ولادتْنامه‏هايِ مولودِ كعبه ـ عليه‏السّلام

جويا جهانبخش

مَوْلِدُ أَميرِالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نُصوص مستخرجه من
التّراث الإسلاميّ، دراسة و تحقيق:الدّكتور أحمد پاكتچي،
ط: 1، قم: المؤسّسة العالميّة لنهج البلاغة، 1424 ه . ق./
1382 ه . ش. مدخل شمارة 1141

هُوَ الَّذي كانَ بَيْتُ اللهِ مَوْلِدَهُ
فَطَهَّرَ الْبَيْتَ مِنْ أَرجاسٍ وَأَرْثانِ

أوليايِ خاصِّ خداوند، سرگذشتهايِ ويژه دارند. گذشته از نمودِ مُشَعْشَعِ إيمان و عملِ صالح در سيرة ايشان، در مراحل و مقاطعي از زندگيِ أولياي إلهي به رخدادهايِ شگفت و غيرِ عادي بازمي‏خوريم كه نوعاً در زندگيِ عمومِ مردمان رخ نمي‏دهند و چهره نمي‏نمايند. در تعاليمِ أديان و تواريخِ بشر شمارِ كثيري از وقايعِ خارقِ عادت و رخدادهايِ بيسابقه و حوادثِ كمْ‏مانند كه در زندگيِ أنبيا و أوصيا ـ عليهم السّلام ـ رخ داده است، مذكور و مسطور گرديده. نمونه را، درنگي كوتاه در آنچه قرآن كريم از أخبار و أحوالِ پيامبراني چون موسايِ كليم و عيسايِ مسيح و يونُسِ صاحب الحوت ـ علي نبيّنا و آله و عليهم السّلام ـ گزارش مي‏نمايد، كافي است تا ملحوظ افتد پاره‏اي از آنچه در زندگانيِ آن بزرگواران رخ داده است با معمولِ حياتِ أغلبِ ما آدميان نسبتي ندارد. رهائيها و نُجاتهايِ فوقَ‏العاده و ابتلائات و گرفتاريهايِ غريب، تاريخِ أنبيا و أوصيايِ إلهي ـ عليهم السّلام ـ را آكنده است و فضائل و مناقب و سوانحِ شگفتي را در سيرة ايشان رقم زده.

سَيّدِ الأوصياء أميرالمؤمنين عليّ بنِ أبي‏طالب ـ عليهما‏السّلام ـ نيز، از أوليايِ خاصِّ إلهي است و نشانه‏هائي بديع و چشمگير از خرقِ عادات و خلافْ آمدِ معمول و مرسومِ حيات، در زندگانيِ آن بزرگ رَقَم خورده است.

ولادتِ آن حضرت، مانندِ ولادتِ شماري ديگر از أولياءِ إلهي، صبغه‏اي آشكار از آيندة بديعِ اين مولودِ مبارك داشته است، و بويژه به سببِ مكانِ مقدّس و مهمِّ آن، يعني كعبة معظّمه، بازتابي گسترده در تاريخ و نگرشها و نگارشها يافته.

ولادتِ أميرِمؤمنان ـ عليه‏السّلام ـ در كعبه ـ كه خبرِ آن واجدِ شهرت، بل تواتُر، است ـ رخدادي است مُتَفَرِّد و بي‏همانند؛ نه پيش از آن و نه پس از آن حضرت، كسي در كعبه زاده نشده (نگر: ص 7)؛ و گوئي دستِ عنايتِ خداوندي اين منقبت را مُنحَصِر بدين عَبْدِ پسنديده و وَليِّ مُرتَضايِ خويش خواسته و ساخته است كه تا اسمِ إسلام و رسمِ قبله هست خاطرة تابناكِ عليّ بنِ أبي‏طالب ـ عليه‏السّلام ـ نيز با سمت و سويِ فرائضِ روزانة هر مسلمان گره خورده باشد.

