المراجعات, چگونگي تدوين و كتابشناسي
آن
منصور ابراهيمي*
علامه سيد عبدالحسين شرف الدين
در 1290 هجري در كاظميّه عراق در خانوادهاي روحاني متولد شد. وي دانش آموخته حوزههاي
علمي سامرّا و نجف اشرف است. علامه پس از فراغت از تحصيل در حوزه نجف در سي سالگي راهي
جبل عامل (سرزمين پدري خود) شد و رهبري شيعيان آن ديار را به عهده گرفت. تاليف دهها
جلد كتاب ارزشمند، تأسيس چندين مدرسه، دانشكده، مسجد و حسينيه در جبلعامل و سامان
دهي امور مسلمانان شيعه و سني از جمله خدمات اين مصلح كبير است. وي سرانجام در هشتم
جماديالثاني 1377 قمري پس از سالها تلاش و مبارزه علمي و سياسي در لبنان چشم از جهان
فرو بست و پيكر شريفش به نجف اشرف منتقل و در كنار مولايش علي امير مؤمنان به خاك سپرده
شد و براي هميشه روحش به آرامش رسيد. شيخ سليم بشري از عالمان بزرگ
و انديشمند مالكي است كه در 1248 قمري در محله بشربحيره مصر به دنيا آمد. از همان سنين
جواني در دانشگاه مذهبي الازهر مصر به تحصيل علوم
ديني پرداخت. اين مصلح كبير بين سالهاي 1317-1320 و از 1327-1335 قمري رياست
دانشگاه الازهر را عهدهدار بود. تدريس در اين دانشگاه و تأليف چندين اثر علمي ـ تحقيقي
از جمله خدمات او به جهان اسلام است. وي به سال 1335 در حالي كه رياست دانشگاه را به
عهده داشت چشم از جهان خاكي فرو بست و دانشگاه بزرگ الأزهر و كرسي تدريس او, همچنان
جاي خالي او را احساس ميكنند. كتاب المراجعات حاصل گفتوگوي اين بزرگمرد
با امام شرفالدين است كه از سوي امام شرفالدين تدوين و منتشر شده است. كتاب المراجعات از جمله كتابهاي
با اهميّت و تأثيرگذارِ مرحوم سيّد عبدالحسين شرفالدين عاملي است كه با اهتمام و ذوق
و شوق خاصي آن را به جوامع اسلامي و مسلمانهاي حقيقتجو و كنجكاو در حقايق و اصول ناب
اسلامي ارائه داده است. اين كتاب را ميتوان در چند محور زير مورد مطالعه و تحقيق قرار
داد. 1. تاريخچه و چگونگي پديدآمدن
اين مجموعه و تدوين و چاپ آنها. 2. اهميّت و نقش المراجعات
در نگاه مؤلف و ديگر انديشمندان بزرگ مسلمان. 3. سير تاريخي اين كتاب از زمان
چاپ تا كنون. 4. چكيدة مطالب اين اثر. 5. مروري اجمالي بر مباحث و
شيوههاي اعمال شده در آن. 6. تحقيقاتي كه در پيرامون المراجعات
انجام شده است. تاريخچه
و چگونگي پديد آمدن و تدوين المراجعات
برخوردهاي سخت و كوبندهاي كه
در بين مسلمانان (شيعه و سنّي) در جوامع اسلامي در جريان بود, جوان فاضل و پرشور نجف
ـ لبنان, يعني مرحوم علامه سيّد عبدالحسين شرفالدين را سخت آزرده خاطر ساخته بود و
فكر و انديشة وي را كه بسياري از اين تنشها را نتيجة انحرافهاي طولاني صدها سال گذشته
بر مسلمانان ميدانست, سخت مشغول كرده بود. بعد از نوشتن كتاب الفصول المهمه,
در 1327قمري پيوسته در اين فكر بود كه چارهاي براي اين مشكل فرصت سوز و فرسايندة توان
و شايستگيهاي جوامع اسلامي و قدرت توان مسلمانان بيابد و اين درد آزار دهندة جامعة
اسلامي را به شكلي درمان بخشند. تا اينكه در 1329 هجري توفيق الاهي به وي دست داد و
او راهي مصر و جامعةالازهر كه در آن دوران مركز اصلي هدايت مسلمانان سني جهان بود,
شد و در تماسهاي اوليّه با يك دانشمند روشن ضمير و همچون خود او دردمند, يعني شيخ سليم
بشري آشنا ميشود و به درد و دل با وي ميپردازد و اين سرآغاز گفتوگو و پرسش و پاسخي
ماندني و راهگشا بود كه نتيجة آن همين كتابِ المراجعات است. در اين خصوص مرحوم شرفالدين
خود چنين ميفرمايند: «... كتاب المراجعات نتيجة
