|
نمايهسازيِ
متون ديني محمّد
مرادي* نمايه
و نمايهسازي نمايه / Index اسم
مصدر و به معناي «نماياندن و نمايش دادن» آمده و در صورتي كه به معناي «نمونه و
مانند»1 باشد، اسمي است براي چيزي كه نمونة چيز ديگري است. اين واژه است.
نمايه با تركيب و اصطلاح «نمايهسازي» به دانش و يا فني گفته ميشود كه با آن،
مفاهيم معنادار يك متن به صورت دقيق و ريز استخراج و سياهه ميشود. نمايهسازي را
ثبت و ضبط محتواي اطّلاعاتي مدارك با استفاده از روشهاي گوناگون به منظور سامان
دادن اطّلاعات به قصد سهولت بازيابي معنا كردهاند.2 نمايهسازي ايجاد
ارتباط و همزباني هر چه بيشتر ميان توليدكنندگان از يك طرف و استفاده كنندگان و
كاربران از طرف ديگر هم معنا شده است؛ يعني اطّلاعرسانان با بهرهگيري از
نمايهسازي، اطّلاعات مدارك را با سؤالها و خواستهاي جستوجوگران انطباق ميدهند و
در اختيار كاربران قرار ميدهند. به تعبير ديگر، نمايهسازي، ذخيرهسازي اطّلاعات
با هدف دستيابي به جامعيت و مانعيت آنهاست و ميتوان اين دانش را تلاشي براي
بازيابي دقيق اطّلاعات دانست. اين فن و يا دانش، از موضوعات علم اطّلاعرساني / Information Science و يا
كتابداري / منشأ پيدايش علم نوين نمايهسازي و اطّلاعرساني را انفجار اطّلاعات
و يا به تعبيري، انفجار انتشارات دانستهاند. آنگاه كه اطّلاعات و توليدات نوشتاري
رو به تزايد گذاشت و انبوهي از كتاب و نشريات به چاپ سپرده شد، دانشوران بر آن
شدند كه براي طبقهبندي و ردهبندي آنها چارهانديشي كنند. به علاوه، موضوعات و
مطالب مدارك را به گونهاي دقيق در واژههايي بر گرفته از آنها و با ويژگي شناخته
شده بودن، و در قالب سيستمي منطقي اطّلاعرساني و در اختيار كاربران قرار دهند.
البته، عامل زمان نيز در اين علم نوين تأثيرگذار بود. به حداقل رساندن زمان
جستوجوي اطّلاعات و منابع مورد درخواست، از انگيزههاي بنيادين اين دانش به حساب
ميآيد. از جمله دستآوردهاي دوره انفجار انتشارات، پايه گذاري فهرستبندي علمي و
به تعبير ديگر، نمايهسازي مدارك و اطّلاعات بود. به هر حال، بر اساس اين دانش، دادههاي علمي يك مدرك و
موضوعات معنايي يك سند و متن، نمايهسازي ميشود و نمايههاي استخراج شده، ابتدا،
بر اساس اصطلاحنامههاي مربوط ارزيابي و طبقهبندي ميشود و در اختيار كاربران
قرار ميگيرد. هدف چنين تلاشي، بازيابي مدارك و ركوردهاي مفاهيم به كار رفته در يك
مدرك و يا متن است. كساني كه در پي به دست آوردن مفاهيم معنادار يك متن به منظور
كاربرد علمي هستند، با مراجعه به چنين فهرستوارههايي به راحتي به خواست خود
ميرسند. نيز كساني كه در پي به دست آوردن ميزان استفاده از يك مفهوم در يك متن
هستند، نمايهها بهترين و يا يگانه راه رسيدن به هدف ياد شده است. اين دانش به كاربران
كمك ميكند كه به آساني به خواستهها و اطّلاعات مورد نظر خود از يك متن و مدرك
برسند. اگر ما در پي تحقق اين هدف نباشيم، حداقلِ فايده نمايهسازي و طبقهبندي اطّلاعات
اين است كه با كمترين زمان و هزينه، ميتوان به اطّلاعات درخواستي دست يافت؛ به
ويژه اين امر در زماني كه توليدات نوشتاري رو به افزايش گذارده و انتشار مطالب
گسترده شده است، اين امر از اهميت در خور توجهي برخوردار است و نقش بسيار كارسازي
دارد. استفاده از دانش و يا فن نمايهسازي، به دليل فراواني
دادههاي نوشتاري در زمينههاي گوناگون، در عصر انفجار انتشارات، يك ضرورت به حساب
ميآيد. گسترش دامنة علوم در همه عرصهها باعث شده كه پژوهشگران و علاقهمندان به
مقالهها و مقولههاي علمي، به راحتي نتوانند خواستهاي خود را از لابهلاي منابع و
صفحات كتابها به دست آورند. با توجه به حجم حجيم منابع نوشتاري و دادهها، دستيابي به
همه اطّلاعات و نوشتارها در يك زمينه، به يكي از دو راه زير ممكن است: 1. مطالعة همه نوشتهها و منابع، و استخراج اطّلاعات مورد
نياز؛ كه در عمل چنين پژوهشي بسيار پر هزينه و وقتگير و امكانپذير نيست. 2. استفاده از نمايهسازي فنّي منابع و مآخذ از سوي
كارشناسان و متخصصان و در اختيار قرار دادن نمايهها؛ كه به سرعت قابل
بازيابياند. دانش نمايهسازي امروزه در علوم گوناگون كاربرد دارد و
جايگاهي ويژه در عرصه اطّلاعرساني پيدا كرده است. براي نمونه، نمايه شدن مفاهيم
در علوم زير را ميتوان نمونهاي از همگاني شدن نمايهسازي در عرصههاي گوناگون
دانست: 1. نمايههاي مدارك غير كتابي موجود در مركز اسناد و مدارك
علمي ايران كه تا كنون چند جلد آن به چاپ رسيده است.3 2. نمايهسازي همارا با
تأكيد بر علوم هستهاي كه در آن علاوه بر ارائه توضيحاتي در زمينه نمايهسازي، نمايههاي
علوم هستهاي نيز، ارائه شده است.4 3. نمايههاي اسفار اربعه
ملاصدرا در حكمت متعاليه. كه از سوي مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني تهيه شده است. 4. نمايههاي دانشنامه اميرالمؤمنين
عليهالسلام؛ كتابي در باره امام علي بن ابي طالب(ع). نمايههاي اين
دانشنامه كه داراي هزاران موضوع است در يك جلد به صورت الفبايي تدوين گرديده است.5 5. نمايههاي صحيفه امام
خميني كه شامل دو نمايه موضوعات و اعلام است، و در يك جلد به صورت الفبايي تدوين
شده است. اين نمايهها كليه اسناد و مدارك و سخنان و پيامها و اطّلاعيهها و
نامهها را در بر ميگيرد.6 6. نمايههاي تاريخ تمدن ويل
دورانت. 7. نمايههاي منابع اسلامي كه از سوي پايگاه اطّلاع رساني
سراسري اسلامي (پارسا) انجام گرفته و تا كنون چند جلد از نمايهها و كتابشناسي
آنها با نام مرجع چاپ و منتشر شده است.7 اهميت
و ضرورت نمايهسازي منابع ديني نمايهسازي منابع ديني، به معناي فهرست برداري دقيق از
منابع دست اوّل ديني است. منابع ديني، آن دسته از كتابها و
نوشتههايي هستند كه از سوي خداوند نازل شده و دريافتكنندگان وحي و
رهبران معصوم آن را بازگو كردهاند، اين منابع مجموعه اعتقادات و شريعت يك دين را
تشكيل ميدهند. منابع ديني ويژگيهايي دارند كه آنها را از ساير نوشتهها ممتاز
ميكند: 1. قداست؛ 2. ساختار ويژهاي دارند؛ به گونهاي كه در عين عرفي بودنِ
فهم آنها، ميتوان آنها را داراي زباني خاص معرفي كرد؛ 3. داراي آموزههايي هستند كه فهم دقيق و عميقشان، به تفسير
و گاه به تأويل نياز دارد؛ 4. پيام همگاني دارند و مخاطبشان عدهاي خاصي از انسانها
نيستند؛ 5. گستره بسياري از معارف را در بر ميگيرند و در حوزه خاصي
سخن نميگويند و در عين حال هدف اوّليه آنها، رساندن انسانها به ساحتي قدسي است. اين منابع همواره مورد توجه تودههاي مردم و مراجعه
خوانندگان و صاحب نظران است. از اينرو، پيرامون چنين منابعي، اطّلاعات فراواني
توليد ميشود و برداشت و تفسير بخشهايي از آنها بر اساس فهمهاي گوناگون متفاوت و
به نسبت تحولات، در حال تغيير است. گذشت زمان اين برداشتها را هرچه بيشتر و
متحولتر ميكند. برداشتها و تفسير منابع ديني به گونهاي است كه اگر پژوهشگران
بخواهند در باره مفهومي از مفاهيم ديني تحقيق كنند، بايد همه آنچه را كه در باره
آن مفهوم نوشته شده مطالعه نمايند، تا به ابعاد آن دست يابند و بتوانند به حقيقت
آن برسند. بيتوجهي به اين مهم، هر نوع اظهار نظر را در باره يك مفهوم ديني مشكل
ميكند. از اينرو، بايد براي دست يافتن به همه ديدگاهها و معاني و تفسير يك متن،
تلاش فراوان صورت گيرد؛ زيرا: 1. دايره دينپژوهي وسيع و گسترده است؛ به گونهاي كه دست
يافتن يك پژوهشگر بدون بهرهگيري از امكانات نرمافزاري، به همه توليدات در اين
عرصه نا ممكن است. زركشي تنها در باره انواع آيات قرآن نوشته است: «هيچ گونهاي از انواع آيات قرآن نيست، جز اينكه يك نفر
بايد تمامي عمر خود را براي آن صرف كند، و سرانجام هم كار استواري نخواهد شد».8 واقعيت اين است كه پژوهش در
زمينة مسائل ديني و اظهار نظر در بارة آن با توجه به وجود مفاهيم تأويلي و نيز
قرائتهاي گوناگون از آن، با دشواري همراه است. براي پي بردن به نظريات و ديدگاه
دينپژوهان و گزينش بهترين آنها و يا راه بردن به برداشتهاي خارج از چارچوبهاي
شناخته شده و درست، راهي جز اين وجود ندارد كه آنها به دقت جمعآوري و در كنار هم
