گزارشي از كنگرة بزرگداشت استاد سيّدحسين نصر

اشاره

آثار علمي و انديشه‏هاي سيّدحسين نصر در چند دهة اخير در فرهنگ اسلامي ـ ايراني و حتي فرهنگ فارسي‏زبانان مسلمان منطقه, تأثيري ماندگار و عميق داشته است. كتاب‏هاي او بارها در ايران و خارج از ايران تجديد چاپ شده است. تسلط ايشان بر منابع سه مشرب فلسفي مشاء, اشراق و متعاليه, و تبحرش در زمينة آموزه‏هاي آن‏ها ستودني است. مقالات او در غرب در دايرةَالمعارف‏ها و مجلات آكادميك و كتاب‏هاي او, تحليل‏ها و تبيين‏هاي جدي و منطقي از اسلام و تشيع است. به پاس خدمات او, همايشي از سوي شاگردان و دوستانش در دانشگاه جورج واشنگتن برگزار شد. گزارش اين همايش كه به نوعي معرفي شخصيت و آثار استاد و نيز نشان‏دهنده دغدغه‏هاي متفكران جهان نسبت به فرهنگ اسلامي است, تقديم مي‏گردد. اصل اين گزارش را مديريت همايش منتشر كرده و به همت زهرا واعظي‏نژاد به فارسي برگردانده شده است. البته تحريرية فصلنامه مقداري بر اطلاعات آن افزوده است.

پيش‏درآمد

سيّدحسين نصر در 18 فروردين 1312 / 7 آوريل 1933 در تهران, در خانواده‏اي صاحب منصب به دنيا آمد. پدرش سيّدولي‏الله نصر، پزشك و پژوهش‏گر در ادبيات، نمايندة پارلمان, مدتي وزير فرهنگ و رييس دانشكدة ادبيات تهران بود. از طرف مادري, از نوادگان شيخ فضل‏الله نوري, رهبر جريان مشروعه‏طلب است. وي تحصيلات خود را در ايران و ايالات متحده به انجام رسانيد. ليسانس خود را در رشتة فيزيك از دانشگاه فن‏آوري ماساچوست و فوق ليسانس را در رشتة زمين‏شناسي و ژئوفيزيك از دانشگاه هاروارد گرفت. بالاخره دكتري خود را در فلسفه و تاريخ علوم در 1337 / 1958م اخذ كرد.

او در سال 1337 / 1958م به ايران بازگشت و تا سال 1979م استاد دانشگاه تهران بود. دكتر نصر, علاوه بر تدريس در دانشكدة ادبيات, رياست آن و معاونت دانشگاه تهران (1347-1351) و رياست دانشگاه صنعتي آريامهر (شريف, در 1351-1354) را نيز بر عهده داشت. علاوه بر پست‏هاي دانشگاهي ايران, سمت‏هاي فرهنگي فراواني مانند رييس هيئت مديرة مؤسسة عمران منطقه‏اي (ايران، پاكستان و تركيه)، عضو فرهنگستان علوم ايران، عضو شوراي ملي آموزش عالي ايران و استاد مهمان در دانشگاه‏هاي هاروارد، امريكايي بيروت و پرينستون بود. وي همچنين, انجمن فلسفة ايران را پايه‏گذاري كرد و نخستين رياست آن را بين سال‏هاي 1352-1357 بر عهده گرفت. نصر از سال 1984 به تدريس مطالعات اسلامي در دانشگاه جورج واشنگتن, در شهر واشنگتن دي.سي. اشتغال داشته و در مدت اقامت در امريكا در بسياري از دانشگاه‏هاي آسيايي، اروپايي و امريكايي در رشتة مطالعات اسلامي تدريس و سخنراني داشته است.

نصر بيش از بيست‏وپنج كتاب و پانصد مقاله به زبان‏هاي فارسي, انگليسي, عربي و فرانسوي به نگارش درآورده است. آثار او به بسياري از زبان‏ها, از جمله آلماني, اسپانيايي, بوسنيايي و اردو ترجمه شده است. امّا شايد مهم‏ترين اقدام وي, تربيت سه نسل از محققان ملي و چهل سال تدريس و پژوهش در ايران و غرب باشد. او محققي است كه به راستي, در عرصة مطالعات اسلامي و ايراني و حكمت جاويدان «انديشمند بزرگ عصر حاضر» نام گرفته است.

نصر به دليل فعاليت‏هاي چشم‏گير و سامان‏دهي به جريان فرهنگي, به ويژه لايه‏هاي عقلاني فرهنگ, يعني مباحث فلسفي، كلامي، عرفاني و تاريخ دانش‏هاي اسلامي, تأثيرات ماندگاري بر جريان اسلام‏گرايي جديد داشته است. به ويژه او مكتب سنتي انديشة اسلامي را نمايندگي كرده است. در واقع آثار او شاخص اين مكتب به حساب مي‏آيد.

دانشجويان و دوستان سيّدحسين نصر با همكاري دانشگاه جورج واشنگتن, مقدمة برگزاري كنفرانسي جهت بزرگداشت وي در تاريخ دوم و سوم نوامبر سال 2001 را فراهم كردند. هدف از برگزاري اين كنفرانس, قدرداني از پروفسور نصر و معرفي تلاش‏هاي طولاني مدت وي در عرصة حكمت خالده و مطالعات ايراني و اسلامي و همچنين, نقش برجستة وي در زمينة معرفي ميراث تفكر اسلامي به جهان غرب است. محققان مشهور و برجسته در سطح بين‏المللي كه از شاگردان نصر و يا الهام‏يافتگان از آثار وي بوده‏اند, مقالاتي در زمينه‏هاي مورد علاقة پروفسور نصر و ابعاد آثار علمي و تفكر او ارايه دادند.

سخنرانان كنگره

استفان جوئل تراچتنبرگ , جان اسپوزيتو , اعجاز اكرم, مهدي امين رضوي, خالد اعظم, عثمان بَكَرْ, لاله بختيار, ديويد كاين, ويليام چيتيك, اِما كلارك, كيث كريتچلو, كانر داگلي, محمّد فغفوري, پيتر فلسنتال, علي قيصري, آلان گودلاس, عزيزه الهيبري, رامين جهان‏بيگلو, ابراهيم كالين, پاتريك لود, اوليور ليمان, لوس لوپز بارالت, محيي‏الدين مصباحي, ساچيكو موراتا, سانفورد نميتز, فرهنگ رجايي, عبدالله شليفر, جِيْن اسميت, ماري اي.توكِرْ, جان وال, گيسلا وِبْ, اميرا ال‏زين, حسين ضيايي.

ميزگردها

ميزگرد نخست: سال‏هاي تحصيل و خدمت شغلي, از مدرسة پِدي تا رياست دانشگاه

رييس جلسه: محمّد فغفوري.

ميزگرد دوم: مقدمات و بحران هويت در عصر حاضر

رييس جلسه: ديويد كاين.

ميزگرد سوم: فلسفة اسلامي و جاودانگي

رييس جلسه: مهدي امين رضوي.

ميزگرد چهارم: هنر اسلامي و معنويت

رييس جلسه: كيث كريتچلو.

ميزگرد پنجم: فلسفه و علم در جهان اسلام

رييس جلسه: عثمان باكر.

ميزگرد ششم: تصوف و معنويت

رييس جلسه: محمد فغفوري.

ميزگرد هفتم: تلاش سيّدحسين نصر در عرصة زبان و فرهنگ فلسفي

رييس جلسه: رامين جهان‏بيگلو.

ميزگرد هشتم: اسلام و مسائل مسلمانان در عصر حاضر

رييس جلسه: عزيزه الهيبري.

گفتني است در كنار سمينار, نمايشگاهي از آثار ويسنت پاسكال و محمّد زكرياي رازي, نيز كنسرت موسيقي كلاسيك ايراني برگزار شد.

چكيدة مقالات

براي آگاهي خوانندگان از محتواي علمي سمينار, چكيده‏هاي 28 مقالة رسيده ارايه مي‏گردد.

اعجاز اكرم , اتحاد در برابر يكپارچگي؛ ديدگاه‏هاي سيّدحسين نصر دربارة اتحاد سياسي مسلمانان:

اين مقاله به معرفي شباهت‏ها و تفاوت‏هاي موجود ميان تفكر انديشه‏مندان مسلمان در خصوص وحدت مسلمانان مي‏پردازد. نويسنده دو مورد از آثار سيّدحسين نصر دربارة محمد اقبال و جمال‏الدين اسدآبادي (افغاني) را مورد بررسي قرار مي‏دهد. ديدگاه‏هاي آن دو, گستره‏اي از وحدت سياسي تا وحدت اقتصادي يا علمي و معنوي را در بر مي‏گيرد. در دورة پس از جنگ جهاني اول, ايدة دولت ملّي, ريشة محكمي در جهان غير غربي دوانده بود. مسلمانان طي قرن‏ها از موجوديت‏ها و هويت‏هاي سياسي مستقلي برخوردار بودند؛ امّا ملّي‏گرايي به منزلة يك ايدئولوژي در نگاه آنان, بسيار جديد مي‏نمود.

متفكران و محققان برجستة مسلمان, با مشكلِ يافتن راه‏حل در برخورد با تجزية مناطق مسلمان‏نشين مواجه بودند. از آن‏جا كه سيّدحسين نصر خواستار نوعي وحدت معنوي و فكري در ميان كلية طبقات مسلمان است كه وابستگي ساير اشكال وحدت نيز منوط به آن مي‏باشد, ديدگاه‏هاي وي در خصوص مسئلة فوق بي‏نظير است.

