|
معرفي
فهرست نسخههاي خطي کتابخانههاي
قائن ابوالفضل
حافظيان بابلي
اين گزارش
در چهار بخش تقديم
ميشود: 1. نگاهي اجمالي
به سير فهرست نگاري
در ايران؛ 2. مجموعة معرّفي
ميراث مخطوط؛ 3. آثار مؤلف
فهرست قائن؛ 4. نگاهي به فهرست
نسخههاي خطي کتابخانههاي
قائن. 1. نگاهي اجمالي
به سير فهرستنگاري
در ايران فهرست نويسي
نسخههاي خطي تنها
راه بازيابي اطلاعات
از دستنويسهاي
نهفته در گنجينههاي
کتابخانههاي
عمومي و خصوصي
است، که از ديرباز
مورد توجّه دانشمندان
کتابشناس قرار
داشته و دارد, و
فهرستنگاران
و نسخهپژوهان
با تحمل رنجهاي
بسيار و با سفر
به مناطق دور و
نزديک, به جستوجوي
نسخههاي مخطوط
در گوشة کتابخانههاي
شخصي و نيمه شخصي،
مساجد و مدارس
و امامزادهها
پرداخته و هزاران
گنج مخفي از ميراث
مکتوب تمدّن اسلامي
را بازشناختهاند. بر اساس شواهد
موجود، افزون بر
سيصد هزار اثر
دستنويس در کتابخانههاي
عمومي و خصوصي
ايران نگهداري
ميشود. از اين
تعداد حدود يكصد
و بيست هزار دستنويس
به اختصار يا به
تفصيل فهرست شده
و بخش بزرگي از
مخطوطات ايران،
فهرست نشده است
و اطلاعات تفصيلي
و يا حتي اجمالي
از آنها در دست
نيست. قسمتي از
نسخههاي فهرست
نشده مربوط به
کتابخانههاي
عمومي و بزرگ است
که به تدريج فهرست
ميشوند و نگراني
در حفظ و حراست
آنها احساس نميشود؛
اما بيش از نيمي
از نسخههاي فهرست
نشده به مجموعههاي
خصوصي و نيمه خصوصي
کوچک و پراکنده
در شهرها و روستاهاي
مختلف اختصاص دارد.[1]
بدين جهت فهرست
كردن اين مجموعهها
لازمتر و ضروريتر
به نظر ميرسد.
بدون شک نگارش
و انتشار فهرست
مخطوطات هر کتابخانه،
نقش مهمي در حفظ
و حراست از آنها
دارد؛ افزون بر
اينکه با نشر
فهرستنامهها،
چهرههاي غربتزده
نسخههاي خطي با
محققّان و پژوهشگران
علوم اسلامي انس
و الفتي به هم ميرسانند.
چه بسا گنجينههاي
نفيس و ارزشمند
که در گوشة خانهها،
مسجدها، مدرسههاي
علميه و زيارتگاهها،
به جهت نبود فهرستي
منظم و روشمند
و بر اثر عدم توجه
و اهتمام به آنها،
مورد دستبرد راهزنان
فرهنگي قرار گرفته
و به تاراج رفته
و يا اينکه تدريجاً
راه زوال را در
پيش گرفته و با
گرد و خاک و موريانه
انس برقرار کرده
و به مرور زمان
آسيب ديده و از
بين رفتهاند. سير تاريخي
پژوهشهاي نسخهشناسانه
در ايران نشان
ميدهد گامهاي
استوار بزرگان
و دانشوراني که
حفظ و احياي ميراث
مکتوب را وجهة
همت خود قرار دادهاند،
قرين توفيق گشته
و در سدة اخير گنجينههاي
بسياري شناسايي
شده و پرده از رخ
هزاران کتاب و
رساله که حکايت
از دانش سرشار
ايرانيان مسلمان
ميکند, برداشته
شده است. در گذشته براي
فهرستنگاري مجموعههاي
پراکنده، اقدامات
ارزندهاي انجام
گرفته است؛ از
جمله دوازده دفتر
از نسخههاي خطي
نشريه کتابخانة
مرکزي دانشگاه
تهران، در سالهاي
1339 تا 1362 ش، به همت فهرستنويس
فقيد, مرحوم محمدتقي
دانشپژوه, و ايران
شناس نامدار, جناب
آقاي ايرج افشار,
منتشر شد. در اين
اثر نزديک به هشتاد
مجموعة خصوصي و
عمومي داخل و خارج
از کشور فهرست
شده است. با ظهور چند
شخصيت سترگ در
عرصة کتابشناسي
و نسخهپژوهي در
حوزة علميه قم،
اين رشته در ميان
فضلاي حوزه رواج
يافت و در سالهاي
اخير فهرستهاي
متعددي به قلم
کتابشناسان روحاني
منتشر گشته است.