قرار داده شوند و اين راهي جز نمايهسازي و طبقهبندي ندارد. افزون بر اين، طول
زماني را كه پژوهش در پيرامون مفاهيم ديني آغاز شده و در لابهلاي كتابخانهها
مانده و هر روز صدها منبع ديگر بر آنها افزوده ميشود. به راستي براي اينكه
بتوانيم انديشه درست ديني ناظر به همه انديشههاي مطرح را در باره مفاهيم ديني با
همه گستردگي آنها را طرح شود چگونه امكانپذير خواهد بود؟ 2. ضرورت انجام يك پژوهش و جامعيت آن، بستگي به اين دارد كه
اولاً آن پژوهش پيشتر انجام نشده باشد و دوم اينكه ناظر به ديدگاههايي باشد كه در
اين پژوهش تأثيرگذارند. بنابراين، براي يافتن پيشينه اطّلاعات آنها چارهاي جز
طبقه بندي در چارچوبي شناخته شده وجود ندارد. 3. به وجود آمدن سؤالهاي فراوان و ايجاد شبهه در باره
مفاهيم ديني و يا وجود انگيزههايي براي به دست آوردن اطّلاعات بيشتر در باره
حقايق و جوهر دين، باعث گرديده كه براي دست يافتن به پاسخ آنها، به منابع اصلي
ديني مراجعه شود و گستردگي آنها انجام آن را مشكل كرده است. 4. تحولات چشمگيري در باره فهم مفاهيم ديني رخ داده كه بايد
دين پژوهان در پژوهشهاي خود به آنها توجه كنند. 5. راه به دست آوردن بسامدي و كثرت اطّلاعات از مفاهيم ديني
و كسب اطّلاعات، از طريق به دست آوردن ميزان پرداخته شدن به يك موضوع است. 6. گزينش موضوعات با بسامدي لازم، در گرو گردآوري همه ابعاد
مفاهيم ديني است. 7. مفاهيم ديني، موضوعاتي عمومي هستند و همگان با آنها سر و
كار دارند و كمتر كسي است كه از آن بي نياز باشد. اگر حوزه فهم ديني امري تخصصي دانسته
شود، ولي حوزه كاربرد آن، در انحصار گروهي خاص و طايفه ويژهاي قرار نميگيرد و
همگان با آن سر و كار دارند. جويندگان فراواني در صدد هستند تا خواستهاي خود را از
منابع اصلي به دست آورند. بنابراين، جويندگان دقيق اطّلاعات ديني بايد بتوانند از
طريق سياهههايي، به راحتي به مطالب مورد نظر خود برسند. اكنون بسيارند كساني كه
در پي به دست آوردن مطالب موردنياز خود از منابع اوّليه ديني هستند، اما هيچ بانك
جامعي وجود ندارد كه نياز پژوهشگران را برطرف نمايد. در اين ميان از توجه به يك نكته نبايد غفلت كرد و آن اينكه
منابع ديني، به دليل تفاوت زباني، نميتواند همواره با همان زبان اصلي مورد
استفاده همگان قرار گيرد. پيروان يك دين ممكن است زباني غير از زبان متون ديني آن
دين داشته باشند و يا متون آن دين به زبانهاي گوناگوني ترجمه شده باشد. در هر دو
صورت، اين ضرورت بيشتر جلب توجه ميكند كه براي استفادهكنندگانِ داراي زباني
متفاوت، منابع ترجمه شده، نمايهسازي شود و در اختيار كساني قرار بگيرد كه در صدد
استفاده از چنين منابعي هستند. البته نمايهساز منابع ديني ضرورتاً بايد از دو
تخصص زير برخوردار باشد: 1. تخصص در امر نمايهسازي؛ 2. تخصص در علوم ديني. چه اينكه فرايند چنين امري به فهم دقيق و تحليل درست منابع
نياز دارد. نمايهسازي وقتي ممكن، و درست و دقيق انجام ميشود كه متن و مدرك مورد
بحث كاملاً شناسايي و تحليل شود. تحليل نشدن دقيق يك متن و يا نا آشنايي با آن،
موجب ميشود كه نمايهسازي و اطّلاعرساني در آن زمينه، به درستي صورت نگيرد. اين
امر از چنان اهميتي برخوردار است كه تحليل متن را از شرايط نمايهسازي بر
شمردهاند. اهل فن، در باره دكومانتاسيون و يا به عبارتي تحليل محتوا ميگويند: «دكومانتاسيون/ Decumentation، تحليل محتواي هر يك از مدارك،
صورتبندي اين محتوا در قالب مجموعهاي از توصيفگرها، و تنظيم و سازماندهي اين
توصيفگرهاست؛ به گونهاي كه جويندگان اطّلاعات بتوانند (به سهولت و سرعت) سؤالهاي
مورد جستوجوي خود را با مدارك موجود در مجموعه منطبق سازند و پاسخ خود را بدون از
دست دادن هيچ يك از مدارك موجود و مرتبط با سؤال مورد نظر بيابند».9 در واقع، نمايهسازي از آن
جهت كه براي پاسخ دادن به جستوجوي طالبان اطّلاعات است، نمايهساز بايد متن را به
درستي بشناسد و سپس آن را بر اساس قواعد و رعايت امانتداري نمايهسازي نمايد. ايده
نمايهسازي مدارك و منابع زماني ميتواند جامه عمل بپوشد كه تحليلگران و
نمايهسازان از توانمندي درخوري برخوردار باشند. نمايهسازي
منابع ديني بر دينپژوهان پوشيده نيست كه اطّلاعات فراواني از مدارك
ديني موجود است كه دست يافتن به همه آنها از عهده كمتر كسي بر ميآيد. اوّلين
نوشتارها در اسلام پس از قرآن كريم، نگاشتههاي حديثي است. هنگامي كه كتابهاي
حديثي به نگارش در ميآمدند، مؤلفان آنها كمتر به عنوانبندي اين آثار توجه داشتند
و انگيزه اوليه نگارندگان، گردآوري احاديث و تدوين آنها در مجموعههايي به منظور
حفظ آنها و انتقالشان به نسلهاي پسين، به مثابه ميراثي واجبالحفظ بود. آنچه از
كتابهاي پيشينيان برجا مانده، نشان ميدهد كه مؤلفان، عموماً كتابهاي خود را در
چند فصل با چند عنوان محدود تدوين ميكردهاند. به تدريج كه كتاب و كتابنويسي
گسترش بيشتري يافت، نويسندگان در تدوين جوامع و مسانيد حديثي از عنوانهاي بيشتري
در تنظيم ابواب كتابهاي خود استفاده كردند.10 اما اين روش هرگز نتوانست
همه آنچه را كه در لابهلاي آنها بود در مقابل ديدگان جويندگان قرار دهد. چه اينكه
در شماري از احاديث، چندين موضوع مطرح شده كه بايد در چندين جا و به مناسبت ابواب
و بحثهاي گوناگون، مورد استفاده قرار بگيرد؛ در حالي كه تنها در يك فصل و يا باب
آورده شده است. به علاوه هر مفهوم و عبارتي از مفاهيم و عبارتهاي آيات و روايات نيز،
ممكن است چندين احتمال معنايي داشته باشند. نگارندگان اين كتابها نتوانستهاند همه
محتواي حديثها را بر اساس احتمال معنايي و موضوعبندي آنها توجه داشتهاند تيتربندي
كنند. چه بسا نويسندهاي به عنوان اينكه حديثي را به مناسبتي در جايي از كتابش نقل
كرده در جاي ديگر، كه اتفاقا مناسبت فراواني هم داشته، به آن نپرداخته است و در
اين ميان، اندكاند كساني كه براي يافتن همه ابعاد يك موضوع به جاهاي مختلف يك
كتاب مراجعه كنند. عنوانگذاري و تيتربندي در احاديثْ حداقلِ امر ممكن و شدني
بوده و جبران برخي از كاستيها را نيز كرده است؛ اما اين عمل هرگز در همه ابعاد
صورت نپذيرفته و بخصوص در قرآن جايگاهي نيافته است. مسلمانان، براي حفظ قرآن از
هرگونه گزند و تحريف، هيچ طبقهبندي در خود قرآن انجام ندادند و ترجيح دادند قرآن
را به همان كيفيت كه اوّلين بار تدوين يافته نگهداري كنند. در عين حال، اين
انگيزه مقدس، هيچگاه نتوانست قرآنپژوهان را از اقدام به طبقهبندي آيات در
مجموعههايي ديگر باز دارد. آنان آيات قرآن را به صورت نظري بر چندين دسته،
طبقهبندي كردند.11 و اين كمترين عمل ممكن در ردهبندي آن بود. اين عمل
اگر چه مورد توجه قرآنپژوهان قرار گرفت و گامهايي نيز، برداشته شد، اما هيچگاه
نتوانست جاي اطّلاعرساني دقيق را از معارف آيات الاهي پر كند. در عين حال، براي يافتن آيات و روايات مورد نظر، چارهانديشي
شد و براي يافتن آيات و احاديث، جستوجوگران در درجه نخست واژههاي قرآن را
سياههنگاري و تدوين كردند. اين فهرستوارهها رو به كمال گذاشت و به تدريج به
فرهنگ نگاريهاي موضوعي تبديل شد. تلاشهايي كه براي تهيه سياهههايي متناسب جهت يافتن روايات
و آيات مورد نظر انجام گرفت و كتابهايي كه تدوين گرديد، عمدتاً معجم
نامگذاري شدند. گويا اين نام بر گرفته از احاديث باشد كه در آنها از حروف الفبا
«معجم» تعبير شده است.12 نويسندگان اين نوع كتابها از آنجايي كه
نوشتهشان بر اساس حروف الفبا تنظيم ميشده، ترجيح دادهاند كه آنها را به اين نام
بنامند. معجمنگاريِ مصطلح، چندان تاريخ روشني ندارد. گويا پس از عصر نهضت تدوين
حديث و تأليف چندين كتابِ حديثي، حديثنگاران به فكر افتادهاند كه احاديث را با
ترتيب خاصي تدوين نمايند. معجمهاي سهگانه صغير، كبير و متوسط طبراني ( ـ360ق) بر اساس نام مشايخ حديث و به ترتيب
الفبا تدوين شد و در قرن سوم نيز، كتابهايي بر اساس الفبا تدوين گرديد؛ مانند الضعفاء
بخاري ( ـ303ق) و الجرح و
التعديل ابن ابي حاتِم رازي ( ـ324ق)،
معجم الصحابة ابو يعلي ( ـ307ق).
