كپي‏رايت در اينترنت؛ لينك دادن و عواقب آن

ادوارد كاوازوس و كو مايلز

ترجمه صغرا واعظي‏نژاد

اشاره

اين مقاله با توجه به پيچيدگي مسائل حقوقي پيرامون پيونديابي در شبكة گستردة جهاني، به طرح مسائل مرتبط با مالكيت معنوي در اين زمينه مي‏پردازد. دو پرونده «صفحة ديلبرت هاك» و «توتال‏نيوز» دو رخداد قضايي ساده‏اي هستند كه با تحليل آنها خواهيد دانست مباحث مربوط به برقراري پيوند با شبكه جهاني ابعاد پيچيده حقوقي دارد.

نويسندگان اين مقاله با دقت اين مسأله جديد را بررسي و تحليل كرده‏اند. دغدغه اصلي, حلّ تناقضي است كه در شبكه جهاني وجود دارد: از يك‏سو ماهيت شبكه جهاني, پيوند اجزا و شاخه‏ها به يكديگر را مطالبه مي‏كند و از سوي ديگر هرگونه ارتباطي بين شاخه‏ها بايد با مجوز انجام پذيرد. اين به معناي اختلال در سيستم پيونددار و مرتبط شبكه محسوب مي‏شود يا حداقل از سرعت و كارآيي آن مي‏كاهد.

شبكة گستردة جهاني يا WWW اغلب به منزلة راهي براي تعامل با اينترنت مورد استفاده واقع مي‏شود كه اكثراً به اشتباه اينترنت را به جاي «شبكه» و بالعكس به كار مي‏برند. در حالي كه اين دو يك معنا و كاربري ندارند. البته اينترنت و كاربردهاي اصلي آن به زمان تأسيس قراردادهاي شبكه جهاني باز مي‏گردد كه طي چندين دهه انجام شد. با اين وجود با توجه به گسترة عظيم قابل دستيابي اينترنت كه اكنون به انتقال صفحات اختصاص يافته است، ترديدي نيست شبكه جهاني فراگيرترين شبكة رايانه‏اي است.

به عبارت ساده‏تر WWW يا شبكه جهاني مجموعه‏اي از قراردادهايي است كه دسترسي به داده‏هاي اطلاعاتي متفرق در مكان‏هاي جغرافيايي مختلف را از طريق محيط ارتباطي چند رسانه‏اي كاربرپسند تسهيل مي‏كند. هنگامي كه كاربر از طريق اين قوانين ارتباطي (پروتكل‏ها) اطّلاعاتي را دريافت مي‏كند, امكان دسترسي به ساير اطّلاعات مرتبط با اين داده‏هاي دريافت شده به صورت پيوندهايي نمايش داده مي‏شوند اين پيوندها امكان دستيابي كاربر به اطلاعات مرتبطي را فراهم مي‏آورد كه مي‏توانند شامل پيوند به قسمتهاي ديگر اطّلاعات دريافت شده باشند. بنا بر اين، به طور مثال، چه بسا در پانوشت مقاله‏اي كه در اينترنت منتشر شده است، صرفاً به ذكر منابع مقاله بسنده ننمايد, در صورت تمايل و انتخاب كاربر, مي‏تواند از طريق پيوند با آن منابع, اصل منبع را به طور كامل نمايش دهد. آنچه شبكه جهاني را به شبكه مانندي تبديل مي‏كند كه اطّلاعات آن به صورت پيوسته به يكديگر ارجاع داده مي‏شوند و مورد ارجاع متقابل نيز قرار مي‏گيرند، اين نوعي پيونددهي است. در نتيجه شيوة مرور در شبكه جهاني طبيعتاً غير خطي است.

