از ادبيات توصيف است كه با حروف و كلمات سخن مي‏گويد. هميشه اين‏گونه نيست كه يك موضوع كتابي را به دو زبان بتوان بيان كرد. بلكه بين آنها عموم و خصوص من وجه است و در برخي جهات اشتراك دارند. بنابراين قضاياي كتابي دو صورت زير را دارد:

1.‏ با زبان آمار, برخي مسائل تبيين مي‏شود كه با زبان عادي نمي‏توان به بيان آنها پرداخت.

2.‏ برخي مسائل هست كه با هر دو زبان قابل بيان است.

تخصيص به آثار مرجع: متخصصان ببليومتري علاقه‏مند به اعمال اين حرفه در عرصة كتابهاي مرجع‏اند. از بين كارهاي ببليومتري كه تاكنون منتشر شده, بيشتر آنها دربارة آثار مرجع است. منظور از آثار مرجع موضوعات زير است:

دايرة‏المعارف (نيز به فارسي دانشنامه, به عربي موسوعه, به انگليسي Encyclopedia), كتاب‏شناسي, مقاله‏نامه, چكيده‏نامه, راهنماي مكانها, كتاب دستورالعمل (Manual به عربي كتاب ارشادي), سالنامه (Year Book, به عربي كتاب سنويه), اطلس و نقشه جغرافيايي (به عربي مراجع جغرافية), دستنامه (Hand Book, به عربي كتاب ميسره) (شامل مطالب اساسي و مهم در يك موضوع براي نيازهاي ضروري و با روش آسان استفاده), راهنما (Directory, به عربي كشاف) فهرست الفبايي از نامهاي اشخاص يا سازمانها و غيره است, راهنماي موضوعي (Subject guide, به عربي مرجع مخصص), لغتنامه (Dictionary, به عربي معاجم), فرهنگنامه زندگينامه (به عربي معاجم التراجم).

معمولاً پنج شاخص براي آمارگيري در عرصة كتابهاي مرجع هست:

-‏ جنبة شكلي,

-‏ جنبة موضوعي,

-‏ مكان چاپ و نشر يا مكان تأليف,

-‏ جنبة زماني يا زمان نشر,

-‏ تراثي يا معاصر بودن اثر.

حزيمي تمامي كتابهاي مرجع منتشر شده در كشورهاي عربي را بر اساس پنج شاخص فوق بررسي آماري كرده است.[27] بعداً نمونه‏هايي از كار او را مي‏آورم.

متأسفانه در ايران هنوز, آثار مرجع مورد توجه قرار نگرفته است. شايد به همين دليل است كه تحليلهاي واقع‏بينانه از آثار مرجع عرضه نمي‏شود و مرجع‏نگاري با اينكه در ايران از استعدادها و بنيه‏هاي خوبي برخوردار است, ولي ضعفهاي جدي دارد. عدم اهتمام به اين فن به مديريت مراكز مرجع‏نگاري باز مي‏گردد.

نمونه‏هايي از عمليات ببليومتري: جهت آشنايي با اين دانش نمونه‏هايي از آمارهاي ثبت شده در حوزة اسلام و  ايران را مي‏آورم. اين اطّلاعات مربوط به وضعيت آثار مرجع در كشورهاي عربي است:

پراكندگي كتاب‏شناسيها در عرصة علوم انساني

-‏ كتاب‏شناسيهاي عمومي اسلام, 18 عنوان, 8/16 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيهاي علوم قرآن, 7 عنوان, 5/6 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيهاي علوم حديث, 8 عنوان, 5/7 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيهاي فقه, 8 عنوان, 5/7 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيهاي ادبيات عرب, 13 عنوان, 2/12 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيهاي علوم ادبي, 29 عنوان, 1/27 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيهاي ورزش و ديگر فنون عملي, 24 عنوان, 4/24 درصد.

