فرهنگنامه
كودكان و نوجوانان
سيّدحسن
فاطمي
|
فرهنگنامه
كودكان و نوجوانان، شوراي كتاب كودك، زيرنظر توران |
|
ميرهادي (خمارلو) و ايرج
جهانشاهي، تهران، شركت تهيه و نشر |
|
فرهنگنامه كودكان و
نوجوانان، قطع رحلي. 5جلد. |
اشاره
در «فصلنامة كتابهاي اسلامي» به معرّفي و نقد كتابهاي
اسلامي پرداخته ميشود و طبيعي است
كه اين فرهنگنامه را نميتوان به عنوان كتاب اسلامي صِرف قلمداد نمود, ولي
مدخلهايي از آن مربوط به كتب, اشخاص و معارف اسلامي است. لذا, در اين مقاله مختصر به نقد آن تعداد از مدخلهايي كه مربوط به اسلام
است پرداخته شد تا دستاندركاران محترم آن در جلدها و چاپهاي پسين در نگارش
آن دسته از مدخلها كه مربوط به اسلام است دقت بيشتري بنمايند.
معتبرترين كتابها در عصر ما از جهات مختلف چون: محتوا،
جامعيت، استحكام نثر، ويرايش، صفحهآرايي و
غيره و از طرفي پرهزينهترين آنها دايرةالمعارفها هستند. به دليل گستردگي و اتقان
آنها به سرعت مورد استقبال مخاطبان خود قرار ميگيرند و از جملة منابع تحقيق و
مرجع قرار ميگيرند. بنابراين, بايد تلاش كرد اين آثار با كمترين ضعف، نشر يابند.
پارهاي ايرادات، مانند غلطهاي تايپي، كه در كتابهاي ديگر ناديده گرفته ميشوند،
در دايرةالمعارفها مهم جلوه ميكنند.
جاي
تأسف است كه گاه اين عنوان براي برخي كتابهاي سُست و حتّي بيارتباط با دايرةالمعارف
انتخاب ميشوند به گونهاي كه نشان دهنده عدم آگاهي نويسنده از معناي دايرةالمعارف
است. جا دارد وزارت ارشاد اسلامي اجازه ندهد اينگونه عناوين جايگاه خود را از دست
بدهند.
فرهنگنامه كودكان و نوجوانان, از
جمله آثار ارزندهاي است كه شايسته عنوانِ «دايرةالمعارف» است و نظر به ويژگيهاي
درخور توجه آن، نشان كتاب سال جمهوري اسلامي را از آنِ خود كرده است. برخي
ويژگيهاي اين اثر عبارت است از:
1. اگرچه اين اثر براي كودكان و نوجوانان به نگارش در آمده،
اما براي همه كساني كه دستكم سواد خواندن و نوشتن دارند، در هر سن و سال و در هر
مرتبه علمي كه باشند، مفيد است.
2. بيشتر دايرةالمعارفهاي
كودكان و نوجوانان، ترجمهاند و در بسياري از آنها انتخاب مدخلها و توضيح
آنها مطابق با نياز و فرهنگ جامعه ما نيست, اما تدوين اين فرهنگنامه بر اساس نياز
جامعه ما است.
3. واژههاي توضيح داده شده، منحصر در مدخلها نيست؛ بلكه در
لابهلاي مقالهها نيز توضيح بسياري از واژهها آمده كه يافتن آنها دشوار است. بنابراين,
در فهرست مفصل (جلد پنجم)، الفاظي كه توضيحي در مورد آنها در پنج جلد نخست آمده،
از حرف «الف تا يا» در اختيار خوانندگان قرار گرفته است. تهيه چنين فهرستي بجا و
مناسب است, اما نظر به اينكه مخاطبان اصلي، كودكان و نوجوانان هستند، نميتوان
انتظار داشت آنها تنها هنگام نياز به توضيح واژهاي خاص به آن مراجعه كنند؛ بلكه
گاهي بدون در نظر داشتن واژه يا موضوعي، خواهان يافتن مطلب مورد علاقه خود هستند.