اينها و كتابهاي لغوي مانند العين تأليف خليل بن احمد فراهيدي ( ـ175ق)، گوياي اين واقعيت است كه در اين
امر مسلمانان پيشقدم بودهاند؛ هر چند فهرست نگاري جديد، دانشي است كه در مغرب
زمين تكوّن يافته است. دينپژوهاني كه با متون اصلي دين سر و كار دارند، بخوبي بر
اين حقيقت واقفاند كه آيات قرآن و روايات
رسيده از پيامبر صلي الله عليه وآله و ائمه عليهمالسلام، علاوه بر نص و ظهور،
احتمالات معنايي فراواني دارند كه
حداقل فايدة چنين احتمالهايي معرفت افزايي است. راه دستيابي به اين نوع از
برداشتها كه جزئي از معارف ديني هستند چيست؟ مفسران و شارحان، هر يك در ذيل
آيه و يا حديثي به اندازه توان و نيز، نوع رويكردشان به آيات و روايات، تلاش
كردهاند تا احتمالات معنايي را بازگو كرده و بنويسند. توجه به سياق آيات، شأن
نزولها، احتمالهاي ادبي، سنت نبوي، تقديم و تأخير، معاني لغوي و وجوه و نظاير،
تقدير، تضمين، كنايه و استعاره، دلالتهاي اشاري، اقتضايي و التزامي، و مناسبت طرح
يك موضوع در لابهلاي آيات، و تقابل كلمات و تعابير و به كارگيري يك واژه در جاهاي
مختلف و به تناسب موضوع، موجب ميشود كه معاني گوناگوني از آيات به دست بيايد. اين
نوع روش شناسي در تفسير منابع نشان ميدهد كه، معجم و فهرستهاي لفظي نميتوانند
اين دسته از معارف را بازگو كنند. تنها راه رسيدن به ايده ياد شده، در اختيار داشتن همه معاني
و برداشتها از منابع، مراجعه به تفاسير و شرحهاي شارحان است. و بدون مراجعه،
احتمال وجود چنين احتمالهايي هم در حد صفر است. آيا راهي براي دستيابي به اين نوع
از برداشتها، بدون نمايهسازي محتواي آيات و احاديث بر اساس تفسير و برداشتها وجود
دارد؟ نمايهسازي
ترجمه و تفسير منابع ديني نگاهي گذرا به كتابهاي تدوين شده در زمينه اطّلاعرساني از
معارف ديني نشان ميدهد كه پيروان اديان در اين زمينه، احساس مشتركي داشتهاند و
در هر مقطعي به تناسب دانش روزگار خود، از ابزار مناسب براي اطّلاعرساني در جهت
دستيابي به معارف ديني استفاده كردهاند. از مدارك موجود استفاده ميشود كه پيروان
اديان براي پاسخ دادن به اين احساس و نياز، از ابتداييترين راهكارها شروع
كردهاند و به تدريج با بهرهگيري از تجربهها، به دانش نمايهسازي مدارك هم
رسيدهاند. هم در ميان مسيحيان و يهوديان، و هم در ميان مسلمانان، اقدامهاي قابل
توجهي در زمينة اطّلاعرساني از مفاهيم ديني صورت گرفته است. البته، به رغم گذشت
ساليان دراز از آغاز تلاشهاي اطّلاعرساني، هنوز كاربرد اين دانش در معارف ديني در
آغاز راه است. آنچه رخ داده با آنچه بايد انجام شود، فاصله بسيار دارد. آنچه انجام
شده، عمدتاً معطوف به تهيه راهنماي دستيابي به الفاظ و واژههاي منابع و متون ديني
است، و آنچه بايد انجام شود فراهم آوردن بانك جامع اطّلاعات ديني به ويژه با
رويكرد منابع ديني است كه طليعههاي آن در پارهاي از نرم افزارها مشهود است. كارهاي انجام گرفته عمدتاً ناظر به كشف الفاظ و آيات و
كتابهاي ديني است كه البته با نمايه سازي مدرن و اصطلاحي تفاوتهايي دارد. در عين
حال هدف و ماهيت هر دو فهرست يكي است. چون هر دو روش براي راهنمايي كاربران به
مصادر و مآخذ تدوين شده است. در نمايه سازي دقت بيشتري وجود دارد و داراي گونههاي
گوناگوني است و اطّلاعات بر حسب آنها طبقهبندي ميشود، اما در فهرستگان واژهاي و
كشف الآيات، واژهها بر اساس ريشه و مصدر و يا به همان شكل به كار برده شده، سياهه
ميشوند و قابليت طبقهبندي ندارند. نمايهسازي
عهدين از دو كتاب انجيل و تورات كه از آنها به عهدين ياد ميشود،
ترجمههاي گوناگوني به زبانهاي مختلف انجام شده و از ترجمههاي آنها نمايهسازي به
عمل آمده است. كساني از علماي مسيحي و يهودي تلاش كردهاند كه مفاهيم آن دو كتاب
نمايه شده و در سياهههايي ارائه شود. نمونهاي از اين دست از نمايهها و سياههنگاري،
چنين است: 1. فهرس الكتاب المقدس، فهرس الكتاب،
فهرستوارهاي است كه دكتر جرج پست به كمك
شاگردانش آن را در مدت هشت سال به زبان عربي بر اساس ترجمه عهدين تدوين كرده است.13
ناشر، هدف از اين كار را در مقدمه يادآوري كرده و گوشزد نموده كه پس از چاپ كتاب
مقدس به زبان عربي در 1865م، معجمي كه بتوان با آن، به آيات كتاب مقدس به راحتي
دست يافت، پيدا نشد. از اين رو دكتر جرج پست، اقدام به سياههنگاري آن كرد و در
1875 ميلادي آن را به پايان برد و منتشر كرد. اين كتاب، در قطع وزيري و در 688 صفحه به ترتيب حروف الفبا
و بر اساس ريشة كلمات عربي تدوين شده است. تدوين كننده، آن را در دو بخش نمايههاي
موضوعي و نمايه اعلام تنظيم كرده است. اين كتاب را دار مكتبة العائلة قاهره چاپ
كرده و تاكنون بارها تجديد چاپ شده است. فهرس الكتاب المقدس در ايران به فارسي
ترجمه شده است. ترجمه فارسي اين اثر از جيمز هاكس با كمك
اسماعيل صديقي نوذري به سال 1307ش / 1938م با نظارت وايشم انجام گرفته است.14
كتاب، دربرگيرنده تمامي مفاهيم معنايي كتاب مقدس و رسائل و نوشتههاي اولياي دين
مسيحيت و يهود است15 و 988 صفحه دارد، و در 1349 از سوي انتشارات طهوري
چاپ و منتشر شده است. 2. معجم اللاهوت الكتابي، معجم لاهوتي،
فهرستواره موضوعي ديگري از كتاب مقدس است كه با اندك توضيحات و ارجاع به آيات، به
ترتيب حروف الفبا است. كتاب مقدس به زبان عِبري و نسخهاي از آن هم به زبان يوناني
است16 كه به فرانسوي ترجمه شده و از سوي گروهي، با اشراف چند كشيش در
لبنان به سال 1974 به زبان عربي ترجمه شده است. نويسنده آن، كشيش كزافييه ليون
دوفور يسوعي است. انگيزه وي از تدوين آن در آغاز، فراهم آوردن معجم لغوي واژههاي
كتاب مقدس بوده كه در حين انجام، هدفش را تغيير داده و براي استفاده هر چه بيشتر،
آن را تبديل به معجم معنايي كرده است.17 مؤلف، دليل نامگذاري اين
معجم را به معجم لاهوتي چنين توضيح داده است: چون كتاب مقدس، از خداوند و افعال و
صفات او سخن ميگويد، بنابراين، موضوع آن خدا و شروع و ختم آن نيز، در باره خداوند
است. در واقع، خدا خود را در اين كتاب نمايانده است.18 3. المرشد الي الكتاب المقدس، كتاب در 1973
به زبان انگليسي تدوين و در 1996 به عربي برگردانده شده است. بخش نخست كتاب به
منزله تفسيري بر موضوعات و مطالب كتاب مقدس به همراه عكسهايي از مناطق مورد بحث
است. بخش دوم آن را نمايه موضوعات نص كتاب تشكيل ميدهد. بخش سوم كتاب نمايههاي
عمومي است. ناشر آن دارالكتاب المقدس في الشرق الأوسط و مجلس كنائس الشرق الأوسط
است. 4. قاموس الكتاب المقدس، قاموس الكتاب به
صورت فرهنگنامه و از سوي گروهي از استادان متخصص و با نظارت گروهي ديگر به زبان
عربي تدوين شده است. ناشر در مقدمه سبب تدوين آن را يادآوري كرده و مينويسد از
زمان انتشار كتاب مقدس در 1894م، نياز جدي به يافتن موضوعات آن پيدا شد كه با همت
گروهي از كشيشها و اساتيد دانشگاه آمريكايي قاهره اقدام به فهرستسازي شد و به
صورت الفبايي در 1130 صفحه تدوين گرديد.. البته، كتاب صرف كشف المطالب نيست، بلكه
هر عنواني از كتاب با توضيحي همراه است و به آيات كتاب مقدس ارجاع گرديده است.
كتاب را دارالثقافة بيروت چاپ و منتشر كرده است. معجمهاي
معنايي قرآن و حديث تلاش براي ارائه مطالب و مفاهيم قرآن كريم و احاديث، فراتر
از راهنمايي به الفاظ آنها، از دير زماني است كه شروع شده است. تاريخ تدوين آنها
اين واقعيت را بازگو ميكند كه اين تلاش علمي مدام در حال تكميل و گسترش بوده و هست.
شروع تدوين كشف مطالب قرآن، تاريخ روشني ندارد؛ اما آنچه مسلم است اقدام به تدوين
كشف الآيات، بيش از اقدام به تدوين فرهنگنامههاي موضوعي بوده است. انگيزههاي
گوناگوني در تدوين اين كشف المطالبها وجود داشته است. گويا از زماني كه حفظ قرآن
رو به كاهش گذاشته و خوانندگان و قاريان آن رو به ازدياد نهادند، ضرورت تدوين كشف
آيات و مطالب احساس شد. آن روزگاراني كه حفظ قرآن به عنوان سنّتي ديني در ميان
مسلمانان رايج بود، حافظان با اتكاي به ذهن خود اين مهم را انجام ميدادند، اما از
روزي كه جمعيت مسلمانان گسترش يافت، از سويي حافظان كم شدند و از سوي ديگر
خواستهها و مطالبات مردم و به ويژه جويندگان معارف ديني براي يافتههاي خود و
پاسخ دادن به شبههها و سؤالها آشكارتر گرديد، به دست آوردن اطّلاعات از متون اصلي
بيشتر احساس شد. رويكرد به استفاده از نمايه و تدوين فرهنگها و معجمهاي موضوعي بر
اساس موضوعات و مفاهيم قرآن، در اين زمان، جايگاهي پراهميت يافت. كشف الآيات،19
طبقات الآيات،20 كشف الكلمات، كشف المطالب،21
كشّاف،22 مرآت الآيات،23 فهرس القرآن،24
قاموس، و المعجم المفهرس25 عنوانهايي هستند كه در درجه نخست براي
پاسخ دادن به آن خواسته براي دستيابي به كلمات و آيات و موضوعات قرآن تدوين شدند. فهرستوارههاي تهيه شده، تنها در
زمينه الفاظ معنادار واژههاي قرآن نبوده، بلكه اَعلام، موضوعات، اَدوات، ضماير، اَرقام، افعال ناسخ و افعال محذوف را
نيز، شامل ميشد. به علاوه در زمينهها و موضوعهاي خاص نيز، اين تلاش صورت پذيرفت؛ موضوعاتي چون مسائل اقتصادي، حقوق انسان،
تربيت، روانشناسي، و... از جمله مباحثياند كه فرهنگنگاران قرآن در زمينة
آنها معجم و فرهنگ پديد آوردهاند. فهرستوارههاي قرآن كه در كشورهاي اسلامي با نامهاي مختلف
تدوين شده، در واقع نمايهسازي گرداني26 از الفاظ قرآن است كه به منظور
راهنمايي استفادهكنندگان به جايگاه هر يك از آنها
تهيه شدهاند. معجمنگاري موضوعي نه تنها در ميان مسلمانان غير عرب زبان، بلكه به
دليل نياز فراوان در كشورهاي اسلامي عربي نيز، انجام شد. براي نمونه، تبويب
الآيات القرآن من الناحية الموضوعية،27 الترتيب والبيان عن
تفصيل الآيات القرآن،28 المعجم المفهرس لألفاظ القرآن29
از اين دستهاند. جستوجو براي يافتن كلمات
مورد نظر و نيز موضوعات و مطالب قرآن، علاوه بر مسلمانان، غير مسلمانان را نيز بر
آن داشت كه براي يافتن آنها اقدام به معجمنگاري كنند. گوستاوفلوگل آلماني از جمله
آنهاست كه پيش از محمد فؤاد عبدالباقي، معجم كلمات قرآن را تدوين كرد. وي در 1843
اقدام به تدوين كتابي به نام نجوم الفرقان كرد.
