كتابي ارزشمند اما ناشناخته در تاريخ كلام اسلامي

علي آقانوري*

 

شيخ فضل‏الله زنجاني (  -1943) تاريخ علم الكلام في الاسلام,
1

تحقيق مجمع الإسلاميه، مشهد، آستان قدس رضوي، بنياد

پژوهش‏هاي اسلامي, چاپ 1417، 1997, عربي, وزيري.

 

تلاش پژوهشگران تاريخ و عقايد اسلامي را مي‏توان از زواياي مختلفي مورد بررسي و ملاحظه قرار داد. پژوهشهاي فرقه‏اي به ويژه آن دسته‏اي كه مربوط به فرقه‏هاي تاريخي و سير تحولات فكري مسلمانان است. همواره متكي بر منابع مكتوبي و آثار فرقه‏اي و كلامي‏اي بوده كه در اين زمينه شكل گرفته و در قالب‏هاي مختلفي عرضه شده است.هر چند نويسندگان مسلمان از اواخر قرن دوم در قالب رديّه‏نويسي و يا با عنوان «مقالات» در زمينة انديشه‏هاي مختلف كلامي به تأليف پرداختند, اما مهم‏ترين و ماندگارترين آنها را بايستي در آثاري جست‏وجو كرد كه از اواخر قرن سوم تا قرن قرن ششم به نگارش درآمد.

آثاري نظير فرق الشيعه, نوبختي (300 تا 310ق) مقالات الاسلاميين, ابوالحسن اشعري (  -320ق) التنبيه و الرد, نوشته ملطي (  -370ق) الفرق بين الفرق نوشته بغدادي (  -429ق) و الفصل في الملل و النحل ابن حزم (  -456ق) و در پي آن ملل و نحل, شهرستاني (  -548ق) از جملة اين نوشتارهاست.[1]

پژوهشهاي تاريخي و فرقه‏شناسي در حوزة تفكّر اسلامي در دوران معاصر نيز، از اقبال روزافزوني برخوردار شده است. تلاش نويسندگان اهل‏سنّت نظير دكتر احمد امين در تأليف كتابهاي فجر الاسلام و ضَحي الاسلام و دكتر سامي نشار در كتاب پر محتواي نشاة ‏الفكر الفلسفي و نيز تاريخ علم كلام, نوشتة شبلي نعماني از مصاديق بارز چنين اقبالي است. همچنين توجه قابل ملاحظه برخي از نويسندگان معاصر شيعي نظير دكتر محمّدجواد مشكور و استاد جعفر سبحاني و برخي از مكتوبات ديگر را در عرضه و معرفي عقايد فرقه‏هاي اسلامي بايستي با چنين هدفي ارزيابي كرد.[2]

خوشبختانه همة اين آثار اكنون در دسترس پژوهشگران قرار گرفته و شناخته شده و حتّي از جهت محتوا و ساختار مطالب, از جايگاه ويژه‏اي برخوردارند، امّا برخي از كتابها كه حتّي از لحاظ زماني نيز, نسبت به نوشتارهاي مورد اشاره مقدم مي‏باشند، ناشناخته مانده است. كتاب پر ارج و عالمانه «تاريخ علم الكلام في الاسلام» تأليف شيخ فضل‏الله زنجاني از عالمان معاصر شيعي را مي‏توان از جملة اين آثار به حساب آورد.

از تأليف اثر حاضر بيش از نيم قرن مي‏گذرد و پس از آن آثار متعدّد و جامع‏تري نيز به رشتة نگارش در آمده است. با اين حال، با توجه به اشراف نويسندة آن نسبت به تاريخ انديشة اسلامي و ارائة اطّلاعات تاريخي فراوان از تنازعات فكري فرقه‏هاي اسلامي از يك‏طرف و بي‏طرفي و گزيده‏گويي وي از طرف ديگر به اين اثر برجستگي خاصّي داده است. علاوه بر مقدمه, تعليقات سودمند و مستندسازي مطالب به همراه معرّفي موجزي از برخي اصطلاحات فرقه‏اي و اشخاص مورد اشارة مؤلف, توسّط محققان پرتلاش به غناي اين اثر افزوده است.

