گزارشي از پروژة بيت‏الحكمه در يونسکو

احسان نراقي

ترجمه: لقمان سرمدي

بيت‏الحکمه, نهاد آموزشي و پژوهشي بود كه در نيمة دوم سدة دوم قمري, در دورة خلافت هارون‏الرشيد عباسي در بغداد تأسيس شد. به دليل فعاليت‏هاي فرهنگي و علمي آن در عرصه‏هاي مختلف تأليف, ترجمه, استنساخ و پژوهش در دانش‏هاي گوناگون پزشكي, انساني و مهندسي به عنوان تابلو و نماد تمدن اسلامي شناخته شد. در اواخر نيمة دوم سدة بيستم ميلادي نيز يونسكو بخشي به نام بيت‏الحكمه در دفتر مركزي خود در پاريس ايجاد كرد تا امور مربوط به فرهنگ و تمدن اسلامي را مديريت نموده, سامان بخشد. اين بخش در دورة رياست پيشين يونسكو فعال بود؛ ولي با آغاز رياست جديد, فعاليت‏هاي آن رو به كاهش نهاد. در زير, گزارش مهم‏ترين اين فعاليت‏ها ارايه مي‏گردد.

اهداف بيت‏الحكمه.

در آن دوران، جهان اسلام براي قرون متمادي در جوّي توأم با تسامح مي‏زيست. از اين‏رو نوآوري، خلاقيت‏هاي علمي و هنري و احياي دانش باستان به ثمر نشست و مردان فرهيخته‏اي از هر ملّيت و آييني که بودند، با عشق و علاقه در اين فضا به خدمت مشغول شدند. بر اساس آن تجربه, بيت‏الحکمة جديد نيز اهداف زير را براي فعاليت‏هاي خود ترسيم كرده است: .

بازيافت جايگاه تمدن اسلامي در تاريخ و فرهنگ بشريت؛.

ارتقاي مطالعه و تحقيق در مورد اين ميراث علمي، فکري و هنري؛.

زمينه‏سازي براي تعاملات و مبادلات پربار ميان اسلام و ديگر فرهنگ‏ها, از جمله اروپا؛.

ايجاد انسجام و هماهنگي بين فعاليت‏هاي مختلف فرهنگي در سراسر جهان در عرصة اسلام به منظور تأسيس يك شبكة گستردة بين‏المللي از فرهيختگان مسلمان و اسلام‏شناس؛.

بسترسازي براي پرهيز از تعصب‏هاي بي‏مورد و پناه آوردن به تسامح و مدارا به عنوان تنها كليد وحدت و اتحاد و همبستگي. .

براي دست‏يابي به اهداف مزبور, برنامه‏ريزي در زمينه‏هاي تحقيقاتي, اطّلاع‏رساني و آموزشي انجام يافت و طرح‏هايي براي اجراي همايش‏ها, تأسيس نشريه, ايجاد نمايشگاه و... ارايه گرديد كه گزارش‏هاي آن‏ها ارايه خواهد شد. .

در مجموع با اجراي اين برنامه‏ها و طرح‏ها, مي‏توان درک بهتري از شکوفايي علوم، ادبيات و هنر در جهان اسلام داشته باشيم و اميدواريم تلاش‏هاي بيت‏الحكمة جديد همانند بيت‏الحكمة پيشين، نقطة عطفي در تاريخ بشريت به حساب ‏آيد. .

کميتة علمي بين‏المللي.

کميتة علمي بين‏المللي بيت‏الحکمه، نخستين همايش خود را در فورية 1996/ بهمن ماه 1376 در دفتر مرکزي يونسکو برگزار کرد. شرکت‏کنندگان در اين همايش، شخصيت‏هاي برجسته‏اي‏ در زمينة تاريخ, فلسفه, رياضيات, علوم ديني، تاريخ هنر، شيمي، نجوم و متخصصين ارتباط بين علوم بودند. رييس جلسه, رشدي راشد، استاد دانشگاه توکيو و رييس بخش تحقيقات ملي پارس بود. .