حتي عدهاي از
فضلاي جوان حوزه
علمية قم با عزيمت
به شهرهاي مختلف
همچون کاشان، دامغان،
سمنان، تبريز،
خوانسار، گلپايگان،
فردوس، بابل، مراغه،
خوي، قزوين، چالوس،
دزفول، يزد و ... به
فهرستنويسي نسخههاي
خطي موجود در مدارس
و مساجد و منازل
همت گماشتهاند
و تاکنون برخي
از اين فهرستها
به چاپ رسيده و
به مشتاقان کتاب
عرضه شده و تعدادي
ديگر در نوبت چاپ
به سر ميبرند. در اين مختصر،
گزارش کوتاهي از
مجموعه هشت جلدي
«معرّفي ميراث
مخطوط» ارائه و
تلاشهاي ارزنده
فهرستنگار کتابخانههاي
قائن بررسي شده
است. 2. مجموعة «معرّفي
ميراث مخطوط»
انتشارات مجمع
ذخائر اسلامي قم,
در سلسلة «معرّفي
ميراث مخطوط»،
تاکنون هشت فهرستنامه
از تأليفات خاندان
اشکوري را، به
ترتيب ذيل منتشر
کرده است: 1. فهرست نسخههاي
خطّي خورشيد گرديزي
(ملتان ـ پاکستان)،
سيد احمد حسيني
اشکوري، 1380ش / 1422ق،
49 صفحه + تصاوير رنگي
از نسخهها، شمارگان:
1000 جلد، (تعداد 55 نسخة
خطي در اين فهرست
به ترتيب شمارة
نسخهها معرفي
شده است و در پايان
فهرستهاي راهنما
درج شده است.) 2. فهرست نسخههاي
خطّي کتابخانة
مدرسة آيتالله
بروجردي (کرمانشاه
ـ ايران)، سيد احمد
حسيني اشکوري،
1380ش / 1422ق، 139 صفحه، شمارگان:
1000 جلد، (144 نسخة خطي
به ترتيب شمارة
نسخهها در اين
فهرست معرفي شده
و در پايان فهارس
عمومي آمده است.) 3. فهرست نسخههاي
خطّي کتابخانة
آکادمي لينچي (رم
ـ ايتاليا) به ضميمة
دو فهرستواره
و واژهنامة ايتاليايي
ـ فارسي، ترجمه
و تلخيص: سيد صادق
حسيني اشکوري،
1381 ش / 1423 ق، 204 صفحه، شمارگان:
1000 جلد. (81 نسخة عربي
ـ شامل 260 عنوان کتاب
و رساله ـ و 59 نسخة
فارسي در فهرست
آکادمي لينچي معرّفي
شده که ترجمه و
تلخيصي از آنها،
در اين فهرستنامه
درج شده است.) 4. فهرست نسخههاي
خطّي کتابخانة
آيتالله مفتي
الشيعه (قم ـ ايران)،
سيداحمدحسيني
اشکوري، 1381ش / 1423ق،
131 صفحه، شمارگان:
1500 جلد. (110 نسخة خطي
به ترتيب شمارة
مخزن در اين فهرست
معرفي شده و در
پايان فهرستهاي
راهنما آمده است.) 5. فهرست نسخههاي
خطي خاندان ميبدي
(کرمانشاه ـ ايران)،
سيد احمد حسيني
اشکوري، 1381ش / 1423ق،
224 صفحه، شمارگان:
1300 جلد. (151 نسخه خطي
از کتابخانة خاندان
ميبدي در کرمانشاه
و 65 نسخه مربوط به
اين خاندان در
مشهد، به ترتيب
شماره در اين فهرست
معرفي شده و فهرستهاي
راهنما پايانبخش
اين کتاب است.) 6. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانههاي
قائن (قائن ـ ايران)،
سيد جعفر حسيني
اشکوري، 1381ش / 1423ق،
256 صفحه، شمارگان:
1000 جلد. (252 نسخة خطي
در اين فهرست معرفي
شده است: 201 نسخه از
کتابخانة مدرسة
جعفريه قائن، 35
نسخة از کتابخانة
سيد حسين امام
و 16 نسخة موجود در
ادارة فرهنگ و
ارشاد اسلامي قائن). 7. فهرست نسخههاي
خطّي کتابخانة
فرهنگ و ارشاد
اسلامي (کاشان
ـ ايران)، سيد احمد
حسيني اشکوري،
1381ش / 1424ق، 120 صفحه، شمارگان:
1300 جلد. (110 نسخة خطي
به ترتيب شمارة
مخزن در اين فهرست
معرفي شده و فهرستهاي
راهنما در پايان
کتاب درج شده است.) 8. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانههاي
گلپايگان (گلپايگان
ـ ايران)، سيد جعفر
حسيني اشکوري،
1381ش / 1423ق، 280 صفحه، شمارگان:
1000 جلد. (تعداد 232 جلد
نسخة خطي مربوط
به کتابخانههاي
ذيل در اين فهرست
معرفي شده است:
127 نسخه از کتابخانة
حجتالاسلام گلپايگاني،
74 نسخه از کتابخانة
سيد محمدحسن امام
جمعه، 26 نسخه از
کتابخانة مسجد
جامع گلپايگان
و5 نسخه از کتابخانة
حاج آقا رضا شهيدي). در دورة 8 جلدي
«معرفي ميراث مخطوط»
جمعاً 1007 نسخة خطي
از کتابخانههاي
داخلي و خارجي
معرفي شده است.
روش فهرستنگاري
اين مجموعه، مطابق
با سبک فهرستنويسي
مختصر آقاي سيد
احمد شکوري، بدين
صورت است که هر
کتاب در دو بخش
معرفي ميشود: الف. کتابشناسي:
در اين بخش موارد
ذيل درج ميشود: 1. نام کامل کتاب؛ 2. موضوع و لغت
آن در برابر نام
کتاب و درون دو
كمان؛ 3. نام کامل مؤلف
و تاريخ وفات يا
عصر وي؛ 4. توضيح كوتاهي
در معرفي کتاب
و بيان ابواب و
فصول آن ـ اگر کتاب
معروفي نباشد؛ 5. تاريخ و محلّ
تأليف کتاب و اينکه
به نام چه کسي تأليف
شده است ـ البته
در کتابهاي غيرمعروف؛ 6. آغاز و انجام
کتابهاي غير معروف
و در صورت نقص،
آغاز و انجام نسخه. بخش کتابشناسي
با حروف درشت تايپ
شده و در معرفي
هر کتاب، شمارة
نسخه در وسط سطر
و داخل دو كمان،
آغازگر اين بخش
است. ب. نسخهشناسي:
در اين بخش اطلاعات
مربوط به نسخه
بدين ترتيب ميآيد: 1. نوع خط؛ 2. نام کاتب،
آنگونه که در
نسخه آمده است؛ 3. تاريخ کتابت؛ 4. اوصاف و خصوصيات
نسخه و بيان ويژگيهاي
علمي و هنري آن؛ 5. نام مالکان
و تاريخ تملّکها
