|
حقوق پديدآورندگان و قرادادهاي الكترونيكي
ترجمه صغرا واعظينژاد
اشاره
نويسنده ابتدا ضرورت طرح قوانين حقوق پديدآورندگان و محدوديتهاي آن را بررسي كرده است. او معتقد است لزوماً بايد اين استثنائات و محدوديتها بار ديگر مورد ارزيابي قرار گيرند. بحث مهمتر در اين مقاله دربارة مواجهة كپيرايت با دو چالش است. چالش نخست انعقاد قراردادهاي الكترونيكي ميان صاحب اثر و خريداران آن است. البته اين امر مزايا و شايد مضراتي را نيز به همراه داشته باشد. چالش دوم اقدامات نظارتي فني جهت جلوگيري از نقض حقوق انحصاري مؤلفان است. اين امر نيز از مزايا و مضراتي برخوردار ميباشد كه اين مقاله به تفصيل از آن سخن ميگويد. با توجه به اين مسائل، اخيراً گرايش به سوي انعقاد قراردادهاي الكترونيكي و اقدامات نظارت فني افزايش يافته است. بحث اصلي در اين مقاله اين است كه آيا با وجود اين دو چالش، توازن موجود در زمينة كپيرايت باقي خواهد ماند يا خير.
با پيدايش و بسط چاپ و نشر الكترونيكي و توسعه فناوري اينترنتي, كپيرايت در دو راهي حساسي قرار گرفته است. قانونگذاريهاي آيندة بايد تعيينكنندة سرنوشت آن باشد. هم اكنون اين پرسش مطرح است كه كپيرايت به عنوان نظامي كه توانايي ايجاد توازن بين مصالح و ارزشهاي اجتماعي و منافع اقتصادي صاحبان آثار را دارد, باقي خواهد ماند يا نظام جديد با تنظيمات ديگري جايگزين آن ميشود؟ به طوريكه نظام جديد ساختار بسيار متفاوت ديگري را در برخواهد داشت.
در نظام جديد حقوقي, اصليترين عنصر نيازمند تدبير و برنامهريزي, قراردادهاي الكترونيكي است. زيرا اين قراردادها محور اصلي ساختار جديد است و از ديگر سو اين قراردادها كارآيي حقوق پديدآورندگان را به شدت تحت تأثير قرار ميدهند. از اينرو تدبيرهايي لازم است تا با سامان يافتن اين پيمانها, كارآمدي توليدكنندگان آثار نيز افزايش يابد.
پيشرفت قوانين كپيرايت بايد همگام با پيشرفتهاي فنّي و ارتباطي باشد. يعني قانونگذاريهاي حقوق مؤلفان بايد بر اساس رهيافتهاي الكترونيك و ديجيتال شكل گيرد. اينكه بخواهيم قوانين حمايتي وضع كنيم كه پديدآورندگان را در عصر الكترونيك و ارتباطات كارآمد كند ولي ذهنيت دهههاي گذشته بر تقنين سيطره داشته باشد, در واقع اجحافي در حق پديدآورندگان است. همة تلاش اين مقاله اينست كه وضعيت جديد را معرفي كند. وضعيت جديدي كه جوهره و ماهيت آفرينهها تفاوت يافته و به تبع آن بايد حقوق پديدآورندگان نيز متناسب آن تنظيم گردد.
رسالت كپيرايت
دفاع از حقوق معنوي به عنوان نيرويي كه جامعهها را به تحرك واميداشته, همواره مطرح بوده است. اين نظام حمايتي با هماهنگي كامل با ارزشهاي بنيادين بشري به تقويت اهداف حياتي اجتماع ميپرداخته است. به ندرت ميتوان مجموعهاي از قوانين را يافت كه تأثير آن بر توسعة فرهنگ, دسترسي به امكان اقتصادي و شرايط گفتمان سياسي بيش از كپيرايت باشد. چنانچه كپيرايت به نظامي متشكل از حقوق انحصاري مستحكم تبديل نشده بود، هرگز قادر به ايجاد چنين نقشي نميبود. نويسندگان پيش از آنكه به مجموعه مستحكمي از حقوق انحصاري دست يابند، فاقد توانايي اقدام شايسته براي ممانعت از سرقت محصول ابتكاري خويش بودند از اينرو انگيزه و اشتياقي براي خلق آثار در جهت منافع عامه وجود نداشت. قوانين مستحكمي كه «كنوانسيون برن» وضع كرد و كلية كشورهاي عضو را ملزم به اعمال آن كرد مسبب و عامل پيشرفتهايي در زمينة فنآوري شد. نتيجاً وضعيت را به سطح بيسابقهاي از خلاقيت و نشر آثار رساند. بنا بر اين كلية افراد داراي حسننيت بايد قداست اين مجموعة كارآمد حقوق انحصاري را به منزلة مقدمة اصلي هر نوع گفتمان دربارة حقوق پديدآورندگان بپذيرند.