اما پيوند شبكه جهاني برخي سؤالات حقوقي جالب توجه را برمي‏انگيزد. آيا انجام پيوند مستلزم رعايت حقوق مالكيت معنوي است؟ آيا مسئوليت‏هاي حقوقي ناش از پيوندسازي غيرمجاز قابل تصوير است؟ مقالة حاضر اينگونه پرسش‏ها و مسائل مربوطه را مورد توجه قرار مي‏دهد، مفهوم و ماهيت قوانين ارتباطي بين شبكه‏اي (پروتكل‏ها) را بررسي كرده و فرايندهاي واقعي كه به هنگام پيوندسازي به وقوع مي‏پيوندد را تشريح مي‏نمايد. برخي از موارد و نمونه‏هاي حقيقي در دنياي واقعي را آورده تا به كمك ‏آنها بتوان برخي از مسائل و موضوعات حقوق مالكيت معنوي مختص به شبكه جهاني وب را تشريح نمود. با مروري بر قوانين و مقررات كپي‏رايت در محيط شبكة وب, به مشكلات خاص حقوقي ناشي از پيوند غيرمجاز كه قبلاً به آنها اشاره شد, پرداخته مي‏شود.

صفحة ديلبرت هاك

داستان فكاهي مصور و مشهور ديلبرت، بيانگر تاريخ تجارت و مراحل تطور آن است. ديلبرت شركتي طفيلي است كه به مشكل كاغذبازي دچار شده است. شركت يو. ام. يا همان صاحب امتياز داستان‏هاي فكاهي ديلبرت, وب سايتي دارد كه كاربران مي‏توانند با استفاده از آن تازه‏ترين كارتن‏هاي ديلبرت را مشاهده كنند، محصولات مربتط با ديلبرت را خريداري كنند و با يو. ام. يا نويسندة اين داستان‏هاي فكاهي يعني اسكات آدامز تماس بگيرند. در ژانوية سال 1996، يكي از فارغ‏التحصيلان دانشگاه پرينستون سايتي را راه‏اندازي و آن را صفحة ديلبرت هاك نام‏گذاري كرد. بدين ترتيب اين امكان را براي كاربران فراهم ساخت تا جديدترين داستان‏هاي فكاهي ديلبرت را در چارچوبة متفاوت از فريم‏هاي عرضه شده از سوي يو. ام. مشاهده كنند.

صفحة ديلبرت هاك، فايل‏هاي تصوير ديلبرت را در برنمي‏گرفت و نويسندة صفحة ديلبرت هاك, هرگز كارتن‏هاي ديلبرت را تكثير نكرده بود. اما در اين صفحه نشاني دقيق فايل‏هاي تصويري مورد نظر بود و بر همين اساس، فايل‏هاي تصويري توسط مروركنندة كاربر و به منظور اتصال شدن به صفحة ديلبرت هاك، مستقيم از سايت ديلبرت متعلق به يو. ام. دريافت مي‏شدند. شركت يو. ام. در ژوئية 1996 نويسنده صفحة ديلبرت هاك را از اين مطلب آگاه ساخت كه داستان‏هاي فكاهي ديلبرت، از جمله حقوق معنوي يو. ام. به شمار مي‏آيد كه بدون اجازه كتبي مجاز به استفاده از آنها نمي‏باشد. نامة بعدي مشاور حقوقي يو. ام. صفحة ديلبرت هاك را به نقض آشكار كپي‏رايت متهم كرد و آنان را به اتخاذ اقدام قانوني در برابر اين عمل تهديد كرد. بالاخره صفحة ديلبرت هاك در مواجهه با حكم مسئوليت‏آميز نامعلومي در تاريخ اوت 1996 از انجام فعاليت محروم شد.