مهدي امين رضوي, منطق المشرقيين؛ كدام مشرق زمين و منطق چه كسي؟

اين مقاله اختلاف نظر دربارة «فلسفة مشرق زمين», اثر ابن‏سينا را مورد بحث قرار مي‏دهد. اين بحث از كاربرد واژة «مشرقيون» توسط ابن‏سينا نشأت مي‏گيرد. اين در حالي است كه شخصيت‏هايي مانند هنري كوربن و سيّدحسين نصر, تعبير اشراقي در منظور ابن‏سينا را به معناي عرفاني آن مورد مباحثه قرار مي‏دهند. ديگر از محققان در مخالفت با اين ديدگاه, آن را به «فلسفة شرقي» تعبيركرده‏اند. هدف از اين مقاله, اراية بحثي جامع دربارة چگونگي درك و تعبير بايستة حكمت شرقي و يا فرونشاندن بحث و جدل در اين زمينه نيست؛ بلكه كوشش بر اين است كه تاريخ كوتاهي از اين مناظره ارايه شود و در خصوص اين مشكل, مصالحه‏اي انجام گيرد.

عثمان بكر , سيّدحسين نصر, يك فيلسوف علمي سنتي:

تلاش پر بهاي سيّدحسين نصر در عرصة موضوعات فلسفي مرتبط با علم و تفكر علمي و تأثير او در اين زمينه, حاكي از آن است كه او از جملة فلاسفة علمي, به مفهوم واقعي كلمه است. او با فلسفه‏سازي در مورد تفكر علمي, نه تنها به شرح و بسط مفاهيم گوناگون و درك علم در امتداد فرهنگ‏ها مي‏پردازد, بلكه مرزهاي مشروع و قانوني علم‏شناسي را كه علم را از ساير دسته‏بندي‏هاي دانش جدا مي‏سازد, كاملاً مشخص مي‏كند. او علم نوين و ديدگاه جهاني فلسفي آن و همچنين, خصيصة ذاتي آن را كه از محدوديت‏هاي روش‏شناسانه و تظاهرهاي فكري ناشي مي‏شود, قوياً مورد انتقاد قرار مي‏دهد. نصر نقد خويش از علم نوين را بر مبناي اين اعتقاد خود ارايه مي‏دهد كه علم مفهومي ما فوق مفهوم نوين دارد و اين مفهوم با ساير عرصه‏هاي تفكر بشري سازگارتر است. وي اظهار مي‏دارد كه علم بايد در محدودة نوعي چارچوب مفهومي تجهيز شده با جهان‏شناسي سنتي پرورش يابد. نصر خود را يك فيلسوف علمي سنتي معرفي مي‏كند كه از بيش‏تر فلاسفة علمي معاصر متمايز است. اين مقاله به بحث در خصوص آن دسته از عناصر اصلي تفكر فلسفي وي دربارة علم مي‏پردازد كه او را به عنوان يك فيلسوف علمي سنتي و برجسته و بزرگ‏ترين فيلسوف مسلمان كه طي يك قرن گذشته زيسته, به سوي كانون توجه بين‏المللي سوق داده است.

لاله بختيار, روان‏شناسي سنتي و مفهوم خويشتن:

اين مقاله در صدد بيان اين نكته است كه شخصيت ما به واسطة افكارمان شكل مي‏گيرد. از سوي ديگر, عصر حاضر ‏كوششي در جهت از ميان بردن تدريجي اعتقادات ذاتي بشر و تفكرات خدادادي (فطرت) انسان است؛ و از اين طريق مي‏خواهد ما را متحول سازد. صرف بازگشت به روان‏شناسي سنتي و مفهوم خويشتن خويش, بقاي اسلام سنتي را تضمين مي‏كند.

ديويد كاين , سيّدحسين نصر و گفت‏وگوي اسلام و مسيحيت:

تحليل بخشي از انديشة استاد نصر با تبيين گفت‏وگوي مسلمانان و مسيحيان با توجه به وحدت و تنوع ديني امكان‏پذير است. از اين‏رو بزرگداشت پروفسور نصر را در اين فضا بايد مطرح كرد. اين مقاله به اهميت اين بعد از تفكرات او پرداخته است.

ويليام چيتيك, شمس تبريزيِ حقيقي:

اين مقاله به چهرة واقعي و شخصيت حقيقي شمس مي‏پردازد و تلاش مي‏كند آن حقيقت را از افسانه‏ها و خيال‏پردازي‏ها جدا سازد. نويسنده معتقد است: حال و هواي اسطوره‏اي كه شمس تبريزي, ملاي رومي را احاطه كرده بود, پيش‏تر در دوران حيات وي نمايان بود و پس از مرگ او صرفاً افزايش يافته است. اكنون كه رومي در منطقة امريكاي شمالي, فقط نامي است بر سر زبان‏ها, اين افسانه‏سازي, ما را از شمس حقيقي وي به مراتب فراتر برده است. گذر از برخي گفته‏هاي شخصي او كه در اثر وي با نام مقالات به ثبت رسيده است مي‏تواند در روشن ساختن موضع او نسبت به رومي, مؤثر باشد.

اما كلارك , نمادگري پوشش سنتي در اسلام:

علاقة متفكران مسلمان و آناني كه به مطالعه و آموزش هنر اسلامي و سنتي مي‏پردازند به دكتر نصر, نه تنها به خاطر اطّلاعات تاريخي, باستان‏شناسي و زيبايي‏شناختي است, بلكه براي نگارش‏هاي او در زمينة معنويت در هنر و بعد دروني آن نيز هست؛ از اين‏رو خود را به شدت مديون او مي‏دانند. به طور كلي, تحول اين موضوع به تازگي آغاز شده و تكيه بر متفكران برجسته‏اي مانند بورك هارت و اِيْ.كِيْ. كوماراسوامي , عمدتاً مديون دكتر نصر است. اين مقاله ابعاد نمادگري پوشش سنتي, به خصوص پوشش سنتي اسلامي مردان را مورد بررسي قرار مي‏دهد. سخنراني دكتر نصر دربارة هنر اسلامي و معنويت كه سال‏ها پيش در مؤسسة معماري ولي‏عهد لندن ارايه گرديد, مورد توجه نويسنده قرار گرفته است. در ترسيم سلسله مراتب هنرهاي اسلامي, هنر پوشش پس از صوت و تذهيب و حتي پيش‏تر از معماري قرار مي‏گيرد؛ زيرا پوشش علاوه بر پنهان كردن و ظاهر ساختن وجود ما, به تحقيق, همراه با زبان و حالت عمودي و راست بدن از جمله امتيازات ويژة انسان است. اين مقاله به طور كلي مفهوم مقدس پوشش سنتي, به خصوص پوشش نمونة اسلامي (جِلباب) را كه بيش از ساير جامه‏هاي سنتي در جهان اسلام, نماد بينش معنوي اسلامي است, مورد تأكيد قرار مي‏دهد.

كيث كريتچلو , هندسه, نماد پايندگي در عالم ناپايدار:

طبق گفتة افلاطون, هندسه بررسي حقيقت جاوداني است و اين علم محور نبوغ اسلامي و لذا, كانون هنرهاي اين مكتب تلقي مي‏شود. آسمان شب نزد اقوام بيابان‏گرد, علاوه بر اين‏كه اساس هندسة نور است, نماد پايندگي در عالم ناپايدار نيز به شمار مي‏آيد. يقين داشتن در بيان ترديد, امري ضروري به نظر مي‏رسد و اين نكتة ساده‏اي است كه با وجود محور بودن در دانش كلية سنت‏هاي بشري, اذهان تجددگرا آن را به فراموشي سپرده‏اند. ابن عربي نيز مانند افلاطون كه از لزوم مطالعة هندسه در جامعة سالم سخن گفته است, آن را اساس نظرية گسيلي نظم ايجادي معرفي مي‏كند. هيچ يك از فلاسفه و يا دورانديشان, همانند سيّدحسين نصر در عرصة آشناسازي افكار عصر حاضر با تصوف و فلسفة معتبر و موثق فعال نبوده‏اند. دكتر نصر, اذهان معاصر را كه در مضحكة مذهب توأم با مكانيك كوانتوم و بلاتكليفي و تكامل به منزلة اصول بديهي آن درگير شده‏اند, دائماً به خاطر ساده‏لوحي مورد اعتراض قرار داده است. چنان‏چه نمايش شكوه‏مند نظم طبيعي از يك انفجار عظيم و اتفاقي ناشي شده باشد, اگر به عقل بشر نيز بي‏اعتنا باشيم, منشأ اين نظم كجاست؟ اگر در واقعيت عالمي كه آن را آزموده‏ايم, هيچ پديدة بدون علتي وجود نداشته باشد, پس عامل اين انفجار بزرگ چيست؟ اين‏ها پرسش‏هايي هستند كه دكتر نصر همواره آن‏ها را مطرح كرده است.

كانر داگلي , امكان ايجاد سنت فلسفي اسلامي در فرهنگ انگليسي:

اين مقاله با شيوه‏اي ابتدايي به بررسي امكان تأسيس يك زبان انگليسي قابل فهم و جديد و بيان‏گر سنت فلسفي اسلامي مي‏پردازد. اثر اخير مهدي حائري يزدي فقيد, در زمينة علم‏شناسي, گام عمده‏اي در معرض بينش‏هاي فلسفة اسلامي به جهان غرب با زباني فراتر از صرفاً ترجمه به شمار مي‏آمد. امكان شرح و تفصيل فلسفي به مراتب بيش‏تر است و آن بدين صورت است كه بيش‏تر بينش‏هاي بنيادين ارايه شده در فلسفة اسلامي را, خصوصاً آن‏چه كه مي‏توان آن را مكتب وحدت الوجود ناميد, بپذيريم و نوعي سلسله مراتب مفهومي و موثق غربي به وجود آوريم كه خود را قاطعانه در ميان سنت‏هاي اسلامي جاي مي‏دهد. نويسنده, شرايط احتمالي را كه به منظور ايجاد چنين نظامي لزوماً احراز مي‏شوند و همچنين, معيارهايي را كه به موجب آن‏ها همچنان مي‏توان اين نظام را يك فلسفة اسلامي سنتي ناميد, مورد بررسي قرار مي‏دهد. همچنين, ضمن توجه كلي به مقام و مرتبة فعلي فلسفه, مزاياي مبادرت در انجام اين طرح را موضوع بحث قرار داده است.

