سخن سردبير

       اگر در نظام اطّلاع‏رساني علمي طيف گستردة دانش را در نظر بگيريم، مقاله‏هاي پژوهشي، همواره يك حركت علمي را آغاز مي‏كنند و مقاله‏هاي دايرة‏المعارفي با جمع‏بندي نهايي، آن را به سرانجام مي‏رسانند, ولي بدنة اصلي دانش را بايد در لا به لاي كتابها جست‏وجو كرد.


       طبيعت مقاله‏هاي پژوهشي كه در نشريات منتشر مي‏شود، نوآوري، خلاقيّت و ارائة نظريات جديد علمي است. اين مقاله‏ها از نتايج پژوهشهاي تازه به انجام رسيده به دست آمده و در يك نشرية تخصصي به سرعت در اختيار صاحب‏نظران قرار مي‏گيرد و مي‏تواند سرآغاز يك حركت علمي جديد يا تولد يك نظرية نوين باشد.


       پس از طرح يك نظريه و نقض و ابرامها، نقدها و پاسخهايي كه در بارة آن منتشر مي‏گردد، همايشها و نشستهاي علمي كه در بارة آن تشكيل مي‏شود و كتابهايي كه در مورد آن نوشته مي‏شود، ادبيات وسيع علمي پديد مي‏آيد كه وظيفة مقالة دايرة‏المعارفي جمع‏آوري و تدوين چكيدة اين ادبيات و تعيين جايگاه دقيق آن در ميان موضوعات و مداخل علمي موجود است.


       در عصر اطّلاعات و ارتباطات، يك جامعة با نشاط و پر تحرك علمي، اين چرخه را بسيار سريع مي‏پيمايد؛ گاهي مي‏بينيم از شروع طرح يك نظريه تا ورود آن به جمع مقاله‏هاي دايرة‏المعارفي تنها دو سال زمان كافي است و پس از آن، جامعة علمي, خود را براي يافته‏هاي جديدتر آماده مي‏كند تا افقهاي ديگري از معرفت را به روي جامعة انساني بگشايد.


       جامعة دانشوران اسلاميِ امروز، به مدد فنآوري اطّلاعات و ارتباطات كنوني و با تكيه بر محتواي غني فرهنگي كه در اختيار دارد، پس از انقلاب اسلامي و به ويژه پس از پايان جنگ تحميلي، نهايت سعي خويش را در تكميل اين چرخه به كار گرفت و به خوبي دريافت اگر علوم اسلامي همچنان كه در طول تاريخ، توانسته پويايي خود را حفظ كند، بخواهد در دنياي كنوني نيز سربلند بماند، گريزي از ترميم و تكميل اين روند نخواهد داشت.


       اگر فلسفه و كلام اسلامي بخواهد با توجه به يافته‏هاي جديد علمي بشر و انديشه‏ها و نظريات فلسفي كه در مكتبهاي گوناگون توليد مي‏شود، بيش از تكرار گفته‏هاي پيشينيان چيز تازه‏اي ارائه كند و اگر فقه اسلامي بخواهد هزاران پديدة نوين فردي و اجتماعي را به صورت اجتهادي و نه فقاهتي, يعني بر اساس امارات و نه بر اساس اصول عمليه، در نظام احكام خويش جاي دهد و اگر علم اخلاق اسلامي بخواهد اخلاق نوينِ مورد نياز جامعه را در عرصه‏هاي جديد مانند اخلاق در دنياي ديجيتال، تدوين كند و نمادهاي اخلاق اسلامي را همچنان استوار نگاه دارد و اگر علم شريف تفسير، بخواهد نقش خويش را در دنياي كنوني باز يابد، راهي جز تسريع چرخه‏هاي دانش وجود ندارد.


       هيچ‏كدام از اين مسائل يك شبه حل نخواهد شد و بدون تعريف نظام حركت و رشد و پويايي دانش، و بدون بهره‏گيري از همة ابزار و تواناييهاي موجود و همكاري تمام انديشمندان و پژوهشگران، نمي‏توان اميدي به موفقيت داشت.


       بر اساس همين تحليل, مي‏بينيم در سالهاي اخير، نشريات تخصصي ديني بسياري توليد شده است و متفكران به ويژه نسل جوانِ پژوهشگر در رشته‏هاي مختلف، مقاله‏هاي ارزشمندي را پديد آورده و منتشر مي‏كنند و هم مي‏بينيم دايرة‏المعارفهاي اسلامي با دست يافتن به كادر علمي فرهيخته، توانسته‏اند نقش خويش را باز يابند و در دو سوي چرخة دانش، حركت و پويايي فكر اسلامي را تسريع نمايند, ولي بر اساس داده‏هاي آماري كه از تحليل استنادي منابع علوم اسلامي در دهة هفتاد به دست آمده است، هنوز مهم‏ترين منبع مورد توجه در پژوهشهاي علوم اسلامي داخل كشور، كتابهاي اسلامي هستند, كه شايسته است مورد توجه پژوهشگران و محققان قرار گيرد.