كشف
الظنون
محمّد
نوري
اشاره
نام
كامل اين كتاب كشف الظنون عن اسماء الكتب و الفنون است. هدف نويسنده فقط
معرفي كتابها و به اصطلاح تنها كتابشناسي نيست و معرفي فنون و علوم هم هست. اين
مقاله نگاهي كلي و اجمالي در قالب نقد و بررسي[1]
دارد. اين اثر در بين كشورهاي مختلف و بين پژوهشگران علوم انساني ـ اسلامي مشهور
است و فراوان به آن مراجعه ميشود. از اينرو بررسي همة جنبههاي آن بهويژه
تأثيرگذاري آن در تحقيقات نياز جدي است. اين مقاله, به اختصار بخشي از مباحث
درباره كشف الظنون را بررسي ميكند.
فهرستواره
كتابهاي فارسي, عربي و تركي تا دوره مؤلف, يعني سدة اول تا يازدهم قمري و معرفي
علوم مختلف است.
كشفالظنون
در مجموع, اطّلاعات بيست و پنج هزار عنوان كتاب و رساله و حدود نه هزار و پانصد
نام مؤلف را گردآوري كرده و درباره سيصد علم و فن به تحليل پرداخته است.[2]
نويسنده خود را اينگونه معرفي ميكند: مصطفي بن عبدالله
متولد در قسطنطين (يا قسطنطنييه), حنفي مذهب و اشراقي مشرب, بين علما مشهور به كاتب چلبي و ميان
اهل ديوان معروف به حاجي خليفه. گاهي شهرت وي را حاجي خليفه دانستهاند[3]
و برخي وي را ملقب به كاتب چلبي و مشهور به حاجي خليفه دانستهاند.[4]
حاجي خليفه به مدت بيست سال به اين پژوهش مشغول بوده است.
هنگامي كه كار به پايان برد و نوشته خود را بر علما عرضه داشت, همه آن را پسنديدند و او
را سفارش به نهايي كردن آن نمودند, ولي وقتي به حرف دال (كلمه دروس) رسيد, مرگش فرا رسيد. از اين كلمه تا
آخر كتاب همچنان پاكنويسي نشده ماند. شاگردش جارالله وليالدين افندي متكفل نگهداري آنها بود و پس از او نيز اين اوراق
در كتابخانهاش همچنان باقي ماند.[5]
درباره حاجي خليفه اطّلاعاتي در منابع زير آمده است و در
اينجا مطالب درباره او تكرار نميشود:
دايرةالمعارف اسلام, معجم المؤلفين از كحاله, الاعلام از زركلي,
دايرةالمعارف فارسي از مصاحب, معجم المطبوعات العربية والمعربة از سركيس, مقدمة كشفالظنون به قلم
سيّدشهابالدين مرعشي نجفي.
حاجي خليفه مقدمهاي طولاني درباره
علوم بر آن نوشت. اين مقدمه شامل پنج فصل است: ماهيت علم, اختلاف نظرها و قولها درباره علم, موضوع و غايت علم
مدون, پيرامون تقسيم علوم, مراتب شرافت علوم.
پس از مقدمه, اولين عنواني كه مطرح ميكند الإبانة في
معرفة الأمانة است. حاجي خليفه اطّلاعاتي از نويسنده و مطالب اين اثر ارائه
ميكند. پس از آن اطّلاعات 22 عنوان كتاب ديگر را آورده و آنگاه به «علم الابعاد و
الاجرام» ميپردازد. وي بررسي اين دانش را اينگونه آغاز ميكند: دانشي است كه از
دوري كواكب از مركز عالم و مقدار جرم آنها بحث ميكند.
در مجموع نُه جمله درباره اين علم مطلب دارد. البته
اطّلاعات كتابهاي اين علم را نياورده است. پس
از اين علم, مجدداً به سراغ عناوين كتابها رفته است. ذيل «اخلاق», بيست اثر اخلاقي
كه در عنوان آنها اخلاق بوده را آورده
است. البته آثار اخلاقي را كه با واژه اخلاق آغاز نميشود در جاي خودش آورده
است. مثلاً اوصاف الأشراف خواجه نصير با اينكه كتاب اخلاقي است, ذيل «علم
الاخلاق» نياورده است. همين نكته از اشكالات
مهم اين كتاب است؛ زيرا پژوهشگران, منابع يك علم را يكجا نمييابند. البته با
فهرست راهنما ميتوان اين نقص را جبران كرد, امّا جلد آخر فقط فهرست راهنماي اعلام
است.