اما اين گفتوگو با چنين فرضي به انتها نميرسد. در حقيقت، در نظام كپيرايت محدوديتهاي خاصي براي حقوق انحصاري در نظر گرفته ميشود. در عين حال نبايد اجازه دهيم اين محدوديتها حقوق انحصاري را غيرقابل استفاده كنند يا اشتياق نويسندگان را براي خلق آثار تضعيف نمايند. اين محدوديتها لازمة حفظ توازن مناسب و دستيابي به اهداف حياتي اجتماع هستند. پروفسور اسپور در سخنراني خود در انجمن بينالمللي ادب و هنر در دانشگاه كمبريج به وضوح اظهار داشته است:
كپيرايت طي سالها به نظام حقوقي انحصاري و نيرومندي تبديل شده است. بهرهگيري از فعاليتهاي حمايت شدة ديگران مستلزم مجوز صاحب اثر است كه معمولاً در ازاي پرداخت وجه اعطا ميشود يا بدون هيچگونه بحثي مورد امتناع قرار ميگيرد. اما چه بسا گاهي حقوق انحصاري صاحب اثر با منافع ديگران كه اهميت آن كمتر از منافع صاحب حق نيست در تعارض باشد. در نتيجه، قانون چنين حكم ميكند كه در برخي مواقع و تحت برخي شرايط خاص ميتوان از آثار حمايت شده بدون مجوز يا حتي بدون پرداخت غرامت، بهرهبرداري كرد. محدوديتهاي كپيرايت را نميتوان خدشهاي به اين عرصه دانست، بلكه اين محدوديتها جدا از عنوان شدن به منزلة ضميمة جزئي براي مقررات اين نظام، مكمل تفكيكناپذير حقوق انحصاري هستند. آنها در كنار يكديگر ميتوانند بخش مهم توازن ميان حقوق نويسنده و مصالح اجتماع را صورت دهند.
با اينكه محدوديتها و استثنائات نظام كپيرايت در كشورهاي مختلف متفاوت است. لكن چارچوب كلي اين نظام تقريباً در كلية كشورهاي پذيرنده نظام كپيرايت اشتراكهايي دارند. به طور مثال هر كشوري براي مدت حمايت از اثر, سقفي قائل است و بديع بودن اثر در سراسر جهان به منزلة شرط لازم حمايت از كپيرايت مورد توجه است. نظريه اصلي ديگري كه سراسر دنيا به آن پايبند هستند، دو شاخگي عقيده بيان است. از بيان اصيل و ابتكاري حمايت ميشود، اما از عقيده، خير. جدا از محدودههاي تقريباً عمومي کپيرايت، در مورد برخي محدوديتها و استثنائات, اگر نگوييم در کليه کشورها، در تعداد بيشماري از آنها اشتراک نظر ديده ميشود. به طور مثال بسياري از قوانين کپيرايت، محدوديتها و استثنائات موجود در زمينه مقاصد ذيل را به نحوي دارا ميباشد. تحقيق علمي، نقل قول، نقد، ارائه گزارش خبري، کاربردهاي آموزشي، بايگاني، استفاده در محاكم قضايي يا دادگستري، بهرهبرداري انحصاري در کتابخانه و موزه، استفاده شخصي و استفاده افراد ناتوان و معلول.
استثنائات ديگر از گسترش کمتري برخوردارند. برخي از آنها حاکي از ارزشها و اصول مهم کشور خاصي هستند. در حالي که بقيه به ظاهر تا حدودي عجيب و چه بسا صرفاً براي تأمين منافع خاص داخلي قدرتهاي نفوذگر در دستگاههاي حاكم باشند. به طور مثال, کشور سوئد براي برخي بيمارستانها و مؤسسات مشابه در زمينه ضبط برنامههاي راديويي و تلويزيوني استثناء قائل است. اين استثناء تا حدي است که برنامههاي ضبط شده، در محدوده آن نهاد صرفاً به مدت کوتاهي مورد استفاده واقع ميشوند.
برخي محدوديتها و استثنائات نظام کپيرايت با توجه به اصول زيربنايي و اهداف آنها بنيادين به حساب ميآيند. اما در مورد بقيه اينگونه نيست. شرط بديع بودن که معمولاً مستلزم حداقل خلاقيت در اثر قابل حمايت است، به ظاهر در کنار ساير موارد، حاکي از عملکرد اصلي کپيرايت جهت ايجاد انگيزه و محرک خلاقيت و از اين رو، نسبتاً اساسي به نظر ميآيد. در ضمن ساير محدوديتها نظير مدت حمايت و تمايز بين عقيده ـ بيان با نقش حياتي كپيرايت در ميانجيگري ميان پديدآورندگان سابق و آينده مرتبط است. نويسندگان، و در معناي وسيعتر آفرينندگان و مبتكران آثار بر دوش کساني سوار ميشوند که پيش از آنها حرکت کردهاند و هر صورت از قانون کپيرايت بايد محدودههاي ميان حقوق انحصاري نويسنده و فرصت نويسنده ديگر براي خلق آثار بر اساس ميراث فرهنگي و بديع موجود را مشخص كند.
قانون کپيرايت به جز واسطهگري ميان آفرينندگان گذشته و آينده بايد به ايجاد تعادل و توازن ميان منافع خاص صاحبان کپيرايت و مصالح گستردهتر عموم بپردازد. همانگونه که در معاهده کپي رايت وايپو آمده است، بنابر مسائل مطرح شده در كنوانسيون برن، حفظ توازن ميان حقوق نويسندگان و مصالح گستردهتر عموم، به خصوص تحصيل، تحقيق و دستيابي به اطّلاعات امر لازمي مينمايد. عامة مردم در عين حال که از مصالح و منافع حياتي مسلمي در تقويت خلاقيت با حمايت حقوقي قوي و انحصاري برخوردارند، منافع حياتي ديگري نيز دارند که هر نوع نظام کپيرايت موظف به حفظ آنها است. به خصوص آنکه قانون کپيرايت بايد به برخي ارزشها و آزاديهاي اساسي نظير آزادي بيان، دستيابي عموم به اطّلاعات و فرهنگ و همچنين آسايش عموم احترام بگذارد. اکثر محدوديتها و استثنائات رايج فوقالذکر تأمين کننده اين چنين مقاصدي هستند. به طور مثال استثنائات به جهت نقل قول, انتقاد و تكميل مطلب عمدتاً در راستاي حفظ آزادي بيان است. همچنين استثنائات مورد نظر در برخي زمينهها مانند خبرگزاري، آموزش، کتابخانه و موزه عمدتاً با هدف تسهيل دسترسي عموم به اطّلاعات و فرهنگ مطرح ميشوند. مقصود از طرح استثنائات مرتبط با استفاده افراد معلول از خدمات موجود نيز تواناسازي شهروندان معلول در جهت بهرهگيري يکسان از فرهنگ و اطّلاعات جامعه است. افزون بر اين به نظر ميرسد معافيتهاي استفاده شخصي، حداقل تا حدودي با هدف توجه به نگرانيهاي موجود در زمينة حفظ آسايش مردم در نظر گرفته شدهاند.