وليد الانصاري, تأثير سيّدحسين نصر بر علم اقتصاد محيطي:

بررسي ديدگاه‏هاي مبنايي استاد نصر در چارچوب پي‏آمدهاي اخلاقي دانش اقتصاد و نئوكلاسيك است. اين مشرب اقتصادي بر منفعت‏گرايي استوار است و حتي در مصالح بزرگ بشري مانند سلامت محيط زيست, از منفعت نمي‏گذرد. بحث علم اقتصاد محيطي نئوكلاسيك در اين است كه ظواهر منفي امر, از جمله آلودگي را مي‏توان با ايجاد بازارهاي مضاعف جهت مبادلة حقوق آلودگي تصحيح نمود. طبق ديدگاه نئوكلاسيك, اختلاف عقايد در زمينة ميزان حق آلودگي را مي‏توان بدون نياز به تحليل و بحث اخلاقي رفع نمود. بنا بر اين, نظرية نئوكلاسيك, موجب انتقاد شديد بسياري از طرفداران محيط زيست شده است. اعتراض اين منتقدان, غالباً اين است كه نظرية اقتصادي نئوكلاسيك مبتني بر طمع صرف است و ملاحظات اخلاقي زيست محيطي را ناديده مي‏گيرد؛ امّا پاسخ اقتصاددانان اين است كه رويكرد نئوكلاسيك, اين عقيده را كه افراد مبتني بر منفعت شخصي خويش عمل مي‏كنند نمي‏پذيرد و همچنين, اين نظريه با هر دسته از ارزش‏ها و سلايق سازگار است. اقتصاددانان در اين مناظره به طور كلي پيروز شدند. اين مقاله, آثار سيّدحسين نصر را كه در اين مناظره و بحث مؤثر است و نتيجه را تغيير مي‏دهد و ماهيت آموزش اقتصاد محيطي را دگرگون مي‏سازد, مورد بررسي قرار مي‏دهد.

اميرا اِل زاين , شاعري, نقاب برداشتن از چهرة مقدسات:

شعر را تجسم هنري مقولات و عناصري از عالم صغير و كيهان مي‏دانند. شعر كانون قلب بشريت است. احساسات شاعرانة سيّدحسين نصر در قلب كلية آثار و نوشته‏هاي وي جاي دارد. اين مقاله به مفهوم كلي شعر از ديدگاه او مي‏پردازد و خصوصاً اثر او با عنوان اشعار راه را محور توجه قرار مي‏دهد. متن مقاله, حكايت از آن دارد كه شعر, تركيب كلية آثار او است و از اين جهت كه مضامين اساسي همانند طبيعت مقدس, منشأ بهشتي نسل بشريت, عوالم گردان, وحدت هستي و يكي شدن با محبوب را كه در مكتب خود به تشريح آن‏ها پرداخته است, مورد تلخيص قرار مي‏دهد, نوعي گواه و سند شمرده مي‏شود. اين مقاله در نهايت, به منظور درك چگونگي وحدت يافتن كل آثار وي در اين شعر, به پيوستگي ميان اشعار راه و ساير آثار او به ويژه, علم و مقدسات , مذهب و نظم طبيعت و بسياري از مقالات وي دربارة اشعار صوفي به طور عام و اشعار جلال‏الدين رومي به طور خاص مروري خواهد داشت.

محمد فغفوري, هويت ايراني؛ سيّدحسين نصر و مفاهيم ايراني بودن و اسلامي بودن:

ايران از زمان غلبة اعراب بر سرزمين فارس در 637م / 16ق از مهم‏ترين اعضاي جامعة اسلامي بوده است. ايرانيان اسلام را پذيرفتند, امّا بر خلاف مصريان هويت ايراني خويش را حفظ كردند. اين موقعيت, تنش پايداري را در فرهنگ و جامعة ايران در ميان عناصر مختلف هويت ايراني به وجود آورد. پس از بروز ملّي‏گرايي نوين قرن نوزدهم, بحث دربارة هويت ايرانيان شدت يافت و به مسئله‏اي جدي در عرصة روشن‏فكري و سياست تبديل شد. اين بحث با دو موضع افراطي روبه‏رو است: گروهي از متفكران ايراني بر آن بودند كه هويت ايراني را در محدودة متن ايران پيش از اسلام تعريف كنند و گروه ديگر در صدد بودند تا اين هويت را صرفاً در محدودة اسلام شيعي قرار دهند. رويكرد ديگري نيز مطرح است كه ريشه در واقعيات تاريخي و تجارت ايران دارد. مقصود از ايراني بودن و نقش و مكان اسلام, به ويژه, تشيع در اين هويت چيست؟ فعاليت‏هاي روشن‏فكرانة پروفسور نصر, به طور كلي با برجسته‏سازي ارتباط فطري ميان انسان و خداوند پيش و پس از ظهور اسلام در ايران و فرهنگ ايراني, حول محور ايجاد توازن ميان عناصر گوناگون هويت ايراني حركت كرده است. اين مقاله چگونگي برخورد سيّدحسين نصر با اين موضوع را كه در برخي از نوشته‏ها, سخنراني‏ها و مصاحبه‏هاي شخصي او بازنمون شده است, مورد بررسي قرار مي‏دهد و مي‏كوشد تا صحت تاريخي مباحثات وي را به نمايش گذارد.

اَلان گودلاس , اسلام آوردن؛ ديدگاه روزبهان و نخستين صوفيان مفسر قرآن و اهميت آن در عصر كنوني:

چنان‏كه از منابع قرآن و حديث مي‏توان تسليم در برابر حق را به گونه‏اي اساسي درك كرد, روزبهان بقلي, از اهالي شيراز, در عرائض البيان خود ـ همراه با تفاسير قرآني پيش از ابن عربي, از جمله ابوعبدالرحمان سلمي و منابع وي متعلق به قرون نهم و دهم ـ بر اين مبنا تكيه كرده و برخي از جنبه‏هاي عملي اسلام آوردن و تسليم در برابر حق را بيان مي‏دارد. اكنون كه در اين دوران پرتنش و پراضطراب زندگي مي‏كنيم و پي‏آمدهاي سماجت در برابر تسليم, براي ما روشن و آزاردهنده است, توجه به اين مسئله, به ويژه, ارتباط آن با علم و عشق به خداوند, از اهميت ويژه‏اي برخوردار است.

رامين جهان‏بگلو, بررسي تطبيقي مفهوم حقيقت در افكار رابيند آر. تاگور و سيّدحسين نصر:

اين مقاله با نگرش به گفت‏وگوي فرهنگ‏ها و مذاهب, مفهوم حقيقت را از نگاه رابيند آر.تاگور و سيّدحسين نصر بررسي مي‏كند. دكتر نصر, مفهوم عام حقيقت را همواره ترسيم‏گر فلسفة اسلامي و غير وابسته به محدودة عقل و خرد مي‏داند. وي از تلاش براي بهره‏گيري از نظام منطق و عقل, در توصيف انسان و عوالم, به سوي امكان تصور عالم معنا روي‏گردان مي‏شود. به عبارت ديگر, نصر مسئلة حقيقت را با موضعي فلسفي مرتبط مي‏داند كه دورنماي آن, چيزي جز حقيقت واحد نيست. اين كمال مطلوب وحدت و جهان‏شمولي را كه در فلسفة سيدحسين نصر ارايه گرديده, مي‏توان در رويكرد انسان‏گرايانة تاگور و در عقيدة وحدت بشريت و ربوبيت يافت كه در عقيدة وحدت و يك‏پارچگي معنوي كاملاً مشخص و متجلي است. تاگور, حقيقت انسان را وحدت و هماهنگي در حيات بشري مي‏داند. در نتيجه, حقيقت به منزلة وحدت و يك‏پارچگي جهان‏شمول را بايد در فرايند ايجاد صلح و آرامش در حيات و جامعة انساني و تقويت وحدت در عين تنوع و چندگانگي نمايان ديد. تاگور و نصر, هر دو به مذهب به منزلة نگراني انسان براي هدف حيات مي‏نگرند. اين ديدگاه را كه بر يك‏ساني حقيقت از ديد اين دو متفكر مبتني است, مي‏توان مبناي اساسي يك‏پارچگي فرهنگ بشري و گفت‏وگوي تمدن‏ها دانست.

ابراهيم كالين, خواندن كتاب طبيعت؛ علم و فراسوي آن:

در دو دهة گذشته تلاش‏هاي بسياري با هدف دست‏يابي به يك بينش علمي به مثابه روشي براي خواندن كتاب طبيعت صورت گرفته است. افرادي كه در مخالفت با ادعاهاي فلسفي علم نوين سخن گفته‏اند, نسبت به بيان صريح يك چارچوب فلسفي, جهت توجيه و عملكرد علوم طبيعي مصرّ بوده‏اند. سيّدحسين نصر چهره‏اي پيش‏گام در اراية خطابه‏اي بوده كه زمينة مساعد اظهار چنين چارچوبي را فراهم آورده است. اين مقاله در صدد است تا اقدام نصر را در راه بردن بحث فعلي از سطح فلسفة علم كه در آن, علم را مي‏توان شيوه‏اي براي خواندن كتاب طبيعت پايه‏ريزي كرد, مورد ارزيابي منتقدانه قرار دهد. با توجه به اين موضوع, مفهوم سنتي علم كه نصر مدافع آن بوده است, از محدودة تعريف نوين اين واژه فراتر مي‏رود و باكم‏رنگ كردن تمايز ميان فلسفه و علم, خود را يك جهان‏بيني متافيزيكي معرفي مي‏كند. در اين زمينه مي‏توان رويكرد نصر به علم را با انتقاد هيدگر از علم و فن‏آوري نوين مقايسه نمود. اين مقاله, استلزامات اين رويكرد براي بحث و مناظرة جاري در زمينة مذهب و علم در عالم اسلام و غرب را مورد جست‏وجو و كاوش قرار مي‏دهد.

