پيوند شرق و غرب اسلامي گزارش همايش از قرطبه تا اصفهان


اميرحسين شرافت


در بهار سال جاري شهر تاريخي اصفهان شاهد برپايي همايش بين‏المللي از قرطبه تا اصفهان با حضور جمعي از انديشمندان داخلي و خارجي بود. اين نشست به مدت سه روز در ارديبهشت ماه به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ايران و به رياست دكتر مهدي محقق برگزار شد.


انديشه برگزاري اين همايش، نخست با پيشنهاد شركت‏كنندگان همايش «اهميت و انديشه ميراث علمي اسلامي» مطرح شد. سپس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و مؤسسه مطالعات اسلامي مقدمات برگزاري آن را فراهم آوردند. نهادهاي ديگري كه در برگزاري آن مشاركت داشتند عبارتند از: مركز بين‏المللي گفت‏و‏گوي تمدن‏ها، بنياد ايران‏شناسي، دانشگاه پيام نور، دانشگاه شهيد بهشتي دانشگاه علامه طباطبايي، سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي ملل متحد, مؤسسه فرانسوي تحقيقات ايراني, وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقيقات و فن‏آوري و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.


سوژة ابتكاري كنگره موجب جذب شماري از اصحاب فكر شده بود. بيش از 60 تن از استادان برجسته و متخصصان فلسفه اسلامي و اروپايي شركت داشتند كه نيمي از آن، از كشورهاي تركيه، مراكش، فرانسه، بلژيك، مالزي، شبه قاره هند، انگلستان، ايالات متحده آمريكا، ايتاليا، پاكستان، عراق، اسپانيا، آلمان، كانادا، سويس، امارات متحده عربي و اتريش دعوت شده بودند.


در توضيح موضوع محوري و خاستگاه همايش بايد گفت: فرهنگ و تمدن گسترده مسلمانان در سده‏هاي دوم تا ششم قمري دو پاره مهم داشت. كانون پاره غربي آن اندلس و قرطبه و پاره شرقي آن بغداد بود. نماد مبرز آن در مشرق ابن‏ سينا و در غرب ابن رشد است. عنوان كنگره يادآور جغرافياي وسيع حاكميت اسلامي و بسط جهاني فرهنگ مسلمانان و ظهور شخصيت‏هاي بي‏بديل در اين فرهنگ و تمدن در گوشه گوشة جهان اسلام است.


برنامه همايش در روز اجلاس اين‏گونه آغاز شد: پس از تلاوت آياتي از قرآن كريم, سرود جمهوري اسلامي و سخنان استاندار اصفهان, پيام آقاي احمد مسجد جامعي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي قرائت شد. پس از آن دكتر مهدي محقق به عنوان رئيس همايش به ايراد سخن پرداخت. در ادامه پيام آقاي كوچييو ماشورا مدير كل يونسكو توسط خانم نوشين انصاري خوانده شد. سخنان پروفسور هرمان لندلت پايان‏بخش جلسه افتتاحيه بود.


اولين سخنران نشست اول همايش، رضا داوري، رئيس فرهنگستان علوم بود كه موضوع «ابن رشد و فلسفه اسلامي» را براي سخنراني خود برگزيده بود.


دانشمند مراكشي بن ناصر بغراتي به عنوان دومين سخنران موضوع «عقب نشيني تفكّر انتقادي در غرب اسلامي در اواخر قرون وسطي» را بررسي كرد. او با اعتقاد به انحطاط چشمگير فعاليتِ عقلي در غرب جهان اسلام به از بين رفتن علاقه به فلسفه پس از ابن خلدون, اشاره كرد.


محمدرضا بهشتي با عنوان «ابن رشديان لاتيني و محكوميت سال 1277م» به ايراد سخن پرداخت و اظهار داشت: با ترجمه آثار فيلسوفان مسلمان به ويژه ابن سينا و ابن رشد به زبان لاتين، انديشه‏هاي اين دو فيلسوف در عالم مسيحيت تأثير بسزايي گذاشت به گونه‏اي كه در دانشگاه سوربن پاريس جمعي از مدرسان با برداشت خاص خود از برخي انديشه‏هاي ابن رشد، به عنوان ابن رشديان لاتيني Averroists Latin شهرت يافتند. پيدايش اين نحله و ترويج آراي ابن رشد دربارة عقل فعال و همچنين نسبت ميان حقيقت ديني و حقيقت عقلي خشم كليسا را بر انگيخت و موجب محكوم شدن اين آرا از جانب كليسا در سال 1277 ميلادي گرديد.