جمع كل كتاب‏شناسيها 107 عنوان, 100 درصد.

اين آمارها نشانگر اين است كه مسلمانان در عرصة علوم ادبي بيشترين كتاب‏شناسيها را تأليف كرده‏اند. در مقابل در علوم قرآن كمترين عنوان, يعني 5/6 درصد را داشته است. در مجموع 107 عنوان كتاب‏شناسي در عرصة اسلام و در چارچوب علوم انساني  عرضه شده است.

پراكندگي راهنماهاي (كشاف) اسلامي در محدودة علوم انساني اين‏گونه است:

-‏ راهنماهاي اسلامي عام, 2 عنوان, 6/0 درصد.

-‏ راهنماهاي قرآن كريم, 64 عنوان, 6/18 درصد.

-‏ راهنماهاي كتب علوم قرآني, 16 عنوان, 6/4 درصد.

-‏ راهنماهاي حديث, 213 عنوان, 62 درصد.

-‏ راهنماهاي كتابهاي فقه, 22 عنوان, 4/6 درصد.

-‏ راهنماهاي كتابهاي فرق و مذاهب, 3 عنوان, 9/0 درصد.

جمع عناوين 320 عنوان, جمع درصدها, 100 درصد.

اين جدول نشانگر 6/0 درصد در زمينة راهنماهاي عمومي اسلامي در عرصة علوم انساني و بيشترين حجم مربوط به حديث است.

توزيع كتابهاي مرجع اسلامي فقط در زمينة علوم انساني اين‏گونه است:

-‏ مراجع عمومي, 48 عنوان, 7/2 درصد.

-‏ مراجع قرآن كريم, 214 عنوان, 2/12 درصد.

-‏ مراجع حديث نبوي, 552 عنوان, 4/31 درصد.

-‏ مراجع فقه, 133 عنوان, 5/7 درصد.

-‏ مراجع فرق و مذاهب, 54 عنوان, 3 درصد.

-‏ مراجع لغت, 213 عنوان, 1/12 درصد.

-‏ مراجع ادبيات, 316 عنوان, 9/17 درصد.

-‏ مراجع فلسفه, 58 عنوان, 3/3 درصد.

-‏ مراجع علم النفس, 34 عنوان, 9/1 درصد.

-‏ مراجع علوم عملي و ورزش, 141 عنوان, 8 درصد.

جمع كل عناوين 1763, 100 درصد.

جدول پراكندگي حديث نبوي اين‏گونه است:

-‏ معاجم الفبايي متون حديث, 35 عنوان, 3/6 درصد.

-‏ معجمهاي غريب الحديث, 34 عنوان, 2/6 درصد.

-‏ معجمهاي تراجم حديث, 265 عنوان, 48 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيها, 8 عنوان, 4/1 درصد.

-‏ فهارس (كشافات) حديث, 203 عنوان, 8/36 درصد.

-‏ معاجم امثال حديث, 7 عنوان, 3/1 درصد.

مجموع, 552 عنوان, 100 درصد.[28]

همين پراكندگي موضوعي در فقه داراي جدول زير  است:

-‏ دايرة‏المعارفها, 30 عنوان, 6/22 درصد.

-‏ معجمها, 29 عنوان, 8/21 درصد.

-‏ معاجم تراجم فقهاء, 44 عنوان, 33 درصد.

-‏ كتاب‏شناسيها و كشافها, 30 عنوان, 6/22 درصد.

مجموع 133 عنوان, 100 درصد.[29]

آمارهاي مختلف انواع كتابهاي مرجع در رشته‏ها مختلف علوم اسلامي ثبت شده و درصد آنها محاسبه گرديده, نيز نسبت‏سنجي شده است. به طوري‏كه هم اكنون به راحتي مي‏توان دانست در كدام رشته و موضوع, چه اندازه كار شده است و وضعيت علوم مختلف نسبت به كل به راحتي معلوم مي‏شود.

