موسوعه‏نگاري فقه اسلامي در فراز و فرود تجربه و آزمون

(گزارش و نقد)

محمّد مرادي*

بخت‏ياري فقه

فقه مجموعه دستورالعملهاي روزانه و بيانگرِ تكاليف هر مسلماني است. بنابراين، در ميان ساير علوم ديني، جايگاه ويژه‏اي يافته و به همين جهت بيش از آن علوم، مورد اقبال قرار گرفته است. دانش فقه از ثروتهاي علمي مهم اسلام و مسلمانان به شمار مي‏رود، و پشتوانه عظيم تقويت دينداري در ميان آنان است. بخش بزرگي از زندگي مردم مسلمان، با دستورالعملهاي فقهي و حقوقي برگرفته از اين دانش سامان مي‏يابد.

كتابهايي كه درباره فقه و پيرامون آن نوشته شده و آموزشهايي كه درباره آن داده مي‏شود، هيچ‏گاه قابل مقايسه با ديگر دانشهاي اسلامي كه گاه ريشه‏اي‏تر از فقه‏اند، نيست. كتابهاي فقهي چنان قطور و پر برگ و بار است كه ديگر هيچ فقيهي ـ هر چند با عمري طولاني ـ توان و فرصت دوره كردن آن را ندارد. افزون بر اين, پديداري گرايشها و فرقه‏هاي مذهبي نيز, باعث پروريدن دانشهاي فرقه‏اي فقهي مي‏شود. از همين‏رو است كه انديشمنداني براي پر پيمانه كردن فقه در مسائل روز و پاسخ‏گو تر نمودن آن، پيشنهاد بسيار ارزشمند تخصصي شدن فقه را دادند و گو اينكه چاره‏اي جز اين هم وجود ندارد. هنوز به دليل نياز شديد مقلدان و مكلفان به مراجعه به آراي فقيهان، دوره‏هاي فقهي فتوايي از سوي يكايك فقيهان صاحب فتوا، به نگارش در مي‏آيد و هم چنان سنت دير پاي فراگيرنويسي در فقه و با سبق و سياق ادبيات كهن رايج است و اين شيوه چنان است كه بر نوشته‏هاي فارسي فقهي هم, سايه انداخته است. از طرفي باعث شده كه كمتر ريزبينانه به يكايك ابواب و مباحث فقهي نگريسته شود؛ به ويژه در مسائل و رخدادهاي جديد و نو پيدا. تبويب دانش فقه بر اساس نظر پيشينيان، هنوز در حوزه‏هاي علوم ديني و دروس فقهي به قوت خود، باقي است و نظام جديدي نتوانسته است جاي آن را بگيرد.

فقه نگاري در رويكردي نوين

رويكرد به ارائه دانش نوين اطلاع‏رساني و يافته‏هاي علمي به سبك آكادميك، و قابل قبول كردن آن در هر عصري، از نشانه‏هاي مهم بالندگي آن، حد اقل در روش‏شناسي و پژوهش روشمندانه است. امروزه گستره اطلاعات، چنان است كه اجازه نمي‏دهد تا بتوان به همه عرض و طول داده‏هاي علمي دست يافت و يا حد اقل مروري بر همه آنها داشت. انديشه‏وران عرصه دانش، با تجربه‏هاي ارزشمند و دراز دامن، چاره كار را در اين ديده‏اند كه عصاره هر دانشي را به شيوه‏اي مناسب، آسان ياب و در دسترس علاقه‏مندان و خوانندگان قرار دهند. در اين روش، كه از دستاوردهاي دانش اطّلاع‏رساني است، دست يافتن به مطالب و موضوعات علمي، آسان و سريع صورت مي‏گيرد.

اما اين، تنها در روش پردازش و گزارش است. پيش از پردازش، جد و جهد عميق‏تري لازم است تا موضوعات هر دانشي منقح شود و اين، تنها از عهدة كسي بر مي‏آيد كه لايه‏هاي تو در توي آن علم را كاويده باشد. پاره‏اي از دانشها, چنان از ژرفايي و گستره برخوردارند كه تلاش مضاعف لازمة فهم و هضم آنهاست و بدون تلاش طولاني و تبحر و تخصص، راهيابي به عمق آنها ناممكن است. اين دانشها لزوماً بايد از سوي كساني كه از آگاهيهاي عميق و فراگير برخوردارند، آموخته و آموزانده شوند. فقه از جمله اين دانشهاست. كاربرد فقه، بر خلاف بسياري از دانشهاي تخصصي، چنان است كه بايد عمومي باشد. ناگزير بايد اين دانش از تخصص صِرف و اصطلاحات تخصصي كه بسان هاله‏اي آن را در برگرفته است, به سمت عمومي‏تر شدن سير كند و چارة آن، در اين است كه حوزة بحثهاي علمي
از حوزة فهم و شناخت عمومي جدا شود. اصطلاحات و مباحث تخصصي در حوزة بحث و مناقشه صورت بگيرد و در حوزة عمومي، بر حسب نياز عموم مردم، در حد امكان از ادبيات عمومي بهره
گرفته شود. گمان مي‏رود، نگارش فرهنگنامه‏ها و دانشنامه‏ها مي‏تواند تا حدودي، اين خواسته
را بر آورد.