ملاقات مباركي است كه در 1329 هجري بين من و شيخ سليم بشري مالكي مذهب رئيس دانشگاه
الازهر حاصل شد. در سفري كه در اين سال به مصر
انجام دادم سر كلاس درس اين دانشمند فرزانه و عالم با حلم حاضر شدم و از دانشهاي او
استفاده كردم. پيوسته به منزل او ميرفتم و مباحث زيادي را كه در جمع, امكان بحث آنها
نبود با وي در خلوت مطرح ميكرديم و مورد بحث و بررسي قرار ميداديم. موضوع بسياري
از اين مباحث «امامت» بود, موضوعي كه هيچ موضوع ديني به اندازة آن پيرامونش نزاع و
اختلاف و جنگ و مبارزه نشده است. با يكديگر قرار گذاشتيم به دور
از هر گونه تعصّب و بدون استفاده از دلائل ضعيف به تبيين حق بپردازيم و تنها از حق
و آنچه كه صحّت آنها مورد اتفاق مسلمانان است پيروي كنيم و اين ميثاق ما در همة مراجعهها
و مناظرهها بود. اين سؤال و جوابها با خط هر يك از ما انجام و مبادله شد. با دلائل قوي و روشني كه در خصوص
هر يك از شبهات مطرح شده ارائه شد و با توفيق و هدايت الاهي شبهات رفع و حق همچون صبحي
نوراني روشن و آشكار گرديد. اين گفتوگوها در 112 مراجعه
فراهم آمد كه امروز آنها را به دست چاپ ميسپاريم».[1] اهميت و نقش المراجعات
در نگاه مؤلف و ديگر انديشمندان بزرگ مسلمان
با توجّه به موضوع مورد بحث اين
كتاب, يعني خلافت رسولالله و اُمت مسلمان كه بنا به فرمودة مؤلف «ما سُلّ سيف في الإسلام
علي قائدة دينية مثل ما سلّ عليها؛[2]
به گونهاي كه در مسئلة امامت شمشير كشيده شد, در مسئلة اسلام شمشيري كشيده نشده است.» مباحث آن در نگاه مؤلف و متفكران
مسلمان اهميّت ويژهاي داشته است و با جديّت و اهتمام خاصي پيگيري شده است. مؤلف اين
اثر را نتيجة نيكوي عمر خود و اندوخته و ذخيره دنيا و آخرت خويش دانسته است و چاپ آن
را عامل رضايت خويش از عمر خود معرفي كرده و ميفرمايد: «امّا أنا فمستريح ـ والحمدلله
ـ إلي هذا الكتاب, راضٍ عن حياتي بعده؛ سپاس خداي را, من به خاطر اين كتاب آسودهام,
و از زندگاني خود, پس از اين كتاب, راضيم» ... «الاّ أنّ حياتي الخالدة بهذا الكتاب
رحمة في الدنيا و الآخرة, ترضي بها نفسي, ستريح إليها ضميري؛ زندگاني جاودانه من به
اين كتاب, زندگي رحمت در دنيا و آخرت است, و نفس من به آن راضي و ضمير من به آن راحت
است».[3] مرحوم آيتالله العظمي شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزة علمية
قم در بارة اين كتاب ميفرمايد: «در كتاب المراجعات از
معتبرترين منابع براي اثبات عقائد حقة شيعه استفاده شده است و با شيوهاي بسيار نيكو
و دلائل استوار همه را به مذهب اماميه دعوت نموده است.»[4] مرحوم آيتالله العظمي سيّد ابوالقاسم
خوئي در نامهاي كه در 1355 قمري به مرحوم شرفالدين نوشته است ميفرمايند: «كتاب المراجعات،
اثري است كه در قالب وصف و مدح نميگنجد و انسان از وصف آن عاجز است».[5] استاد محمد رضا حكيمي در خصوص
جايگاه و ارزش المراجعات مينويسد: «كتابِ المراجعات يكي از آثار مهم
علمي و اصلاحي اسلامي است، و گام بلند و مقدسي است در راه تفاهم اسلامي، و تفهيم و
توضيح حقايق مسلّم».[6] دكتر حَفنِي داوود از برادران
اهل سنت و استاد دانشگاه «عين الشمس» قاهره در مقدمة خود بر المراجعات كه در
سال 1976 ميلادي نوشته مينويسد: «از جمله آثار زيبا و نسيم عطر آگين و دل نشيني كه
اين كتاب ارزشمند ايجاد كرده اين است كه پيوسته در گوش هر شيعه و سنّي اين نداي حياتي
را زمزمه ميكند كه: مسلمانان متحد شويد، با آداب و احكام رسول خدا انس گيريد، اوامر
خداوندي را در دوستي، برادري و مهرباني و ترحم بر يكديگر به كار گيريد.»[7] سير تاريخي المراجعات از آغاز
