دانشنامه امامت

محمّد مرادي*

 

موسوعة الامامة في نصوص أهل السنة، آيت‏اللّه‏ سيّد
1

شهاب‏الدين مرعشي‏نجفي، با همكاري سيّدمحمود مرعشي

و ديگران،[1] انتشارات صحيفه خرد، 1384.

 

شايد براي اولين بار، شيخ مفيد (  -413ق) واژه امامت را «پيشوايي ديني و دنيايي»[2] و به عبارتي حامل معنايي سياسي تعريف كرد و از آن پس، اين تعريف در ميان متكلمان شيعي و حتّي متكلمان سني مانند قاضي عضدالدين ايجي (  -756ق) دانشمند سرشناس سني[3] رايج و ماندگار شد.

امامت، يكي از پر مناقشه‏ترين و بحث‏انگيزترين مباحث كلامي در ميان نحله‏هاي فكري و عقيدتي اسلامي است و در ميان واژه‏هايِ حامل بار معنايي «رهبري»، از جايگاهي ويژه برخوردار است. واژه‏هاي «سلطان, حاكم، خليفه، ولي، قائد و...» و واژه‏هايي از اين دست، در ادبيات ديني و انديشه سياسي اسلامي به كار رفته‏اند، اما هيچ‏يك حامل معنايي چونان واژة «امامت» نيستند. اين واژه در قرآن كريم به معناي پيشوايي و رهبري كردن در چند آيه ( بقره، 124؛ توبه، 12؛ هود، 17؛ اسرا، 71؛ انبيا، 73؛ قصص، 5 و 41؛ سجده، 24؛ فرقان، 74؛ احقاف، 12) و نيز در سخنان پيامبر(ص) در جاهايي با همين معنا آمده است. (براي نمونه، رجوع شود به مصادر حديثي شيعي مانند: الكافي، ج1، ص 376، 377، 378؛ وسائل الشيعة، ج20، ص 287؛ و به مصادر حديثي سني مانند: المسند احمد، ج4، ص 94؛ مجمع الفوائد، ج5، ص 218؛ مسند ابو داود، ص 259؛ السنة، ص 489). هرچند امامت به معناي پيشوايي ديني و سياسي، رواج يافته و در نوشته‏ها و گفته‏ها به كار مي‏رود، اما در ادبيات اسلامي، به مراتب كاربرد ديني بيشتري دارد. به پيشوايان ديني مانند صاحبان فتواي مكاتب فقهي و كلامي مانند ائمه چهارگانه فقهي اهل سنت و شخصيتي همانند غزالي و... كه هيچ‏گاه زمامدار سياسي ـ اجتماعي نبوده‏اند، و در ميان شيعيان تمامي دوازده امام، كه تنها دو تن از آنها به زمامداري دنيايي و آن هم به مدت اندك رسيده‏اند، امام گفته شده است. عالمان بسياري نيز به اين صفت لقب گرفته‏اند؛ بي آنكه يك روز هم حكومت كرده باشند. پيشواي نمازگزاران نيز, امام جماعت ناميده شده است. از سوي ديگر، بسياري از حاكماني كه به نام اسلام بر مسلمانان حكومت كرده‏اند، هرگز امام ناميده نشده و به آن مشهور هم نشده‏اند. اين واژه، گاه فراتر از وصف اشخاص بوده و در باره مفاهيم و پاره‏اي امور ديگر نيز به كار رفته است. راغب اصفهاني (  -502ق) در تعريف امام گفته است: امام، چيزي است كه پيرويش كنند؛ خواه انسان باشد كه به قول و يا فعلش عمل شود و خواه كتاب و يا چيز ديگر، حق و يا باطل باشد.[4] از اين‏رو است كه, اشيايي مانند قرآني كه در زمان عثمان، با رفع اختلاف قرائتها، يگانه شد و جايگزين قرائتهاي مختلف گرديد، امام مصاحف و مصحف امام خوانده شده است.