زنجاني در اين كتاب مي‏كوشد تا با استناد به منابع مختلف تاريخي و كلامي اسباب و زمينه‏هاي پيدايش فرقه‏ها و مذاهب اسلامي را گزارش كند و به معرفي مهم‏ترين محورها و موضوعات كلامي و چالشهاي عقيدتي قرون نخست (از آغاز تا عصر غزالي) بپردازد. وي همچنين گزارشها و اطّلاعات سودمندي را در باب سير تطوّرات و شكل‏گيري تدريجي دانش كلام اسلامي ارائه است.

كتابِ تاريخ علم الكلام در هشت فصل تنظيم شده است.

فصل اول, با عنوان «الحاله الإجتماعيه للعالم حين ظهور الدعوة السلاميّه» دربارة اوضاع اجتماعي, فرهنگي و ديني جهان در هنگام ظهور اسلام است. نويسنده در اين فصل مختصري از ويژگيهاي اجتماعي، فرهنگي اخلاقي و حضور اديان مختلف در محيط ظهور اسلام را گزارش كرده و به دنبال آن به تأثير ظهور اسلام ميان مسلمانان نخست, پرداخته و در پايان نگاه ويژه آنان را به معارف و تعاليم ديني بازگو مي‏كند. از نگاه مؤلف اَعراب در هنگام بعثت پيامبر(ص) هيچ اعتنايي به علوم و معارف عقلي نداشته و توجه عمده آنان معطوف به فروع و مسائل عملي بود و چنين روحيه‏اي بعد از پيدايش اسلام و رحلت پيامبر(ص) نيز ادامه داشت. از اين‏روي برخي صحابه با طرح انديشه‏هاي كلامي و شبهات و يا پرسشهاي فكري برخورد مي‏كردند. علاوه بر آن, دل‏مشغولي آنان به فتوحات و شورشهاي داخلي (جنگهاي ردّه) نيز براي آنان مجال براي طرح مباحث كلامي باقي نگذاشت.

فصل دوم, نويسنده در اين فصل با عنوان «شكل‏گيري تدريجي مسائل كلامي» به بررسي و گزارش حوادث عصر خلافت و صحابه و در پي آن پيدايش آغازين و سير تدريجي موضوعات كلامي پرداخته و به‏گونه‏اي موجز محورهاي اختلاف و تنازعات دو گروه و روش متمايز اهل حديث و اهل كلام را روشن مي‏سازد. نويسنده بعد از بيان ديدگاه‏هاي اهل حديث و اثر و مخالفت و تكفيرهاي آنان عليه متكلّمان، به مشكلات و ناملايمات «عدليه» و قائلان به اختيار در قرون نخست اشاره كرده و نمونه‏هايي از آن را روشن مي‏كند. از نگاه نويسنده هر چند آزار و اذيّت عليه متكلمان بيشتر از طرف حكام سياسي بود, امّا گناه بيشتر آن متوجّه آن دسته از محدّثان و عالمان درباري بود كه براي خوشايند سردمداران سياسي به ارائه مباني مذهبي و تئوريزه كردن خشونت عليه رقباي فكري خود مي‏پرداختند.

فصل سوم, با عنوان «اصول فرق الملّة» ويژه بيان ديدگاه‏هاي عمدتاً كلامي بزرگ‏ترين فرقه‏هاي اسلامي است. فرقه‏هاي مورد بررسي نويسنده در اين فصل عبارت‏اند از: شيعه، جَهَميّه، معتزله، اشاعره، السلف و اهل الاثر، كراميّه، مُرجئه و خوارج. نويسنده در معرّفي هريك از اين فرق بعد از بيان خاستگاه و تاريخ پيدايش آنها به بيان مختصري از اصول فكري و تمايزات عقيدتي اين گروه پرداخته و عقايد هريك از اين دسته‏ها را عمدتاً با استناد به صاحبان اصلي عقايد بازگو مي‏كند. اين فصل از كتاب را مي‏توان به عنوان خلاصه‏اي از ديدگاه‏هاي فرقه‏هاي تاريخي و محورهاي اختلافي هريك از فرق مورد مطالعه و به عنوان مبناي تدريس دانش فرقه‏شناسي قرار داد.