«ابن باجه به عنوان پيشگام مكتب قرطبه و ديدگاه او در خصوص شيوه شرقي تكوين فلسفه» عنوان مقالة برهان كروگلو از كشور تركيه است. او با تأكيد بر برخي ويژگي‏هاي فلسفي ابن باجه مانند: شيوه تفسير، نظريه او دربارة دولت صالحان و اهل تقوي و نقد او بر نظريه باطني علم، جايگاه ابن باجه در مكتب مشهور به قرطبه و نقش او در شكل‏گيري اين مكتب، كه اوج آن در ابن رشد است را مورد بررسي قرار داد.


سخنران بعدي نصرالله پور جوادي بود كه سخنراني خود را با عنوان «جايگاه آذربايجان در تاريخ فلسفه در دورة سلجوقيان و ايلخانان» ايراد كرد. ايشان از عوامل متعدد اجتماعي، فرهنگي و جغرافيايي در شكل‏گيري نظام فكري و انديشه‏هاي فلسفي هر فيلسوف نام ‏برد كه، معمولاً عامل جغرافيايي كمتر مورد توجه قرار گرفته است. او مناطقي از جهان اسلام مانند شبه جزيره عربستان را از نظر تاريخي هيچ‏گاه مناسب رشد فلسفه ندانست و بر عكس برخي مناطق مانند آذربايجان را در دوره‏هاي متمادي مركز فعاليت‏هاي فلسفي در كل جهان اسلام معرفي كرد.


«گونه شناسي‏هاي زمان در تفكر اسلامي» عنوان مقاله گرهارد باورنيك از آمريكا است. به اعتقاد او تعريف ويژگي‏هاي مفهوم زمان در اسلام را مي‏توان در دامنة گسترده در ادبيات اسلامي دنبال كرد.


كريم داگلاس كرو از آمريكا و شاغل در مالزي سخنران بعدي با عنوان «نقد فلسفه توسط محمد باقر مجلسي ـ نفس و عقل» بود. او با ابراز اين‏كه مجلسي از عناصر كليدي حكمت در تشيع دورة صفوي است؛ از او به عنوان فردي آشنا به انديشه‏هاي مكتب اصفهان به ويژه ميرداماد و شاگرد او ملاصدرا ياد كرد. به اعتقاد كرو، مجلسي كه آشكارا از فهم ديني ـ فلسفي روان‏شناسي نقش كاركردهاي عقل و ابعاد كيهان شناختي آن‏ها (نهايتاً مبتني بر انديشه‏هاي ابن سينا و مكتب اشراقي سهروردي) مطلع است، ولي تفسير فلسفي اين مفاهيم كانوني را بر نمي‏تابد.


پرويز اذكائي سخنران بعدي همايش مقاله خود را با عنوان «ارتباط ايران با اندلس» عرضه كرد. او به نحوه فروپاشي امپراتوري روم بر اثر يورش اقوام هندو ايراني و تصرف شبه جزيره «ايبري» (اسپانيا/اندلس) توسط مسلمانان پرداخت و به سه سده فرمانروايي سلالة پادشاهي «گوئي» (ويزيگوئي) و به تعبير مورخان اسلامي «رودريقي» يا جلالقة ايراني تبار اشاره كرد. وي از خاندان‏هاي ايراني تباري مانند «رستميان» اصفهاني «رازي» در «گاليسيه» و «طُلَيطله» ياد كرد كه تأثيرات بارز علمي، ادبي معروفي در اندلس داشته‏اند.


«ارتباط ميان ابن رشد و ابن عربي و ضرورت بازنگري تاريخ انديشه» عنوان سخنراني ويكتور پالجا دِبوستيزا است. ايشان به اشاره به ملاقات مشهور ابن رشد و ابن عربي، از آن به عنوان عالي‏ترين نماد رابطه ميان فلسفه و عرفان از زمان پيدايش تحقيقات شرق شناسي ياد كرد. او برداشت‏ها و تفسيرهايي كه در غرب از رويارويي اين دو شخصيت شده است را متأثر از انديشة اروپاي قرن نوزدهم مي‏داند اين انديشمند اسپانيايي مي‏گويد: اينك وقت آن فرا رسيده كه اشتباهات ناشي از قرائت‏هاي قرن نوزدهمي اصلاح شود و با بهره‏گيري از نتايج پژوهش‏هاي اخير، تلافي و برخورد آراء و افكار ابن رشد و ابن عربي با نگاهي تازه مورد نقد و بررسي قرار گيرد.