امامت از پردامنه‏ترين مباحثِ كش‏دار و مجادله برانگيز بوده و كشمكش درباره آن در ميان مسلمانان، تنها به بگو مگوها و بحثهاي لفظي مدرسي و مجادله‏هاي كلامي منحصر نبوده است، به‏گونه‏اي كه مي‏توان آن را سرفصل جدايي فرقه‏هاي اسلامي از عموم مسلمانان دانست. اكنون كه بيش از چهارده قرن از ظهور اسلام مي‏گذرد، هر از گاهي باز هم فرقه‏اي سر مي‏كشد كه عمدتاً با پيشوايي و ادعاهاي يك شخص صورت مي‏پذيرد و همو پيشوايي آن فرقه را هم عهده‏دار مي‏شود. اين كشمكشها و چالشها، گاه با تحفظ بر اصول و اختلاف بر فروع و گاه اختلاف بر سر اصول و خروج از كليّت دين و پديداري جرياني بالكل انحرافي و خارج از اسلام بوده است. كشمكشها و جدالها، گاه به ستيز و مخاصمه مي‏انجاميده؛ چيزي كه شهرستاني (479-548ق)، دانشمند فقيه، خبير، متضلع و فرقه شناس قرن پنجم و ششم هجري درباره آن گفته است: «و أعظم خلاف بين الامّة خلاف الامامة؛ اذ ما سلّ سيف في الاسلام علي قاعدة دينية مثل ما سلّ علي الامامة في كلّ زمان»؛[5] بزرگ‏ترين اختلاف در ميان امت اسلامي، اختلاف در امامت است؛ زيرا در هيچ زماني، هيچ شمشيري در اسلام براي اصلي ديني، به مانند شمشيري كه براي امامت از نيام كشيده شد، كشيده نشده است.

امامت، در ادبيات آن دسته از نحله‏هاي اسلامي كه در خط اهل‏بيت عليهم‏السلام حركت مي‏كنند، و يا به آن نزديكند، كاربرد و جايگاه ويژه يافته و از كلمات قدسي به شمار مي‏رود. اين واژه، چنان وصف پيشوايان معصوم شده كه در گفته‏ها و نوشته‏ها، جزئي از نام آنان شده است و در ميان شيعيان، درباره جز آنان، بسيار كم و يا با اِكراه ـ و آن هم در سده‏هاي اخير ـ به كار مي‏رود, و بزرگ‏ترين عالمان شيعي و بنيادگذار و مؤسس مانند شيخ مفيد و شيخ طوسي و شيخ انصاري، به آن توصيف نشده‏اند.

نقطه عزيمت جرياني ممتاز در ميان مسلمانان كه به شيعه امامي نام بردار شده‏اند، «امامت» است. شيعيان، در مقام نظر، بر آن تعريفِ شيخ مفيد كه, امامت رياست عامه در امور ديني و دنيوي است، پا مي‏فشارند و زمامداري ديني و دنيايي امت اسلامي را از آنِ اهل‏بيت با تعريف ويژه از اهل‏بيت مي‏دانند. عقيده و باور به اين مهم ـ هر چند در مقام عمل چنان اتفاق نيفتاده باشد ـ باعث پديداري نحله‏اي قوي و تأثيرگذار در ميان مسلمانان گرديد، كه بستر آن را قرآن و آموزه‏هاي فراواني از پيامبر تشكيل مي‏دهد. به گواهي منابع و مصادر اسلامي و نوشته‏هاي مفسران و محدثان و مورخان اسلامي، اين جريان فكري چنان ريشه‏دار شده است كه در همه عرصه‏هاي فكري و رخدادهاي اجتماعي و سياسي حضور پررنگ دارد و بخش زيادي از نوشته‏ها را به خود اختصاص داده و بخشي غير قابل انكار از تاريخ فكري و تمدن اسلامي به شمار مي‏رود.

قرآن براي خاندان پيامبر، به خصوص با تعبير به اهل‏البيت، جايگاه ويژه‏اي تعريف كرده[6] و پيامبر هم در نهادينه شدن باور به آن در ميان مسلمانان و فربه شدنش بسيار كوشيد. چندان گفت و سفارش كرد كه عقيده به خاندان رسالت و علاقه‏مندي و حُبّ آنان، به عنوان وظيفه‏اي ديني به شمار آمد و مقبول همگان گرديد و دشمنان و ناصبان اهل‏بيت، كافر و خارج از دين به حساب مي‏آيند و جزايشان در حدّ كافر محارب است.[7] چنين جايگاه منحصر به فردي، جرياني را در تاريخ و سپهر انديشة اسلامي پديد آورد كه تاكنون ادامه دارد و آن نوشتن و نوشتن و گفتن و باز گفتن دربارة اثبات جايگاه و حق و مقام و شأن اهل بيت در باورهاي ديني است. تا مبادا مسلمانان آن را به بهانه‏اي ناچيز فراموش كنند و راهشان را درست تشخيص ندهند.