تا كنون
المراجعات نتيجة گفت و شنودهاي سيّد شرفالدين
و شيخ بشري در طي 112 سؤال و جواب (مراجعه) است كه به صورت مكتوب بين آن دو انديشمند
بزرگ مسلمان از تاريخِ ششم ذيقعدة 1329 هجري تا جمادي الاولي 1330 رد و بدل شده است. قبل از آنكه دستاورد گفتوگوي
اين دو مصلح جهان اسلام به چاپ برسد و جانهاي تشنة حقجويان را سير آب سازد, آتش خشم
بدخواهان اسلام و دشمنان عزّت مسلمانان, و ستيزهگران با حقيقت, حاصل عمر شرفالدين
را هدف قرار ميدهند و كتابخانه گرانبهاي او را طعمة حريق ساخته و نوشتههاي مناظرههاي
او را همراه با تعدادي از كتابها و نوشتههاي ديگر وي را در آتش ميسوزانند, ولي اين
حادثة تلخ او را از پاي نمياندازد و او با توكل به خدا با استفاده از حافظة قوي خود
متن گفتگوها و مناظرات از دست رفتة خويش را بازنويسي ميكند و در همان قالب انجام
شده و با همان مطالب با كمي بسط و تفصيل در يك مجموعه همراه با پانوشتهاي مشروح و
جامع خود گردآوري و با عنوان المراجعات به چاپ ميرساند. ايشان خود در اين خصوص ميفرمايند: «متن اصلي مطالب و مسائلي كه
بين ما انجام شد در اين كتاب آورده شده است و تنها در موارد نادري به مقتضاي زمان چاپ
و رعايت شكل ظاهري كتاب تغييرات جزيي در شكل آن گفتوگوها ايجاد شده است كه هيچگونه
تغييري در اصل آنها ايجاد نكرده است». اين بازنويسي و تعليقههاي مؤلف
بر آنها ـ چنانكه مؤلف در قسمت پاياني تعليقهها به آن اشاره دارند ـ در 1355 قمري
به پايان ميرسد. در همين سال براي اولين بار در چاپخانة «العرفان» در شهر صيدا در
لبنان به چاپ ميرسد و در 1365 قمري چاپ دوم آن در بغداد در چاپخانة «دار الساعة» چاپ
ميشود. چاپ سوم آن در 1373 قمري نيز, در زمان حيات مؤلف در چاپخانه العرفان به چاپ
ميرسد. استقبال گستردة مسلمانان و جوامع
علمي از اين كتاب توجه ناشران زيادي را در كشورهاي مختلف جهان به خود جلب ميكند و
در شكل و قالبهاي مختلفي با مقدمههاي متفاوتي در طول سالهاي گذشته چاپ شده است. فرزند مؤلف, سيّد عبدالله شرفالدين,
در پانوشت كوتاهي كه بر كتابِ بغية الراغبين, نوشتة پدر دارند ميفرمايند: «كتاب
المراجعات در 1355 قمري در چاپخانة العرفان شهر صيدا براي اولين بار به چاپ رسيد و
پس از آن تا كنون نزديك به پنجاه بار به چاپ رسيده است».[8] در آماري كه تا كنون به دست آمده
وضعيّت چاپ و نشر اين كتاب به شرح زير است. لبنان, صيدا, مطبعة العرفان,
چاپ اول, 1335ه , 1963م. عراق, بغداد, مطبعة دارالساعة
با مقدمة مرتضي آل ياسين, 1365ه , 1946. عراق, مطبعة الجامعة, 1365ه
,
1946م. لبنان, بيروت, مؤسسة الأعلمي
للمطبوعات, 1365ه , 1946م. محل نشر و ناشر آن غير معلوم
است, 1373ه , 1953م. لبنان, صيدا, مطبعة العرفان,
چاپ سوم با مقدمة مرتضي آل ياسين, 1373ه , 1953م. لبنان, بيروت, دار احياء العلوم,
با مقدمة مرتضي آل ياسين, 1373ه , 1953م. لبنان, بيروت, مطبعة دار الفكر,
1377ه , 1955م. عراق, نجف, مطبعة النعمان, 1382ه
,
1992م. لبنان, صيدا, بينا, 1383ه
,
1963م. بينا, 1384ه
,
1964م. لبنان, صيدا, دار الأندلس, 1391ه
,
1972م. لبنان, بيروت, دار الصادق للمطبوعات,
1393ه , 1973م. مصر, قاهره, مطبوعات النجاح,
چاپ هفدهم با مقدمة محمّد فكري عثمان ابونصر از علماي الأزهر و مرتضي آل ياسين رئيس
جامعة العلماي نجف اشرف. لبنان, بيروت, دار الصادق, 1397ه
,
1977م. مصر, قاهره, مطبوعات النجاح,
چاپ بيستم با مقدمة دكتر حامد حفني داوود, استاد ادبيات در دانشكدة زبان قاهره و محمّد