توتال نيوز

الگوي اطلاعاتي جالب توجه ديگر شامل توتال‏نيوز است. توتال‏نيوز با استفاده از فن‏آوري فريم و در حالي كه كاربر همچنان به تماشاي لوگوي توتال‏نيوز و آگهي‏هاي تبليغاتي وابسته به آن مشغول است، محتوي را از چندين منبع اطلاعاتي مختلف به نمايش مي‏گذارد. توتال‏نيوز با استفاده از اين فريم‏ها پنجرة مرور كننده را به چهار ناحية جداگانه تقسيم مي‏كند. ناحية شمارة يك شامل تعدادي پيوند با منابع خبري مانند CNN، CBC، USA Today است. ناحية شمارة يك شامل دو لوگو است كه بين لوگوي توتال‏نيوز و لوگوي تبليغ كننده‏اي در نوسان است. ناحية شمارة سه حاوي متون خبري است. هنگامي كه كاربر يكي از پيوندهاي ناحية يك را انتخاب مي‏كند، اطلاعات موجود در ناحية سه به نمايش درمي‏آيد. ناحية شمارة چهار آميزة دائماً متغير آگهي‏ها را در خود مي‏گنجاند. شيوة توتال‏نيوز در بهره‏گيري از فريم‏هاي مزبور اين امكان را براي مجريان سايت به وجود مي‏آورد كه همزمان با نمايش محتواي منابع مستقل ديگر، لوگوي خويش را نيز به نمايش گذارند. چنانچه منبع توزيع خبر، لوگوي خود يا علامت مشخص كنندة ديگري را در هر بخش از اطلاعات شده ظاهر نكند، اين سؤال براي كاربران مروركنندة خبر به وجود مي‏آيد كه اطلاعات مشاهده شده متعلق به كدام منبع اطلاعاتي است. تعدادي از سايت‏هاي خبري كه توتال‏نيوز با آنان پيوند برقرار كرده بود، ضمن ارائه دادخواست در فورية 1997، مدعي شدند علامه بر ساير موارد، حق اثر و نشان تجاري آنان نيز از سوي برخي كاربران مورد تجاوز و استفادة نابجا قرار گرفته است.

قانون كپي‏رايت، بي‏تأمل «از آثار بديع نويسندگي كه به صورت نوعي ابزار ملموس بيان محرز شده‏اند، حمايت به عمل مي‏آورد». از آنجا كه صفت بديع, صرفاً به اثري اطلاق مي‏شود كه نتيجة خلاقيت مستقل نويسنده بوده و از حداقل ميزان خلاقيت بهره برده باشد به نظر مي‏آيد كلية نشريات در شبكه جهاني واجد شرايط حمايت شدن توسط قانون كپي‏رايت باشند.

برخورداري از حقوق انحصاري دارندة كپي‏رايت به موجب قانون مربوطه، از جمله مزاياي حاصل در اين زمينه است. اين قانون شش مورد از حقوق انحصاري را به رسميت مي‏شناسد:

1) بازآفريني

2) تهية آثار اقتباسي

3) توزيع و نشر عمومي

4 و 5) اجرا يا نمايش عمومي

6) اجراي عمومي از طريق پخش راديويي و ديجيتالي.

اين حقوق را مي‏توان به وجه سلبي و با منع هرگونه استفاده از آنها اعمال كرد. علاوه بر اين، رويه‏هاي حقوقي موجود بيانگر آن است كه در مورد داده‏ها، به اطلاعات مربوطه به محدودة دانش عمومي، صحنه‏هاي نمايش و زمان و استعارات تكراري حق انحصاري اعطا نخواهد شد.

براي آنكه بتوان فردي را به موجب اصول كپي‏رايت مسئول دانست، عامل پيونددهنده با موضوع منحصر شده (كه از اين پس به وي نام «عامل پيونددهنده» اطلاق مي‏شود) بايد شرايط «ناقض آشكار» يا تا حدودي «ناقض جانبي» را داشته باشد. پس لازم است پيش از تحليل محدودة مسئوليت مرتبط با برقراري پيوند، به تفاوت‏هاي ميان اين دو نظريه پي ببريم.

نقض آشكار

اين قانون تصريح دارد «فرد تخطي‏كننده از حقوق انحصاري دارندة كپي‏رايت را ناقض قانون كپي‏رايت مي‏دانند» به منظور اثبات اين امر احراز دو شرط لازم است:

1) مالكيت حق انحصاري معتبر

2) نسخه‏برداري از عناصر بديع و مبتكرانة اثر.