أميرالمؤمنين علي ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ به إجماع همة فِرَق و طوائِف مسلمين از بارزترين و تاريخ سازترين چهره‏هايِ اين دينِ مُبين است و اگر ويژگيِ ولادتِ او در كعبة معظّمه نيز نبود؛ همين كه اين ولادت بهره‏اي از تاريخِ حياتِ چُنين اَبَرمَردي به شمار مي‏روَد، بسنده بود تا دربارة اين رخداد نگارشهائي پديد آيد و تاريخگُزاران و سيرتْنگارانِ مسلمان، با توجّه و دلبستگي، به أخبارِ آن بپردازند. بطَبْعْ، آن ويژگي بر أهمّيّت موضوع افزود. بر سرِ هم، جمع و گزارشِ أخبارِ مربوط به ولادتِ أميرِمؤمنان ـ عليه‏السّلام ـ توجّه و اهتمامِ بيشتري را به خود معطوف داشت. و به هر روي «تكنگاري»هائي در بابِ ولادتِ أميرِمؤمنان ـ عليه‏‏السّلام ـ پديد آمد كه بهره‏اي از تُراثِ كهنِ إسلامي را به خود اختصاص داده است.

«تكنگاري» از قديمترين أسلوبهايِ نگارشيِ متداول نزدِ مسلمانان است كه مورّخانِ أخبارگُزار و بعضِ محدّثان بدان إقبال مي‏نمودند و اين إقبال در سده‏هايِ دوم و سومِ هجري فراوان بود. تكنگاري‏هايِ تاريخي ـ يعني مؤلَّفاتي كه به نحوِ اختصاصي و انحصاري، حادثة تاريخيِ معيّني (مانندِ جنگ يا درگيري يا ولادت يا وفاتِ يك شخصيّت) را گزارش مي‏كنند ـ در آن عصر بسيار پديد آمد. اين تكنگاريها ـ كه بعضاً اسلوبِ تاريخيِ مَحْض نيز نداشته و با موادِّ داستان‏پردازانه و مبالغاتِ مذهبي و عاطفي درمي‏آميخته است ـ ، از مهمترين موادِّ موردِ استفادة مؤلِّفانِ سده‏هايِ سپسين بود، چُنان‏كه طَبَري و بَلاذُري بخشِ معتنابهي از تاريخنامه‏هايِ خود را از همان تكنگاريهايِ مُتَقَدِّم برگرفته‏اند (نگر: ص 9 و 10).

مَعَ الأَسَف از بيشترينة تكنگاري‏هايِ پديد آمده در آن روزگارانِ دور، امروز نسخه‏اي پديد نيست (نگر: ص 10) و جُز به وسيلة مؤلَّفاتِ واسطه و ميانجي مانندِ تاريخِ طبري و ... ـ به موادِّ تاريخي و أخبارِ آن تكنگاري‏ها دسترس نداريم.

«بازسازيِ متونِ» از طريقِ جمع‏آوري و كنارِ هم نهادنِ نصوصِ منقول از آنها در مؤلّفاتِ متأخّرتر، طريقه‏اي است كه تا اندازه‏اي به إحياءِ اينگونه نگارشهايِ از دست رفته مي‏توانَد كمك كُنَد.

آقايِ دكتر أحمدِ پاكتچي ـ وَقَّقَهُ الله لِما يُحبّ و يَرضَي ـ ، در كتابِ مَوْلِدُ أَميرِالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نصوص مستخرجة من التّراث الإسلاميّ، كوشيده‏اند با استفاده از همان طريقة «بازسازيِ متون»، حتّي المقدور چند تكنگاريِ ديرين و بظاهر از دست رفته را در بابِ ولادتِ مولي الموحّدين ـ عليه السّلام ـ إحياء و بازسازي كنند.

