نقدي بر فهرستگان

محمّدرضا زادهوش

 

صدرايي خويي، علي(1342-  فهرستگان نسخه‏هاي1

خطي حديث و علوم حديث شيعه: درايه و رجال، ويراسته1

سيد محمد دلال موسوي؛ قاسم شير جعفري، جلد اول، 1

قم: دارالحديث، چاپ اول/ 1500 نسخه، 554‏‏ص، فارسي، 1

وزيري (گالينگور).

1

 

در مقدمة كتاب جناب صدرايي‏خويي پس از طرح ضرورت اطّلاع‏ساني در باب حديث شيعه و منابع آن, به اهداف اين طرح مي‏پردازد و سپس مراحل اجراي اين پروژه را برمي‏شمارد و پس از آن به مبحث چگونگي ترتيب و تنظيم فهرستگان مي‏پردازد.

          در بخش مآخذ و مصادر؛ مشخصات كامل فهرستْ نامه‏هايي كه در اين فهرستگان مورد استفاده قرار گرفته, آورده است. اين مشخصات در يكصد و يازده بند تنظيم شده است.

          در بخش بعدي, نام كتابخانه‏ها و مراكزي كه نسخ خطي در آنجا نگهداري يا معرفي شده, آمده است. اين فهرست اسامي شامل صد و هشتاد و پنج كتابخانه و مراكز اطّلاع‏رساني مي‏باشد كه در اين بخش ذكر شده است.

          پس از هفتاد و شش صفحه مقدمه, متن اصلي كتاب «فهرستگان نسخه‏هاي خطي حديث و علوم شيعه مشتمل بر كتب اديان و رجال» شروع مي‏شود.

          در بخش اول نسخ خطي درايه شيعي در نود و هفت رسالة اصلي معرفي شده است و پس از آن به عنوان ملحق نخست درايه اهل‏سنّت در سي‏ و چهار رسالة اصلي آمده است.

          در بخش دوم فهرستوارة نسخ خطي رجال شيعي در دويست و هشتاد و پنج رساله آمده است و بعد از آن به عنوان ملحق ثاني مشخصات كتابشناختي رساله‏ها و نسخ خطي رجال اهل تسنن ذكر شده است.

          در پايان نيز فهارس كتاب آمده كه شامل عناوين كتابهاي معرفي شده, پديدآورندگان و كاتبان نسخ خطي مي‏شود.

سرانجام پس از گذشت شش سال از آغاز طرح فهرستگان حديث و علوم حديث شيعه، و تبليغات فراواني كه براي آن صورت گرفت، نخستين جلد اين مجموعه شانزده جلدي1 با هدف شناسايي آثار شيعه اماميّه، در زمينه درايه و رجال، به چاپ سپرده شد. گردآورنده اين مجموعه، پس از مقدّمه‏اي كوتاه، به ذكر منابع و مآخذ مورد استفاده خود پرداخته، و به تفصيل، خصوصيّات كتاب‏شناختي هر يك را ذكر مي‏كند.

 

منابع

فهرست 184 كتابخانه در قالب 279 جلد مورد بررسي قرار گرفته كه حدود 30 جلد آن‏ها خطّي بوده، و تا زمان چاپ فهرستگان، به چاپ نرسيده بوده‏اند.

مؤلّف نام فهرست‏هاي گوناگون را ذكر كرده، و هرگاه نام كتابخانه مورد نظر، تغيير يافته، در پاورقي همان صفحه، متذكّر شده، و نام جديد را بازگو كرده است، با اين وجود، بسياري ديگر از اين تغييرات، ناگفته باقي مانده، و مراجعه‏كنندگان و درخواست‏كنندگان نسخه‏ها را با دشواري رو به رو خواهد كرد؛ از جمله: كتابخانه عمومي اصفهان كه اكنون كتابخانه ابن‏مسكويه نام دارد.2

در فهرست نام كتابخانه‏ها، در ذيل هر كتابخانه، به فهرست موجود از نسخه‏هاي خطّي آن كتابخانه اشاره نموده، و هرگاه يك كتابخانه داراي چند فهرست بوده، فهرستي كه مورد استفاده قرار نگرفته را با علامت ستاره نمايانده است، و در حقيقت، اگر كتابخانه داراي چند فهرست بوده، از فهرست‏هاي مشابه، استفاده نشده است. اين مسأله خود باعث بروز مشكلات بسياري شده است؛ ازجمله در فهرست منابع گفته شده كه براي كتابخانه گوهرشاد مشهد از فهرست نسخه‏هاي خطّي چهار كتابخانة مشهد3 استفاده نشده است؛ تنها براي آن‏كه فهرست چهار جلدي كتابخانه مسجد گوهرشاد4 مورد استفاده واقع شده، و از همين جهت، بسياري از نسخه‏هاي خطّي مذكور در فهرست چهار كتابخانه كه هنوز در فهرست چهار جلدي درج نشده‏اند را از قلم انداخته است.

