|
شاخصهاي تجاري حق مالكيت فكري
اسامة المحدوب
ترجمه محمّدعلي روحاني دزفولي
اشاره
بررسي نسبت ميان دو مقوله پيشرفت و مالكيت فكري و رابطه نظري و عملي آندو, نگاهي جديد به مسائل كپيرايت است. در چنين موضوعي, پژوهشگر در پي بررسي نقش عيني و ملموس اعطاي حقوق مالكان انديشه و ابتكار در فرايند پيشرفت و توسعه در عرصههاي مختلف انساني و صنعتي است. برعكس يعني اثبات عدم رابطه همبسته بين آندو متغير هم قابل بررسي است. اما روشي كه نويسنده اين مقاله جهت اثبات نقش كپيرايت در پيشرفت انتخاب كرده جالب است. او با تحليل مصوبات و قراردادهاي چند مركز جهاني كپيرايت در صدد كشف چگونگي همبستگي متغير مالكيت فكري با متغير پيشرفت است.
رويكرد نويسنده عمدتاً اقتصادي است و در پي بررسي مالكيت فكري در چارپوب گات است. ربط و ارتباط گات و كپيرايت يا گات و ويپو اساس اين مقاله را تشكيل ميدهد. از اينرو مطالب اين مقاله نمايانگر جنبههاي تجاري مالكيت فكري است.
از اواخر قرن نوزدهم انديشههاي نو در زمينه «مالكيت فكري» در جهان مطرح شد. در اين زمان كه علوم و فنون رو به شكوفايي بودند، رابطه تنگاتنگي ميان پيشرفت علم, صنعت و خلاقيتهاي فني و ادبي از يك سو و توجه و اهتمام بيش از حد نسبت به آنچه مالكيت فكري ناميده ميشد، از سوي ديگر به وجود آمده بود.
مقصود از حق مالكيت فرد بر فكر و انديشه مجموعة ضوابطي است كه شخص صاحب فكر و خلاقيت را در عرصه كارهاي فني يا ادبي و ساير خلاقيتهاي علمي مشابه قادر ميسازد نسبت به ابتكارات فكري خود احساس مالكيت كند. از جمله ميتوان به حق مالكيت صنعتگران و مخترعان اشاره كرد كه قدرت به ثبت رساندن يا گذاشتن علامتهاي تجاري روي اختراعات خود را بدست ميآورند و مصنوعات فني را براي خود و به نام خود حفظ ميكنند. در عين حال براي ساير مخترعين و كساني كه خلاقيتهاي مشابه و همسو با آنها دارند، هيچگونه محدوديت و مزاحمتي فراهم نميآورند.
اولين قراردادي كه در مورد حق مالكيت فكري و انديشة خلاقيتهاي فني ميان دولتها منعقد شد، در سال 1883 بود. اين توافقنامه مبتني بر قرارداد حق مالكيت فكري و ابتكار منعقدة در پاريس بود. هماكنون 120 دولت از مفاد اين قرارداد تبعيت ميكنند، متعاقب اين قرارداد، مجمع ديگري در سال 1886م در شهر برن با هدف حمايت از حقوق مؤلفين و مصنفين ادبي و فني تأسيس شد. در حال حاضر 150 كشور عضو اين مجمع هستند. براي پيگيري اجراي مصوبات اين مجمع, دو دفتر مستقل به وجود آمد كه بعدها به نام دفتر بينالملل نامگذاري شد. در سال 1893م, آن دو دفتر ادغام و موجب رونق بيشتر كار شدند. در واقع به دليل گستردگي و حجم زياد مصوبات چنين تحولي مبارك و مؤثر واقع شد. زيرا ايجاد بستر مناسبي براي انعقاد قراردادهاي حق مالكيت فكري و تصويب مواد مختلف و بالاخره سامان يافتن امور حقوق پديدآورندگان بود. به همين دليل مجموعه بينالمللي تحت عنوان سازمان جهاني مالكيت بر فكر و انديشه، با نام اختصاري ويپو در 1967 ايجاد و در 1970 فعاليت رسمي خود را آغاز كرد و از سال 1974 به صورت يكي از زير مجموعههاي تخصصي سازمان ملل متحد به كار خود ادامه داده است. اين سازمان هماكنون داراي 147 عضو از كشورهاي مختلف ميباشد و بر 23 قرارداد بينالمللي كه شامل حق مالكيت فرد بر فكر و انديشه است، نظارت دارد. بنابراين اين رخداد به ظاهر كوچك علاوه ب اينكه سهم مهمي در جهت دادن به مسئله مالكيت فكر داشت, توجه عمومي را به اهميت آن جلب نمود. زيرا كشورهاي در حال توسعه در نزاع دائمي با كشورهاي پيشرفته به سر ميبرند. منشاء اين كشمكش و نزاع نيز وجود قدرت خلاقيت و ابتكار و اختراع در كشورهاي صنعتي و فقدان آن در ساير كشورها است. اگر چه كشورهاي پيشرفته سعي دارند اختراعات و خلاقيتهاي صنعتي خود را به سايرين عرضه كنند. اما دولتهاي عقبمانده, عليرغم تخلفات هيچگاه, حاضر به پاسخگويي هم نيستند و كوشش كشورهاي توسعهيافته جهت تفهيم محترم بودن حقوق مؤلفين و مصنفين و اين كه هركس مالك فكر و انديشة خود ميباشد بينتيجه مانده است. حتي در برخي موارد با مخالفت روبرو شده است. بنابراين بعضي كشورهاي توسعهيافته سعي كردند اين مطلب را ضمن برنامههاي تجاري خود با كشورهاي عقب مانده و در حال توسعه بگنجانند. از اينرو حق مالكيت فكري و نظارت مؤسّسه جهاني ويپو بر آن پس از رايزنيهاي متعدد سرانجام قرار شد تحت برنامه تجاري صرف مطرح شود. تلاشهاي انجام يافته متعاقب آن ايده, به توافقنامه تجاري تريپس منجر شد. در واقع ميتوان گفت قرارداد مالكيت فكري يكي از بزرگترين موافقتنامهها در سطح جهان است. 73 مادة مهم در اين موافقتنامه وجود دارد كه هر كدام نيز حاوي تبصرههاي جانبي بسيار و در مجموع مشتمل بر مواد اساسي و مهم است.
شايد بارزترين چيزي كه در آن به چشم ميخورد، موضوعي است كه در بند اول گنجانده شده است و در آن به احكام پيماننامههاي برن مبني بر حمايت از آثار فني و ادبي و پيماننامه پاريس مبني بر حمايت از مالكيت صنعتي و پيماننامه رم مبني بر حمايت از هنرمندان و توليدكنندگان نوارهاي صوتي و گروههاي راديويي استناد شده است. همچنين وظيفه حمايتي از مالكيت فكري در نهادهاي پيشرفته در قانونهاي اين سازمان پيشبيني شده است. تمامي اين موافقتنامهها و قوانين به منزلة تضميننامههايي است كه در رأس قوانين دولتي و براي تنظيم حقوق مالكيت فكر قرار دارد. البته توافقنامه مالكيت فكري موجب لغو ساير موافقتنامهها يا جايگزين آنها نشده است. بلكه مكمل آنها است و به استناد همان قوانين و مقررات محدوديتهايي را براي اعضاء سازمان جهاني تجارت ايجاد كرده است. علاوه بر آن سلسله محدوديتهايي به اجرا گذاشته شد كه ناشي از انعقاد پيماننامه جديد بود. ولي تداخلي در احكام يكديگر نداشتند و اين موافقتنامه شامل مجموعهاي از دستورالعملهاي عمومي بود كه به استناد احكام و دستورالعملهاي گات البته بعد از پيرايش و نزديك كردن آن با طبيعت حقوق مالكيت فكري به وجود آمد. در ذيل به مجموعهاي از قوانين و مقرراتي اشاره ميكنيم كه به صورت عام اهداف و خواستههاي موافقتنامه را شامل ميشود و اعضاء را به پيروي از آنها ملزم ميكند.
