مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي


سلم خلفي


اشاره


رار ماهواره‏هايي در ماوراي جوّ زمين, در اوائل نيمة دوم سدة بيستم, نوع جديدي از مالكيت را در محافل حقوقي مطرح كرد. با ظهور اين پديده حقوق‏دانان مجبور بودند به تحليل مقولة حقوقي‏اي بپردازند كه در گذشته سابقه نداشته است و با ديگر ضوابط مالكيت تناسب و سازگاري تام ندارد.
پديده در بين فقيهان به ويژه در ايران, نيز مسبوق به سابقه نيست و نوشته‏هاي مستقل و بررسي‏ها علمي در اين زمينه كم‏تر منتشر شده است.
ة حاضر با درايت كافي و بهره‏گيري از آرا و آموزه‏هاي فقهي و حقوقي, به بررسي اصل مالكيت ماهواره مي‏پردازد و در صدد اثبات حقوق معنوي براي آن است.

3 ژوئيه 1962 خيابان‏هاي شهر‏هاي ايالات متحده خلوت بود. اكثر مردم در خانه‏ها نشسته و منتظر تماشاي نخستين پخش تلويزيوني از طريق ماهوارة ارتباطي «تل استار» بودند. آن‏چه بيشتر مورد نظر تماشاگران قرار داشت, نه مضمون برنامه, بلكه چگونگي پخش آن از لحاظ فني بود. به طور قطع در آن مورد يك تكنيك غير معمول به كار گرفته مي‏شد: سيگنالي كه در فاصلة چندين هزار كيلومتر دورتر و در قاره‏اي ديگر به وجود آمده بود, به ماهواره‏اي شناور در اعماق فضا برخورد مي‏كرد و انعكاس آن به قارة امريكا مي‏رسيد و در آن‏جا به وسيلة شبكه‏هاي تلويزيوني دريافت و به خانه‏ها ارسال مي‏شد. «تل استار» سرآغازي بود بر عصر ارتباطات راه دور از طريق ماهواره.


درست در همين زمان نياز به وضع مقررات حقوقي براي نظم بخشيدن به ارتباطات ماهواره‏اي محسوس بود. چندي بعد كنگره ايالات متحده «قانون ارتباطات ماهواره‏اي» را تصويب و يك شركت تجاري خصوصي به نام «شركت ارتباطات ماهواره‏اي» (كاست) تأسيس كرد. در سال 1963 يك گردهم‏آيي در واشنگتن انجام گرفت تا در مورد مقررات و كاربرد سيستم‏هاي ماهواره‏اي ارتباطات دوربرد تصميم‏گيري شود. اين نشست, مقدمه‏اي براي تشكيل «سازمان بين‏المللي ارتباطات دوربرد ماهواره‏اي» (اينتلست) در سال 1965 شد. از آن پس سازمان‏هاي بين‏المللي ماهواره‏اي مانند اينمارست, اينتراسپوتنيك و... و نيز سازمان‏هاي منطقه‏اي ماهواره‏اي مانند اوتلست, پالاپا, عرب ست و... يكي پس از ديگري تأسيس شد تا رشد فني ارتباطات ماهواره‏اي را با توسعه حقوق ارتباطات ماهواره‏اي توأمان سازد. امّا بايد باور داشت كه بر خلاف بخش فني ارتباطات ماهواره‏اي كه به گونة شگفت‏آوري توسعه يافته, حقوق مربوط به آن از توسعة بايسته و شايسته‏اي برخوردار نبوده است.


كمبود قوانين و مقررات خاص ارتباطات ماهواره‏اي از يك‏سو و ناكارآمدي قواعد كنوني حقوق بين‏الملل از سوي ديگر, مشكلات حقوقي و سياسي را در عرصة روابط ميان كشورها با يك‏ديگر و با سازمان‏هاي بين‏المللي و منطقه‏اي ماهواره‏اي برجاي گذاشته است. فرسايش حاكميت ملي توسط ارتباطات ماهواره‏اي, مسئوليت بين‏المللي دولت‏ها و سازمان‏ها در قبال استفاده از فضاي ماوراي جو, جرايم ارتباطي, حقوق مالكيت معنوي مخصوصاً كپي‏رايت از جمله مهم‏ترين مشكلاتي است كه از يك سو جامعة بين‏الملل و از سوي ديگر ارتباطات ماهواره‏اي را به چالش كشيده است. اين نوشتار, حقوق مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي را از دو منظر مشروعيت و حقوق بين‏الملل بررسي مي‏كند.


مشروعيت مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي


مالكيت معنوي و حقوق پديدآورنده, حداقل به گونه‏اي كه امروز مطرح است, در عصر پيامبر اكرم(ص) و حضور امامان معصوم(ع) مطرح نبوده است. همين امر موجب ترديد در صحت توصيف مالكيت به معنوي شده است؛ زيرا برخي مال را منحصر در عين و دين مي‏دانند و مالكيت معنوي را مشروع نمي‏دانند. اين نوشتار تلاش مي‏كند مشروعيت مالكيت معنوي را اثبات كند.