بنابراين, بهتر بود در هر مجلد، فهرستِ مدخلهاي اصلي درج ميشد تا خواننده با
بررسي آن، به آساني بتواند، مطلب مورد علاقه
را بيابد. به دليل گستردگي فهرست مذكور، نميتواند اين انتظار خواننده را تأمين
كند.
با توجه به اينكه مدخلها به ترتيب حروف
الفباست، از ذكر شماره جلد و صفحه خودداري شده است.
آش,... «آشِ امالبني» كه همان «آش اُماج» است, آرد را يك شب
تا صبح در اتاقي ميگذارند تا امالبني بيايد و پنجه يا مُهر خود را به آرد بزند و
آن را تبرك كند. اين آش را در سفرة امالبني ميگذارند... .
گذشته از اينكه نام مادر حضرت عباس(ع) به غلط «امالبني»
بدون نون آخر ضبط شده، در توضيح مدخل «آش» خرافههاي متعدد درج شده كه نمونهاي از
آن گذشت.
ذكر خرافاتي از اين دست ممكن است سبب
نشر آنها در جامعه شود, يا اينكه اين خرافهها به حساب دين گذاشته شده و سبب تمسخر امور ديني گردد. به
هرحال اُموري از اين دست نبايد نوشته شود و براي پرهيز از بدآموزي، همراه با نقد باشند. حرفهاي خوب آنقدر
فراوان است كه نيازي به ذكر امثال «آش امالبني» نيست.
آل عبا,... در حديث
كساء آمده است كه پيامبر اسلام(ص) روزي به خانه دختر خود، فاطمه(س) رفت و به او گفت كه احساس ضعف ميكند. فاطمه عبايي آورد
و ... , آنچه در فرهنگنامه كودكان و نوجوانان آمده خلاصه ترجمه حديث كساء
در پايان كتابِ مفاتيحالجنان, تأليف حاج شيخ عباس قمي است.
حديثِ شريف «كساء» از احاديث صحيح و مورد اتفاق شيعه و سني
است, اما آنچه در پايان مفاتيحالجنان, تحت عنوانِ «حديث كساء» آمده جزء مفاتيح نيست؛
بلكه برخي ناشران به آن افزودهاند. اين حديث
در هيچ يك از كتابهاي معتبر فريقين وجود ندارد. ظاهرا نخستين بار در منتخب
طريحي آمده است و اين بدان معناست كه از صدر اسلام تا حدود هزار سال
بعد، اثري از اين حديث در متون روايي نبوده است.
نخستين محدّث معروفي كه بياساس بودن اين حديث را اعلان كرد صاحب مفاتيحالجنان
است.2
حديث
كسا در منابع معتبر, نشان ميدهند كه اين اتفاق در خانه اُمسلمه رخ داد نه منزل
حضرت فاطمه(س).3
ابن بابِوَيه يا ابن بابُويه: فقيه و محدث شيعه است كه در
قرن چهارم هجري قمري ميزيست. نامش ابوجعفر محمد قمي بود... .
روش نگارش كتاب اينگونه است كه پس از
نام دانشمندان، تاريخ حيات آنها داخل پرانتز ميآيد. ممكن
است عدم ذكر تاريخ درگذشت شيخ صدوق سبب شود كه خواننده بپندارد تاريخ وفات او
معلوم نيست در حالي كه وي در سال 381ق درگذشته
و اين تاريخ بر روي جلد عمومِ كتابهاي او چاپ شده است.
استبصار,... نام
كامل اين كتاب الاستبصار في ما اِختَلِفَ من الأخبار است.
«اُختُلِفَ» صحيح است.
الذريعة,...
نام كامل آن الذريعة إلي تصانيفُ الشيعة, است... سه جلد اول اين اثر به
تدريج از سالهاي 1354 تا 1397هـ . ق در نجف اشرف به چاپ رسيد.
الف) كلمه «تصانيف» به سبب حرف جر «إلي» بايد مجرور باشد نه
مرفوع. در فارسي هم كسي آن را مرفوع تلفظ نميكند.