قديمترين تكنگاري در بابِ ولادتِ أميرِمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ ، با صَرفِ نظر از مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلام ـ منسوب به أَبومِخْنَف لوط بنِ يحيي أَزْدي (درگذشته به 157 ه . ق.) كه نسبتِ آن درست به نظر نمي‏رسد و احتمالاً در عُهودِ متأخّرتر تأليف شده (نگر: ص 13 و 14) ـ گويا مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلامِ ـ أبوالبختري وهب بنِ وهبِ قُرَشي (درگذشته به 200 ه . ق.) باشد. پس از آن مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلامِ ـ شاذان بنِ علاء (از رجالِ سدة دوم و أوائلِ سدة سوم) است. كه احتمالاً در أواخرِ سدة دومِ هجري تأليف گرديده. سديگر، نصّ في مَوْلِدِ عليٍّ ـ عليه السّلام ـ به روايتِ ابنِ همامِ إسكافي (درگذشته به 336 ه . ق.). چهارم، نصّ مَوْلِدِ عليٍّ ـ عليه السّلام ـ به روايتِ قاضي أبوعَمْرو عثمان بنِ أحمد بنِ سمّاك (درگذشتة 344 ه . ق.). پنجم، مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلامِ ـ ابنِ بابَويْهِ قمي مشهور به «شيخِ صدوق» (درگذشته به 381 ه . ق.). ششم، جزء في مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلام ـ تأليفِ ابنِ شاذانِ قمي (درگذشته پس از 412 ه . ق.). هفتم، مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلامِ ـ أبوالعلاء حسن بنِ أحمدِ عطّارِ همداني (درگذشته به 569 ه . ق.). (نگر: ص 14 و 15).

آقايِ دكتر پاكتچي بازجُسته‏هايِ متنهايِ يكم و پنجم و هفتم و ششم را طيِّ چهارفصل در متنِ كتابِ خويش آورده‏اند. همچنين بازجُستة دو متنِ سوم و چهارم را ـ كه نصِّ كاملِ آنها دستِ كم تا سدة ششمِ هجري برجايْ بوده است ـ در پيوستِ نخستِ كتاب درج كرده‏اند. متنِ دوم ـ يعني: مَوْلِد عليٍّ ـ عليه السّلامِ ـ شاذان بنِ علاء ـ هم البتّه در اين كتاب حتّي المقدور إحياء گرديده است زيرا آقايِ پاكتچي معتقدند كتابهايِ ابنِ بابوَيْه و أبوالعلاءِ همدان جُز دو روايت از كتابِ شاذان بنِ علاء نيستند.

نصِّ كتابِ مولد علي ـ عليه السّلام ـ أبوالبختري را صاحبِ إثبات الوصيّة بدونِ نقص و انقطاعِ مُعْتَدٌّ بِه، و كراجكي با تلخيص و تقطيع، نقل كرده‏اند. آقايِ دكتر پاكَتچي هم متن را با بهره‏گيري از إثبات الوصيّه و كنز الفوائِد كراجكي بازسازي كرده‏اند (نگر: ص 27 و 28).

بخشهائي از كتابِ ابنِ بابويه ـ كه نامِ كاملِ آن بنابر آنچه نجاشي آورده، مَوْلِدُ مولانا عَليٍّ ـ عليه السّلام ـ بِالْبَيْت است، و آنگونه كه ابنِ طاوس هم تصريح فرموده، «روايتِ» ابنِ بابويه است، نه تصنيفِ وي ـ ، در جامع الأخبار و همچُنين در كتاب اليقينِ ابنِ طاوس آمده است. نَقْلي درازدامن هم كه در اين موضوع در روضة الواعظين آمده، بنابر قرائن، رونوشتي از كتابِ ابنِ بابويه است كه به نظر مي‏رسد جز پاره‏اي سقطاتِ مُحْتَمَلِ جُزئي چيزي از آن فرونيفكنده باشند. آقايِ دكتر پاكتچي با بهره‏گيري از سه متنِ پيشگفته، كتابِ ابنِ بابوَيْه را بازسازي كرده‏اند و حديثي را هم كه ابنِ شهرآشوب از كتابِ ابنِ بابَويْه نقل كرده بر آن افزوده‏اند (نگر: صص 61-65).

كتابِ أبوالعلاءِ همداني هم ـ كه مانندِ كتابِ ابنِ بابويه، روايتِ او از كتابِ شاذان بنِ علاء است، نه تصنيفِ خود وي ـ ، در فضائلِ شيخ سديدالدّين شاذان بنِ جبرئيلِ قمي نقل گرديده و به تلخيص در كفاية الطّالبِ كَنْجي آمده. پاره‏هائي از آن هم در كتاب اليقينِ ابنِ طاوس هست. با استفاده از همين منابع در كتابِ آقايِ دكتر پاكتچي استخراج و تحقيق شده است. (نگر: صص 90-92).

