سخن سردبير

با جمع‏بندي تجربياتي كه در يازده شمارة گذشته حاصل شده است در جلسات هيئت تحريريه به اين نتيجه رسيديم كه بهتر است تغييراتي در بخش مقالات فصلنامه ايجاد شود. پيش از اين، مقالات هر شماره بيشتر به صورت نظري و با هدف پروراندن ابعاد مختلف يك موضوع تخصصي در زمينة اطلاع‏رساني علوم اسلامي، سامان مي‏يافت. موضوعاتي مانند حقوق معنوي و مالكيت فكري، نسخه‏شناسي، نمايشگاه كتاب، محورهاي اصلي يك شماره بود و به صورت موردي به نقد و بررسي كتابهاي منتشرشده در فصل نيز پرداخته مي‏شد.

در رويكرد جديد، ضمن آنكه از مسائل كلي حوزة اطلاع‏رساني علوم اسلامي غفلت نمي‏كنيم، به خاطر اهميت مسئلة نقد كتاب، بيش از پيش به نقد كتابهاي مهم منتشرشده در هر فصل مي‏پردازيم. اهميت كتاب را بر اساس معيارهاي زير مي‏سنجيم:

1)‏ برگزيده بودن اثر از ديدگاه جشنواره‏هاي داخلي يا خارجي (جشنوارة كتاب سال جمهوري اسلامي، كتاب سال ولايت، جشنوارة كتاب اسلامي فرانسه و...).

2)‏ ميزان استناداتي كه در كتب يا مقالات علمي به آن اثر داده مي‏شود.

3)‏ ميزان آمار فروش كتاب (Best Sellers).

4)‏ نظرخواهي از برخي دانشوران آشنا با موضوع.

5)‏ تعداد مقالاتي كه در نقد و بررسي كتاب و يا بحثهاي حاشيه‏اي پيرامون آن كه در جامعة فكري، مذهبي و مطبوعاتي داخل يا خارج از كشور وجود دارد.

6)‏ تشخيص مدير هر بخش يا هيئت كارشناسان و تحريرية نشريه.

قابل ذكر است از آنجا كه اين فصلنامه به زبانهاي ديگر نيز منتشر مي‏شود، كتابهايي در اولويت نقد و بررسي قرار مي‏گيرند كه داراي شأن علمي و بين‏المللي باشند. البته ممكن است در مورد كتابي كه در هيچ كدام از عناوين فوق نمي‏گنجد، مقالة قابل توجهي به دفتر نشريه ارسال شود و به خاطر ارزش علمي خود مقاله در اين بخش به چاپ رسد.

سعي ما بر اين است كه مقالات نقد كتاب از ساختار منسجم و يكدستي پيروي كند. اين ساختار را براي اطلاع كساني كه مايل به ارسال مقالات نقد هستند، به صور خلاصه ذكر مي‏كنيم:

1.‏ مأخذشناسي كامل كتاب؛

?     به اين شكل و ترتيب: نام پديدآورنده يا پديدآورندگان, عنوان, محل انتشار: ناشر, نوبت چاپ, سال نشر, تعداد صفحات, زبان, قطع, نوع جلد.

2.‏ شناسه (تعريف كتاب)؛

?     شناساندن كتاب در دو يا سه جمله.

3.‏ كلياتي دربارة كتاب؛

?     مسائلي مانند سطح علمي كتاب, منابع كتاب و انگيزة مؤلف.

4.‏ دربارة پديدآورندگان؛

?     مختصري از زندگينامه و اهم سمت‏هاي علمي و فعاليتها و تخصص ايشان.

5.‏ چكيدة فصل‏ها و مطالب كتاب؛

?     نبايد اين چكيده به خلاصه تبديل شود! بسياري از نويسندگان، مقالات نقد را با خلاصة كتاب اشتباه مي‏گيرند و به ذكر جزئيات مطالب فصول و بخش‏هاي كتاب مي‏پردازند، در حالي كه ناقد صرفاً در پي ترسيم مينياتور و ساختار كلي اثر به عنوان مقدمه‏اي براي نقد آن است.

6.‏ مقايسه كتاب با آثار مشابه؛

7.‏ برجسته‏سازي و تشريح ويژگي‏هاي مهم؛

8.‏ اطّلاعاتي دربارة چاپ‏هاي ديگر, شرح‏ها, خلاصه‏ها و ارتباطات محتوايي كتاب با آثار ديگر؛

9.‏ نقد و بررسي مطالب؛

10.‏ مطالب آزاد در موارد خاص.

?     مانند اطلاعات نسخه‏شناسي براي كتابهايي كه تصحيح شده‏اند.

در پايان لازم مي‏دانم كه از تمام ناقدان كتابهاي اسلامي تشكر كنم و از تمام كساني كه توان قلم زدن در اين عرصه را دارند دعوت كنم كه در اين ميدان حضور يابند، زيرا اين تنها گلوگاهي است كه مي‏تواند سطح علمي كتابهاي منتشرشده در علوم اسلامي را بالا برد تا همان‏گونه كه سالانه شاهد رشد تعداد عناوين و شمارگان كتابها هستيم، شاهد غني‏تر شدن محتواي آنها نيز باشيم.