زمان درازي از پيدايش و يا گسترش دانش اطّلاع‏رساني نوين و دانشنامه‏نگاري نمي‏گذرد. هر دوي اينها در فقه كاربرد پيدا كرده و با گذشت زمان نيز، فراگيرتر مي‏شود. اين دانش اگرچه در همة عرصه‏ها در جهان اسلام و تشيع و ايران، نو پاست و عمدتاً دانشي است گرته برداري شده، و با ترجمه دايرة‏‏المعارفها آغاز شده است، اما شتابي چشم‏گير دارد. در زمينة فقه نيز، چنين است. براي عرضه هرچه بهتر اين دانش و مسائلش، به نگارش فني‏ترِ دانشنامه‏نگاري رو آورده شده است. در جهان اسلام تا كنون دانشنامه و كتابهاي موسوعه‏اي قابل توجهي به نگارش در آمده است. برخي از آنها چندان ندرخشيده‏اند و دولتشان مستعجل بوده است و برخي، هنوز در آغاز راهند. در اين نوشته بر آنيم تا جهت اطّلاع خوانندگان گرامي، نگاهي گذرا بر موسوعه‏هاي فقهي بيفكنيم و پاره‏اي از نقاط قوت و كاستيهاي آنها را بررسيم.

پيشينة دايرة‏المعارف‏نويسي فقهي

فقه، در تاريخ پر تكاپوي خود، همواره شاهد پديداري كتابهاي بزرگ و پاياي فقهي بوده كه همه ابواب و مسائل فقه و ديدگاه فقهيان را در بر مي‏گرفته است. فقيهان, همواره كوشيده‏اند تا بر اساس نيازها و يا بر حسب سازمان درسي حوزه‏هاي علوم ديني، به تحصيل و تدريس در اين دانش بپردازند. محصول اين تلاشهاي ستودني، تربيت هزاران فقه‏آموز و فقيه، و نيز نگارش كتابهاي فقهي پر برگ و بار است. پاره‏اي از اين دست كتابها، بخشي از مسائل فقهي را به بحث گذاشته‏اند و برخي ديگر به همه مباحث و مسائل آن پرداخته‏اند. بخشي از آنها به صورت مختصر و برخي ديگر مطول است. در اين ميان كتاب الفقه‏هايي پديد آمده است كه از جهت فراگيري و جامعيت در فقه شيعه، به راستي يك دايرة‏المعارف و يك موسوعه تمام عيار است. كتابهايي چون مفتاح الكرامة، سيد جواد عاملي (  -1199ق)، مستند الشيعة، ملا احمد نراقي (1185-1245ق)، الحدائق الناضرة، شيخ يوسف بحراني (1107-1186ق)، و جواهر الكلام، شيخ محمد حسن نجفي (1262-1192ق). اثر اخير چنان خوش درخشيد، كه در ميان فقهيان «فقه جواهري» ضرب‏المثل شده است. در عصر حاضر مي‏توان از كتابهايي چون مستمسك العروة الوثقي، نوشته سيد محسن حكيم و موسوعة الفقه، تأليف سيد محمد حسيني شيرازي كه تا كنون بالغ بر يكصد و بيست مجلد از آن به چاپ رسيده نيز، ياد كرد و اين يكي، علاوه بر نگاه سنتي به مباحث فقهي، حوزه موضوعات را بسيار گسترانده و از قواعد جديد نيز، براي پاسخ گويي فقه به پرسشهاي نو و عصري، بهره گرفته است. اينها البته، تنها چند كتاب برجسته و جامع فقهي شيعه است. ادامه فقه‏نگاري و فقه‏پژوهي، علاوه بر تداوم فقه‏نگاري سنتي، رويكردي نيز, به روش نوين داشته كه تا كنون چند اثر، با عنوان موسوعة فقهي، در جهان اسلام و شيعه به بار نشسته است.

موسوعه

موسوعه را كتابي جامع معنا كرده‏اند كه همه داده‏هاي مربوط به يك دانش را در بر بگيرد. ويژگي اين اثر را،  فراگيري؛ آسان‏يابي؛ مرتب بودن به شيوه خاص با عنوانها و اصطلاحات شناخته شده، و قابل اعتماد و مستند بودن, دانسته‏اند. افزون بر اين, موسوعه بايد به گونه‏اي تدوين و تاليف شود كه براي افرادي كه از نظر علمي متوسط هستند قابل فهم باشد1 اصطلاح موسوعه، در ميان پژوهشيان عرب رايج است و از آن به دايرة‏المعارف و معلمه نيز, ياد مي‏كنند.2 در يونان باستان به انسيكلوپِديا (Encyclopedia) و در فارسي اين چنين مجموعه علمي را گاهي دانشنامه و گاه دايرة‏المعارف مي‏نامند.3 در هر حال، بنيان گذاران اين دانش نوين و يا مجموعه علمي، آن را حاوي داده‏هايي دانسته‏اند كه در يك زمينه علمي و يا مجموعه‏اي از اطلاعات عمومي يك فرهنگ به نگارش در مي‏آيد. نويسندة اين نوع اثر بر آن است كه پيشينه يك موضوع و تحولات و فراز و فرودهاي آن را به درستي بكاود و ابعاد آن را تبيين كرده و بي‏هيچ داوري در اختيار نويسندگان و پژوهشيان قرار دهد،
تا آنان با ميراث علمي پيشينيان آشنا شوند و پژوهش را از همان‏جايي ادامه دهند كه گذشتگان به
آنجا رسانده‏اند.