فكري عثمان ابو نصر از علماي الازهر, 1399ه , 1979م. لبنان, بيروت, الجمعية الإسلامية
با مقدمه و تحقيق و تعليق شيخ حسين راضي و با مقدمة مرتضي آل ياسين, 1402ه
,
1982م. ايران, تهران, مؤسسة بعثت, 1404
/ 1362ش. لبنان, بيروت, مطبعة دار الإسلامية,
1406ه , 1986م. ايران, تهران, المكتبة الإسلامية
الكبري, 1407 / 1365ش. ايران,
تهران, نشر توحيد با مقدمة دكتر حنفي داوود و ابونصر محمّد فكري عثمان, 1412 / 1370ش. ايران, قم, دار الاُسوة, 1413
/ 1371ش. لبنان, بيروت, مؤسسة الأعلمي
للمطبوعات ـ چاپ اول با مقدمة مرتضي آل ياسين و نظريات برخي از علماي شيعه و اهل سنت
با تحقيق محمّد جميل حمود, 1416 / 1374ش. ايران, قم, چاپ چهارم, مجمع جهاني
اهلبيت(ع) با تحقيق حسين راضي, 1417 / 1375ش. لبنان, بيروت, دار العلوم با
تحقيق حسين راضي, 1419ه , 1998م. ايران, قم, مؤسسة انصاريان, 1421
/ 1379ش و چاپ دوم و سوّم 1382ش. ايران, قم, چاپ اول, انوار الهدي,
1421 / 1379ش. ايران, تهران, چاپ سوم, دار الاُسوة
با مقدمة مرتضي آل ياسين, 1422 / 1382ش. لبنان, بيروت, دار القاري, 1422ه
,
2002م. ايران, قم, چاپ دوم, انوار الهدي,
1422 / 1382ش. ايران, تهران, نشر كوخ, 1424
/ 1382ش. ايران, قم, چاپ دوم, مؤسسة انصاريان,
1424 / 1382ش. ايران, قم, چاپ سوم, مؤسسة انصاريان,
1425 / 1382ش. در چاپهاي زير تاريخ و يا محل
نشر كتاب مشخص نيست. لبنان, بيروت, مؤسسة دار الكتاب
الإسلامي همراه با تحقيق حسين راضي, بيتا, بينا. لبنان, بيروت, مؤسسة الأعلمي
للمطبوعات با مقدمة مرتضي آل ياسين, بيتا, بينا. لبنان, بيروت, دار الصادق, بيتا,
بينا. ايران, قم, چاپ اول, ناشر دار
الكتاب الإسلامي با مقدمة دكتر حامد حفني داوود و محمد فكري ابونصر و تحقيق حسين راضي,
بيتا, بينا. ايران,
قم, دار الكتاب الإسلامي, چاپ دوم, با مقدمة دكتر حامد حفني داوود و محمد فكري ابونصر
و تحقيق حسين راضي, بيتا. ايران, قم, كتابفروشي داوري,
بينا. ايران, قم, دار القرآن الحكيم
با مقدمة حسن مهدي شيرازي, بيتا. ايران,
تهران, المكتبة الإسلامية الكبري و قسمة الأعلام الخارجي مؤسسة البعثة, بيتا. مصر, قاهره, دار الكتاب الاسلامي,
بيتا. ايران, تهران, انتشارات غدير
و كتابخانة بزرگ اسلامي, بيتا. ترجمههاي كتاب المراجعات
1. مناظرات شيعه و سني،
مترجم حيدرقلي سردار كابلي به زبان فارسي اين ترجمه در 1324 شمسي از سوي
نشر سايه و با مقدمة مرحوم سميعي در تهران به چاپ رسيده است. اين ترجمه در 1345 شمسي با همين
عنوان توسط كتابفروشي محمدي قم به چاپ رسيده است و در 1350 شمسي (تاريخ مقدمة كتاب)
از سوي انتشارات پيام اسلام, با عنوانِ مناظرة دو رهبر يا مذهب و رهبر ما در
قم به چاپ رسيده است. 2. گفت
و شنودهاي مذهبي حقجو و حقشناس, ترجمة علي اصغر مروّج خراساني به زبان فارسي. اين ترجمه
در سالهاي 1373 و 1378 شمسي از سوي بنياد معارف اسلامي در قم به چاپ رسيده است. 3. رهبري
امام علي(ع) از ديدگاه قرآن, پيامبر(ص) و عقل, ترجمة محمد جعفر امامي به زبان فارسي. اين ترجمه در 1360 شمسي (تاريخ
مقدمه) از سوي انتشارات جامعة مدرسين حوزة علميّة قم و در سال 1382 از سوي همين ناشر
در تهران به چاپ رسيده است. 4. مذهب اهلبيت, ترجمة دكتر
سيّد زيد هندي به زبان اُردو. اين ترجمه از سوي ناشري به نام
امام حسين ناونديشن, با همكاري دار الثقافة الإسلامية در كراچي چاپ شده است. در آغاز
اين چاپ, نامههاي تقدير محمد ناجي غفري ومحمد حسين مظفر به مرحوم شرفالدين آمده است.