مبدأ داد و ستدهاي شهري
كلّيه اعضاء موظّف هستند تسهيلاتي براي شهروندان ديگر كشورها كه عضويت پيماننامه را پذيرفتهاند، فراهم نمايند. اين تسهيلات بايد در همان حد و اندازهاي باشد كه شهروندان خود آنها از آن بهرهمند هستند. البته در موارد استثنايي دولتها ميتوانند براي شهروندان خود حقوق ويژهاي قائل شوند و به آنچه در چهار پيماننامه اصلي به آن تصريح شده، عمل كنند. به شرط آنكه اين تسهيلات و استثنائات قيود پنهان و دست و پا گيري سر راه تجارت نباشند. در اينجا مراد از كلمة حمايت كلية اموري است كه در به كار گرفتن حقوقي كه در اين پيماننامه به آن اشاره شده است، مؤثر باشد. قابل ذكر است التزام به اين اساسنامه باعث ميشود كشورهاي عضو نسبت به ايجاد تسهيلات در قوانين خود و در مواقع ضروري براي به وجود آوردن شرائط مناسب تجارت با بيگانگان اقدام كنند. اگرچه در پيماننامه به صراحت بر الزام دولتها به تعديل قوانين در اين مورد اشاره نميشود، لكن نتيجة منطقي التزام به احكام پيماننامه مبيّن اين معنا است. مهمتر اينكه در جاهاي ديگر پيماننامه تسهيلات قانوني مورد تأكيد قرار گرفته است.
اصل ديگرمورد توجه مربوط به عضوي است كه از تسهيلاتي از سوي اين سازمان برخوردار شده باشد. سازمان بايد سريعاً و بدون تبعيض اين تسهيلات را به تمامي كشورهاي عضو اِبلاغ كند. مگر اينكه اين عمل، يعني برتري دادن يك عضو به ديگران، ناشي از توافقنامههاي بينالمللي باشد كه در مورد كمكهاي قضايي و گسترش قوانيني كاركرد دارندكه فراتر از قانون حمايت از ماهيت فكري عمل ميكنند يا اينكه آن تسهيلات بر طبق مفاد توافقنامههاي برن و رم باشد. زيرا هر دو اين توافقنامهها در موارد تسهيلات ايجاد شده در معاملات خصوصي غيرمرتبط با معاملات با ساير دولتهاي عضو تعيين حدود نكردهاند. بلكه آنچه مجاز دانستهاند، همان تسهيلاتي است كه بر اساس معاملات اعضاء با ساير كشورها به وجود ميآيد، اما به رغم وجود تناقض ميان اين استثناء با موضوع داد و ستد داخلي, تسهيلات به صورت عام يا مطلق نيست. بلكه استثناء مشروط و بر طبق احكام و شرائط و مقرراتي است، كه در حدود توافقنامههاي برن و رم به وجود آمده است.
همچنين معاملاتي كه در نتيجة پيماننامههاي دولتي متعلق به حمايت مالكيت فكري بودهاند و پيش از آنكه سازمان جهاني تجارت در اين زمينه قانوني وضع كرده باشد، ميان دولتها اجرا ميشدهاند، از اولويت برنامههاي كاري دولت برداشته ميشود تا اخطارهاي سازمان حمايت از حقوق مالكيت فكري از يكپارچگي لازم برخوردار باشد و براي متخلفان مستمسكي به وجود نيايد كه ادعا كنند كه احكام و قوانين مربوطه داراي نوعي خودسري و محدود كنندة آزاديهاي فردي و اجتماعي است.
هدفهاي توافقنامه
توافقنامه نشان ميدهد حمايت از حقوق مالكيت فكري سهم بسزايي در پيدايش فنآوري داشته است. همچنين در نقل و توسعة آن براي دست اندركاران و سازندگان اين صنعت و نسبت به ايجاد رفاه اجتماعي و اقتصادي و برقراري موازنه ميان انجام وظيفه و پرداخت حقوق نقش مهمي ايفا كرده است.
با اين وجود, حق مالكيت فكري نبايد به ارابهاي تبديل شود كه تنها وظيفه آن انتقال نظام پيشرفته علم و صنعت به ساير مناطق است. چون اگر چنين تفسيري داشته باشيم، به كشورهاي در حال توسعه موقعيتي دادهايم تا باعث از بين بردن فرصتهايي شود كه در اختيار كشورهاي پيشرفته است. به اين معني كه كشورهاي پيشرفته مقررات حمايت از حقوق مالكيت فكري را به عنوان وسيله معيني به كار ميگيرند. به عبارت ديگر از نقل فنآوري در حدي كه براي عمليات توسعه لازم است، استفاده ابزاري ميكنند. كما اينكه بنا به مفاد توافقنامه اعضاء مجاز هستند تدابيري اتخاذ كنند كه نسبت به بهداشت عمومي و نظارت بر مواد غذايي و مصالح اجتماعي ديگري كه به رشد سريع اقتصادي و اجتماعي و صنعتي كمك ميكند، به شرط آنكه با مفاد پيماننامه هماهنگي داشته باشد، از حمايت خاصي برخوردار باشد. همچنين به اعضاء اجازه داده شده تدابيري اتخاذ كنند تا از جانب كساني كه مشمول حق مالكيت فكري هستند از موقعيتهاي به دست آمده سوء استفاده نشود. چنين سوءاستفادهاي شامل منع ديگران از بهرهوري يا عدم همكاري با دولتهايشان در جهت انتقال فنآوري و يا ايجاد مانع بر سر راه بازرگانان و نظائر آن است. همچنين وجود پيششرطهاي محدود كنندهاي كه باعث زيان صاحبان كالا ميشود و آنها را از حقوق طبيعيشان محروم ميكند يا اينكه شروط ظاهري بازرگاني دارد ولي سبب محدود شدن اعضاء يا دولتها ميشود، به طوري كه آنها را از وارد كردن كالاهايي منع ميكند كه صنعت و فنآوري را همراه خواهد داشت، جزو سوءاستفاده محسوب ميشود. در هر حال هدف اجمالي توافقنامه ايجاد بستر مناسب براي رد و بدل كردن فنآوري و آشنا كردن طرفين به مسائل علمي، صنعتي و تجاري است، در عين اين كه منافع هر دو طرف مستقل و محفوظ بماند و به رسميت شناخته شود.