وي، انگيزة خود را از اقدام به اين كار، چنين شرح كرده است: «آيات و الفاظ قرآن، در تمام منابع ديني عربي پراكنده است و
يافتن آنها در قرآن براي استفادهكنندگان مشكل است. كمتر ورقي ميتوان يافت كه در
آن كلماتي از قرآنِ بي بديل نيامده و يا اشارتي به آيات و كلمات آن نشده باشد و در
همه موارد لازم است كه به كمك كشف الآيات بدان كلمات و يا اشارات، راه يافته آيد و
كلمات قرآني از ديگر عبارات و كلمات بلند ديني باز شناخته شود؛ چنانكه من خود از
اين پيشتر به هنگام مطالعه و ترجمة كتابهاي عربي از نداشتن وسيله تشخيص و تميز
تنگدل بودم و به تنگ ميآمدم.»30 فلوگل براي كتاب خود
مقدمهاي نوشته كه دكتر ماتسوخ، استاد زبان فارسي دانشگاه برلن آن را به فارسي
ترجمه كرده است. جنبش
معجمنامه نگاري در جهان اسلام در سير تدوين فهرستگان براي منابع ديني، به تدريج فهرست و
نمايه كلمات و آيهها، جاي خود را به نمايهسازي موضوعي داد. بسياري از
قرآنپژوهان با توجه به اين واقعيت كه الفاظ و عبارتهاي قرآن كريم، حاوي اطّلاعات و مطالبي فراتر از كلمات و واژهها هستند، و آنها
را نميتوان از طريق واژهها به دست آورد، اقدام به فرهنگ نگاري موضوعي
كردند. همچنين اشاره به اين واقعيت لازم است كه معجمهاي لفظي تنها براي كساني قابل
استفاده است كه الفاظ و حداقل يك لفظ حديث را به خاطر داشته باشند و گرنه هيچگاه
نميتوان از طريق معجمهاي لفظي مطالب مورد نظر را به دست آورد. درك درست كساني كه به معجم نگاري موضوعي روي آوردند، يك
تحول عظيم در دانش اطّلاعرساني در زمينه معارف ديني، به شمار ميرود. از اين تلاش
علمي ميتوان به جنبش معجمنگاري موضوعي و يا فرهنگنامه نگاري ياد كرد. به درستي
روشن نيست كه آغاز كننده اين نهضت چه كسي است، اما شايد نخستين اثر برجاي مانده و
ثبت شده در فرهنگ موضوعي و عرصه اطّلاعرساني در زمينه مفاهيم قرآن كريم را بتوان
از آنِ ژول لابوم / Jules la
Beaume، مستشرق فرانسوي (1806-1876م) دانست. وي كتابي با نام تفصيل
الآيات فراهم آورد و موضوعات قرآني را كه به تصور او بايد دستهبندي ميشد و
در ذيل عنوانهايي قرار ميگرفت، گرد آورد و آيات مربوط به آنها را نيز، در ذيلشان
قرار داد. ژول لابوم، در طرح ايده خود، آن را ناشي از اين دانسته كه جاي فهرست
جامعي كه بتوان با آن در اندك زمان ممكن به نشاني آيات قرآن دسترسي پيدا كرد، خالي
بود. بنابراين، وي اقدام به طبقهبندي مطالب بر اساس ترجمه فرانسوي قرآن كرد. از
آنجايي كه وي به زبان عربي آشنا نبوده مطالب كتاب را بر اساس ترجمه فرانسوي
كازيميرسكي در هيجده باب طبقهبندي و براي هر يك نيز، به اقتضاي بسامدي اطّلاعات
عنوانهاي فرعي ساخت. عنوانهاي فرعي اين اثر 350 عنوان است و در 1877 ميلادي چاپ و منتشر
شده است. اثر ژول لابوم از آن جهت كه حاوي همه مطالب قرآن نبود، با
مستدركاتي نيز، همراه شد و از جمله ادْوارْ مونتيه براي تفصيل الآيات
مستدركي نوشت و يك صد عنوان بر آن افزود كه در چاپ دارالكتاب العربية بيروت با
ترجمة محمد فؤاد عبدالباقي چاپ شده است.31 اثر ياد شده به دليل نو و
بديع بودن، مورد استقبال مسلمانان قرار گرفت و در كشورهاي اسلامي، ترجمه و منتشر
گرديد. محمد فؤاد عبدالباقي، شاگرد رشيد رضا، كه بعدها بر قرآن معجم لفظي جامع
ماندگار و بي بديلي فراهم آورد، آن را در 1924 ميلادي به زبان عربي برگرداند. محمد زكي هم به منظور برطرف كردن نقص از كتاب ژول لابوم، الترتيب
و البيان عن تفصيل الآيات القرآن، را در 98 باب و يا موضوع تدوين كرد.
اين كتاب به صورت كلي طبقهبندي شده و هر موضوع ريز را بايد از طريق عنوانهاي عام
به دست آورد. تفصيل الآيات در ايران نيز، با استقبال قرآنپژوهان روبهرو
شد و اوّلين بار آن را حاج عليخان اعتمادالسلطنه، وزير انطباعات و دارالترجمه، به
فارسي بر گرداند و بر اساس آن، فهرست موضوعي براي قرآن فراهم آورد. وي وقتي متوجه
نگارش فهرستي براي قرآن در مغرب زمين ميشود، تصميم ميگيرد كه در ايران نيز، همان
كار را به انجام برساند، ولي از ترس عكسالعمل علما و مؤمنان، اقدام به تدوين آن
نميكند، ولي در حضور جمعي در باره آن اظهار نظر كرده و ابراز تمايل مينمايد كه
تهيه چنين كشف المطالبي لازم است. حاضران وي را بر انجام آن تشويق ميكنند و
يادآوري مينمايند كه چنان كاري تحريف قرآن نيست تا با اشكال و رويارويي مواجه
شود. وي در پي آن نشست و استماع سخنان موافق، اقدام به تدوين آن ميكند و در پايان
قرآنها به چاپ ميرساند.32 توضيح اين واقعه در نسخه قرآن حاجي صمصام
الملك آمده و تنها به اين نكته اشاره شده است كه مغرب زمينيان در باره قرآن اقدام
بسيار خوبي انجام دادهاند و مسلمانان چنان نكردهاند، اما اشارهاي به اينكه كار
ژول لابوم را ترجمه كرده، نشده است. از فصلها و عنوانهاي فرعي استفاده ميشود كه
كار انجام گرفته، همان تفصيل الآيات ژول لابوم است. عنوان تأليف و يا ترجمه اعتماد السلطنه، بر خلاف نامهاي
پيشين كه كشف الآيات و امثال آن بود، كشف المطالب گذاشته شد. انتخاب اين اسم خود
نشان از اين واقعيت ميداد كه تهيهكنندگان آن در پي طرحي نو بودند و در صدد بر
آمدند كه موضوعات و مطالب قرآن و نه الفاظ و واژههاي آن را نمايه و فهرست كرده و
در اختيار كاربران قرار دهند. اين كشف المطالب بعدها در قرآنهاي متعددي با همين
عنوان به چاپ رسيد. گو اينكه براي چنين كاري، چنان عطشي وجود داشته كه قرآنهاي
چاپهاي پس از آن، نوعاً با آن كشف المطالب چاپ شده و با آن قرآن پژوهان سيراب
ميشدهاند. قرآنهاي زير نمونهاي از آنهاست. قرآن مترجم، به خط غلامحسين بن ملا محمد خوانساري كه در
1309 نوشته شده و محمد حسين كتابفروش در 1269ش / 1309ق آن را چاپ و منتشر كرده است؛33
قرآن با خط عبدالجواد بن عبدالحميد كه در
1317ش نوشته شده و ناشر آن ميرزا سليمان ركنالملك است؛34 قرآني كه در
1291ش / 1331ق از سوي مطبعه سيد مرتضي در تهران چاپ شده است؛35
و قرآني با خط محمد علي مدرسزاده كه در 1361ق نوشته شده و در تهران، كتابفروشي
محمد علي اعلمي به سال 1326ش / 1364ق آن را نشر داده است؛36 نيز قرآني
با خط طاهر خوشنويس با ترجمه محمد كاظم معزي كه در 1375ق نوشته شده و در تهران
كتابفروشي اسلاميه آن را در 1337ش / 1377ق به چاپ رسانده است؛37 همينطور
قرآني با خط طاهر خوشنويس كه در 1368ق نوشته شده و در 1343ش منتشر گرديده است؛38
قرآني كه در 1348ش در تهران نشر اسلام چاپ كرده است؛39 و قرآني به خط
محمد خالقي زنجاني با ترجمه محمد كاظم معزي كه در 1391ق نوشته شده و نشر اسلام آن
را چاپ كرده است؛40 قرآني با خط ابوالقاسم خوشنويس با ترجمه محمود
ياسري، در تهران، به سال 1364ش چاپ شده است؛41 قرآن چاپ شده از سوي داوود
رمضان شيرازي، مدير كتابفروشي سنايي با خط طاهر خوشنويس و ترجمه مهدي الهي
قمشهاي و قرآني با خط فتحعلي شريف صفوي كه عبارتهايي از آن با خط كوفي نوشته شده
و در 1324ق. به چاپ رسيده است. در اين چاپها، موضوعاتي از معارف قرآن تبويب و در هيجده باب
عنوان گذاري شده و هر يك از ابواب چندين فصل را به خود اختصاص داده است. عنوانهاي
ابواب آنها عبارتاند از: 1. وجود و صفات و اسماء باري تعالي، 2. خصايص رسولالله، 3.