در سال 1399 هجري هم از سوي دار الثقافة الإسلامية در پاكستان به چاپ رسيده است. 5. المراجعات,
ترجمة دكتر ياسين جبيري به زبان انگليسي, در سال 1399 هجري در بغداد همراه با تعليقههاي حسين راضي و چاپ دوم آن در 1380 شمسي از سوي انتشارات انصاريان به
چاپ رسيده است. چكيدة مطالب اين كتاب محور اصلي مباحث اين اثر دو موضوع اساسي و دو ركن مهم اسلام و
نقطة اصلي جدايي دو فرقة شيعه و سنّي يعني «امامت و مذهب» و «امامت عامه» است. موضوع نخست - امامت و مذهب -
شانزده مراجعه يا سؤال و جواب را شامل است كه در آنها به مباحثي چون سبب عدم پيروي شيعه از مذاهب چهارگانه اهل سنت در
فروع و اصول دين, پيروي شيعه از مذاهب اهلبيت(ع), جايگاه اهلبيت در اسلام و عدم ترجيح
ديدگاههاي علما و اهلسنت بر مذهب شيعه پرداخته شده است. راه حل اختلافات بين شيعه و سنّي,
ادله قرآني و روايي كه مذهب اهلبيت(ع) و برتري آن را تأييد ميكنند, حديث ثقلين و
منظور از اهلبيت(ع) در نصوص, احتجاج دوازده نفر از اهلسنت به رجال شيعه در صحاح خود
و معرفي يكصد نفر از رجال شيعه كه سند روايات اهل سنت واقع شدهاند نيز از جمله مباحث
ديگر اين مراجعهها هستند. در بخش دوم, يعني «امامت عامه»
و موضوع خلافت رسول گرامي اسلام در مباحثي طولاني طي نود و سه مراجعه و سؤال و جواب
نيز چندين موضوع مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. نصوص خلافت همچون: حديث آغاز بعثت,
حديث منزلت و موارد ايراد آنها توسط رسول خدا و هفت نص ديگر كه تصريح بر افضليت علي
بن ابيطالب(ع) دارند و نيز آية ولايت و منظور از لفظ «ولي» در آيات قرآن و روايات
اسلامي از جملة اين موضوعات هستند. چهل حديث مؤيد نصوص خلافت علي(ع),
حديث غدير و تواتر آن و چگونگي احتجاج به آن, حديث وراثت, وصيّت رسولالله به خلافت
امام علي(ع), علل اعراض و رويگرداني شيعه از احاديث عايشه, ثبوت نص بر ولايت علي(ع) و چگونگي حمل بر صحت نمودن رفتار خلفاي سهگانه,
علت گذشت امام علي(ع) از حق خويش, تخلف خلفا از لشكر اسامه, جلوگيري از نوشته
شدن وصيت پيامبر(ص) احتجاج حضرت زهرا(س), ابن عباس,
حسن بن علي(ع) و حسين بن علي(ع) و... به موضوع وصيت رسول خدا(ص), ثبوت تواتر مذهب شيعه
از ائمة اهلبيت, تقدم شيعه در تدوين علوم اسلامي و معرفي مؤلفان شيعي نيز مباحث پاياني
اين اثر ميباشند. مروري
اجمالي بر برخي از مباحث و شيوههاي اعمال شده در اين اثر
گرچه همة مطالب و مباحث مطرح
در اين گفتوگوها حايز اهميت و قابل توجه همه مسلمانان به ويژه حقيقتجويان شيعي و
