سخن سردبير

       توازن و تعادل در اجزاي يك نظام را عامل اصلي موفقيّت آن مي‏دانند. اگر همه اجزا در كنار يكديگر به تناسب تعريف شوند و هر جزئي وظايف خود را آن‏گونه كه تعريف شده است, انجام دهند, يك مجموعه مي‏تواند به اهداف مطلوب خود دست يابد. ولي در صورتي كه يكي از اركان اصلي سيستم, تعريف نشده باشد يا عملكرد مناسبي ارائه ندهد, در كلِ نظام مشكل پيش مي‏آيد. اين ديدگاه كاملاً يك ديدگاه سيستميك است. در سال 1383 پيش‏بيني مي‏شود كه آمار نشر كشور در آستانه چهل هزار عنوان قرار گيرد. بي‏شك اين تعداد عنوان, ركورد مهمي براي تاريخ نشر ايران است. شمارگان متوسط كتاب در سال 83 حدود 4300 به ازاي هر عنوان است, يعني در كل, حدود 172 ميليون نسخه كتاب امسال به چاپ رسيده است كه تقريباً به هر ايراني 5/2 نسخه كتاب در سال مي‏رسد.

       بيست درصد از عنوانهاي چاپ شده مطابق رده‏بندي ديوئي در رده دين قرار مي‏گيرند كه شمارگان متوسط آنها حدود 5680 نسخه برآورد مي‏شود. بنابراين, به تعريف وسيعي كه ما در فصلنامه كتابهاي اسلامي, از حوزة دين داريم, بسياري از كتابهاي رده‏هاي كليات, فلسفه و روان‏شناسي, علوم اجتماعي, ادبيات و تاريخ و جغرافي نيز, كتابهاي ديني هستند. بر اين اساس, اگر فزوني شمارگان كتابهاي ديني را در نظر بگيريم و حوزة وسيعي كه موضوعات ديني آن را به خود اختصاص داده است, و با توجه به سهم بالاي كتابهاي اسلامي, از كتابهاي ديني هم, مي‏توان تقريباً همين ادعا را درباره كتابهاي اسلامي داشت.

       بر اساس آمار فوق, بايد سؤال كنيم در نظام كلان نشر كشور, چه تمهيداتي براي اطّلاع‏رساني و نقد و بررسي نشر ديني يا نشر اسلامي در نظر گرفته شده است؟ و آيا اين تمهيدات متناسب با حجم فعاليّت اين حوزه بوده است؟ آيا اهميّت اين حوزه ايجاب نمي‏كند همان‏گونه كه به بالابردن كمّي توليدات آن نظر شده است, به كيفيّت هم توجه شود؟ بهترين ابزارِ بالاتر بردن كيفيّت, كدام است؟ واكنون جريان نشر اسلامي ما تا چه حد از اين ابزار بهره مي‏گيرد؟

       بي‏ترديد همين سؤالهاست كه انتشار اين فصلنامه را با وظيفة اطّلاع‏رساني و نقد و بررسي كتابهاي اسلامي موجّه مي‏سازد, ولي آيا اين فصلنامه, به همراه معدودي نشرية ديگر با شمارگان محدود, پاسخ‏گوي بازار نشر فزايندة كتابهاي اسلامي هستند؟ اصولاً اين نشريّات معدود, توانسته‏اند در اين خصوص به تناسبِ رشد نشر ديني, توسعه يابند. به عنوان مثال در اين شماره, مقاله‏اي درباره تحريفات عاشورا منتشر كرده‏ايم, آيا به تناسب رشدِ عناوين كتابهايي كه در بردارندة اين تحريفات هستند, رصدگاههاي مانند اين مقاله عرضه مي‏شود كه اين موارد را به صورت علمي بررسي كند و در اختيار خوانندگان قرار دهد؟ و امثال اين فصلنامه با بضاعتي كه در اختيار دارند و با گسترده‏اي از مخاطبان كه آنها را پوشش مي‏دهند, مي‏توانند از پسِ رشد فزايندة توليدات بازار نشر برآيند؟

       اين موارد, مهم‏ترين سؤالاتي است كه تحريريه مجله با آن مواجه است. افزون بر اينها, گسترة مجله نه تنها نشر داخلي, بلكه نشر بين‏المللي اسلامي است كه بار را بر ما سنگين‏تر مي‏كند. به هر حال, تاكنون تا آنجا كه ميسور بوده است, به پيش آمده‏ايم و اميدواريم از اين پس نيز, با كمك همة دلسوختگان دين‏پژوه, بتوانيم موفق‏تر از گذشته عمل كنيم.