گزارش ترجمة فتوحات مكيه
محمّد تحريرچي
اشاره
فتوحات مكيه، از منابع اصلي و مرجع عرفان اسلامي است. با اينكه بخشهايي از آن به زبانهاي ديگر، از جمله فرانسه برگردانده شده بود، امّا جاي ترجمة آن در فرهنگ فارسي خالي مينمود. با برگرداندن به فارسي، پژوهشگران فارسي زبان از اين دايرهالمعارف بزرگ عرفان بيشتر بهره خواهند برد. اين مقاله به معرفي زواياي علمي و اجراي ترجمة اين اثر ميپردازد.
هشتصد سال پيش در جهان اسلام آن روزگار، مردي كه خواهرزادة يكي از بزرگان عرفان, به نام ابومسلم خولاني بود و دايي ديگرش يحيي, از اكابر زاهدان تلمسان در مراكش، ابن عربي حاتميطايي پس از 21 سال گذران عمر كه بيشتر وقت خود را به سرودن شعر، تماشاي دل و عيش و عشرت ميگذرانيده و در سبزهزارها و شكارگاههاي با صفا و خرم قرمونيه و بلسمه با خدم و حشم, به صيد و شكار ميپرداخت, راه و روش عرفان را در پيش گرفت و در مدتي كوتاه, به قدري در اين راه پيش رفت كه سرآمد عارفان زمان خود و پس از خود شد؛ تا آنجا كه هم لقب شايستة محييالدين گرفت و به كُنية «شيخ اكبر، پير بزرگ» مفتخر گرديد، و هم دو عنوان از پانصد و چند عنوان آثار او, ماندگارترين كتابهايي شدند كه تمامي عرفا و جويندگان را ه حقيقت, دست كم يك بار خواندن آنها را در طول عمر بر خود واجب و فرض دانستند.
فصوص الحكم, يكي از آثار اوست كه به گفتة وي, پيامبر در خواب به وي املا فرموده, سفارش كردهاند كه آن را بنويسد و منتشر نمايد تا مسلمانان و مشتاقان رموز عرفاني قرآن, از آن بهرهمند گردند.
اثر ديگر او, فتوحات مكيه است كه به تعبير خود او, زماني نوشته شده كه وي احساس خطر كرده است كه مبادا اسلام از ميان برود و اثري از آن باقي نماند. در غرب جهان اسلام كه موحدان رو به نابودي ميگذاشتند و اندلس اسلامي, به اسپانياي مسيحي مبدل ميشد و از شرق جهان اسلام, لشكر يأجوج و مأجوج, يعني مغولان, پيش ميتاختند و با جهانگير شدن فتوحات وحشيانة آنان, بيم آن ميرفت كه از اسلام اثري نماند. از اينرو, وي كه خود را وارث علم نبوي(ص) در آن روزگار ميدانست, در مكه مجاور شد و طي 37 سال, در 37 جلد, تمامي ميراث نبوي را به جاي گذاشت كه به گفتة خود محييالدين، فتوحات مكه به قدري بينظير است كه نه در گذشته مانند آن كتاب، كتابي نوشته شده است و نه در آينده نوشته خواهد شد. اما متأسفانه تا كنون اين كتاب به طور كامل به هيچ زباني ترجمه نشده بود و جز بر كساني كه به زبان عربي مسلط بودند, بهرهبرداري از آن ممنوع بود. حتي تحقيق انتقادي و تصحيح علمي آن نيز كه 37 سال پيش در مصر, توسط دكتر عثمان يحيي آغاز شد, بيش از چهارده تا پانزده سال دوام نياورد و دست اجل مهلت نداد تا اين كار عظيم به پايان برسد. ايشان تنها موفق شدند سالانه يك جلد از اين دايرةالمعارف عرفاني را منتشر كنند؛ يعني چهارده جلد در طي چهارده سال؛ و گويا سه جلد ديگر, كه هنوز منتشر نشده است.