اخيراً استثنائات کپيرايت به تدريج نقش جديد اين نظام را به منزلة نوعي حمايت از مالکيت «نيمه صنعتي» منعکس ميكنند. مشهورترين نمونة اين نوع استثناء، استثنائات مطرح شده راجع به «مهندسي معکوس» در «رهنمودهاي شوراي اتحادية اروپا در ارتباط با برنامههاي رايانهاي» است. بنا بر اين بهرهگيري از مورد استثنائي که چنين فعاليتهايي را مجاز نمايد، به امر لازمي مبدل شد.
اين استثناء در چارچوب فنآوري برنامههاي رايانهاي، نقش کپيرايت در ميانجيگري ميان پديدآورندگان سابق و فعلي را اجرا ميکند و اين موضوع به گونهاي است که محدودة دسترسي آفرينندگان جديد به كد برنامههاي رايانهاي موجود را به منظور ساختن برنامههاي سازگار خويش مشخص ميكند. اين استثناء به منافع مهم عموم يعني قابليت برقراري ارتباط داخلي بين برنامههاي رايانهاي نيز جامه عمل ميپوشاند.
ارزيابي مجدد حقوق و استثنائات در عصر ديجيتال
آغاز حمايت از برنامههاي رايانهاي که البته همان آثار ديجيتالي هستند، پيشگفتار موضوعاتي را ميسازند که اکنون در متن انقلاب ديجيتالي وسيعتري با آنها مواجه هستيم. قانونگذاران همانگونه که به حمايت از آثار رايانهاي تحت قوانين كپيرايت فعلي پرداختند، اکنون بايد به بررسي اين مسئله هم بپردازند که آيا قانون موجود همچنان حمايت شايسته را به عمل ميآورند يا خير. همچنين آنان بايد موقعيت محدوديتها و استثنائات نظام کپيرايت را مورد ارزيابي قرار دهند. همانگونه که پروفسور اسپور اظهار داشته است:
«تأثير پيشرفتهاي فنآوري احتمالاً بر استثنائات بيش از حقوق ميباشد. قوانين غالباً به نحو كلي و قابل انعطافي (به طور مثال، «برقراري ارتباط با عموم»، يا «بازآفريني») بيان ميشود که به راحتي قابل تعميم به فن آوريهاي جديد است. اما استثنائات اغلب خاصتر هستند. مختصر اينکه حقوق غالباً به خودي خود اقتباس و تنظيم ميشوند. اين در حالي است که استثنائات را بايد اقتباس و تنظيم کرد. به دنبال اين مطلب بايد گفت حتي اگر قانون متضمن راهکار متعادلي باشد، جريانات و تحولات متعاقب احتمالاً اين نوع تعادل را بر هم ميزنند، مگر آنکه به نوعي ساز و کار دروني دسترسي داشته باشد که بتواند تفسير استثنائات را نيز تنظيم و اصلاح نمايد».
در برخي موارد چه بسا مباني يا نحوة بيان استثنائات موجود «صرف تبديل و وارد ساختن آنها به فضاي ديجيتالي را توجيه نکند.» بنا بر اين لازم است اصول و شيوة بيان هر استثناء به منظور تعيين و تصميمگيري راجع به حذف يا تنظيم مجدد آن مورد ارزيابي واقع شود. برخي استثنائات بايد با هدف محدود كردن اعمال آنها در فضاي ديجيتالي مرور شوند و برخي ديگر را بايد تعميم داد تا با توجه به توسعة طبيعي حقوق مزبور، دستيابي مداوم به توازن مورد نظر تضمين شود.
علاوه بر اين همانگونه که در بيانية مورد توافق مادة 10 معاهدة کپيرايت وايپو آمده است، چه بسا «طرح استثنائات و محدوديتهاي جديدي که شايسته محيط شبكهاي ديجيتالي شده باشد»، امر ضروري به نظر آيد. در واقع هنگامي که کپيرايت به تدريج در مورد برنامههاي رايانهاي اعمال شد، لزوم اتخاذ استثنائات جديد براي شرح برخي پيامدهاي ناگوار اعمال حق بازآفريني و ساير حقوق نسبت به چنين آثاري احساس شد. البته کلية استثنائات جديد كه مجدد تنظيم شده است، بايد با مواد مصوب در مجمع برن منطبق باشند.
صرف نظر از نتايج دقيق ارزيابي مجدد محدوديتها و استثنائات فعلي نظام کپيرايت، اين جمعبندي مشخص ميكند تعداد و نحوه بيان محدوديتها و استثنائات در نهايت، به همانندي گذشته نخواهد بود، اما اين محدوديتها که به منظور انعکاس واقعيات جديد تعديل شدهاند، در مقايسه با گذشتة مشابه، همچنان براي جامعهاي که در عصر ديجيتال قرار دارد، حياتي خواهد بود. با پيدايش فنآوري ديجيتالي، اين محدوديتها و استثنائات را نميتوان «صرفاً خدشهاي به قلمرو کپيرايت» دانست. محدوديتها همواره متمم تفکيکناپذير حقوق انحصاري هستند و جوامع به ظاهر, در عصر ديجيتال خواستار حفظ تقريبي همان توازن موجود در نظام کپيرايت هستند که در گذشته پاسخگوي آنان بوده است.