1. موسوعة الفقه الاسلامي

اولين موسوعه رسمي و اصطلاحي در فقه، موسوعة الفقه الاسلامي است، كه از سوي جمعية الدراسات الإسلامية بالقاهرة و زير نظر و اشراف محمد ابو زهره، در مصر تدوين و مطالب آن به روش موضوعي و با ترتيب الفبايي تنظيم شده است. مباحث كتاب بر خلاف روش رايج در فقه, البته تا آن زمان، به صورت مدخل تنظيم شده و ذيل مدخلها معناي لغوي و اصطلاحي و تاريخچه هر موضوع و مباحث آن قرار دارد. نگارش اين اثر، از 1358 هجري قمري آغاز و از «آل» شروع شده و به ترتيب تا «اثبات» ادامه يافته است. تازه و نو بودن روش آن، باعث شده است كه نويسندگان كتاب به حد اقل ممكن در نوشتار مقاله‏ها اكتفا كنند. به نظر مي‏رسد كه عدم جامعيت و شتاب زدگي در تدوين و اختصار، باعث شده است كه كتاب نتواند جايگاه درخوري در ميان آثار فقهي پيدا كند. تنها امتياز كتاب را مي‏توان شروع اين نوع فقه‏پژوهي دانست. كتاب به قطع وزيري و در حدود 800 صفحه، در مصر به چاپ رسيده است.

2. موسوعة جمال عبدالناصر في الفقه الاسلامي

در سال 1951 ميلادي در كميتة حقوق شرقي, كميسيون مشترك دولتهاي عضوِ حقوق مقارن، در دانشكدة حقوق پاريس گرد هم آمده و جلسه‏اي ترتيب دادند و در آن تصميم گرفتند براي پاسخ‏گويي به نيازهاي حقوقي مجامع قضايي اسلامي، كتابي در حقوق اسلامي به روش نوين نگاشته شود. در پي تصميم پاريس، دانشكده حقوق دمشق براي عملي كردن آن ايده، در 1955، تأسيس شد كه علاوه بر تدريس درسهاي حقوق، اين دانشكده عهده‏دار نگارش موسوعه‏اي فقهي گرديد. در 1956 دستور نگارش دايرة‏المعارفي با صبغه فقهي و توجه به مذاهب فقه اسلامي، صادر شد. در جنگ اعراب و اسرائيل به سال 1959، بين مصر و سوريه پيمان اتحاد بر قرار شد، و روابط اين دو كشور در 1960 فزوني يافت، گفت‏وگويي نيز, در مورد تدوين موسوعه ياد شده، به ميان آمد. در 1961 گروه ويژه‏اي براي پي‏گيري و به اجرا در آوردن اين مهم تشكيل شد. سرانجام، پس از نشستهاي متعدد و رايزنيهاي بسيار، كار آن آغاز گرديد، و به خاطر موقعيت جمال عبدالناصر، رييس جمهوري فقيد اسبق مصر، در جهان عرب، اين موسوعه به نام وي، موسوعة جمال عبدالناصر في الفقه الاسلامي، نام گرفت.

اين اثر را مجلس عالي امور اسلامي وابسته به وزارت اوقاف مصر، با تشكيل هيأتي مركب از عالمان سوري و مصري سامان داده است. كار تدوين اين اثر از 1386 آغاز و تا 1413 هجري قمري ادامه يافت. مدخلهاي اين موسوعه تا كنون، از «آبد» تا «ام ولد» نوشته شده و در 24 مجلد به قطع رحلي چاپ و منتشر شده است.

كتاب با مقدمه‏اي در باره فقه، معناي آن در گذشته و حال و در ميان اصوليان و فقيهان و جايگاه آن در اسلام، منابع فقهي، مذاهب فقهي، اجتهاد و ابواب فقه و تقسيم‏بندي آن، تدوين فقه و تاريخ آن و نگارش اين موسوعه و تاريخ پيدايش آن، شروع شده است.

در اين موسوعه ابتدا, پس از ذكر مدخل، معناي لغوي و اصطلاحي هر مدخل آمده و آن‏گاه مباحث عمده فقهي، بي آنكه با مناقشات تفصيلي درگير شوند و يا برخي از ديدگاههاي فرقه‏اي، ترجيح داده شود گزارش شده است. نويسندگان ناشناخته مقاله‏ها، كوشيده‏اند كه در حد تبيين هر موضوعي به آنها بپردارند و اقوال فقيهان هر فرقه‏اي را به اختصار بازگو كنند.