پاتريك لود , سيّدحسين نصر در چارچوب مكتب جاودان‏گرايي؛ باطن‏گرايي و سنت:

تلاشي است در جهت تعريف و موقعيت‏يابي خلاقيت موجود در تأثير فكري سيّدحسين نصر در چارچوب مكتب جاودان‏گرايي محور بحث, خود آثار نصر است كه با بعد مطلق‏گرايي فلسفة جاودانگي, به ويژه زماني كه در آثار فريتهوف شووان از آن ياد شده باشد, مستقيماً مرتبط است. به همين علت, اين مقاله ابتدا شاه‏كار اثري نصر, يعني علم و مقدسات و همچنين مقدمة وي بر مكتوبات فريتهوف شووان را محور قرار داده است. مفهوم و معاني ضمني دو عقيدة عمدة سنت و باطن‏گرايي, دقيقاً در آثار اين دو نويسنده مورد بررسي قرار گرفته است.

اوليور ليمان , سيّدحسين نصر و دفاع از علم سنتي:

از جمله‏ گام‏هايي كه دكتر نصر براي افكار معاصر برداشته است, تلاش در جهت نقد اثبات‏گرايي در علم و حقانيت بخشيدن و اثبات پديده‏اي است كه به اصطلاح وي علم سنتي نام دارد؛ از اين‏رو, وي به نقادي انديشه‏هاي معتقد به تجربه‏هاي عرفاني و فراسوي تجربه و همچنين محدوده‏گروي در دانش مي‏پردازد. وي فلسفة اسلامي را در بهترين حالت, در برگيرندة نوعي تفكر بشري مي‏داند كه بسيار خوش‏سيما و متوازن‏تر از اشكال فلسفه و دانش غربي به نظر مي‏رسد.

لوس لوپِزْ بارالت , فيلومِن سِنْت جان مسيحي؛ بلبل اندوهگين ويرجيل يا آوازه‏خوان سرمست صوفي؟:

نمادهاي پرنده‏شناسي سنت جان, از اسرارآميزترين نمادها در اشعار صوفيانة اسپانيايي‏ها در دوران رنسانس است. من و ميگوئل آسين پلاسيوس, تعداد فراواني از نمادهاي اين شاعر اسپانيايي را رديابي كرديم. شادمانم از اين‏كه نماد جديد ديگري به نام بلبل را نيز به فهرست استعارات مشترك معنوي كه تا به حال رو به افزوني بوده است مي‏افزايم. سنت جان در سرود مذهبي ـ معنوي خويش, تلويحاً به پرندة معروفي با نام يوناني فيلومن اشاره مي‏كند: «آواز شيرين فيلومن». خوانندة غربي كه در ميان بسياري از شعراي اروپايي, به پرندة سوداوي ويرجيل, پتْرارك, كاموئنز و گارسيلاسو دولا وگا دل‏بسته است, شايد اين انديشه را در سر مي‏پروراند كه در حال و هواي سرودن مجدّد قطعة آهنگين و ديرينة ليت موتيف است. آواز فيلومن در اشعار سنتي غرب, آواز مصيبت‏باري است؛ زيرا مطابق اسطوره‏شناسي يونانيان به شرافت او توهين شده و لانه‏اش به يغما رفته است. در ميان بسياري از شعرا, رومي و روزبهان بقلي نيز همانند سنت جان مسيحي, اين پرندة سرمست را ستوده‏اند. بنا بر اين مجبوريم چنين نتيجه بگيريم كه بلبل سنت‏جان, علي‏رغم نام يوناني‏اش, حقيقتاً همان بلبل سنتي صوفيان است.

محيي‏الدين مصباحي و فرهنگ رجايي, معماي يك مسلمان در هزارة جديد:

زندگي و حرفة سيّدحسين نصر نزد بيگانگان يك معما است. او چگونه توانسته است از نفوذ, احترام و همراهي در دوره‏اي برخوردار گردد كه احتمالات و شانس موفقيت مخالف آن است؟ وي دورة جديد را زماني آغاز كرد كه شغل, منزل, كتابخانة غني و هر آن‏چه را كه به دست آورده بود, در انقلاب سال 1979 ميلادي از دست داد. سپس قدم به محيطي گذاشت كه بدون هرگونه مبالغه‏اي مي‏توان گفت پذيراي دو مورد مهم از عناصر هويتي وي, يعني ايران و اسلام نبودند. اقرار علني و دفاع آشكار او از اين دو عنصر, شرايط را بيش از پيش به زيان وي پيش مي‏برد. با كمال تعجب مي‏توان گفت به رغم تأثير فوق‏العادة غناي اين دو منبع, در ساختن آيندة وي, نظارت موفقيت‏آميز او بر مثلث اسلام, ايران و نصر, به يك ميراث غني و پيچيده اشاره دارد. تأثيرگذاري عظيم و در عين حال, ترسيم اسلام به منزلة يك ايدئولوژي, درست آييني سنتي و يا اعتذار ليبرالي شاه‏كاري نادر در تاريخچة دستاوردهاي فكري مسلمانان به حساب مي‏آيد: آيين‏گرايي بدون تبليغ, تثبيت و تقويت, بدون نظريه‏پردازي و تشريح, بدون پوزش خواهي. هر يك از زواياي اين مثلث چند لايه, جامع و پويا و داراي ابعاد متضاد است. در اين‏جا صرفاً يكي از آن‏ها با عنوان شخصيت پيچيدة سيّدحسين نصر به منزلة يك انديشمند مسلمان در هزارة جديد را محور بحث قرار مي‏دهيم؛ يكتاپرست, سنت‏گرا, عارف, متجدد و بومي در سطح داخلي و جهاني.

ساچيكو موراتا , خاستگاه و رجعت در فلسفة اسلامي چين:

فلسفة اسلام (?ienـfanghsingـli) كتابي است كه در سال 1704 با همت ليوچيح انتشار يافت و عموماً آن را متنفذترين متني مي‏دانند كه به زبان چيني در زمينة اسلام نگاشته شده است. ليوچيح در پي نگارش مضامين اساسي تفكر اسلامي, توحيد و چگونگي اشارة آن به حركت‏هايي چون تجلي و آميختگي مجدد را مورد تأكيد قرار مي‏دهد. اگرچه طرح اصلي اين اثر مكملي برحسب دسته‏بندي‏هاي اسلامي به سادگي قابل فهم است, امّا با زبان كنفوسيونيسم نوين ارايه شده است.

لتيما پروين پيرواني, ابوحاتم رازي در باب ضرورت وحدت اديان:

اين مقاله آن دسته از مناظرات عمومي را مورد بحث قرار مي‏دهد كه ميان ابوحاتم رازي, فيلسوف اسماعيلي قرن دهم و محمد زكرياي رازي, دانشمند معاصر وي و پزشك و فيلسوف مشهور, رخ داده است. انتقاد شديد و خشن رازي به مسئلة نبوت, تقبيح كلية پيامبران تا حدّ ارواح شيطاني كه مردم را بر يكديگر بر مي‏انگيزند و جنگ جهاني را موجب مي‏شوند, اين مباحث را دامن زد. ديدگاه وي بر مغايرت كلية كتاب‏هاي آسماني, انجيل, تورات, اوستا و قرآن, مبتني است. چنان‏چه پيام اين كتب از سوي يك پروردگار نازل گرديده بود, چنين مغايرتي در پيام‏ها به چشم نمي‏خورد. بنا بر اين وي چنين نتيجه گرفت كه نبوت و وحي الهي مسائلي غير ضروري‏اند و خرد بشري براي متمايز نمودن خير و شر و درست و نادرست كافي است و انسان مي‏تواند با كمك خرد و شيوة فيلسوفان, منشأ زندگي را بشناسد و حيات خويش را نظم و سامان بخشد.

ابوحاتم در پاسخ به رازي درصدد برآمد تا با توسل به تأويل و تفسير تشريحي, نشان دهد كه انسان نيازمند هدايت الهي از طريق وحي است و تنوع اديان حاكي از ارادة خداوند مي‏باشد. به منظور درك نيت ابوحاتم, لازم بود تا با توسل به تأويل نشان داده شود كه بشر با عمل متفكرانه به سنت‏هاي ديني تولد يافته با آن و همچنين, مطالعة فرهنگ‏ها و نمادهاي فرهنگي گوناگوني كه وحي الهي به آن‏ها راه يافته است مي‏تواند به وحدت كلية اديان پي برد. اين امر به نوبة خود, به ايجاد جامعه‏اي هماهنگ و مسالمت‏آميز منتهي مي‏گردد كه افراد آن قادر به ارتقاي خويش به سوي هدف والاي حيات هستند كه همان خدمت به خدا و خلق اوست.

ابراهيم پورهادي, كتابخانه‏هاي عمومي و اختصاصي جهان اسلام:

اين مقاله, توسعة كتابخانه‏هاي عمومي و اختصاصي جهان اسلام را به طور كلي و كتابخانه‏هاي ايران را به طور خاص مورد بحث قرار داده و تأثير آن‏ها بر مفهوم و روند يادگيري در بخشي از جهان را از دورة پيش از اسلام تا قرن حاضر به نمايش مي‏گذارد. در اين‏جا به نقش دكتر سيّدحسين نصر در توسعة كتابخانه‏هاي علمي ايران در جريان فعاليت وي در دانشگاه‏هاي مختلف ايران در دهة 1960 و 1970 و تلاش وي در اين راستا پرداخته مي‏شود و هدف از اين امر را مي‏توان بيان تحول و يا استمرار ماهيت توسعة كتابخانه‏هاي بخش‏هاي فارسي زبان جهان اسلام عنوان نمود.

عبدالله شليفر, اسلام سنتي در عصر نوين, وارونه رويدادهاي مشكل‏ساز اسلامي:

اين مقاله اسلامي‏سازي را نه تنها واكنشي غير قابل گريز در برابر آن دسته از فشارهاي خارجي مي‏داند كه در فرهنگ نوين جهاني متجلي هستند و اين فرهنگ به نحو روزافزون و چشم‏گيري امت اسلامي را در محدودة ساختارها و نهادها جاي مي‏دهد, بلكه اين پديده را مظهر فرهنگ نوين جهاني كه مجذوب خودآگاهي در حال شكل‏گيري اسلامي و نوين و در آن جاري هستند عنوان مي‏كند. مقاله با بهره‏گيري از اختلاف مدرن معاصر كه از آثار سيّدحسين نصر (به ويژه از اثري با نام اسلام سنتي در عصر نوين ـ لندن, 1987) برگرفته شده است, به استلزامات جدّي اين موقعيت و تناقض‏نمايي مطرح شده در اسلامي‏سازي اشاره دارد كه عدم توجه به اين تفاوت بنيادي, خطر وخامت اوضاع و ايجاد مشكلات را در پي دارد.

