سخن سردبير

 

چنان‏كه مي‏دانيم, همه ساله ده‏ها ميليارد تومان جهت حمايت از كتاب و كتابخواني در كشور هزينه مي‏شود, كه بدون شك, اين سرمايه‏گذاري فرهنگي, آثار بسيار خجسته‏اي براي جامعه داشته و خواهد داشت. مي‏گويند كتاب كالايي است كه نفع آن نه تنها به خريدار بلكه به همة جامعه واصل مي‏شود. يعني در مقام مقايسه اگر ما براي خود, غذا يا پوشاكي تهيه كنيم, نفع اين كالاها عائد خودمان مي‏شود ولي وقتي كتابي بخوانيم, نتيجة تحول فكري و تكاملي كه با آن كتاب در رفتار ما ايجاد مي‏شود, عائد جامعه خواهد شد. اين خط‏مشي حمايتي, مخصوص جامعة ما نيست, شايد نتوان در جهان استثنايي يافت, همة دولتها خود را موظف مي‏دانند تا از فرهنگ و كتاب و انديشه, حمايت كنند.

در كشور ما تا كنون بيشترين حمايتها از كتاب, حول محور توليد, متمركز بوده است. آنچه بايد از اين پس بيشتر مورد نظر قرار داشته باشد, حمايت از كيفيّت و محتوا است. سيستم‏هاي يارانه‏اي مانند كاغذ, جريان نشر را به سمت افزايش كميّت پيش مي‏برند و بايد در كنار آنها سيستم‏هاي حمايت از كيفيّت نهادينه شود وگرنه با فرض محتواي ثابت, فزوني كمّيت به كاهش كيفيّت خواهد انجاميد.

بهترين گزينه‏اي كه جهت بالا بردن كيفيّت در اختيار است, توجه به جريان نقد و بررسي انديشه و كتاب است. اين مهم در كتابهاي اسلامي بسيار بيشتر مورد نياز است, زيرا به دلائل مختلف, كميّت در نشر اين كتابها به سرعت افزايش يافته است و به شدت اين بخش نيازمند به توسعة محتوا است. از اين‏رو است كه ما در اين فصلنامه بيش از پيش به مبحث كليدي نقد پرداخته‏ايم.

اهميت نقد كتاب را در چند محور زير مي‏توان نشان داد:

1.‏ نقد كتاب, رويكرد مخاطبان كتاب را نشان مي‏دهد. چنان‏چه مي‏دانيد, كتاب را جزو رسانه‏هاي يك سويه مي‏دانند, يعني فقط مؤلف مطالب خود را مي‏نويسد و بقيه مي‏خوانند, برخلاف رسانه‏هاي دو سويه كه گوينده بازخورد گفتار خود را از شنونده دريافت مي‏كند. نقد در حقيقت بازخورد گفتارهاي گوينده است و كتاب را به سمت يك ابزار گفتمان دو سويه پيش مي‏برد.

2.‏ اگر ناقد از درجة علمي بالاتري برخوردار باشد, مطالبي كه بيان كرده است, مورد استفادة نويسنده قرار خواهد گرفت و اگر نويسنده از درجة علمي بالاتري برخوردار باشد, نوع نگاه سطوح ديگر جامعه را نسبت به خود و تأليفاتش دريافت مي‏كند.

3.‏ در جريان نقد, صرفاً بحث از درست بودن يا نادرست بودن مطالب نيست, جريان نقد, نگرشهاي مختلف به يك مطلب را در كنار هم قرار مي‏دهد و باعث رشد نگاه علمي در يك رشته از دانش مي‏شود.

در سفري كه براي بازديد از جريان نشر آلمان رفته بوديم, رئيس اتحادية ناشران آلمان در سخنراني خود مي‏گفت كه معمولاً از هر كتابي كه در آلمان به چاپ مي‏رسد, ناشر 200 نسخه براي نقد در نشريات تخصصي به صورت رايگان, ارسال مي‏كند تا مورد نقد نشريات تخصصي قرار گيرد
و اين نقدها بيش از هر چيز ديگر, كتاب را در معرض توجه علاقمندان قرار مي‏دهد. يعني نقد
ـ بر خلاف آنچه در جامعة ما از آن تلقي مي‏شود ـ بيش از آنكه موجب تزلزل يك اثر علمي شود, موجب شكوفايي آن خواهد بود.