حقيقت قرآن، 4. مواعظ، اين سرفصلها دقيقاً همان
سرفصلهايي است كه در تفصيل الآيات آمده است. با اين تفاوت كه مطالب كشف المطالب به
صورت عكس كتاب تفصيل الآيات، تبويب شده است. در چاپ خط شريف صفوي، تنها به ذكر
شماره آيه و سوره بسنده شده و روي هم 162 عنوان دارد؛ در حالي كه مدخلهاي فرعي ژول
لابوم از 350 عنوان برخوردار است. وي براي اين ابواب و فصول فهرست الفبايي نيز،
ترتيب داده و در 53 صفحه سامان يافته است. اثر عربي شده ژول لابوم، يك بار هم در سال 1334 از سوي كيكاووس
ملك منصور ترجمه شده و با افزودن ترجمه آيات، منتشر گرديد. وي اين كتاب را به دليل
سودمندياش با كمك محمود هدايت و با اجازه مهدي الهي قمشهاي انجام داد. چاپ سوم
كتاب را كه نگارنده ملاحظه كرده، 712 ورق دارد و از سوي سازمان كتاب به سال 1358
چاپ شده است. اثر ژول لابوم، به تدريج تأثير خود را بر جاي گذاشت و قرآنپژوهان
تلاش كردند تا به معجمهاي لفظي بسنده نكنند و به تهيه معجمهاي موضوعي مبادرت
نمايند؛ نه بر اساس الفاظ، بلكه با تكيه بر موضوعات. البته، معجمها و يا
فرهنگنامههاي موضوعي از جهت كم و كيف تفاوتهاي چشمگيري دارند. در اين بخش به معرفي آن دسته از
معجمهايي ميپردازيم كه بر اساس نمايهسازي موضوعات قرآني تهيه
شدهاند و شامل هرگونه تلاشي در زمينه اطّلاعرساني از طريق موضوعبندي مطالب
ميشود. 1. فهرستي بر ترجمه منظوم صفيعليشاه؛ اين
فهرست را ناشر تهيه كرده و در دو جلد قرآن ترجمه صفيعليشاه آورده است. ويژگيهاي
اين فهرستها اين است كه آنها را به ترجمه آيات ارجاع داده است. اين فهرست در جلد
اوّل، در هفت صفحه و در جلد دوم، در پنج صفحه آمده است.43 2. قرآن مجيد با تفسير
فارسي؛ اين كتاب، به سال 1368 قمري از سوي شركت سهامي در قطع رحلي و چاپ
سربي به طبع رسيده است كه، حاوي تفسيري در حاشيه و مقدمهاي طولاني در تجويد و
پارهاي از مباحث علوم قرآني و خواص آيات و سور است. اين اثر داراي كشف المطالبي
است كه به زبان فارسي نگارش و براساس فصول ژول لابوم در هيجده باب و هر بابي در چندين
فصل تدوين شده است. براي همه فصول، فهرستي الفبايي ساخته شده كه از آدم و آدميت و
آزادگي شروع ميشود و به يهودان ختم ميگردد.44 در ذيل فصلها، عنوانها
به فارسي نوشته و به شماره آيات و سورهها ارجاع شده است. نيز همين قرآن، مفتاح
كشف الآيات دارد كه بر اساس الفبا تنظيم شده و از «ابّ» شروع و در «يوم» خاتمه
يافته است.45 نگارش اين مفتاح و كشف المطالب به سال 1364 انجام گرفته
است.46 اين كشف المطالب، بنابر اظهار تدوينكنندة آن شيخ محمد حسين
موسوي، تجريد كشف الآياتي است كه علماي آفريقا نوشتهاند و آن مشتمل بر كلمات
قرآن، ضماير، اسماء اشاره، موصولات و حروف بوده، و چون آن را از حيث كشف سودمند
نديده، اقدام به تدوين اين كشف المطالب كرده است.47 3. ترجمهاي از قرآن
به كوشش دكتر جعفر ياحقي؛ اين ترجمه بر اساس نسخهاي است كه در كتابخانه
آستان قدس رضوي نگهداري ميشود و در سيزدهم صفر 556ق به دست ابو علي بن الحسن بن
الحسن بن محمد بن الحسن الخطيب در قريه كهكابر ري به نگارش درآمده است.48
مصحح آن را به صورت كامل در ديباچه معرفي كرده است. اين ترجمه شامل همه قرآن است و
مصحح، چندين فهرست براي آن فراهم كرده و از جمله، واژهنامه فارسي است كه از واژه
«آبِ آميخته» شروع و به «يگانه» ختم ميگردد. اين واژهها از اين رو گردآوري و
نمايه شدهاند كه كاربرد فارسي دري آن و معادلش در زبان قرآن بازگويي شود. از صفحه
687 تا 764 كتاب به اين بخش اختصاص دارد. آنگاه نام كسان و اقوام و جايها آمده كه
همه بر اساس ترجمه فارسي تهيه شده و هيچيك به آيهاي از قرآن ارجاع نشده است. اين
ترجمه از سوي مؤسسة فرهنگي شهيد محمد رواقي در 1363 چاپ و منتشر شده است. 4. كشف المطالب قرآن مجيد؛ اين كشف المطالب
حاوي 371 عنوان است و هيچ ترتيب و آدابي هم در آن مراعات نشده است. نويسنده، مهدي
مستشاري كرمانشاهي است كه آن را در سال 1372 تدوين كرده و هدفش از تدوين كتاب،
تهيه كتابي از موضوعات قرآن بوده كه حاوي «تمام آنچه را كه براي زندگي سه گانه
دنيا، برزخ و آخرت لازم بوده، از معدن لايتناهي قرآن مجيد استخراج كند و در دسترس
عموم قرار دهد».49 نمايههاي انتخاب شده براي عنوانهاي برْ ساخته كتاب،
بسيار بلند و بي قاعده است. اوّلين موضوع و يا نمايه، نامهاي خدا، سپس فهرست آيات
منزّه كننده خدا، نعمتهاي خدا، آنان را كه خدا دوست دارد، رحمت و احسان و رأفت خدا
و... است. در زير هر نمايهاي به مناسبت آيات مربوط به ترتيب سورههاي قرآن با ذكر
نام و شماره آيه آورده شده است. تنوع عنوانها و موضوعات در اين كشف المطالب نسبتاً
زياد است. 5. طبقات آيات؛ بنا به تصريح مؤلف، هدف از
تدوين كتاب، برآوردن آرزويش مبني بر تدوين كتابي در بيان مطالب قرآن دانسته كه از
زواياي اين كتاب آسماني به دست ميآيد.50 وي ياد آوري كرده كه دوست
داشته اين كتاب به گونهاي باشد كه با عباراتي ساده و همگاني مرتب شود. او پيشتر
كشف المطالب ملك منصور را هم ديده، اما آن را حاوي كلياتي يافته كه هدف وي را بر
نميآورد.51 از اينرو، تصميم گرفته كه مطالب قرآن را ريزتر از آن
استخراج نمايد. مؤلف، نمايههاي انتخابي كتابش را به صورت تحليلي آورده و
عنوانهايي عام براي دستهبندي آيات انتخاب كرده است. همه مطالب قرآن در اين كتاب
در 26 فصل طبقهبندي شده است. نمونهاي از نمايههاي كتاب چنين است: صفت خدا،
يكتايي خدا، اهل بيت و ياران محمد صلياللهعليهوآله ، تفكر در اسرار خلقت، كار
و كوشش، آزادي، فرهنگ، موسيقي، جنگ و تبليغات اسلامي، خلقت آسمان، عقود و ايقاعات،
حالات روحي بشر، غنايم و صدقات. 6. فهرس القرآن و يا فهرستنامه قرآن؛ دكتر
محمود راميار، در ادامه معجم نگاري معنايي براي قرآن، فهرست مفصلتري نسبت به
گذشته فراهم كرده و نام آن را فهرس القرآن، گذاشته است. اين فهرست 32 فصل و
1500 موضوع دارد.52 مدخلهاي فهرست، عربي است و مؤلف تركيبهايي از آن را
ساخته، گرچه بر اساس واژههاي قرآن نيست. وي از مطالب قرآن دو فهرست تهيه كرده
است: يكي فهرست لفظي و ديگري فهرست مطالب. در فهرست دوم، تدوين كننده، سعي كرده
است كه موضوعات قرآن را در چند فصل سامان دهد؛ از قبيل: كالاها، رنگها، پوشيدنيها،
اجتماعيات، الأحكام والحدود، الأخلاق الحميده، الأخلاق الذميمه و... . آيات هر يك
از عنوانها با عنوانهاي عربي و برگردان فارسي در ذيل آنها آمده است. فهرستهاي
راميار در پايان قرآني با ترجمة محمد كاظم معزي در 1372 قمري به چاپ رسيده و از
صفحه 377-824 قرآن ياد شده را به خود اختصاص داده است. اين كتاب، به صورت مجزا نيز،
در 1379 از سوي نشر صابرين، بي هيچ توضيح و دستكاري افست و تكثير شده است. 7. فرهنگ موضوعي قرآن؛ اين كتاب، حاوي هفت
هزار موضوع و سه هزار ارجاع است. در اين فرهنگ، هر چند كلمات قرآن به كار برده
شده، اما نمايههاي ساختة معادل نيز، فراوان است و از واژههاي فارسي و عربي باهم
استفاده شده است. واژههاي فارسي به عربي معادلِ عمدتاً قرآني ارجاع گرديده و
عنوانهاي اصلي گاه عنوانهاي فرعي هم يافتهاند.53 اين كتاب را دو
قرآنپژوه معاصر كامران فاني و بهاءالدين خرمشاهي تأليف كردهاند. آنان در مقدمه
كتاب، به پيشينه معجمهاي قرآني اشاره كرده و به مشكل اساسي معجمها نيز پرداختهاند،
و مشكل ياد شده را ذهني و نه عيني بودن ساختار آنها معرفي كردهاند،54
و آنگاه يادآوري كردهاند كه اين طرح را رها كرده و براي نخستين بار شيوههايي
جديد را كه در فهرستسازي كتابها و مدارك علم در علم كتابداري و اطّلاعرساني
اروپا معمول است...، به كار گرفتند.55
مؤلفان با توجه به صورت عيني و تجربي به سراغ آيات رفتهاند كه در آنها چه چيزهايي
وجود دارد. حاصل اين تلاش، ده هزار عنوان اصلي
و ارجاعي است كه تنها به ذكر عنوانها و مدخلها اكتفا كرده و از آوردن آيات
خودداري كردهاند و به ذكر سوره و آيه بسنده نمودهاند.56 اين كتاب در
يك جلد و به قطع وزيري در 420 صفحه تنظيم و در 1376 در تهران از سوي انتشارات
ناهيد چاپ شده است. 8. فروغ بيپايان؛ فهرست تفصيلي مفاهيم قرآن