ب) ضمن معرفي كتاب الذريعة تصوير جلد اول آمده و در
كنار آن چنين نوشته شده است: «روي جلد نخستين چاپ جلد اول كتاب الذريعة».
بر تصوير كتاب، محل چاپ آن، بيروت نوشته شده, اما از متن
مقاله استفاده ميشود كه چاپ اول آن در نجف بوده است.
امام جعفر صادق(ع)...
شمار كساني را كه در طول اين مدت در درسهاي او شركت داشتند چهارهزار نفر گفتهاند.
بيترديد امام صادق(ع) در موقعيتي
قرار گرفت كه توانست در راه نشر معارف اسلامي گام بزرگ بردارد, اما اينكه شهرت پيدا كرده كه آن حضرت چهار هزار شاگرد
داشته، بياساس است. منشأ چنين اشتباهي سخن شيخ مفيد(م 413ق) است كه نوشته است: «إنَّ أصحاب الحديث قد جمعوا أسماء
الرواة عنه من الثقات علي اختلافهم في الآراء و المقالات فكانوا أربعة آلاف
رجل؛4 اصحاب حديث نامهاي راويان ثقه از حضرت صادق(ع) را جمع كردهاند و
تعداد آنها چهار هزار نفر است. اگرچه در عقايد با يكديگر اختلاف دارند.»
مراد از اصحاب حديث، ابن عُقده است.5
همانگونه كه ملاحظه ميشود, سخن از چهار هزار راوي است نه شاگرد. گويا قضيه چهار هزار شاگرد در چند دهه
اخير بر زبانها افتاده و به كتابها راه يافته است.
امامزاده, آرامگاه (مزار، مقبره يا مرقد) هر يك از امامزادگان، يعني
فرزندان و نوادگان امامان شيعه، است... در حجرههاي بعضي از امامزادهها، مانند حضرت
معصومه(ع)، طلبههاي علوم ديني زندگي ميكنند.
الف) تعريف امامزاده به آرامگاه امامزادگان, درست نيست؛
بلكه امامزاده, يعني فرزند يا نواده يكي از امامان شيعه(ع) نه قبر يا بنايي كه بر
قبر ساخته شده. ظاهرا منشأ اين اشتباه آن است كه مردم وقتي به آرامگاه امامزادهاي
ميروند، ميگويند: به امامزاده رفتيم. در حالي كه مرادشان از اين جمله آن است كه
نزد امامزاده رفتيم؛ چنانكه وقتي نزد پزشك ميروند، ميگويند: به دكتر رفتيم. از
اين جمله استفاده نميتوان كرد كه مردم به ساختماني كه پزشك در آن طبابت ميكند،
دكتر ميگويند.
ب) با اينكه اينجانب متولد قم هستم و تاكنون در اين شهر
زندگي ميكنم، هيچگاه به ياد ندارم كه طلاب علوم ديني در حجرههاي حرم حضرت
معصومه(س) زندگي كرده باشند.
امام زمان(عج)...
اين چهار تن كه آنان را نواب اربعه (نايبان چهارگانه) ميخوانند عبارتاند از:
عثمان بن سعيد بن عمري... ؛ علي بن محمد سُمَري... .
الف) نام جدّ نايب اول «عمرو» است نه «عمري»6 و
به جهت اينكه نام جد او عمرو است، ملقّب به عمري شد.7 بنابراين, عبارت
درست چنين است: «عثمان بن سعيد عمري»
ب) سَمُري يا سَمَري صحيح است.
امام زينالعابدين(ع)...؛
بعضي از تاريخنويسان گفتهاند كه مادر ايشان دختر يزدگرد، پادشاه ساساني، بوده و «شاه
زمان» يا «شهربانو» نام داشته است... در شب و روز عاشورا بيمار و در خيمه بستري
بود، در نتيجه نتوانست مانند ديگران در نبرد با سپاه يزيد شركت كند. در اين نبرد
تمام ياران و مردانِ خاندان امام حسين(ع) و سرانجام خود آن حضرت به شهادت رسيدند.