و سجع مهرها و ديگر
يادداشتهاي افزوده
در نسخه؛ 6. نوع جلد؛ 7. شماره برگها
با رمز «گ»، سطرها
با رمز «س»، طول و
عرض برگها با رمز
«سم».[2] بخش نسخهشناسي
با حروفي ريز و
سطرهاي کوتاهتر
ثبت شده تا از بخش
کتابشناسي جدا
باشد. در اين فهرستها,
نسخهها به ترتيب
شمارة مخزن معرفي
شدهاند؛ از اينرو
در پايان هر يک
از اين فهرستنامهها،
پنج نوع نمايه
يا فهرست راهنما
براي سهولت دسترسي
مراجعان، در نظر
گرفته شده و ارقامي
که در آنها آمده،
شمارة صفحات کتاب
است, نه شمارة مسلسل
کتابها. فهرستهاي راهنما
از اين قرار است: 1. فهرست الفبايي
عنوان کتابها؛ 2. فهرست موضوعي
آنها؛ 3. فهرست الفبايي
مؤلفان کتابها,
همراه با اسامي
آثار معرفي شده
از آنها؛ 4. فهرست اعلام
و اشخاص؛ 5. فهرست جاها
و مکانها. از امتيازات
اين مجموعه فهرستها،
درج نمونههايي
از تصاوير نسخههاي
ممتاز معرفي شده
در آنهاست، که
براي آشنايي بيشتر
و بهتر خوانندگان
با نسخههاي مذکور,
مؤثر است و البته
در زيبايي و خوشخواني
کتاب نيز تأثير
بسزايي دارد. طرح شکيل و
چشمنواز روي جلد
اين فهرستها، تصوير
صفحهاي از نسخة
خطي کهن و تزئيني
قرآن کريم است
که با جدول و کتيبهها،
شمسهها و ترنجي
زيبا و مذهب آراسته
شده است؛ البته
براي هر يک از فهرستها،
رنگ خاصّي صورت
داده شده تا از
اين جهت، از هم
جدا باشند. در پشت
جلدها نيز، نام
کتاب و فهرستنگار
به زبان لاتين
نقش بسته است. حروفنگاري،
صفحهآرايي، طرح
روي جلد، تصاوير
منتخب از نسخههاي
خطي و ساير امور
جنبي و فنّي سلسله
فهرستهاي مجموعة
«معرفي ميراث مخطوط»
جالب و درخور تقدير
و تحسين است. 3. آثار مؤلف
فهرست قائن
برخي از آثار
حجتالاسلام سيد
جعفر حسيني اشکوري
در پژوهشهاي نسخهشناسانه
از اين قرار است: 1. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانه آيتالله
فاضل خوانساري،
که در سال 1374ش / 1416ق در
دو جلد، همراه
با تقريظ نسخهشناس
فقيد, علامه سيد
عبدالعزيز طباطبايي,
به چاپ رسيد. شمار
نسخههاي معرفي
شده در اين فهرست،
بالغ بر 500 جلد است. 2. فهرست کتب
خطي کتابخانة سيد
محمد حجت کوهکمري
(قم ـ ايران)، مجمع
ذخائر اسلامي،
1377ش / 1419ق. در اين فهرست
60 عنوان کتاب و رساله
در 80 صفحه معرفي
شده است. 3. تحقيق و تنظيم
کتاب محقق خوانساري
در شرح حال و آثار
آقا حسين خوانساري
(1098ق) که در سال 1378ش /
1420ق در 748 صفحه به چاپ
رسيده است. در اين
کتاب فوايد کتابشناسي
و نسخهشناسي بسياري،
خصوصاً دربارة
تأليفات آقا حسين
خوانساري و ديگر
علماي خوانسار
به چشم ميخورد. 4. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانههاي
قائن، چاپ شده
در سال 1381ش. 5. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانههاي
گلپايگان، چاپ
شده در سال 1381ش. 6. فهرست نسخههاي
عکسي مرکز احياء
ميراث اسلامي در
قم، که از سال 1377ش
/ 1419ق تا 1382ش / 1424ق، 4 جلد
از آن (با مشارکت
سيد صادق حسيني
اشکوري و زيرنظر
احمد حسيني اشکوري)
به چاپ رسيده است.
در اين مجلّدات
تعداد 1600 نسخة عکسي
به ترتيب شماره
معرفي شده است. 7. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانههاي
دامغان، تاکنون
به چاپ نرسيده
است. 8. فهرست نسخههاي
خطي کتابخانه محدّث
ارموي، 3500 نسخة
خطي کتابخانة مذکور
که به مرکز احياء
ميراث اسلامي در
قم منتقل شده،
به همت سيد جعفر
اشکوري فهرست شده
است. اين فهرست
بالغ بر 7 جلد ميشود
و تاکنون به چاپ
نرسيده است. 9. مقالات تحقيقي
و تصحيحي در ميراث
حديث شيعه و دانشنامة
امام علي(ع). 10ـ تصحيح «زبدة التصانيف», اثر مولا
حيدر خوانساري. 4. نگاهي به فهرست
نسخههاي خطي کتابخانههاي
قائن در اين فهرست
234 عنوان کتاب و رساله
از حدود 120 مؤلف و
نويسنده در قالب
252 نسخة خطي موجود
در سه کتابخانة
عمومي و خصوصي
شهر قائن معرفي
شده است: 1. کتابخانة
مدرسة جعفرية قائن
(مدرسة علميه امام
جعفر صادق(ع)) که
بناي اصلي آن به
عصر صفويه بازميگردد.
اين کتابخانه داراي
7000 کتاب چاپي و حدود
250 نسخة خطي است. فهرستنگار
تنها 201 نسخه از آنرا
قابل فهرستنويسي
يافته است؛ چرا
که برخي از نسخ
به دليل عدم اهميت,
يا به دليل از بين
رفتن نسخه و باقي
ماندن برگهايي
از آن معرفي نشدهاند. 2. کتابخانة
مرحوم آيتالله
سيد حسين امام,
مشهور به فقيه
(متوفي 1374ق) که از
علماي بنام شهر
قائن بوده و کتابخانة
خوبي داشته که
پس از او به فرزندش
آيتالله سيد محمدعلي
فقيه (متوفي 1415ق) منتقل
شده است. در خرابي
منزل, بيشتر کتابها
در زير آوار دفن
شده و تنها بخش
اندکي از آنها
بازيابي شده است.
معرفي 35 نسخة خطي
از کتابخانة مذکور
در اين فهرست آمده
است. 3. کتابخانة
ادارة فرهنگ و
ارشاد اسلامي (دکتر
بهشتي) شهر قائن.