سبك و ساختار كلي اين كتاب دو بُعدي است. از يك جهت بسيار
نزديك به فهرست ابننديم است. زيرا عنوانهاي سرفصلهاي علوم مبناي تقسيمبندي اوليه
كتاب است و ذيل آنها به معرفي آثار مربوط به آن علم پرداخته است. البته, حاجي
خليفه علوم را توسعه داده و تكثير نموده است. از سوي ديگر شبيه الذريعة
است. چون بر اساس الفباي عناوين تنظيم شده است.
مؤلف معمولاً اطّلاعات كتابهايي را كه
ديده و مستقيماً مطالعه كرده, آورده است, امّا در مواردي كه فقط به ذكر نام كتاب و مؤلف بسنده ميكند نشانگر اين است كه
آن كتاب را نديده و اطّلاعات آن را از منابع ديگر گرفته است.
آخرين علم, الهيئة و آخرين عنواني كه معرفي كرده است يوسف
و زليخا, كتابي منظوم فارسي از نورالدين عبدالرحمن بن احمد جامي ( -898ق) است.
محدوده و قلمرو كشف الظنون عبارت است از:
1. معرفي كتابهاي دوره اسلامي و قبل از اسلام و نيز
نويسندگان هر دو دوره.
2. عمدتاً كتابهاي نويسندگان اهلسنت را فهرست كرده و
كمتر به معرفي كتابهاي غير مذهب خود پرداخته است. در بيشتر مواردي هم كه به غير
تسنن اشاره كرده, خالي از اشتباه نيست.[6]
بعضي قلمرو او را فقط كتابهاي اسلامي و مؤلفان مسلمان
دانستهاند, امّا به نظر ميرسد محدوده كارش, كتابهاي موجود در كتابخانههاي مورد
جستوجوي او, بوده است. وي عمدتاً به كتابخانههاي دمشق و استانبول مراجعه كرده
است.[7]
علاوه بر كتابهاي عربي, از كتابهاي فارسي يا تركي هم نام
ميبرد؛ مثلاً دربارة كتاب بهرام و زهره مينويسد: كتابي منظوم و به تركي
است. يا درباره كتاب بهرام و گلاندام مينويسد: كتابي فارسي است. از
كتابهاي فارسي مشهور مانند ديوان سنايي و آثار حافظ و عطار هم ياد ميكند.
اثر حاجي خليفه, نواقص زياد دارد چون
از كتابهاي موجود در كتابخانههاي ايران, مصر و بسياري از
كشورهاي ديگر در شمال آفريقا بيخبر بوده است. نيز حاكميت سنيگرايي افراطي بر
امپراتوري عثماني, بر اين اثر بيتأثير نبوده و از كتابهاي شيعه مربوط به
دانشمنداني مهم همچون علامه حلي و شيخ طوسي ياد نكرده است.[8]
كتاب تاج المصادر را به رودكي نسبت داده است كه اشتباه است.[9]
چاپهاي
مختلف كشف الظنون
كشف الظنون حداقل
چهار چاپ مهم دارد:
1. گوستا فلوگل آن را تصحيح و در هفت جلد در سالهاي
1835-1858 چاپ كرد. افست آن در آمريكا, 1964م منتشر شد. مشخصات اين چاپ اينگونه
است:
Lexicon bibliographicum et
encylopaedicum
Ad codicum uindobonensium, parisiensium et berolinensis Fidem
Primum edidit, latine uertit et commentario
indicibusque instruxit Gustauus Fluegel. Oriental Translation Fund. Leipzig, 1835-1858.[10]
PP. (ii). xxiii. 520+(ii). xii. 660+(ii). xx. 648+(ii).
xxvi. 591+x. 661+viii.
680+xiv. 1258.[11]
ويژگيهاي اين چاپ عبارت است از:
- همراه با ترجمه لاتيني است.[12]
اين ترجمه توسط خود فلوگل انجام يافته است.[13]
متن عربي در بالا و متن لاتيني در پاي هر صفحه آمده است.
- ذيل احمد حافظزاده[14]
( -1180ق), با عنوان آثار نو شامل
اهم كتابهاي فارسي و تركي بعد از تدوين كشفالظنون ضميمه آن است.