همة اينها با كوشش كتاب‏سنجهاي عرب به دست آمده است, ولي در ديگر نقاط جهان اسلام مثل ايران, تركيه, آسياي ميانه, شبه قاره و آسياي دور هنوز چنين آمارهايي در دست نيست. روزي كه آمارهاي تمامي نقاط جهان اسلام ثبت و ضبط شود, پژوهشهاي اسلامي هم سمت و سوي درست‏تري پيدا خواهد كرد.

شرح وظايف و انتظارات: اگر به كتاب الفهرست ابن نديم سر بزنيم مي‏بينيم كه علي‏رغم اشتمال بر هزاران مدخل اطّلاعاتي, هيچ نوع آمار و عدد و ارقامي در آن به چشم نمي‏خورد. ديگر كتابهاي اطّلاع‏رساني هم به همين شكل است و فقط با توصيف لغوي به بيان اطّلاعات پرداخته و جايگاهي براي توصيف آماري در نظر نگرفته‏اند.

اساساً در فرهنگ اسلامي نوعي قياس‏گرايي و عدم اهتمام به كميت و آمار سيطره داشته است و بخشي از ضعفهاي اين فرهنگ در عرصة تحقق خارجي و عيني مربوط به همين علت است.

ولي كتاب‏شناسيهاي جديد تلاش كردند همان‏گونه كه مجهز به سيستمهاي كامپيوتري براي جست‏وجوي راحت‏تر شده‏اند, مجهز به زبان آمار براي تحليل دقيق‏تر اطّلاعات بشوند. در اينجا مي‏خواهيم بدانيم, پس از تجهيز كتاب‏شناسي به كتاب‏سنجي چه شرح وظايفي براي آن در نظر گرفته‏اند و چه انتظارات جديدي از آن مي‏رود:

نخستين كمك كتاب‏سنجي, تسهيل برنامه‏ريزي و آسان كردن طرح و برنامه براي دستگاههاي تصميم‏ساز و مجري است. بدون مدلهاي كمي تصميم‏گيري مشكل است. لذا ابعاد مختلف يك اثر علمي را بايد به واحدهاي كمي تبديل كرد. «كتاب اسلامي» به عنوان يك پديده مهم در فرهنگ اسلامي كه ابعادي, مثل معنويت اجتماعي, چاپ و نشر, توليد و نويسندگي دارد نياز به برنامه‏ريزي جدي دارد, زيرا هم اكنون در عرصة «كتاب دين» چندين مكتب و دين از جمله يهود, مسيحيت و اسلام رقابت دارند و هر كدام تلاش مي‏كنند بازارهاي جهاني را به دست گيرند.

مسلمانان براي بردن اين رقابت و موفقيت در اين زمينه ناگزيرند برنامه‏ريزيهاي كشوري, منطقه‏اي و جهاني داشته باشند. از يك‏سو متفكران متخصص و زبده‏تر را به كار گيرند, از سوي ديگر نيازهاي كاربران و مصرف‏كنندگان و سلايق آنها را بشناسند تا كتابهايي متناسب با سلايق و نيازهاي آنها توليد كنند.

دومين وظيفه‏اي كه بر گردن كتاب‏سنجي نهاده‏اند, اصلاح و بهينه‏سازي مديريت كتابخانه‏ها است. بناچار بايد در هر واحد كتابخانه و آرشيو اسناد و مدارك, يك بخش كتاب‏سنجي داير شود. خوشبختانه در اين زمينه مسلمانان پيشينة درخشاني دارند. كتابخانه‏هايي بسيار پيشرفته در قرون چهارم تا هفتم قمري در نيشابور, قاهره, بغداد و ديگر شهرهاي بزرك بلاد مسلمانان فعاليت داشت. مديريت كتابخانه‏اي مثل كتابخانه فاطميان قاهره با روشهاي مدرن به اداره آن مي‏پرداخت.