موسوعة جمال، حاوي ديدگاههاي فقيهان مذاهب هشت‏گانه فقهي مالكيه، حنبليه، شافعيه، حنفيه، زيديه، شيعه، ظاهريه، و اباضيه است.

منابع موسوعه بي‏آنكه كتاب‏شناسي شود در پاورقي آورده شده است. موسوعه، ضميمه‏اي دارد زير عنوان ملحقات، كه در آن، أعلام نام برده شده در مقاله‏هاي كتاب، شرح حال نگاري شده است.

نكته قابل توجه در اين موسوعه، پرداختن به ديدگاههاي فقيهان شيعي است. گمان مي‏رود كه چنين انتخاب و سياستي، مرهون تلاش مبارك آيت‏اللّه‏ بروجرودي - اعلي اللّه‏ مقامه الشريف- در تقريب بين مذاهب اسلامي باشد. در نقل ديدگاههاي شيعه، از كتابهاي روايي چون كافي‏ نوشته شيخ كليني, كليني (  -328ق) و وسائل الشيعة، تأليف شيخ حر عاملي (1104-1033ق)، و كتابهاي فقهي همانند شرائع الإسلام محقق حلي (  -676ق)، مختصر النافع حلي، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية،تأليف زين الدين الجبعي العاملي (965-911ق) الخلاف، نوشته شيخ طوسي (   -460ق) تذكرة الفقهاء حسن بن يوسف بن مطهر حلي (648-726ق)، مفتاح الكرامة سيد جواد عاملي
(  -1199ق)، العروة الوثقي سيد كاظم (1247؟-1338؟)، و مستمسك العروة الوثقي, نوشته سيد محسن حكيم (1267-1348ش) استفاده شده است. ميزان استفاده از منابع و كتابهاي شيعي، به ميزان استفاده از ساير مذاهب فقهي است. در اين كتاب، از شيعه، گاه به شيعه اماميه و گاه شيعه جعفري ياد شده است.

3. الموسوعة الفقهية

سومين موسوعه فقهي، الموسوعة الفقهية, مشهور به دايرة‏المعارف فقهي كويت، تأليفي است كه به همت وزارت اوقاف و شئون اسلامي كويت انجام گرفته و تا كنون تعداد 41 مجلد آن، به قطع رحلي بزرگ به زيور طبع آراسته شده است. چاپ و نشر آن نيز, از سوي وزارت ياد شده، صورت گرفته است. اين اثر در واقع، ادامه تكميلي موسوعه جمال عبدالناصر، با تفاوت و پيشرفتهايي است. نگارش رسمي اين موسوعه در يازدهم ربيع‏الاول 1397 هجري آغاز شد و شيوه آن، همانند هر موسوعه ديگر، الفبايي است و از مدخل «ائمه» آغاز و تا مدخلهاي «واو» نگاشته شده، و اكنون مراحل پاياني تدوينِ آخرين مجلدات را سپري مي‏كند.

در مقدمة طولاني كتاب، در باره فقه و تاريخِ شكل‏گيري و تحولات آن, و در باره اصول فقه، اجتهاد و تقسيمات فقه, سخن گفته شده است. به مناسبت، موسوعه تعريف شده و تاريخِ موسوعه‏نگاري فقهي بازگو گرديده و موضوعش شرح شده است. از جمله مطالب مقدمه، توضيحاتي درباره همين موسوعه و دلايل رويكرد به تدوين موسوعه فقهي و روشها و منابع آن است.

شيوة نگارش به‏گونه‏اي است كه پس از ذكر مدخل، تعريف لغوي و اصطلاحي, ديدگاه فقيهان در باره آن بيان مي‏شود، آنگاه احكام مربوط كه فقيهان در باره آن نظرداده‏اند، آمده و در ذكر اقوال، گاه مستقيم و گاه غير مستقيم عمل شده است. آراي مذاهب مختلف در يك موضوع و نيز، آراي اختلافي در يك مذهب،  به حسب نياز و تناسب موضوع، نقل شده است.

اين موسوعه، شامل مباحث فقهي و ديدگاه فقيهان عامه اهل سنت است و به هيچ يك از فرقه‏هاي اسلامي ديگر توجه نشده و تا قرن سيزده هجري را در بر مي‏گيرد. از ويژگيهاي آن اين است كه جايگاه بحثِ مدخل مورد نظر در كتابهاي فقهي و منظر فقها در باره آن را تعيين كرده است. براي پرهيز از تكرار و نيز، كامل شدن مباحث، موسوعه از ارجاع فراواني برخوردار است. مطالبي كه موضوع واحدي دارند و يا با هم مرتبط هستند، و نيز مدخلهاي مرجوح, به راجح ارجاع داده شده است.