- فهرست سيوطي, فهرست كتابهاي
درسي كه در مكاتب عربي تدريس ميشده, 26 فهرست از كتابخانههاي مصر و دمشق و حلب و جزيره رودس و آستانه, فهرست
الكتب والتأليف نوشته ابوبكر محمد بن خير ضميمه آن است.[15]
خاورشناس فرانسوي, يادداشتهايي بر اين چاپ نوشت و در مجله
آسيايي منتشر كرد:
Reinaud, J. »Noticc sur le dictionnaire
bibliographique arabe, persan et turc de Hadji_Khalifa«, Journal Asiatique, 1849, no. 9.
2.
چاپخانه بولاق مصر در دو جلد رحلي در 1274ق منتشر كرد. البته داراي اغلاط فراوان
است.
3. حسن حلمي افندي در 11-1310ق در آستانه در دو جلد رحلي
منتشر كرد, اين چاپ نيز اغلاط فراوان دارد.
4. محمد شرفالدين يالتقايا و رفعت بيگله كوشيدند چاپ بدون
غلط از آن ارائه كنند. اين چاپ در استانبول, در سالهاي 1941-1943 در دو جلد از
سوي وزارت معارف تركيه منتشر شد.
نيز همراه با ايضاح المكنون و هدية العارفين
و همراه يك جلد فهارس در هفت جلد با اين مشخصات چاپ شد: بيروت, دارالكتب العلمية,
1992م.
ذيلهاي
كشف الظنون
پس از حاجي خليفه, افراد زيادي به
تكميل و تهذيب آن اهتمام ورزيدند. يكصد سال پس از مرگ حاجي خليفه, ابراهيم افندي بن علي مشهور به عربهجي باشا
( -1190ق) به تهذيب و تصحيح كشفالظنون
پرداخت.[16]
در چاپ ليپزيك, همه نكات و يادداشتهاي
عربهجي باشي در پرانتز آمده است. ولي در چاپ آستانه و
بولاق اين نكات نيامده است.
گزارش سيد شهابالدين مرعشي نجفي از ذيول كشفالظنون
اينگونه است:
- التذكار الجامع للآثار, حسين العباسي الشبهاني
الحلبي ( -1096ق).
- ذيل كشفالظنون, محمد عزتي افندي مشهور به
بوشنهزاده ( -10925ق).
- ذيل كشفالظنون, علامه نوعي افندي ( -1201ق).
- آثار نو, احمد طاهر افندي مشهور به حنفيزاده
( -1217ق).
- عثمانلي مؤلّفري, محمد افندي الارض رومي.
- ذيل كشفالظنون, عارف حكمت بك ( -1275ق).
- ايضاح المكنون, اسماعيل باشا بن محمد امين افندي.
- كشفالظنون, اسماعيل صائب سنجر, هنوز چاپ نشده
است.[17]
در گزارش ديگري آمده است: سيد حسين عباسي حلبي ( -1095ق) كشفالظنون را ويراست و
اسامي زيادي به آن افزود.
آقابزرگ تهراني هم مستدركي با عنوان ذيل
كشفالظنون نوشت كه توسط محمدمهدي السيد حسن موسوي حزيني مرتب شده و با اين مشخصات چاپ شده است:
تهران, مكتبة الاسلامية, 1967/1387ق. نيز ضميمه هدية العارفين,
(بيروت, دارالكتب العلمية, 1992م) منتشر شد. اين ذيل عمدتاً يادداشتهاي توضيحي يا
نقدي آقابزرگ بر مدخلهاست.
ايضاح المكنون في الذيل علي كشف
الظنون عن اسامي الكتب والفنون, نوشته اسماعيل پاشا بن محمد امين الباباني مشهور به بغدادي ( -1339ق),[18]
به همان سبك كشفالظنون در 1330ق تأليف شده است و شامل پانزده هزار كتابي است كه در كشفالظنون
نيست و عمدتاً بعد از تدوين آن تأليف شده است. اسماعيل پاشا كتابشناسي
ديگري دارد كه به ترتيب اسماء مؤلفين تنظيم شده است و داراي اين مشخصات
است:
هديةالعارفين: اسماء المؤلفين و آثار المصنفين, دو
جلد, استانبول, وزارت معارف, 1951-1955, به كوشش, رفعت بيگلر و محمد كمال اينال.