التزامات عمومي و عمل به آنها
كشورهاي عضو موظف به وضع قوانيني هستند كه با مندرجات توافقنامه و اصول آن كه عدم تعدي به حقوق مالكيت فكري است، هماهنگ باشد. آنها بايد منصفانه و به دور از هرگونه پيچيدگي يا الزام افراد به انجام اعمال غير ضروري جلو هرگونه سوءاستفاده و تعدي را بگيرند. اگرچه الزام دولتها به وضع قوانين عادي و ساده به اين معني نيست كه نظام قضايي خاصي براي حمايت از حقوق مالكيت فكري ايجاد كنند. اما اين امر نميتواند باعث چشمپوشي آنها از مقررات و قوانين خاص مربوط به خود شود. از طرف ديگر توافقنامه كشورهاي عضو را ملزم ميكند به اعضا و طرف قرارداد فرصت بدهند در صورت وجود اختلاف ميان طرفين به قوانين قضائي و حقوقي دسترسي داشته باشند و از طرفي اين اختيار را داشته باشند كه هنگام لزوم از وكيل دعاوي جهت استيفاي حقوق خويش استفاده كنند و هرگونه سند و مدركي كه مربوط به مسئله مورد اختلاف باشد، به مقامات عرضه كنند. مقامات قضايي نيز كه در حل مخاصمه دخيل هستند، قادرند از دوطرف بخواهند هرگونه سند و مدركي كه در اختيار دارند عرضه كنند. چنانچه هركدام از آنها بدون دليل موجه در عرضه ادله و شواهد و مدارك كوتاهي كند، عضو يا اعضا ميتوانند از مسئولين قضايي بخواهند احكام مقدماتي و نهايي را در حد همان معلومات داده شده، انشاء كنند. منتها حكم صادره بايد در حد و اندازهاي باشد كه صاحب حق بتواند از آن استفاده كند و ضرر فوقالعادهاي به او وارد نيايد. از طرف ديگر مسئولين قضايي كه احكام خود را جهت مصالح صاحب حق صادر كردهاند، در صورت مشاهده هر نوع سوء استفاده ميتوانند صاحب حق را به پرداخت ضرر و زيان ناشي از سوءاستفاده ملزم كنند. اين در صورتي است كه متشاكي از سوء رفتار شاكي در زمينة اجراي حكم متحمل خسارت شده باشد. بنابراين وجود چنين مقرراتي حكايت از اين دارد كه توافقنامه خود متكفل تحقق اهداف عاليه سازمان، يعني تأمين حقوق و مراعات كامل منافع اعضاء در حالات مختلف است. از طرفي توافقنامه به وضع مقرراتي كه فقط به دادخواهي در زمينههاي ارتكاب جرم باشد، محدود نيست. بلكه شامل برخي قوانين و مقرراتي است كه ميتواند مانند سدّي تعديات اعضاء را به يكديگر، به خصوص در زمينة واردات كالا مانع شود. كه خود تخلف از قانون حق مالكيت فكري است و راه وصول به مجاري تجاري را بر عضو وارد كننده كالا ميبندد. در اين موارد از طريق صحّه گذاشتن بر احكام و اوامر مسئولين قضايي در زمينة دفع ضرر نسبت به يكي از طرفين مرافعه و همچنين براي حفظ اسناد و مدارك مربوط به مسئله مورد اختلاف ميتوان به نتيجه رسيد. در همين رابطه ميتوان از قوانين و مقرراتي استفاده كرد كه به عنوان قدرت بازدارنده شناخته ميشوند. چنانچه تشخيص داده شود با دادن اخطار به طرفهاي درگير ميتوان از وقوع جرم جلوگيري كرد، لازم است اين عمل انجام شود. همچنين در بند چهارم توافقنامه آمده است داد و ستد كالاهاي مشابه يا كالاهاي با علائم تجاري خاص ولي فاقد ارزش حقوقي به طوري كه مثلاً در ترخيص آنها از گمرك توجهي به آن علائم نميشود يا نوشتههاي فني و ادبي كه از چاپ يا نسخهبرداري آنها مدتي گذشته است، بدون اينكه حق تأليف يا نسخهبرداري از آن را به جايي منحصر كرده باشند، نوعي تجاوز به حق مالكيت فكري و ايجاد ضرر براي صاحبان اصلي اين كالاها است. در اين مورد نيز پيماننامه اجازه داده است كشورهاي عضو هنگام ترخيص چنين كالاهايي از گمرك، تسهيلاتي براي صاحب كالا در نظر بگيرند. از طرف ديگر مسئولين گمرك موظف هستند در مورد خودداري از ترخيص كالا به وارد كننده هشدار دهند و از وي بخواهند اقدامات قانوني انجام بدهد. ضمن اينكه مدت نگهداري كالا از زمان اخطار تا شروع در برنامههاي قانوني جهت آزادسازي نبايد بيش از ده روز باشد. در غير اين صورت، يعني عدم وجود دعاوي حقوقي و قضايي بر عليه وارد كننده، مسئولين گمرك حق دارند پس از بررسي مدارك مربوط به قانون واردات و صادرات، جهت ترخيص كالا اقدام لازم را انجام بدهند. اين مواد قانوني با هدف روحيه دادن به صاحب حق در مورد پيگيري شكايت خود نسبت به واردكنندگان كالاهاي مشابه كه موجب شدهاند از اين طريق مصالح وي در معرض خطر قرار گيرد، از طرف سازمان حمايت از حقوق مالكيت فكري تدوين و در اختيار اعضاء قرار داده شده است. از طرف ديگر حمايت از متهم و تضمين حقوق وي در قبال سوء استفاده صاحب حق از فرصت به دست آمده جهت ايجاد تشويش و هياهو نسبت به كالاي وارداتي مشابه كه چه بسا ممكن است با كالاي اصلي هيچگونه فرقي نداشته باشد و تنها به سبب اينكه در رقابت با حريف قرار گرفته است، بايد از دور خارج شود، پيشبيني شده است. زيرا همين امر سبب عدم ترخيص از گمرك ميشود و در نتيجه منافع واردكنندگان به صورت جدي مورد تهديد قرار ميگيرد. از سوي ديگر توافقنامه اعضاء را ملزم ميكند تا در برابر قوانين و مقرراتي تسليم باشند كه در خصوص افراد خطاكار وضع شده است تا در صورت تخلف از قوانين تجاري مانند استفاده غير مشروع از علائم ثبت شده يا حقوق ديگري كه مالكيت آن براي فرد يا افراد ديگر تعيين شده است، مورد تعقيب قانون قرار بگيرند و به جزاي نقدي يا زندان يا هر دو محكوم شوند. افزون بر اينكه كليه كالاهاي كشف شده و وسائل توليد آنها ضبط و مصادره خواهد شد. بنابراين و بر طبق مفاد موجود در توافقنامه كليه اعضاء موظف به وضع قوانيني هستند كه متضمن برخي مجازاتهاي كيفري بازدارنده باشند تا جلو تجاوز به حقوق ديگران گرفته شود. اين قوانين جريمه نقدي يا حبس يا هر دو را شامل ميشود. به علاوه مصادرة كالاهاي كشف شده و عوامل مؤثر در توليد آنها نيز جزو مجازات است. پس دولتهاي عضو وظيفه دارند تسهيلات قانوني لازم جهت ايجاد مراكز قانونگذاري را به وجود آوردند تا مجازاتهاي لازم را در مورد متخلفين و متجاوزين به حقوق مالكيت فكري اعمال كنند. البته موضوع مربوط به مدت زمان زندان يا جريمههاي نقدي تعيين شده بايد در اختيار مسئولين همان حكومت باشد تا به مسائل اقتصادي و اجتماعي خاصي كه دارند، خدشه وارد نشود.
