|
پيوند شرق و غرب اسلامي
گزارش همايش از قرطبه تا اصفهان
اميرحسين شرافت
در بهار سال جاري شهر تاريخي اصفهان شاهد برپايي همايش بينالمللي از قرطبه تا اصفهان با حضور جمعي از انديشمندان داخلي و خارجي بود. اين نشست به مدت سه روز در ارديبهشت ماه به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ايران و به رياست دكتر مهدي محقق برگزار شد.
انديشه برگزاري اين همايش، نخست با پيشنهاد شركتكنندگان همايش «اهميت و انديشه ميراث علمي اسلامي» مطرح شد. سپس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و مؤسسه مطالعات اسلامي مقدمات برگزاري آن را فراهم آوردند. نهادهاي ديگري كه در برگزاري آن مشاركت داشتند عبارتند از: مركز بينالمللي گفتوگوي تمدنها، بنياد ايرانشناسي، دانشگاه پيام نور، دانشگاه شهيد بهشتي دانشگاه علامه طباطبايي، سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي ملل متحد, مؤسسه فرانسوي تحقيقات ايراني, وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
سوژة ابتكاري كنگره موجب جذب شماري از اصحاب فكر شده بود. بيش از 60 تن از استادان برجسته و متخصصان فلسفه اسلامي و اروپايي شركت داشتند كه نيمي از آن، از كشورهاي تركيه، مراكش، فرانسه، بلژيك، مالزي، شبه قاره هند، انگلستان، ايالات متحده آمريكا، ايتاليا، پاكستان، عراق، اسپانيا، آلمان، كانادا، سويس، امارات متحده عربي و اتريش دعوت شده بودند.
در توضيح موضوع محوري و خاستگاه همايش بايد گفت: فرهنگ و تمدن گسترده مسلمانان در سدههاي دوم تا ششم قمري دو پاره مهم داشت. كانون پاره غربي آن اندلس و قرطبه و پاره شرقي آن بغداد بود. نماد مبرز آن در مشرق ابن سينا و در غرب ابن رشد است. عنوان كنگره يادآور جغرافياي وسيع حاكميت اسلامي و بسط جهاني فرهنگ مسلمانان و ظهور شخصيتهاي بيبديل در اين فرهنگ و تمدن در گوشه گوشة جهان اسلام است.
برنامه همايش در روز اجلاس اينگونه آغاز شد: پس از تلاوت آياتي از قرآن كريم, سرود جمهوري اسلامي و سخنان استاندار اصفهان, پيام آقاي احمد مسجد جامعي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي قرائت شد. پس از آن دكتر مهدي محقق به عنوان رئيس همايش به ايراد سخن پرداخت. در ادامه پيام آقاي كوچييو ماشورا مدير كل يونسكو توسط خانم نوشين انصاري خوانده شد. سخنان پروفسور هرمان لندلت پايانبخش جلسه افتتاحيه بود.
اولين سخنران نشست اول همايش، رضا داوري، رئيس فرهنگستان علوم بود كه موضوع «ابن رشد و فلسفه اسلامي» را براي سخنراني خود برگزيده بود.
دانشمند مراكشي بن ناصر بغراتي به عنوان دومين سخنران موضوع «عقب نشيني تفكّر انتقادي در غرب اسلامي در اواخر قرون وسطي» را بررسي كرد. او با اعتقاد به انحطاط چشمگير فعاليتِ عقلي در غرب جهان اسلام به از بين رفتن علاقه به فلسفه پس از ابن خلدون, اشاره كرد.
محمدرضا بهشتي با عنوان «ابن رشديان لاتيني و محكوميت سال 1277م» به ايراد سخن پرداخت و اظهار داشت: با ترجمه آثار فيلسوفان مسلمان به ويژه ابن سينا و ابن رشد به زبان لاتين، انديشههاي اين دو فيلسوف در عالم مسيحيت تأثير بسزايي گذاشت به گونهاي كه در دانشگاه سوربن پاريس جمعي از مدرسان با برداشت خاص خود از برخي انديشههاي ابن رشد، به عنوان ابن رشديان لاتيني Averroists Latin شهرت يافتند. پيدايش اين نحله و ترويج آراي ابن رشد دربارة عقل فعال و همچنين نسبت ميان حقيقت ديني و حقيقت عقلي خشم كليسا را بر انگيخت و موجب محكوم شدن اين آرا از جانب كليسا در سال 1277 ميلادي گرديد.