 

موسوعة الإمامة في نصوص اهل السّنة

كتابي كه در اسفند 1384 به بازار كتاب عرضه شد، در تداوم پژوهش در همين راستاست. تلاشي سترگ و ماندگار و انجام رسالتي بزرگ در ادامه و ميانه مجاهدتهاي علمي عالمان اسلامي. از اين دست كارها در ميان عموم مسلمانان از دوران شروع تدوين حديث و تفسير، چه شيعه و چه سني، آثار فراوان و متعددي درباره اهل‏بيت و ائمه معصوم، به صورت ضمني (براي نمونه ر.كا به: المصنف، ج4، بخش كتاب المغازي از عبدالرزاق صنعاني (  -211ق) و صحيح مسلم، ج4، بخش كتاب الفضائل از ابوحسين مسلم قشيري (206-261ق) و مسند ابويعلي، بخش الفضائل و المثالب تأليف ابويعلي الموصلي (210-307ق) و يا به صورت مستقل تدوين گرديده است. براي نمونه، به چند اثر از آثار اهل‏سنت توجه مي‏دهم. فرائد السِمطين في فضائل المرتضي و البتول و السبِطين و الائمة من ذريتهم نوشتة ابراهيم الحمّوئي (644-730ق)؛ العسل المصفي في تهذيب زين الفتي في شرح سورة هل أتي تأليف احمد العاصمي (  -378ق)؛ استجلاب ارتقاء الغرف بحبّ أقرباء الرسول و ذوي الشرف از محمد السخاوي الشافعي (831-902ق)؛ ينابيع المودة لذوي القربي نوشته سليمان قندوزي حنفي (1220-1294ق)؛ شواهد التنزيل لقواعد التفصيل في الآيات النازلة في أهل‏البيت، تأليف عبيداللّه‏ بن احمد معروف به الحاكم الحسكاني الحنفي (قرن پنجم)؛ المودة في القربي مير سيد علي همداني(713-786ق)؛ كفاية الطالب في مناقب علي بن ابي‏طالب، نوشته محمد بن يوسف الكنجي الشافعي(  -658ق)؛ الفصول المهمة في معرفة الائمة، نوشته علي بن محمد مشهور به ابن الصباغ المالكي(  -855ق)؛ خصائص علي بن ابي‏طالب، از احمد بن شعيب النسائي (  -303ق). شيعيان هم در انجام رسالت خويش و نيز اثبات حقانيت راهي را كه انتخاب كرده‏اند، تلاشي مضاعف و پر بركت داشته و كتابهاي فراواني را به رشته تحرير در آورده‏اند. براي نمونه، اسرار آل محمد از سليم بن قيس هلالي (2س قبل از هجرت-76ق)؛ الغدير في الكتاب و السنة و الادب از علامه كم نظير، عبدالحسين اميني (  -1392ق)؛ عبقات الانوار في امامة الائمة الاطهار از ميرحامد حسين موسوي هندي (1246-1306ق)؛ حلية الابرار في فضائل محمد و آله الاطهار از سيد هاشم بحراني (  -1107ق)؛ اهل البيت في الكتاب و السنة از محمد محمدي ري‏شهري (1325-  ). اما در هر زماني بر حسب نيازها و خواستها و پرسشها و شبهه‏ها، بايد طرحي نو در انداخت و سخني مطابق نياز گفت. هر چند كتابهاي فراواني در موضوع اهل‏بيت به نگارش در آمده، ولي به تناسب نيازها بايد كار و پژوهشها هم نو به نو گردد؛ و موسوعة الإمامة براي پاسخ به چنين ايده و نگاهي است. موسوعة الإمامة در ادامه حركت اصيل فكري و در معرفي راه و راهنماياني به رشته تحرير در آمده تا به يافتن صراط مستقيم كمك كند و طالبان حقيقت را مددي براي رسيدن به سرمنزل مقصود باشد.

اين اثر بازسازي بنيادي كتاب ملحقات إلاحقاق است، با افزايش بسيار و اصلاحات چنان فراوان كه نام آن نيز به موسوعة الإمامة تغيير يافته و آن را مي‏توان اثري جديد به شمار آورد.