جِيْنْ اسميت , سيّدحسين نصر و رويارويي مسلمانان و مسيحيان:

سيّدحسين نصر در جريان حرفة تخصصي طولاني خويش, از مشهورترين شركت‏كنندگان و همراهان در تعامل و گفت‏وگوهاي رسمي و غير رسمي اعضاي جوامع مسلمان و مسيحي بوده است. تحصيل وي در زمينة الهيات مسيحي و فلسفه, همراه با عمق قابل تأمل دانش او در گستره‏اي از علوم اسلامي, وي را از موقعيت منحصر به فردي جهت فعاليت در اين امر مهم برخوردار ساخته است. اين مقاله با تأكيد بر سه زمينه, برخي از تلاش‏هاي حياتي و وافر سيّدحسين نصر در زمينة اين برنامة بين اعتقادي را مورد توجه قرار مي‏دهد: الف. درك دوجانبة مناسب‏تر و ارزيابي ديدگاه‏هاي عمدة جهاني به اين دو اعتقاد؛ ب. شناسايي مهم‏ترين مسائل الهي كه لزوماً در گفت‏وگوي مسلمانان و مسيحيان مورد توجه قرار داده مي‏شود؛ ج. جست‏وجوي شناخت و اعتراف عموم نسبت به حقيقت مقدسات به مثابه يك اصل پايه در اسلام و مسيحيت.

ماري اي.توكِرْ , نمود يافتن پيوند مذهب و بوم‏شناسي:

با آن‏كه اديان در پرداختن به موضوعاتي در زمينة تيرگي فضاي جهاني دير عمل كرده‏اند, امّا شواهد از بيداري و هوشياري فعلي آنان نسبت به اين مشكل جديد حكايت دارد. چه بسا منشأ اديان جهاني در بروز مباحث ميان رشته‏اي كه در پي اراية راهكار براي حل اين بحران محيطي است, نقش حياتي داشته باشد. در واقع, برنامة محيطي سازمان ملل متحد به اين مسئله پي برد و با همكاري دولت ايران, مسئوليت برگزاري سمينار مذهب, فرهنگ و محيط را در ماه ژوئن در تهران بر عهده گرفت. به وضوح مي‏توان گفت از آن‏جا كه سنت‏ها با اظهارات و گفته‏هاي جديدي در رابطه با مسائل فعلي برخورد مي‏كنند, شناسايي منشأ معنوي, نمادين, اخلاقي و كتب اديان لازم به نظر مي‏رسيد. كنفرانس‏هاي دانشگاه هاروارد و مجموعة كتاب‏هاي مذاهب جهاني و بوم‏شناسي, با تكيه بر تلاش‏ها و مشاركت‏هاي مهم حياتي دكتر نصر در اين راستا طي حدود چهار دهه به ايجاد اين زمينه از مطالعه و بررسي كمك كرده است.

جان وال , شناخت تصوف؛ تلاش نصر در حد فراتر از شرق‏گرايي و مطالعات منطقه‏اي:

بررسي و مطالعة علمي تصوف در دهة 1960 با تغيير اساسي مواجه بود. سنت ديرپاي شرق‏گرايي بر رويكردها و متون موجود در زمينة تصوف, تأثير و تسلط دائمي داشت. رويكرد شرق‏گرايي با توسعة متون, انتشار كتاب و ترجمة آن‏ها مبناي مهمي براي گسترش مطالعات به وجود آورد, امّا فعاليت‏هاي خويش را بر خردگرايي اثبات‏گرايان در رشته‏هاي غربي در زمينة علوم اجتماعي و به ويژه, علوم انساني مبتني ساخته بودند.

شرق‏گرايي در دهة 1960 جاي خود را به علوم اجتماعي مبتني بر دورنماي مطالعات منطقه‏اي مي‏داد. نمونة اين تغيير را مي‏توان گرايش برخي از برجسته‏ترين شرق‏گرايان ايالات متحده, از جمله گيب و وان گرونيوم به رويكرد جديد مطالعات منطقه‏اي عنوان نمود. از آن‏جا كه تجربة مذهبي در عرفان, فاقد هرگونه ارتباط مستقيم با تصوف به نظر مي‏رسيد, تصوف معمولاً در مطالعات منطقه‏اي به دور از توجه مي‏ماند. آن‏چه كه در اين دو منظر به چشم نمي‏آمد, تصوف به مفهوم يك تجربة زنده و پوياي بشريت بود. سيّدحسين نصر فعاليت بلندمدت خويش را در اين چارچوب آغاز نمود و شكل‏دهي آگاهي علمي نسبت به تصوف و در عين حال, به خاطرسپاري ضرورت و اهميت تجربيات اعتقادي را هدف خويش قرار داده بود. وي توانست تلاش‏هاي ارزشمند شرق‏گرايان كلاسيك و مطالعات منطقه‏اي را با آگاهي عميق نسبت به اهميت تعهد اعتقادي تجربة جهاني به يك‏ديگر پيوند دهد. اين مقاله با تحليل آثاري همانند آرمان‏ها و واقعيات, سه فرزانة مسلمان و مقالاتي همانند مقالات موجود در مطالعات اسلامي, اين موضوع را به گونه‏اي ملموس مورد توجه قرار مي‏دهد.

گيسلا وِب , مضامين حكمت‏آميز در گفت‏وگو؛ احتمال يافتن نكات تربيتي و آموزشي در نگاهي به متافيزيك براي دانشجويان دورة كارشناسي:

پرسشي كه به عنوان استاد دروس مذهبي دانشجويان دورة كارشناسي دانشگاهي, با توجه به روند رو به گسترش جهاني شدن (بين فرهنگي و بين اديان) با آن مواجه هستم, اين است كه «چگونه بايد مسائل متافيزيك اسلام سنتي را به گونه‏اي قابل فهم تدريس نمايم؟» اين مقاله نكات تربيتي و آموزشي موجود در حكايات و آموزه‏هاي حكمت‏آميز اسلامي را مورد بررسي قرار مي‏دهد و تأثير آن‏ها در تدريس و تربيت را تحليل مي‏نمايد.

حسين ضيايي, گفت‏وگو و تمثيلات فلسفي سهروردي:

تمثيلات فلسفي سهروردي كه به زبان فارسي نگاشته شده, از بعد فلسفي محض, چندان مورد تجزيه و تحليل جدّي قرار نگرفته است. پيشنهاد من در اين مقاله آن است كه ساختار و مضامين فلسفي تعدادي از رساله‏هاي تمثيلي وي مورد بررسي قرار گيرد. سعي دارم نگرش افلاطوني موجود در اين تمثيلات را مشخص سازم و چنان‏چه هرگونه بعد سيار در آن‏ها مشهود است, آن‏ها را جست‏وجو نمايم.

مقاله‏نويسان و سخنرانان

شخصيت‏هاي علمي و فرهنگي بزرگي در همايش بزرگداشت استاد نصر شركت كردند. به منظور آشنايي با آنان, دربارة هريك مختصراً اطّلاعاتي ارائه مي‏گردد.

اعجاز اكرم:

از داوطلبان مدرك دكتري در دانشكدة علوم سياسي دانشگاه كاتوليكي امريكا است. وي به اراية مقالات متعدد و نقد كتب در نشريات علمي، پرداخته است. وي عضو برجستة مؤسسة بين‏المللي انديشة اسلامي و سردبير نشرية انديشمندان جامعه اسلامي است. و از مقاله‏نويسان هميشگي آن است.

مهدي امين رضوي:

تحصيلات خود را در دانشگاه تمپل و دانشگاه واشنگتن به انجام رسانده است. او استاديار فلسفه و دين دانشكدة ماري ـ واشنگتن در فريدريكزبرگ، واقع در ويرجينيا است. زمينه‏هاي علمي مورد علاقة وي عبارتند از سنت‏هاي فلسفي و مذهبي غير غربي, به ويژه مكتب اشراق و مؤسس آن، شيخ شهاب‏الدين سهروردي. او علاوه بر اراية مقالات و كتاب‏هاي متعدد، آثاري مانند سهروردي و مكتب اشراق (1997)، كتابنامه كامل آثار سيّدحسين نصر (با همكاري زيلان موريس) و چند جلدي گلچيني از فلسفة ايراني (با همكاري سيّدحسين نصر) را به نگارش درآورده است.

نصير عصار:

دانش‏آموختة دانشكدة حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران است كه در سال 1945 به وزارت امور خارجه پيوست. او طي سال‏هاي 64‏ـ‏1949 نمايندگي ايران در سفارت‏‏خانه‏هاي تركيه، آلمان و سازمان ملل را بر عهده داشت. آقاي عصار پس از يك سال همكاري در سمت رييس كل دفتر نخست‏وزيري, به مقام معاون نخست‏وزير و رييس سازمان اوقاف منصوب شد و تا سال 1972 در اين سمت خدمت نمود. او طي سال‏هاي 75ـ1972 سمت سفير ايران در سازمان مركزي معاهدات (سنتو) و همچنين، دبيركلي آن را بر عهده داشت. آخرين موقعيت‏هاي رسمي وي تا پيش از انقلاب, شامل معاون امور سياسي و پارلماني وزارت امور خارجه و استادي دانشكده علوم سياسي و اجتماعي دانشگاه تهران در واحدهاي امنيت گروهي و پيمان‏هاي دفاعي منطقه‏اي بود.

عثمان بكر:

از چهره‏هاي برجسته در عرصة روشن‏فكري مالزي است. دانشيار فلسفة علم در دانشگاه مالزي و متخصص در زمينة تفكر اسلامي و سنت روشن‏فكري مالزي است. وي آثاري مانند طبقه‏بندي دانش در اسلام، علم و توحيد، زندگي، فعاليت و برجستگي فارابي، نقد تئوري تكامل و مقالات متعددي در خصوص فلسفة علم در اسلام و تصوف را به نگارش درآورده است. او همچنين، از استادان مهمان در مركز تفاهم مسلمانان و مسيحيان در دانشگاه جورج‏تاون است.

