|
علي صدرايي
خويي بخش اول: مقدمه
از جمله منابع مهم تحقيقي
خاصه در حوزه علوم انساني، نسخ خطي و يا به عبارتي ميراث مکتوب به جاي مانده از گذشتگان است. «متون و نگارشهاي
پيشينيان ما ـ اعم از نگاشتههاي سياسي، تاريخي، اخلاقي، حکمي، ادبي، جغرافيايي، فقهي، رجالي، عرفاني و غيره ـ
مشحون است از تجربههاي رسيده و نارسيدة آنان که سواي شناخت احوال خودشان و
روزگارشان، به جهت تکامل جامعة معاصر مغتنم است».[1] تـأمل و بررسي تـاريخ گذشتگان
و آنچه از قـدما به جاي مانده و آگاهي از پيشينة فرهنگي خود و يا ملل ديگر، البته
با بينشي علمي و انتقادي باعث ميشود که جامعة امروز به واسطة آگاه شدن از تجربيات
به جاي مانده که در اثر همين تامل و بررسي مکشوف گرديده است بسيار واقعبينانهتر
و علميتر رهنمون شود. از اين جهت شناسايي نسخ خطي
براي تصحيح و استفاده از آنها در راستاي شناخت تاريخ گذشتگان براي بهرهبرداري از
آموختهها و ناآموختهها و شناخت آگاهيها و ناآگاهيهاي مردم عصور گذشته از جمله
اموري است که امروزه جزء لا ينفک همة جوامع علمي و پژوهشي است. در عصر حاضر کمتر کشوري يافت
ميشود که با تشکيل مؤسسات و يا انجمنهاي احياي ميراث فرهنگي، در صدد حفظ و بهرهبرداري
بهينه از آنچه گذشتگان به جاي نهادهاند بر نيامده باشد. در اين ميان مؤسسات
بينالمللي را ميتوان يافت که با صرف هزينه و نيروي فراوان در صدد شناسايي آثار
مکتوب به جاي مانده از گذشتگان و معرفي آنها به جامعة علمي پژوهشي هستند، از اين
ميان ميتوان در مصر از «معهد المخطوطات العربيه» با سابقهاي فراوان و
در لندن از «مؤسسة الفرقان» و در ايران نيز «مرکز احياء ميراث اسلامي»[2] را نام برد که به صورت
کاملاً تخصصي در اين راستا حرکت مي كنند. در اين بين ناشراني نيز يافت
ميشوند که با توجه به کم مخاطب بودن آثار منشور در حيطة دانش نسخ خطي و مشکلات
فراوان در راه طبع و نشر آثار از منافع شخصي خود چشمپوشي كرده و همت خود را بر
اين نهند که اينگونه آثار را به چاپ رسانند. «مجمع ذخاير اسلامي»[3] از جمله ناشراني است که با
سابقهاي ديرينه در امر احياي آثار گذشتگان در حرکتي نو و بديع اقدام به انتشار
مجموعهاي از فهارس نسخ خطي ايران و ديگر کشورهاي جهان تحت عنوان «معرفي ميراث مخطوط» نموده است که به سعي و تلاش
اين انتشارات تاکنون هشت جلد از اين مجموعه به چاپ رسيده و با ظاهر دلنشين و چاپي
لايق در دست تشنگان معرفت و جويندگان فرهنگ و هنر اسلامي و ايراني قرار گرفته
است. آنچه ما
در اين مقاله به معرفي آن خواهيم پرداخت, شماره سوم از اين مجموعة هشت جلدي است. بخش دوم: معرفي آکادمي لينچي[4]
شهر رم واقع در کشور ايتاليا در سال 1754 ميلادي تأسيس گرديد و در آن کتابخانة
عمومي تحت عنوان «کتابخانة آکادمي لينچي» قرار دارد که در بردارنده 360
نسخة خطي و 150 نسخة عكسي شرقي است. عمدة نسخ خطي اين کتابخانه را امير ليوني
کايتاني ( 1869-1926)[5] که
بنيانگذار مؤسسة تحقيقات اسلامي کايتاني[6]
است در سال 1911 ميلادي هديه کرده است.[7] مترجم در اين کتاب صرفاً به
معرفي 271 عنوان از نسخههايي پرداخته که فهرستنگار برجستة معاصر, سيد احمد
اشکوري, طي سفر خود به اين کتابخانه براي استفادة محققان و پژوهشگران انتخاب و در
مرکز احياء ميراث اسلامي در دسترس محققان و پژوهشگران قرار داده است. و در حقيقت
اين کتاب ترجمه و تلخيص دو جلد از فهارس منتشر شدة اين کتابخانه است. البته مؤلف
به ميکروفيلم بسياري از نسخ خطي اين کتابخانه دسترسي داشته است. فهرستهاي منتشر شده از اين
کتابخانه به قرار زير است: 1- Giuseppe Gabrieli, La Fondazione Caerani Per
Gli Studi Musulmani, Roma, 1926. [ج. جبرائيلي, موسسة تحقيقاتي تاريخ و فرهنگ اسلامي
کايتاني, مجموعة فوايد از عملکرد و تاريخ ايجاد و فهرست نسخ خطي شرقي آن.