«ابن باجه به عنوان پيشگام مكتب قرطبه و ديدگاه او در خصوص شيوه شرقي تكوين فلسفه» عنوان مقالة برهان كروگلو از كشور تركيه است. او با تأكيد بر برخي ويژگيهاي فلسفي ابن باجه مانند: شيوه تفسير، نظريه او دربارة دولت صالحان و اهل تقوي و نقد او بر نظريه باطني علم، جايگاه ابن باجه در مكتب مشهور به قرطبه و نقش او در شكلگيري اين مكتب، كه اوج آن در ابن رشد است را مورد بررسي قرار داد.
سخنران بعدي نصرالله پور جوادي بود كه سخنراني خود را با عنوان «جايگاه آذربايجان در تاريخ فلسفه در دورة سلجوقيان و ايلخانان» ايراد كرد. ايشان از عوامل متعدد اجتماعي، فرهنگي و جغرافيايي در شكلگيري نظام فكري و انديشههاي فلسفي هر فيلسوف نام برد كه، معمولاً عامل جغرافيايي كمتر مورد توجه قرار گرفته است. او مناطقي از جهان اسلام مانند شبه جزيره عربستان را از نظر تاريخي هيچگاه مناسب رشد فلسفه ندانست و بر عكس برخي مناطق مانند آذربايجان را در دورههاي متمادي مركز فعاليتهاي فلسفي در كل جهان اسلام معرفي كرد.
«گونه شناسيهاي زمان در تفكر اسلامي» عنوان مقاله گرهارد باورنيك از آمريكا است. به اعتقاد او تعريف ويژگيهاي مفهوم زمان در اسلام را ميتوان در دامنة گسترده در ادبيات اسلامي دنبال كرد.
كريم داگلاس كرو از آمريكا و شاغل در مالزي سخنران بعدي با عنوان «نقد فلسفه توسط محمد باقر مجلسي ـ نفس و عقل» بود. او با ابراز اينكه مجلسي از عناصر كليدي حكمت در تشيع دورة صفوي است؛ از او به عنوان فردي آشنا به انديشههاي مكتب اصفهان به ويژه ميرداماد و شاگرد او ملاصدرا ياد كرد. به اعتقاد كرو، مجلسي كه آشكارا از فهم ديني ـ فلسفي روانشناسي نقش كاركردهاي عقل و ابعاد كيهان شناختي آنها (نهايتاً مبتني بر انديشههاي ابن سينا و مكتب اشراقي سهروردي) مطلع است، ولي تفسير فلسفي اين مفاهيم كانوني را بر نميتابد.
پرويز اذكائي سخنران بعدي همايش مقاله خود را با عنوان «ارتباط ايران با اندلس» عرضه كرد. او به نحوه فروپاشي امپراتوري روم بر اثر يورش اقوام هندو ايراني و تصرف شبه جزيره «ايبري» (اسپانيا/اندلس) توسط مسلمانان پرداخت و به سه سده فرمانروايي سلالة پادشاهي «گوئي» (ويزيگوئي) و به تعبير مورخان اسلامي «رودريقي» يا جلالقة ايراني تبار اشاره كرد. وي از خاندانهاي ايراني تباري مانند «رستميان» اصفهاني «رازي» در «گاليسيه» و «طُلَيطله» ياد كرد كه تأثيرات بارز علمي، ادبي معروفي در اندلس داشتهاند.