لاله بختيار:

از متفكران ايراني‏الاصل است و در زمينه‏هاي تاريخ، حقوق، فلسفة اسلامي, عرفان و مشاورة روان‏شناسي به تحصيل پرداخته است. او نويسندة آثار متعدد از جمله تعبير صوفيان از جست‏وجوي عرفاني، ارادة خداوند محقق مي‏شود, مفهوم وحدت: سنت صوفيان در معماري ايراني است. وي اخيراً رياست مؤسسة روان‏شناسي سنتي و مشاوره را بر عهده دارد و از مديران ارشد انتشارات كازي (KAZI) در شيكاگو است.

ديويد كاين:

رييس پيشين جامعة سورن كي‏يركگارد , از استادان تراز اول دانشكدة ماري واشنگتن و رييس دانشكدة ادبيات يونان و روم باستان، فلسفه و دين مي‏باشد. وي جوايز و القاب فراواني، از جمله جايزة گرلت سي سيمپسون اين دانشكده را به خاطر تدريس ممتاز در دورة كارشناسي دريافت نموده است. كاين عالم الهيات، كشيش كليساي متحد كرايست و از محققان كي‏يركگارد است. او مؤلف و عكاس تجديد خاطرة كي‏يركگارد (به زبان انگليسي و دانماركي) مي‏باشد.

ويليام چيتيك:

به تدريس بررسي‏هاي مقايسه‏اي در دانشگاه دولتي نيويورك، واقع در استوني‏بروك اشتغال دارد. او تا دوازده سال پيش از انقلاب, در ايران زندگي مي‏كرد و به تحصيل فلسفة اسلامي نزد دكتر نصر مشغول بود. وي تا كنون به انتشار آثار گسترده‏اي در زمينة فلسفة اسلامي و تصوف پرداخته است كه عبارتند از: مسير عشق در تصوف: آموزه‏هاي معنوي رومي، مسير دانش در تصوف: متافيزيك تخيل ابن عربي، خودافشاگري خداوند: اصول جهان‏شناسي ابن عربي، عالم خيال: ابن عربي و مسئلة تنوع اديان، بينش اسلام (با همكاري ساچيكو موراتا)، مقدمه‏اي كوتاه بر تصوف

.

اما كلارك:

از مربيان و استادان راهنماي دانشكدة هنرهاي تجسمي اسلامي و سنتي در مؤسسة پرينس لندن است. تخصص او در تدريس اصول هنر مقدس و سنتي است كه عمدتاً بر آثار سيّدحسين نصر، تيتوس، بورك هارت، آماندا كوماراسوامي، فريتهوف شوان و مارتين لينگر مبتني است. او علاوه بر اراية مقالات متعدد در زمينة هنرهاي اسلامي و سنتي و دو كتاب كودك دربارة قهرمانان مسلمان، كتابي دربارة باغ‏هاي اسلامي منتشر كرده است. وي اخيراً در زمينة طرح باغ, به خصوص، باغ‏هايي بر پاية اصول اسلامي فعاليت‏هايي انجام داده است. وي همچنين، مشاور كريستيز در زمينة پوشاك و نساجي اروپايي، اسلامي و شرقي است.

كيث كريتچلو:

استاد متخصص و مؤلف كتاب‏هاي متعددي در زمينة هندسة مقدس، تناسب, و موضوعاتي از اين قبيل است. وي در سال 1983 بخش هنرهاي تجسمي اسلامي و سنتي (ويتا) در كالج سلطنتي هنر لندن را تأسيس كرد كه اكنون تحت حمايت كانون پرينس آو ولز (ولي‏عهد) به اوج شكوفايي خود رسيده است. ويتا در زمينة آموزش عملي هنرهاي سنتي, به خصوص زبان جهاني هندسه كه زيربناي هنر مقدس كلية سنت‏هاي مهم جهاني را تشكيل مي‏دهد, تخصص ويژه دارد. پروفسور كريتچلو, درهاي هنر مقدس و سنتي را به روي بسياري از دانشجويان، همكاران و بسياري ديگر, كه براي الهام گرفتن و يا به خاطر احترام فوق‏العاده‏اي كه برايش قائلند, به او تمسك مي‏جويند، گشاده است.

كانر داگلي:

مدرك كارشناسي ارشد خود را در زمينة اديان از دانشگاه جورج واشنگتن و به راهنمايي استاد نصر دريافت كرد. وي اخيراً از نامزدهاي دورة دكتري در دانشكدة مطالعات خاور نزديك، در پرينستون است. زمينه‏هاي مورد علاقه و توجه او فلسفة اسلامي و متافيزيك تصوف است.

وليد الانصاري:

از نامزدهاي مدرك دكتري علوم انساني دانشگاه جورج واشنگتن و از متخصصين رشتة اقتصاد اسلامي اين دانشگاه است. وي در شمار استادان دورة كارشناسي ارشد و دكتري دانشگاه جورج واشنگتن در زمينة علوم اسلامي و اجتماعي است. آثار وي عبارتند از: شناسايي ميراث فكري اقتصاد اسلامي: مشكلات و امكانات؛ پيوند اخلاقيات و اقتصاد: نقش اجتهاد در تنظيم و اصلاح بازارهاي سرمايه.

اميرا الزاين:

از دانشياران مهمان در رشتة عربي دانشگاه جورج‏ تاون است كه در آن‏جا به تدريس ادبيات عرب، ادبيات زبان فرانسه و تصوف اشتغال دارد. وي شاعرة مشهوري است كه دو گزيدة اشعار به زبان عربي دارد و در فصلنامة جوسور همكار سردبير است. الزاين مقالات بسياري به زبان عربي، فرانسوي و انگليسي در زمينة ادبيات عرب، ادبيات تطبيقي، تصوف و مقايسة اديان ارايه نموده و آثار نويسندگان فرانسوي از جمله ژانت، مالروكس و آرتود را به عربي ترجمه كرده است. دو اثر در دست انتشار او نيز عبارتند از: آشكار و پنهان: جن در ميان انسان‏ها؛ مباحثات صوفيان: گفت‏وگو با سيّدحسين نصر دربارة مهم‏ترين موضوعات موجود در تصوف.

جان‏اسپوزيتو:

مدرك دكتري خود را از دانشگاه تمپل دريافت نمود و در دانشكدة هلي‏كراس، در ورسستر ايالات ماساچوست به تدريس مشغول گرديد. وي هم‏اكنون در زمينة مطالعات اسلامي تدريس مي‏كند و رياست مركز تفاهم ميان مسلمانان ـ مسيحيان در دانشگاه جورج‏تاون، در واشنگتن دي.سي را بر عهده دارد. او از نويسندگان سرشناس بين‏المللي در زمينة خاورميانه است و مقالات و كتاب‏هاي متعددي را گردآوري و به نگارش درآورده است كه عبارتند از: اسلام و دموكراسي (با همكاري جان‏وال)؛ اسلام: صراط مستقيم؛ اسلام و توسعه: دين و تحول اجتماعي ـ سياسي؛ نداي اسلام احيا شده؛ اسلام و علم سياست؛ اسلام سياسي: افراطي‏گري؛ انقلاب يا اصلاح؛ اسلام در آسيا؛ تهديد اسلامي: افسانه يا واقعيت؛ دايرةالمعارف آكسفورد دربارة دنياي نوين اسلام (اثر گردآوري شده).

محمد فغفوري:

استاد پيشين تاريخ دانشگاه تهران, از جمله محققان مهمان دانشگاه كاليفرنيا ـ لوس‏آنجلس, متخصص نسخه‏هاي خطي اسلامي در دانشگاه پرينستون و كتابخانة كنگره است. او هم اكنون استاد دانشگاه جورج واشنگتن و از اعضاي گروه تحقيق در مؤسسة مطالعات اسماعيلي، در لندن است و در آن‏جا به تحقيق در زمينة انواع تفاسير قرآن در ميان شيعيان و صوفيان مي‏پردازد. وي در زمينة اراية مقالات متعدد، نقد آثار و ترجمة كتاب‏هاي مختلف فعال بوده و برخي از فصول آثار ذيل را ارايه نموده است كه عبارتند از: دايرةالمعارف خاورميانه در عصر حاضر؛ دايرةالمعارف اسلام و جهان؛ مسلمانان و گلچيني از فلسفة اسلامي. ترجمة او از اثر لب اللباب (در مورد تصوف)، تأليف علامه سيّدمحمدحسين طباطبايي در انتشارات دانشگاه دولتي نيويورك در دست انتشار است.

پيتر فلسنتال :

با استاد سيّدحسين نصر هم‏دورة سال اول دورة كارشناسي مؤسسة تكنولوژي ماساچوست (ميت) بوده‏اند. وي داراي مدرك مهندسي در رشتة فيزيك، برق و مكانيك است و افزون بر آن, شاعري شناخته شده است. او را در استفاده از رايانه در زمينة بهداشت, مي‏توان يك پيش‏گام دانست. او همچنين با فعاليت و تحقيقات مبتكرانة خويش, كمك فراواني در راستاي سفرهاي علمي به ماه ارايه داده است. وي بيش از سي سال سرپرستي يك كارخانة توليدي را برعهده داشته است.

علي قيصري:

تحصيلات خود را در دانشكدة حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و رشتة جامعه‏شناسي دانشگاه اسكس و مؤسسة شرقي دانشگاه آكسفورد گذرانده است. در دانشگاه تهران و آكسفورد به تدريس اشتغال داشته است. وي از اعضاي شوراي هيئت رييسة انجمن جامعه‏شناسي كاليفرنيا، كميتة انتصاب جامعة مطالعات ايراني و سردبير بخش انتقاد آثار در مجلة ايران‏نامه مي‏باشد. او علاوه بر اراية مقالات متعدد به زبان‏هاي فارسي و انگليسي، آثاري را كه عبارتند از: ترجمة فارسي اثر اصول بنيادي متافيزيك اخلاق (1991) تأليف امانوئل كانت (با همكاري حميد عنايت) و متفكران ايراني قرن بيستم (1998) به نگارش درآورده است. او اخيراً استاديار دانشگاه سن‏دي‏اگو كاليفرنيا در زمينة مطالعات ديني است.