ديگر اعضاي جلسه, عبارت بودند از: عطّيه آشور، رييس مرکز بين‏المللي رياضيات محض و کاربردي نيس فرانسه و استاد دانشگاه قاهره؛ محمد العزيز بن آچور، رييس بخش تحقيقات مؤسسة ميراث ملّي تونس؛ اولک گرابار, استاد مؤسسة مطالعات پيش‏رفتة دانشگاه پرينستون؛ اکمل الدين اسحاق اوغلو، مديرکل مرکز تحقيقات تاريخي، هنر و فرهنگ اسلامي سازمان کنفرانس اسلامي از استانبول؛ محسن مهدي، استاد گروه زبان و تمدن خاور نزديک دانشگاه ‏هاروارد؛ رژي مُرِلون، مؤسسة دومينيکيِ مطالعات شرقي، قاهره, محقق مرکز ملي تحقيقات علمي پاريس؛ بسيم فؤاد مسلّم، استاد دانشکدة کينگ، دانشگاه کمبريج؛ نصرالله پورجوادي, رييس مرکز نشر دانشگاهي ايران، استاد دانشگاه تهران. .

در نخستين جلسة کميته، ساختار کلي پروژه مشخص شد و پيشنهادهايي نيز به تصويب رسيد. اعضاي کميته تصميم گرفتند سالانه يک‏بار و در حد امکان, در يکي از کشورهاي اسلامي، تشکيل جلسه داده, از اين طريق طرح‏هاي پيشنهادي اعضا را بررسي و مصوّبات پيشين را پي‏گيري نمايند. .

فعاليّت‏هاي ترويجي.

با توجه به رابطة يونسکو با مراکز علمي و فرهنگي, به انگيزة كمك به پروژه‏هاي علمي و فرهنگي و مسئوليت يونسكو در ترويج و تبليغ و ياري, چند پروژة زير از سوي بيت‏الحكمه در دستور كار براي پشتيباني قرار گرفت: .

دايرة‏المعارف عربي جهان.

دايرة‏المعارف عربي جهان، ابتکار علمي و فرهنگي پادشاه عربستان سعودي است که با حمايت‏هاي شاهزاده سلطان بن عبدالعزيز آل سعود, به چاپ رسيده است. هزينة اين طرح را نيز بنياد خيرية سلطان بن عبدالعزيز آل سعود پذيرفته است. .

در طيّ ساليان متمادي، اعراب و مسلمانان، آثار مرجع و جامع و به تعبيري دايرة‏المعارف‏نويسي را گسترش داده, در تمام زمينه‏ها دست به نوآوري زدند. تأثير اين امر، بر توسعة ميراث علمي، فکري و هنري بشر بسيار عظيم است. اين نوآوري جديد را ـ كه نخستين دايرة‏المعارف جهاني‏اي است که به زبان عربي و براي عموم نگاشته شده است ـ در آستانة هزارة سوّم ميلادي، مي‏توان يک مرجع بين‏المللي دانست. .

امّا روي آوردن به انجام اين پروژه, به دليل اين بود كه ساير دايرة‏المعارف‏هاي بزرگ جهان که در دسترس قرار دارند، تنها بخشي از نيازهاي خوانندگان عرب زبان را برآورده مي‏سازند؛ خوانندگاني که نه تنها علاقه‏مند هستند درک بهتري از فرهنگ خود داشته باشند, بلکه مشتاقند که باب گفت‏وگو را با ساير مردم جهان بگشايند. از اين‏رو براي جبران اين خلأ، آن دسته از مقالات دايرة‏المعارف عربي جهان, که دربارة جهان اسلام و عرب بود، به طرز قابل توجهي پرمحتوا و پربار گشت. از همين روست كه بخش علم، مهم‏ترين بخش دايرة‏المعارف است. افزون بر آن, به دليل تنوّع موضوعاتي که در تمام زمينه‏ها در دايرة‏المعارف وجود دارد، اين اثر به زودي تبديل به وسيله‏اي خواهد شد براي ارتباط آزاد و صادقانه در دنيايي که توجه و تمرکز آن بر تعامل و جهاني سازي است. .

پس از شش سال برنامه‏ريزي و تلاش، دايرة‏المعارف عربي جهان, با اين ويژگي‏ها به چاپ رسيد: .

شانزده‏ هزار صفحه در سي جلد. دست‏يابي و بهره‏گيري از مطالب آن, به راحتي امکان‏پذير است؛ خصوصاً به دليل وجود فرهنگ عربي ـ انگليسي و انگليسي ـ عربي و يک نماية دو جلدي و بيست‏و‏هشت هزار مدخل اصلي و نزديک به دوازده هزار موضوع، اصطلاح و مقالة هنري، ادبي و علمي، کتاب‏شناسي و... . .

دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي.

در مدت مأموريتي که يونسکو براي پيش‏برد پروژة بيت‏الحكمه, در تهران انجام مي‏داد، «مرکز دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي»، تمايل خويش را براي همکاري علمي جدي‏تر با استادان و نهادها, در سطح ملي و بين‏المللي، ابراز نمود. .