نويسندگان ناشناخته موسوعه، اگرچه تلاشي وسيع به عمل آورده‏اند تا همه مباحث فقهي را در آن بگنجانند، اما مباحث مناقشه برانگيز، قوانين كشوري و اداري ممالك اسلامي ـ اعم از آن كه برگرفته از عرف  باشد و يا شرع ـ ديدگاه خاص برخي از فقيهان در مورد پاره‏اي مباحث مستحدث و نوپيداي فقهي، خارج از دستور كار نويسندگان قرار گرفته است.

اين موسوعه، علاوه بر مدخلهاي فقهي، در هر جلدي حاوي يك ضميمه است و در آن شرح حال كساني كه در مقاله‏ها از آنان نامي به ميان آمده، نگاشته شده است. مباحث اصولي، تراجم و اعلام، مسائل جديد فقهي، و غريب اللغه نيز، در اين ضميمه جاي گرفته‏اند تا با مباحث فقهي آميخته نشوند و كتاب، كاملاً در انحصار مدخلهاي فقه باشد.

اين اثر، اگرچه داراي عنوان و صورتي دايرة‏المعارفي است، و فوايد فراواني براي فقه پژوهان در بر دارد، اما نگارش مطالب در آن به شيوه رايج در دايرة‏المعارف‏نگاري نيست. به جنبه‏هاي تاريخي مباحث و مسائل و مناقشات و تحولات آنها كمتر پرداخته شده و نيز، همه نحله‏هاي فقهي معتبر را
ـ كه از جمله آنها فقه شيعه است ـ در بر نمي‏گيرد.

مآخذ همه مطالب منقول در پاورقي ذكر شده است. پاورقيها علاوه بر ذكر مآخذ، حاوي توضيحاتي
در باره احاديث، نسخه بدل آنها، جرح و تعديل راويان، و مطالب ديگر است, و كتابنامه ندارد.

4. الموسوعة الفقه الميسرة

اين اثر نوشته محمد علي انصاري است كه تا كنون پنج جلد آن، بالغ بر سه هزار صفحه منتشر شده است. نويسنده اين موسوعه، از اصحاب پيشين موسوعة الفقه الاسلامي طبقاً لمذهب اهل‏البيت(ع) است كه پس از قطع همكاري با آن دايرة المعارف، خود به تنهايي اقدام به تدوين موسوعه فقهي كرده است. او همانند همتايانش، كتاب را بر اساس الفباي عربي سامان داده و از «آباء» آغاز كرده و تا كنون تا «انين» ادامه داده است. نويسنده، همانند پديد آورندگان دو موسوعه پيش‏گفته، مطالب اصولي و تراجمي را كاملاً از مدخلهاي فقهي تفكيك كرده و در ذيل ملحقات پايان هر جلد، جا داده است. اين ملحقات گاه نيمي از يك جلد را به خود اختصاص داده‏اند.

الموسوعة الفقه الميسرة كه دانشنامه فقهي شيعي است، با يك مقدمه در باره شريعت و نياز بشر به آن، ويژگيهاي شريعت و اقسام منصوص و غير منصوص آن، مذهب مبتني بر نظر اهل‏بيت (عليهم‏السلام) فقه و تاريخ فقه شيعه، تدوين كتابهاي فقهي با شماره كردن تعدادي از مهم‏ترين آنها، فقه مقارن، اختلاف فقيهان مسلمان و نيز شيعه، اصول فقه و تاريخ آن، اصوليان، موسوعه و موسوعه نگاري، و دلايل تأليف اين اثر, سخن گفته است. اين اثر در تاريخ 1405 هجري قمري ابتدا در باره اصول فقه شروع شد، سپس در 1409 نويسنده آن را به نگارش موسوعه فقهي سوق داده و در 1411هجري قمري نگارش آن آغاز شده است.

چگونگي طرح بحثها در اين موسوعه، به گونه‏اي است كه، تعريف لغوي و اصطلاحي, ضمنِ مباني هر بحث ذكر و بر احكام تطبيق شده است. كليه مآخذ مطالب كتاب، كه گاه به صورت مستقيم و گاه غير مستقم نقل شده، در پاورقي آورده شده است. در اين اثر، مدخلهايي هم وجود دارد كه بجز تعريف لغوي و اصطلاحي، هيچ مطلب ديگري در ذيل آنها نيامده است. نويسندة با همت اين اثر، براي تكميل و بيان ارتباط مباحث و نيز، تعيين مدخلهاي راجح، مدخلهاي هم معنا را شناسايي كرده و در رديف خود آورده و از سيستم ارجاع نيز، به فراواني استفاده كرده است.

اين اثر تنها به مباحث مهم فقهي پرداخته و از ذكر اقوال مشهور و پرداختن به استدلالهاي طولاني خودداري كرده است. قواعد فقهي را نه به عنوان مدخل، بلكه به مناسبت، در لابه‏لاي مباحث مربوط آورده است. اين اثر را مجمع الفكر الإسلامي در قم منتشر مي‏كند.