اين کتابخانه 16000
کتاب چاپي و 16 نسخه
خطي دارد و مجهزترين
کتابخانة شهر است
که مخطوطات
موجود در آن, در
اين فهرست معرفي
شدهاند. نسخههاي هريک
از کتابخانههاي
فوق به صورت مستقل
فهرستنويسي شده
و در ابتداي هر
کدام، تاريخچة
مختصري از پيدايش
و خصوصيات آن آمده
است. مؤلف در مقدمهاي
کوتاه، به چگونگي
آشنايي با مخطوطات
موجود در قائن
پرداخته و به اختصار,
شيوة فهرستنگاري
خود در اين فهرست
را توضيح داده
است. شيوه به کار
رفته در اين فهرست،
همان روشي است
که در مجموعة «معرفي
ميراث مخطوط» شرحش
گذشت؛ يعني فهرستنويسي
مختصر به ترتيب
شمارة نسخه در
دو بخش کتابشناسي
و نسخهشناسي و
در پايان درج فهرستهاي
راهنما در پنج
نوع، براي دستيابي
سريعتر به عناوين
کتابها، مؤلفان،
موضوعات کتابها،
اعلام و مکانها؛
اين فهرست نيز
مزين به تصاوير
برگزيده از نسخههاي
ممتاز است. بررسي و تحليل
دقيقتر اين فهرست،
مستلزم جستوجوي
موارد ذيل است:
موضوعات کتابهاي
معرفي شده، نسخههاي
کهن و نفيس، آثار
علماي منطقه، کاتبان
و خوشنويسان محلي،
مجموعهها و نسخههاي
مجهول و اطلاعات
پشت نسخهاي. الف. نسخههاي
کهن؛ اهميت و ارزش
هر فهرستنامهاي
وابسته به تعداد
نسخههاي کهن و
نفيس معرفي شده
در آن است و اساساً
وجود نسخههاي
قديمي و ناياب
در هر کتابخانهاي
موجب اعتبار و
شهرت آن ميگردد. قديميترين
نسخة معرفي شده
در فهرست مدرسة
جعفريه قائن، مفتاح
العلوم سکاکي
است که تملّکي
به سال 777ق دارد.[3]
پس از آن نسخهاي
زيبا از نهجالبلاغه
در کتابخانه سيد
حسين امام از سدة
هشتم يا نهم هجري
است که به خط نسخ
معرب کتابت شده
است.[4] ديگر نسخههاي
نفيس کتابخانههاي
قائن که پيش از
سال 1000ق کتابت شدهاند،
از اين قرار است: 1. نسخة شماره
104 کتابخانة مدرسه
جعفريه: مفتاح
العلوم سکاکي،
به خط علي نجار
طبسي در صفر 818ق در
هرات کتابت شده
است. اين نسخه بر
اولاد ذکور سلطان
محمود قائني وقف
شده است.[5] 2. نسخه شماره
152 کتابخانة مدرسه
جعفريه: شرح طوالع
الانوار احتمالاً
از محمود اصفهاني
که تملکي در 896ق دارد.[6] 3. نسخة شماره
149 کتابخانة مدرسه
جعفريه: مجمع البيان
طبرسي از سدة هشتم
يا نهم هجري.[7] 4. نسخة شماره
33 کتابخانة مدرسه
جعفريه: قواعد
الاحکام علامة
حلي، به خط جعفر
بن علي عيناثي
در رجب 864 کتابت شده
و حواشي و تصحيحات
بسياري دارد.[8]
اين نسخه وقف بر
مدرسة جدة اصفهان
بوده و دانسته
نيست که چگونه
سر از قائن درآورده
است! 5. نسخة شماره
102 کتابخانة مدرسه
جعفريه: مجموعهاي
نفيس از رسالههاي
کلامي شيخ طوسي،
شيخ صدوق، ابن
فهد حلي، عبدالواحد
نعماني و رکنالدين
محمد استرآبادي
که علي بن محمد
جازري در مشهد
آنرا استنساخ
کرده و يادداشتي
به تاريخ شعبان
848 دارد.[9] 6. نسخه شماره
137 کتابخانة مذکور:
شامل شرح الغرة في المنطق
و الرسالة العروية به تاريخ
896ق.[10] 7. نسخة شماره
48 کتابخانة مدرسه
جعفريه: فروع کافي
است، كه به خط محمد
بن احمد حسيني
در رجب 964 کتابت شده
است، اين نسخه
تصحيح شده است.[11] 8. نسخة شماره
59 کتابخانة مدرسه
جعفريه: تذکرة الفقهاء
علامة
حلي، به خط نسخ
زيباي عبدالواحد
بن محمد بن تاجالدين
معلم اصفهاني,
در محرم و صفر 958 استنساخ
شده، اين نسخه
نيز مصحح است.[12] 9. نسخة شماره
34 کتابخانة مذکور:
الکشّاف زمخشري
که در 11 رمضان 973ق
کتابت شده و علامتهاي
بلاغ و قرائت دارد.[13] 10. نسخة شماره
37 همان کتابخانه:
کنز العرفان فاضل
مقداد، به خط علي
بن علي تبريزي
در صفر 977 با تصحيحات
و حواشي اندک.[14] 11. نسخة شماره
22 کتابخانه سيد
حسين امام: خلاصة الأقوال علامه
حلي، کتابت شده
در محرم 966 و ربيع
الاول 977، اين نسخه
تصحيح شده است.[15] 12. نسخة شماره
160 کتابخانة مدرسه
جعفريه: بخشي از
تفسيري فارسي و
ناشناخته که در
سدة هشتم يا نهم
هجري کتابت شده
و آثار تصحيح در
آن مشاهده ميشود.[16] 13. نسخة شماره
75 کتابخانه مدرسة
جعفريه: مختصر
تفتازاني به خط
محمد بن تولک ميانکالي
در محرم 989. اين نسخه
تصحيح شده و حواشي
دارد.[17] 14. نسخه شماره
129 کتابخانه مذکور:
ارشاد الاذهان
به خط اسعد بن حسن
بن محمد در سلخ
شوال 991.[18] 15. نسخة شماره
28 کتابخانة مدرسه
جعفريه: زيج الغ
بيگ به خط اوليا
بيگ عرف صادقي
تبريزي هندي در
صفر 1002 در احمدآباد
گجرات، داراي حواشي
مفصّل و فوايد
پراکنده مانند
زايچه مولانا محمد
معصوم.[19] 16. نسخة شماره
86 همانجا: عيون
جواهر النقاد في
حجية أخبار الآحاد، بدرالدين
حسيني عاملي انصاري.[20] 17. نسخة شمارة
5 کتابخانه سيد
حسين امام: مجموعة
15 رسالة عرفاني
و فلسفي از دهدار،
ملا شمساو دواني.[21] ب: موضوعات کتابها؛
نسخههاي موجود
در کتابخانههاي
قائن, نوعاً کتابهاي
درسي طلبگي و يا
مرتبط با علوم
حوزوي است. در اين
ميان از 234 عنوان
کتاب و رسالة معرفي
شده در فهرست, موضوع
فقه با 50 عنوان, بيشترين
کتابها را در بر
گرفته است. پس از
آن اصول فقه در
30 عنوان و کلام و
اعتقادات در 25 عنوان،
حديث در 18 عنوان
و صرف و نحو در 13 عنوان،
در مراتب بعدي
قرار دارند. همچنين
12 عنوان از کتابهاي
ادعيه، 15 عنوان
از کتابهاي تفسير
و علوم قرآن و قرائت،9
عنوان کتاب و رسالة
عرفاني، 7 عنوان
کتاب و رسالة فلسفي،
8 عنوان از پاسخنامهها،
5 عنوان از کتابهاي
رياضي و نجوم،
6 عنوان در اخلاق،
6 عنوان در بلاغت،
5 عنوان در رجال،
4 عنوان در لغت،
5 عنوان در منطق
و چند عنوان در
موضوعات متفرقة
ديگر، در اين فهرست
معرفي شده است.[22] بيش از 80 درصد
از اين کتابها
به زبان عربي است
و تعداد نسخههاي
فارسي در اين فهرست
به 30 جلد نميرسد.