كتاب فتوحات به گفتة پرفسور ابراهيم مدكور, در رأس تأليف عرفاني عربي, از پرمحتواترين و دقيقترين عبارات و ژرفترين انديشه برخوردار است كه تا كنون مورد توجه شاياني قرار نگرفته است.
مرحوم دكتر عثمان يحيي, آن را يكي از شگفتيهاي انديشة انساني و اثري بينظير در تحقيقات تصوف به طور عام، و اسلامي به طور خاص معرفي ميكند. از نظر او, فتوحات مكيه زبدة فرزندان معنوي پير بزرگ, محييالدين بن عربي است كه بسيار هم پربار و گرانسنگ است. همة آراء و نظريههاي گوناگون او را در خود به همراه دارد، و تقريباً شامل تمامي مطالبي است كه در تأليفهاي ديگرش آورده است. در تنظيم و پاكسازي آن, سيسال يا بيشتر را بر سر آن گذاشت و ثمرة درس و بحثش را در آن به امانت سپرد، و هر چه را كه جانش بدان آرام گرفته و نظرش در آن مستحكم و مستقر بود در آن ثبت كرد. همچنين ميتواند گزيدة معارف باطني اسلام در زمان او به شمار رود. فتوحات مكيه به دايرةالمعارفي فرهنگي ـ روحي بسيار شبيه است. در آن هم علم هست و هم فلسفه؛ هم تاريخ و هم قصص؛ هم تفسير و هم حديث؛ هم آداب و هم شيوة سير و سلوك؛ هم تأملها و هم مكاشفهها و بيگفتوگو بزرگترين تأليف به زبان عربي دربارة تصوف و عرفان است كه به دست ما رسيده است.
همچنان كه ما در جاي جاي دوره «فانوس نور باران، پيشتاز گفتوگوي تمدنها» نيز ابراز كرده و اظهار داشتهايم در پاييز 1370 پس از ابتلا به بيماري قلبي كه ناگزير به استراحتي طولاني شدم، براي خودسازي و به منظور مشغوليت و پر كردن اوقات فراغت, ابتدا تصميم به ترجمة بخش «كيمياي سعادت» از فتوحات گرفتم و پس از آن, براي درك بيشتر عوالم پس از مرگ, بابهاي «زندگي و مرگ» را ترجمه و تنظيم كردم. اين مطالب به طور همزمان در كلاسهايي چند نفري كه بسيار نيز عاشق و مشتاق بودند, مطرح ميشد تا آنكه جمع، خوراك معنوي بيشتري از اين خوان گسترده طلب ميكرد و ما خود نيز بر اشتهايمان افزوده ميشد. نقاهت مجدد پس از عمل جراحي, فرصت مغتنمي براي ادامة اين كار بود. طرح «گفتوگوي تمدنها» ارايه شده و مقبوليت جهاني پيدا كرده بود. اما ما منبعي منسجم براي فرهنگ و تمدن اسلامي كه بتواند به عنوان مبنا طرح شود سراغ نداشتيم، تا آنكه به سفارش پيشنهادي امام خميني (ره) به گورباچف مبني بر مطالعة آثار اين بزرگمرد, يعني ابنعربي, برخورديم، و آنچه در مقدمة آشنايي با فانوس نور باران، و اول دفتر در كتاب «ادب آداب دارد» نوشتيم و منتشر كردهايم و تكرار آن را ملالتبار ميدانيم.
كمكم مشكلات نشر مجموعه, مرتفع ميشد و بيم آن ميرفت كه خطايي در ترجمهها صورت گرفته باشد و به اشتباه، مفهومي را نابهجا به ابنعربي نسبت دهيم و تبليغ كنيم، كه چاره را در نظارت استادي كار آشنا ديديم. توفيق رفيق ما شد و دكتر خدا مراديان كه استاد ادبيات اندلس در دانشگاههاي ايران و نيز الأزهر، اسكندريه و عين شمس مصر بود مسئوليت نظارت بر ترجمة ابيات و رايزني، راهنمايي، و رفع مشكلات اين مجموعه را به عهده گرفت. وي پذيرفت تا بر سختترين جاهاي فتوحات كه شامل يكايك ابيات فتوحات مكيه است نظارت نمايد. كار ترجمه به پايان رسيده بود. استاد داوري را نپذيرفت, بلكه زحمت ترجمة مجدد يكايك ابيات را به گردن گرفت. آنگاه ما آن بخش از ابيات را ميآورديم و به خطا يا صواب ترجمهمان پي ميبرديم. بعضاً ناگزير شديم جسارت كنيم و هم ترجمة خود را از بيت خاصي بياوريم و هم عبارت استاد را با ذكر ناظر در ميان دو قلاب، و داوري نهايي را به خوانندة كار آشنا بسپاريم. از نظر ما اينچنين رفتاري صوابي بود كه چندان هم بيثواب نمينمود.