سني است, ولي نكتهها و انديشههاي عميقي در ميان آنها وجود دارد كه توجه و اهتمام
خاصي را ميطلبد, در اين بخش به شرح و تفصيل برخي از آنها پرداخته ميشود. الف. طرح عملي وحدت شيعه و سني
در سؤال و پاسخهاي 3-5 مؤلف در
جواب اين سؤالِ شيخ سليم بشري كه چرا شيعيان از آيين مذاهب چهارگانة سنّي پيروي نميكنند
با لحن و شيوهاي بسيار متين و مناسب ضمن ارائة دلايل فراواني از منابع اهل سنت مبني
بر لزوم اطاعت اهلبيت, مذهب شيعه را تنها مذهبي ميداند كه همراه با بعثت رسولالله
و ظهور اسلام پديد آمده و با عترت رسول خدا امتداد يافته است, وي در پي آن طرحي را
جهت وحدت و هماهنگي مسلمانان ارائه ميدهد و ميفرمايد: «من معتقدم اتحاد اسلامي و پيمان
برادري وقتي به دست ميآيد كه شما مذهب شيعه را آزاد اعلام كنيد و آن را مانند يكي
از مذاهب چهارگانه بدانيد. بايد نظر شافعي و حنفي و مالكي و حنبلي به پيروان آل محمد
مانند نظرشان نسبت به يكديگر باشد, تا در اثر احترام به مذهب شيعه اختلافات مسلمانان
برطرف شود و اجتماعات آنان منظم گردد. جاي ترديد نيست كه اختلافات بين
مذاهب چهارگانه كمتر از اختلافات آنان با مذهب شيعه نيست. اگر قرار است كه مذاهب اسلام
چهار فرقه باشد چرا جايز نباشد كه پنج فرقه باشند؟ آيا چگونه متصوّر است كه چهار مذهب
موافق اتّحاد مسلمانان باشد، ولي اگر يك مذهب به آن اضافه شد اجتماع مسلمانان متلاشي
ميگردد و متفرّق ميشوند».[9] وي در ادامه مخاطب خود را با
اين حقيقت روبهرو ميسازد كه مذهب شيعه مذهبي است كه عقايد و انديشههاي آنان ريشه
در عمق تاريخ اسلام دارد و در روزهاي سخت و حياتي اسلام از آغاز بعثت رسول خدا زاده
شده است و سنت رسول خدا و عترت او را سرلوحه رفتار و گفتار خويش داشته است. چگونه ميشود
اين مذهب و عقايد و احكام آن را ناديده گرفت و به مذهبهايي روي آورد كه بنيانگذاران
آنها اساساً زمان پيامبر را درك نكردهاند و در قرنهاي سوم به بعد پديد آمدهاند؟ راستي چگونه است اين مذاهب كه
تا اوايل قرن چهارم هيچ اثري از آنها نبوده است به عنوان چهار مذهب رسمي پذيرفته شدهاند
ولي مذهب شيعه با آن سابقه نزديكي كه با آغاز بعثت نبي اكرم(ص) و تعهدي كه در برابر
سنت اهلبيت دارد به عنوان مذهب پنجم اسلامي هم رسميت ندارد؟ و اينجاست كه وي وجدان پاك و
خردهاي سالم را به كمك ميطلبد و ميفرمايد: «اي كاش, شما كه ما را دعوت ميكنيد
كه از جهت مذهب متحد شويم پيروان مذاهب ديگر را نيز دعوت به وحدت ميكرديد, زيرا اين
عمل براي شما و آنان آسانتر است, و چرا فقط شيعيان را به اين دعوت منحصر ساختهايد؟»[10] ب.