«ارتباط ميان ابن رشد و ابن عربي و ضرورت بازنگري تاريخ انديشه» عنوان سخنراني ويكتور پالجا دِبوستيزا است. ايشان به اشاره به ملاقات مشهور ابن رشد و ابن عربي، از آن به عنوان عاليترين نماد رابطه ميان فلسفه و عرفان از زمان پيدايش تحقيقات شرق شناسي ياد كرد. او برداشتها و تفسيرهايي كه در غرب از رويارويي اين دو شخصيت شده است را متأثر از انديشة اروپاي قرن نوزدهم ميداند اين انديشمند اسپانيايي ميگويد: اينك وقت آن فرا رسيده كه اشتباهات ناشي از قرائتهاي قرن نوزدهمي اصلاح شود و با بهرهگيري از نتايج پژوهشهاي اخير، تلافي و برخورد آراء و افكار
ابن رشد و ابن عربي با نگاهي تازه مورد نقد و بررسي قرار گيرد.
احسان شهرستاني «تأويل وحي ميان مكتب قرطبه و اصفهان» را برگزيده بود. ايشان پس از پيشگفتاري در مورد نقش عقل در يافتن ناشناختهها، به مقايسه صحانهها و اختلافهاي دو مكتب قرطبه و اصفهان در فرضيهها، منابع و روششناسي پرداخت.
هانس دايبر زير عنوان «تشكيك وجود از ديدگاه ملاصدرا» به بحث پرداخت. به عقيدة او, ملاصدرا مفهوم تشكيك وجود را به قصد تبيين تقارن وحدت و كثرت طرح كرد. دايبر باور دارد كه اين مسأله، ذهن ما را دربارة گفتگوي «فلسفي» ميان قرطبه و اصفهان روشن خواهد كرد.
محمود اِرول قليچ از كشور تركيه، سخنراني خود را با عنوان «از قرطبه تا اصفهان، ملاقات ابن عربي با ابن رشد» ايراد كرد و با اشاره به سفر ابن عربي براي ملاقات با ابن رشد به هنگامي كه صوفي جواني بود. آن را نه ملاقات براي بحث دربارة مسائل متافيزيكي بلكه ملاقاتي براي بررسي توانايي و فهم دو طرف دانست. به اعتقاد ايشان در تاريخ طولاني فلسفه اسلامي از قرطبه تا اصفهان مراحلي سپري شده است و فلسوفان بسياري در سرزمين ايران انديشههاي ابن عربي را به فلسفه خويش وارد كردند. ورود اين انديشهها در مكتب اصفهان بيشتر بوده است.
حامد فولادوند زير عنوان «گفتوگوي تاريخي اندلس با فرهنگ ايران زمين» سخن گفت. ايشان با اشاره به فتح اندلس توسط سپاه اسلام و استقرار حكومت اسلامي به مدت هفت قرن در اندلس به نحوه حضور ايرانيان در آن سرزمين پرداخت و ايرانيان و همراهاني از اهل شيراز را جزو نخستين مهاجران مسلمان ذكر كرد كه, در آنجا مستقر شدند.
«رابطه دين و فلسفه از نظر ابن رشد» عنوان سخنراني احمد احمدي است. ايشان به قلمرو اختلافات فلسفهستيزان با فلاسفه پرداخت و موارد كلي اتفاق و اختلاف ميان دين و فلسفه، را بررسي كرد.
سيد سجاد رضوي «مناقشه بر سر عقل ميان قرطبه و اصفهان، تفسيرهاي متغاير بر كتاب النفس» را موضوع بحث خود قرار داد و با اشاره به تحليل ارسطو از عقل فعال در كتاب حيوان از آن به عنوان عبارتي كه در تاريخ فلسفه بيشترين مناقشه دربارة آن صورت گرفته است ياد كرد و به مقايسه و مطالعه تفسير ابن رشد بر اين متن دشوار با توضيحات ملاصدرا پرداخت.
خانم ركسان ماركوت از كانادا سخنران ديگر همايش بود كه سخنان خود را با عنوان «دلايل ملاصدرا بر وجود ذهني در المسايل القدسيه» ايراد كرد. ايشان با مهم شمردن تجربه و تحليل و اثبات موجودات ذهني و وجود آنها براي هر بحث معرفت شناختي به اعتقاد ابن سينا به يك وجود ذهني متفاوت اشاره كرد و از تبديل آن در زمان قصرالدين رازي و نصيرالدين طوسي به بخشي از مباحثات فلسفي نام برد در حالي كه در آثار ملاصدرا به يك تحليل مسبوط فلسفي بدل شد.