ملحقات إحقاق الحقّ و يا ملحقات الاحقاق، مستدرك و تعليقاتي است بر كتاب إحقاق الحقّ و اِزهاق الباطل, تأليف عالم ذي فنون، مرحوم قاضي نوراللّه‏ شوشتري (956-1019ق) كه از گستردگي و حجم بزرگ آن، فرع زايد بر اصل شده و تا جلد نوزدهم با همان عنوان كتاب قاضي نوراللّه‏، اِحقاق الحقّ و از جلد بيستم تا پايان، با عنوان ملحقات الاحقاق به چاپ رسيده است. إحقاق الحقّ و اِزهاق الباطل، دفاعيه‏اي است از كتاب نهج الحق و كشف الصدق عالم نحرير شيعي قرن هفتم و هشتم هجري جمال‏الدين ابومنصور حسن بن يوسف حلي نامبردار به علامه حلي (648-726ق) كه صاحب آثار فراواني در فقه و اصول و رجال و حديث و كلام و فلسفه و منطق و تفسير و تراجم و ادبيات است. وي به درخواست سلطان محمد خدابنده (الجايتو)،[8] پادشاه مغولي شيعه شده به دست او، كتاب نهج الحقّ را به نگارش درآورد. اين اثر در دفاع از عقايد و آرمانهاي شيعي چنان جايگاه مهم و تأثيرگذاري پيدا كرد كه فضل بن روزبهان خنجي شيرازي شافعي مذهب را به دفاع واداشت, تا جايي كه در سال 909ق رديّه‏اي به نام ابطال الباطل و اهمال كشف العاطل بر آن نوشت، ولي چندان طولي نكشيد كه اين اثر ابن روزبهان با رديّه سنگين و عالمانه قاضي نوراللّه‏ شوشتري روبه‏رو شد. كتاب احقاق الحقّ، اثري است جدلي ـ احتجاجي در كلام و فقه؛ به عبارتي، نوشته‏اي است در مباحث اختلافي شيعه و اهل‏سنت كه با قطع رحلي در 514 صفحه به چاپ رسيده است. وي در كتابش سخنان علامه حلي را با «قال المصنف رفعه اللّه‏ درجته» و نقد ابن روزبهان را با عنوان «قال الناصب خفضه اللّه‏» آورده و رديّه خود را با «اقول» مطرح كرده است. شوشتري، در كتابش تنها به ذكر فضايل اهل‏بيت اكتفا نكرده و به مطاعن مخالفان نيز پرداخته است. قاضي شوشتري، سرانجام در دوران حكومت جهانگير شاه تيموري به 1019ق خون و جانش را بر سر آرمانش تقديم كرد و در اكبر آباد آگره هند به خاك سپرده شد (رحمة‏اللّه‏ عليه) گفتني است كه در ردّ كتاب ابن روزبهان، شيخ محمد حسن مظفر نجفي نيز در 1350ق دلائل الصدق لنهج الحق را به رشته تحرير در آورده است.

مؤلف ملحقات الاحقاق، آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي، در حدود پنجاه سال پيش كه اقدام به احيا و تحقيق كتاب احقاق الحق شده به تعليقه و مستدرك‏نويسي بر آن مبادرت ورزيد و در مقدمه و پاورقي كتاب، مطالب بس پر فايده‏اي به رشته تحرير در آورد. بخشهاي خداشناسي و نبوت كتاب كه به پايان رسيده و موضوع امامت مطرح و دلايل آن از سوي مؤلف شمارش و آيات و روايات مثبِتِ فضايل و مقامات و جايگاه و شأن و امامت امام علي عليه‏السلام از مصادر اهل‏سنت برشمرده شده است، اما زماني كه تعليقه‏نويس به اين بخش از كتاب رسيده، آيات و روايات و منابع آنها را بيش از آن ديده كه قاضي نوراللّه‏ شوشتري در كتابش به آنها استناد كرده است. از اين‏رو، كار تصحيح اصل كتاب رها شده و به تعليقه و مستدرك نويسي پرداخته شده است. از جلد چهارمِ تصحيح شدة احقاق كه در حدود يك چهارم آن را به خود اختصاص داده، تعليقه‏ها كه بر محور اهل بيت و امامت و ائمه است، جانشين كتاب شده است. منابع حديث و روايات، كتابهاي غير شيعي است. در اين كتاب علاوه بر روايات، از گفته‏ها و نوشته‏هاي علماي غير شيعي نيز استفاده شده است.

آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي براي تأليف اين اثر در حدود پنج هزار كتاب را مطالعه كرده كه سياهة نام آنها و نام مؤلفانشان با دستخط وي و شاگردانش در سه جلد قطور گردآوري شده است. يادداشتهاي مؤلف بر حواشي كتابهاي مطالعه شده و مورد استفاده قرار گرفته، بسي قابل تحسين و ديدني است, و نشان مي‏دهد كه وي با چه شور و اشتياق وصف ناپذيري در صدد انجام و تكميل اين اثر بوده است. ـ خداوند جايگاه او را در اعلي عليين قرار دهد ـ اما و صد اما، نبود طرحي جامع براي تدوين آن و نيز طولاني شدن زمان انجام آن و ايضاً به دست آوردن آثار چاپي و خطي جديد كه گاه با مشقتهاي فراواني همراه بوده، باعث شده كه در طول زمان انجام كار، مدام تعليقه بر تعليقه و مستدرك بر مستدرك نوشته و به چاپ سپرده شود. بعدها براي اين اثر، سه جلد فهرست و نمايه تهيه شده كه آن هم نتوانسته به درستي كاركرد خود را براي استفاده بهينه از ملحقات الاحقاق داشته باشد. در ميان كتابهايي كه در دهه‏هاي اخير در ايران، درباره اهل‏بيت نوشته شده، كم اثري را مي‏توان يافت كه از كتاب ملحقات بهره نبرده باشد، اما با كمال تأسف بايد گفت كه حقّ آن به درستي ادا نشده و گاه حتّي به آن نشاني هم داده نشده است.