جدال أحسن
معمولاً در مناظره هريك از طرفين
مناظره, سعي ميكند به گونهاي طرف مقابل خود را با روش نادرست مجاب و از صحنة جدال
خارج سازد, ولي اين دو عالم وارسته و دورانديش بر اساس آية قرآن كه ميفرمايد: «وجادلهم بالتي هيأحسنª[11] در تمامي گفتوگوهاي خود دنبال
حق هستند و هر كجا كه با استدلال و دلايل قوي حق بودنِ مطلب روشن ميگردد هر دو در
برابر آن سر تسليم فرود آورده و آن را ميپذيرند. البته, سهم بزرگي از اين حُسن
گفتوگو و جريان زيباي جدال آنها مربوط به ارائة دلايل قوي و بدون شبهه شخص جواب دهنده
ـ شرفالدين ـ است كه بايد گفت ريشه در چند خصوصيت منحصر به فرد او دارد. خصوصيّاتي
چون: بهرهمند بودن از حلم و تقواي الاهي, استفاده از دلايل قوي قرآني, روايي و تاريخي
از منابع مورد تأييد طرف خود, محفوظ داشتن حرمت شخصيت و انديشة برادر مسلمان خويش,
شناسايي و پذيرش كجانديشيها و تعصبهاي ناروايي كه در طول تاريخ اسلام ميان شيعه و
سني به عنوان عقيدة ديني يا واقعيّت تاريخي پذيرفته شده است. بسيار زيبا و شگفتانگيز است
هنگامي كه علامه شرفالدين ادلة محكم و قوي خود را از آيات قرآن و سنت رسول خدا مبني
بر برتري اهلبيت و عترت رسولالله و نيز, وجود يكصد نفر از راويان شيعي در سند روايات
معتبر اهلسنت را با متانت و ادب اسلامي ارائه ميدهد چگونه شيخ سليم با كمال شجاعت
حقيقت را ميپذيرد و صريح و روشن ميفرمايد: «عمل به عقايد شيعيان تكليف را
ساقط ميكند و عهدة آنان را برطرف ميسازد, همچنانكه در عمل به مذاهب چهارگانه همين
خاصيت اسقاط تكليف و برطرف شدن ذمه موجود است».[12] مرحوم شرفالدين نيز, پس از آنكه
با استناد به ادلة زيادي حقيقت و اولويت امام علي(ع) را بر جانشيني پيامبر(ص) به اثبات
ميرساند و به همة شبهات و سؤالات شيخ سليم بشري جواب ميدهد, در خصوص رفتار و گفتار
صحابه و خلفاي سهگانة پس از پيامبر اسلام ميفرمايد: «... امّا خلفاي سهگانه و دوستان
آنان به خاطر اين عللي كه ذكر شد شايد سفارشات رسول خدا در رابطه با امور سياسي و زمامداري
و تدبير قوانين دولت و تنظيم امور مملكت را از امور ديني ندانسته و با اين توجيه مخالفت
با اينگونه سفارشهاي رسول خدا را براي خود آسان نمودهاند».[13] ج. راويان مشترك[14] راويان مشترك و يا يكصد نفر از
رجال و محدّثان حديث شيعي كه در سندهاي روايات اهلسنت قرار دارند نيز از جمله مباحثي
است كه مرحوم شرفالدين به تفصيل آن را مورد بررسي قرار داده است و به عنوان سندي ديگر
بر تفاهم و تعادل فرقههاي مسلمان با يكديگر در قرنهاي اول اسلام و دليلي ديگر بر
اعتبار روايات شيعي بيان داشته است. وجود بسياري از اين راويان در
سند روايات كتابهاي معتبر اهلسنت, مثل صحيح بخاري و صحيح مسلم كه مورد
اهتمام و توجه همه آنان است, و اثبات توثيق و شيعي بودن آنان با گفتههاي صريح علما
و انديشمندان بزرگ اهلسنت از منابع متعدد و متنوع آنان از نكتههاي شگرفي است كه مرحوم
شرفالدين به آن توجه نمودهاند. شيوة جمعآوري اسامي اين افراد
و اعترافاتي كه در نوشتههاي عالمان و نويسندگان مشهور اهلسنت پيرامون آنها شده است
و ريشهيابي تضعيفهايي كه در خصوص آنها در اين نوشتهها انجام گرفته است از جمله هنرهاي
ديگر و نكتهسنجيهاي دقيق اين دانشمند بزرگ شيعي است. د.