آکادمي ملي لينچي. 96+6 صفحه].[8] 2- Renato Traini, I Manoscritti Arabi Di Recente
Accessione Della Fondazione Caerani, Roma 1967. [ر.
ترايني, تازههاي نسخ عربي اضافه شده به مؤسسه کايتاني, رم: آکادمي ملي
لينچي، 3- Angelo Michele Piemontese. I Manoscrirri Persiani
Dell Accademia Dei Lincei (Fondi Caetani E Corsini), Roma, 1974. [ا. م. بييمونتيز, نسخههاي خطي
فارسي آکادمي ملي لينچي, رم: آکادمي لينچي، 26+82+4 ص][9] 4- Collezione di manoscritti e libri orientali
dontati all Accademia dal Corrisp. Don Leone Caetani Principe di Teano. [ج. جبرائيلي, مجموعه نسخ خطي و کتب شرقي اهدا شده به
آکادمي کورسپ, مجلة آکادمي لينچي,[10]
بخش علوم اخلاق و تاريخ و لغت.1911م، 5/20، صص 570-575؛ 1912م، 5/21، صص 257-265.][11] 5- Cataloge e descrizione di XXII codici manoscritti
Persiani della biblioteca della R.Accademia dei Lincei donati dal Corrispondete
D.leone CAETANI. [ا. بيزي, فهرست وصفي12 نسخة فارسي در
آکادمي لينچي هديه شدة ليون کايتاني, مجله آکادمي لينچي.] 6- Accessioni recenti, Per acquisto o Per dono, alla
Sezione Orientale della Biblioteca
Accademica (Fondazione Caerani Per gli Studi Musulmani). 7-
Ifondi dei manoscritti arabi, persiani e turchi in Italia A. M. PIEMONTESE. Ali
Arabi in Italia L cultura, contatti e trasizioni, Garzanti-Scheiwiller. U.Sceeato,
1985. [ا. م. پييمونتيز، نسخ خطي عربي و فارسي و ترکي در
ايتاليا, انتشارات عرب در ايتاليا، ميلانو، 1985].[12] [اضافات جديد قسم شرقي در
کتابخانه آکادمي مؤسسه تحقيقات اسلامي کايتاني, مجله آکادمي لينچي، 1935،
6/11، صص 345-347][13] 8- D.S. MARGOLIOTH und E.J.HOLMYARD, Arabic
documents from the Monnerent collection in: Ialamica 4/1931/249-271. 9-
C.A. NALLINO, Due manoscritti arabi di storia del Yemen apparteneti alla Fondazione Caetani in: Rend. R. Accad.