آمارهاي باقي‏مانده نشانگر اين است كه مديريت اين كتابخانه, نيازهاي عمومي را به زبان آمار به دست آورده و براي رفع آنها, بودجه‏بندي, و اختصاص امكانات را به زبان آمار بيان كرده است.[30]

كتابدار بايد نيازها و خواستهاي ارباب رجوع را در نظر گيرد و بر اساس آن كتاب تهيه كند. از سوي ديگر بايد بداند چه آثاري با استقبال بيشتري مواجه‏اند و چه آثاري كمتر مورد توجه قرار مي‏گيرند؛ و هزينه‏هاي كتابخانه را بايد بداند. همة اينها به زبان آمار و اعداد و ارقام نياز دارد.

غير از دو زمينة فوق, كتاب‏سنجي بايد تكليف ناشر, نويسنده و مصرف‏كننده را در زمينه‏هاي زير روشن كند:

-‏ توزيع موضوعي كتاب نسبت به اقشار جامعه و ردة سنّي مطالعه‏كنندگان.

-‏ امانت و گردش كتاب در كل جامعه و در بخشهايي از جامعه.

-‏ مستندات آثار نسبت به اخذ و اقتباسها, سرقت و رونويسي, ابتكار و نوآوري.

-‏ مقالات نشريات و انواع پراكندگي آنها.

-‏ تيپ و صنف نويسندگان.

-‏ كهنگي و جديد بودن آثار, نيز نوبت چاپ هر اثر.

-‏ زبان آثار و نژاد پديدآورندة اثر.

-‏ اخذ از منابع خارجي و غير اسلامي.

به هر حال در همة اين زمينه‏ها بايد آمارهاي گويا و متنوع در دسترس باشد تا پژوهشگران و مديران با مراجعه به آنها بتواند براي توليد, پخش, فروش و ده‏ها فرايند فرهنگي ـ اجتماعي تدبير داشته باشند.

لزوم توجه به كتاب‏سنجي در كتاب اسلامي: روزي مسلمانان در بسياري علوم پيشتاز بودند و عنان علوم به دست دانشمندان مسلمان بود؛[31] متأسفانه, در دورة جديد شاهد انحطاط علمي مسلمانان هستيم.  مراكز پژوهشي و علمي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي بيشتر در بند زرق و برق اداري و ارتقاي محيط مديريتي‏اند و به دليل انفصال اغلب اين مراكز از نخبگان, از توان فكري محدودي برخوردارند و نمي‏توانند پيشقراولي خود را به اثبات برسانند. در همين قضيه كتاب‏سنجي, انبوهي از مراكز اطّلاع‏رساني فعّال, كداميك در عرصة كتاب‏سنجي طرح و نوآوري داشته‏اند. سخن از بررسي آكادميك صرف نيست تا اشكال شود به فلان مركز چه ربطي دارد در اين زمينه تحقيق كند, بلكه سخن بر سَر اين است كه كتاب‏سنجي امروزه يكي از مكانيسمهاي توسعه و ارتقاي اطّلاع‏رساني است و بدون كتاب‏سنجي, دست يافتن به اطّلاع‏رساني مناسب و مطلوب تقريباً محال است. با اين فرض, بايد پرسيد كدام مركز اطّلاع‏رساني چه قدمي در اين راه برداشته است تا نامش در تاريخ اطّلاع‏رساني اسلامي ثبت گردد.