5. موسوعة الفقه الاسلامي طبقاً لمذهب اهل‏البيت

در جهان تشيع، دومين اثر دايرة‏المعارفي در فقه بر اساس مذهب اهل‏بيت(ع)، اين موسوعه است، كه مؤسسة دائرة‏المعارف الفقه الاسلامي آن را به سامان كرده و به دليل حساسيت كار، مؤسسة ياد شده، با امكانات مناسب براي تدوين آن، تأسيس شده است.4

ارائه علمي و آكادميك مباحث فقهي شيعه ـ كه در مراكز و منابع علمي اهل‏سنت، مانند موسوعة الفقه الإسلامي، به آن بي توجهي مي‏شود ـ از انگيزه‏هاي اصلي تدوين اين موسوعه است. محدوده مباحث آن را همان‏گونه كه از نامش بر مي‏آيد تنها فقه شيعه تشكيل مي‏دهد؛ هر چند به مناسبت, به آرايي از فقيهان اهل سنت نيز، توجه شده است. از اين كتاب تا كنون دو مجلد به قطع رحلي به چاپ رسيده كه چاپ جلد نخست آن در سال 1423 هجري قمري در پيشخوان كتاب فروشيها قرار گرفت و سرانجام، جاي خالي يك دايرة‏المعارف فقه شيعي پر شد.

اين كتاب با دو مقدمه به چاپ رسيده است. مقدمه نخست را مدير مؤسسه، سيّدمحمود هاشمي شاهرودي، نوشته و در آن در باره اهميت فقه و فقه اهل‏بيت و اجتهاد، ضرورت نگارش فقه موسوعه‏اي و تأسيس مؤسسه و پژوهشهاي آن سخن گفته است. مقدمة دوم در باره فقه اهل‏بيت(ع) و ويژگيهاي آن و موسوعة فقهي است. در اين مقدمه فقه و اجتهاد تعريف شده و تاريخ فقه اهل‏بيت(ع) تبيين گرديده و كتابهاي مهم فقهي و اصولي و دوره‏هاي تحول و تكامل فقه بيان شده است. تعريف موسوعه و دايرة‏المعارف و ضرورت موسوعه‏نگاري و ويژگيهاي آن و تاريخ موسوعه‏نگاري فقه و مراحل شكل‏گيري موسوعه، خطوط كلي حاكم بر آن، از ديگر مباحث مطرح شده در اين مقدمه است.

اين موسوعه، همانند همتايانش، به صورت الفبايي تدوين شده و از مدخل «ائمه» شروع مي‏شود. تا كنون اين موسوعه تا مدخل «ابراء» را نگاشته و به چاپ رسانده است.

شيوة نگارش و آرايش و ارجاع و تجليد آن، بر همان روشي است كه در موسوعة الفقه كويت به كار گرفته شده است. حتي در تدوين كتاب معجم فقه الجواهر، كه مؤسسة ياد شده به مناسبت فيش‏برداري براي تشكيل پرونده علمي اين موسوعه انجام داده، و بعدها به چاپ رسانده، مشابه همان كاري است كه در فيش‏برداري از كتاب المغني، نوشته ابن قدامه(  -620ق) و شرح آن، در گروه تدوين موسوعة الفقه كويت صورت گرفته و به صورت معجم المغني، در آمده است. البته، در گستره و محتوا تفاوت و پيشرفتهايي وجود دارد. در اين موسوعه به جاي شناسه معمول در دانشنامه‏ها، مدخل در لغت و اصطلاح معنا و ريشه‏يابي شده، كه در مواردي هم طولاني و خارج از حد متعارف نيز, شده است.5 آنگاه به مناسبت، از موقعيت موضوعِ مورد بحث در آموزه‏هاي اسلام و يا فقه و يا آراي فقيهان بحث شده و اهم  احكام آن تبيين شده است. ذكر مختصر پيشينة موضوع و اقوال مربوط و احياناً چشم‏اندازي به ديدگاههاي فقيهان اهل‏سنت، از ديگر مباحث اين اثر است. اين موسوعه، همانند پيشينيانش، جايگاه بحث هر مدخل در كتابها و بابهاي فقهي را بيان كرده و به آنها پرداخته است.

مدخلهاي كتاب، از جهت داده‏هاي اطّلاعاتي بر چهارگونه است. مدخلهاي اصلي كه مطالب در ذيل آنها آورده شده و مدخلهاي ارجاعي. مدخلهاي تركيبي و مدخلهاي هم‏شكل و يا هم‏معنا كه به مدخل ديگر ارجاع داده شده است. در اين موسوعه، براي پرهيز از تكرار، در زير عنوانهاي اصلي نيز ارجاع صورت گرفته است. جهت ديگري كه در مدخلهاي كتاب مورد توجه است اينكه، اصطلاحات, و مسائل، ابواب و عنوانهاي فقهي، اعتباري، حقوقي و عنوانهاي مرتبط با فقه و موضوعات احكام,6 به عنوان مدخل برگزيده شده‏اند.