Lincei, ser. VI, 9/1933/669-684. 10-
Elenco sommario dei documenti copi e arabi riportati dalla missione Monneret de villard in Egitto, destinati, col
consenso del Ministero degli Esteri, alla
Fondazione caetani in: rend. R. Accad. Lincei, ser. VI,II/1935/346-347. مترجم
در اين کتاب در مقدمهاي مفيد به چگونگي سفر و دلايل آن و تبيين جايگاه کشور
ايتاليا و کتابخانههاي مهم آن به خصوص نسخههاي خطي ايراني و اسلامي و همچنين
بيوگرافي مختصري دربارة کتابخانه لينچي و باني آن و چگونگي شکلگيري آن پرداخته
است. بعد از اين مقدمه عکسهايي از
مؤسس کتابخانه و بخشهاي مختلف کتابخانة لينچي را ميبينيم و پس از آن روش
فهرستنگاري ذکر شده است. بخش بعدي اين کتاب فهرست
نسخههاي خطي کتابخانه لينچي است که شامل دو بخش کتابشناسي و نسخهشناسي است. ترتيب اين فهرست به صورت الفبايي و بر اساس
عنوان کتابهاست. کتابشناسي شامل موارد
ذيل است: ـ نام کتاب (اگر کتاب نامي ديگر داشته باشد ابتدا نام مشهور و بعد از آن نام ديگر با حروف ريزتر ذکر گرديده است.) ـ موضوع کتاب ـ لغت ـ نام مؤلف، مترجم و يا ناظم ـ تاريخ وفات مؤلف، مترجم و
يا ناظم به تاريخ هجري قمري ـ کتابشناختي محتوايي (که در
آن به شرح مطالب کلي کتاب و تعداد ابواب و فصول آن و همچنين تاريخ شروع و ختم
تأليف, چنانچه معلوم باشد, پرداخته شده است. ذکر خصوصياتي چون اهداء کتاب به
شخصيتها تعداد مجلدات کتاب نيز از اجزاء همين بخش است.) ـ پارهاي از آغاز کتاب ـ ذکر مصادر و منابع که نامي
از کتاب و مشخصات آن در آنجا آمده اشاره شده است. ـ اشاره به قديميترين چاپ و
برخي از چاپهاي بعدي کتاب نسخهشناسي شامل موارد ذيل است: ـ نوع خط ـ نام کاتب ـ تاريخ کتابت ـ مزاياي نسخه ـ شماره نسخة خطي کتاب در
کتابخانه لينچي ـ شمارة نسخة عکسي کتاب در
مرکز احياء ميراث اسلامي ـ تعداد صفحات پس از فهرستنگاري نسخهها با
دو فهرستواره به صورت ضميمه مواجه خواهيم شد: يکي فهرستوارة نسخههاي عربي
کتابخانه آکادمي لينچي و ديگري فهرستوارة نسخههاي فارسي کتابخانه آکادمي لينچي.
بخش بعدي واژهنامة مختصر و مبوب بر اساس حروف الفباي ايتاليايي مربوط به نسخهشناسي،
کتابشناسي، رموز و اختصارات به زبان ايتاليايي ـ فارسي است. و بعد از اين دو ضميمه
بخش آخر يعني فهرست الفبايي نسخهها وجود دارد که در بردارندة تمامي نسخ فارسي و
عربي معرفي شده در اين کتاب است. هر نويسندهاي فراخور حال خود
زحمات فراواني براي ايجاد يک اثر علمي کشيده است و مطمئناً تلاش كرده تا اثري در
خور جامعة تحقيق و پژوهش ارائه دهد، اما وضعيت مکاني و زماني، نوع امکانات و
اطّلاعات در دسترس, خود از جمله نکاتي است که تبعاً منجر به پستي و بلنديهايي در
راستاي ارائة اثري علمي خواهد بود. اينکه نويسنده با چه قصدي اثر
را پديد ميآورد و يا در چه شرايطي به تأليف اثر خود پرداخته و مواردي از اين دست, باعث اين خواهد شد که آنچه از
ديد ما کاستي به حساب ميآيد در حقيقت اثرات تبعي باشد که ناخوداگاه در اثر
مزبور پديدار گشته است؛ بنابراين در اينجا به برخي از اين کاستيها ميپردازيم. بخش سوم: کاستيها
کليات
1. بخش ضميمه تنها در برگيرنده
فهرست الفبايي نسخهها ميباشد و اين در حالي است که براي سهولت در ارجاعات, پژوهشگران براي يافتن مطلوب خويش فهارس فني مختلفي چون