تأليف عبدالمجيد معاديخواه است كه 859 صفحه دارد. كتاب، فهرستي است فارسي بر
مفاهيم قرآن كه از «آب» شروع شده و با «يهود» پايان يافته است. فروغ بي پايان،
2300 موضوع اصلي و 750 عنوان ارجاعي و 21600 عنوان فرعي دارد. به گفته مؤلف، از
پيوند آيهها با عنوانها 180000 عنوان به دست ميآيد. شيوه آن چنين است كه هر
موضوعي، عنوانهاي فرعي برْ ساخته دارد، يعني مؤلف با ذوق خود، نكتههايي را كه از
آيات استنباط كرده و مربوط به عنوان بوده در ذيل هر عنوان اصلي آورده و آيات و
سورههايي را كه مطالب را از آنها گرفته، ارجاع داده است. اين كتاب، كه خود به
تعبير نويسنده، يك فهرست تفصيلي است، دو فهرست هم در پايان دارد: فهرست اوّل آن
عنوانهاي فقهي و اصولي به ترتيب الفباست.57 فهرست دوم، نمونههايي از
آيههاي جامع در هر زمينه است.58 مؤلف در اين معجم، به الفاظ
قرآن حتي به برگردانهاي فارسي آن بسنده نكرده و عنوانهاي برْساخته غير رايج در
فرهنگنامه و معجمهاي قرآني را، فراوان آورده است؛ مانند آب بس/26؛ گاو يعقوب
زادگان/ 26؛ آخر بيني و آخور بيني/ 29؛ مفهوم نمادين آسمان/ 38؛ كُرات معلق/ 38؛
مخاطبهاي آشنا/ 39؛ آفت دين شناسي/ 39؛ آفات انقلاب40/؛ آميزش؛ آميزهاي از نيكي و
بدي/ 45؛ سابقه اتمام حجت/ 54؛ گزيدهگويي/ 57؛ تفكيك دين از سياست/ 58؛ محمد،
حماسه اخلاق/ 60؛ فرعون زدايي/ 60؛ امنيت و وحشت/ 98؛ بايكوت/ 135؛ انشعاب/ 114؛
باشگاه/ 133؛ باند/ 135؛ تحليل/ 227؛ جوسازي، جو پذيري و جو شكني/ 307. دهها، بلكه صدها عنوان از اين قبيل، در كتاب نمايه شده است
كه معادلي در قرآن ندارد و از برداشتهاي مؤلف است. نويسنده سعي كرده است كه نوع
عنوانها و مدخلها را در چند محور كلي طبقهبندي كند. براي نمونه عنوانهاي فرعي
اوّل آب چنين است: 1. آب در نگاه فلسفي، 2. آب در نگاه معنوي و عرفاني، 3. آب در
نگاه بهداشتي و زيست محيطي، 4. آب در نگاه تاريخي، 5. آب در نگاه هنري، 6. آب در نگاه اقتصادي، 7. مالكيت آب.59
تقريبا همين عنوانها در مدخل آتش نيز، وجود دارد.60 چاپ نخست
اين كتاب را نشر ذره در سال 1378 منتشر كرده است. 9. فرهنگ قرآن؛
اثري مشترك از اكبر هاشمي رفسنجاني و محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن. اين اثر در
تداوم فرهنگنگاري براي معارف قرآن تدوين شده و جلد نخست منتشر شده آن، تنها
نمايههاي بخش «آ»ي مطالب قرآن است كه از آب شروع شده و با آباداني، و آبرو ادامه
يافته و با آيندگان خاتمه يافته است. شماري از عنوانهاي آن چنيناند: آب ميوه،
آتش، آتش افروزي، آثار باستاني، آجر، آدم، آدم ربايي، آرامش، آرزو، آزادي، آساني،
آسايش و آوارگي.61 فرهنگ قرآن، معجم معنايي است كه مطالب اصلي و فرعي
آن به ترتيب الفبا سامان يافته و در نوع خود كار بي نظيري است. گويا اين اثر داراي
3000 مدخل است كه تنها 45 مدخل آن در جلد نخست آن آمده است. اقدام به تهيه معجم معنايي از طريق نمايهسازي ترجمههاو
تفسيرهاي متون ديني، تنها در منابع غير عربي نبوده، بلكه عرب زبانها نيز، به معجم
لفظي اكتفا نكرده و اقدام به نمايهسازي و فهرستبندي مطالب قرآن كردهاند كه براي
نمونه، شماري از آنها معرفي ميشود. 1. المعجم الموضوعي لآيات القرآن الكريم؛
اثري از صبحي عبدالرؤوف عَصَر، در اين معجم آيات يك موضوع گردآوري شده و يك عنوان
بر ساخته از سوي مؤلف براي آنها به مناسبت محتواي آيات انتخاب شده و آيات مربوط،
به ترتيب سورهها در زير آنها قرار داده شده است. مؤلف كل اطّلاعات گردآوري شده را
در سه عنوان ايمان و اسلام، تقوا، و كفر و فجور طبقهبندي كرده و صدها عنوان فرعي
در زير آنها ساخته است.62 2. الفهرس الموضوعي
لآيات القرآن الكريم؛ اين اثر تأليف محمد مصطفي محمد است. كتاب، نمايه
تحليلي شده63 و مؤلف، كليه معارف قرآن را در اين محورها طبقهبندي كرده
است: عقايد، وحي، رسالت، قيامت، علم و علما، اركان اسلام، دعاها و اذكار، هجرت و
جنگها، منهيات، جامعه، معامله، قصص و تاريخ. مؤلف در مقدمه كتاب، ضمن يادآوري تلاش
خاورپژوهان در باره قرآن و فهرستبندي مطالب آن، گفته است: «كساني كه در جمع آيات قرآن كارهايي را به انجام
رساندهاند، مطالب و آياتي را در جايگاه اصلي و مناسب خود بر اساس روش به كار رفته
در كتابهاي اسلامي قرار ندادهاند. به علاوه، ترتيب الفبايي وافي به مقصود نيست.
بنابراين، من اقدام به تدوين فهرس موضوعي كردم.»64 3. معجم الاعلام و
الموضوعات في القرآن الكريم؛ اين اثر به كوشش دكتر عبد الصبور مرزوق تنظيم
شده و مطالب آن بر گرفته از آيات قرآن و نمايههايش عنوانهاي بر ساخته مؤلف است.
كتاب در سه جلد رحلي تنظيم شده و مؤلف با اشاره به پيشينه معجم نگاري براي قرآن،
اشكالات كار ژول لابوم و كارهاي مشابه را ياد آور شده و به دليل ناقص بودن آنها
خود اقدام به تدوين اين اثر كرده است.65 موضوعات اين كتاب از خدا و
اسما و صفات شروع و با آدم و انبيا ادامه پيدا ميكند. نمايهها به صورت تكواژه و
يا تركيبي ساخته شده، با توضيحي اندك در برخي از مدخلها، آيات همراه با نمايههاي
فرعي آورده شدهاند. عنوانهاي اصلي عبارتاند از: الله، انبيا، اعلام غير انبيا، و
موضوعات كه به ترتيب الفبا تنظيم شدهاند. 4. المعجم الموضوعي لمعاني الآيات القرآنية؛
اين اثر نيز، همانند همتايانش در صدد ارائه مطالب و مفاهيم قرآن نه بر اساس الفاظ،
بلكه بر اساس موضوعشناسي است. نويسندگان اين كتاب شش جلدي در مقدمه آن نوشتهاند: قرآن حاوي موضوعات بيشماري است،66
و در ادامه توضيح دادهاند: «قرآن بيش از شش هزار آيه
دارد و هر آيهاي اگر يك موضوع داشته باشد، بيش از شش هزار موضوع به دست خواهد آمد
و آنگاه ياد آوري كردهاند كه غير از كتاب ژول لابوم، كتاب ديگر موضوعي براي قرآن
تدوين نشده و هر چه انجام گرفته، معجم لفظي بوده است.»67 روش نويسندگان كتاب چنين است
كه نمايههاي كتاب در عنوان رأس قرار گرفته و آيات مربوط با هر اشتقاق و ارتباطي
در زير آورده شده و در پايان به تجزيه و توضيح آنها پرداخته شده است. نويسندگان
المعجم، حمزة النشرتي، عبد الحفيظ فرغلي، عبدالحميد مصطفي هستند. 5. المعجم الموضوعي لآيات القرآن الكريم؛
تأليف حسان عبد المنّان. مؤلف دليل خود را براي اين كار چنين بيان ميدارد: «وجود اطّلاعات
و معارفي در قرآن بر اساس سياق و تقابل كلمات و عبارتها، مرا به تدوين معجمي
واداشت كه از عهده معجم لفظي بر نميآيد.»68 اين كتاب، مشابه الفهرس
الموضوعي است با اين تفاوت كه عنوانهاي فرعي موضوعات، به ترتيب الفبا آورده
شده است. عنوانهاي كتاب هم نمايهسازي ساده و هم نمايه تحليلي است. 6. اصول العلوم الانسانية من القرآن الكريم؛
كتاب، در دو محور سنّتهاي فطري و متغيّر سازماندهي شده و آيات هر يك در زير
عنوانهاي مربوط آورده شده است. عنوانهاي اين معجم كه تدوين كننده آن را كشّاف
موضوعي نام گذاري كرده، از سوي مؤلف ساخته و انتخاب شدهاند. در پايان اين كتاب دو
جلدي كشف المطالبي براي موضوعات كتاب تهيه شده كه بر ساخته از محتواي آنهاست؛ نه
بر اساس الفاظ آيات.69 7. تبويب الآيات
القرآن؛ اين اثر داراي چهار جزء است كه در يك جلد به چاپ رسيده و
در آن، مؤلف نظريات انتقادي خود را در مقدمه، در باره تفصيل الآيات آورده70
و سپس به ارائه ديدگاهش در باره تبويب موضوعي قرآن پرداخته است.71 وي
عناوين انتخابي را براي كتاب عمدتاً بر اساس الفاظ قرآن بر گزيده و نمايههايش را
همان واژهها تشكيل داده است. برخي از موضوعات كتاب، عبارتاند از: كتابهاي
آسماني، قرآن، ملائكه، جن، ابليس، شيطان، بهشت، جهنم، انسان، ايمان، كفر، شرك،
فسق، منافقان و روابط مؤمنان. 8. المعجم المفهرس لمعاني القرآن العظيم؛ اين
معجم را كه آخرين كار از معجم نگاريهاي موضوعي در ميان مسلمانان عرب زبان براي
معرفي معارف قرآن است، محمد بسّام با اشراف محمد عدنان سالم به انجام رسانده و
حاوي موضوعات قرآن به ترتيب الفباست. در اين كتاب، هر موضوع اصلي به ترتيب الفبا
آورده شده و موضوعات فرعي نيز، به همان ترتيب با مستندات آيهاي چيده شده است.