گفتني است كه در اين‏گونه موارد، اگر تمامي نسخه‏ها هم تكراري بودند، ارجاع به دو فهرست، كار پژوهشگران را آسان‏تر كرده، و بر ارزش كتاب فهرستگان مي‏افزود.

متأسّفانه همين دوري از فهرست‏هاي مشابه باعث آمده تا نسخه‏هاي خطّي كتابخانه مدرسه آيت‏اللّه گلپايگاني را گاه به فهرست مخطوط و چاپ نشده اين كتابخانه آدرس بدهند؛ در حالي‏كه ممكن است، كسي خواهان مراجعه به هر دو فهرست قديم و فهرست جديد باشد، و يا تنها بر يكي از اين دو فهرست، دسترسي داشته باشد. از همه ناپسندتر آن‏كه فهرست جديد را از روي كامپيوتر ديده‏اند، و درنتيجه به صفحات فهرست چاپي، ارجاع داده نشده است.

 

نگاه نخست

فهرستگان بايد به زبان عربي نوشته شود؛ چون مخاطبان چنين فهرستي، حتّي اگر عرب‏زبان هم نباشند، بر زبان عربي تسلّط كافي دارند، و از سويي، زبان بيشتر رساله‏ها نيز عربي است.

در ذيل عنوان هركدام از كتاب‏هاي معرّفي شده، به ترتيب، شرح كوتاهي درباره عنوان، منابع توضيحات، و سپس نسخه‏هاي چاپي و خطّي، و عكس‏ها و فيلم‏ها به ترتيب تاريخ كتابت آمده‏اند.

عموما اين توضيحات و ارائه اطّلاعات كتاب‏شناختي به صورت گزيده و دايرة المعارفي نيست؛ ازجمله براي اختصارگويي، استفاده از علائم و حروف اختصاري لازم به نظر مي‏رسد. به عنوان مثال، براي نسخه‏اي كه بدون نام كاتب و بدون تاريخ كتابت است، مي‏توان از: «بي‏كا» و «بي‏تا» استفاده نمود، و يا به جاي: «برگ» از «گ» كه در فهرست‏ها نيز معمول است.

در فهرست نسخه‏هاي چاپي، كم‏تر به بدون تاريخ و بدون ناشر بودن آن‏ها اشاره شده است.

در ذيل هر عنوان بايد به تلخيص‏ها، گزيده‏ها، نظم‏ها و ترجمه‏ها نيز همان‏جا ارجاع داده شود.

علاوه بر اين، ناهماهنگي‏هاي فراواني نيز به چشم مي‏آيند؛ ازجمله آن‏جا كه در ذريعه، نسخه، و يا نسخه‏هايي از عنوان مورد بحث، معرّفي شده‏اند، در متن توضيحات ذيل عنوان‏ها ذكر شده، و اين نسخه‏ها تنها اگر در فهرست‏هاي مورد استفاده نيز ذكر شده باشند، در بخش نسخه‏هاي خطّي باز هم به صورت جداگانه مي‏آيند؛ ولي در مواردي نيز، علاوه بر متن توضيح، همان اطّلاعات، در بخش نسخه‏هاي خطّي هم بدون استفاده از فهرستي خاص، و با ارجاع به همان ذريعه تكرار مي‏شوند.5

سرصفحه‏ها شيوه درستي ندارند، و خواننده نمي‏داند اكنون در كدام بخش قرار دارد.

همگي اين‏ها روشن مي‏سازد كه مؤلّف، بيشتر به اين قضيّه فهرست علوم حديث شيعه، به صورت انجام يك تكليف نگريسته، تا ارائه يك كار ارزشمند براي سهولت استفاده كنندگان و پژوهشگران.

 

موضوعات

كتاب حاضر فهرستگان علوم حديث شيعه نام گرفته است؛ ولي نمي‏دانم چرا درايه و رجال اهل‏سنّت را در بر دارد؟

الجوهرة العزيزة از سيّد علي‏محمّد نصيرآبادي (م1312ق)6 شرح وسيط وجيزه است؛ نه شرح مختصر آن.7

جلد اوّل صحيفة اهل الصّفا از محمّد بن عبدالنّبيّ اخباري در بخش رجال معرّفي شده؛8 در حالي‏كه موضوع آن درايه است، و بايد در بخش نخست كتاب، درج مي‏شد.