حقوق مؤلف
از قرن نوزدهم به بعد حقوق مؤلف در اكثر كشورهاي جهان اهميت زيادي پيدا كرد و به رغم اينكه تعريف درستي از آن در دست نيست لكن از ارزش و اعتبار قانوني آن در زمينه پذيرش از طرف كشورها و ايجاد مقررات خاص براي آن در عرصه بينالمللي كاسته نشده است. اولين قانوني كه در زمينه حقوق مؤلف به وجود آمد، به سال 1709 در كشور انگلستان بود كه به نام قانون «ملكه آن» معروف شد. پس از آن در سال 1777 از طرف لويي شانزدهم؛ پادشاه فرانسه قانون ديگري در زمينة حقوق مؤلف وضع شد. در آمريكا نيز اولين قانوني كه در دفاع از حقوق مؤلف از طرف جمهوري فدرال وضع شد، در سال 1790 بود. پس از آن و براي اولين بار در سال 1910 از جانب حكومت عثماني قانون حمايت از حقوق مؤلف به كشورهاي عربي راه پيدا كرد و اولين قانون عربي محض كه در مورد حقوق مؤلف وضع شد، قانون مغربي بود كه در 1916 تصويب شد، اما اولين قانون عربي كه درباره حمايت از حقوق مؤلف تصويب شد، قانوني بود كه در مصر نوشته و به قانون مصري شماره 354 معروف شد. اين قانون براي اولين بار در زمان استقلال مصر و در سال 1954 به طور رسمي ابلاغ شد. از آن پس مسئله حقوق مؤلف جزء اساسي حقوق بشر شناخته شد و سازمان ملل متحد نيز در سال 1948 موجوديت چنين حقي را به تمامي اعضاء اعلام كرد. به طوري كه در ماده 57 اين قانون تصريح شده هر انساني حق دارد در صورت خلق آثار يا نشر افكار ادبي و فني خويش از منافع اجتماعي و آثار علمي آن بهرهبرداري كند. حمايت دولتي از حقوق مؤلف در طول تاريخ سبب شد تا به صورت مجموعة آئيننامه ضمن قوانين كشوري مورد استفاده قرار گيرد و در نتيجه نوعي تعامل بين كشورهاي عضو قراردادهاي بينالمللي از آن استفاده شود. اگرچه وجود چنين قراردادهايي براي رسيدگي به كليه جوانب امر كافي به نظر نميرسيد، ليكن به دليل علاقهاي كه وجود داشت، تلاش كشورها براي رسيدن به قانون كامل جهت حمايت از حقوق مؤلف بيشتر شد. تا آنجا كه اولين توافقنامه جامع كه كليه مراتب حقوق مؤلف را شامل ميشد، در سال 1886 در شهر برن منعقد شد. اين توافقنامه به صورت مرجعي براي سازمان جهاني حق مالكيت فكري درآمد. اين توافقنامه در سال 1952 به پيماننامه جهاني حقوق مؤلف پيوست كه تحت نظارت سازمان ملل متحد در زمينة آموزش و پرورش و فرهنگ با نام يونسكو فعاليت ميكند. حقوق مؤلف دائم در حال رشد بوده است تا جائيكه نوشتجاتي كه تحت حمايت حقوق مؤلفين قرار گرفته مورد توجه واقع شده است. به طوري كه به صورت حيرتآوري قيمت تجاري آنها بالا رفت. تا جائي كه ايالات متحده آمريكا مدعي درج موضوعات حمايت از حقوق مالكيت فكري در قراردادها شد. اين باعث شد پيماننامه به جنبههاي تجاري حقوق مالكيت فكري با علامت اختصاري تريپس بسط يابد كه هم حقوق مؤلف هم تمامي شئون حقوق مالكيت فكري را دربرميگرفت. اما در زمينة حقوق مؤلف پيماننامه «تريپس» گوي سبقت را از پيماننامههاي متعددي كه در اين زمينه به وجود آمده بود ربود. اين پيماننامه شامل موارد زير است:
1 ـ پيماننامه برن در حمايت از نوشتجات فني و ادبي است كه در 9 سپتامبر 1886 منعقد شد.
2 ـ توافقنامه جهاني حقوق مؤلف كه در 6 سپتامبر 1952 در ژنو به امضاء رسيد و سازمان يونسكو با 127 دولت عضو خود بر آن نظارت دارد.
3 ـ پيماننامه كشوري ضبط آثار سمعي و بصري، پيماننامه فيلم در آوريل 1989 است.
پيماننامه مادريد در مخالفت به دو برابر شدن ماليات حق تأليف در 23 دسامبر 1979 و پيماننامه واشنگتن در حمايت از مؤسسات پيشرفته در 26 مي 1989 منعقد شد. اين پيماننامهها صرفاً براي پوشش دادن به حقوق مؤلف به وجود آمد. اما حقوق مؤلفيني مانند بازيگران، نوازندگان و سازندگان (توليدكنندگان) و گروههاي راديويي در سه پيماننامه ديگر و به طور جداگانه لحاظ شده است كه به ترتيب عبارتند از:
1 ـ پيماننامه «رم» منعقده در سال 1970 تحت عنوان حمايت از سازندگان آثاري كه در مقابل آثار غير قانوني قرار داشتند.
2 ـ پيماننامه نشر علائم خبري از طريق ماهواره كه در سال 1974 در بروكسل به امضاء رسيد.
در اينجا لازم ميدانيم در مورد توافقنامه حمايت از حقوق نويسندگان فني و ادبي كه در برن منعقد شده است و هنوز نسبت به عرضه مفاد و آثار پيماننامه مالكيت فكر در سازمان «گات» اقدامي نشده بود، روشنگريهايي انجام دهيم. زيرا اين پيماننامه به طور كلي به احكام و تصميمات پيماننامه برن و پيآمدهاي بعدي آن و التزام به قوانين و مقررات وضع شده در آن نظر دارد براي مثال در پيماننامه برن گفته شده است: كلية اعضاء اتحاديه موسوم به برن بايد همان اعضاء پيماننامه باشند و اعضاء ميتوانند كارهاي فني و ادبي خود را در خاك كشورهاي يكديگر و به صورت مجاز و آزادانه و همانطور انجام دهند كه براي اجانب در نظر گرفته شده است. براي مثال چنانچه كار ادبي كه به لغت خارجي نوشته شده است، به عربي ترجمه شود، مترجم بايد مورد حمايت قرار بگيرد و ترجمه او نيز به عنوان كار ادبي مستقل تلقي شود كه ديگران هيچگونه حق دخل و تصرف در آن ندارند. كشورهاي عضو طبق ماده 36 پيماننامه برن موظفند قوانين خود در زمينه ثبت اختراعات و ديگر موارد مالكيت فكري را طوري تنظيم كنند كه به سهولت با قوانين پيماننامه تطبيق داده شود. تا از اين طريق به وحدت رويه در قوانين سازمان حمايت از حقوق مؤلف دسترسي پيدا كنند. آنچه در پيماننامه برن اذعان و مورد قبول واقع شده، عبارت است از داشتن حق ترجمه، چاپ مجدد و گسترش كار و تعميم آن و همچنين تبديل آن به فيلم. اين همان چيزي است كه به حقوق مؤلف تعبير ميشود. افزون بر اينكه حقوق معنوي نيز براي مؤلف وجود دارد كه از آن جمله ميتوان به نسبت دادن آن اثر هنري به صاحبش و تجليلي كه از او به عمل ميآيد، اشاره كرد. البته صرف نظر از نحوة تصرفاتي كه مؤلف از حقوق مادي خود به عمل ميآورد. همچنين حقوق معنوي رسميت دادن به حق اعتراض مؤلف در صورت مشاهده هرگونه تحريف و خلاصهنويسي يا برداشتي را شامل ميشود كه با نظر و عقيده وي منافات داشته باشد يا به كرامت و حيثيت او لطمه وارد كند.