با پايان گرفتن ترجمه و تنظيم فانوس نور باران كه مجموعة موضوعي نسبتاً كاملي از فتوحات مكيه با حواشي و تعليقات لازم بر آن بود, دريافتيم كه بيش از دو سوم فتوحات مكيه دستچين شده و به عنواني ارايه گرديده است.
حيف بود كه پس از گذشت هشت قرن, هنوز هيچ ترجمة كاملي به هيچ زباني از اين دايرةالمعارف گرانسنگ روحاني وجود نداشته باشد؛ از اينرو بر آن شديم تا نواقص را نيز بدانچه آماده بود, بيفزاييم و اين افتخار را در تاريخ به نام خود احصا كنيم. هر چند كه بي ترديد, ديگراني بسيار توانمندتر بوده و هستند كه به دلايلي مقبول، دست به اين كار نزده يا هنوز نقاب از روي مهتاب گونة ترجمهشان كنار نرفته و شاهد هر جايي نشده است. پس از آن, با كمك نرمافزار و رايانه و به انديشه فراگيرتر بودن ميدان بسط چاپ و نشر فتوحات مكيه. كلية مقدمات فرانسوي روانشاد دكتر عثمان يحيي را به زبان انگليسي در آورديم. و هر چه را كه ميتوانستيم از مجموعة وي وام گرفتيم و به ترجمة خود افزوديم. وي همچنانكه خود گفته است, مطالب بابهاي فتوحات مكيه را به فقراتي تقسيم كرده و بر هر فقره عنواني نهاده است, البته عثمان يحيي, اين فقرات را در ميان دو ابرو نهاده و بدين وسيله آن را از اصل متن عربي فتوحات جدا ساخته است. ما اين فقرات را براي آشنايي بيشتر خوانندگان ترجمه كرديم و در پاورقي فهرست هر باب در ابتداي كتاب با عنوان «ت.ح.ف» آورديم و در حاشية متن نيز در صورت امكان با عنوان مشترك «درك سريع» و با نشانهاي يكسان آنها را جاي خواهيم داد، تا نه به اصل فتوحات، حتي عنوان فقرهاي افزوده باشيم، و نه از بهرهمندي شايان خوانندگان چيزي كاسته.
اميدواريم كار ترجمة كامل فتوحات مكيه كه از پاييز سال 1373 آغاز شده است, حداكثر در پاييز 1383 به پايان برسد و منتشر گردد. در اين صورت ما توانستهايم در رقابتي تنگاتنگ با «موهل» فرانسوي كه شاهنامة فردوسي را طي چهل سال ترجمه كرده و با شخص فردوسي كه خود، شاهنامه را در سي سال به نظم در آورده و صاحب فتوحات كه آن را در 37 سال به پايان برده است، تنها طي ده سال اين كار عظيم فرهنگي را به پايان بريم و از خدا مدد بخواهيم و آرزو كنيم كه بديهاي ما را با سرپوش آمرزش, به نيكي مبدل كند.
پينوشتها
1. محييالدين عربي، چهرة برجستة عرفان اسلامي، دكتر محسن جهانگيري، انتشارات دانشگاه تهران، 1361، ص 14.
2. از پيشگفتار پرفسور ابراهيم مدكور بر جلد اول تصحيح انتقادي فتوحات مكيه.
3. از مقدمة دكتر عثمان يحيي بر فتوحات.