دليل نقلي:

براي اثبات مشروعيت مالكيت معنوي محصولات ماهواره‏اي ابتدا مي‏بايست حقيقت مالكيت را دريافت. حقيقت مالكيت سلطنت و احاطه است كه اين احاطه مراتبي دارد:

1. كيت حقيقي: عبارت است از سلطنت و احاطة تامه به قسمي كه حدوثاً و بقاءً زمام مملوك در دست مالك باشد. اين نوع مالكيت مختص خداوند متعال است.


2. كيت ذاتي: مالكيتي است كه تحققش بر امر خارجي تكويني يا اعتباري بستگي ندارد. مانند احاطه و سلطنت انسان بر نفس و اعمال و رفتار خويش. اين نوع مالكيت در رتبة نازل‏تر مالكيت حقيقي است.


3. كيت اعتباري: مالكيتي است كه شارع مقدس يا عقلا به جهت مصالحي براي افراد اعتبار مي‏كنند. اين نوع مالكيت از مالكيت ذاتي نازل‏تر است.


پس از اين مقدمة كوتاه به نظر مي‏رسد مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي از نوع مالكيت ذاتي است. زيرا شخصي كه محصولي ماهواره‏اي پديدآورد, آن پديده نتيجة اعمال و تفكر اوست. و براي احاطة فرد بر نتيجة عمل خويش هيچ واسطة خارجي نياز نيست و پديدآورندة يك محصول ماهواره‏اي مي‏تواند ديگران را از تصرف يا هر نوع تغيير و تحولي در محصول خود منع نمايد. چه اين‏كه ديگران نيز حق تصرف در آن را ندارند. تعابير فراوان از اين دو اصل كلي در احاديث شريفه وجود دارد. «الناس مسلطون علي اموالهم», «لايحل لاحد ان يتصرف في مال غيره بغير اذنه», «لايحل دم امريء مسلم ولاماله الّا بطيبة نفسه», « لايحل لمؤمن مال اخيه الّا عن طيب نفس منه» و بسياري احاديث ديگر كه جملگي بر سلطة انسان بر اموال خود و منع تصرف افراد در اموال ديگران دلالت دارد.


در اين احاديث شريف, علاوه بر آن‏كه مال از باب غلبه آمده است و خصوصيتي ندارد, بر هر آن‏چه «منفعت عقلايي قابل اعتنا» داشته باشد, مال اطلاق مي‏شود اين ضابطه به كرات در كتب فقهي مبسوط, غنيه, تذكره, ايضاح, دروس, تنقيح و... آمده است و بديهي است محصولات ماهواره‏اي داراي «منفعت عقلايي معتنابه» است و اطلاق مال بر آن صحيح است و تصرف ديگران بدون اذن مالك جايز نيست.


حتي اگر مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي را از انواع, مالكيت ذاتي ندانيم, آن را در محدودة مالكيت اعتباري مي‏توان تحليل نمود. زيرا عقلا اين نوع مالكيت را به جهات مصالحي براي افراد اعتبار مي‏كنند. در حديث شريف آمده است, «... كل شيءٍ مما يكون لهم فيه الصلاح من جهة من الجهات فهذا كله حلال بيعه و شراؤه و امساكه و استعماله و هبته و عاريته». امروزه كم‏تر كسي در اشتمال مالكيت معنوي بر مصالح متعدد ترديد دارد.


نهايتاً در نازل‏ترين مرتبه, اگر در اصل ماليت محصولات ماهواره‏اي حتي در نوع اعتباري آن, ترديد شود, مي‏بايست به عمومات رجوع و حكم به مشروعيت مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي كنيم. در اين مورد برخي فقها تصريح كرده‏اند: «لامانع من التزام جواز بيع كل ما له نفعٌ ما ولو فرض الشك في صدق المال علي مثل هذه الاشياء المستلزم للشك في صدق البيع امكن الحكم بصحة المعاوضه عليها لعمومات التجارة والصلح والعقود والهبة المعوضة و غيرها, و عدم المانع لانه ليس الا اكل المال بالباطل والمفروض عدم تحققه هنا». هر آن‏چه اندك نفعي (جز منافع نادر) داشته باشد, خريد و فروشش منعي ندارد. و اگر در ماليت چيزي ترديد شود بازهم معامله‏اش صحيح است؛ زيرا مقتضي كه عمومات است موجود و مانع كه اكل مال به باطل است مفقود مي‏باشد.


از آن‏چه گفته شد اين نتيجه به دست مي‏آيد. كه در ماليت محصولات ماهواره‏اي و مالكيت معنوي بر آن‏ها ترديدي نيست و در مقام ترديد نيز عمومات حاكم خواهند بود. امّا رأي برگزيده در اين زمينه مالكيت ذاتي انسان بر دستاوردهاي علمي و فكري خويش است.