حتي اگر قانونگذاران نيز در تنظيم دقيق حقوق، محدوديتها و استثنائات کپيرايت تا حدي موفق باشند که بتوانند توازن فعلي کپيرايت را حفظ كنند، دو چالش مهم ديگر باقي خواهد بود. چالشهاي مزبور از آنجا ناشي ميشود که کپيرايت به سرعت در حال پيوستن به دو ابزار ديگر حمايت از منافع صاحبان حقوق، يعني قراردادهاي الکترونيکي و اقدامات تأميني فني جهت جلوگيري از نقض كپيرايت است. به رغم اينکه تنظيم قوانين مرتبط با اقدامات فني موضوع اصلي اين مقاله به شمار ميآيد، ظاهراً اراية مطالبي چند راجع به مسائل کپيرايت که ميتواند تغييراتي چند در قراردادهاي الكترونيك يجاد نمايد، امر شايستهاي باشد.
صاحبان کپيرايت تاکنون به انعقاد پيمان با مصرفکنندگان آثار مبادرت نورزيدهاند. به طور مثال خريداران کتاب يا لوح فشرده به ندرت در مورد نحوه بهرهگيري يا انتقال چنين آثاري قرارداد منعقد كردهاند. اما امروزه تحولات به وجود آمده در عرصه فنآوري به تدريج، ابزاري را در اختيار صاحبان حقوق پديدآورندگان قرار ميدهد که به موجب آنها بتوانند به انعقاد قراردادهاي الکترونيکي با خريداران آثارشان بپردازند. با کمک اينترنت ميتوان براي برنامههاي رايانهاي به دنبال مجوزهاي موسوم به «كليک كنيد» بازاريابي کرد و در واقع، آنها را به فروش رسانيد. در حقيقت به دنبال افزايش رايانهاي شدن و نشر و توزيع آثار بر شبکههاي اينترنتي، احتمالاً اکثريت قريب به اتفاق آثار دستخوش قراردادهاي الکترونيکي بدون مذاكرات مقدماتي ميشوند.
اين توانايي نوظهور صاحبان کپيرايت در زمينه انعقاد مستقيم پيمان با مصرفکنندگان آثارشان, از بسياري جهتها مطلوب است. بدين طريق هزينه انعقاد قرارداد کاهش مييابد و شيوههاي جديدي براي رفع نيازهاي مصرفکنندگان ابداع ميشود. قراردادهاي الکترونيکي با توانمند ساختن صاحبان حقوق نسبت به انطباق ويژگيهاي محصول و نيز قيمت آن با نيازهاي خاص مشتريان، راه را براي تمايز شديدتر هموار ميسازد. اين شيوه انعقاد قرارداد بايد حقوق را ارزشمندتر كرده و در عين حال مصرفکنندگان را به خريد نيازهايشان مجاز كند. به طور نمونه چه بسا مصرفکننده به جاي الزام به خريد برنامه رايانهاي مجاز به يکبار استفاده از آن (يا به مدت محدودي) باشد. مصرفکنندگان بايد از حق انتخاب بيشتر و صاحبان حقوق نيز از امکان بهرهگيري کاملتر از آثارشان برخوردار باشند. اما در عين حال رشد سريع قراردادهاي الکترونيکي در عرصه كپيرايت چالش بزرگي را پيشرو مينهد. مجاز بودن به انعقاد مستقيم پيمان با مصرف كنندگان، صاحبان کپيرايت را به محدود كردن اقداماتي ترغيب ميکند که جز با انعقاد قرارداد قابل اعمال نخواهد بود. در عين حال اقدامات محدود شده به واسطه پيمانهاي الکترونيکي بدون شک، اقداماتي هستند که تحت كنترل و هماهنگ با حقوق انحصاري كپيرايت هستند. مابقي چه به دليل خارج بودن از محدوده اين حقوق و چه به موجب واقع شدن در چارچوب يک استثناء، چندان قابل مهار نيستند. البته پس از آن، اين مسئله پيش ميآيد که آيا اين قبيل محدوديتهاي فراتر از چارچوب کپيرايت قابل اجرا هستند يا خير. اين محدوديتها معمولاً در مورد اسرار تجاري كه گستره توزيع محدودي دارند قابل اجرا هستند. در حالي كه قابليت اجراي آنها در خصوص آثار داراي گستره توزيع وسيع مورد ترديد است. در واقع با گستردهتر شدن محدودة توزيع، احتمالاً استثنائات كپيرايت و گسترة آن با ترديد بيشتري همراه خواهد بود. هر چه گستره وسيعتر شود، تضاد احتمالي ميان مقررات خاص قرارداد و قوانين عام کپيرايت شديدتر خواهد شد.