كتاب در دو جلد رحلي و افزون بر 1400 صفحه است. اين مجموعه را ميتوان عصاره همه
فرهنگنامهها و معجمهاي موضوعي قرآن دانست كه قبل از آن نوشته شدهاند. مؤلف در
مقدمه خود بر كتاب، يادآوري كرده است كه اين معجم تنها به جمع آوري آيات مربوط به
يك موضوع، بسنده نكرده، بلكه اقدام به تقسيمبندي آيات به مباحث ريز نموده و براي
هر يك از مباحث عنواني مناسب انتخاب كرده است. وي كتابش را به دليل ارائه طرحي نو
در اطّلاعرساني موضوعات و مباحث قرآن قابل قياس با ساير معجمها نميداند.72 در نمايهسازي منابع ديني، به
منابع و متون اصلي بسنده نشده و تفاسير و برداشت از آيات نيز، در دستور كار قرار
گرفته است. در حال حاضر تعدادي از تفاسير قرآن نمايهسازي و چاپ شدهاند كه تعدادي
از آنها معرفي ميشوند. 9. تفسير راهنما؛ از جمله كارهاي ارزشمند در
زمينة اطّلاعرساني از مفاهيم و معارف قرآن كريم، تلاشي است كه در تفسير راهنما
انجام گرفته است. تفسير راهنما در نوع خود، اوج فعاليتهاي اطّلاعرساني در زمينه
قرآن به شمار ميرود. در اين تفسير، آيات قرآن از آغاز تا پايان يكايك به شيوهاي
ويژه فيشبرداري شده و هر مطلب قابل استفادهاي از آيهها، جداگانه نوشته شده و
آنگاه نمايهسازي شده و در ذيل فيشها ثبت گرديده است. اساس اين اقدام در دهة پنجاه
(1354) از سوي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بنيانگذاري شده است. وي ابتدا تمام قرآن را فيشبرداري
كرده و به صورت فيشهاي كوتاه يادداشت ميكند. يادداشتهاي يادشده در سال 1366 به
دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم واگذار ميشود و گروهي آنها را اساس كار خود
قرار ميدهند و بار ديگر با همان روش، قرآن را از آغاز تا پايان با در دستور كار
قرار دادن تعدادي از تفاسير، فيشبرداري و يادداشت ميكنند. يادداشتها، كنترل شده
و در يك مرحله نمايهسازي ميشود. نمايهسازي انجام گرفته در تفسير
راهنما، نه بر اساس آيات، بلكه بر اساس برداشتهاست. برداشتهاي انجام
گرفته، به صورت ميانگين از هر آيه در قرآن شش برداشت است كه متوسط آنها با 6232
آيه، 37392 برداشت ميشود. از اين تعداد برداشت به طور ميانگين سه نمايه هم ساخته
و برداشتها بالغ بر يك صد هزار ميشود. البته، تعدادي از اين نمايهها و فيشها
تكراري هستند و از حجم ياد شده كاسته ميشود. تاكنون هيجده جلد اين اثر به چاپ
رسيده و دو جلد ديگر در آستانه انتشار است. 10. فرهنگ موضوعي تفاسير؛ اين فرهنگنامه حاوي
نمايههاي بيست دوره تفسير متنوع از تفاسير شيعي و اهلسنت است كه در سه جلد منتشر
شده است. دامنه اين فرهنگ، نمايهسازي آن دسته از اطّلاعاتي است كه مفسران در
تفسيرهايشان به مناسبت و به صورت استطرادي آوردهاند. در اين كتاب به همه مطالب نوشته
شده در تفاسير ياد شده پرداخته نشده است؛ يعني در آنجايي كه خوانندگان خود احتمال
ميدهند كه مفسر چه مطالبي را در ذيل چه آيهاي براي تفسير آورده، از دستور كار
خارج كرده و تنها آن دسته از مطالب تفاسير نمايه شده كه به صورت ضميمه و تكمله
مباحث تفسيري است. نظام چينش نمايه كتاب، الفبايي موضوعي است كه در آن از
ارجاع هم استفاده شده است. در اين كتاب موضوعات و اعلام و اماكن در يك جا و در
كنار هم و بدون تفكيك چيده شدهاند. هر عنوان و مدخل اصلي با حروف درشتتر در رديف
خود آورده شده و اطّلاعات ذيل آنها به ترتيب الفبا آمدهاند. مشخصات تفاسير نمايه
شده و روش كار نمايهسازان در مقدمه كتاب آمده است. اين كتاب در مركز فرهنگ و
معارف قرآن وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم سامان يافته و محققان آن
مركز آن را نمايهسازي و تدوين كردهاند. چاپ اين اثر از سوي بوستان كتاب، در سال
1382ش. صورت گرفته است. 11. مفتاح كنوز في ظلال القرآن؛ از جمله
نمايه سازي تفاسير كه بر اساس متن تفسير انجام شده، في ظلال القرآن است. محمد يوسف
عباس، نمايهساز تفسير سيد قطب، نمايهها و يا به تعبير سادهتر و مشهورتر، فهرست
جامعي از مطالب پراكنده در اين تفسير را فراهم آورده است. اين نمايهها يك بار بر
اساس تفسير سورهها و به ترتيب قرآن نمايهسازي شده74 و يك بار هم به
صورت الفبايي است كه از 199 تا 451 كتاب را به خود اختصاص داده است.75 معجمهاي
حديث كتابهاي حديثي نيز، به مثابه منبع مهم ديني و ميراث عظيم اسلامي،
كم و بيش در دستور كار فهرست نگاري ونمايه سازي و معجم سازي قرار گرفته برخي از
اين منابع نيز، همراه با نمايه چاپ شده است. نمونهاي از آنها عبارتاند از: 1. الكشّاف الموضوعي لاحاديث صحيح البخاري؛ اين
كتاب، هر چند ناظر به الفاظ و واژههاي احاديث است، اما مؤلف كوشش زيادي به كار
برده تا موضوعاتِ گوياتري از دل احاديث استخراج كرده و در اختيار كاربران قرار
دهد. وي در تشريح انگيزه خود از تدوين كتاب، و اينكه موضوع نگاري احاديث از اهميت
بالايي برخوردار است، نوشته است: «دوران معجمنگاري موضوعي فرا رسيده است تا جستوجوگران
براي يافتن احاديث مورد نظر خود از طريق آنها اقدام كنند.» وي همچنين در باره اينكه معجم لفظي تا چه اندازه كاربرد
دارد، يادآوري كرده است: «يافتن احاديث از طريق معجم لفظي در صورتي ميسر است كه
جوينده، از كلمات حديث چيزي را به ياد داشته باشد و گرنه يافتن آن غير مقدور خواهد
بود.»76 همچنين در مقدمه در باره
چگونگي تدوين كتاب نوشته است: «روش من در انتخاب عنوانها، استقراي نص حديث به پيروي از
قواعد و اصول مدخل گزيني بوده است. من سعي كردهام از واژههايي بهره بگيرم كه
ميان معجمنگاران متداول است و يا مراجعه كنندگان در پي به دست آوردن آنهايند. در
صورتي كه از مدخلي غير موجود در احاديث استفاده كردهام، ارتباط آن را با كلمات به
كار رفته در حديث باز گفتهام».77 همان گونه كه از اين نوشته
برميآيد، نمايههاي احاديث كه در اين كتاب به كار برده شدهاند، جملگي از
واژههاي حديث نيستند و نمايههاي انتزاعي و برداشتي نيز در آنها وجود دارد.
عنوانهاي اصلي و فرعي كتاب بر اساس الفبا تنظيم شده و افزون بر دو هزار مدخل است. 2. مفتاح معجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوي؛
اين كتاب، كليد المعجم لالفاظ الحديث النبوي است. المعجم المفهرس، كتابي
است كه كليه احاديث نبوي را از صحاح ششگانه استخراج و به ترتيب الفبا مرتب كرده و
به مآخذ ارجاع داده است. وِنسنْك (مؤلف) آن را به زبان فرانسه تدوين كرده و دكتر
احمد طيب آن را به عربي ترجمه كرده است.78 مؤلف، احاديث را بر اساس
برداشتهايش، نمايه و عنوانبندي كرده و احاديث را در زير عنوان انتخابي قرار داده
است. كتاب به گونهاي تنظيم شده كه به اطّلاعات درخواستي جواب بدهد. عنوانها از
«آحاد» شروع ميشود كه در باره امثال خبر واحد و خبر زن است. عنوان بعدي «آداب»
است كه در زير آن، كنيه گرفتن به ابوالقاسم،
نامگذاري با نام زشت، اجازه گرفتن، نگاه به منزل ديگران و مباحثي از اين دست آمده
است.79 و همينطور براي
نمونه كل مباحث پزشكي موجود در احاديث نبوي در زير عنوانِ الطب، آورده شدهاند.80
مؤلفِ مفتاح معجم المفهرس در مقدمه، هدف خود را از تدوين آن چنين تشريح
كرده است: «انديشيدم كه راهكاري بيايم كه آسانياب
باشد و پژوهشگر را از كوتاهترين راه به مقصد برساند.»81 3. المعجم الموضوعي
لابواب الوسائل و المستدرك؛ اين معجم عمدتاً بر پايه الفاظ بر گرفته از
احاديث در چند محور كلي طبقهبندي شده است. مؤلف همه مطالب اين دو كتاب را، در
محورهاي نجاست و طهارت، عبادت، نظافت، خانواده، توليد، توزيع، مصرف، حكومت، تعهدات
و اخلاق تبويب كرده و مباحث مربوط به هريك از آنها را در زير آنها قرار داده است.
نويسنده اين اثر مصطفي پاينده و ناشر آن سازمان تبليغات اسلامي است. 4. خورشيد بي غروب نهجالبلاغه؛ مؤلف اين
اثر، عبدالمجيد معاديخواه است كه معارف قرآن را نيز، نمايهسازي و در يك كتاب به
علاقهمندان عرضه كرده است. او كتابي با نام فرهنگ آفتاب، در ده جلد از
نهجالبلاغه فراهم آورد كه شامل طبقهبندي موضوعي است. مؤلف در اين اثر، از روش
فرهنگنگاري با نمايهسازي و ايجاد سيستم ارجاعات، تعداد زيادي مدخل فراهم كرده و
در زير هر مدخل مطلب مربوط را بر اساس برداشت خود از متن نهجالبلاغه آورده است.