مرکز دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي در سال 1983/1361 با هدف تأليف و تدوين دايرة‏المعارف‏هاي عمومي و تخصّصي، در تهران تأسيس شد. اين مركز به منظور تحقق اين اهداف، طرح تأسيس مؤسسه‏اي علمي، تربيت محققان در زمينه‏هاي تخصصي و گردآوري منابع پژوهشي را در سرلوحة برنامه‏هاي خويش قرار داد. در حال حاضر، اين برنامه‏ها پيش‏رفت رضايت بخشي داشته است. مؤسّسة علمي مرکز، يکي از معتبرترين مؤسسات علمي کشور است که روز به روز در حال پيش‏رفت و گسترش است. بسياري از کارمندان بخش تحقيقات مؤسّسه، مهارت‏ها و تخصص‏هاي مورد نياز مرکز را فرا گرفته‏اند. مجموعة منابع پژوهشي نيز گسترش يافته است؛ به طوري که هم‏اکنون اين مرکز, کتابخانه‏اي غني با چهارصد هزار جلد کتاب، نسخة خطي، اسناد، نسخه‏هاي زيراكسي و ميکروفيلم در اختيار دارد که از سراسر ايران و نقاط مختلف جهان گردآوري شده‏ است. .

اين دايرة‏المعارف، مشتمل بر چهل جلد خواهد بود و علاوه بر مقالاتي در موضوعات خا‏ص اسلامي، به فرهنگ و تمدن ملل اسلامي گوناگون نيز مي‏پردازد. كلام، فقه، قرآن و حديث، اخلاق، فلسفه و منطق، ادبيات عرفاني، هنر، رياضيات, نجوم و ستاره‏شناسي, دارو و داروشناسي، و اطلاعات عمومي بسياري در مورد تاريخ، فرهنگ و تمدن اسلامي، موضوعاتي است که دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي, به آن‏ها مي‏پردازد. .

گروهي از استادان برجسته, در حال آماده‏سازي ويراست عربي تمام متن دايرة‏المعارف هستند. تاكنون سه جلد از مجموعة عربي نيز به چاپ رسيده است. .

دورة تابستاني يونسکو و مرکز بين‏المللي تاريخ مکان و زمان دربارة تاريخ علم.

در راستاي پروژة بيت‏الحکمه، نخستين دورة آموزشي تابستاني دربارة تاريخ علم، به همّت مرکز بين‏المللي تاريخ مکان و زمان (CISST که دفتر مرکزي آن در پادُواي ايتاليا است) و با حمايت‏هاي يونسکو، دانشگاه ساساري و نمايندگي دايم يونسکو در ايتاليا, از 22 تا 29 سپتامبر 1997, در شهر ساردني ايتاليا برگزار شد. .

دورة تابستاني, هر دو سال يک بار، با حضور استادان برجسته برگزار مي‏گردد. اسامي ايشان عبارتند از: پروفسور انريکو بتري, دانشگاه پادوا؛ پروفسور ميركو گرمک, رييس بخش مطالعات دانشگاه کاربرديِ تحصيلات عالية پاريس؛ پروفسور رُژي مُرلون, عضو کميتة علمي پروژة بيت الحکمة پاريس؛ پروفسور ساندرا پارلاتو, از دانشگاه ساساري؛ پروفسور رشدي راشد, رييس کميتة تحقيقات پروژة بيت‏الحکمه و رييس بخش تحقيقات کميتة علمي اين پروژه؛ پروفسور لوسيو روسو, دانشگاه تور وارگاتاي رم. .

اين دورة تابستاني, براي محققان برجسته و جواني برگزار شد که در زمينة علوم و ادبيات, تخصص داشتند. چهارده نفر از ايشان, اهل کشورهاي عربي، اروپايي مديترانه‏اي، امريکاي شمالي، الجزاير، کانادا، انگلستان، ايران، اسراييل، ايتاليا، ايالات متحدة اسپانيا و تونس و پانزده نفر ديگر، دانشجويان دانشگاه ادبيات و فلسفه در ساساري ايتاليا بودند. .

نخستين دوره، با عنوان «علم و تمدن در کشورهاي حوزة مديترانه در دوران حکومت فاطميان», به تحليل تحول و گسترش فلسفه، نجوم، داروسازي، هنر، تمدّن، جامعه و نهادهاي حكومتي سلسلة فاطمي مي‏پردازد. سلسله‏اي که در خلال سال‏هاي 969 تا 1171م, بر مصر حکومت مي‏کردند و منشأ تمدن درخشاني بودند. .