آلن گودلاس:

مدرك كارشناسي خود را در سال 1972 در رشتة روان‏شناسي بوم‏شناسي از دانشگاه كاليفرنيا دريافت نمود. وي تحصيلات خود را در دانشگاه تهران، دانشگاه امريكايي قاهره، دانشگاه بوسپوروس در استانبول و دانشگاه كاليفرنيا ـ بركلي كه مدرك دكتري خود را در سال 1988 از آن‏جا دريافت نمود، ادامه داد. رسالة او دربارة عرائض البيان يا تفسير عرفاني قرآن از روزبهان بقلي شيرازي است كه اكنون ترجمه و نقد آن در دست اقدام است. علاوه بر اين، وي به فعاليت در زمينة حيات و آموزه‏هاي صوفي افغاني قرن هجدهم، اسلام صوفي در هرات و همچنين روزآمد نمودن شبكة دريافت جوايز خود يعني «مطالعات اسلامي، اسلام، زبان عربي و دين» مشغول است. دكتر گودلاس هم‏اكنون استاديار دانشكدة ديني مطالعات اسلامي و زبان عربي است.

عزيزه الهيبري:

تحصيلات خود در رشتة فلسفه و حقوق را در دانشگاه امريكايي بيروت و دانشگاه پنسيلوانيا به انجام رساند. او كه سابقاً از استادان فلسفه بوده است, به تدريس حقوق در دانشكدة حقوق تي. سي. ويليامز دانشگاه ريچموند اشتغال دارد. وي نويسندة كتاب‏ها و مقالات فراواني است كه عبارتند از: حقوق‏شناسي اسلامي و حركت انتقادي زن‏باوري نو, تلاش روزافزون جهاني انتقاد از زن‏باوري (در آينده منتشر خواهد شد) و «حقوق اسلامي و زنان مسلمان در امريكا»، در اثري با نام ملتي در لواي حكومت خداوند (1999). وي سردبير و مؤسس نشريه‏اي دربارة فلسفة زن‏باوري با نام هيپاتيا و مؤسس و رييس انجمن كرامت است كه از اجتماع زنان مسلمان حقوق‏دان در عرصة حقوق بشر تشكيل يافته است. او از اعضاي دفتر تحريرية نشرية حقوق و دين، نشرية امريكايي علوم اجتماعي در اسلام، از سردبيران مؤثر نشرية عقيده‏اي ديگر (مركز پارك ريج) و از اعضاي هيئت مشاوران مجموعه كتب دين و حقوق بشر (دانشگاه اِموري) است.

رامين جهان‏بگلو:

تحصيلات دورة كارشناسي و كارشناسي ارشد خود را در رشته‏هاي فلسفه، تاريخ و علوم سياسي در فرانسه گذراند و مدرك دكتري خود را از دانشگاه سوربون پاريس دريافت كرد. وي در سال 1993 به تدريس در مدرسة عالي فلسفة تهران مشغول گرديد. جهان‏بگلو از محققان مؤسسة فرانسوي مطالعات ايراني در تهران (1996ـ1994)، محقق مدعو دانشگاه ترنتو (1998ـ1997)، عضو مركز مطالعات خاورميانه‏اي دانشگاه هاروارد (1999ـ1998) و استاديار رشتة فلسفة سياسي دانشگاه ترنتو (2001ـ1999) است. او هم‏اكنون عضو ارشد مركز درآمدهاي موقوفة ملي در جهت پيشبرد دموكراسي است. آثار او عبارتند از: گفت‏وگو با آيزايا برلين (1991)، مصاحبه با جورج اشتانر ، تفكر دربارة تساهل ، ايران در حدفاصل سنت و تجددگرايي (در آينده منتشر مي‏شود). وي درصدد جمع‏آوري مجموعه‏اي از مصاحبه‏هاي انجام گرفته با سيّدحسين نصر است كه به زبان انگليسي منتشر خواهد شد.

پاتريك لود:

استاديار زبان فرانسه و معاون دانشكدة زبان عربي دانشگاه جورج‏تاون است. وي كتاب‏ها و مقالات متعددي دربارة شعر و تصوف به نگارش درآورده است. دانش و مقدسات كه از آثار نصر است, با همت وي به فرانسه ترجمه شده است و اخيراً مشغول نگارش دو جلدي مهمي درباره فريتهوف شوان است.

اوليور ليمان:

تحصيلات خود را در دانشگاه‏هاي آكسفورد و كمبريج به انجام رسانده، به تدريس در دانشگاه‏هاي ليورپول جان‏مورز و خارتوم اشتغال داشته است. زمينه‏هاي مورد علاقة وي, فلسفة اسلامي قرون وسطا، معنويت اسلامي و فلسفة يهوديت را شامل مي‏شود. آثار او عبارتند از: مقدمه‏اي بر فلسفة اسلامي قرون وسطا (كمبريج، 1985)، اورس و فلسفة او (آكسفورد، 1988)، تاريخ فلسفة اسلامي (با همراهي دكتر سيّدحسين نصر) (كمبريج، 1995). او اكنون به تدريس فلسفة اسلامي و يهودي در دانشگاه كنتاكي لوئيزويل اشتغال دارد.

لوس لوپز بارالت:

از محققان به نام جهان در زمينة ادبيات تطبيقي و متخصص متون صوفي دربارة ادبيات عرفاني اسپانيا است. او در شمار صاحب‏نظران ادبيات عرفاني اسپانيا و اشعار صوفيانه فارسي و عربي قرار دارد. وي آثار گسترده‏اي در اين زمينه به زبان‏هاي اسپانيايي و انگليسي ارايه داده است. دين عرفان اسپانيايي به تصوف: تصورات عرفاني سنت ترزا st.Teresa of Arila، بررسي مقدماتي ترجمة اسپانيايي مقامات القلوب ابوالحسن نوري: San Juan de la Cruz (1999)، اشعار راه: اشعار سيّدحسين نصر (1999) از جمله آثار وي‏اند. وي اكنون به تدريس موضوعات ديني و ادبيات مقايسه‏اي در دانشگاه پرتوريكو اشتغال دارد.

ساچيكو موراتا:

استاد مطالعات ديني دانشگاه دولتي نيويورك در استوني‏بروك است. او سال‏هاي بسيار پيش از انقلاب اسلامي را در ايران گذراند و به تحصيل الهيات و ادبيات فارسي پرداخت. وي نويسندة تائو در اسلام: منبعي در باب روابط جنسيتي از ديدگاه تفكر اسلامي و همچنين پرتو نور تصوف در چين است.

سنفورد نميتز

: دوستي او و استاد حسين نصر به سال 1946 يعني زماني كه آن‏ها در مدرسة پِدي با يك‏ديگر هم‏كلاس بودند باز مي‏گردد. وي پس از فراغت از تحصيل در پرينستون، در ارتش ايالات متحده و آي.بي.ام. مشغول شد و در نهايت سرمايه‏گذاري مخاطره‏آميزي را در كشورهاي اروپا، حوزة كارائيب، امريكاي شمالي و همچنين، ايالات متحده آغاز نمود. مسئوليت چهار دوره نمايندگي كميسيون محققان دفتر رياست جمهوري كاخ سفيد و تأسيس مجمع محققان دفتر رياست جمهوري بر عهدة او بوده است. علاوه بر اين، وي در كانون منطقه‏اي شمال شرق, ويژة پسران پيشاهنگي امريكا فعاليت دارد و سازمان‏دهي مراكز علوم انساني ويژة دانشجويان دبيرستاني را رهبري مي‏كند. او يكي از مقام‏هاي عالي‏رتبة دانشگاه پرينستون، داراي سمت‏هاي بسياري در كميته‏هاي ويژة شوراي محصلين سابق اين دانشگاه و رييس كميتة دانشگاهي ويژة مدارس استان باكس در پنسيلوانيا است. وي در هيئت رييسه‏هاي گروهي متعددي عضويت دارد.

لتيمه ـ پروين پيرواني:

تحصيلات خود را در دانشگاه امريكايي بيروت و دانشگاه تهران گذرانده است. او داراي سمت استادياري در زمينة تفكر اسلامي و مطالعه دربارة ايران در مؤسسة مطالعات اسلامي لندن است. پيرواني, در زمينة تفكر فلسفي اسماعيلي و شيعي آثار گسترده‏اي را به ثبت رسانده است و اكنون به ترجمه همراه با شرح و تفسير برخي از جلدهاي اسفارالأربعه، تأليف صدرالدين شيرازي، فيلسوف ايراني قرن هفدهم, مبادرت دارد. وي اكنون به تدريس در فورت ورث اشتغال دارد.

ابراهيم پورهادي:

تحصيلات خود را در ايران و دانشگاه امريكايي بيروت به انجام رسانيده است. از دهة 1950 تاكنون, سرپرست بخش ايراني كتابخانة كنگرة واشنگتن دي. سي. بوده و در آن‏جا به گسترش مجموعة كتب و آثار فارسي زبان مبادرت داشته است. پورهادي علاوه بر اراية مقالات متعدد در نشريات علمي و همكاري در تأليف و گردآوري آثار فراوان، كتابنامه‏هاي مختلفي از جمله روزنامه‏هاي ايراني و افغاني كتابخانه كنگره را جمع‏آوري نموده است (1978ـ1871).

عبدالله شليفر:

از محققان امريكايي است كه بيش از سي‏ سال در جهان اسلام زندگي و تدريس كرده است. وي اكنون مربي برجسته‏اي در حوزة ارتباط جمعي و رييس مركز روزنامه‏نگاري تلويزيوني بزرگ در دانشگاه امريكايي قاهره است. كتاب سقوط اورشليم و بسياري ديگر از مقالات دربارة اورشليم و همچنين، تفكر سياسي اسلام، هنر و معماري اسلامي، تصوف و تأثير رسانه‏هاي گروهي بر خودآگاهي سنتي از جمله آثار او است.