در برخي موارد ممکن است آن دسته از محدوديتهاي مطروحه در مورد قراردادها که فراتر از حوزه حقوق کپيرايت هستند، به موجب نظريهها و مقررات خارج از نظام کپيرايت مانند قانون سوءاستفاده از حق يا رقابت يا قانون حمايت از مصرفکننده، فاقد قابليت اجرا باشند. اما تکيه بر اينگونه نظريهها مشکل آفرين و نتايج اعمال آنها احتمالاً تا حدودي مخاطرهآميز خواهد بود. از اينرو، بحث جالبتر و مهمتر اين است که قوانين کپيرايت، خود تا چه حد ميتوانند توانايي اعمال اين گونه استثنائات را محدود كنند. استثنائات کپيرايت تا چه حد الزامآور است؟ آيا موادي از قانون در جهت حمايت «حقوق مصرف کنندگان» است؟ در ايالات متحدة امريكا, دربارة موضوع فوق ـ به ويژه در ارتباط با درج مادة جديدي با عنوان ماده B2 در قوانين متحدالشكل تجاري در خصوص قراردادهاي الكترونيك ـ مباحثي در جريان است. از جمله پرسشهايي که منازعات جنجال برانگيزي را به راه انداخته است، اين است كه مجوزهاي الكترونيك قراردادهاي كليك كنيد تقهاي تا چه اندازه بر استثنائات حق كپي و حق بهرهبرداري عادلانه ميتواند مقدم گشته و آنها را باطل و بي اثر سازند. اما در اروپا، اين موضوع به تازگي مورد توجه واقع شده است. زيرا پيش از اين، انعقاد پيمان مستقيم الکترونيکي با مصرفکنندگان آثار داراي کپيرايت در مقياس وسيع رخ نداده بود و قانونگذاران اروپايي و دادگاهها، هيچ يک با موضوع ماهيت الزامآور محدوديتها و استثنائات عرصه کپيرايت به طور جدي مواجه نبودهاند.
چه بسا راهکار معضل به وجود آمده در زمينه انعقاد قراردادهاي الکترونيکي داراي توليد انبوه بار ديگر به هنگام بازبيني ميزان ابقاء، حذف، جرح و تعديل يا افزودن به محدوديتها و استثنائات نظام کپيرايت در عصر ديجيتال مورد تفکيک قرار گيرد. شايد صرف اظهار اينکه کليه محدوديتها و استثنائات نظام کپيرايت الزامآور هستند، بسيار افراطي و از ديگرسو عمل كردن بر خلاف آن نيز اقدام نابخردانه باشد. در عوض، شايد لازم باشد کليه استثنائات و محدوديتها را به منظور تعيين الزامآور بودن آنها و حتي در نظر گرفتن ملاحظات نظم عمومي مورد ارزيابي قرار داد. تا از اين طريق به محدوديتها و چارچوبهاي مشخص و معين دست يافت.
به طور مثال نظريه تفكيك بين عقيده و اظهار آن محدوديت قراردادي است كه ميتواند برخورداري از حق تأليف را تحت الشعاع خود قرار دهد. اعمال چنين محدوديتي, مسائل جدي در خصوص آزادي بيان مطرح كند. همچنين مسائل مهم ديگري نيز در چارچوب نقش جديد کپيرايت، به منزلة ابزار حمايت از محصولات اساساًً صنعتي، نظير برنامههاي رايانهاي مورد توجه قرار ميگيرد. براي مثال اعمال ممنوعيت در مورد استفاده دارندة مجوز از مشخصات يك برنامة رايانهاي مشكلاتي به همراه دارد. راه حل اينست كه اعمال محدوديتهاي مبتني بر عقايد و آراء در مورد برنامههاي رايانهاي بايد بر اساس عدم لطمه به كارآمدي, حمايت از دو طرف پديدآورنده و مصرفكننده و در چارچوب قوانيني مانند قانون حق ثبت نرمافزارها سامان پذيرد.
آيا ممنوعيت قراردادي در مورد ايجاد و اعمال نقيضهها قابل اجرا است؟ آيا ممنوعيت نقل قول قابل اجرا است؟ پيامدهاي اعمال اين قبيل ممنوعيتها براي آزادي بيان امر بديهي است. وضعيت ممنوعيت قراردادي فعاليتهاي علمي ـ تحقيقي که به موجب يک استثناء مجاز ميشوند يا ممنوعيت استفاده افراد داراي نقص عضو از آثار ديگران که قانون کپيرايت اين امر را مجاز دانسته، چگونه است؟ شايد محدوديتها و استثنائاتي با اين نوع ماهيت بنيادين الزامآور باشند. در حالي که در مورد ساير استثنائات، به دليل توجه محدودتر عموم، چنين الزامي وجود ندارد. چه بسا استثناء موجود در قوانين ايالات متحده در زمينه اجراي آثار موسيقي در نمايشگاههاي گلکاري چنين الزامي را ايجاب ننمايد. البته در مورد استثنائات حد وسطي نيز مطرح است که احتمالاً رفع ماهيت الزامآور آنها مشکل به نظر ميرسد. به طور مثال احتمال ميرود مباحث پيچيدهاي در چارچوب برخي استثنائات نظير «استفاده شخصي» به ميان آيد که در اين چارچوب، تعيين ميزان الزامآور بودن اين قبيل محدوديتها احتمالاً چالشهايي برميانگيزد. افزون بر اين آنچه در اين ميان مسائل را پيچيدهتر ميكند، آن است که برخي استثنائات بايد در شرايط خاصي الزامآور و در شرايط متفاوت ديگر اينگونه نباشند.
قانونگذاران اروپايي پيشتر فرايند تفکيک استثنائات را شناسايي کردهاند. مثلاً «رهنمودهاي شوراي اتحادية اروپا در خصوص برنامههاي رايانهاي» آشکارا تصريح ميكند استثنائات موجود در مورد نسخههاي ذخيره و مهندسي معکوس (اعم از متلاشي كردن) الزامآور هستند. همچنين، «رهنمود پايگاه اطّلاعاتي» تصريح ميدارد «هرگونه مفاد قراردادي مغاير با مواد قانون فاقد اعتبار است.» با توجه به اين تجربه ميتوان اينگونه پرسيد چرا قانونگذاران عين اين فرايند را در مورد چارچوب طرح «رهنمود کپيرايت» به اجرا نميگذارند.