ضميمه‏هايي در پايان هر جلد آمده كه به مناسبت، موضوعاتي را در بر گرفته كه در كتاب از آنها بحث شده است. از جمله در جلد دوم، به مناسبت مدخل آيات الأحكام، فهرست آيات الأحكام قرآن با ذكر شماره سوره و آيه، آيات الأحكام مطرح شده در روايات وسائل الشيعة، ـ كه به ترتيب از جلد نخست اين كتاب شروع و تا پايان مجلدات آن ادامه پيدا مي‏كند ـ آورده شده است. مقاله‏شناسي و كتاب‏شناسي آيات الأحكام، سومين ضميمه جلد ياد شده است كه براي تكميل اطّلاع‏رساني در باره آيات الأحكام آن را در خود جاي داده است.

اين موسوعه، با ساختاري تركيبي از يك نوشتار فقهي و با ظاهري دايرة‏المعارفي و الفبايي تنظيم شده است. گو اينكه نويسنده و يا نويسندگان آن، در صدد بر آمده‏اند تا كتاب فقهي جديدي را تدوين كنند كه مسائل و موضوعات فقهي را در اختيار فقه‏آموزان و فقه‏پژوهان و فقيهان قرار دهد و آنان با توجه به داده‏هاي آن، به نو انديشي در فقه رو آورند و بكوشند تا با نگاه كاركردگرايانه، فقه را بازخواني كنند. آنان به صراحت در مقدمه ياد آوري كرده‏اند كه اين مجموعه تلاشي علمي تخصصي است كه نه صرفاً به منظور اطّلاع‏رساني از فقه شيعه، بلكه تلاش براي پر كردن خلأيي فقهي است.7 از اين‏رو, در اين دايرة‏المعارف به تكثير عنوان پرداخته شده و به عنوانهاي موجود فقهي اكتفا نشده است.8

انعكاس و تحليل نوشته‏هاي فقيهان پيشين و نيز، گزارش ديدگاههاي فقيهان معاصر شيعي، بي‏هيچ محدودة زماني، از مطالب مندرج در اين موسوعه است. نيز، در اين اثر، بر خلاف روش رايج در دايرة‏المعارف نويسي، به ارائه نظر نيز مبادرت و از مباحث نتيجه‏گيري شده,9 و در لابه‏لاي مباحث براي ادعاي به عمل آمده، دليل اقامه شده است.10

بر خلاف روش معهود در دانشنامه‏نگاري، اين اثر داراي پاورقيهاي گوناگون است. ذكر مآخذ، توضيح پاره‏اي از لغات، تصحيح يك نظر,11 تحليل و بررسي و ذكر اقوال كه گاه به چندين صفحه بالغ مي‏شود.12 ذكر استدلال فقيهان,13 ذكر روايت14 و رد يك نظر,15 نيز از جمله مطالب پاورقيها مي‏باشد.

منابع موسوعه كه در پاورقي ذكر شده، كتابهاي فقهي كهن، حواشي بر كتابهاي فقهي، كتابهاي لغت، كتاب‏شناسي، كتابهاي فقهي استدلالي و فتوايي ـ اعم از گذشته و معاصر ـ و حتي حاشيه‏هاي فقيهان بر كتاب فتوايي العروة الوثقي، كتابهاي معاصر تاريخي كه اطّلاعات دست چندم در آنها گردآوري شده است16 را در بر مي‏گيرد. اين منابع با ذكر نام كتاب و بدون كتاب‏شناسي آمده است. نويسندگان اين موسوعه هيچ محدودة زماني را براي نقل اقوال فقيهان در نظر نگرفته‏اند و از كهن‏ترين منابع گرفته تا معاصرترين كتاب فقهي، البته به صورت گزينشي، در دستور كار قرار گرفته است.

معمول آن است كه در كتابهاي مرجع، تا جاي ممكن، به اختصار اكتفا مي‏شود تا حجم كتاب متناسب باشد، ولي در اين موسوعه، گاه بسيار پرنويسي شده و احياناً تطويل بي فايده صورت گرفته است. براي نمونه نگاه كنيد به مباحث مربوط به مدخل آيات كه در آن، از آيات بلند و كوتاه، آيات نامدار و تقسيمات آنها، جز در موارد بسيار اندك, كه خارج از بحثهاي فقهي‏اند, سخن گفته شده است. و در تطويل، گاه مطالب غير مفيد نيز، نگاشته شده است. از جمله، در بحث از آيات بلند و كوتاه قرآن كريم؛ نويسنده، علاوه بر يادآوري آية بزرگ و كوچك، كلمات آنها را نيز, ذكر كرده است. آية 284 و 283 سورة بقره را كه قريب به يك صفحه است؛ در حالي كه بحث جدي هم در آن صورت نگرفته و كپي يك صفحه قرآن كريم را در بر مي‏گيرد، در كتاب منعكس شده است. نيز، دو آية در قرآن كه حاوي تمامي حروف الفباست، هم, يادآوري و عين كلمات آنها نيز, آورده شده است.17

افزون بر تطويل بي فايده، حروف متنِ كتاب هم با قلمي درشت انتخاب شده است. به طوري كه در يك صفحه رحلي دو ستوني كه بايد در حدود 600 تا 700 كلمه جاي بگيرد، در هر صفحه بين 250 تا 270 كلمه مطلب جاي گرفته است. در حالي كه به دليل مرجع بودن كتاب، بايد فاصله سطرها و همچنين اندازة كلمات، به مراتب كوچك‏تر و كمتر باشد.