دليل عقلي:

تفكيك دليل عقلي از نقلي چندان صائب نيست بلكه عقل به عنوان يك حجت شرعي حكم مي‏كند شخصي كه سال‏ها براي توليد يك محصول هنري, فرهنگي, علمي و... در عرصة ارتباطات ماهواره‏اي تلاش مي‏كند, نوعي سلطه و احاطه بر آن محصول خواهد داشت. محصولي كه هم توان فكري و هم توان مالي توليدكننده را به خود مصروف و هزينه‏هاي مادي و معنوي فراواني براي پديدآورنده اثر مزبور داشته, ديگري نمي‏تواند بدون صرف كم‏ترين هزينة ذهني و مالي آن را استنساخ نمايد و بر آن دست يازد, چه رسد به اين‏كه آن را دچار تغيير و تحول نيز نمايد.

رأي مستقل عقل حاكم است كه تصرف و هر نوع تغيير و تحول در محصول كار و فكر ديگران كه براي پديدآورنده‏اش تلاش زيادي تحمل شده, بدون رضايت پديدآورندة آن ظلم است و قبح ظلم, ذاتي است.


نكتة اتكاي ديگر عقل بر اين حكم «قاعدة لاضرر» است. بديهي است وقتي در پديدة علمي و فكري فردي تصرف صورت گيرد و در آن تغيير و تحولي انجام پذيرد, پديدآورنده ضرر و زيان‏ جدي خواهد ديد. خصوصاً آن‏كه توليدكنندگان محصولات ماهواره‏اي انتظار دارند براي مدت عقلايي بتوانند از حق انحصاري مالكيت خود بهره‏مند شوند تا چرخة توليد آن محصول از حركت باز نايستد. و چنانچه به راحتي حاصل دست‏رنج توليدكننده استنساخ شود و در اختيار ديگران قرار گيرد كه اين كار معمولاً با قيمت بسيار نازل و غير واقعي صورت مي‏پذيرد, صاحب اثر ضرر جدي متحمل مي‏شود. ضرري كه نه تنها در شرع مقدس اسلام بلكه به حكم عقلاي دنيا منع و دفع شده است.


از همين‏جا مي‏توان نتيجه گرفت اگر ملاك ضرر باشد تفكيك بين استفادة فردي از محصولات كپي‏شده و اصل كپي كردن محصول وجود ندارد؛ زيرا گرچه در استفادة شخصي از محصول استنساخ شده, توليدكننده, ضرر كم‏تري متحمل مي‏شود, امّا عقل, مطلق ضرر را منع كرده است؛ كم باشد يا زياد.


نكتة ديگري كه از اصل عقلي «لاضرر» به دست مي‏آيد آن است كه همان‏طوري كه توليدكننده نبايد متحمل زيان گردد, تحميل زيان توسط وي نيز ممنوع است. يعني وضعيت انحصاري و تفوقي پديدآورنده يك اثر ماهواره‏اي نبايد به سوء استفادة وي از اين وضعيت بيانجامد.


نمونه‏اي از چنين سوء استفاده كه در محاكم بين‏المللي محكوم شده است در قسمت دوم اين نوشتار آمده است.


رعايت قانون و نظم اجتماعي:

امروزه حتي برخي از فقيهان كه در اصل مشروعيت مالكيت معنوي ترديد مي‏كنند, به قوانين و مقررات مربوط ارجاع مي‏دهند و رعايت قواعد مربوط به حقوق مالكيت معنوي را بر اساس مراعات انتظام جمعي و نظم عمومي لازم مي‏دانند.

در سطوح فرا ملي بسياري از كشورها به كنوانسيون‏هاي مربوط به حمايت از پديدآورندگان فراورده‏هاي هنري, فرهنگي, علمي و... پيوسته‏اند. در سطح ملي نيز قوانين مختلفي در اين‏باره وضع نموده‏اند. بديهي است بسياري از افراد در جوامع مختلف به بعضي قوانين اعتقادي ندارند, امّا اين عدم اعتقاد مجوزي براي ناديده گرفتن قانون مزبور نخواهد شد. چه كه در غير اين صورت هر كس به بهانة عدم اعتقاد شرعي به قانوني خاص آن را مراعات نكرده و نتيجه‏اي جز هرج و مرج نخواهد داشت.


در زمينة مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي نيز وضع به همين منوال است و هيچ فردي نمي‏تواند به بهانة اعتقاد نداشتن به مشروعيت آن, قوانين مربوط به آن را ناديده بگيرد. ناهنجاري پديدآمده در اثر رعايت نكردن قوانين مربوط به مالكيت معنوي در عرصة ارتباطات ماهواره‏اي بسيار گسترده‏تر از ساير عرصه‏ها است؛ زيرا گسترة ارتباطات ماهواره‏اي به هيچ وجه قابل قياس با ديگر حوزه‏ها نخواهد بود.