البته در مجموعة
شماره 5 کتابخانة
سيد حسين امام
14 رسالة عرفاني
و فلسفي به زبان
فارسي ديده ميشود.[23] ج. آثار علماي
قائن؛ فهرستهاي
محلي از جهت شناسايي
تأليفات علماي
محل, که نوعاً نسخههاي
خط مؤلف و منحصر
به فردند, اهميت
بسزايي در تاريخ
علم در منطقه و
ترجمة دانشمندان
و علماي آن منطقه
دارند. در اين فهرست
تعداد قابل توجهي
از تأليفات علماي
قائن معرفي شده
است؛ از جمله: ـ يازده اثر
از آثار فقهي و
اصولي سيد ابوطالب
بن ابيتراب حسيني
خراساني قائني
(متوفي 1293ق) بدين عناوين:
الاستصحاب، حجية المظنة، الدروس،
الرسالة الحسينية، الصحيح
والاعم، صفوة المقال، مسألة الضد، مقدمة الواجب، نخبة المقال
الخالية عن القيل
والقال، وسيلة السائلين
في أحکام الدين، ينابيع
الولاية[24]. تقريرات
درس وي نيز در اين
فهرست آمده است.[25] ـ شش اثر فقهي
و اصولي از تأليفات
سيد حسن بن محمدحسيني
قائني (حدود 1300ق):
الابداع، ابصار
الأفکار لانتصار
الأبرار، الاجتهاد
والتقليد، الأدلّة
الشرعية، حجية
العلم، قصوي الترغيب
في شرح التهذيب.[26] ـ يک رسالة
فقهي در طلاق از
سيد حسين حسيني
امام (1374ق)،[27]
به خط مؤلف. ـ کتابي فارسي
در مقتل موسوم
به جامع اسرار
شهادات از عبدالواسع
بن محمدعلي قائني،
که در آن كتاب لؤلؤة
الغالية سيد ابوطالب
قائني را به سال
1290ق ترجمه کرده است.[28] ـ کتابي فارسي
در اخلاق به نام
مفتاح الفردوس
اثر محمدباقر بن
محمدحسن خراساني
بيرجندي قائني
(1352ق). اين کتاب ترجمه
و اختصاري از تأليف
ديگر وي موسوم
به نورالمعرفة است.[29] ـ کتابي در
اصول فقه موسوم
به فوائد الفقيه
بأصول الفقيه
(کذا) از سيد محمدعلي
بن حسين حسيني
فقيه (1415ق)،[30]
به خط مؤلف. د. کاتبان قائني؛
انجامههاي نسخههاي
خطي, که شناسنامة
نسخهاند, اهميت
بسزايي در شناخت
تاريخ فرهنگي شهرها
دارند. اطلاعات
متنوعي از اين
انجامهها به دست
ميآيد؛ مانند:
نام کاتبان و خوشنويسان
محلي، کانونهاي
نسخهنويسي همچون
مدارس علميه و
کتابخانهها،
سماع نامهها و
اجازهنامهها
و ... . چنانچه بر
فهرستنامة کتابخانههاي
قائن، نماية خاص
کاتبان افزوده
ميشد، شناخت کاتبان
قائني و خراساني
آسان ميگشت و
اهميت اين فهرست
در مباحث تاريخ
محلي قائن بيش
از پيش آشکار ميشد. به عنوان نمونه،
اسامي چند تن از
کاتبان قائني را
که در توضيحات
نسخهشناسي اين
فهرست درج شده،
بر ميشماريم: 1. سيد مراد بن
محمد بني قائني
نسخة کافي را
در ذيقعده 1113 و صفر
1114 کتابت کرده و خود
اين نسخه را در
شوال 1115 وقف کرده
است.[31]
همو نسخهاي از
تفسير صافي را
در سالهاي 1099ـ1110 کتابت
کرده است و در محرم
1116 از کتابت الوافي
فراغت يافته است.[32] 2. محمدصادق
بن ملا علي محمد
قائني، نسخهاي
از جلاء العيون
را در سال 1255ق استنساخ
کرده است.[33] 3. محمدتقي بن
حيدر حسين قائني،
نسخهاي از مجمع
البيان را در جمادي
الثاني 1085 کتابت
کرده است و همو
در محرم 1087 در مدرسه
عالية منصوريه
در مشهد مجموعهاي
از چند رساله را
استنساخ کرده است.[34] 4. محمد مؤمن
بن دوست محمد قائني،
نسخهاي از مجمع
البيان را در جمادي
الثاني 1104 کتابت
کرده است.[35] 5. محسن بن محمدباقر
چرمهاي قائني
در 1239ق، نسخهاي
از القوانين المحکمة را استنساخ
کرده است.[36] 6. عطاءالله
بن حاجي ميرمحمد
قائني در شعبان
1118، جوامع الجامع
را کتابت کرده
است.[37] 7. محمدتقي بن
محمد مؤمن قائني
در بين سالهاي
1106 و 1107ق نسخهاي از
من لا يحضره الفقيه
را کتابت کرده
است.[38] 8. حاجب محمد
بن ملک يحيي چرمهاي
قائني در جمادي
الثاني 1106 در اصفهان
نسخههايي از من
لا يحضره الفقيه
را به امر مولانا
محمد حاجب استنساخ
کرده است.[39] 9. سيد جعفر بن
سيد محمد حسيني
قائني، نسخهاي
از تفسير صافي
را در ذيقعده 1242
کتابت کرده است.