مهم اين است كه قانون مزبور به نيت شخص ناقض كپي‏رايت توجهي ندارد. چنانچه اقدامات طرف براي تأمين اين دو شرط كافي باشد، وي «ناقض آشكار» و مسئول تلقي مي‏شود.

آنچه در اينجا مورد توجه خاص است، تأثيري است كه عمل واحدي در شبكه جهاني، بر حقوق برشمردة دارندة كپي‏رايت اعمال مي‏كند. به طور مثال دادگاه ناين سركيت اظهار داشته است «نسخه‏برداري» با هدف نقض كپي‏رايت, زماني صورت مي‏پذيرد كه برنامة رايانه‏اي از محل ذخيرة دائم خود به حافظة رم رايانه منتقل شود. ساير محاكم پس از استنباط اين قانون بنيادين به اين نتيجه دست يافته‏اند كه به همين ترتيب، «انتقال» فايل رايانه‏اي از يك سيستم رايانه‏اي راه دور به رايانه درخواست كننده نوعي نسخه‏برداري است كه حقوق انحصاري صاحب اثر را مطرح مي‏كند. حقوق نمايش، توزيع و نشر عمومي و حقوق اقتباسي نيز ساير استلزمات بالقوه‏اي هستند كه به دنبال تعقيب مطالب بر اينترنت مطرح مي‏شوند. مدعي‏عليه در پروندة «شركت ميراژ اديشن در برابر شركت آلبوكوئرك اي. آر. تي.»، اقدام به تقليد از اثر هنري چندين كتاب، انطباق آن بر كاشي‏هاي كف‏پوش و فروش آن به منظور كسب منافع تجاري كرده بود. ديوان ناين سركيت بدون هيچ تحليل و بررسي، مدعي‏عليه را مسئول نقض حقوق دارندة كپي‏رايت دانست. اين حقوق، همان اعطاي مجوز به خلق كارهاي اقتباسي بودند. ديوان سِوِنس سركيت در دعوي لي در برابر شركت آلبوكوئرك اِي. آر. تي كه ترتيب آن در واقع، همانند دعوي مزبور بود، اينگونه استنباط كرد كه حقوق اقتباسي دارندة كپي‏رايت نقض شده است. استدلال دادگاه در اين مورد چنين بود كه صرف چسباندن اثر هنري روي كاشي را مي‏توان با قالب سازي براي تصوير مقايسه كرد كه اين عمل هرگز منجر به تغيير، بازنويسي، اقتباس يا دگرگوني اثر اصلي نخواهد شد. دادگاه اظهار داشت صدور حكمي غير از اين از «مجموعه‏دارها و جهانگردان» و ساير اشخاصي كه هر اثر هنري ديگري را خريداري مي‏كنند، افراد «مجرم» خواهد ساخت. در واقع دادگاه در دعوي ميراژ، با عنوان اجراي حقوق اقتباسي دارندة كپي‏رايت به بسط حقوق اخلاقي نويسنده در حدي فراتر از آنچه پرداخت كه در اساسنامه بر آن تصريح شده است. به بيان دقيق‏تر، قانون كپي‏رايت حقوق اخلاقي نويسنده را به منظور «ممانعت از هرگونه تحريف، ايجاد نقض يا هرگونه تغيير آگاهانة ديگر در اثر كه منافي شأن و شهرت وي باشد»، محدود كرد. حتي اين حقوق نيز به «آثار هنرهاي تجسمي» محدود مي‏شود كه آنها نيز به نوبة خود، به نقاشي، طراحي، چاپ، مجسمه سازي يا تصاوير عكاسي منحصر مي‏شوند كه صرفاً نسخة واحدي از آنها موجود است و به تعداد محدود دويست عدد يا كمتر تكثير مي‏شوند كه به امضاء و شمارش صاحب اثر مي‏رسد.