ميزگردها.

شبکه‏هاي تلويزيوني مانند آر.اي.آي، با اشتياق، مناظراتي را دنبال مي‏کردند که در طول دو ميزگرد با حضور پروفسور ايليا پپريگوجين, برندة جايزة نوبل، پروفسور سانگلير و پروفسور ژان دوسِت, برندة جايزة نوبل و نمايندة جنبش جهاني تعهد علمي, انجام مي‏شد. در نخستين نشست ميزگرد، که در راستاي طرح جايزة اروپايي آرزاچنار برگزار گرديد و با شرکت دانشجويان عالي رتبه همراه بود، پرسش‏هاي موضوعي از قبيل ارتباط بين تحقيقات علمي، جامعه و اخلاقيّات، امکان ايجاد فضاي همکاري در کشورهاي حوزة مديترانه مطرح شد.(موضوع ميزگرد: علم، فرهنگ و مدارا در کشورهاي حوزة مديترانه) .

تمام شرکت‏کنندگان، بر اهميّت ايجاد سازمان‏ها و ساختارهايي تأکيد نمودند که مي‏توانند روابط ميان كشورهاي شمال و جنوب حوزة مديترانه را در ابعاد علمي و اجتماعي ارتقا بخشند. و در ايجاد جامعه‏اي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ـ همانند آن چه در دوران باستان و قرون وسطا بود ـ مؤثر واقع شوند. سازماني فرهنگي و بين‏المللي‏ نظير يونسکو و سازمان‏هاي غير دولتي، نهادهايي هستند که به وسيلة آن‏ها و با تکيه بر تسامح و اتحاد، مي‏توان به اين اهداف دست يافت. .

اقدامات 1998 - 1999.

مجمع عمومي يونسکو که اعضاي آن, هر دو سال يک بار تشکيل جلسه مي‏دهند، پيشنهاد بزرگداشت شخصيت‏هاي تاريخي را به جامعة بين‏المللي ارايه نمود؛ در طول اجلاس دو سالانة اخير، يونسکو نه تنها از عمر خيام به دليل آن که شاعر ايراني مشهوري است تجليل مي‏کند, بلکه مقام وي را به عنوان يک رياضي‏دان، منجّم و فيلسوفي با شناخت و درک جهاني، گرامي مي‏دارد. .

قطعنامة آخرين مجمع عمومي، بر اين نكته تأكيد دارد که: .

اين رياضي‏دان، فيزيک‏دان و شاعر برجسته, يکي از دانشمندان و متفكريني است که نقش مهمّي در گسترش علمي و فکري دانش بشري ايفا نموده و به ايجاد ارتباط ميان بشر، كمك شاياني كرده است. دانشمندان معاصر، وي را «يکي از بزرگ‏ترين رياضي‏دانان قرون وسطا» مي‏دانند. رسالة وي در جبر, اثر عظيمي است كه به زبان‏هاي فرانسه و انگليسي نيز ترجمه شده است. عمر خيام, يکي از مراجع ستاره‏شناسي و سرپرست گروهي بود که با معرفي سال کبيسه, در هر چهار سال، دوران جديدي را بنياد نهاد. پيرو اين ابتکار، يونسکو بر آن شد تا اقدامات دو گانة ذيل را اجرا كند: .

يک همايش بين‏المللي، که در دفتر مرکزي يونسکو دربارة ستاره‏شناس، رياضي‏دان و فيلسوف نامي، عمر خيام، در ماه مي سال 1999 برگزار گردد. اين همايش با حضور پانزده تا بيست متخصّص در زمينة تاريخ رياضيات ستاره‏شناسي و فلسفه برگزار خواهد شد. هدف از اين همايش, تأکيدي است بر تأثيرات دوران گذشته و تمدن‏هاي گوناگون, در گسترش دانش رياضيات در کشورهاي عربي و جهان اسلام، چگونگي گسترش اين رشته در جهان اسلام، انتقال آن به جهان غرب از طريق سيسيل و اسپانيا و تأثير آن بر آراء دوران رنسانس و حتي آثار دکارت در قرن 17 م. اين همايش, بر آن است تا هر يک از تمدن‏ها، جايگاه خويش را در تاريخ بشريت بيابد. .