احسان شهرستاني «تأويل وحي ميان مكتب قرطبه و اصفهان» را برگزيده بود. ايشان پس از پيشگفتاري در مورد نقش عقل در يافتن ناشناخته‏ها، به مقايسه صحانه‏ها و اختلاف‏هاي دو مكتب قرطبه و اصفهان در فرضيه‏ها، منابع و روش‏شناسي پرداخت.


هانس دايبر زير عنوان «تشكيك وجود از ديدگاه ملاصدرا» به بحث پرداخت. به عقيدة او, ملاصدرا مفهوم تشكيك وجود را به قصد تبيين تقارن وحدت و كثرت طرح كرد. دايبر باور دارد كه اين مسأله، ذهن ما را دربارة گفتگوي «فلسفي» ميان قرطبه و اصفهان روشن خواهد كرد.


محمود اِرول قليچ از كشور تركيه، سخنراني خود را با عنوان «از قرطبه تا اصفهان، ملاقات ابن عربي با ابن رشد» ايراد كرد و با اشاره به سفر ابن عربي براي ملاقات با ابن رشد به هنگامي كه صوفي جواني بود. آن را نه ملاقات براي بحث دربارة مسائل متافيزيكي بلكه ملاقاتي براي بررسي توانايي و فهم دو طرف ‏دانست. به اعتقاد ايشان در تاريخ طولاني فلسفه اسلامي از قرطبه تا اصفهان مراحلي سپري شده است و فلسوفان بسياري در سرزمين ايران انديشه‏هاي ابن عربي را به فلسفه خويش وارد كردند. ورود اين انديشه‏ها در مكتب اصفهان بيشتر بوده است.


حامد فولادوند زير عنوان «گفت‏و‏گوي تاريخي اندلس با فرهنگ ايران زمين» سخن گفت. ايشان با اشاره به فتح اندلس توسط سپاه اسلام و استقرار حكومت اسلامي به مدت هفت قرن در اندلس به نحوه حضور ايرانيان در آن سرزمين پرداخت و ايرانيان و همراهاني از اهل شيراز را جزو نخستين مهاجران مسلمان ذكر كرد كه, در آن‏جا مستقر شدند.


«رابطه دين و فلسفه از نظر ابن رشد» عنوان سخنراني احمد احمدي است. ايشان به قلمرو اختلافات فلسفه‏ستيزان با فلاسفه پرداخت و موارد كلي اتفاق و اختلاف ميان دين و فلسفه، را بررسي كرد.


سيد سجاد رضوي «مناقشه بر سر عقل ميان قرطبه و اصفهان، تفسيرهاي متغاير بر كتاب النفس» را موضوع بحث خود قرار داد و با اشاره به تحليل ارسطو از عقل فعال در كتاب حيوان از آن به عنوان عبارتي كه در تاريخ فلسفه بيشترين مناقشه دربارة آن صورت گرفته است ياد كرد و به مقايسه و مطالعه تفسير ابن رشد بر اين متن دشوار با توضيحات ملاصدرا پرداخت.


خانم ركسان ماركوت از كانادا سخنران ديگر همايش بود كه سخنان خود را با عنوان «دلايل ملاصدرا بر وجود ذهني در المسايل القدسيه» ايراد كرد. ايشان با مهم شمردن تجربه و تحليل و اثبات موجودات ذهني و وجود آنها براي هر بحث معرفت شناختي به اعتقاد ابن سينا به يك وجود ذهني متفاوت اشاره كرد و از تبديل آن در زمان قصرالدين رازي و نصيرالدين طوسي به بخشي از مباحثات فلسفي نام برد در حالي كه در آثار ملاصدرا به يك تحليل مسبوط فلسفي بدل شد.