رجال الخاقاني يا شرح تعليقة بهبهاني از عليّ بن حسين خاقاني (م1334ق)9 شرحي است بر فوائد الرجاليّة از وحيد بهبهاني كه در مقدّمه تعليقات بر منهج المقال آمده، و شرح تعليقات وحيد نيست.

 

عنوان‏ها

اگر نام كتاب‏ها در گزارش‏ها متفاوت بوده، اشاره نشده؛ همانند ملخّص المقال في تحقيق احوال الرّجال كه به صورت: ملخّص المقال في علم الرّجال هم ثبت شده,10 و عنوان مورد نظر، بايد اين گونه باشد: ملخّص المقال في (تحقيق) احوال الرجال.

نام همگي رسالات، بايد به صورتي مي‏آمد كه «رسالة»، يا «رسالة في» در ترتيب الفبايي نام آن‏ها منظور نمي‏شد؛ حتّي مؤلّف نيز بر لزوم چنين شيوه‏اي واقف بوده، و چنين كرده است: تشريح الثّقة في الرّجال، رسالة في....11

 

نمايه‏ها

نمايه سازان هرچند كه با استفاده از رايانه، به نتيجه سريع‏تري دست مي‏يابند؛ امّا تكيه بر كار رايانه، و واگذار نمودن تمام كار نمايه سازي به رايانه، نتايج مورد پسندي را پديدار نمي‏سازد؛ نمايه‏هاي موجود در كتاب حاضر را نيز از آن‏جايي كه فقط كامپيوتر استخراج كرده است، فاقد ارزش‏هاي مورد انتظار از يك نمايه و فهرست نام‏ياب است؛ نام پديدآورندگان و نام كاتبان بر حسب شهرت تنظيم نشده، و عينا هر آن‏چه در ذيل عناوين بوده در تكرار شده است.

هنگامي كه يك اثر، در دو بخش داراي عنوان است، و از يكي به ديگري، و از عنوان فرعي به اصلي ارجاع داده‏اند، در نمايه، هر دو عنوان، باز هم به صورت مجزّا آمده؛ در حالي كه بايد ادغام مي‏شد، و دست كم، مشخّص مي‏گشت كه توضيحات اصلي، در ذيل كدام مورد، قرار گرفته‏اند.

 

عناوين مفقود

الجمع بين الكلام النّبيّ و الوصيّ از علاّمه حلّي در موضوع درايه معرّفي نشده.12

الرّسالة العزيزة في شرح الوجيزة البهاييّة از شيخ عبّاس قمي نيامده است.

الفوائد الشّافية از محمّدجعفر فراهي نسخه خطّي شماره 3246 كتابخانه ملّي تهران معرّفي نشده است.

المتقن المقال از عبدالحسين طريحي (م1295ق) كه گزيده جامع المقال از فخرالدّين طريحي است ذكر نشده است.13

المنظومة الوجيزة از حسين بن محمّد لاجوردي (14ق) ذكر نشده.14

الهدية المكّيّة از ابوالحسن جاجرمي در بخش درايه نيامده است.

خلاصة الخلاصة از محمّد جواد حولاتي (م1397ق) كه گزيده خلاصة الاقوال علاّمه حلّي است، ذكر نشده.

دراية في علم الحديث از سيّد حسين سلّمي يزدي (14ق) نيامده است.15

دروس في علم الدّراية از اكرم بركات عاملي (15ق)، چاپ قم: سعيد بن حبيبي، 1418ق،200ص، مذكور نيست.

رساله درايه ميرزا ابوالحسن شعراني (م1393ق) نيامده است.

رسالة في الدّراية از حسن بن عزّالدّين نجفي (م1313ق) نيامده.16

رسالة في الدّراية از سيّد محمّدعلي مدرّس رضوي (م1311ق) نيامده.17

رسالة في الدّراية از نعمت اللّه طريحي نيامده.18

رسالة في دراية الحديث از آقانجفي (م1332ق) را ندارد.19

رسالة في علم الدّراية از آيت اللّه سيد محسن حكيم (م1390ق) نيامده است.

رسالة في علم الدّراية از رفيع بن علي شريعتمدار (م1292ق) نيامده.20

رسالة في علم الدّراية از سيد ابوالقاسم قافله‏باشي نيامده است.