به هر حال، موسوعة الإمامة كه اينك پنج جلد آن به زيور چاپ آراسته شده، تنقيح و بازسازي و تكميل آن اثر است و از همين‏رو است كه نام آيت‏اللّه‏ مرعشي بر تارك آن نقش بسته است. اين كتاب كه با صفحه‏آرايي و تجليد چشم‏نوازي به بازار كتاب آمده، حاوي اخبار و احاديث و متون تاريخي از مصادر اهل‏سنت و نيز گفتارهايي از عالمان سني و به تعبير دقيق‏تر، مصادر و گفته‏هاي غير شيعي درباره اهل‏بيت و عمدتاً ائمه معصومين عليهم‏السلام است. دو جلد از پنج جلد چاپ شده، مربوط به آن دسته از آياتي است كه در منابع حديثي و تفسيري به اهل‏بيت تفسير و يا تأويل شده است. ترتيب آن از آغاز قرآن و به ترتيب سوره‏هاي قرآن است. سه جلد ديگر كتاب، مباحثي است دربارة مكانت و منزلت و فضايل اهل‏بيت و نيز مباحث عامه امامت از همان نگاه و منابع ياد شده.

ادامه مباحث كتاب، از جلد ششم به احتمال تا جلد بيستم، مربوط به امام علي (عليه‏السلام) است كه كار گردآوري و طبقه‏بندي احاديث و اطّلاعات آن فراهم شده و در حال نهايي‏كردن و ويرايش است. بخش اميرمؤمنان به چند فصل مهم و در بابهاي زيادي سامان يافته است.

محورهاي اصلي مباحث آن عبارت‏اند از:

1. زندگي شخصي حضرت امير شامل مباحثي از قبيل تولد، نام‏گذاري و نامها و لقبها، نسب، پدر و مادر، فرزندان، چگونگي معاش و معيشت، همسران، پوشاك و خوراك و... .

2. همراهي با پيامبر(ص) شامل تمامي مراحلي كه امام علي در كنار پيامبر بوده است از نوزادي تا تجهيز بدن مطهر رسول خدا، حضور و شركت در جنگها، اعزام براي انجام مسئوليتهايي خطير، چگونگي رفتار پيامبر با آن حضرت و رفتار وي با پيامبر، هجرت، وصلت، اُخوت و... . و بالاخره، حضور دايمي در كنار پيامبر در همه زمانها و مكانها.

3. پس از پيامبر و در دوران خلفا شامل رخدادهاي مربوط به انتخاب خلفا و موضع امام و چگونگي رفتار با وضعيت پيش آمده، و كارهايي كه امام دراين دوران انجام داده است.

4. حكومت و خلافت ظاهري امام كه در آن، مباحثي از قبيل دلايل امامت و ولايت ايشان، چگونگي انتخاب به خلافت، چگونگي حكومت، كارگزاران و فرماندهان، رخدادهاي دوران حكومت، و سيره و رفتار امام در ابعاد اجتماعي، امنيتي، سياسي، اقتصادي، جنگي، قضايي و فرهنگي، كه تا كنون از اين زاويه كمتر به آنها پرداخته شده و بدون هيچ دخل و تصرف و تحليل گردآوري و ارائه مي‏شود.

5. پايان بخش اين قسمت، فضايل امام است كه بسي فراوان و گسترده است و چند جلد خواهد شد.

از جلد بيست به بعد مربوط به فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين و يكايك امامان تا حضرت مهدي (عليهم‏السلام) را در بر مي‏گيرد.

اين اثر كه محصول پربركت تلاش جمعي گروهي از فاضلان حوزه علميه قم است، علاوه بر ويژگيهاي آثار پيشين، خود امتياز و ويژگيهايي را هم داراست. از اين جهت كه حاوي اطّلاعاتي كم‏نظير از آثار و منابع پيشين دست اول اسلامي در خود دارد، بي سابقه است. تاكنون در ميان كتابهايي از اين دست، با اين جامعيت و ويژگي «امامان معصوم در منابع كهن اهل‏سنت» تأليف و منتشر نشده است. گردآوري اطّلاعات حديثي و تاريخي فراوان بدون هيچ دخل و تصرفي در آنها، دستمايه بسيار ارزشمندي براي تحليلگران مباحث نظري در زمينه امامت و نيز پژوهشگران ديني است.