كتابِ ابنِ شاذانِ قمي (أبوالحسن محمّد بنِ أحمد بنِ عليّ بنِ حسن) را شيخِ طوسي، از آغاز تا انجام، بلاواسطه از خودِ مؤلّف در أمالي‏اش نقل فرموده. در اين جزء حديثي ابنِ شاذان سه حديث (يكي از إمام صادق ـ عليه السّلام ـ و ديگري از عبّاس بن عبدالمطّلب و سديگر از عايشه) را كه قرابتِ معنوي و أحياناً لفظي داشته‏اند، با هم جمع كرده است. آقايِ پاكتچي بر أساسِ أمالي‏يِ شيخِ طوسي و با استمداد از برخي متونِ ديگر كه آنها از آن أحاديث بهره‏اي داشته‏اند، كتابِ ابنِ شاذان را تحقيق كرده‏اند. (نگر: صص 123-125).

سعيِ آقايِ دكتر پاكتچي در إحياءِ اين نُصوصِ كهنِ تُراثي، مشكور و مأجور باد! بيقين كساني كه از اين پس بخواهند دربارة ولادتِ حضرتِ مولَي الموحِّدين ـ عليه السّلام ـ چيزي بنويسند از حاصلِ زحماتِ ايشان حظِّ وافر بَرتوانَند گرفت.

پاره‏اي نادرستيهايِ جُزئي (طَبْعاً: حروفنگاشتي) در مطالعة كتاب ملاحظه شد كه برايِ إصلاح در چاپِ ديگر مذكور مي‏افتد: هواتف الجنّان (ص 25)، مزحاً (ص 44)، العبادة (ص 75، هامش)، مشائخ (ص 83 و 84 / كذا با همزه)، ألحق (ص 78؛ سنج: ص 108).

ختامِ مسك و مسكِ ختامِ گفتارِ خويش را درودي از زياراتِ مُطلَقة حضرتِ مولودِ كعبه ـ عليه الصّلاة و السّلام ـ قرار مي‏دهيم:

«السّلامُ عَلَي الْمَوْلُودِ فِي الْكَعْبَةِ».

پي‏نوشت

1 . به نقل از كتابِ مولودِ كعبه (كه مشخّصاتِ كتابشناختي‏اش در پينوشتِ سپسين مُنْدَرِج است).
2 . دربارة شهرتِ خبرِ ولادتِ أميرِمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در كعبه نزدِ، بل دربارة تصريح به تواتُرِ آن و اين كه چُنين فضيلتي منحصراً آن بزرگ را بوده است و بس، نگر: مولودِ كعبه (ترجَمة عليٌّ عليه السّلام وليد الكعبة)، نوشتة علّامه حاج شيخ محمّد عليِ اردوبادي، ترجَمه: عيسي سليم‏پورِ اهري، تحقيق و استدراك: علي أكبر مهدي‏پور، چ: 1، قم: رسالت، 1379 ه . ش.الغدير في الكتاب والسّنّة و الأدب، العلامة الشّيخ عبدالحُسَيْن أحمد الأمينيّ النّجفيّ، ط: 3، دارالكتاب العربي، بيروت:1387 ه . ق.، 6/21-38.
3 . دربارة اين طريقه افزون بر صص 10ـ13 از كتابِ موردِ گفتگو در مقالِ ما، نگر: مقالاتِ تاريخي، رسولِ جعفريان، دفترِ هشتم، قم, دليل ما, 1379؛ مقاله چهارم, مورد پژوهي و بازسازي متون مفقوده و: القواعد المنهجيّة في التّنقيب عن المفقود من الكتب و الأجزاء التّراثيّة، الدّكتور حكمت بشير ياسين، ط: فيرچينيا ـ رياض: 1412 ه . ق.
4 . بحارالأنوار، 97/302.