روايت و درايت از محمّد امين (15ق)، چاپ قم: [بي‏نا]، 1372ش، 194ص، معرّفي نشده است.

شرح اصول دراية الحديث از سيّد عليّ بن عبدالحميد نيلي معرّفي نشده.21

شرح فوائد الرّجاليّة از اسماعيل عقدايي (م1230ق) معرّفي نشده است.22

شرح وجيزه از سيّد علي‏محمّد نصيرآبادي (م1312ق) كه وعده آن در ذيل عنوان الجوهرة العزيزة از همين مؤلّف داده شده است، مذكور نيست.23

صفرعلي لاهيجي، علاوه بر سؤال و جواب در فقه و رجال، و مقدّمات الرجال، كتاب رسالة في الدّراية و مباحث في الرجال و دراية الحديث را دارد.24

ضوء المشكاة از محمّد بن علي حناوي در موضوع رجال است كه معرّفي نشده.25

علم الدّراية از حسين مؤيّد (ق15) نيامده است؛ چاپ قم: نهضت، 1417ق، 208ص.

عنصرالمعالي از عبدالله بن محسن مدرّس در موضوع رجال ذكر نشده است.26

قواعد الدّراية از مصطفي نوراني (15ق) چاپ قم: مكتب اهل‏بيت، 1411ق، 55ص، ذكر نشده است.

لباب الهداية و منار الدّراية از مصطفي مرتضي، چاپ قم: [بي‏نا]، 1409ق، 96ص، ذكر نشده.

ما لا يسع المحدّث جهلي از ميانشي ذكر نشده.27

محمّد بن عبدالنّبيّ اخباري نيشابوري (م1232ق) علاوه بر صحيفة اهل الصّفا في ذكر اهل الاجتباء و الاصطفاء رساله‏اي هم به نام شجرة دراية الحديث دارد كه معرّفي نشده است.28

مقباس الرّواية في علم الدّراية از علي‏اكبر سيفي مازندراني (15ق) ذكر نشده است؛ چاپ قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1421ق، 236ص، رقعي.

مقدّمه الذّخر الرائع از سيد عبداللّه جزائري (م1173ق) در موضوع درايه معرّفي نشده است.

منتخب مباحث رجال سماء المقال از ميرزا ابوالهدي كلباسي (م1356ق) به نام الصّراط المستقيم ذكرشده؛29 ولي معرّفي نشده است.30

محمّد بن جابر عاملي نجفي صاحب كتاب في علم الرّجال ذكر نشده.31

نتيجة المقال في علم الدّراية و الرّجال از محمّدحسن بارفروشي مازندراني علاوه بر بخش رجال، در بخش درايه هم بايد ذكر شود.32

نخبة المقال في علم الرجال از احمد بن حسن تفرشي را ندارد.

نقد الحديث في علم الدّراية از حسين حاج حسن، چاپ بيروت: الوفاء 1405ق، 2ج ذكر نشده.

نهاية الآمال في علم الرّجال از محمّدرضا حلّي نيامده.33

نهاية الرّجال راحت حسين رضوي هندي (م1376ق) معرّفي نشده است.34

وجيزة في علم الرجال از ابوالحسن مشكيني را ندارد؛ چاپ بيروت: اعلمي، 1411ق، 104ص، به تحقيق زهير اعرجي.

 

چاپ‏ها

الرّعاية از شهيد ثاني، چاپخانه نعمان 1379ق / 1960م، 144ص ذكر نشده است.

چاپ ضياء الدّراية از علاّمه فاني اصفهاني به همراه وجيزه شيخ بهايي است؛ نه به صورت مستقل.

مختصر رسالة في احوال الاخبار از سعيد بن هبة اللّه راوندي (م573ق) در ميراث حديث شيعه، دفتر 5، صص249-277 چاپ شده، ذكر نكرده‏اند.

نهاية الدّراية في شرح «الوجيزة» از حسن كاظميني (م1354ق) در 1354 قمري توسّط نشر مشعر در قم منتشر نشده؛ چون اصلاً آن زمان، مشعر تأسيس نشده بوده است، و تعداد صفحات آن 711ص است؛ نه 609ص.

ترجمه‏ها و چاپ‏هاي وجيزه مشهور شيخ بهايي ذكر نشده است.35

خصوصيّات چاپ رجال الخاقاني از عليّ بن حسين خاقاني (م1334ق) به صورت كامل، نقل نشده است.36

 

نسخه‏هاي خطّي

ذكر آغاز و انجام نسخه، گاه پيش از فهرست نسخه‏هاي چاپي، و گاه پس از فهرست نسخه‏ها آمده كه بايد هماهنگ شود.