برخي ديوان‏هاي دعاوي اظهار داشته‏اند «تأييد» رفتار تخطّي‏گرايانة ديگران، خود نوعي نقض آشكار است. اما تاريخ قانونگذاري حاكي از آن است كه هدف از كاربرد عبارت «تأييد»، ممانعت از راه‏اندازي بحث و گفتگو راجع به مسئوليت ناقضان جانبي است. بدين ترتيب، جاي تعجب نيست كه ساير ديوان‏هاي دادرسي نسبت به اين مطلب اظهار ترديد كرده باشند كه آيا «اعطاي مجوز» شيوة جداگانه‏اي از نقض آشكار را موجب مي‏شود يا خير. آيا در جريان برقراري پيوند، نقض آشكار صورت مي‏پذيرد‏؟ مرور جريان بحث در مورد صفحة ديلبرت هاك و توتال‏نيوز حاكي از آن است كه حداقل، در شرايطي شبيه به شرايط خدماتي موجود در مورد اين دو، كاربر نهايي تنها ناقض آشكار است. علت آن است كه عامل پيونددهنده هرگز عملي را انجام نمي‏دهد كه به ظاهر مستلزم تغيير و تبديل مستقيم مطالب انحصاري باشد. طبق اظهار گروهي از مفسران، «آنان (طرف‏هاي پيونددهنده) عمل نسخه‏برداري را انجام نمي‏دهند كه عنصر اساسي مسئوليت نقض كپي‏رايت است.» كلية اقداماتي كه به ظاهر نقض كپي‏رايت محسوب مي‏شوند (بازآفريني، توزيع و نشر و نمايش) به دليل ماهيت فن‏آوري زيربنايي به دست استفاده كنندة نهايي انجام مي‏شود كه مستقيم به محتوي و مضمون دسترسي دارد. تنها نقش طرف پيونددهنده در اين فرايند عرضه اطلاعات راجع به چگونگي امكان اين نوع دست‏يابي است.

حتي اگر دادگاه نيز به تعبير آزاد و پرهزينة نقش عامل پيونددهنده مي‏پرداخت و اينگونه استدلال مي‏كرد كه اين عامل تا حدودي به تصرف اثر انحصاري و تغيير آن مي‏پردازد (كه اينگونه نيست)، به نظر مي‏رسد تنها ادعاي موجود همان دعوي شبيه قضية ميراژ است. اما دعوي لي كه قانع‏كننده‏تر نشان مي‏دهد، عامل پيوند را از هرگونه ارتباط واقعي با اين موضوع مبرّي مي‏كند.

تاكنون هيچ دادگاهي با الگوي اطلاعاتي پيونددهنده برخورد نداشته است. اما دادگاه‏هاي مواجه با موقعيت تقريباً مشابه با مسئوليت كاربر سيستم تابلوي اعلانات (BBS) در رايانه معمولاً اينگونه حكم داده‏اند كه چنانچه كاربران نهايي سيستم عاملاني باشند كه اصولاً مسئول تغيير و تحول مستقيم و آشكار مطالب انحصاري هستند، شايسته نيست كاربر واسطة سيستم را مسئول نقض صريح و مستقيم بدانيم. استدلال آن گروه از دادگاه‏هايي كه از عرضه اين حكم امتناع ورزيده‏اند، سؤال برانگيز است. مهم اينكه، بر خلاف قضاياي توصيف شده در اينجا، در مواردي كه سيستم ناقض آشكار نيست، شرايطي مطرح است كه در آنها مطالب انحصاري حقيقتاً بر رايانه‏هاي كاربرد سيستم ذخيره و پردازش مي‏شود. با اين وجود ديوان‏هايي كه اينگونه دعاوي را مورد توجه قرار مي‏دهند, از مسئول دانستن كاربرهاي سيستم در قبال نقض آشكار خودداري كرده‏اند. به ظاهر اقدام اين دادگاه‏ها براي مسئول دانستن طرف‏هاي پيونددهنده به عنوان ناقضان آشكار و مستقيم، به هر دليلي كه باشد، قابل توجيه نيست. اينان بايد براي آسوده خاطر ساختن صاحبان كپي‏رايت به نظريه مسئوليت‏آميز ديگري متوسل شوند.