بر طبق مفاد پيماننامه برن هرگونه نوشتة ادبي يا فنّي تا مدت 50 سال بعد از فوت مؤلف آن تحت حمايت قانون قرار دارد. به اضافه اينكه چاپ آن در زمان حيات خود مؤلف مشمول همين حمايت ميشود. عكسبرداري يا كارهاي فني مشابه سازي نيز پس از يك دوره زماني 25 ساله از شروع كار ممكن است. خلاصه آنچه ذكر شد به تمامي مفاد پيماننامه برن در زمينة تأليفات فني و ادبي مربوط ميشود اكنون ميخواهيم به مطالب مهمتري بپردازيم كه به بيان آن چيزهايي مربوط ميشود كه پيماننامه مالكيت فكري «گات» مباني و مبادي آن را تشكيل ميدهد.
ماده 9 پيماننامه به صراحت بيان ميدارد كه رابطة ميان اين پيماننامه و پيماننامه برن در حد معيّني است. به طوري كه كشورهاي عضو را به رعايت احكامي ملزم ميكند كه مفاد قرارداد بر آن استوار است. مانند مواد 1 تا 12 پيماننامه برن كه شامل احكامي است كه موضوع آن حمايت از مؤلفين و مجموعه قوانين و مقررات مربوطة آن است. بنابراين پيماننامه تريپس خيلي روشن بيان ميكند حمايت از مؤلف فقط در حد به وجود آوردن محصول يا بيان و تعبير و نه بيشتر است. در نتيجه نوع انديشه يا راه و روشهايي كه در پيدايش محصول نقش داشتهاند، به تنهايي مورد ملاحظه قرار نميگيرند. به اين معني كه مؤلف نميتواند در قبال عرضه طرح محصول فكري يا تفكر در مورد آن تقاضاي حمايت و مساعدت كند و مدعي شود چون اين عمل به عنوان ابزار كار او بوده است و بايد حمايت شود. پس چنانچه ديگران نيز از همان طرح و فكر استفاده كردند مؤلف فقط ميتواند، در حد حرف و انديشه مورد حمايت قرار گيرد. زيرا اقتباس از افكار و انديشهها تا جائي كه فقط در حد اقتباس حرفي و فكري باشد هيچگونه منع قانوني ندارد و آزاد است. اينكه گفته شد تعابير به كار برده شده مورد حمايت است، ولي درباره افكار و انديشهها تا قبل از اينكه به مرحله تعبير برسند، مشكلي وجود ندارد، به اين دليل است كه ميل و رغبت افراد در هنگام توليد اثر فني و ادبي به صورت نهاد و ريشه در تعابير بيشتر به چشم ميخورد تا در افكار. بنابراين در حال و هواي فني و ادبي بهتر آن است از كلمة تعبير تا فكر و انديشه اسم برده شود. بنابراين مواد پيماننامه تريپس در زمينة مدت زمان در نظر گرفته شده براي حمايت از حقوق مؤلف با زمان تعيين شده در پيماننامه برن كاملاً منطبق است و همخواني دارد. در هر دو آنها فرصت 50 ساله، به علاوه مدت زماني كه مؤلف در قيد حيات است، براي حمايت از تأليفات وي در نظر گرفته شده است. ليكن در يك مورد اختلاف ديده ميشود و آن مربوط به مسئله عكسبرداري و ساير كارهاي فني مشابه است كه مدت زمان تعيين شده 25 سال است. اما در پيماننامه برن اين مدت را به 50 سال افزايش دادهاند. زيرا پيشرفتهاي فني و علمي به قدري فزوني گرفتهاند كه در كارهاي تصويري و اعمال فني مشابه ميتوان ابداعاتي انجام داد كه در بعضي موارد تشخيص نسخة اصلي از نسخة بدلي مشكل است. به همين دليل احساس ميشد موضوع حمايت از حقوق مؤلف در اين زمينه بازبيني احتياج دارد تا با ساير حقوق هماهنگ شود. اما در مورد حمايت از برنامههاي رايانهاي نيز پيماننامه تريپس اقدامات لازم را مطابق با قرارداد (1971) برن معمول داشته است. اما آنچه به برنامههاي سيستمهاي محاسبهگر رنگ و بوي كارهاي فني و ادبي ميدهد، نقاط اشتراكي است كه با ساير اعمال فني و ادبي دارند. توضيح اينكه آن موادي كه تحت حمايت برنامههاي سيستمهاي محاسبهگر در ميآيند، در واقع همان مجموعههاي گفتاري يا چيزهاي ديگري هستند كه تشكيل دهنده طرز تفكر تازهاي است كه بر اثر پاكسازي فكري يا مرتبكردن آن به عمل آمده است. بنابراين صرف بيان علمي و ادبي يا مفاد چيزي كه داراي بار علمي است، نميتواند مشمول قانون حمايت بشود. مگر اينكه در حقوقي كه پيشتر براي مؤلفين ذكر شد به وجود بيايد. در اين حالت به همان ترتيب و كيفيت عمل خواهد شد كه در مورد كارهاي فني و ادبي ديگر گفتيم. يعني اينكه حمايت صرفاً از حاصل فكر و انديشه خواهد بود نه خود فكر و انديشه به تنهايي. در حاليكه اجزاء تشكيل دهنده سيستمهاي محاسبهگر و اجزاء تشكيل دهنده كارهاي فني و ادبي از نظر طبيعت و محتوي در حد و اندازه متفاوتي قرار دارند. براي مثال برنامههاي سيستمهاي محاسبهاي ميتوان به صورت مواد و اجزائي در آيند كه در حد خودش به صورت كاملاً قانوني در مواد و اجزاء برنامههاي ديگر و براي اغراض ديگر مورد استفاده قرار بگيرند و تنها تغييراتي كه ممكن است ايجاد شود، اين است كه آنها را از قالبها و دسته بنديهايي كه دارند، به صورتهاي گوناگون ديگري درآوريم. بنابراين جايز نيست در اين حالت ادعاي حق خود را در حمايت از اين بيانات يا موادي كه در جهت منافع صاحبان غير اصلي خود به كار رفته است، اعلام كنيم. بلكه بايد گفت ديگران ميتوانند در صورت مرتب و پاكيزه كردن اجزاء اصلي و آن چه به وسيله تغيير ساختاري در پيدايش امر جديدي تأثير مستقيم دارد، ادعاي حق مالكيت كنند و متوقع باشند حمايت ميشوند. اما زماني كه براي حمايت از آثار در نظر گرفته شده بود، اختلاف شديدي ميان كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه به وجود آوردن لذا پيشنهادات مختلفي از جانب بعضي دولتها در مورد طولاني بودن يا كوتاه بودن زمان مذكور داده شده است. عمدتاً اين پيشنهادها بر حسب ابداع يا اختراع، مدت زماني از يك تا ده و 20 سال پي در پي را در نظر گرفته بودند. همچنين موضوع برنامههاي رايانهاي نيز در درجه اعتبار قرار گرفت و تحت ضوابط و مقرراتي درآمد كه براي كارهاي فني و ادبي در نظر گرفته شده بود. درباره حقوق مجاور از قبيل حق هنرمندان در زمينة ضبط كارهاي نمايشي آنان يا نسخهبرداري از آن يا پخش آن از طريق ماهواره نيز به همين سياق عمل شد.