الفوائد الغرويّة از سيّد ابوطالب قائني نسخه‏اي نيز در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران، شماره 6894، كتابت 1272ق، 72 برگ دارد؛37 و نسخه‏اي در موزه بغداد، رساله دوم از مجموعه شماره 14677، كتابت 1317ق، 118ص.38

نسخه كتابخانه محمّدباقر تستري از الوجيزة في علم الدّراية ذكر نشده.39

نسخه‏هاي خطي الدّرّة الفاخرة حبيب اللّه كاشاني40 كه در فصل‏نامه علوم الحديث41 ذكر شده خبري نيست.

سؤال و جواب صفرعلي لاهيجي نسخه خطّي شماره 2521 دانشگاه تهران است؛ نه شماره 2512، و 35 برگ دارد؛ نه 70 برگ!

نسخه خطّي خلاصة الاقوال علاّمه حلي موجود در كتابخانه آيت اللّه سيّد محمدعلي روضاتي ذكر نشده.42

بداية الدّرايه شهيد ثاني نسخه خطّي كتابخانه مدرسه صدر خواجوي اصفهان نيامده است.

 

تاريخ فوت‏ها

فقط تاريخ فوت‏ها آمده، و تولّد پديدآورندگان منظور نشده است.

تاريخ فوت عبدالرّحيم حائري تهراني 1367 قمري است.43

محمّدحسين اله آبادي متوفّاي 1350 قمري است كه قرن 14 مي‏شود، در حالي كه متعلّق به قرن سيزده معرّفي شده است.44

تاريخ فوت محمّدباقر زند كرماني 1389 قمري است كه ذكر نشده است.45

تاريخ فوت سيّد ابوطالب قائني 1295ق است؛ نه 1293.

تاريخ فوت فاضل دربندي 1286ق است؛ نه 1285.46

نام پديدآورندگان

نام صحيح محمود بن علي شيخ الاسلام: محمود بن علي‏اصغر شيخ الاسلام است.

نام كامل صفر لاهيجي صفرعلي لاهيجي است.

نام كتاب‏ها

در برخي موارد، نام‏هاي ديگر عنوان در سرعنوان داخل پرانتز آمده، و گاه در متن توضيحات، و گاه در ضمن معرّفي هر نسخه، به صورت جداگانه گفته شده كه در كدام فهرست، ذيل چه عنواني آمده كه در حقيقت، بايد در هر سه بخش به اختلافات، اشاره مي‏رفت؛ نه اين كه هر از گاهي در عنوان، توضيحات و فهرست نسخه‏ها، و در عنواني ديگر، در جاي ديگر، ذكر شود.

نام ديگر الدّرّة الفاخرة: منية الاصول في الدّراية است.

شرح ارجوزه بحرالعلوم نگاشته ابوالفضل كلانتر تهراني الاصابة في من اجتمعت عليه العصابة است؛ نه نقاوة الاصابة كه عنوان يادداشت‏هاي پراكنده او در حواشي همين نسخه است.47

نام صحيح القواميس في الرّجال و الدّراية از فاضل دربندي رسالة في معرفة الاسانيد است.48

نام صحيح رسالة في تصحيح الحديث بتصحيح الغير از ميرزا ابوالمعالي كلباسي (م1315ق) رسالة في جواز الاكتفاء في تصحيح الحديث بتصحيح الغير و عدمه است.

 

ارجاعات

ارجاعات، كامل نيست؛ مثلاً توضيح المقال علي كني تهراني,49 سبل الهداية50 و نيز بداية الدّراية51 و درر المقال52 باز هم در ذريعه ذكر شده‏اند.

ارجاع به ذريعه در پايان ذكر ويژگي‏هاي فوائد في الدّراية از شهيد ثاني، اين وهم را ايجاد مي‏كند كه چاپ آن در ميراث حديث شيعه را آقابزرگ تهراني در ذريعه ذكر كرده است.53

رسالة في دراية از محمّدابراهيم لنكراني (م1314ق) در مصفّي المقال.54

آقابزرگ تهراني در ذريعه عنوان نموده كه نسخه اين رساله را... و آن‏گاه به مصفّي المقال آدرس مي‏دهد.55

گاهي مجلّه علوم حديث عربي، و گاهي علوم الحديث كه همين صورت اخير، صحيح است.