مسئوليت شخص ثالث ـ نقض جانبي

بر خلاف قانون ثبت انحصاري اختراعات، قانون كپي‏رايت «افراد را آشكارا به نقضي متهم نمي‏كند كه از سوي ديگري انجام گرفته است.» فقدان چنين زبان صريحي در مقررات كپي‏رايت مانع از تحميل مسئوليت نيست. طبق تعريف ديوان سكندسركيت، «شخصي كه با آگاهي از تخطي‏گرايانه بودن عمل ديگري، او را ترغيب كند، موجبات عمل وي را فراهم آورد يا در راه تحقق آن وي را مورد مساعدت مادي قرار دهد، ناقض جانبي شناخته مي‏شود». مهم اين است كه بدون نقض واقعي و آشكار شخص ثالث، نقض جانبي مفهومي نخواهد داشت. با اين حال هرگاه شخصي درگير قضية نقض كپي‏رايت شود و هنوز در اقداماتي كه مستلزم ادعاي نقض صريح هستند، مشاركت نكرده باشد، چه بسا نقض صريح ابزار شايسته‏اي براي ارزيابي مسئوليت به شمار آيد. دادگاه‏ها دو نوع نقض جانبي را مورد شناسايي قرار داده‏اند: افرادي كه تأمين‏كنندگان مالي نقض كپي‏رايت هستند و افرادي كه با اقدام خويش در اين امر مشاركت مي‏كنند و به آن جامه عمل مي‏پوشانند.

تأمين مالي نقض كپي‏رايت

يكي از انواع نقض جانبي «تأمين مالي» عمل نقض است. براي آنكه بودجة تأمين عمل نقض بتواند منشأ حقوقي دعوي را موجب شود، مدعي بايد نشان دهد مدعي‏عليه، آگاهانه ابزار نقض دو يا چند مورد از حقوق انحصاري دارندة كپي‏رايت را ايجاد كرده است كه اين ابزار فاقد زمينة استفادة واقعي ديگري غير از تخطّي‏گري بوده‏اند و نقض آشكار صورت گرفته است. چنانچه اين موضوع اثبات شود، صرف‏نظر از ميزان احاطة مدعي‏عليه بر ناقض آشكار يا منفعت اقتصادي آنان در اين عمل، شخص يا طرف تأمين‏كنندة درآمد مسئول شناخته مي‏شود.

در دعوي «شركت سوني آمريكا و شركت يونيورسال سيتي اِستوديوز» كه از جمله دعاوي مهم و برجسته به شمار مي‏آيد، صاحبان كپي‏رايت برنامه‏هاي تلويزيوني مدعي بودند فروش دستگاه‏هاي ضبط نوارهاي ويدئويي موجبات استفادة غيرقانوني مصرف‏كنندگان و نسخه‏برداري غيرقانوني را از برنامه‏هاي تلويزيوني فراهم آورده است. استدلال مدعيان اين بود كه توليدكنندگان دستگاه‏هاي ضبط نوارهاي ويدئويي را بايد به علت توليد و بازاريابي براي اين دستگاه‏ها، ناقضان جانبي به شمار آورد. ديوان عالي ايالات متحده با انجام آزمايش حقوق انحصاري ثبت اختراعات جهت اثبات كاربرد واقعي و غيرتخطي‏گرايانه بودن دستگاه ضبط نوار ويدئويي، رأي خود را بر اين مبني صادر كرد كه دستگاه‏هاي مزبور داراي كاربرد واقعي غيرتخطي‏گرايانه هستند و بدين ترتيب افراد متشاكي را نمي‏توان مسئول نقض جانبي به شمار آورد.