چنانچه تمامي اينها بدون اجازه هنرمندان انجام گيرد، ميتوان از طريق پيماننامه تريپس كه متكفل اين امر است، اقدامات لازم را انجام داد. به همين طريق حق گروههاي راديوئي در خصوص عدم ضبط برنامههاي آنها و نسخهبرداري از آن و پخش مجدد و نمايش آن براي مردم از طريق تلويزيون بدون اجازه قبلي از طرف گروه محفوظ است. لكن در مورد شهرهايي كه به گروههاي راديوئي اجازه چنين فعاليتهاي دائمي ميدهند و اين حقوق را محترم نميشمرند، بايد به اعطاء اجازه به مالكان حقوق مؤلف در خصوص آن مقدار از كارهاي پخش شده آنها ملزم شوند تا بتوانند در مورد جلوگيري از ادامه آن بر طبق قوانيني اقدام كنند كه در پيماننامه برن وجود دارد. زيرا بر اين اساس او ناچار از اتخاذ شيوههاي قانوني منع است. اگرچه بنابر ماهيت جامعه كه حصال نظام ادارة شهرها است، در اين خصوص كوتاهي و چشمپوشي به عمل ميآيد.
و اما مدت زماني كه پيماننامه براي حمايت از هنرمندان و تهيهكنندگان نوارهاي صوتي در نظر گرفته است، 50 سال است كه از آخر سالي محاسبه ميشود كه نمايشنامه يا صدابرداري به پايان رسيده است. اما در مورد گروههاي راديوئي زمان حمايت چيزي در حدود 20 سال در نظر گرفته شده كه از انتهاي سالي محاسبه ميشود كه آثار راديوئي پخش شده است. در اين زمينه لازم است اشاره شود پايبندي دولتهاي عضو به پيماننامه تريپس يا پيماننامه برن يا هر پيماننامه ديگري كه در مورد حقوق مؤلف و حقوق مشابه وضع شده است، به اين معني نيست كه ميبايست كلية قوانين دولتي و كشوري را مطابق با آن وضع كنند. به طوري كه مثلاً تمام كشورها قوانين خود را طبق قانون اساسي همان كشور درآورند. اما به عنوان دولت عضو بايد به مفاد اساسي پيماننامه كه در زمينه التزام دولتها به احكام پيماننامه تنظيم شده است، پايبند باشند و آن را ضمن قوانين كشوري ملحوظ بدارند. مهمترين اين احكام نيز مدت زمان تعيين شده براي حمايت و نحوة محاسبة آن است. پس هيچ دولتي مجاز نيست نسبت به مدت تعيين شده براي حمايت از حقوق مؤلف تغييراتي ايجاد كند و از زمان تعيين شده بكاهد. اما اين حق را دارد كه چنانچه مصلحت اقتضا كند مدت را بالا ببرد يا اينكه موقعيتي در اختيار صاحب حق قرار دهد تا آن را تمديد كند. همچنين دولتها حق دارند نسبت به پياده كردن قانون حمايت از حقوق مؤلف در زمينه نشر خود طوري عمل كنند كه بيگانگان به سهولت به آن دسترسي پيدا كنند. اما نميتوانند و مجاز نيستند با پيچيده كردن نحوه رسيدگي به صورت غير قابل قبول يا با احكام و قوانين موجود در پيمان نامهها و ساير قراردادها كه در حقيقت پائينترين مرحله از قوانيني هستند كه درباره با حقوق مؤلف مورد قبول دولتها قرار گرفتهاند، دادرسي را طولاني كنند. البته اين قوانين در رابطه با مصالح دولتها به وجود نيامده است تا هنگامي كه مصالحشان اقتضا ميكند، جهت توسعه آن اقدام كنند.
آثار پيماننامه مالكيت فكري
مسئله شكلهاي تجاري مربوط به حقوق مالكيت فكري از جمله مسائلي است كه اخيراً جزو گفتگوها براي آزادسازي تجارت بينالمللي به حساب ميآيد. لكن آن چنان كه گذشت، طرح اين انديشه، يعني حمايت از حقوق مالكيت فكري به خودي خود پديده جديدي در كشور مصر نيست. زيرا قانون حمايت از مخترعين در سال 1949 به وجود آمد. پس از آن قانون حمايت حقوق مؤلف در سال 1954 تصويب شد. و در سال 1992 بود كه با قانون شماره 38 تعديل شد تا بدين وسيله بتواند همگام با پيشرفتهاي بينالمللي در عرصة اجتماعي حمايت از حقوق مؤلف پيش برود. به خصوص كه معتبر شدن برنامههاي رايانهاي كه در ضمن كارهاي فني و ادبي قرار داشت، در همان زمان مورد حمايت قرار گرفت. اما از آنجائي كه كشور مصر علاقة زيادي به شركت در فعاليتهاي بينالمللي از خود نشان ميداد، بالاخره در سال 1976 به سازمان جهاني مالكيت فكري «ويپو» پيوست. اين سازمان همان سازماني است كه براي 23 پيماننامه بينالمللي كه به بررسي جوانب مختلف مالكيت فكري پرداخته است، نظارت و اشراف دارد و كشور مصر كه يكي از اعضاي اين سازمان است، توانسته در نه توافقنامه عضويت پيدا كند كه مهمترين آنها پيماننامه برن در حمايت از نوشتجات فني و ادبي و پيماننامه پاريس در حمايت از آثار مخترعين است. اما در زمينة ارتباط كشورهاي عربي با يكديگر، وجود يك پيماننامه عربي در مورد حقوق مؤلف است كه در سال 1981 در بغداد منعقد شد. منتها به دليل قطع ارتباط اعراب با مصر، اين كشور نتوانست در اين پيماننامه عضويت پيدا كند اگر چه اخيراً با وارد شدن مصر به جمع اعضا، موافقت شد. اما به نص صريح مادة 19 اين پيماننامه، حق مؤلف فقط در طول 25 سال مورد حمايت است. اين زمان نصف مدتي است كه در پيماننامههاي بينالمللي ديگر، چه پيماننامه برن چه پيماننامه گات، در زمينه حمايت از حقوق مالكيت فكري قيد شده است. مهمتر آنكه پيماننامههاي عربي از هر نوع احكام و قوانيني عاري است كه ميتوانند به صورت ابزاري براي تصفيه حسابها و دعواهايي باشند كه در نتيجه عدم احترام به حقوق مؤلف در كشورهاي عربي به وجود ميآيند. اين پيماننامه و مفاد آن در قالبي عرضه شده است كه نشانههاي زيادي از انعطاف پذيري در آن ديده ميشود تا بتواند موقعيتي ايجاد كند كه دولتهاي امضا كننده آن التفات بيشتري نسبت به احكام و روشهاي عرضه شده داشته باشند. به طوري كه نوعي قدرت باطني براي دولتهاي عضو ايجاد شده است