فصل چهارم, در باب امامت و مسائل پيراموني آن است. امامت به عنوان سنگ‏بناي اختلاف مسلمانان قرون نخست و محور و موجب اصلي انشعابات و تفرقات سياسي، كلامي در اين فصل به خوبي مورد بررسي و گزارش قرار گرفته است. مؤلّف ابتدا از نقش محوري امامت در ايجاد دسته‏بنديهاي مسلمانان نخستين سخن گفته است و سپس به معرّفي چگونگي پيدايش فرقه‏هاي پيراموني اين موضع پرداخته و تنازعات سياسي، كلامي و فرقه‏اي حاصل از آن را پي‏گيري مي‏كند. نويسنده به‏طور خلاصه و مستند اختلافات كلامي فرقه‏ها در باب امامت و منشأ و ملاك مشروعيت و شرايط آن دو,
و كيفيّت انعقاد و راه وجوب آن را بررسي كرده و در پي آن به موضوع مرتكب كبيره و اختلافات سياسي ـ كلامي ناشي از آن اشاره مي‏كند. وي در اين فصل و به اقتضاي بحث از چگونگي شكل‏گيري قدريه و فروع آنها، موضوع صفات الاهي و مسائل متعلق به آن نيز سخن مي‏گويد.

فصل پنجم, ويژه بررسي اختلافات و تنازعات شديد مسلمانان نخست پيرامون قرآن و كلام الهي است. مؤلّف در اين فصل، موضوع جنجالي حدوت و قِدم قرآن را كه به معركه آراء و احتجاجات و مناظرات تبديل شده بود و اسباب تكفير و تفسيقهاي فرقه‏اي و موجبات حبس و قتل و تصفيه حسابهاي سياسي را نيز فراهم ساخته بود. به طور مبسوط بررسي كرده و علاوه بر ذكر ديدگاه‏هاي مختلف دربارة كلام الاهي نيز الفاظ قرآن موارد جالبي از چالشهاي طرفين را گزارش مي‏كند. مؤلّف در ابتدا از خاستگاه پيدايش قول به قديم بودن قرآن سخن به ميان آورده و بعد از بيان ديدگاه‏هاي ويژة اشعري، ابن‏خزيمه و همفكران آنها, به معرّفي ديدگاه افراطي برخي عالمان اهل‏سنّت و ظاهرگرايان و تكفير و تفسيقهاي آنان عليه رقبا مي‏پردازد. در پايان گزارشهاي جالب و عبرت‏آموزي از سوء‏استفاده‏ها و برخوردهاي سياسي (البته به بهانه‏هاي مذهبي) سه خليفة عباس, يعني مأمون، معتصم و واثق را ارائه مي‏كند. با مطالعة اين گزارشها روشن مي‏شود كه استفادة ابزاري و متمسك قراردادن دين در راستاي اهداف سياسي و تصفيه‏حساب مخالفان تاريخ دراز دامني دارد.

فصل ششم, مؤلّف در اين فصل با عنوان «مجالس مناظره» به نقل آن دسته از مناظرات و احتجاجات كلامي پرداخته كه در پيدايش تطورات كلامي تأثير به‏سزايي داشته است. البته به نقش برجستة حكومت و سياست در شكل‏گيري و رواج مباحثات و كشمكشهاي فكري صاحبان هريك از فِرق اسلامي نيز اشاره مي‏كند. نويسنده در اين بخش به ارائة نمونه‏هايي از اين تناظرات و احتجاجات كلامي در عصر هارون و مأمون پرداخته و در پايان اين فصل گزارشهاي خواندني و البتّه مصيبت‏باري از تكفيرها و تفسيق‏هاي صاحبان هريك از فِرق عليه يكديگر ارائه مي‏كند. دامن‏زدن به پديدة تكفير از نگاه مؤلّف ويژه يك گروه خاص نبوده است. با اين همه, چنين رفتاري بنابر گزارشهاي مؤلّف، عموماً توسّط آن دسته از محدّثان و فقهايي بوده كه از پشتوانة قدرت سياسي نيز بي‏نصيب نبوده‏اند. خواننده با مطالعه اين گزارشها و نگاهي به حال و هواي فرهنگ روزگار ما متوجّه خواهد شد كه حكايت اين داستان همچنان باقيست.