مالكيت معنوي در فتواي فقيهان معاصر:

شأن فقيه بيان حكم كلي است و تشخيص موضوع بر عهدة افراد و جامعه است. مالكيت معنوي نيز صرفاً يك موضوع است و فقيه متكفل بيان آن نيست و بديهي است در اين‏گونه موارد بايد به متخصصين فن رجوع كرد نه به فقها, با اين‏حال به منظور رفع شائبه عدم مشروعيت مالكيت معنوي از ديدگاه فقيهان, نظر تعدادي از مراجع و آيات عظام در پي خواهد آمد. گرچه سؤال در مورد نرم‏افزار است لكن نرم‏افزار هيچ خصوصيتي نداشته و پاسخ‏ها قابل تسري به تمام مصاديق مالكيت معنوي مي‏باشد.

متن استفتاء:


«محضر مبارك حضرت آيت‏الله العظمي ...


همان‏گونه كه مستحضريد فعاليت‏هاي فرهنگي شكل‏هاي گوناگوني دارد, يكي از رايج‏ترين اشكال آن ارائه محصولات فرهنگي در قالب نرم‏افزار است.


توليدنرم‏افزار با صرف هزينه‏هاي زيادي همراه است؛ امّا اندكي پس از توليد, عده‏اي بدون رضايت توليدكننده اقدام به تكثير آن مي‏كنند كه اين عمل موجب خسارت به توليدكننده مي‏شود. حال مستدعي است با توجه به مطالب يادشده, جواب سؤالات ذيل را مرقوم فرماييد:


1. اصولاً توليد نرم‏افزار حقي را براي توليدكننده ايجاد مي‏كند؟


2. حق تأليف (كپي‏رايت) مشروعيت دارد؟


3. توجه به اين‏كه تكثير نرم‏افزار بدون رضايت توليدكننده, از نظر قانون ممنوع و براي تكثير كننده مجازات تعيين شده است, تكثير بدون رضايت توليدكننده, شرعاً چه حكمي دارد؟


4. فاده از نرم‏افزاري كه بدن رضايت توليدكننده, تكثير شده است, براي ديگران چه حكمي دارد؟


5. از ناحيه چنين تكثير و استفاده‏‏اي خسارتي به توليدكننده وارد شود, موجب ضمان است؟»


پاسخ مراجع و آيات عظام به ترتيب حروف الفبا:


1. ‏الله بهجت:


«اگر شرط عدم كپي‏شده يا مبنياً عليه است تكليفاً جايز نيست و چون سبب اضرار به فروشنده است, ضامن آن ضرر است».


2. ‏الله تبريزي:


«چنانچه در ضمن معامله, فروشنده با خريدار شرط كرده باشد كه تكثير ننمايد, بايد به اين شرط عمل نمايد و چنانچه شرط نشده باشد سزاوار نيست مؤمن كاري كند كه زحمت مؤمن ديگر را هدر دهد. والله العالم».


3. ‏الله سيستاني:


«تمام موارد فوق تابع قانون است».


4. ‏الله صانعي:


«ج 1, 2, 3 و 4: تصرف و دخالت در همة اموري كه به افراد ارتباط دارد, چه ارتباط توليدي و فكري و نظري و يا اختراع خارجي و مادي و يا نشر و طبع كتاب و امثال آن همه و همه جزء حقوقي است كه به حكم عدم جواز تصرف در مال ديگران مگر با رضايت آن‏ها كه حديث «لا يحل مال امرءٍ الا بطيب نفسه» بر آن دلالت دارد, محكوم به عدم جواز دخالت و تصرف است و فرقي بين عين و ملك و غير آن‏ها نمي‏باشد و كلمة «مال» كه در حديث آمده خصوصيتي ندارد و از باب غلبه آمده, به علاوه كه همة امور ذكر شده داراي ارزش مي‏باشد و مال است كما اين‏كه معيار در حرمت هم نسبت و اضافه به شخص و امرءٍ است. و در حقوق معنوي همان‏طور كه ارزش و ماليت وجود دارد, اضافه هم به وسيلة اعتبار حق بودن در نظر عقلا محقق است. و اگر اضافه نبود, بحث حق معنوي در آن‏ها مطرح نمي‏شد. به علاوه از حديث,خود حكم عقلاء به ظلم بودن دخالت و تصرف بي‏اجازه در موارد حقوق معنوي كه يكي از آن‏ها در سؤال آمده براي كشف حرمت شرعي كفايت مي‏كند, چون شارع تعالي نه ظالم است و نه حكم به جواز ظلم مي‏نمايد و راه سوم براي اثبات حق در حقوق معنوي رايج امروز منكر بودن دخالت و تصرف بي‏اذن در آن‏ها از نظر عرف و عقلاء است. و هر منكري به حكم آية شريفة «و ينهاهم عن المنكر» محكوم به حرمت است و مسئلة تعريف حقوق معنوي, قطع نظر از آن‏كه يك اصطلاح است و بايد از صاحبان اصطلاح سؤال شود, بيش از يك موضوع نمي‏باشد كه فقه متضمن بيان آن نيست بلكه فقه, حكم موضوع و امور مربوط به افعال و اعمال را بيان مي‏نمايد و در جواب ذكر شده حكم همة موارد حقوق معنوي بيان شد و عمدة در فقه, دانستن حكم است و الّا موضوع اصطلاحي را خود پيدا كنيد و تطبيق دهيد. ج 5: ضرر زننده ضامن است».