تا قوانينشان را در شكل و قالبي درآورند كه دوست دارند. و اين همان كاري است كه باعث ميشود پيماننامه از مضامين ملامت بار خود پاك شود. اما پيماننامه مربوط به اشكال تجاري حقوق مالكيت فكري كه در چار چوب گات نوشته شده، توانسته است به حد بالاتري از اهداف خود برسد. چه از نظر محدودة فنآوري كه حمايت از آن لازم و واجب است يا آن چيزهايي كه در هر حال حمايت از آنها به صورت اختياري در نظر گرفته شده است. از آنجائيكه فنآوري به انواع و اشكال مختلف تحت حمايت قرار دارد، دامنه آن چنان گسترش پيدا كرد كه شخص سازنده نهايي را نيز در بر گرفت. در حاليكه پيشتر فقط در محدودة حمايت از صنعت قرار داشت و اين همان چيزي بود كه به دستگاههاي تحقيقات علمي در مصر فرصت داد تا در زمينة نيل به راههاي مختلف صنعت براي به دست آوردن همان محصول جد و جهد كنند. زيرا اين روش، يعني تحقيق، از نظر هزينه هم با صرفهتر هم از نظر موقعيت اقتصادي و اجتماعي به هدف نزديكتر مينمايد. از طرفي نيز موجب سقوط امتيازنامه اختراع خواهد شد. و به درستي كه چنين تصميمي مفيد واقع شد. به خصوص در مواردي كه به مواد غذائي و سلامتي انسان و از آن مهمتر به توليد دارو و مواد شيميايي كشاورزي مربوط است. سرانجام در پناه مفاد پيماننامه جديد، چنانچه صاحب امتياز به ثبت عين محصول اقدام كند، از حمايت دو جانبهاي برخوردار خواهد شد كه در آن واحد هم محصول را پوشش ميدهد هم راههاي رسيدن به توليد را. پس از پيماننامههاي امضاء شده، در نتيجه رايزنيهاي اورجواي فرصتهايي براي دولتها و به خصوص دولتهاي آسيايي، به وجود آمد تا خود را به آنچه مهندسي معكوس ناميده ميشد، متكي بدانند. اين مهندسي باعث ميشد به رمز و راز آثار اختراع شده غربيها آگاهي حاصل كنند و راههاي ساختن آن محصول و ساير محصولات و همچنين سرازير كردن آنها را به بازار، بدون نياز به اجازة قبلي از مالك و صاحب امتياز را شناسائي و از آن استفاده كنند اين امر موجب كمك به اين دولتها شد تا به موازات پيشرفتهاي داخلي در زمينه تحقيق علمي، به تحقيقات فني گسترده ديگري برسند كه آنها را در زمرة دولتهاي صنعتي و فني قرار دهد كه به نام كشورهاي صنعتي نو شناخته ميشوند.
از طرف ديگر پيماننامه جديد دورة حمايت اعطائي براي امتيازنامههاي اختراعات را به صورت عمومي از 15 سال تا 20 سال بالا برد و اجازه داد مالك آن امتياز از حقوق انحصاري واردات و ساخت و ساز و در اختيار داشتن و فروختن محصول تحت حمايت و دارا بودن حق كامل ترخيص براي ديگران، از طريق دريافت وجه مادي مناسب و بر طبق شروطي كه براي مالك امتياز نامه در نظر گرفته شده است، برخوردار باشد. به اين ترتيب ميتوان مدعي شد مفاد اين پيماننامه اجمالاً با آنچه در جهان فعلي نسبت به انتقال فنآوري و صنعت نشان داده ميشود همخواني دارد. البته بين انتقال فنآوري با الگوي پسنديده ديگري كه تحت عنوان حفاظت از فنآوري شناخته شده است، تفاوت زيادي وجود دارد. مورد اول به اين شكل است كه جابجايي در چارچوب كمكهاي فني صورت ميگيرد كه كشورهاي پيشرفته بدون دريافت هزينه يا در مقابل هزينهاي خيلي ناچيز براي كشورهاي در حال توسعه انجام ميدهند. در حاليكه حفاظت و نگهداري از فنآوري يك پديدة تجاري صرف است كه روشهاي محدود و مشخصي دارد. اما در زمينه خريد فنآوري حقيقي كه مراد همان دستگاهها و تأسيسات مشابه يا امتياز توليد چيزي يا واردات و خريد و فروش آن است يا اينكه كالاهايي وارد كنيم كه در كنار آن ناچار از خريد فنآوري پيشرفته نيز باشيم، روشهاي خاصي وجود دارد. بنابراين آخرين چيزي كه ميتواند در مقابل پيشرفتهاي جهاني براي كشورهاي در حال توسعه مايه اميد باشد، اين است كه قدرتهاي دروني اين دولتها را در زمينة تحقيقات پيشرفته علمي به كار بگيريم. اين امر نيز محتاج هزينههاي سرسامآوري است كه بايد در زمينه استخدام نيروهاي انساني و مادي مصرف كنيم و به زمان نسبتاً طولاني نياز داريم تا بتوانيم حاصل كار را به دست بياوريم. براي مثال براي توليد يك تركيب داروئي قابل استفاده مبلغي حدود 100 ميليون دلار لازم داريم تا به كار تحقيقاتي گستردهاي در زمينه آن بپردازيم كه اين امر از توان مالي كشورهاي در حال توسعه عموماً خارج است. كشور مصر هم بنا به وضعيت مشابهي كه دارد، به همين وضع دچار است. همچنانكه پيشتر اشاره كرديم، دورة انتقالي كه ماده 65 از پيماننامه منعقده ميان كشورهاي در حال توسعه به آن تصريح دارد، عبارت است از: 5 سال قبل از شروع به اجراء احكام پيماننامه به ده سال قبل از شروع در اعطاء حق حمايت از توليدات دارويي و شيميائي و كشاورزي افزايش يافت اين خود فرصت مناسبي براي دستيابي به اين تأسيسات صنعتي در زمينة ملي و كار كردن با آنها در زمينههاي تحقيقي است و با تقليل نياز به كشورهاي ديگر به نوعي اعتماد به نفس پيدا ميكنيم. به خصوص در مواردي كه به داروهاي زير بنايي مربوط ميشود. يعني همان چيزهايي كه معمولاً نميتوان از آنها بينياز بود. قابل ذكر است بازارهاي مصر چيزي در حدود سه هزار نوع از داروهاي تركيبي را در خود جاي داده كه به تمامي در كارخانجات محلي ساخته شدهاند و به دليل عدم تطابق مفاد اين پيماننامه با توليداتي كه به مصرف رسيدهاند، تحت لواي احكام وضع شده در جهت حمايت قانوني از داروها قرار نميگيرند و فقط به توليدات دارويي جديدي اكتفا ميشود كه