فصل هفتم, امر تفرق مسلمانان و دسته‏بنديهاي مذهبي ـ سياسي و برداشتهاي مختلف آنان را از قرآن و سنّت، مي‏توان معلول عوامل مختلف دروني و بيروني دانست. پديدة جعل و دست بردن در احاديث و تحريف و اختلاف در آنها يكي از مهم‏ترين اسباب و زمينه‏هاي اين مهم بوده و هست. زنجاني در اين فصل به‏گونه اجمالي چنين آسيبي را روشن كرده و علاوه بر شناسايي مهم‏ترين عوامل، اسباب و كارگزاران اين پديده به پيامدهاي زيانبار كلامي و فقهي آن, در دو قلمرو شيعي و سنّي نيز اشاره مي‏كند. مرحوم زنجاني در مباحث كوتاه, امّا پربار اين فصل بعد از ذكر نقش زنادقه، اسرائيليات, خلفاي اُموي، و افرادي چون ابن ابي‏العُوجاء، ابن مقفع، معاويه و برخي از غاليان منتسب به شيعه نظير مغيرة ابن‏سعيد در كارگزاري احاديث ساختگي, به‏گونه‏اي فهرست‏وار مهم‏ترين عوامل سياسي، مذهبي و انگيزه‏هاي چنين حركتي را برشمرده و به نمونه‏هايي از آن اشاره مي‏كند.

فصل هشتم, نويسنده در اين فصل با عنوان «نقل العلوم الفلسفية إلي العربية» سير تدريجي شكل‏گيري تفكّر فلسفي در فرهنگ مسلمانان را پي گرفته و يكي از اسباب اختلافات فكري را عُنصر اخذ و اقتباس دانسته است. اين پديده از نگاه مؤلّف با نهضت ترجمه در اواخر عصر خلفاي اُموي شروع و در ايّام خلافت عباسيان به‏ويژه هارون و مامون به اوج خود رسيد با اين همه نقل و ترجمه كتابهاي فلسفي به عربي و آشنايي بيشتر مسلمانان با تفكّرات غيراسلامي و فلسفي در اواسط قرن سوم شروع و در نتيجه موجب ظهور فيلسوفاني چون كندي, فارابي و ابن‏سينا شد. زنجاني در مجموع معتقد است, پديدة آشنايي و اهتمام مسلمانان به فلسفه‏هاي يوناني و غيره و روابط اجتماعي مسلمانان با فرهنگهاي بيگانه موجب تشتتهاي فكري مسلمانان شد. از اين‏روي است كه با معرّفي نقش غزالي در بي فروغ‏كردن تفكّر فلسفي و معرفي دو كتاب «تهافت الفلاسفه» به معرّفي بيشتر زندگي و اهداف وي مي‏پردازد. از گزارشهاي زنجاني در اين فصل چنين به دست مي‏‏آيد كه وي به فلسفه و فيلسوفان و پيدايش تفكّر فلسفي در ميان مسلمانان نگاه مثبتي نداشته است.

پي‏نوشتها

 



* علي آقانوري (1339-  ), دانش‏آموختة حوزه و دانشگاه است و هم‏اكنون عضو هيأت علمي مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب مي‏باشد. از ايشان تاكنون علاوه بر ترجمه كتاب ابوحاتم رازي (الزينة) چندين مقاله در زمينة فِرق و مذاهب و تصوّف اسلامي در مجلات علمي كشور به چاپ رسيده است.



[1]. براي اطّلاع تفصيلي از ويژگيها و كاستيهاي اين آثار و ديگر آثاري كه در اين زمينه نگاشته شده نكا: رسول جعفريان، منابع تاريخ اسلام، بخش پاياني و نيز مجله طلوع، شماره پنجم. مقاله نگارنده با عنوان «درآمدي بر شناخت مشهورترين آثار ملل و نحل».

[2]. البته اين بدين معنا نيست كه تلاشهاي ديگر نويسندگان و حاصل زحمات آنان را كه در قالب موسوعه‏هاي فرقه‏شناسي و تاريخ تفكّر اسلامي و يا كتابهاي درسي ارائه شده است مورد غفلت قرار دهيم, امّا بازگويي و معرّفي آن در مجال اين نوشتار نيست.