فهرست مؤلفان، فهرست کاتبان، فهرست تاريخي نسخههاي خطي، فهرست واقفان، فهرست
أعلام و... احتياج دارند. 2. فهرست مطالب در ابتداي کتاب
که معرفي کنندة بخشهاي مختلف کتاب چون، پيشگفتار، روش تنظيم فهرست، فهرست
نسخههاي آکادمي لينچي، فهرستوارة ديگر نسخههاي عربي، فهرستوارة نسخههاي فارسي،
واژهنامه، فهرست الفبايي نسخهها باشد وجود ندارد و حال آنکه نگارش چنين فهرستي
از مطالب کتاب در استفادة بهينه از کتاب, کمکي مؤثر خواهد بود. کتابشناسي
1. در بخش معرفي مؤلف صرفاً به
ذکر نام مؤلف و سالي وفات وي بسنده شده است, حال آنکه بهتر بود در مواردي که مؤلف
مشهور نيست توضيحات بيشتري درباره او داده شود و در مورد افراد مشهور نيز ارجاعات
به منابعي داده شود که به صورت تفصيلي به تبيين شخصيت نويسنده پرداختهاند. 2. نگارنده تنها در مواردي اندک
به فصول و ابواب تشکيل دهندة کتاب اشاره كرده است و بهتر بود که به ويژه در کتب
غير مشهور, اشارهاي به فصول و ابواب کتاب بنمايد. 3. در اين کتاب صرفاً به ذکر
آغاز نسخهها اکتفا شده است و از آوردن انجام کتب چشمپوشي کرده, حال آنکه آوردن
انجام کتاب از جمله مسائل مهم براي شناسايي يک اثر و در عين حال شناسايي کتب مجهول
الهوية است. 4. عدم ذکر آغاز نسبتاً مفصل بسياري
از نسخهها خاصه در کتب ناشناخته که بسيار لازم جلوه مينمايد, از جمله نکاتي است
که بدان توجه نشده است. 5. گاهي در ذيل نسخ به مصادري که
نامي از کتاب، نسخه و يا مؤلف ذکر شده اشاره ميشود, ولي در کتاب بخشي تحت عنوان
(مآخذ) به جهت معرفي کتابشناسي منابع و مآخذ استفاده شده لحاظ نشده است که اين خود
کار را براي مراجعة پژوهشگران و محققان به اين منابع مشکل خواهد كرد. نسخهشناسي
1. بخش نسخهشناسي مشوش و درهم
آميخته است و همة مشخصات نسخهشناسي پشت سر هم بدون تمايز ذکر شده است و لازمة
تمييز مطالب اين بخش, خواندن روش فهرستنگاري در ابتداي کتاب و فهم نوع چينش مطالب
نسخهشناسي در اين بخش است, حال آنکه بهتر بود مترجم از روشهايي مانند روش زير
استفاده ميكرد: نوع خط: ............. کاتب: ............. تاريخ کتابت: ............. خصوصيات نسخه: ............. شماره کتاب در آکادمي: ............. شماره کتاب در مرکز احياء ميراث اسلامي:
............. تعداد صفحات: ............. بدين طريق فهم بخش نسخهشناسي
و تفکيک اجزاي اين بخش براي افراد مراجعه کننده بسيار آسانتر بود. 2. گاهي ديده ميشود که از يک
کتاب چند نسخه در اين کتابخانه وجود دارد[14]
و نگارنده مجدداً به ذکر نام کتاب, عنوان موضوعي, نوع زبان, نام مؤلف و تاريخ وفات
وي پرداخته است. حال آنکه بهتر بود پس از ذکر اولين مشخصات کتابشناسي و نسخهشناسي
نسخه در عناوين مشابه بعدي پس از ذکر شمارة نسخه صرفاً به ذکر نسخهشناسي نسخة
دوم، سوم و يا... بپردازد. 3. از جمله
مواردي که در بخش نسخهشناسيها بدان پرداخته نشده است, ذکر ابعاد صفحات و تعداد سطرها است و حال
آنکه اين مهم براي تعيين ميزان تقريبي حجم نسخه ضروري مينمايد. 4. بهتر بود نگارنده با توجه به
سابقه و آشنايي خود با نسخ خطي و فهرستنگاري و مقولة تصحيح, به نفيس و يا نادر
بودن نسخه در بخش نسخهشناسي اشاره ميكرد تا از اين طريق راه را براي استفادة
بهينة افراد مبتدي در راستاي تحقيق و تصيحيح نسخ هموارتر نمايد. پينوشت: |