نقض مشاركتي

نوع ديگر نقض جانبي را اغلب «نقض مشاركتي» مي‏نامند. براي آنكه نقض مشاركتي بتواند منشأ دعوي حقوقي را موجب شود، مدعي بايد اثبات نمايد مدعي‏عليه از نقض آشكار ديگري مطلع بوده است و با عمل خويش اين نقض را ترغيب كرده، موجبات آن را فراهم آورده و به لحاظ مادي به پيشبرد آن كمك كرده است. در دعوي «شركت اِسكوين جمز ـ كلمبيا ميوزيك در برابر شركت مارك في ركوردرز»، طرف ناقض از حقوق انحصاري مدعي در ساخت برخي آهنگ‏ها تخطّي كرده و با نسخه‏برداري و بازآفريني آنها اقدام به انتشار آلبوم غيرمجاز كرده بود. مدعي علاوه بر سازمان منتشر كنندة آلبوم، بنگاه تبليغ‏كننده را به دليل استفاده از تبليغات غيرتخطي‏گرايانه جهت فروش آلبوم‏هاي غيرمجاز، شبكة راديويي تبليغ‏كننده به دليل پخش آگهي‏هاي مربوطه و نمايندگي بسته‏بندي را به دليل حمل آلبوم‏هاي غيرمجاز مورد تعقيب قانوني قرار داد. دادگاه اعلام كرد چنانچه بنگاه تبليغاتي، شبكة راديويي و نمايندگي بسته‏بندي را به دليل حمل آلبوم‏هاي غيرمجاز مورد تعقيب قانوني قرار داد. دادگاه اعلام كرد چنانچه بنگاه تبليغاتي، شبكة راديويي و نمايندگي بسته‏بندي از ماهيت غيرمجاز آلبوم‏هاي مزبور مطلع بوده باشند، مي‏توان آنان را مسئول نقض جانبي كپي‏رايت دانست.

عامل پيونددهنده به منزلة ناقض جانبي

چنانچه در شرايط فعلي بپذيريم فعاليت مصرف‏كنندگان نقض آشكار محسوب مي‏شود، آيا مي‏توان گفت اقدام عامل پيونددهنده به گونه‏اي است كه عناصر لازم جهت انجام نقض جانبي را تأمين مي‏كند؟ در پاسخ بايد گفت در برخي موارد اين امكان وجود دارد. پرسش و تحقيق مربوطه در اينجا است كه چه نوع پيوندي در اين ميان برقرار است. به احتمال قوي هرگاه عامل پيونددهنده اقدام به برقراري پيوند ترغيبي راه دور ميان مصرف‏كننده و موضوع انحصاري موجود روي صفحة شبكه كند، به ظاهر مي‏توان پذيرفت «مشاركت مادي» يا «فيزيكي» عامل پيونددهنده بيش از اقدام نويسنده‏اي نيست كه مقالات ابتدايي مبتني بر مطالب سايرين عرضه مي‏كند و بدين ترتيب مدخلي را به كتابنامه‏اي وارد مي‏كند يا مرجع مورد استفادة خود را در پانوشت مي‏آورد. به ظاهر آراء اخير دادگاهها در خصوص تعهد كاربر خدماتي پيوسته در قبال اقدامات تخطي‏گرايانه مصرف‏كنندگان متضمن اين مطلب است كه صرف تهية امكاناتي كه انجام تخطي از طريق آنها ممكن شود، به مفهوم «مشاركت اساسي» مورد نياز حمايت از ادعاي نقض مشاركتي نيست. در اينجا عامل پيونددهنده به ظاهر كمترين دخالت را دارد. بنا بر اين مطمئناً در مورد پيوند ترغيبي، حداقل، صرف ايجاد پيوند براي تأمين اين آستانه كاملاً بعيد مي‏نمايد.