هم‏اكنون فعاليتهاي زيادي در عرصة جهاني در زمينة كتاب‏سنجي در جريان است, وقتي فدراسيون بين‏المللي سندپردازي (فيد) بر توسعه كتاب‏سنجي تأكيد ورزيد, قرار شد: تشكيل همايشهاي بين‏المللي دربارة كتاب‏سنجي هر سال انجام و عرضه شود و برنامه‏هاي آموزشي در سطح تحصيلات عالي برنامه‏ريزي گردد. ايران با اينكه توانايي‏هاي بالقوه فراواني دارد, در هيچ‏كدام از اين زمينه‏ها پيشنهادي مطرح نكرده و قدمي پيش نگذاشته است؛ مثلاً آلمان فرصت را اصطياد كرد و جهت هماهنگي فعاليتهاي بين‏المللي كتاب‏سنجي, دبيرخانه‏اي به نام مؤسسه اطّلاع‏سنجي بيلد فلد[32] داير كرد[33] تا بر انواع فعاليتهاي اين قلمرو سيطره و نفوذ داشته باشد.

بنده به عنوان كسي كه بيش از دو دهه در عرصة اطّلاع‏رساني اسلامي حضور داشته معتقدم چند اقدام عاجل در عرصة كتاب‏سنجي اسلامي بايد انجام گيرد:

1.‏ نشستي يك روزه با حضور مراكز فعال اطّلاع‏رساني داخلي تشكيل گردد و راه‏كارهاي توسعه كتاب‏سنجي اسلامي بررسي گردد. در همين نشست مديرعامل و دبيرخانه‏اي انتخاب گردد تا با ايجاد يك تشكيلات فعال, اين حركت را پايه‏ريزي نمايد.

2.‏ دبيرخانه كتاب‏سنجي اسلامي برنامه‏اي براي تشكيل گردهم‏آيي مراكز اطّلاع‏رساني اسلامي در سراسر جهان كارشناسي كند و پس از برپايي اين اجلاسيه, تصميمهاي مهم زير به تصويب رسد:

-‏ كميته كتاب‏سنجي اسلامي جهاني.

-‏ تأمين مخارج آن با پرداخت حق عضويت اعضاء.

-‏ برگزاري اجلاس هر شش ماه يا هر سال و بررسي پيشنهادات.

در پايان متذكر مي‏شوم كه تا وقتي اين اقدامات زيربنايي انجام نشود سخن از توسعه علم شعاري بيش نيست؛ و وقتي مراكز قدرتمندي مثل «گوگل» و «ياهو» در جهان فعالند و از طريق كارشناساني مثل كتاب‏سنج‏ها پشتيباني مي‏شوند نبايد انتظار داشت, ايران يا ديگر كشورهاي جهان اسلام كه هنوز در آغاز راه هم نيستند و اساساً به راه نيامده‏اند بتوانند زيرساختهاي علوم را با اطّلاع‏رساني تأمين كنند.

 

پي‏نوشتها



* محمّد نوري (1340-  ) دانش‏آموختة حوزه و دانشگاه است. وي كتابها و مقالات پرشماري در زمينه‏هاي مختلف به ويژه در زمينة كتاب‏شناسي و دانشنامه‏نگاري تدوين كرده است.



1. Bibliography

2. Bibliographic

[3]. در مقالة نسبتاً بلندي تحولات هزار سالة كتاب‏شناسي را توضيح دادم. اين مقاله به صورت مقدمة جلد اول مرجع 78 از سوي مؤسسة پارسا منتشر شد.

[4]. آقاي حزيمي معتقد است سابقة كتاب‏سنجي به عنوان يك حرفه يا يك علم به دو دهة گذشته برمي‏گردد هرچند از 1922م, يعني نزديك به 90 سال از ورود اصطلاح ببليومتري به عرصة كتابداري و كتاب مي‏گذرد. (مراجع العرب, ص18).

5. Bibliometrics

      اين واژه در عربي اغلب به ببليومتري يا ببليوجرافية حصرية ناميده مي‏شود.

6. Informetrics

7. Scientometrics

[8]. دايرة‏المعارف كتابداري و اطّلاع‏رساني, ويراستة عبّاس حُري, ج1, ص239.

9. Hulme

10. Pritchard

[11]. «الاساليب الببلبومترية في الادارة المكتبة», احمدعلي تمراز, حولية المكتبات والمعلومات, مجلد1 (1405-1406ق), ص 133-134.