قبل از اجراي پيماننامه در بازارهاي مصري معامله نميشد. از سوي ديگر در سال 1949 تصميم گرفته شد درباره قانون امتيازنامه اختراعات در مصر تسهيلاتي در نظر گرفته شود تا پا به پاي پيشرفتهاي صنعتي عظيمي حركت كند كه نزديك به نيم قرن پيش جهان شاهد آن است. هدف اين تسهيلات ايجاد فضاي مناسب براي جذب سرمايههاي بيگانه در زمينه تحقيق علمي و صنعتي به خصوص در مورد فرصتهاي مهمي بود كه به سختي ميتوان بدون كمكهاي ديگران از آنها در مورد كارهاي تحقيقاتي و علمي ملي استفاده كرد. بنابراين انتخاب اصلح اين است كه حمايت از فنآوري و صنعت را بر اساس معيارهاي تجاري موجود بپذيريم كه مفهوم جهاني نيز دارد. اما در زمينة حقوق مؤلف ميبينيم پيماننامه هيچ نوع پايبندي جديدي را در مورد مصر و بعد از ايجاد تسهيلات در قانون حق مولف به وجود نياورده است تا بتواند با مفاد پيماننامه همراهي كند. مگر اينكه موقعيت نوشتجات فني و ادبي در ضمن مهمترين موقعيتي قرار گرفته باشد كه موجب سوددهي مهمي براي مصر باشد. آنهم به اين دليل كه مصر در رأس كشورهاي صادر كننده محصولات فرهنگي به كشورهاي عربي ديگر و ساير كشورهايي قرار دارد كه پناهگاه اصلي مهاجرين عرب هستند. ديگر امتياز مصر اين است كه اين كشور از نظر توليدات فرهنگي و فكري و فني، چه از لحاظ چاپي چه از لحاظ سمعي و بصري، بسيار متنوع است. در همين زمينه كشور مصر متحمل خسارات بزرگي شده و جزء آن دسته از زيانديدگاني است كه توليدات و كالاهاي فرهنگي آنها چه از نظر نسخهبرداريهاي غير قانوني چه از نظر دست بردن در توليدات فرهنگي از قبيل كتابها و فيلمها و نوارهاي صوتي گرفتار خسارتهاي مصيبتبار شده است. زيرا تمام اين احوال به صورت مستقيم بر فعاليتهاي هنري اين كشور و به عنوان يك مجموعه بزرگ اثر منفي به جاي گذاشته است. در حالي كه آن گروهي كه در عمليات نسخهبرداري غير قانوني و دست بردن در نوشتجات شركت داشتند، به سودهاي كلاني رسيدند. در اينجا سؤالي كه به ذهن هجوم ميآورد اين است كه آيا پيماننامه گات براي مصر در اين زمينه چيز تازهاي ارائه كرد؟
بايد گفت جواب سؤال فوق مثبت است. زيرا طبق آماري كه منتشر شده، خساراتي كه به دليل نسخهبرداري غير قانوني از فيلمهاي سينمايي در سراسر عالم به وجود آمده، معادل 5/1 ميليون دلار ميباشد است. كه اين مبلغ به صورت خطرناكي رو به افزايش است. زيرا طبق برآوردي كه خانة سينماي مصر انجام داده است، مبلغي كه به عنوان ضايعات نسخهبرداري از نوارهاي ويديوئي تعيين شده، رقمي معادل 75 ميليون دلار است. اما خسارتهاي ناشي از نسخهبرداري غير قانوني از كتب و مجلات غير قابل محاسبه است. به دليل دشواري در امر محاسبه و به دليل نقض حقوق مؤلف و چاپ و توزيع به خصوص در كشورهاي عربي، شايد مهمترين چيزي كه از انعقاد پيماننامه حاصل شد، التزام كليه دولتهاي عضو به اصلاح قوانين و مقررات كشوري خود و تطبيق دادن آن با كلية مفاد پيماننامه و ملزم شدن به انتشار آن و قرار دادن اين قوانين و عمل كردن به آن است. همچنين پيماننامه در خصوص پيگيري تخلفات و اثبات آن و روشهاي مربوط به ارجاع دعاوي به محاكم و مجازاتهاي تعيين شدهاي كه همة آنها به امضاي اعضا رسيده است، از روشهاي خاصي استفاده كرده است. مهمتر از همه اينكه حقوق تجاري تعيين شده براي كشورهاي عضو در زمينة مالكيت فكري موضوع مستقلي نيست كه در چارچوب سازمان تجارت جهاني گنجانده شده باشد. بلكه جزء جدائي ناپذيري از معامله تكامل يافتهاي است كه در مقابل احكام صادره از سوي مراكز قانوني حل اختلافات محكوم به پذيرش اصول تعيين شده است. اين موضوع عامل ارتباط بين چنين مصلحتهايي و جميع مصالح موجود در تجارت كشورهاي عضو است و اين امكان براي كشورها به وجود ميآيد كه روشهايي را براي مجازات در موارد تجارت تخلفاتي اعمال كنند كه در كالا يا ساير خدمات از ناحية طرف مقابل رخ ميدهد. تا تحت عنوان حمايت از حقوق مالكيت فكري از منافع خود دفاع كنند. تمام اينها بايد طبق قوانيني باشد كه مراكز قانوني حل اختلافات در اين زمينه اتخاذ ميكنند كه در حقيقت لازم الإجرا نيز است.
در نتيجه اين حق براي مصر محفوظ نميماند تا به طرح دعوي نزد دايرة وابسته به سازمان اقدام كند. بدين وسيله نسبت به تعدي عضو ديگر در مورد خسارت تجاري مربوط به حقوق مالكيت فكري كه از طرف او وارد آمده و همچنين براي امحاي ضرر ناشي از همان تجاوز ابتدا در قالب جلوگيري و منع سپس در حالت شكست همان روش محاسبه جهت حفظ مصالح به كار گرفته ميشود. به اجمال اين موقعيت براي مصر به وجود ميآيد تا با استفاده از احكام پيماننامه مالكيت فكري نسبت به محصولات فرهنگي خود مصونيت ايجاد كند. اما در زمينة ساخت دارو و مواد شيميائي زراعي، بايد در صدد ايجاد فضاي مناسب براي جذب سرمايههاي خارجي باشد، كه بهترين جايگزين در مقابل صنايع مصري براي رسيدن و همراهي با توسعه و پيشرفتهاي لازم در اين زمينه است.
پينوشت
1. برگرفته از كتاب الجات، قاهره، الدار المصرية اللبنانية، 1996، ص 143ـ 156.
2.WIPO
3.Trips
4.Integrated Circuits
5.Unesco
6. كلمة تريپس به اختصار عبارت است از عبارت انگليسي Trade related aspects of Intlectual Property Rights.
7.Expression
8. در قوانين آمريكاي شمالي برنامههاي كامپيوتري جزء قانون اختراع نه در زمرة تأليفات هنري و ادبي آمده است.
9.NIC`S
|