 

ويژگيهاي موسوعة الإمامة

1. كتابي است با رويكرد كلامي، بر اساس نقل. به عبارتي، كتابي كلامي بدون استدلال و نظريه‏پردازي عقلي است. در واقع، كتاب، با اين رويكرد تأليف شده است كه جايگاه معنوي و نقش پيشوايي امامان معصوم را با استناد به شأن علمي و فضايل و معنويات ايشان اثبات كند و مباحث ديگر تاريخي ـ كه اندك هم هستند ـ در همين راستا و نيز براي رعايت جامعيت مباحث آورده شده‏اند.

2. كتابي تحليلي نيست و تنها به ذكر نقل اكتفا شده است؛ چه اينكه ارائه تحليل در چنين مباحثي، نوعي استنباط به حساب مي‏آيد و تصرف در متن تلقي مي‏شود و قرائت نويسندگان و مؤلفان به شمار مي‏آيد و در نتيجه، كتاب حديث، كاركرد اصلي خود را از دست مي‏دهد.

3. منابع و مصادر اين كتاب، كتابهاي حديثي و پاره‏اي منابع تاريخي اهل سنت از قرن دوم تا قرن هفتم هجري است. اين محدوده زماني، از اين جهت انتخاب شده كه نوع كتابهاي حديثي دست اول تأليف شده، مربوط به اين مقطع از زمان است. در واقع، هدف، رعايت دست اول بودن منابع بوده است. بنابراين، هر حديثي كه در كتابي براي اولين بار آمده، گزيده و آورده شده است. البته كتابهايي هم در ميان مصادر اين كتاب وجود دارد كه مربوط به پس از دوران ياد شده است. اين دسته از كتابها, كه بسيار اندكند، از آن‏رو به عنوان منبع مورد استفاده واقع شده‏اند كه از كتابهاي پيشين مفقود, نقل حديث كرده‏اند.

با توجه به نكته ياد شده، تلاش بر اين بوده كه اصول تخريج حديث رعايت شود, يعني حديث از مصادر نخست استخراج گردد و اگر در منابع بعدي حديثي نقل شده، به منبع نخست ارجاع شود. بنابراين، در صورتي كه در ميان منابع بعدي، احاديثي به نقل از راوياني آمده كه خود داراي اثري حديثي‏اند، سلسله پيش از آن در سندِ حديث حذف, و اين دسته از احاديث به نام راوي صاحب اثر و به نقل از كتاب ناقل ثبت شده است.

4. از آوردن احاديث و اخبار و متون تكراري ـ با ويژگي يكساني كامل در سند و متن حديث ـ پرهيز شده است, و اگر در مصادري همان حديث با الفاظ يكسان آمده، از آن صرف نظر شده و تنها به ذكر چند كتاب محدود مهم كه در دسترس استفاده‏كنندگان است، در پاورقي نشاني داده شده و گاه با تصريح به نقل از منبع پيشين هم به آن نشاني داده شده است. در صورتي‏كه سند احاديث تفاوت داشته، حديث, با ذكر سند و حذف بخشهاي تكراري و ارجاع به حديث قبل, آورده شده است. همين كار در تفاوت متن هم صورت گرفته است.

5. منابع كتاب را تنها مؤلفان اهل‏سنت تشكيل مي‏دهند و مراد از اهل‏سنت در تعريف كار موسوعه، عامه مسلمانان هستند و شامل فرقه‏ها و اقليتها نمي‏شوند.

گفتني است, در صورتي كه در آثاري از اهل‏سنت، راويان و نويسندگاني از آثار غير عامه اعم از شيعه دوازده امامي و غير آنها نقل خبر كرده‏اند و تلقي به قبول شده است، خبر و حديث از مصدر سني نقل شده و منبع اصلي آن هم, در پاورقي ياد آوري شده است.

6. منبع حديثي و خبري بودن كتاب، ملاك نقل است و بنابراين، كتابهايي كه در احاديث موضوعه و منكر هم نوشته شده‏اند، مصدر نقلند. و اين، از آن‏رو است كه اولاً هر خبري صِرف تضعيف و متهم بودن به جعل و دسّ از سوي كساني، لزوماً ضعيف و موضوع نيست، و ثانياً همين اخبار، گاه از سوي اخبار و احاديث ديگري مورد تأييد قرار مي‏گيرند و يا همين‏ها نيز مي‏توانند مؤيد خبر و نظري ديگر شوند. به علاوه، جامعيت اثر هم مقتضي جمع اخبار و احاديث بوده است.