موقعيت, زماني پيچيده‏تر مي‏شود كه با سايت‏هاي فريم‏داري مانند توتال‏نيوز مواجه مي‏شويم. در اين سايت پيوند ترغيبي به پيش آمدن يك صفحة مركب روي نمايش‏گر كاربر منتهي مي‏شود كه مطالب انحصاري به عنوان اجزاي سازندة آن مطرح هستند. چنانچه مرور كاربر تا حدودي نشان از نقض كپي‏رايت داشته باشد، عامل پيونددهنده و مسئول سايت چارچوب‏دار مظنون به نقض مشاركتي و تأمين بودجة حمايت از نقض است. احتمال قوي‏تر اين است كه برقراري اين نوع پيوند حاكي از مشاركت واقعي و ضروري در نقض آشكار كاربر نهايي با هدف نقض مشاركتي باشد. علاوه بر اين، از آنجا كه اين نوع پيوند مانند «ابزار» عمل تخطي‏گرايانة كاربران عمل مي‏كند، احتمالاً به عنوان بودجة حمايتي عمل نقض كپي‏رايت نيز مطرح است. همچنين، از آنجا كه مقصود پيوندهاي غيرمجاز در اين مثال‏ها ايفاي نقش ابزار نقض است، در هيچ يك از آنها عامل پيونددهنده نمي‏تواند به اين علت كه پيوند مورد نظر داراي كاربر واقعي غيرتخطي‏گرايانه است، از ادعاي تأمين بودجة حمايت از عمل نقض دفاع كند.

اتان كاتش در اثر وزين خويش با نام قانون در دنياي ديجيتالي آورده است: «فضاي ديجيتال ابرمتن جديد كه در آن، پيوندها، فرصت‏هاي ارتباطي و ابزار جديد آفرينش ظهور يافته‏اند، محيطي است كه چگونگي نگرش ما به آثار خلاقيت‏آميز، چگونگي توصيف ما از آنها و همچنين چگونه انديشيدن ما به آنها را براي متحول شدن ترغيب مي‏كند.» شايد به پيشنهاد برخي بهتر است محور توجه را به جاي تمركز بر كپي‏رايت و مالكيت معنوي سازمان يافته، به طور كلّي بر پاية ماهيت بهره‏گيري از آثار و توانايي نويسنده در نظارت بر اين بهره‏گيري قرار دهيم. به طور مثال فن‏آوري‏هايي موجود است كه دارندة سايت مي‏تواند با رجوع به آنها و بدون توسل به مراجع قانوني، از اتصال غيرمجاز ممانعت به عمل آورد. مي‏توانيم با تكيه بر فن‏آوري‏هاي پيچيده‏تر و بدين ترتيب، پي‏گيري دقيق‏تر و توجه به استفادة عموم از مطالب انحصاري نويسندگان، از منابع آنان حمايت مؤثري به عمل آوريم. اما از آنجا كه اينگونه طرح‏هاي برقراركنندة نظم ممكن است پيامدهاي ناخواسته‏اي را در جهت تهديد آزادي‏هاي بنيادين موجب شوند، چه بسا اين وسوسه در نهايت نوعي كوته‏بيني محسوب شود. تصور اين مطلب كه فعاليت بنياديني نظير برقراري پيوند در پرده‏اي از ابهام حقوقي باقي بماند، چه از طريق بازسازي اصول حقوقي مالكيت معنوي چه از طريق راهكار خلاّقانه‏تر، امر بسيار مشكلي به نظر مي‏آيد. اما همان‏گونه كه در اين متن آمده است، چارچوب مالكيت معنوي در بهترين شرايط مي‏كوشد ابزارهاي تحليل‏گرايانة لازم جهت توجه به اين موضوع را فراهم آورد.

پي‏نوشت

1.‏ ترجمه بخشي از مقاله‏اي است كه با مشخصات زير منتشر شده است: »Copyright on the www; linking and liability« Edward A. Cavazos and coe F. Miles, The Richmond Journal of law and Technology, Vol. IV. Issue 2, Winter 1997.
2. The Dillbert Hack Page.
3. Total NEWS
4. Frame
5. Logo
6. Linking party
7. Direct infringer
8. Contributory infringer
9. ‏Means to infringe
10. Participatory infringement
11. Materially contributes
12. Law in a digital world