وقتي چيزي پيش‏تر ذكر شده، بايد به شماره پي در پي و صفحه آن ارجاع داده مي‏شد.

توضيحات

ارائه خيلي از خصوصيّات و توضيحات، بايد به صورت تفكيكي باشد، تا خواننده بداند اين جمله و اين اطّلاع، در كدام منبع ثبت شده است؛ در حالي‏كه در روش حاضر، منابع در پايان توضيحات آمده، و خواننده را فايده نمي‏بخشد.

از سويي گاه در متن توضيحات نيز، به منبع اشاره رفته، و تكراري ناپسند و ناهماهنگ را پديدار ساخته است.

برخي اطّلاعات، از التّراث العربي في مكتبة المرعشي اخذ شده، ولي به آن آدرس نداده‏اند.

گاه به كلّي هيچ منبعي در پايان توضيحات ذيل عناوين، ذكر نمي‏شود.

در توضيح ضياء الدّراية از علاّمه فاني اصفهاني56 بايد ذكر شود كه گزيده‏اي است از مقباس الهدايه مامقاني.

 

پي‏نوشت‏:

1. جلد اوّل: درايه و رجال؛ جلد دوم تا هشتم: حديث؛ جلد نهم تا دوازدهم: دعا؛ جلد سيزدهم و چهاردهم: اجازات؛ جلد پانزدهم: حديث قدسي و اسماي حسني؛ جلد شانزدهم: نمايه‏ها.

2. فهرستگان، ج1، ص بيست و هفت.

3. زير نظر محمّدتقي دانش‏پژوه، تهران: ايران زمين، 1351ش.

4. محمود فاضل، مشهد، 1363-1371ش، معرّفي نسخه‏ها از شماره 400 تا شماره 1601.

5. فهرستگان، ج1، ص58.

6. همان، ج1، ص25.

7. مصفّي المقال، ص342.

8. فهرستگان، ج1، ص332.

9. همان، ج1، ص327.

10. الاعلام، ج1، ص37.

11. فهرستگان، ج1، ص197.

12. «فهرست مؤلّفات و مصنّفات حديثي علاّمه حلّي»، محمّدرضا زادهوش، كتاب ماه (دين)، سال پنجم، شماره 55، ارديبهشت 1381، ص39.

13. اعيان الشّيعه، ج7، ص451.

14. مصفّي المقال، ص152.

15. المسلسلات في الاجازات، ج2، ص380.

16. معارف الرّجال، ج1، ص229.

17. مصفّي المقال، ص335.

18. احسن الوديعة، ج2، ص62.

19. مصفّي المقال، ص95.

20. فهرست مرعشي، ج29، ص226.

21. مصفّي المقال، ص285.

22. همان، ص81.

23. فهرستگان، ج1، ص25.

24. مستدركات اعيان الشّيعه، ج3، ص150؛ ذريعه، ج8، ص55.

25. ذريعه، ج15، ص121.

26. الاعلام، ج4، ص115.

27. كشف الظّنون، ج2، ص369.

28. ذريعه، ج13، ص28.

29. فهرستگان، ج1، ص325.

30. ذريعه، ج15، ص34.

31. تكملة امل الآمل، ص339.

32. فهرستگان، ج1، ص417.

33. الاعلام، ج6، ص127.

34. گنجينه شهاب، ج1، ص88.

35. فهرستگان، ج1، ص86.

36. همان، ج1، ص327.

37. فهرست دانشگاه تهران، ج16، ص390.

38. فهرست، ص311.

39. ذريعه، ج10، ص91.

40. فهرستگان، ج1، ص32.

41. فصل‏نامه علوم الحديث، ش1، ص335.

42. «فهرست مؤلّفات و مصنّفات حديثي علاّمه حلّي»، محمّدرضا زادهوش، كتاب ماه (دين)، سال پنجم، شماره 55، ارديبهشت 1381، ص39.

43. ذريعه، ج23، ص107.

44. فهرستگان، ج1، ص59.

45. همان، ج1، ص66.

46. همان، ج1، ص67.

47. فهرست مجلس، ج10، ص2228.

48. فهرستگان، ج1، ص67.

49. ذريعه، ج3، ص482.

50. همان، ج6، ص39؛ ج7، ص11.

51. همان، ج3، ص58.

52. همان، ج8، ص135.

53. فهرستگان، ج1، ص65.

54. مصفّي المقال، ص10.

55. فهرستگان، ج1، ص35.

56. همان، ج1، ص60.