5. ‏الله فاضل لنكراني:


«1- بلي, اين‏ها حقوق عقلايي محترم است و بايد رعايت شود. 2- بلي و خلاف آن جايز نيست. 3- تصرف در آن برخلاف نظر توليدكننده جايز نيست. 4- استفاده از آن براي ديگران حرام نيست ولي كپي‏كردن آن جايز نيست. 5- بلي».


6. ‏الله مكارم‏شيرازي:


«استفاده, كپي‏رايت و تكثير نرم‏افزارها بدون اجازه و رضايت توليدكنندگان اصلي آن جايز نيست و در صورتي كه اين كارها موجب خسارتي از جهت سرمايه‏گذاري توليدكنندگان اصلي شود متخلف ضامن است ولي سزاوار است توليدكنندگان با حداقل سود چنين نرم‏افزارهايي را با قيمت مناسب‏تري عرضه كنند تا زمينة اين كارهاي خلاف به وجود نيايد».


7. ‏الله منتظري:


«1- باسمه تعالي. به نظر اين‏جانب توليد و اختراع و تأليف براي مولد و مخترع و مؤلف ايجاد حق مي‏كند مگر اين‏كه خود او صرف‏نظر كند. 2- باسمه تعالي. اين قبيل امور عرفاً حق‏آور است و از ناحية شرع ردع نشده است. 3- باسمه تعالي. جايز نيست و تضييع حق غير مي‏باشد. 4- باسمه تعالي. جايز نيست. 5- باسمه تعالي. ضايع‏كننده حقوق غير, ضامن ارزش حقوق تضييع شده مي‏باشد».


8. ‏الله موسوي اردبيلي:


تـأليف جزوه و كتاب و توليدات رايانه‏اي و امثال اين‏گونه ابتكارات ارزش عقلايي دارد و به نظر اين‏جانب صاحبان آن‏ها حق شرعي دارند و بدون اذن و موافقت آن‏ها كسي حق استفاده و تكثير ندارد و اگر كسي تخلف نمايد مستحق تعزير است و ضامن ارزش عقلايي حق تضييع شده مطابق نظر كارشناس به حسب مورد مي‏باشد».


مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي از منظر حقوق بين‏الملل


هر اندازه گسترة انتشار يك پديده بيش‏تر, نشر و پخش آن آسان‏تر و كپي‏كردنش كم هزينه‏تر باشد, حمايت از حقوق پديدآورنده بايد مؤثرتر باشد. ارتباطات ماهواره‏اي از تمام مؤلفه‏هايي كه نياز به اتخاذ سياست‏هاي حمايتي را ايجاب مي‏كند, برخوردار است. يك اثر وقتي در فرايند ارتباطات ماهواره‏اي واقع شد, به آساني در تمام دنيا منتشر مي‏شود و آن اثر نسبت به كپي‏شدن در معرض خطر بيشتري قرار مي‏گيرد. گسترة ارتباطات ماهواره‏اي فراملي است و سرقت‏هاي ادبي در اين عرصه با سهولت بيش‏تري امكان‏پذير است. محصولات راديويي و تلويزيوني ماهواره‏اي به آساني ضبط و پخش مي‏شوند و چنانچه حمايت مؤثري از پديدآورندگان اين نوع آثار به عمل نيايد, خسارات فراواني بر توليدكنندگان و پديدآورندگان تحميل مي‏شود. به همين علّت پخش برنامه‏هاي ماهواره‏اي خصوصاً پخش برون مرزي, مستلزم ضميمه كردن حمايت مؤثر حقوق مالكيت معنوي كپي‏رايت به ساير سياست‏هاي پخش صوتي ـ تصويري در تمام كشورهاست. اينك برخي از اين سياست‏ها بررسي و تحليل مي‏شود.


قوانين و مقررات ملي و فرا ملي:

كنوانسيون حمايت از حقوق پديدآورندگان در سطح بين‏المللي مطرح است و تاكنون بسياري از كشورها بدان پيوسته يا آن را امضاء نموده‏اند. علاوه بر اين كنوانسيون, در سطوح ملي و منطقه‏اي با سياست‏هاي حمايتي از مالكيت معنوي برخورد مي‏كنيم كه در خور توجه مي‏باشند. كشورها در سطح ملي گرچه با مالكيت معنوي و كپي‏رايت برخورد يكساني نداشته‏اند و هنوز هم در برخي كشورهاي در حال توسعه, پديدآورندگان از حقوق مالكيت معنوي بهره‏مند نيستند, امّا گرايش جهاني به سمت پذيرش و رسميت بخشيدن به مالكيت معنوي و اتخاذ سياست‏هاي حمايتي از پديدآورندگان مي‏باشد.