بر خلاف روش معمول در رعايت نگارش كلمات و قواعد املاي پاره‏اي از كلمات، رعايت نشده است. براي نمونه، بر روي اعداد رياضي ذكر شده براي شماره و مرتب كردن مطالب، تنوين گذاشته شده است.18 در حالي كه تنوين به مثابه يك حرف به حساب مي‏آيد و مربوط به حروف است و نه اعداد.

مقاله‏هاي موسوعه، به تناسب بسامدي، از حدود 170 صفحه19 ـ كه يك كتاب را شامل مي‏شود ـ تا يك مقاله 150 كلمه‏اي است.20 در اين موسوعه، بسان روشي كه در موسوعه كويت به كار گرفته شده، هيچ نويسنده‏اي معرفي نشده است.

در بوته نقد و بررسي

در معرفي و بررسي و نقد اين اثر، تا كنون دو نشست علمي با حضور دست اندركاران و ناقدان برگزار شده است. يك نشست از سوي خانه كتاب وزارت ارشاد در تهران برگزار شده كه گزارش تفصيلي آن در ماهنامة «كتاب ماه كليات» شماره 61 به چاپ رسيده است. نشست ديگري از سوي خانه پژوهش قم با حضور دست اندركاران و ناقدان كتاب بر گزار گرديده است. اميد است كه نقد ناقدان، براي دست اندركاران اين اثر مبارك سرمايه‏اي باشد كه بتوانند با استفاده از همه انديشه‏ها، اثري ماندگار، جامع و فرهنگ ساز پديد آورند و ماية فخر شيعه شود.

گفتني است: افزون بر موسوعه‏هاي فقهي ياد شده، مركز دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي در تهران، سالياني است كه در تدارك تدوين دايرة‏المعارف فقه در چارچوب قواعد و شيوه‏هاي رايج در دايرة‏المعارف نگاري است. در آن دايرة‏المعارف، مباحث پيرامون فقه و مسائل فقهي مورد بحث و بررسي قرار مي‏گيرد و عمدتاً به پيشينه و تحولات تاريخي هر يك از آنها پرداخته مي‏شود. از آنجايي كه تا كنون هيچ بخشي از آن اثر به چاپ نرسيده، سخن بيشتر دربارة آن را به پس از انتشار آن موكول مي‏كنيم.

پي‏نوشتها:

1. الموسوعة الفقهية، ج1، ص 53.

2. همان.

3. براي اطّلاعات بيشتر ر.كـ : پوري سلطاني و فروردين راستين، دانشنامة كتابداري و اطّلاع‏رساني، فرهنگ معاصر، چاپ اول، 1379.

4. مؤسسة دايرة‏المعارف الفقه الإسلامي، در سال 1369ش/1411ق. در شهر قم تأسيس شده است.

5. براي نمونه ر.كـ : مدخل آداب. ج1، ص 215-218.

6. براي اطّلاع بيشتر، ر.كـ : ج1، ص 90-94.

7. ج1، ص 89.

8. همان، ص 90.

9. ر.كـ : مدخل اب، ج2، ص 65 كه در آن پس از ذكر معناي لغوي و اصطلاحي اب، نتيجه‏گيري شده
(و المتحصل من مجموع... كه ابوت در چند مورد ثابت است.

10. ر.كـ : به مدخل اب، ج1، ص76 و 77، در ذيل جواز اخذ پدر از مال فرزند، و يدل عليه ما رواه... .

11. ر.كـ : ج1، ص 224.

12. براي نمونه ر.كـ : به پاورقي ج1، ص 284-290؛ صفحه 334 تا 338.

13. ر.كـ : ج1، ص 293.

14. همان.

15. ر.كـ : ج1، ص 297.

16. براي نمونه ر.كـ : ج1، ص48، طبقات المفسرين. و نيز براي معناي انْسيكلوپِديا به كتاب الذريعة ارجاع داده شده است. ر.كـ : ج1، ص 77. البته در الذريعة (Encyclopedie) آمده است كه در موسوعة الفقهية با مختصر تغييري در حروف لاتين (Encyclopdia) ثبت شده است.

17. ر.كـ : ج2، ص 13 و 14.

18. براي نمونه، ر.كـ : ج1، ص 36. 1ً. 2ً. 3ً.

19. ر.كـ : مقاله آنية از ص 318-492.

20. ر.كـ : مقاله آكام، ج1، ص 232 و 233.

 



*. محمّد مرادي دانش آموختة حوزه و دانشگاه است. هم اكنون ضمنِ تأليف و تحقيق در مركز تحقيقات دارالحديث و كتابخانة بزرگ آيت‏الله مرعشي نجفي, در دانشگاه قم نيز, در رشتة فلسفه و كلام به تدريس اشتغال دارد. از وي تا كنون كتابها و مقاله‏هايي در علوم قرآني و تفسير چاپ و منتشر شده است.