البته هيچ يک از عناصر موجود در طرح کپيرايت به تنهايي قادر به منع اعضا از توجه به اين مسئله نخواهد بود و مناسب است هر يک از اعضا در وهلة اول به تعيين الزامآور بودن محدوديتها و استثنائات بپردازد. اما با توجه به فراگيري قريبالوقوع پيمانگذاريهاي الکترونيکي در خصوص آثار برخوردار از حق پديدآورندگي، به نظر ميرسد فقدان هماهنگي موجود حداقل به تهديدي جدي براي تک ـ بازارها منجر خواهد شد و اين همان عاقبتي است که ناهمخوانيها براي مسائل عنوان شده در طرح کپيرايت رقم زدهاند.
در هر صورت قابليت اجراي پيمانهاي الکترونيکي که مرز حمايت از محدوديتهاي نظام حقوق پديدآورندگان را عملاً فراتر ميبرند يا با استثنائات اين نظام در تضاد قرار ميگيرند، مسئلهاي است که مستلزم بحث و بررسي و عرضه برخي راهکارها است. در حقيقت بحث و گفتوگو دربارة توازن کلي حقوق پديدآورندگان در عصر ديجيتال بدون توجه به اين موضوع و همچنين، مسئله مربوط به اقدامات فني، به نسبت خالي از محتوي خواهد بود. حتي اگر قانونگذاران در حفظ توازن شايسته ميان حقوق، محدوديتها و استثنائات به موفقيت دست يابند و از سوي ديگر، صاحبان حق بتوانند نظام خاص خود را جايگزين سازند که محدوديتها و استثنائات نظام فعلي در آن جايگاهي ندارند، آيا اين اقدام آنان تأثيري خواهد داشت؟
تحقق فراگير اقدامات فني گوناگون که بر دستيابي به آثار کپيرايت و بهرهگيري از آنها نظارت دارد، چالشي را در نظام حقوقي پديدآورندگان موجب شده است که پرسشهاي مشابهي را برميانگيزد. به رغم آنکه بحث راجع به رابطة ميان پيمانهاي الکترونيکي و حقوق پديدآورندگان تاکنون به قانونگذاري نينجاميده است، اما در عرصه اقدامات فني به لحاظ وضع قانون، شاهد پيشرفتهايي بودهايم.
همانگونه که در لايحه پيشنويس کميسيون اروپا در زمينه کپيرايت و حقوق مربوط در جامعة اطّلاعاتي مطرح شده است، فنآوري اطّلاعاتي فرصتهاي جديدي را براي رديابي، مراقبت و نظارت بر توزيع و بهرهگيري از آثار نظام حقوق پديد آورندگان پيشرو ميگذارد. بنا بر اين بسياري از صاحبان حقوق پديدآورندگي بر اين اعتقادند که تنها ابزار نظارت بر تکثير آثار در عصر ديجيتال، به اصطلاح «سيستمهاي فني حمايتي» جديد هستند. برخي سيستمهاي فني حمايتي گهگاه مورد استفاده قرار ميگيرند. و برخي انواع قدرتمندتر که همان سيستمهاي رمزدار هستند، کاربرد فوقالعادهاي دارند.
با راهيابي به اقدامات فني ميتوان بر «دسترسي» به آثار و «تکثير و نسخهبرداري» از آنها نظارت داشت. بعد از نظارت, دسترسي به آثار را ميتوان با اقدامات فني در قسمت خروجي خطوط اصلي (مثلاً در سايت شبکه تهيه کننده اطّلاعات) يا در پايانه دريافت کننده (مثلا در رمزگشا) عملي كرد. چنين اقداماتي را ميتوان حمايت از «خدمت» و همچنين «محتوي و مضمون» آن تلقي كرد. افزون بر اين با اقدامات نظارتي هدايتکننده دسترسي ميتوان بر دستيابي استفاده کننده به اثر «پس» از در اختيار گرفتن آن (مثلاً با گرفتن اطّلاعات از اينترنت با خريد سي. دي. رام) نظارت داشت. با تکيه بر اقدامات فني ميتوان دستيابي «اوليّه» به اثر پيشتر به دست آمده يا دستيابي «متعاقب» به آن (به طور مثال با استفاده دائم از محصولي که بهرهگيري از آن منوط به پرداخت وجه و ورود رمز است) مورد نظارت قرار داد.
بعد از نظارت بر تکثير، ساز و کارهاي فني مختلفي براي ممانعت از تکثير آثار به خدمت گرفته شدهاند. سيستم داراي گستره تحقق وسيع، سيستم مديريت پياپي کپيرايت (اس. سي. ام. اس) است. اين سيستم که توليدکنندگان ابزار الکترونيکي مصرفكننده و صاحبان حقوق پديدآورندگي در خصوص آن اتفاق نظر دارند، از تکثيرهاي مجدد ديجيتالي نسخه تکثيريافته ممانعت به عمل ميآورد. به عبارت ديگر سيستمهاي اس. سي. ام. اس. صرفاً نسخهبرداري اول از اثر را مجاز ميدانند و از تکثير مجدد نسخهبرداري اوليه جلوگيري ميکنند و بدين ترتيب نميتوان از آن به منزلة «نسخه اصلي ديجيتالي» استفاده كرد. ساير اقدامات فني نيز مانع از نسخهبرداري از آثار ديجيتالي هستند. اقدامات فني را گاهي ميتوان تضعيف كرد و به همين جهت صنعت کپيرايت طي چند سال اخير در صدد وضع قوانيني بوده است که به موجب آن بتوان توليد و بازاريابي وسايلي را ممنوع كرد که گريز از اقدامات فني را تسهيل كنند. اين نياز قانونگذاران را با مسائل پيچيدهاي مواجه ساخته است که بغرنجترين آنها رابطه ميان قانونگذاري «ضد گريز» و محدوديتها و استثنائات نظام حقوقي پديدآورندگان است. در واقع معضل و دو راهي موجود در مورد اقدامات فني آن است که اقدامات فني ميتوانند هر دو نوع فعاليتهاي تخطيگرايانه و غير تخطيگرايانه را محدود كنند. به طور مثال نوعي اقدام فني که عامل ممانعت از نسخهبرداري غير مجاز است، در عين حال ميتواند از اقدام افراد نابينا در جهت تبديل آثار ديگران به خط بريل جلوگيري كند. اين معضل مسائل پيچيده و به خصوص اين موضوع را مطرح ميكند که آيا بايد محور قانونگذاري را بر «اعمال» گريز از اقدامات فني يا ابزار هموارکننده زمينه گريز از اقدامات فني قرار داد.