محسن شيرازي:

تحصيلات خود را در ايران و در رشتة مهندسي پتروشيمي مؤسسة تكنولوژي آبادان به انجام رسانيد. او در رشته‏هاي مختلفي از جمله مديريت و اقتصاد نيز از دانش و مهارت گسترده‏اي برخوردار بوده است. او با برخورداري از پانزده سال تجربه در مقام كارشناس و مشاور ارشد بانك جهاني، سابقة همكاري با بازارهاي ايجاد شده در بيست كشور جهان، چهار سال مديريت پروژه‏هاي مرزي شركت نفت فيليپس و همچنين، بيست‏وسه سال تجربه در شركت ملي نفت ايران و شركت ملي گاز ايران، ثروتي برابر با چهل سال تجربه دارد. شيرازي علاوه بر برخورداري از موقعيت‏هاي كليدي در صنعت نفت كشور ايران، عضو هيئت مديره، رييس و مديرعامل شركت ملي گاز ايران، رييس كميتة گازي اپك (1977ـ1975) و عضو شوراي اتحاديه بين‏المللي گاز (1987ـ1983) بوده است.

جين‏آي. اسميت:

استاد مطالعات اسلامي و معاون مركز مك‏دونالد ويژة روابط مسلمانان ـ مسيحيان در حوزة آموزش علوم ديني هارتفورد است. وي آثار فراواني در زمينة جوامع مسلمانان در امريكا، روابط تاريخي ميان مسيحيان و مسلمانان، ارتباط خداشناسي مسيحيت با اسلام و مفاهيم مرگ و زندگي اخروي و همچنين، نقش و موقعيت زنان در اسلام ارايه داده است. دكتر اسميت از گردآورندگان جهان اسلام، دايرةالمعارف زنان در فرهنگ‏هاي اسلامي و گردآورندة بخش اسلامي دايرةالمعارف زنان در اديان جهاني است. پيدا و پنهان: جوامع اسلامي در غرب (2002)، اسلام سنتي و ديدگاه ملاصدرا دربارة برزخ و اعراف در گزارشات مؤسسة تحقيقاتي فلسفة اسلامي صدرا (2001) ، اسلام در امريكا (1999)، اسلام و مسيحيان در آكسفورد تاريخ اسلام (1999)، ديدگاه‏هاي مبلغان مسيحي راجع به اسلام در قرون نوزدهم تا بيستم در اسلام و روابط مسلمانان ـ مسيحيان (1998) آثـار اخير اسميت است. او همچنين در گردآوري چند جلدي جوامع مسلمانان در امريكاي شمالـي (1994) و مأموريتي در امريكا, پنج مورد از جوامع فرقه‏گراي اسلامي در ايالات متحده (1993) همكاري داشته است.

ماري اي. توكر:

استاد علوم ديني دانشگاه باكنل در اويسبرگ پنسيلوانيا است. او درجة دكتري خود در رشتة تاريخ اديان را با تخصص در زمينة كنفوسيونيسم در ژاپن، از دانشگاه كلمبيا دريافت كرد. آثار او عبارتند از: فرهيختگي اخلاقي و معنوي در نئوكنفوسيونيسم ژاپني (سوني، 1989)، بوم‏شناسي و ديدگاه‏هاي جهاني (اوربيس، 1994) (همكاري در تدوين)، آيين بودايي و بوم‏شناسي (هاروارد، 1997)، كنفوسيونيسم و بوم‏شناسي (هاروارد، 1998) و آيين هندو و بوم‏شناسي (هاروارد، 2000). وي اكنون با همكاري توويمينگ مشغول گردآوري دو جلدي معنويت كنفوسيوني است كه در سال 2002 توسط كراس‏رود و در شمارة مجموعة معنويت جهاني به چاپ خواهد رسيد. او و همسرش جان‏گريم، مجموعة ده كنفرانس دربارة اديان جهان و بوم‏شناسي را در مركز مطالعه اديان جهاني دانشگاه هاروارد از سال 1996ـ1998 رهبري كرده‏اند. اين دو, گردآورندة مجموعة ده‏جلدي صورت‏جلسات اين كنفرانس‏ها و همچنين، مجموعه‏اي دربارة بوم‏شناسي و عدالت هستند كه به ترتيب توسط دانشگاه هاروارد و انتشارات اوربيس به چاپ خواهد رسيد. علاوه بر اين، آنان اكنون مشغول تنظيم يك گردهمايي در دست اقدام، ويژة دين و بوم‏شناسي (فور) هستند. ماريِ‏اوِلين از سال 1986 تا كنون از اعضاي كميتة مشاركت اديان در جهت حفظ محيط زيست بوده است كه طبق برنامة محيط زيست سازمان ملل متحد (يونپ) عمل مي‏كند و همچنين رياست انجمن امريكايي تيل‏هارد را بر عهده دارد. او در دورة سال‏هاي 2000ـ1997 عضو كميتة ارايه دهندة پيش‏نويس منشور زمين بود.

جان‏ وال:

از استادان تاريخ و معاون مركز تفاهم ميان مسلمانان ـ مسيحيان دانشگاه جورج‏تاون است. او مدرك دكتري خود را از دانشگاه هاروارد دريافت كرد و پيش از اشتغال به تدريس در اين دانشگاه, در سال 1995، سي‏ سال به تدريس موضوعات خاورميانه و تاريخ جهان در دانشگاه نيوهمپشر پرداخت.

مقالات، كتاب‏ها و بررسي‏هاي فراوان كه از جملة آن‏ها اسلام: تداوم و تحول در عصر نوين، اسلام و دموكراسي (با همراهي جان‏ اسپوزيتو) و آورندگان اسلام معاصر مي‏باشند, در زمرة فعاليت‏هاي وي قرار دارد.

گيسلا وب:

دانشجوي دورة دكتري استاد نصر در رشتة مطالعات اسلامي دانشگاه تمپل طي سال‏هاي 1989ـ1980 بوده است. وي اكنون استاديار رشتة مطالعات ديني, مسئول طرح دانشگاه، درجة كارشناسي و علوم انساني در دانشگاه ستون‏هال، در نيوجرسي است. او همچنين، مسئول طرح دانشگاه، درجة كارشناسي و عضو هيئت علمي دانشكدة ديپلماسي و روابط بين‏الملل است. دكتر وب آثار بسياري در زمينة مطالعات اسلامي، زن و معنويت و مسائل زنان به ثبت رسانده است.

جديدترين اثر وي با عنوان پنجره‏هاي ايمان و زنان مسلمان محقق و فعال سياسي در امريكاي شمالي, توسط انتشارات دانشگاه سيراكوس در سال 2000 به چاپ رسيد.

حسين ضيايي:

از محققان برجسته در عرصة فلسفة اسلامي و صاحب‏نظر در موضوع شهاب‏الدين سهروردي و مكتب اشراق است كه تحصيلات خود را در دانشگاه‏هاي يال و هاروارد به انجام رسانده است. وي در اين زمينه, آثار و مقالات فراواني به زبان فارسي و انگليسي به چاپ رسانده است كه دانش و روشنگري: بررسي حكمت الإشراق سهروردي در زمرة آن‏ها قرار دارد. او اكنون استاد فلسفة اسلامي و رييس دانشكدة ادبيات و زبان‏هاي خاورميانه در دانشگاه كاليفرنيا ـ لوس‏آنجلس است.

ديويد بورل:

استاد فلسفه و الهيات دانشگاه نوتردام در سال 1933 در آكرون است. او در اوهايو به دنيا آمد. و پس از پايان دورة دبيرستان در سنت وينسنت شهر آكرون، در سال 1950 به نوتردام رفت و در طرح جديد پس از سنت جان (آناپوليس) و طرح كتاب‏هاي بي‏نظير در دانشكدة دانشگاه شيكاگو شركت كرد. او در شهر رُم و نزد برتارد لونگرام به تحصيل ادامه داد. بورل, مدرك دكتري فلسفة خود را در سال 1965 و از دانشگاه يال دريافت نمود. او يكي از شخصيت‏هاي مهم حوزة بررسي مقايسه‏اي فلسفة اسلامي و توماسي و نويسندة آثار متعددي است كه عبارتند از: آزادي و خلاقيت در سنت‏هاي سه‏گانه، شناخت پروردگار ناشناخته: ابن‏سينا، مايمونيدس، آكوناس، اكويناس: خدا و عمل، تمرين شناخت ديني، زبان فلسفه و مقايسه. اين همايش فراتر از بزرگداشت شخصيتي هرچند بسيار بزرگ است و در واقع معرفي ابعاد مكتب عرفاني و عقلاني اسلام است. طرح اين مكتب در سطح جهان, در واقع نوعي رقابت فرهنگي يا تعامل فكري با ديگر مكاتب فلسفي غرب و شرق است. كارنامة پربار اين همايش گوياي متخصصان, همچنين سوژه‏ها و دغدغه‏هايي است كه در جهان امروز اهميت دارد.


پي‏نوشت‏ها


1. Dr. Stephen Joel Trachtenberg رئيس دانشگاه جرج واشنگتن
2. John Esposito رييس مركز تفاهم مسلمانان و مسيحيان
3. E?jaz Akram.
4. Nationalism as an Ideology.
5. Osman Bakar.
6. David Cain.
7. Emma Clark.
8. T. Burch hardt.
9. A. K. Coomaraswamy.
10. Keith Critchlow.
11. Caner Dagli.
12. Amira El-Zein.
13. Poems of the Way.
14. Knowledge and the Sacred.
15. Religion and the Order of Nature.
16. Alan Godlas.
17. Rabind R. Tagore.
18. Patrick Laude.
19. Frithjof Sehuon.
20. Oliver Leaman.
21. Luce Lopez-Baralt.
22. Sachiko Murata.
23. Liu Chih.
24. Jane Smith.
25. Mary E. Tucker.
26. John Voll.
27. Gisela Webb.
28. Soren Kierkegaard Society.
29. United Church of Christ.
30. Peter Felsenthal.
31. Isaiah Berlin.
32. Entretiens avec George Steiner (1992).
33. Penser la nonviolence (1999).