در سطح منطقه‏اي نيز گاه با موافقت‏نامه‏هاي چند جانبه و يا كنوانسيون‏هاي منطقه‏اي مواجه هستيم كه مقررات و قواعد خاصي در حمايت از حقوق پديدآورندگان وضع نموده‏اند. به عنوان مثال «اتحاديه اروپا» اين مقررات را در قالب «دستورالعمل كپي‏رايت براي ارتباطات كابلي و ماهواره‏اي 1993» ارائه داده است.


اين دستورالعمل كه در سال 1993 توسط كمسيون اروپا صادر شده است. از هماهنگ‏سازي حقوق پديدآورندگان در بخش‏هاي كليدي حمايت مي‏كنند؛ به گونه‏اي كه صاحبان چنين حقوقي از پخش برنامه‏هاي كابلي و ماهواره‏اي در قلمرو قارة اروپا به طور كامل بهره‏مند شوند. برخي از سياست‏هاي حمايتي گنجانده شده در اين دستورالعمل عبارت است از:


1. شروط و مقررات كپي‏رايت نبايد تفاوتي بين ماهواره‏هاي پخش و ماهواره‏هاي مخابراتي قائل شد. بلكه هر دو مي‏بايست تحت حمايت حقوق مالكيت معنوي به «ارتباط با عموم» اقدام نمايند.


2. رهاي عضو اتحاديه متعهد مي‏شوند حق پديدآورندگان در تجويز يا منع «ارتباط با عموم» را به رسميت بشناسند.


3. وليت اپراتورهاي سرويس كابلي در قبال مخابرة مجدد برنامه‏هاي كپي‏رايتي, بيش از برنامه‏هاي كپي‏رايتي در پخش ماهواره‏اي خواهد بود.


4. مورد كپي‏رايت تنها بايد حقوق يك كشور عضو نسبت به فرستنده اعمال شود.


لازم به يادآوري است موضوع سرقت سيگنال‏هاي تلويزيوني و «كدگذاري» با مسائل مربوط به كپي‏رايت در حقوق ارتباطات ماهواره‏اي بسيار شبيه به هم مي‏باشند و به يك‏ديگر پيچيده‏اند؛ زيرا كدگذاري مكانيسمي است كه به وسيلة آن فرستنده برنامه‏هاي ماهواره‏اي از دريافت برنامه‏ها و مخابرة مجدد آن اطمينان حاصل مي‏كند و يقين پيدا مي‏كند كه براي ارائة خدمات ماهواره‏اي مبالغي دريافت مي‏كند و اين بخش عمده‏اي از هدف موجود در قوانين مربوط به كپي‏رايت است.


مدت زمان كپي‏رايت:

موضوع مشروعيت يا عدم مشروعيت مرور زمان در حقوق موضوع مفصلي است كه نوشتاري جدا مي‏طلبد و فارغ از ورود به اين مبحث متذكر مي‏گردد به منظور ايجاد نظم بيشتر بهتر است حقوق پديدآروندگان محصولات ماهواره‏اي را مشمول مرور زمان نمود. چنانچه پديدآورنده‏اي نسبت به احقاق حق خود نسبت به مالكيت معنوي بر آن پديده اقدام نكرد, مشمول مرور زمان مي‏شود. امروز مرور زمان در بسياري از نظام‏هاي حقوقي دنيا پذيرفته شده است.

امّا مدت زمان كپي‏رايت موضوعي متفاوت از مرور زمان است. منظور از مدت زمان كپي‏رايت, زماني است كه تهيه‏كنندگان برنامه‏هاي ماهواره‏اي نسبت به آن حق انحصاري دارند. مدت زمان كپي‏رايت به سياست‏هاي ارتباطاتي كشورها بستگي دارد. به عنوان مثال بر اساس فصل 14 قانون ثبت, امضا و كپي‏رايت 1988 انگلستان, كپي‏رايت در برنامه‏هاي كابلي و برنامه‏هاي پخش ماهواره‏اي در يك دورة 50 ساله از پايان سالي كه پخش از طريق ماهواره صورت گرفته و يا برنامه در يك سيستم كابلي جريان يافته است, تداوم مي‏يابد.


دستورالعمل كپي‏رايت و پخش ماهواره‏اي انگلستان در راستاي هماهنگ‏سازي حمايت از كپي‏رايت در مادة 3 مقرر مي‏دارد: «حقوق پخش‏كنندگان برنامه‏ها 50 سال پس از پخش نخستينِ يك برنامه, تداوم خواهد داشت؛ خواه اين پخش به وسيلة سيم باشد يا هوا, كابل باشد يا ماهواره».


مرور زمان, مشمول قواعد عمومي مربوط به آيين دادرسي در هر كشور و معمولاً بسيار كم‏تر از مدت‏زمان كپي‏رايت است.


نقض كپي‏رايت در ارتباطات ماهواره‏اي:

به اعتقاد برخي از حقوق‏دانان نقض كپي‏رايت در جايي اتفاق مي‏افتد كه:

از اثر, كپي برداشته شود؛


كپي برداشته شده, به عموم ارائه شود؛


اثر در معرض عموم اجرا شود, به نمايش در آيد يا بازي شود؛


اثر پخش شود يا برنامه در يك سيستم كابلي جريان يابد؛


از اثر يا هريك از موارد بالا اقتباسي صورت گيرد؛


ثابت شود كه تمام يا بخش اصلي اثر كپي برداشته شده است.