«سير و تطور نظريه زمان در كتب فلسفي اصفهان» عنوان سخنراني مهدي دهباشي است. ايشان با اشاره به شكلگيري مكتب فلسفي اصفهان، آن را مكتب فلسفي پويايي دانست كه در ابداع و ارايه نظريات جديد پروايي ندارد. ايشان از طرح نظريه زمان و حدوث زماني ملاصدرا در مقابل نظريه زمان دهري ميرداماد و به عنوان نمونهاي از اين پويايي نام برد.
هرمان لندلت سخنراني خود را با عنوان «پاسخهاي فلسفي به چالش كلامي در غرب و شرق: ابن رشد و ميرداماد دربارة خالق در عدم» ايراد كرد. اين انديشمند سوئيسي با اشاره به اقتضاي كلامي اعتقاد به عقيده خلق از عدم و حدوث عالم به پاسخهاي ابن رشد و ميرداماد در تبيين خلقت پرداخت. دكتر لندت با تشريح عقيده «حدوث دائم»، گفت: ابن رشد در حالي كه انتقاد غزالي از عقيدة ابن سينا در خصوص عليت ذاتي را پذيرفته و آن را براي تبيين خلقت نا كافي ميداند، ميكوشد آن را با عقيده ارسطويي حركت ابدي جايگزين كند. لندلت با بيان عقيده فلسفي ميرداماد با عنوان حدوث دهري, از آن به عنوان نظريهاي كه ميكوشد تا به شيوة اشراقي ثابت كند كه خلقت از عدم واقعيتي راستين است نه مسألة صرفاً علّي منطقي، با اين حال تصور «سبق زماني» را دخالت نميدهد.
«از ابن رشدي ملاصدرا و پس از آن: «علم نو» معنويت و چالشهاي ادراك» عنوان مقاله جيمز موريس است. او رو يا رويي شگفت انگيز دو انديشمند برجستة قرطبهاي قرن دوازدهم يعني ابن رشد و ابن عربي را نمادي از سير پسيني فلسفه در جامعة «غرب» و «شرق» ميداند. و انديشههاي جديد را در اين ارتباط تحليل مينمايد. به عقيده اين دانشمند آمريكايي و شاغل در انگلستان، تاريخ نگاران مدرن علم، آن راه و روشهاي بعدي تأثيري گذاري را برجسته كردهاند كه, معطوف به مطالعه غربي طبيعت و جامعه در رنسانس اروپايي و تا حد زيادي مديون مسايل و گرايشهاي فرا فلسفي گوناگون بود. به نظر ايشان همين مورد را ميتوان دربارة دگرگونيهاي فلسفة پسيني پس از اسلام ايران باز گفت كه به وسيلة دو چهرة خلاق و كليدي چون سهروردي و ملاصدرا آغاز و گسترش يافت.
سيد موسي ديباج سخنان خود را زير عنوان «مكان و مكانت فلسفي» آغاز كرد و با بيان مقدمهاي در هستي و نقد نظريه هيدگر به تبيين «دازاين» يا هستي انساني پرداخت و دازاين هستي را كه يكي هستياندر كه بدون ملاحظه معني مكاني آن نميتوان در نظر گرفت. ديگر فرازهاي بحث و تحليل آراء هايدگر در انسانشناسي و جهنشناسي و مقايسه با نظرات برخي فلاسفه از حمله اسپينوزا است.
خانم اورسلا باتر از كشور اتريش سخنران ديگر زير عنوان «پارادايمهاي فلسفة چند فرهنگي» به بحث پرداخت. او با ارايه تعريفي از فلسفه ميان فرهنگي, آن را مفهوم نسبتاً جديدي است كه در دهة 90 وضع شده است و به اين واقعيت توجه دارد كه, در تكوين جهانيسازي گرايش به تكثير فرهنگي نه صرفاً به معني همزيستي فرهنگها, بلكه به معني ارتباط متقابل فرهنگها است.