[12]. دايرة‏المعارف كتابداري و اطّلاع‏رساني, ويراستة عبّاس حري, ج1, ص 239.

[13]. «الاحصاء الببليوجرافي (الببليومتريكس) و استخداماته في الدراسات العربية», عامر ابراهيم قنديلجي و ايمان فاضل السامرائي, المجلة العربية للمعلومات, شماره1 (1997م), ص95.

[14]. «العلوم التطبيقية في المراجع المعجمية العربية», عالم الكتب, مجلد22 (رجب ـ شعبان 1421).

[15]. اين اثر توسط كتابخانه ملي ملك فهد در رياض, 2001م منتشر شد.

[16]. سعودي الاصل و استاديار در گروه اطّلاع‏رساني و كتابخانه در دانشگاه ملك سعود رياض.

17. Index Islamicus

[18]. «دول الشرق الاوسط في الانتاج الفكرة للاجنبي: دراسة ببليومترية», المجلة العربية الانسانية, ش77 (2002م), ص79 به بعد.

[19]. آثار تمراز عبارت‏اند از: «الاساليب الببليومترية في الادارة المكتبات», حولية المكتبات والمعلومات, مجلد1 (1405-1406ق),
ص 133-134؛ «تحليل ببليومتري واساليبه الفيه: دراسة في القياس الكمي الاستشهادات المرجعية», مجلة المكتبات والمعلومات العربية, سال6, ش4 (1986م), ص 29-48.

[20]. يك اثر مهم حزيمي اين‏گونه است: الدليل الشامل لمراجع العرب: ببليوجراقية عصرية بماصدر عن الاوعية المرجعية العربية والمعربة حتّي سنة 1421, قاهره, دارالفجر, 1421ق؛ اثر دوم او اين‏گونه است: مراجع العرب: دراسة ببليومترية تحليلية, رياض, 1422ق.

[21]. مقاله‏اي با مشخصات زير منتشر كرد كه تأثيرگذار بود:

«الاحصاء الببليوجرافي (الببليومتريكس) واستخداماته في الدراسات العربية», عامر ابراهيم قنديلجي و ايمان فاضل السامرائي, المجلة العربية للمعلومات, مجلد18, ش1 (1997م) ص 94-123.

[22]. مراجع العرب, سعود بن عبدالله الحزيمي, رياض, 2001م, ص17.

[23]. دانشنامة كتابداري و اطّلاع‏رساني, پوري سلطاني, تهران, فرهنگ معاصر, 1379, ص344.

[24]. آقاي يونس شكرخواه Bibliometrics را كتاب‏نگاري و مأخذنگاري ترجمه كرده است (واژه‏نامة ارتباطات, تهران, سروش, 1381, ص24). اين معادل چندان دقيق نيست, زيرا نگارش و نوشتن در بطن مفهومي اين كلمه نيست. بلكه آمايش و احصا و سنجش در دل آن نهفته است.

25. Bibliographic

26. Bibliography

[27]. مراجع العرب, ص22 به بعد.

[28]. همان, ص102.

[29]. همان, ص103.

[30]. نگاه كنيد به كتابخانه‏هاي عمومي و نيمه عمومي عربي در قرون وسطي, يوسف العيش, ص 106 به بعد.

[31]. مرحوم مطهري در كتاب  خدمات متقابل اسلام و ايران پيشتازي ايرانيان و شيعيان در علوم مختلف را گزارش مي‏دهد. سيّدحسن صدر نيز در كتاب تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام, شيعيان را مبتكر علوم متعدد و نيز مسائل و موضوعات فراواني از علوم مي‏داند.

32. Billefeld Informative Institute.

[33]. دايرة‏المعارف كتابداري و اطّلاع‏رساني, ويراستة عبّاس حري, ج1, ص 239.