ميانجيگري ميان پديدآورندگان گذشته و آينده و به طور کليتر ميان منافع خاص صاحبان حقوق پديدآورندگي و منافع بسيار گستردهتر عام محور اصلي رسالت کپيرايت تلقي ميشود. کپيرايت زماني به نقش ميانجيگر در جامعه دست مييابد که حقوق محکمتري را پايهگذاري و به برخي استثنائات و محدوديتها منوط كند. حتي در صورتي که قانون کپيرايت نيز به منظور انطباق فنآوري ديجيتالي مورد جرح و تعديل واقع شود، محدوديتها و استثنائات همواره عناصر تفکيکناپذير حقوق انحصاري خواهند بود. خلاصه اينکه بدون انضمام محدوديتها و استثنائات، کپيرايت ديگر کپيرايت نخواهد بود و به رسالت اصلي خويش نائل نميآيد.
با آنکه پيشبيني آينده اساساً کار مشکلي است، به نظر ميرسد صاحبان حقوق پديدآورندگي بيشتر بر نظارت بهرهبرداري و استفاده از آثارشان به موجب پيمانهاي الکترونيکي و ابزار فني متکي هستند و به اعمال حقوق پديدآورندگي چندان توجهي ندارند. از آنجا که پيمانهاي الکترونيکي و ابزار فني مزبور نه به موجب قانونگذاريهاي علمي، بلکه شخصاً در اختيار گرفته شدهاند، طبعاً محدودة وسيعتري را از حمايت ايجاد مينمايند که نظام کپيرايت قادر به عرضه آن نيست. ميزان تهديد اين وسعت براي قابليت اعمال محدوديتها و استثنائات کپيرايت به طور چشمگيري به دامنه قابليت اعمال اين قبيل پيمانهاي الکترونيکي و همچنين دامنه حمايت از اقدامات فني منوط است. در حال حاضر قانونگذاران با اين چالش مواجه هستند که چگونه ميزان اتکا و تأکيد اشخاص خصوصي را بر حقوق قراردادي براي دستيابي به حمايتي تعيين نمايند که نظام حقوقي پديدآورندگان از آنها به عمل نميآورد. آنان بايد به تعيين اين مطلب نيز بپردازند که قانون کپيرايت تا چه حد مانع از حرکت افراد در جهت شکست آن دسته از اقدامات فني ميشود که آنان را از پيوستن به فعاليتهاي مورد تأييد نظام کپيرايت بر حذر ميدارد. تصميمات اتخاذ شده در اين موارد بر تعيين استمرار يا عدم استمرار توازن موجود در نظام حقوق پديدآورندگان تأثير بنيادين خواهد داشت. با توجه به موفقيتهاي نظام کپيرايت، عاقلانه آنست كه قوانين اين نظام را در عصر اطّلاعاتي آتي محترم بشماريم و از ابزارهاي جديد در اجراي بهتر آن استفاده نماييم.
پينوشت
1. ترجمه بخشي از نوشتار بلندي است كه در سايتwww.eblida.org/ecup/publica/vinje.rtf با عنوانCopyright Imperiled? آمده است. البته بخشهايي از آن بازنويسي شده است. ترجمه و بازنگري آن در تحريريه فصلنامه كتابهاي اسلامي انجام يافته است.
2. در اين مقاله واژه كپيرايت در دو مورد نظام حقوقي آثار و حقوق نويسندگان به كار رفته است. تمايز ميان اين دو نظام موضوع آشكار است. اما مسائل اساسي مورد توجه در هر دو آنها به صورت مشترك مطرح است. البته به كارگيري شكل مختصر«كپيرايت» نشان تقدم نظام كپيرايت بر نظام حقوق نويسندگان نيست.
3. Professor Spoor
4. جي. اسپور، «ابعاد استثنائات و محدوديتهاي كپيرايت» عرضه شده در مجمع بينالمللي ادب و هنر محدودهاي كپيرايت: محدوديت و استثنائات مناسب، (كمبريج، انگلستان، سپتامبر 1998، ص 1)؛ پروفسور گينسبرگ نيز اظهار داشته است: «محدوديتهاي اعمال شده بر مضمون و حقوق ايجاد شده به موجب كپيرايت لازمه تأمين تعادل ميان منافع خصوصي به حداكثر رساننده ثروت نويسندگان و به خصوص، صاحبان كپيرايت و مجموعههاي رسانهاي از يك سو و از سوي ديگر دسترسي عامه و منافع آموزشي مصرفكنندگان و نويسندگان بعدي است.» (جي. گينسبرگ، گزارش كلي درباره محدوديتهاي موجود در خارج از دامنه كپيرايت).