در چاپهاي جديد اين جلد به عنوان جلد 5 و 6 و ايضاح
المكنون به عنوان جلدهاي 3 و 4 و همراه كشفالظنون چاپ شدهاند.
هديةالعارفين بر
اساس الفباي نام تنظيم شده است. اولين مدخل آن اينگونه نوشته شده است:
ابن ابي اياس ـ ابوالحسن آدم بن ابي اياس العسقلاني.
ابن ابي اياس و ابوالحسن كنيه است و البته در نظام الفبايي
لحاظ نشده است و نام اصلي كه آدم است ملحوظ ميباشد. ذيل هر نام, اطّلاعاتي درباره
زندگينامه و سپس آثارش آمده است.
ايضاح المكنون فقط بر اساس الفباي عناوين مرتب شده است, يعني عناوين علوم
را نياورده است.
سيّدشهابالدين مرعشي نجفي در مقدمه كشفالظنون
درباره ترجمههاي اين كتاب مينويسد:
فلوغل غستاف (
-1287ق) ترجمه باللغة الفرانسوية و طبعت في سنة 1299ق و ترجمه ايضاً احد
مستشرقي هو لافد و كذا احد مستشرقي بريطانيا و كلها مطبوعة.[19]
مقالاتي در توصيف يا نقد اين كتاب نوشته و منتشر كردهاند.
براي نمونه نگاه كنيد به:
«نقد چاپ 1941-1943 كشفالظنون»,
محمّد شرفالدين, يادگار, سال اول, ش10(خرداد 1324), ص72-75.
آقاي حزيني چاپهاي مهم كشفالظنون را اينگونه شمرده
است:
كشفالظنون, به
كوشش محمد شرف يالتقايا و رفعت بيكلة الكليس, استانبول, وكالة المعارف الجليلة,
1941م. بيروت, مكتبة لبنان, 1413ق/1992م.
كشفالظنون, به
كوشش فلوگل, ليپزيك, 1803-1858م.
كشفالظنون, به
كوشش بنتلي, لندن, 1837-1852م. قاهره, مطبعة بولاق, 274ق/1893م. تهران, مكتبة
الجعفري التبريزي, 1378ق. بيروت دارالصادر. بيروت دارالكتب العلمية, 1995م.[20]
پينوشتها
[2]. مرجعشناسي, ستوده, ص180.
[3]. نكا: معجم المطبوعات
العربية والمعربة, ص732.
[4]. دايرةالمعارف فارسي, ص825؛ مرجعشناسي, نورالله
مرادي, ص37.
[5]. مجله يادگار, سال اول, شماره 10 (خرداد 1324), ص71-75.
[6]. مرجعشناسي, ستوده, ص181.
[7]. مرجعشناسي, نورالله مرادي, ص37.
[8]. نكا: «حاج خليفه, كاتب چلپي»,
كاظم روحاني, نامه انجمن كتابداران ايران, دوره دهم, شمار 2 (تابستان
1356), ص126-142.
[9]. نكا: مرجع شناسي,
مرادي, ص130. البته در چاپ استانبول, 1360ق.
[10]. برخي منابع تاريخ اين چاپ را 1803 تا 1858م ثبت كردهاند (نگاه
كنيد به الدليل الشامل لمراجع العرب, ج1, ص225).
[11]. ترجمه مشخصات چاپ فلوگل چنين است: كشفالظنون, به كوشش
گوستاو فلوگل, لپزيك, 1835 تا 1858.
[12]. معجم المطبوعات العربية والمعربة, ص732.
[13]. مرجعشناسي, نورالله مرادي, ص38.
[14]. فهرستنامه كتابشناسيهاي ايران, ص60.
[15]. نام او را احمد طاهر افندي حنفيزاده نيز نوشتهاند (كشفالظنون,
ج1, ص6).
[16]. معجم المطبوعات العربية والمعربة, ص734.
[17]. كشفالظنون, ج1.
[18]. مشخصات كتابشناختي: دو جلد, قطع رحلي, 1943-1947م, به كوشش رفعت
بيگلر كليبي, افست, تهران, 1378ق/1346.
[19]. كشفالظنون, ج1.
[20]. الدليل الشامل لمراجع العرب,
مسعود بن عبدالله الحزيني, قاهره, دارالفجر, 2001م, ج1, ص225.