7. اقوال و گفته‏هاي صاحبان قلم و انديشه و نظر نيز، در اين كتاب نقل شده‏اند، اما بسيار اندك؛ و براي پرهيز از در هم آميخته شدن اقوال با احاديث، گفته‏ها در پايان هر بابي جداگانه و يا به مناسبتي در پاورقي آورده شده است.

8. اخبار و احاديث نقل شده، شامل اخبار با سند و بي سند مي‏شود. حديثها و خبرهايي را كه در مصادري بدون ذكر سند آورده شده، جهت رعايت جامعيت ابواب و فصول و قرينيت مباحث ديگر، از سويي، و كمك به احاديث صاحب سند از سوي ديگر، در پايانِ بخشهاي مسند، زير عنوان «ما ورد مرسلاً» و يا «بعض الاقوال و المراسيل» آورده شده‏اند.

منظور از مُرسل در اينجا، مُرسل اصطلاحي در نزد محدثان نيست,[9] بلكه به معناي اخبار بدون سند است. در اين كتاب هيچ به مناقشه سندي پرداخته نشده و صِرفاً به نقل خبر اكتفا شده است. وجود مشكلات و اشكالات احتمالي مبنايي و كلامي در پاورقي توضيح داده شده است.

9. كتابهاي حديثي را معمولاً، به صورت موضوعي و يا مسندي باب‏بندي مي‏كنند. اين كتاب هر دو شاخصه را دارد؛ يعني هم موضوعي و هم مسندي است. موضوعات مربوط در هر بابي مشخص شده و احاديث آنها به صورت مسندي و به ترتيب الفبايي مرتب شده‏اند؛ و اين براي يافتن احاديث مورد نظر و يا ناقلان خبر، كمك شايان توجهي است و نيز مي‏توان به راحتي به آن دسته از كساني كه درباره اهل‏بيت، خبر و حديث نقل كرده‏اند و يا خود اظهاراتي داشته‏اند، دست يافت.

نام راويان، در صورتي كه حديث را از پيامبر نقل كرده‏اند، به عنوان راوي آورده و نيز در صورتي كه كساني مانند امام علي(ع) و يا عبداللّه‏ بن عباس، خود مطلبي را درباره چيزي گفته‏اند، با آنها هم چونان راوي برخورد شده و در رديف راويان به حساب آمده‏اند.

10. نظم احاديث، علاوه بر ترتيب الفبايي راويان نخست حديث، به ترتيب الفبايي سلسله سند تمامي احاديث مي‏باشد.

11. هيچ‏گونه دخل و تصرفي در اخبار و احاديث، صورت نگرفته و هر خبري دقيقاً آن گونه كه بوده، آورده شده است؛ جز در صورت وجود خطاي چاپي و يا خطاي فاحش فني در نقل سند و حديث كه اصلاح، و در پاورقي به آن اشاره شده است. البته براي پرهيز از تطويل مطالب، آن بخش از احاديث كه به موضوع يك باب مربوط نبوده، حذف و به جاي آن نقطه چين شده است. نيز در صورت ابهام در نام راوي و يا ناقص ذكر شدنش در مصدر، در ميان كروشه، نام راوي، از ابهام در آمده و يا كامل شده است.

12. موسوعة الإمامه را مي‏توان مواضع مشترك اهل‏سنت و شيعه درباره اهل‏بيت به حساب آورد. به عبارتي اين اثر، در ظاهر نفي كسي نيست. بلكه اثبات جايگاه اهل‏بيت در انديشه و عقيده ديني است. بنابراين، اثري تقريبي است و نه تفريقي؛ هر چند در عمل با اثبات شأن و جايگاهي براي ائمه عليهم‏السلام، متصرفان آن جايگاه نفي مي‏شوند.

13. كتاب، جامع مباحث مربوط به ائمه و اهل‏بيت از منظر منابع اهل‏سنت است. به اين معنا كه تلاش شده تمامي مطالبي كه در تعريف هدف كتاب مي‏گنجند، گردآوري و بسامان شود. از اين‏رو، اختلاف اندك در تعابير احاديث مشابه هم از قلم نيفتاده‏اند. هم عنوانهاي مباحث و هم گستره اطّلاعات آن، داراي جامعيت است. بنابراين، تلاش شده است كتابي نو با اطّلاعاتي جديد به حضور خوانندگان عرضه شود و به داشته‏هاي كتابهاي پيشين اكتفا نشده است؛ هر چند بسياري از آنچه را كه پيشترها دليل ادعاي حقانيت بوده، در اين كتاب هم هست.