5. البته تنظيم حقوق، خود يكي از مهمترين محدودههاي كپيرايت به شمار ميآيد و گاهي مناظرات تندي در اين خصوص در ميگيرد. در اين مورد ميتوان به مناظره شديد پيرامون محدوده مناسب حق بازآفريني در چارچوب «نسخه برداري موقت» اشاره كرد.
6. واژههاي «محدوديتها و استثنائات» دادگاهها و محققان نيستند. تأكيد بر تفاوتهاي ميان مفاهيم منتسب به اين واژهها ضروري است. صرف اظهار اين مطلب كافي نيست كه اين استثنائات محدوده حقوق كپيرايت را تعيين ميكنند.
7. شايد جاي تعجب باشد كه تنوع وسيع محدوديتها و استثنائات كپيرايت ندرتاً به لحاظ تفاوت بين دو نظام اصلي حق تكثير
(Copyright) ـ نظامي كه كشورهايي همچون امريكا و انگليس كه جزو كشورهاي كامن لا هستند, از آن تبعيت ميكنند ـ و نظام حق مؤلف (Author's Right) ـ سيستم مورد پذيرش كشورهاي داراي حقوق نوشته همچون فرانسه و اسپانيا نميباشد. حتي در بين كشورهاي داراي مبناي مشترك نيز اختلافاتي به چشم ميخورد كه در واقع نشانگر تفاوتهاي فرهنگي و تاريخي بين آنهاست.
8. Near-Industrial.
9. Reverse Engineering.
10. Ec Computer Program Directive.
11. بيانيه مورد توافق ماده 10، بيانيههاي مورد توافق مرتبط با معاهده کپيرايت ويپو، سند CRNR/DC/96 ويپو، بيستويکم دسامبر 1996، ماده 10 معاهده کپيرايت ويپو به طور قطع تصريح ميدارد آزمون سه مرحلهاي ماده 9 (2) مجمع برن در مورد کليه حقوق نه صرف حق بازآفريني، اعمال ميشود. متن کامل بيانيه مورد توافق ماده 10 تصريح ميدارد: « اينگونه مستفاد ميشود مفاده ماده 10 طرفين متعاهد را نسبت به جلو راندن و وارد ساختن آن دسته از محدوديتها و استثنائات حقوق ملي خود که مورد پذيرش كنوانسيون برن بودهاند، به عرصه ديجيتال مجاز ميداند. همچنين اين مفاد بايد به گونهاي استنباط شوند که به طرفين متعاهد اجازة ايجاد محدوديتها و استثنائات متناسب با محيط شبكه ديجيتال دهد. نيز ميتوان استنباط كرد که ماده 10 (2) نه از حوزه قابل اعمال محدوديتها و استثنائات تأييد شده به موجب كنوانسيون برن ميکاهد نه آن را ميگسترد».
12. ماده 9 (2) كنوانسيون برن تصريح ميكند: «به قانونگذاران كشورهاي عضو اجازه داده ميشود كه در قوانين خود بازآفريني اثر را در موارد خاص به رسميت شناسند به شرطي كه بازآفريني با بهرهبرداري معمولي از اثر منافات نداشته باشد و به منافع مشروع خالق اثر لطمه غير متعارف وارد نكند.»
13. به نظر ميرسد از ديگر موضوعات مرتبط با مسأله اين است كه حقوق قراردادها تا چه اندازه تحت تأثير محدوديتها و استثنائات قانون كپيرايت قرار ميگيرد.
14. البته برنامههاي رايانهاي، حمايت از حق انحصاري اختراعات مخصوص به خود را دارا هستند (اما صرفاً در صورت رعايت معيارهاي قابليت ثبت اختراعات) و چه بسا حمايت از «عقايد» در متن محصول نرمافزاري داراي گستره توزيع محدود که در محيط محرمانه تجاري مجوز يافتهاند، امر شايسته و معتبري باشد. خطر واقعي در چارچوب ممنوعيتهاي انبوه ـ بازارها به وجود ميآيد.
15. مادة 5، رهنمود EC/9/96 در يازدهم مارس 1996، در خصوص حمايت حقوقي از پايگاههاي اطّلاعاتي («رهنمود پايگاههاي اطّلاعاتي») 77L OJ [1996].
16. طرح كميسيون در مورد رهنمود ويژه كپيرايت و حقوق مربوطه در جامعة اطّلاعاتي، («طرح كپيرايت») 6/108 C [jo 1998] 628 (97) com.
17. بر اساس گزارشهاي ملي عرضه شده در انجمن بينالمللي ادب و هنر در كمبريج، فقط برخي كشورهاي عضو اتحادية اروپا اخيرا استثنائات نظام كپيرايت را الزامآور ميدانند. حداقل اين است كه فرد برخي استثنائات را الزامآور عنوان ميكند و بقيه را نميپذيرد.
18. رال- گيبولت، (چنانچه صاحبان حقوق بدون توجه به مقررات نظام حقوقي پديد آورندگان ميتوانستند به موجب قرار داد، مفاد و شرايط بهرهگيري از آثار را با مصونيت کامل تحميل كنند، توافق نظام کپيرايت به شدت به مخاطره ميافتاد. در اين صورت نظام کپيرايت به بازيچهاي در دست مجوز انبوه ـ بازارها و اقدامات عرصه فن آوري تنزل مييافت.»).
19. به طور نمونه قفلهاي سختافزاري به منظور محدوديت استفاده از برنامههاي رايانهاي براي رايانه واحد به کار گرفته شدهاند: به طور مثال به قضيه «شرکت اتو اسک در برابر دياسون» (استراليا)، [1992] 173 CLR 330 مراجعه شود.
20. Access.
21. Coping.
22. Service.
23. Content.
24. SCMS يا Serial Copyright Management System.
25. Anti-circumvention.
|