«سير و تطور نظريه زمان در كتب فلسفي اصفهان» عنوان سخنراني مهدي دهباشي است. ايشان با اشاره به شكل‏گيري مكتب فلسفي اصفهان، آن را مكتب فلسفي پويايي دانست كه در ابداع و ارايه نظريات جديد پروايي ندارد. ايشان از طرح نظريه زمان و حدوث زماني ملاصدرا در مقابل نظريه زمان دهري ميرداماد و به عنوان نمونه‏اي از اين پويايي نام برد.


هرمان لندلت سخنراني خود را با عنوان «پاسخ‏هاي فلسفي به چالش كلامي در غرب و شرق: ابن رشد و ميرداماد دربارة خالق در عدم» ايراد كرد. اين انديشمند سوئيسي با اشاره به اقتضاي كلامي اعتقاد به عقيده خلق از عدم و حدوث عالم به پاسخ‏هاي ابن رشد و ميرداماد در تبيين خلقت پرداخت. دكتر لندت با تشريح عقيده «حدوث دائم»، گفت: ابن رشد در حالي كه انتقاد غزالي از عقيدة ابن سينا در خصوص عليت ذاتي را پذيرفته و آن را براي تبيين خلقت نا كافي مي‏داند، مي‏كوشد آن را با عقيده ارسطويي حركت ابدي جايگزين كند. لندلت با بيان عقيده فلسفي ميرداماد با عنوان حدوث دهري, از آن به عنوان نظريه‏اي كه مي‏كوشد تا به شيوة اشراقي ثابت كند كه خلقت از عدم واقعيتي راستين است نه مسألة صرفاً علّي منطقي، با اين حال تصور «سبق زماني» را دخالت نمي‏دهد.


«از ابن رشدي ملاصدرا و پس از آن: «علم نو» معنويت و چالش‏هاي ادراك» عنوان مقاله جيمز موريس است. او رو يا رويي شگفت انگيز دو انديشمند برجستة قرطبه‏اي قرن دوازدهم يعني ابن رشد و ابن عربي را نمادي از سير پسيني فلسفه در جامعة «غرب» و «شرق» مي‏داند. و انديشه‏هاي جديد را در اين ارتباط تحليل مي‏نمايد. به عقيده اين دانشمند آمريكايي و شاغل در انگلستان، تاريخ نگاران مدرن علم، آن راه و روش‏هاي بعدي تأثيري گذاري را برجسته كرده‏اند كه, معطوف به مطالعه غربي طبيعت و جامعه در رنسانس اروپايي و تا حد زيادي مديون مسايل و گرايش‏هاي فرا فلسفي گوناگون بود. به نظر ايشان همين مورد را مي‏توان دربارة دگرگوني‏هاي فلسفة پسيني پس از اسلام ايران باز گفت كه به وسيلة دو چهرة خلاق و كليدي چون سهروردي و ملاصدرا آغاز و گسترش يافت.


سيد موسي ديباج سخنان خود را زير عنوان «مكان و مكانت فلسفي» آغاز كرد و با بيان مقدمه‏اي در هستي و نقد نظريه هيدگر به تبيين «دازاين» يا هستي انساني پرداخت و دازاين هستي را كه يكي هستي‏اندر كه بدون ملاحظه معني مكاني آن نمي‏توان در نظر گرفت. ديگر فرازهاي بحث و تحليل آراء هايدگر در انسان‏شناسي و جهن‏شناسي و مقايسه با نظرات برخي فلاسفه از حمله اسپينوزا است.


خانم اورسلا باتر از كشور اتريش سخنران ديگر زير عنوان «پارادايم‏هاي فلسفة چند فرهنگي» به بحث پرداخت. او با ارايه تعريفي از فلسفه ميان فرهنگي, آن را مفهوم نسبتاً جديدي است كه در دهة 90 وضع شده است و به اين واقعيت توجه دارد كه, در تكوين جهاني‏سازي گرايش به تكثير فرهنگي نه صرفاً به معني همزيستي فرهنگ‏ها, بلكه به معني ارتباط متقابل فرهنگ‏ها است.