به اعتقاد اين دسته از حقوق‏دانان كپي‏كردن از يك برنامة ماهواره‏اي به منظور استفادة فردي و كپي‏كردن آن به منظور در معرض عموم قرار دادنش تفاوت دارد. در حالي كه مورد دوم نقض جدي كپي‏رايت است مورد نخست اساساً نقض كپي‏رايت به حساب نمي‏آيد. امّا به نظر مي‏رسد با توجه به ادلة مشروعيت مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي و نيز فلسفة وضع كپي‏رايت كه همانا حمايت مادي و معنوي از پديدآورنده است, نبايد تفاوتي بين اين دو قائل شد؛ زيرا در هر دو صورت پديدآورنده زيان مي‏بيند هر چند در مورد دوم زيان بيش‏تري را متحمل مي‏شود. به علاوه در هر دو صورت تصرف در مال ديگري بدون رضايت مالكش مي‏باشد كه چنين تصرفي نارواست.


امّا در مورد كپي‏كردن جزئي از اثر يا كل اثر, حق با حقوق‏دانان و فقيهاني است كه بين اين دو تفاوت قائل شده‏اند. كپي كامل يا بخش اصلي و اعظم يك اثر ماهواره‏اي نقض كپي‏رايت است ولي كپي بخشي از آن, خير. امروزه استنساخ بخشي از آثار چنان رايج است كه حتي پديدآورندگان نيز به عنوان يك امر معمول آن را پذيرفته و در برابرش تسليم‏اند. چنان‏كه گفته شد وظيفة فقه تبيين حرمت تصرف در مال ديگران بدون رضايت مالك است و تشخيص اين‏كه استنساخ جزء كوچك از يك برنامه ماهواره‏اي تصرف در مال ديگران محسوب مي‏شود يا خير, با عرف است و عرف اين‏گونه بهره‏برداري را تصرف به حساب نمي‏آورد.


در مورد ساير امور رايج در عرف نيز همين‏گونه است. به عنوان مثال كپي‏كردن گزارش‏هاي خبري در مورد وقايع, اخبار روزانه, وضعيت آب و هوا و اطلاعاتي از اين قبيل كه از طريق ارتباطات ماهواره‏اي پخش مي‏شود, نقض كپي‏رايت تلقي نمي‏شود و مسؤوليت كپي‏كنندة چنين آثاري در عرصة حقوق بين‏الملل هنوز چندان جدي تلقي نشده است.


تذكر اين نكته نيز ضروري است كه كپي‏رايت نسبت به آثاري كه مستقيماً از پديدآورندة آن صادر شده, اعمال مي‏شود. هم‏چنان‏كه مالك معنوي آثار اصلي مشمول كپي‏رايت شخص پديدآورندة اثر يا نمايندة قانوني او مي‏باشد. مگر در مواردي كه پديدآورندة اثر براي توليد اثر مزبور استخدام شده باشد كه در اين صورت مفاد قرارداد استخدام لازم الاجرا است. اگر مبلغي كه پديدآورنده دريافت مي‏كند در برابر واگذاري توأمان مالكيت مادي و معنوي اثر باشد, مالك معنوي اثر, استخدام‏كننده و در نتيجه كپي‏رايت حق اوست. ولي اگر مبلغ دريافتي صرفاً در برابر واگذاري مالكيت مادي اثر باشد كپي‏رايت كماكان در اختيار پديدآورنده خواهد بود.


منع سوء استفاده از مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي:

از آن‏جا كه حقوق مالكيت معنوي يك شكل منحصر به فرد در ميان ساير حقوق است و معمولاً بهره‏مندي از چنين حقوقي گاه علاوه بر پشتوانة داخلي از پشتوانة حقوق و مقررات بين‏المللي نيز برخوردار است, ممكن است به يك وضعيت برتري‏جويي تبديل شود و صاحبان چنين حقي را به سوء استفاده از وضعيت تفوقي خود سوق دهد. بر همين اساس قانون‏گذاران ضمن وضع سياست‏هاي حمايتي از پديدآورندگان برنامه‏هاي ماهواره‏اي بايد با وضع قوانين از چنين سوء استفاده‏هايي جلوگيري نمايند.


در يك مورد مهم در سال 1995 چنين مسئله‏اي نزد «ديوان دادگستري اروپا» اقامه شد. شاكي اصلي اين پرونده كه به پروندة «مگيل» معروف شد, انتشارات «ايريش» بود كه دربارة انتشار ليست‏هاي تلويزيوني در انگلستان و ايرلند فعاليت مي‏كرد. ساير شركت‏هاي درگير پرونده, عبارت بودند از: «بي‏بي‏سي», «انتشارات تلويزيوني ايندينپندنت» و پخش‏كنندة ايريش يعني «راديو تلفيز ايرين» كه هر كدام كپي‏رايت مخصوص خود را در «هفته‏نامة تي‏وي‏ليستينگر» داشتند و نسبت به تعداد محدودي از ناشران براي نشر روزانه جواز گرفته بودند.