براي نخستين بار، ويراستِ منتقدانه‏اي از کليّة آثار رياضي عمر خيام که مشتمل بر متن اصلي عربي، ترجمة فرانسه، مقدمة تاريخي و مرتبط با علم رياضيات، به همراه تفسير و توضيح نكاتي که براي درک مطلب ضروري است، به چاپ برساند. حتي اگر اطّلاعات ما از وقايع زندگي خيام ضعيف باشد، پس از خواندن اين اثر، موضوع به کلّي تغيير خواهد کرد. ما مي‏دانيم که خيّام، به وسيلة روشي کاملاً جديد به رابطة ميان هندسه و جبر پي برد؛ به گونه‏اي که اکنون مي‏توان آن‏چه را که مورّخين نظرية هندسي, معادله درجة سه و کم‏تر مي‏نامند، رسم نمود. پروفسور رشدي راشد، يکي از متخصّصين برجسته در زمينة علوم عربي و اسلامي، متصدي انجام اين نوشتار شد. .

همايش پزشکي، داروشناسي و بيمارستآن‏ها در تمدن اسلامي.

از آن‏جا كه بيت‏الحكمه به منظور تبيين سهم و جايگاه تمدن اسلامي در ميراث هنري فکري و علمي بشر تأسيس شده است، و همچنين بر اساس پروژة انسان و زيست کره (MAB) که مربوط به واحد علمِ طبيعي و از زير بخش‏هاي علوم زيست ـ بومي است، يونسکو بر آن شد تا همايشي را در مورد پزشکي، داروشناسي و بيمارستان‏ها در تمدن اسلامي برگزار نمايد. .

ميراث گذشته: ترجمة رساله‏هاي باستاني.

پس از آن‏که ژوستين در سال 529, دستور بستن مدرسة آتن را صادر کرد, دانش باستاني از حوزة مديترانه به سرزميني رفت که بعدها به سرزمين اسلامي تبديل شد. .

بزرگ‏ترين مرکز فرهنگ کفّار در دوران باستان, در اسکندرية مصر بود. از ميان برجسته‏ترين استاداني که در قرن ششم در اين مکان تدريس مي‏کردند, مي‏توان به اين افراد اشاره نمود: 1. الکساندر اهل ترالس: وي در بيزانس به طبابت مشغول بود و آثارش بيش‏تر در جهان عرب و اسلام مورد نقل و بحث قرار مي‏گرفت. 2. پاول اهلِ اژين, که خود عميقاً تحت تأثير جالينوس قرار داشت (آثار جالينوس به سرعت به زبان سُرياني و آن‏گاه عربي ترجمه شد) و به صورت يکي از مهم‏ترين شخصيت‏هاي دانش پزشکي در جهان اسلام در آمد. دانش پزشکي اعراب، تحت تأثير مدرسة پزشکي‏اي قرار داشت که توسط ساسانيان در جُندي شاپور (شهري در جنوب غربي ايران) تأسيس شده بود. اين مدرسه, تا قرن دهم هجري, يکي از مراکز مهم آموزشي به حساب مي‏آمد. نسطوريان, دانش پزشکي يونانيان را به زبان‏هاي فارسي و سرياني آموزش مي‏دادند. آنان افرادي بودند که پس از اخراج از ادِسا در سال 489, به جندي شاپور پناهنده شده بودند. جندي شاپور در آن زمان, به مركز علمي پويايي تبديل شده بود كه در آن, انديشه‏هاي يوناني, ايراني, سرياني, يهودي, مسيحي و هندي در محيطي سرشار از بردباري و مُدارا, مورد تبادل و تعامل قرار مي‏گرفت. .

اعراب, پس از پيروزي بر ايران, اين ميراث باستاني را ارج نهادند. يك قرن پس از وفات محمد(ص), امپراتوري اسلامي از اسپانيا تا تركستان گسترش يافت. به زودي ترجمة رساله‏هاي علمي باستاني, تبديل به مسئله‏اي حكومتي شد؛ زيرا شاه‏زادگان و هنر دوستان, شخصاً دستور به ترجمه اين آثار مي‏دادند. مترجمين بزرگ, از قوميت‏ها و مذاهب گوناگون گردهم آمدند. براي مثال, حُنين بن اسحاق (متولد 873 ق) يك نسطوري مسيحي بود و به زبان‏هاي عربي و سرياني مسلط بود. اين پزشك مشهور, يكي از بزرگ‏ترين مترجمان رساله‏هاي پزشكي سرياني و يوناني بود. او در كارش بسيار جدي مي‏نمود؛ به‏طوري كه براي دست‏يابي به متن اصلي يك كتاب, نسخه‏هاي متعددي از آن را با يك‏ديگر, مقابله مي‏كرد. وي سرپرست گروهي بود كه مسئوليت ترجمة آثار جالينوس, بقراط و ديوسكورديس را به عربي, بر عهده داشتند. حنين بن اسحاق, نقش تعيين كننده‏اي در ترجمة آثار علمي يونان به عربي داشت. فرزندش, اسحاق بن حنين نيز, به زبان يوناني آشنا بود و آثار فلسفي ارسطو و كتاب‏هاي اصلي بطلميوس و اقليدس را به عربي ترجمه مي‏كرد. .