«مفهوم نبوت نزد ملاصدرا در سياق كمال روحاني نفس»، عنوان سخنراني شيجير و كامادا از كشور ژاپن است. كامادا با اشاره به طرح مسأله نبوت و شريعت از سوي ملاصدرا, آن را در دو جهت معرفت شناسي و جنبه اجتماعي نبوت مورد بررسي قرار ميداد. ايشان با ارايه تقسيمبندي ملاصدرا براي انسان، نبوت (يا رسالت) را در نظر ملاصدرا غير منقطع دانست و آن را همان طور كه در تصوف شيعي قلمداد ميشود ذاتاً به مثابه ولايت تلقي نمود. بر اين اساس نبوت به اولياء، امامان و حتي به طور ظاهري به مجتهدين انتقال مييابد.
«از اصفهان تا قرطبه: اسطوره ابن سينا» عنوان مقالة بكر كارليگا است. ايشان با اشاره به تصوير افسانهاي كه از ابن سينا در شرق و غرب شكل گرفته، از او به عنوان ملكزادهاي قهرمان يا حكيمي افسانهاي كه مانند يك كيمياگر و يا جادوگر همه چيز را به طلا مبدل ميسازد, نام برد. كارليگا در ادامه به حكايتها و قصههاي درازي اشاره كرد كه در ادبيات فارسي و ادبيات ترك به روايت شخصيت افسانهاي ابن سينا پرداختهاند. ايشان به نقل فرازهايي از كتابي به نام «داستانهاي ابن سينا» كه ظاهرآً توسط درويش حسن مهدي نويسنده تركِ قرن 16 ميلادي نوشته شده پرداخت.
علي دواني سخنراني خود را با عنوان «قرطبه و اصفهان و تشابه آن دو مكتب فلسفي» ايراد كرد. او با اشاره به ورود فلسفه از يونان به اسلام و گرامي داشتن مقدم آن توسط مسلمانان فلسفهاي كه پس از قرون وسطي از راه شرق و ممالك اسلامي به غرب آمد را جامعتر و كاملتر معرفي كرد. سهم بغداد را در اين خصوص مهم ذكر كرد كه قسمتي از آن به اسپانياي اسلامي (اندلس) رفت و فلسفه راه را از قرطبه به اروپا نزديكتر كرد. ايشان يكي از وجوه تشابه دو مكتب فلسفي قرطبه و اصفهان را عرضه آثار و كتابهاي ذيقيمت فقهي در كنار آن همه كتابها و آثار فلسفي ذكر كرد و از كتابهاي بداية المجتهد و كتاب الكشف عن مناهج الادله از ابن رشد و آثار فقهي ميرداماد و شرح اصول كافي صدرالمتألهين شيرازي به عنوان نمونه نام برد.
دنيس گريل «از شرق به اندلس: رفت و برگشتهاي هرمنوتيك روحاني» را بحث كرد. ايشان با بيان وجود روايتي هرمنوتيكي در صدر تصوف كه طبق آن قرآن فقط جايگاه اشاره به حالات روحاني قرائت كننده نيست بلكه قبل از هر چيز مقامي ميباشد كه در آن حقايق الهي و خلقت به هم ميرسند, از آن به عنوان جايي كه اركان متافيزيكي كائنات بيپرده آشكار ميشوند نام برد. اين انديشمند فرانسوي با اشاره به حقايق واسطه يعني اسماء الهي و حروف (معاني ظاهري) كه گذار را ميان نشانههاي جهان و آيات قرآن ممكن ميسازند، آن را براي درك وحي داراي اهميتي اساسي ذكر كرد. گريل با اشاره به كتاب تفصيل سهل تُستري (درگذشت 283ق/896م) از دو رسئله كوتاه او به نام رسالات الحروف و فصل فيالقرآن ياد كرد كه توسط ابن مسره (درگذشت 319ق/931م) از اهالي قرطبه در بازگشتش از مشرق زمين نسخههاي آن به غرب اسلامي برده شد و در رسالهاي به نام كتاب خواص حروف و حقايق و اصول آنها توسط او عيناً نقل گرديد. ايشان از متافيزيك و كيهانشناسي ابن عربي كه از غوص در دريايي بيكران قرآن حاصل شده بود به نيكي ياد كرد.