14. در ابتداي هر روايت، نام مؤلف برجسته و سياه آمده و سپس سند ذكر شده و آنگاه متن حديث آورده شده است. متن حديث براي استفاده بهتر، از سلسله سند جدا و در خط ديگري آورده شده است. براي هماهنگي كامل در كاربرد نام كتابها و نيز نام مؤلفان، همواره از نام واحدي در كل كتاب و به صورت مختصر و عمدتاً از نام مشهور آنها استفاده شده است.

به اميد روزي كه شاهد به ثمر نشستن اين مجاهدت علمي باشيم.

 

پي‏نوشتها



* محمّد مرادي(1337-  ) دانش‏آموختة حوزه و دانشگاه است. هم‏اكنون ضمنِ تأليف و تحقيق در مركز تحقيقات دارالحديث و كتابخانة بزرگ آيت‏الله مرعشي نجفي، در دانشگاه قم نيز، در رشتة قرآن و حديث به تدريس اشتغال دارد. ايشان علاوه بر تحقيق و تأليف و تدريس در مراكز يادشده معاونت علمي موسوعة الامةِ في نُصوص أهل السُّنّةِ را به عهده دارد. از وي تاكنون كتابها و مقاله‏هايي در علوم قرآني و روشهاي تفسير و نمايه‏سازي چاپ و منتشر شده است.



[1]. محققاني كه اين مجموعه را به سامان رسانده‏اند عبارت‏اند از: سيّدمحمود مرعشي, محمّد اسفندياري, محمّد مرادي, محمّدجواد محمودي, حسين تقي‏زاده, محمّدكاظم عبداللهي, سيّدحسن فاطمي, محمّد صحتي‏سردرودي, محمّدرضا جديد‏نژاد و مصطفي فضلي‏زاده.

[2]. النكت الاعتقادية، ص 39.

[3]. ر.كا: شرح المواقف، ج4، ص 232.

[4]. مفردات الفاظ القرآن، ماده امّ.

[5]. الملل و النحل، ص 16.

[6]. احزاب، 33.

[7]. ر.كا: جواهر الكلام، ج41، ص436.

[8]. محل حكومت سلطان محمد خدابنده (الجايتو) در شهر سلطانيّه 35كيلومتري شهر زنجان بوده است. وي در آنجا عمارتي با گنبدي بنا كرد كه در حدود 65متر ارتفاع دارد و سوّمين آثر تاريخي جهان به شمار مي‏رود و قبر وي نيز, در گوشه‏اي از بنا قرار دارد. علامه حلي تذكرة الفقهاء و نهج الحق را در همين شهر به پايان رساند و شاه نيز, مسجدي در كنار همين گنبد به نام وي بنا كرد كه هنوز هم پا برجاست.

[9]. مرسل، به حديثي گفته مي‏شود كه يك راوي آن را به معصوم نسبت مي‏دهد، بي آنكه خود معصوم را درك كرده و يا واسطه مشخصي در نقل داشته باشد.

منابع

جواهر الكلام، محمّد حسن النجفي، تحقيق محمود القوچاني، دارالكتب الاسلامية، چاپ ششم، 1363هـ .

السنة، عمرو بن ابي عاصم الضحّاك، تحقيق محمدناصر الالباني، المكتب الاسلامي، چاپ سوم، 1413هـ/ 1993م.

الكافي، محمّد بن يعقوب كليني، تحقيق علي‏اكبر غفاري، دارالكتب الاسلامية، 1388هـ.

مجمع الفوائد، نورالدين الهيثمي، دارالكتب العلمية، 1408هـ/ 1988م.

المسند، ابوداود الطيالسي، دارالحديث، بي‏تا.

المسند، احمد بن حنبل، بيروت، دارصادر، بي‏تا.

مفردات الفاظ القرآن، حسين بن محمد معروف به راغب اصفهاني، تحقيق محمّد سيّدكيلاني، المكتبة المرتضوية، چاپ دوم، 1362.

الملل و النحل، محمد بن عبدالكريم الشهرستاني، تحقيق شيخ احمد فهمي محمّد، مكتبة الحسين التجارية، 1368هـ/1948م.

موسوعة الامامة في نصوص اهل السنة، آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي و ديگران، صحيفه خرد، 1384.

النكت الاعتقادية، شيخ مفيد، بيروت دارالمفيد، 1414هـ/ 1993م

وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، محمّد بن الحسن الحر العاملي، تحقيق محمّد رازي، داراحياء التراث العربي، بي‏تا.