همو مدارک الاحکام
را در محرم 1256 کتابت
کرده است.[40] 10. عبدالخالق
بن محمد شفيع قائني
در عزة شعبان 1088،
نسخهاي از کافي
را نوشته است.[41]
همو نسخهاي از
غرر الحکم را
مقابله کرده است[42]
و در ذيحجه 1089 کتابت
نسخهاي از استبصار
را به انجام رسانده
است.[43] 11. سيد اسماعيل
بن عبدالله موسوي
قائني در شوال
1259 نسخهاي از معالم
الاصول را کتابت
کرده است.[44] 12. اسماعيل بن
ملا محمد ابراهيم
بيهودي قايني در
1292ق نسخهاي از کتاب
دروس سيد ابوطالب
قائني را نوشته
است.[45] 13. غلامرضا بن
فرخ حسين قائني
در 1018ق کفاية الاثر را کتابت
کرده است.[46] 14. افضل بن حسين
قائني در جمادي
الاول 1318 براي پسر
برادرش سيد حسين,
مجموعهاي از رسالههاي
رجالي و فقهي را
کتابت کرده است.[47] 15. حسين بن حسن
قائني ملقب به
علم الهدي در 1297ق
در مدرسة عباسقلي
خان خراسان نسخهاي
از رشح السحاب
را کتابت کرده
است.[48] 16. رمضان بن حسين
علي افيني قائني
در جمادي 1253 در مدرسه
جعفرية قائن، ابصار
الافکار را کتابت
کرده و در رجب 1203 نسخهاي
از جلد اول الروضة
البهية را در
همانجا نوشته
و در جمادي الثاني
1241 نسخهاي از مدارک
الاحکام را در
همان مدرسه استنساخ
کرده است.[49] 17. عبدالعظيم
قائني در شعبان
1261 و 1263 مجموعهاي
از رسائل سيد حسن
حسيني قائني را
استساخ کرده است.[50] 18. محمد بن افضل
حسيني قائني در
جمادي الاول 1264 نسخهاي
از رياض المسائل
را نوشته است.[51] 19. محمدرضا بن
محمد مؤمن درخچي
قائني نسخهاي
از عيون جواهر
النقاد را در محرم
1078 استنساخ کرده
است.[52] 20. محمدحسن بن
عبدالخالق قائني،
مفاتيح الشرايع
را در 1128ق کتابت کرده
است.[53] 21. محمدزمان
قائني در 1317ق، جواهر
القرآن و درره
را کتابت کرده
است.[54] 22. سيد مرتضي
بن محمدجعفر حسيني
قائني در ماه رمضان
1091 زبدة الاصول و
خلاصة الحساب شيخ بهايي
را در قرية بهاجر
در خدمت استادش
ميرزا عبدالله
کتابت کرده است.[55] 23. محمد مؤمن
بن دوست محمد مسگر
قائني، نسخهاي
از شرح صحيفه سجاديه
را در شوال 1092 کتابت
کرده است.[56] 24. حسين بن حاجي
محمد قائني در
1295ق تحفة القراء قاري
تبريزي را کتابت
کرده است.[57] 25. محمدرضا بن
محمد صادق زهاني
قائني در شوال
1117 مجمع البيان
را کتابت کرده
است.[58] 26. محمد قدير
بن حاجي فضلالله
قائني به تاريخ
ربيع الاول 1091، من
لا يحضره الفقيه
را در مشهد مقدس
استنساخ کرده است
و خود اين نسخه
را تصحيح نموده
است.[59] 27. محمد بن اسماعيل
قائني به سال 1301ق
در قائن، زبدة
البيان و کنز العرفان را کتابت
کرده است.[60] 28. محمد بن ملا
عبدالمحسن قائني
در 1292 ينابيع الولاية را استنساخ
نموده است.[61] 29. سيد محمدعلي
بن حسين حسيني
فقيه در 1370ق تقريرات
فقيه آيتالله
بروجردي را کتابت
کرده است.[62]
اين کاتب صاحب
تأليفاتي بوده
و رسالهاي در
اصول فقه به خط
وي در همين فهرست
معرفي شده است.[63] 30. سيد حسين بن
زکيالدين حسيني
امام (1374ق) که رسالة في الطلاق از تأليفات
خود را کتابت کرده
است.[64] ه
. اطلاعات
پشت نسخهاي؛ نسخههاي
خطي جز متن کتابي
که حمل ميکنند،
شامل اطلاعات و
خبرهاي افزودة
گوناگوني نيز هستند؛
تاريخ تولدها و
وفاتها، تملکها
و مهرها، وقفنامهها،
اجازات، بلاغات
و انهاءها، خطوط
علما، تقريظها،
ثبت حوادث و بلاياي
طبيعي همچون زلزله،
آتشسوزي، سيل،
خشکسالي، قحطي
و گراني اجناس
و بيماريهاي همهگير
مانند وبا، طاعون
و ...، بهاي نسخههاي
خطي و ثبت اجرت
كاتب و صحّاف،
فايدههاي متنوع
به نظم و نثر، فهرست
کتابخانههاي
شخصي و يادداشت
عاريت يا هبة کتاب
و دهها مطالب خواندني
و مفيد ديگر, از
اطلاعات جنبي ثبت
شده در ابتدا يا
انتها و يا در لابهلاي
نسخههاي خطي است
که از رهگذر تاريخ
منطقهاي و کشف
حلقههاي مفقودة
آگاهيهاي علمي
و تاريخي از اهميت
بسزايي برخوردار
است. فهرستنگار
بايد با دقت و تيزبيني،
صفحات مختلف نسخهها
را بکاود تا تمامي
خواندنيهاي مفيد
هر نسخه را بازيافته
و در فهرست منعکس
كند. در اين فهرست
نمونههايي از
فوايد و اطلاعات
به دست آمده از
نسخهها، ثبت شده
که به برخي از آنها
اشاره ميکنيم: 1. امضاي بلاغ
شيخ حر عاملي در
نسخهاي از تهذيب
الاحکام.[65] 2. فهرست مطالب
مجموعة شماره 145
کتابخانه مدرسه
جعفريه به خط شيخ
حر عاملي همراه
با يادداشت تملک
در 1089ق.[66] 3. وقفنامه نسخهاي
از کافي، از بانويي
نيکوکار به نام
رضية
زوجة
ملا محمد فيروزآبادي
قائني. وي اين نسخه
را در ذيقعده 1153 بر
طلاب مدرسة جعفريه
وقف کرده و توليت
آنرا به ملا محمدحسن
قائني سپرده است.[67] 4. مجموعة شماره
81 مدرسه جعفريه
به خط محمدعلي
سبزواري (از نوادگان
محقق سبزواري)
است. کاتب در پايان
رسالة اول شرح
حال خود را نوشته
و سپس اسامي کتب
جدّش را آورده
است.[68] 5. يادداشت وقف
نسخة شماره 85 مدرسه
جعفريه، حاوي مطالب
مهمي دربارة تاريخ
اين مدرسه است
که قسمتهايي از
اين يادداشت، در
فهرست درج شده
است.[69] 6. محمدمهدي
حسيني مشهدي نسخهاي
شامل دو کتاب دعا
از سيد بن طاووس
را به فرزندش رضيالدين
محمد, خادم آستان
قدس رضوي هبه كرده
و در 19 ذيحجه 1087 نسخه
را به حاجي الحرمين
محمد جعفر و فرزند
او حاجي سعيد تسليم
کرده تا به فرزندش
در مشهد برسانند.[70] 7. در نسخه شماره
95 مدرسه جعفريه,
يادداشتهاي متعددي
ثبت شده است؛ از
جمله اينکه کاتب
اين نسخه را در
قريه بهاجرد در
خدمت استادش کتابت
کرده است و ديگر
شش صفحه يادداشت
دربارة اميرزاده
آقايي سلالة العظماء
و اشعاري به فارسي
و عربي و دعايي
در مدح شاه سلطان
سليمان صفوي حسيني
و رباعي ماده تاريخ
وفات ملا سلطان
محمد و چند طلسم
و ثبت تحويل برج
حمل در 1341 و يادداشتهاي
پراکندة ديگر به
نظم و نثر.[71] 8. در سه برگ اول
نسخهاي از خلاصة الاقوال علامة
حلي، يادداشتهاي
متفرقه از اشعار،
ادعيه، روايات،
فوايد لغوي، نسب
امام علي (ع) و چند
تملّک درج شده
است.[72] 9. بلاغ مقابله
نسخة دروس با
نسخة اصل و پرسش
و پاسخهاي فقهي
افزوده در نسخه
جالب و خواندني
است.[73] 10. بيش از سي نسخة
معرفي شده در اين
فهرست، در مدرسههاي
علميه کتابت شده
و نسخه مدرسي به
حساب ميآيند.