«استعاره آفتاب در نوشتههاي ارسطو و تفاسير گوناگون انديشمندان قرون وسطا» عنوان مقاله خانم فابين پيرونه است. اين مقاله به دنبال بررسي و سنجش طريقهاي است كه توسط چندين انديشمند قرون وسطي در تفسير بسط استعاره آفتاب به كار گرفته شده است. به اعتقاد اين محقق كانادايي اين استعاره علاوه بر آن كه مفاهيم نور و تابش مشعشع را كه خصوصاً در فلسفه قرون وسطي حايز اهميت ميباشند پايهريزي ميكند، از نهاد و نقش عقل فعال نيز پرده بر ميدارد.
يحيي ميشو مقاله خود را با عنوان «از اصفهان تا اروپا از راه دمشق و ونيز (رساله اضحوية)
ابن سينا در دورة مماليك» ارايه كرد. به گفته اين انديشمند بلژيكي، رسالة «اضحوية» ابن سينا علي رغم استفاده وسيع متفكران مشرق زمين مانند فخر رازي و ملاصدرا و دانشمندان خاور نزديك مانند ابن تيميه و ابن قيم جوزيه، از دسترس فيلسوفان مغربي (شمال آفريقا) دور ماند و اين رساله در قرون وسطي به اروپاي لاتين انتقال پيدا نكرده است. اين محقق كانادايي تفاوتهاي ميان تعاليم خاص ايشان دربارة اين موضوع را غير نمايشي و كليدي براي فهم تغييرات اساسي در دو خلق و خوي ديني گاه متعارض معرفي ميكند.
«تداوم انديشه فلسفي در ايران از قرن هفتم تا عصر حاضر» عنوان سخنراني مهدي تديّن است. به گفته ايشان تفكر فلسفي در ايران با وجود مخالفتهاي متكلمان اشعري و برخي متشرعان قشري كه آراي ضد فلسفي ايشان در تهافت الفلاسفة غزالي تبلور يافت، هيچگاه تعطيل نشد. تدين از وفات ابن رشد و سقوط اندلس و جنگهاي صليبي و تهاجم مغول، به عنوان لطمات جبرانناپذير بر پيكره تمدن اسلامي ياد كرد كه باز هم نتوانست سلسله تفكرات فلسفي در بين مسلمانان به ويژه مردم ايران را تضعيف كند. ايشان از ظهور خواجه نصيرالدين طوسي كه به استاد البشر و عقل حادي عشر ناميده شد به عنوان كسي كه با تأليف كتابهاي متعدد، حكمت را در ايران جان تازه بخشيد، ياد كرد.
در آيين پاياني همايش، عطاءالله مهاجراني رئيس مركز بينالمللي گفتوگوي تمدنها خواهان برپايي همايشهاي سالانه براي بررسي حكمت و فلسفه در ايران و به ويژه در شهر اصفهان شد. مهاجراني گفت: در صورت برپايي اينگونه همايشها، پس از يك يا دو دهه، دايرةالمعارف غني و بزرگي از حكمت و فلسفه اسلامي گردآوري و به دوستداران علوم اسلامي تقديم ميشود. وي موضوع تكفير در حوزه تفكر اسلامي در اعصار گوناگون را مهم و سد راه پيشرفت دانست. اينكه چرا دانشمنداني همچون سهروردي، عين القضات, ابن رشد و فارابي دچار تكفير شده و به گوشة انزوا رانده شدهاند را پرسشي جدي خواند. وي افزود: اين معضل تا عصر كنوني نيز ادامه داشته است چنانچه متفكري مثل علامه طباطبايي سالها تفكرات فلسفي خود را در پنهان عرضه ميكرد.
مقالات ارائه شده به همايش نشانگر, اهتمام پژوهشگران داخلي و خارجي, مسلمان و غير مسلمان به ريشههاي فكري و علل تاريخي تمدن اسلامي به ويژه وضعيت عقلانيت در آن است.
پينوشت
1. اين همايش به مناسبت گذشت سيسال از تأسيس مؤسسه مطالعات اسلامي وابسته به دانشگاه تهران و دانشگاه مكگيل كانادا, در خرداد ماه 1378 در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد.
2. يونسكو Unesco.
3. IFRI.
4. Herman Landolt.
|