نگاه به و قايع از زاويههاي مختلف
تبيين و بررسي مسائل مورد گفتوگو
و بحث از زاويهها و ابعاد مختلف از جمله ديگر امتيازهاي مرحوم شرفالدين است كه در
آثار او به ويژه در كتابِ المراجعات به خوبي ديده ميشود. او آنگاه كه حديث غدير و موضوع
ولايت امام علي(ع) را مورد توجه و پژوهش قرار ميدهد, پس از آنكه طرق مختلف و راويان
متعدد اين حديث و نقل آن از سوي اهلبيت, صحابه, تابعان و علماي اهلسنت و شيعه را
مورد بررسي قرار داده, با ذكر موارد و دلايلي عنايت خداوند, رسولاكرم, امام علي و
فرزندانش و نيز, توجه شيعه به اين حديث و واقعه را در طول تاريخ جويا و به تفصيل بيان
تواتر حديث غدير از طريق اهلسنت
و شيعه و تأويلهايي كه در اين حديث صورت گرفته است, زاويههاي ديگري هستند كه از نگاه تيزبين اين مدافع بزرگ اهلبيت(ع) و منادي
تقريب و همسويي مذاهب اسلامي دور نمانده است, و با نگاه ژرف و نكتهسنج عميق
خود آنها را مورد بررسي قرار داده است. هـ . استفاده از اشعار و خطبههاي
ادبي موجود در متون اسلامي
از جمله دقتها و ظرافتهاي قابل
توجه مرحوم شرفالدين در مباحث خود به ويژه در اين كتاب, استفاده از شعر و خطبههاي
ادبي موجود در متون كهن عرب است. شعر و خطابه پيوسته دو وسيلة
ارتباط فرهنگي نخبگان با تودههاي مردم و بناچار پيرو فرهنگ حاكم بر مردم هر ديار بوده
است, و از همين رو, بهترين وسيله براي شناخت و نيزآگاهي از محاورات و روابط اجتماعي
هر جامعه ميباشد. اين نكته از ديد شرفالدين اين
دانشمند حقنگر و جامعبين دور نمانده و براي نماياندن و اثبات اين حقيقت كه وصيت رسول
خدا به ولايت امام علي موضوعي كاملاً آشكار و مطرح در ميان عموم مردم عصر پيامبر(ص)
و بعد از آن بوده است، افزون بر روايات زيادي كه در نامة 34[15]
و برخي از نامههاي ديگر در اين خصوص بيان داشته, در نامة 54[16]
به خطبهها و اشعاري كه از همان زمان پيامبر در ميان مسلمانان مطرح گرديده و در آنها
از وصايت امام علي(ع) ياد شده پرداخته است. وي با جمعآوري و ارائة نمونههايي
از اين نوع خطابهها و اشعار كه از خطابة ابن التيهان و ذوالشهادتين صحابة بدري پيامبر(ص)
شروع و با اشعاري از كُميت, ابوتمام و دِعبل خزاعي پايان ميپذيرد، اين حقيقت را كه
وصايت امام علي(ع) يك حقيقت روشن و غيرقابل انكار در ميان صحابه و مسلمانان دوران اوليه
اسلام بوده است را نمايان ميسازد. اعتبار بسيار بالاي گويندگان
آن خطبهها و اشعار به گونهاي است كه جاي هيچگونه شبهه و ترديد را براي هيچ انسان
منصفي باقي نميگذارد. تحقيقهايي كه روي كتاب المراجعات
انجام شده است
تحقيقهاي قابل ذكري كه پيرامون
المراجعات انجام شده است يكي تحقيق حجةالاسلام حسين راضي است كه علاوه بر بيان
شمارة جلد و صفحة كتابهاي ذكر شده از سوي مؤلف منابع ديگري را براي احاديث گفتههاي
شرفالدين ذكر كرده است. اين تحقيق در شكل و صورتهاي مختلفي
به چاپ رسيده است. در بعضي چاپهاي المراجعات, به طور مستقل در آخر كتاب اين
تحقيق ارائه شده است و اخيراً از سوي مجمع جهاني اهلبيت ممزوج با هامشهاي مؤلف همراه
با يك تحقيق محدود جديد به چاپ رسيده است. استفاده از منابع قديمي و عدم
ذكر منبع برخي از مطالب مؤلف و وجود ضعفهايي در ويرايش اين اثر را، ميتوان از جمله
ضعفهاي اين چاپ, ذكر كرد. تحقيق ديگر, تحقيق محقق نكتهسنج,
حجةالاسلام محمد جميل حمود است. در اين تحقيق بيشتر به محتواي كتاب پرداخته شده است.
كار محقق در اين اثر, كار بسيار شايستهاي است, ولي در بسياري از موارد خارج از حوصلة
اين كتاب است و به جا بود كه ايشان نكتههاي بيشتري را گويا و كوتاه مورد بحث و بررسي
قرار ميداد. تحقيق ديگر, تحقيقي است كه در
مركز تحقيقات دفتر تبليغات اسلامي از سوي نويسندة اين سطور انجام گرفته است؛ در اين
تحقيق سعي شده است افزون بر اصلاح عبارات مؤلف و استفاده از چاپهاي جديد مآخذ آن منابع
ديگري براي گفتههاي مؤلف و اسناد بيشتري براي احاديث ذكر شده در كتاب بيان شود. پينوشتها: |