نام اين مدارس
در فهرست مذکور
آمده است: مدرسة جعفريه،
مدرسة پادشاه،
مدرسة جده، مدرسة
حسنيه، مدرسة سميعيه
مشهد، مدرسة عباسقلي
خان، مدرسة فاضليه
مشهد، مدرسة منصوريه
مشهد.[74] 11. يادداشت مقابله
روضة المتقين به خط
محمدهادي بن محمدصالح
مازندراني از نوادگان
مؤلف کتاب.[75] 12. مجموعه شماره
140 مدرسه جعفريه
يادداشت استکتاب
از محمد ابن خاتون
دارد.[76] 13. يادداشت تملکها
و وقفنامههاي
بسياري از علما
و شخصيتهاي قائن
و بيرجند، در نسخهها
ثبت شده که فهرستنگار
بدانها اشاره کرده
است؛ از جمله افرادي
چون: سيد علي آيتي،
محمد اشرف شريف
قائني، سيد احمد
علوي، ملا ابوالحسن
چرمهاي، معصوم
حسيني قهستاني،
غلامحسين توليت
نجفي، محمد بن
بدر قائني، محتشم
بن عبدالملک قائني،
رضيالدين محمد
قائني، شاه تقي
قائني، سلطان محمود
قائني، جمالالدين
قائني و ... . و. مجموعهها
و نسخههاي مجهول؛
معيار سنجش تلاش
و دقت به کار رفته
در هر فهرستنامهاي،
چگونگي معرفي مجموعهها
و نسخههاي مجهول
در آنهاست. چه بسيار
رسالههاي کوچک
و بزرگ که در لابهلاي
مجموعهها از چشم
فهرستنگاران
دور ميماند و
يا مجموعه را به
عنوان بياض يا
جُنگ و مانند آن
معرفي کرده و از
معرفي تفصيلي رسالهها
سرباز ميزنند. در اين فهرست،
در اکثر موارد
مجموعهها مطابق
شيوة معمول و مذکور
در مقدمه، فهرستنويسي
شده است؛ اما در
مواردي اندک همچون
در ص 206 اين فهرست،
مجموعهاي از رسائل
فقهي و اصولي،
شامل بيش از 14 رساله،
به صورت بسيار
مختصر، بدون توضيحات
کتابشناسي و بدون
نقل آغاز و انجام
رسالهها معرفي
شده است. در ص 204 مجموعهاي
از رسالههاي متعدد
به عنوان بياض
معرفي شده و توضيحات
لازم در معرفي
رسالهها بيان
نشده است. در ص 120 مناظرة
شريف مرتضي با
ابي العلاء در
بخش نسخهشناسي
معرفي شده و رسالة
مستقلي به شمار
نيامده است. به طور معمول
شناسايي درصدي
از نسخههاي موجود
در هر کتابخانهاي،
به دلايل مختلف
بر فهرستنگار
دشوار ميشود.
مثلاً نسخهاي
که آغاز و انجام
آن افتاده و يا
اينکه نسخهاي
منحصر به فرد بوده
و در منابع و مآخذ
مورد مراجعه معرفي
نشده و در مقدمه
يا انجامة آن،
به نام کتاب و مؤلف
تصريح نشده و در
مواردي مانند اينها،
فهرستنگار بايد
با استفاده از
قرينههاي مختلف
و با تفحص بيشتر
در متن کتاب و تطبيق
آن با نسخههاي
شناخته شدة ديگر
در همان موضوع
و با جستوجوي
دقيقتر در منابع
و فهرستنامهها
به نام دقيق کتاب
و مؤلف دست يابد
و چنانچه پس از
همة اين مراحل
توقيق دستيابي
به نام کتاب و مؤلف
را نيافت، بايد
به تفصيل يافتههاي
خود را در فهرست
گزارش كند، بدين
اميد که کتابشناس
و اهل فن ديگري
با مراجعه به فهرست
و با استفاده از
اطلاعات ذهني خود،
نسخة مجهول او
را بشناسد. مثلاً
در ص 139 فهرست قائن،
تفسير قرآن کريم
از مفسري ناشناس
معرفي شده و فهرستنگار
برخي از مشخصات
اين تفسير را برشمرده
است. زبان تفسير
و شيوة مفسر و مذهب
او را روشن کرده
و مقدار موجود
از آنرا مشخص
کرده است، ولي
متأسفانه در ص
179 همين فهرست، نسخهاي
به عنوان تفسير
القرآن الکريم
از مفسري ناشناس
ذکر شده، بدون
هرگونه توضيحي
در کتابشناسي!
شيوة تفسير، مذهب
مفسّر، مباحث موجود،
نقل قولهاي انجام
شده در تفسير و
مطالب ديگري که
در شناسايي کتاب
مؤثرند، در فهرست
نيامده و در واقع
راهي براي شناخت
کتاب ارائه نشده
است. در ص 185 فهرست
قائن، کتابي به
عنوان شرح تجريد
العقائد از شارحي
ناشناس معرفي شده
و توضيحي در بخش
کتابشناسي ندارد.
انجام اين نسخه
چنين نقل شده است:
«ولقوله صلي الله
عليه وسلم ومن
اتي من هذه القاذورات
شيئاً فليس بها
يستر الله تعالي...». ظاهراً اين
کتاب، تسديد القواعد
في شرح تجريد العقائد
از شمسالدين
محمود اصفهاني
(متوفي 746ق) مشهور
به شرح قديم است
که عبارت پاياني
آن چنين است: «من
أتي هذه القاذورات
شيئاً فليسترها
يستره الله...».[77] در ص 134 ارجوزة
في المعاني از ناظمي
ناشناس آمده است.