مگيل مي‏خواست هفته‏نامة جامعي منتشر كند, امّا با مخالفت شركت‏هاي مزبور مواجه شده بود. مگيل به كميسيون اروپا شكايت كرد و مدعي شد كه مخالفت آن‏ها سوء استفاده از وضعيت تفوقي آن‏ها است. كميسيون اروپا به نفع مگيل رأي داد و ديوان اروپا نيز نظر كميسيون را تأييد و نهايتاً ديوان دادگستري اروپا هم در مرحلة استيناف آن را ابرام كرد. نظر ديوان اين بود كه پخش‏كنندگان مزبور به وسيلة ممانعت از ارائه يك توليد جديد, مخصوصاً هفته‏نامة راهنماي جامع تلويزيوني, از وضعيت تفوقي خود سوء استفاده كرده‏اند. ضمن اين‏كه تصديق كرد هر عدم اجازه‏اي به خودي خود سوء استفاده به شمار نمي‏آيد؛ بلكه بايد با توجه به اوضاع و احوال, موضوع بررسي گردد.


حكم ديوان دادگستري اروپا مطابق با قاعدة لاضرر مي‏باشد كه در نوشتار نخست گفته شد كه دو مطلب از اين قاعده به دست مي‏آيد. نخست آن‏كه تصرف و تغيير و تحول در محصولات فكري ديگران در اثر كپي كردن آن‏ها موجب ضرر و زيان پديدآورندگان است و به موجب اين قاعده ممنوع مي‏باشد. دوّم اين‏كه سوء استفاده از وضعيت تفوقي ناشي از كپي‏رايت به ضرر ديگران نيز روا نمي‏باشد.


نتيجة نوشتار


از سطور گذشته اين نتايج به دست مي‏آيد كه:


دلايل متعدد نقلي و عقلي بر مشروعيت مالكيت معنوي در حقوق ارتباطات ماهواره‏اي وجود دارد.


مالكيت معنوي در ارتباطات ماهواره‏اي از نوع مالكيت ذاتي است؛ زيرا يك برنامة ماهواره‏اي نتيجة عمل و فكر پديدآورندة آن است و او مي‏تواند ديگران را از تصرف يا هر نوع تغيير در محصول خود منع نمايد و بر ديگران نيز تصرف و تغيير آن روا نيست.


عقل, هر نوع تصرف, تغيير و تحول در محصول كار و فكر ديگري را بدون رضايت پديدآورنده‏اش, ظلم مي‏داند و قبح ظلم ذاتي است.


كپي‏كردن محصول فكري ديگران موجب ضرر و زيان پديدآورنده است و به حكم قاعدة لاضرر ممنوع است. چه اين‏كه سوءاستفاده از وضعيت تفوقي ناشي از كپي‏رايت به ضرر ديگران نيز ممنوع است.


حتي در صورت اعتقاد به عدم مشروعيت مالكيت معنوي, مي‏بايست به دليل پرهيز از هرج و مرج قوانين مربوط به آن را مراعات نمود.


اكثر قريب به اتفاق فقيهان و حقوق‏دانان معاصر معتقد به مشروعيت مالكيت معنوي هستند.


از آن‏جا كه گسترة پخش برنامه‏هاي ماهواره‏اي وسيع‏تر, ضبط و پخش آن آسان‏تر و كپي كردنش كم هزينه‏تر است, سياست‏هاي حمايتي مؤثرتري در زمينة حقوق مالكيت معنوي مي‏طلبد.


در سطوح فرا ملي, منطقه‏اي و ملي, گرايش جدي به سمت پذيرش مشروعيت مالكيت معنوي و وضع قوانين و مقررات حمايتي در اين‏باره وجود دارد.


در شروط و مقررات كپي‏رايت نبايد تفاوتي بين ماهواره‏هاي پخش و ماهواره‏هاي مخابراتي قائل شد.


مدت‏زمان كپي‏رايت متفاوت از مرور زمان در كپي‏رايت است.


هر كپي‏كردني نقض كپي‏رايت نيست بلكه براي صدق نقض, شرايطي لازم است از جمله آن‏كه تمام يا بخش اصلي اثر كپي شده باشد.


بين كپي كردن يك برنامة ماهواره‏اي براي استفادة فردي و كپي كردن آن به منظور در معرض عموم قراردادنش تفاوتي نيست زيرا هر دو, تصرف به حساب مي‏آيد و موجب ضرر و زيان پديدآورنده مي‏شود.


كپي برنامه‏هاي ماهواره‏اي رايج مثل گزارش‏هاي خبري, اخبار روزانه, وضعيت آب و هوا و... نقض كپي‏رايت تلقي نمي‏شود.


پي‏نوشت