اين اثر در تهران از سوي نشر ذرّه در 1372 چاپ و منتشر شده است او همان نمايهها
را در ترجمه خود از نهجالبلاغه نيز، سامان داده و آن را با نام خورشيد بي غروب
نهجالبلاغه، به چاپ رسانده است. با اين ويژگي كه تنها نمايهها و فهرستها در
اين كتاب رديف شدهاند و به خطبهها و نامه و كلمات قصار ارجاع گرديدهاند. نمايه كتاب از «آب» شروع ميشود و با «آباداني» و «آبرو» و
«آتش» ادامه پيدا ميكند و به ترتيب الفبا، با «يمن» و «يهود» خاتمه مييابد82.
مؤلف، تلاش كرده است آنچه كه در توان داشته از مفاهيم استخراج و سياههنگاري كند،
در يك جمعبندي كل اطّلاعات نمايه شده را در محورهاي كلام، فلسفه، جهان بيني و
آداب، اخلاق و فرهنگ و سياست و اقتصاد و فقه و حقوق و تاريخ اسلام گرد آورده تا
بدين وسيله راهنمايي براي كاربران بسازد.83 5. المعجم الموضوعي
لنهجالبلاغة؛ كتاب، حاوي ششصد موضوع است و بنا به تصريح مؤلف، بر اساس
مباحث اسلامي تنظيم شده است. از عنوانهاي آن استفاده ميشود كه مؤلف موضوعات
نهجالبلاغه را در موضوعاتي محدود نماية تحليلي كرده است. عقل، علم، اسلام و ايمان
و شرك و كفر، قرآن و سنّت، اصول دين، عبادات، تقوا، خوف و رجا، توبه، دعا، زهد،
موعظه و پند، امر به معروف نهي از منكر، جهاد، حاكم اسلامي، اقتصاد، تهذيب، اخلاق،
خانواده، دوستي، تاريخ، قضاوت و متفرقات، عنوانهاي اصلي اين معجم هستند. 6. الدليل علي موضوعات نهجالبلاغة؛ كتاب كه
1110 صفحه دارد در موضوع اصلي ترتيب داده شده و هر يك از موضوعات نيز، عنوانهايي
دارند. موضوعات اصلي كتاب عبارتاند از: الاهيات، نبوت، عقايد و احكام، امامت و
خلافت، تاريخ، اجتماع و سياست و اقتصاد، و اخلاق. كتاب را علي انصاري به سامان
كرده و در 1357 منتشر شده است. 7. الدليل الي موضوعات الصحيفة السجادية؛
مؤلف كتاب، فارغ از واژهها و الفاظ موجود در صحيفه سجاديه، به بررسي آن پرداخته و
هر آنچه را كه به عنوان موضوعي قابل طرح يافته، گرد آورده و در ابوابي طبقهبندي
كرده است. عنوانهاي مباحث را كه وي برگزيده، عبارتاند از: توحيد، نبوت، امامت،
معاد، اسلام، ملائكه، اخلاق، طاعات، ذكر و دعا، سياست، اقتصاد، انسان، هستي،
جامعه، علم، زمان، تاريخ، سلامتي و مباحث نظامي. اين عنوانها همانطور كه مشاهده
ميشود، نمايههايي است كه مؤلف ساخته و هيچيك با اين عنوان در صحيفه نيست. مباحث
زير هر يك از عنوانها هم همانند خود عنوانها تابع هيچ مشخصهاي نيست و نويسنده
سليقهاي عمل كرده است. 8. نمايهنامة موضوعي «يا فرهنگ موضوعي» صحيفه سجاديه؛
تأليف مصطفي درايتي با همكاري عباسعلي عليزاده و سيد موسي صدر و احمد درايتي. اين
نمايهنامه، به زبان عربي و با معادلهاي فارسي و همراه با متن عربي صحيفة سجاديه
است. نمايههاي صحيفه به ترتيب الفبايي موضوعي و در عربي «الآباء» آغاز شده و در
«يونس» پايان يافته است. نمايههاي معادل فارسي آن با «آيين» شروع و با «يگانگي»
به انجام رسيده است. جلد دوم آن را معجم الفاظ صحيفه تشكيل ميدهد با عنوانِ المعجم
المفهرس لالفاظ الصحيفة السجادية الجامعة. روش معجم مفهرس به سبك رايج
معجمنگاري و مشابه المعجم المفهرس لألفاظ القرآن، محمد فؤاد عبدالباقي
است. اين اثر از سوي مركز اطّلاعات و مدارك علمي ايران در دو جلد و در 740 و 637
صفحه به سال 1377ش منتشر شده است. پينوشتها: 1. لغتنامه
دهخدا. 2. اصطلاحنامه
كتابداري، پوري سلطاني و فروردين راستيني، 428. 3. نكا: نمايههاي مدارك غير كتابي موجود مركز اسناد و
مدارك علمي ايران. 4.
همان. 5. نكا: نمايههاي دانشنامه اميرالمؤمنين عليه السلام بر
اساس قرآن و حديث و تاريخ، محمد مرادي. 6. نكا: صحيفه امام، ج 22. 7. نكا: مرجع 78، پارسا. 8. البرهان،
زركشي، ج 1، ص 104. 9. اطّلاعرساني،
ص 21-22. 10.
براي نمونه، مقايسه كنيد ميان تهذيب الأحكام في شرح المقنعة، تأليف شيخ
طوسي و وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعة، تأليف شيخ حر عاملي. 11. نكا: الاتقان، ج 1، ص36؛ المكي و المدني،
حسين عبدالرزاق، ج 1. 12. نكا: كافي، ج 7، ص 331 و 332؛ مَن لا يحضره
الفقيه، ج 4، ص 113؛ تهذيب الأحكام، ج 10، ص 263. 13. فهرس
الكتاب، مقدمه. 14. قاموس
كتاب مقدس، جيمز هاكس، ص 4. 15.
همان، مقدمه، ص 2. 16. معجم
اللاهوت، دوفور، مقدمه، ص 9. 17.
همان، مقدمه، ص 9. 18.
همان، مقدمه، ص 12 و 13. 19. كشف
الآيات، عليرضا ملكزاده. 20.
صبري، خليلالله. 21.
براي نمونه، نكا: قرآن مترجم به خط غلامحسين بن
ملا محمد خوانساري. 22.
محيي الدين عطية. 23. نكا: مرآت الآيات يا راهنماي مطالب قرآن،
ابوالفضل رضوي برقعي. 24. نكا: راميار، محمود. 25. نكا: محمد بسام. 26.
نمايهسازي گردان به نمايهسازياي اطلاق ميشود كه نمايهساز بر اساس اصطلاحنامه
و نظامي از پيش تعيين شده، نمايهسازي نميكند، بلكه واژههاي موجود در يك مدرك به
هر شكل كه باشد نمايهسازي آزاد ميشود. 27.
احمد ابراهيم مهنّا. 28.
محمد زكي صالح. 29.
محمد فؤاد عبدالباقي. 30.
قرآن مجيد به انضمام نجوم الفرقان كشف الآيات با ترجمة محمد دبير سياقي. 31. نكا: تفصيل الآيات القرآن الكريم، محمد فؤاد
عبدالباقي. 32. نكا: پايان قرآن چاپ حاجي صمصام الملك. 33. اهتمام
ايرانيان به قرآن، سيد ياسر ايازي، 262. 34.
همان، 272. 35.
همان، 281. 36.
همان، 295-296. 37.
همان، 305. 38.
همان، 308. 39.
همان، 317. 40.
همان، 323. 41.
همان. 42. نكا: صفحات پاياني قرآن ياد شده. 43. نكا: صفحات 626 تا پايان جلد اوّل و 1180-1184 جلد دوم. 44. نكا: ص512 و 514. 45. نكا: ص 532-594. 46. ص
594. 47. ص،
532. 48.
ديباچه مصحح، ص 4. 49. كشف
المطالب قرآن مجيد، مهدي مستشاري، ص 5. 50. طبقات
آيات، خليلالله صبري، ص د. 51.
همان، ص 5. 52. قرآن
كريم، ترجمه محمد كاظم معزي، ص 378. 53. نكا: فرهنگ موضوعي قرآن؛ الآخرة. 54.
همان، ص چهار. 55.
همان، چهار و پنج. 56.
همان، ص شش. 57. نكا: فروغ بيپايان، ص 857-854. 58. نكا: فروغ بيپايان، ص 857-859. 59. فروغ
بيپايان، ص 25-27. 60.
همان، 27-29. 61. نكا: فرهنگ قرآن، ج 1، ص 394-417. 62. نكا: المعجم الموضوعي لآيات القرآن الكريم، صبحي
عبدالرؤوف عصر. 63.
نمايه تحليلي، به نمايهسازياي گفته ميشود كه به جاي مرتب كردن الفبايي اسامي و
ديگر مطالب، عنوانهاي كلي انتخاب ميشود و كليه مطالب در زير آن عنوانها آورده
ميشود (اصطلاحنامه كتابداري، ص 316). الفهرس الموضوعي لآيات القرآن الكريم،
محمد مصطفي محمد، ص 531-555. 64. الفهرس
الموضوعي لآيات القرآن الكريم، ج 1، ص 9. 65. معجم
الاعلام والموضوعات في القرآن الكريم، ج 1، ص 6 و 7. 66. المعجم
الموضوعي لمعاني الآيات القرآنية، حمزة النشرتي و... ج 1، ص 7. 67.
همان، ص 8. 68. المعجم
الموضوعي لآيات القرآن الكريم، حسان عبدالمنّان، ص 8-10. 69. نكا: اصول العلوم الانسانية من القرآن الكريم،
زينب عطية. 70. تبويب
الآيات القرآن، احمد ابراهيم مهنّا، ص 11. 71.
همان، 11-65. 72. المعجم
المفهرس لمعاني القرآن العظيم، محمد بسام رشدي الزين، ج1، ص 9. 73. تفسير
راهنما، ج 1، مقدمه چاپ اوّل، ص 11-12. 74. نكا: مفتاح كنوز في ظلال القرآن، محمد يوسف
عباسي، ص 13-196. 75.
همان. 76. الكشاف
الموضوعي لاحاديث صحيح البخاري، محيي الدين عطية، ص 7. 77.
همان، ص 11. 78. المعجم
المفهرس لالفاظ الحديث النبوي، ا. ي. ونسنك، ج 1، ص5-9. 79. مفتاح
معجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوي، مأمون صاغرچي، ص 19. 80.
همان، ص 250-251. 81.
همان، ص، 13. 82. نكا: خورشيد بيغروب نهجالبلاغه، صفحات فهرست. 83.
همان، 335-336. *. محمّد
مرادي دانشآموختة حوزه و دانشگاه است. هماكنون ضمنِ تأليف و تحقيق در مركز
تحقيقات دارالحديث و كتابخانة بزرگ آيتالله مرعشي نجفي، در دانشگاه قم نيز، در
رشتة فلسفه و كلام به تدريس اشتغال دارد. از وي تاكنون كتابها و مقالههايي در
علوم قرآني و روشهاي تفسير و فن نمايهسازي چاپ و منتشر شده است. |