«مفهوم نبوت نزد ملاصدرا در سياق كمال روحاني نفس»، عنوان سخنراني شيجير و كامادا از كشور ژاپن است. كامادا با اشاره به طرح مسأله نبوت و شريعت از سوي ملاصدرا, آن را در دو جهت معرفت شناسي و جنبه اجتماعي نبوت مورد بررسي قرار مي‏داد. ايشان با ارايه تقسيم‏بندي ملاصدرا براي انسان، نبوت (يا رسالت) را در نظر ملاصدرا غير منقطع دانست و آن را همان طور كه در تصوف شيعي قلمداد مي‏شود ذاتاً به مثابه ولايت تلقي نمود. بر اين اساس نبوت به اولياء، امامان و حتي به طور ظاهري به مجتهدين انتقال مي‏يابد.


«از اصفهان تا قرطبه: اسطوره ابن سينا» عنوان مقالة بكر كارليگا است. ايشان با اشاره به تصوير افسانه‏اي كه از ابن سينا در شرق و غرب شكل گرفته، از او به عنوان ملكزاده‏اي قهرمان يا حكيمي افسانه‏اي كه مانند يك كيمياگر و يا جادوگر همه چيز را به طلا مبدل مي‏سازد, نام برد. كارليگا در ادامه به حكايت‏ها و قصه‏هاي درازي اشاره كرد كه در ادبيات فارسي و ادبيات ترك به روايت شخصيت افسانه‏اي ابن سينا پرداخته‏اند. ايشان به نقل فرازهايي از كتابي به نام «داستان‏هاي ابن سينا» كه ظاهرآً توسط درويش حسن مهدي نويسنده تركِ قرن 16 ميلادي نوشته شده پرداخت.


علي دواني سخنراني خود را با عنوان «قرطبه و اصفهان و تشابه آن دو مكتب فلسفي» ايراد كرد. او با اشاره به ورود فلسفه از يونان به اسلام و گرامي داشتن مقدم آن توسط مسلمانان فلسفه‏اي كه پس از قرون وسطي از راه شرق و ممالك اسلامي به غرب آمد را جامع‏تر و كامل‏تر معرفي كرد. سهم بغداد را در اين خصوص مهم ذكر كرد كه قسمتي از آن به اسپانياي اسلامي (اندلس) رفت و فلسفه راه را از قرطبه به اروپا نزديك‏تر كرد. ايشان يكي از وجوه تشابه دو مكتب فلسفي قرطبه و اصفهان را عرضه آثار و كتاب‏هاي ذيقيمت فقهي در كنار آن همه كتاب‏ها و آثار فلسفي ذكر كرد و از كتاب‏هاي بداية المجتهد و كتاب الكشف عن مناهج الادله از ابن رشد و آثار فقهي ميرداماد و شرح اصول كافي صدرالمتألهين شيرازي به عنوان نمونه نام برد.


دنيس گريل «از شرق به اندلس: رفت و برگشت‏هاي هرمنوتيك روحاني» را بحث كرد. ايشان با بيان وجود روايتي هرمنوتيكي در صدر تصوف كه طبق آن قرآن فقط جايگاه اشاره به حالات روحاني قرائت كننده نيست بلكه قبل از هر چيز مقامي مي‏باشد كه در آن حقايق الهي و خلقت به هم مي‏رسند, از آن به عنوان جايي كه اركان متافيزيكي كائنات بي‏پرده آشكار مي‏شوند نام ‏برد. اين انديشمند فرانسوي با اشاره به حقايق واسطه يعني اسماء الهي و حروف (معاني ظاهري) كه گذار را ميان نشانه‏هاي جهان و آيات قرآن ممكن مي‏سازند، آن را براي درك وحي داراي اهميتي اساسي ذكر كرد. گريل با اشاره به كتاب تفصيل سهل تُستري (درگذشت 283ق/896م) از دو رسئله كوتاه او به نام رسالات الحروف و فصل في‏القرآن ياد كرد كه توسط ابن مسره (درگذشت 319ق/931م) از اهالي قرطبه در بازگشتش از مشرق زمين نسخه‏هاي آن به غرب اسلامي برده شد و در رساله‏اي به نام كتاب خواص حروف و حقايق و اصول آن‏ها توسط او عيناً نقل گرديد. ايشان از متافيزيك و كيهان‏شناسي ابن عربي كه از غوص در دريايي بيكران قرآن حاصل شده بود به نيكي ياد كرد.