اين ارجوزه يا
منظومه که محبيه
نيز ناميده ميشود،
اثر نظم ابن شحنه
است[78]
و ميرزا محمد بن
محمدرضا قمي مشهدي
(قرن 11) شرحي بر آن
نگاشته موسوم به
انجاح الطالب
في الفوز بالمآرب,
در الذريعه و
فهرست کتابخانه
آيتالله مرعشي,
ناظم ارجوزه نيز
ميرزا محمد مشهدي
دانسته شده که
ظاهراً اشتباه
است.[79] در موارد ذيل
نيز لازم بود توضيحات
بيشتري ارائه شود: ص 202 ترجمة کتابي
در کلام؛ ص 93 الکشکول
فيما جري لآل الرسول
که در فهرست از
سيد حيدر آملي
دانسته شده است،
دربارة مؤلف کتاب
نظرات مختلفي مطرح
است از جمله: ابن
معمار بغدادي را
مؤلف کشکول دانستهاند؛ ص 189 تحديق النظر
فاضل هندي؛ ص 137 شرح الصحيفة
السجادية، ميرزا
محمد قمي مشهدي
(آغاز و انجام نقل
نشده است)؛ ص 128 حاشية شرح
التجريد الجديد،
آقا حسين خوانساري
(آغاز و انجام نقل
نشده است)؛ ص 107 شرح المواقف
از مؤلفي ناشناخته؛ ص 106 شرح تجريد
العقائد از شارحي
ناشناس؛ ص 81 جواهر القرآن
و درره از مؤلفي
ناشناس که آغاز
و انجام کتاب نقل
نشده است. در شيوة فهرستنويسي
اختصاري، توضيحات
کتابشناسي به
تفصيل ذکر نميشود؛
خصوصاً در عناوين
مشهور و معروف.
علاوه بر اين, به
منابع و فهرستنامههاي
ديگر نيز ارجاع
نميگردد. جمع
بين عدم توضيح
و عدم ارجاع به
منابع و مصادر,
جز در موارد اندک,
از کارآمدي چنين
فهرستنامههايي
ميکاهد. البته
فهرستنگاري نيز
همچون رشتههاي
ديگر مراحل تکامل
خود را ميپيمايد
و با ابتکار شيوههاي
نو و به کار بستن
تجربيات ارزندة
پيران راه، شاهد
پژوهشهاي برتر
در عرصة نسخهشناسي
و فهرستنگاري
خواهيم بود. پينوشت: [1]. نکـ : گنجينة
دستنويسهاي اسلامي
در ايران، هادي
شريفي، ترجمه و
تصحيح احمدرضا
رحيمي ريسه، تهران:
مؤسسة نشر فهرستگان،
1379ش؛ نويافتههاي
گنجينههاي دستنويسهاي
اسلامي در ايران,
فصلنامة ميراث
شهاب، شماره پياپي
25-26، ص 65-92. [2]. نکـ : فهرست
نسخههاي خطي کتابخانه
آيتالله مفتي
الشيعة، سيد
احمد حسيني اشکوري:
6-7. [3]. فهرست
نسخههاي خطي کتابخانههاي
قائن, ص 124-125 نسخة شماره
144. [4]. همان: ص
183، نسخة شماره 7. [5]. همان: ص
91. [6]. همان: ص
132. [7]. همان: ص
129. [8]. همان: ص
30. [9]. همان: ص
88-90 [10]. همان: ص
116. [11]. همان: ص
44-45. [12]. همان: ص
51. [13].همان: ص
32. [14]. همان: ص
35. [15]. همان: ص
196-198. [16]. همان: ص
139-141. [17] . همان:
ص 67. [18]. همان: ص
111. [19]. همان: ص
25. [20]. همان: ص
76. [21]. همان: 180-182. [22]. همان: ص
231-236. [23]. همان: ص
180-182. [24]. همان: ص
241. [25]. همان: ص
157. [26]. همان: ص
238-239. [27]. همان: ص
205. [28]. همان: ص
186. [29]. همان: ص
54-55. [30]. همان: ص
204-205. [31]. همان: ص
9 و 10، نسخة شماره
2؛ و نکـ : ص 118, ش 139. [32]. همان: ص
21، نسخه شماره 21 و
ص 48؛ نسخه شماره
53؛ و نکـ : ص 96, ش 109؛ ص
50, ش 57؛ ص 75, ش 85. [33]. همان: ص
10، نسخة شماره 3. [34]. همان: ص
11-12، نسخة شماره 6
و ص 104-105, ش 119. [35]. همان: ص
13، نسخة شماره 8. [36]. همان: ص
16ـ17، نسخة شماره
13. [37]. همان: ص
17، نسخة شماره 14 و
ص 37، نسخة شماره
41. [38]. همان: ص
17-18، نسخة شماره 15. [39]. همان: ص
18، نسخة شماره 16 و
ص 24-25، نسخة شماره
27. [40]. همان: ص
19، نسخة شماره 17 و
ص 191-192، ش 15. [41]. همان: ص
34، نسخة شماره 36. [42]. همان: ص
41، نسخة شماره 44. [43]. همان: ص
45، نسخة شماره 49؛
و نکـ : ص 96 ش 109. [44]. همان: ص
171 ش 198. [45]. همان: ص
60، ش 68. [46]. همان: ص
96، ش 109. [47]. همان: ص
199-200، ش 25 کتابخانه
سيد حسين امام. [48]. همان: ص
53، ش 63. [49]. همان: ص
62-63 و 67-68، ش 76 و ص 74، ش 83. [50]. همان: ص
69-70، ش 78. [51]. همان: ص
71، ش 80. [52]. همان: ص
76، ش 86. [53]. همان: ص
78 ش 89. [54]. همان ص
81 ش 94. [55]. همان: ص 82, ش 95. [56]. همان: ص
137 ش 157. [57]. همان: ص
106 ش 122. [58]. همان: ص
138-139, ش 159. [59]. همان: ص
177-179, ش 2 کتابخانه سيد
حسين امام. [60]. همان: ص
187 ش 12 کتابخانه سيد
حسين امام. [61]. همان: ص
194-195, ش 19 کتابخانه سيد
حسين امام. [62]. همان: ص
206, ش 34 کتابخانه سيد
حسين امام. [63]. همان: ص
204-205 ش 32. [64]. همان: ص
205 ش 33. [65]. همان: ص
27-28, نسخة شماره 30 کتابخانه
مدرسه جعفريه. [66]. همان: ص
125-127. [67]. همان: ص
35-36، نسخة شماره 38
کتابخانه مدرسة
جعفريه. [68]. همان: ص
72-73. [69]. همان: ص
75-76. [70]. همان: ص
76-77، نسخه شماره 87
کتابخانه مدرسه
جعفريه. [71]. همان: ص
82. [72]. همان: ص
83. [73]. همان: ص
60، نسخه شماره 68 کتابخانه
مدرسه جعفريه. [74]. همان: ص
256. [75]. همان: ص
39، نسخة شماره 43 مدرسه
جعفريه. [76]. همان: ص
120. [77]. کتابشناسي
تجريد الاعتقاد,
ص 42-44. [78]. فهرست
المخطوطات الآدب
والنقد والبلاغة،
عبدالفتاح محمد
الحلو, ص 339. [79]. الذريعه,
ج 1, ص 496 و ج 23, ص 136؛ فهرست
نسخههاي خطي کتابخانه
آيتالله مرعشي,
ج 4, 392. |