الف) مادر امام سجاد(ع) را «شاه زنان» گفتهاند نه «شاه
زمان». با توجه به اينكه دقت زيادي در چاپ اين كتاب صورت گرفته نميتوان اين
اشتباه را به حساب غلط تايپي گذاشت.
ب) ظاهر عبارت آن است كه امام سجاد(ع) در روز عاشورا
نجنگيد؛ اما بنا به تحقيق برخي محققان، آن حضرت در روز عاشورا نبرد كرد. در اينجا
به ذكر خلاصه دو دليل از كتابِ جهاد امام سجاد(ع) بسنده ميكنيم:
1. فضيل بن زبير اسدي ـ از اصحاب امام باقر(ع) و امام
صادق(ع) ـ در كتابِ تسمية من قتل مع الحسين(ع) من اهل بيته و شيعته8
آورده است كه امام سجاد(ع) در روز عاشورا مجروح شد و او را از صحنه جنگ بيرون
بردند.
2. ابن شهر آشوب از احمد بن حنبل زره پوشيدن امام
زينالعابدين(ع) را نقل كرده است و روشن است كه زره را براي جنگ به تن ميكنند.
اينكه در برخي اخبار آمده كه امام حسين(ع) به آن حضرت اجازه
نبرد نداد، ممكن است مربوط به پس از جراحت باشد.9
ج) همه ياران امام حسين(ع)
در روز عاشورا به شهادت نرسيدند, مثلاً حسن مثنّي فرزند امام حسن(ع) در اين جنگ
مجروح شد و در ميان اسرا بود. هرچند ممكن است در زمانهاي بعد در اثر جراحت به
شهادت رسيده باشد؛ اما ظاهر عبارت آن است كه در آن روز همه مردها و پس از آنها خود
امام حسين(ع) به شهادت رسيدند.
ناگفته
نماند در اخبار آمده است كه آن حضرت پيش از شروع جنگ، به اصحابش فرمود: هيچكدام
شما در اين نبرد زنده نميمانيد. تنافي اين سخن با آنچه در عمل اتفاق افتاد، براي
اينجانب هنوز حل نشده است و موفق به تحقيق نشدهام. برخي خواستهاند پيشگويي حضرت
را با زنده ماندن برخي اصحاب، به گونهاي جمع كنند كه تنافي ميان آنها نباشد. كودك
بودن همه بازماندگان، قابل قبول نيست؛ زيرا حسن مثنّي پيش از واقعه عاشورا با
فاطمه دختر امام حسين(ع) ازدواج كرد.
به
هرحال با توجه به اينكه كتاب در سطح كودكان و نوجوانان است و انتظار نيست كه
مدخلها از تمام جهات مورد بررسي قرار گيرند، اگر نميتوان ابهامهايي از اين دست را
حل كرد، خودداري از چنين نقلهايي مناسب است.
پينوشتها
1. فرهنگنامه
كودكان و نوجوانان، ج 1، ص هجده.
2. ر.كا: منتهي الآمال، ج 1، ص 527.
3. جهت
آگاهي بيشتر از اين بحث ر.كا: پژوهشي در باره
حديث كسا، محمّد محمدي ريشهري، قم، دارالحديث، 1384ش.
4.
الارشاد، شيخ مفيد، مؤسسة آلالبيت(ع)، ج 2، ص 179.
5. ر.كا: مناقب آلابيطالب، ابن شهر آشوب، نجف، 1376ق،
ج 3، ص 372؛ خاتمة مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، قم، مؤسسة
آلالبيت(ع)، چاپ اول، 1415ق، ج 1، ص 44.
6. ر.كا: الغيبه، شيخ طوسي، تحقيق عباداللّه تهراني
و علي احمد ناصح، قم، مؤسسة المعارف الاسلامية، چاپ اول، 1411ق، ص357.
7. ر.كا: الغيبه، شيخ طوسي، ص 354.
8. اين
رساله در دومين شماره مجله تراثنا به چاپ رسيده است.
9. ر.كا: جهاد امام سجاد(ع)، سيد محمّدرضا حسيني
جلالي، ترجمة موسي دانش، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي، چاپ اول،
1382ش، ص 47-49.