«استعاره آفتاب در نوشته‏هاي ارسطو و تفاسير گوناگون انديشمندان قرون وسطا» عنوان مقاله خانم فابين پيرونه است. اين مقاله به دنبال بررسي و سنجش طريقه‏اي است كه توسط چندين انديشمند قرون وسطي در تفسير بسط استعاره آفتاب به كار گرفته شده است. به اعتقاد اين محقق كانادايي اين استعاره علاوه بر آن كه مفاهيم نور و تابش مشعشع را كه خصوصاً در فلسفه قرون وسطي حايز اهميت مي‏باشند پايه‏ريزي مي‏كند، از نهاد و نقش عقل فعال نيز پرده بر مي‏دارد.


يحيي ميشو مقاله خود را با عنوان «از اصفهان تا اروپا از راه دمشق و ونيز (رساله اضحوية) ابن‏ سينا در دورة مماليك» ارايه كرد. به گفته اين انديشمند بلژيكي، رسالة «اضحوية» ابن سينا علي رغم استفاده وسيع متفكران مشرق زمين مانند فخر رازي و ملاصدرا و دانشمندان خاور نزديك مانند ابن تيميه و ابن قيم جوزيه، از دسترس فيلسوفان مغربي (شمال آفريقا) دور ماند و اين رساله در قرون وسطي به اروپاي لاتين انتقال پيدا نكرده است. اين محقق كانادايي تفاوت‏هاي ميان تعاليم خاص ايشان دربارة اين موضوع را غير نمايشي و كليدي براي فهم تغييرات اساسي در دو خلق و خوي ديني گاه متعارض معرفي مي‏كند.


«تداوم انديشه فلسفي در ايران از قرن هفتم تا عصر حاضر» عنوان سخنراني مهدي تديّن است. به گفته ايشان تفكر فلسفي در ايران با وجود مخالفت‏هاي متكلمان اشعري و برخي متشرعان قشري كه آراي ضد فلسفي ايشان در تهافت الفلاسفة غزالي تبلور يافت، هيچ‏گاه تعطيل نشد. تدين از وفات ابن رشد و سقوط اندلس و جنگ‏هاي صليبي و تهاجم مغول، به عنوان لطمات جبران‏ناپذير بر پيكره تمدن اسلامي ياد كرد كه باز هم نتوانست سلسله تفكرات فلسفي در بين مسلمانان به ويژه مردم ايران را تضعيف كند. ايشان از ظهور خواجه نصيرالدين طوسي كه به استاد البشر و عقل حادي عشر ناميده شد به عنوان كسي كه با تأليف كتاب‏هاي متعدد، حكمت را در ايران جان تازه بخشيد، ياد ‏كرد.


در آيين پاياني همايش، عطاءالله مهاجراني رئيس مركز بين‏المللي گفت‏و‏گوي تمدن‏ها خواهان برپايي همايش‏هاي سالانه براي بررسي حكمت و فلسفه در ايران و به ويژه در شهر اصفهان شد. مهاجراني گفت: در صورت برپايي اين‏گونه همايش‏ها، پس از يك يا دو دهه، دايرة‏المعارف غني و بزرگي از حكمت و فلسفه اسلامي گردآوري و به دوستداران علوم اسلامي تقديم مي‏شود. وي موضوع تكفير در حوزه تفكر اسلامي در اعصار گوناگون را مهم و سد راه پيشرفت دانست. اين‏كه چرا دانشمنداني همچون سهروردي، عين القضات, ابن رشد و فارابي دچار تكفير شده و به گوشة انزوا رانده شده‏اند را پرسشي جدي خواند. وي افزود: اين معضل تا عصر كنوني نيز ادامه داشته است چنان‏چه متفكري مثل علامه طباطبايي سال‏ها تفكرات فلسفي خود را در پنهان عرضه مي‏كرد.


مقالات ارائه شده به همايش نشانگر, اهتمام پژوهشگران داخلي و خارجي, مسلمان و غير مسلمان به ريشه‏هاي فكري و علل تاريخي تمدن اسلامي به ويژه وضعيت عقلانيت در آن است.


پي‏نوشت


1.‏ اين همايش به مناسبت گذشت سي‏سال از تأسيس مؤسسه مطالعات اسلامي وابسته به دانشگاه تهران و دانشگاه مك‏گيل كانادا, در خرداد ماه 1378 در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد.
2.‏ يونسكو Unesco.
3.‏ IFRI.
4.‏ Herman Landolt.