بايد خاطر نشان كنيم آثار ديوسكورديس در زمينة داروشناسي, از جمله آثاري به حساب مي‏آمد كه تا قرون وسطا در شرق و غرب بي‏بديل بود. .

ابن نديم, در قرن نهم, خاطرنشان مي‏سازد كه از ميان 430 رسالة پزشكي, 174 جلد آن در اصل به زبان‏هاي يوناني, سانسكريت, پهلوي و سرياني بود. اين كتاب‏ها در طول قرن هشتم و نهم به زبان عربي ترجمه شده بودند. در ميان نويسندگان اين كتاب‏ها نام سه نفر بيش‏تر به چشم مي‏خورد: بقراط, رفوس اهلِ اِفِسوس و به ويژه جالينوس كه تنها 125 كتاب از او ترجمه شده بود. در ميان 256 كتاب عربي, آثار حنين بن اسحاق, قسطا بن لوقا و يوحنا بن مَسويه ـ سه مسيحي نسطوري كه در نيمة اول قرن نهم هجري مي‏زيستند ـ و 144 رسالة پزشكي از زكرياي رازي به چشم مي‏خورد. .

طرح گردآوري اطّلاعات و متن مكتوبات پزشكي مسلمانان براي بيت‏الحكمه اهميت داشت و نشان‏دهندة كارنامة علمي مسلمانان و نيز گوياي بخشي از دانش بشريت در اين عرصه است. .

گسترش دانش پزشكي در كشورهاي اسلامي.

پروژة ديگر در عرصة پزشكي, پژوهشي دربارة چگونگي بسط دانش پزشكي در كشورهاي مسلمان‏نشين بود. اين پژوهش, بسط اين دانش را در دو جنبة تئوريك و عملي مورد توجه قرار مي‏داد. براي جلب توجه به اهميت اين مبحث, توضيحاتي ارايه مي‏گردد: .

بيمارستان به عنوان يك نهاد ديني.

در دوران حكومت عباسي و در زمان خلافت هارون الرشيد, جبرييل بن بختيچوع, مسيحي نسطوري و استاد مدرسه, موظف شد تا بيمارستاني, همانند آن‏چه در جندي‏شاپور وجود داشت, بسازد. بر اساس برخي اقوال, مَنخايِ هندي, ساسراتا سام هيتا را كه يك اثر پزشكي به زبان سانسكريت است, در اين مكان ترجمه كرد و زكرياي رازي نيز چندين سخنراني در اين مكان برگزار نمود. بيمارستان‏ها كه آن‏ها را دارالشفا نيز مي‏ناميدند, به زودي در سراسر قلمرو جهان اسلام از اسپانيا تا هند گسترش يافت. در برخي از آن‏ها درس‏هاي نظري و عملي پزشكي ارايه مي‏شد. اطبا, بيماران را معاينه مي‏كردند و مشاهدات خود را در دفاتر يادداشت نموده, نسخه صادر مي‏كردند. هر بيمارستان, يك داروخانه داشت و دارو را زير نظر رييس داروسازان به بيماران تحويل مي‏داد. در يكي از اين بيمارستان‏ها, 24 پزشك مشغول به كار بودند كه برخي از آن‏ها متخصصين چشم‏پزشكي, جراحي و شكسته‏بندي بودند. در تركيه, نخستين بيمارستان, در سال 1206, توسط كايسري تأسيس شد و پس از آن, بيمارستان‏هاي بسياري به وجود آمد. اين بيمارستان‏ها هرگونه بيماري را مي‏پذيرفتند و از وجود پزشكان, جراحان, داروسازان و چشم‏پزشكان بهره مي‏بردند. ساخت بيمارستان‏ها تا قرن شانزدهم ادامه يافت. برجسته‏ترين مجتمع اسلامي, شامل يك مدرسه, يك مسجد و يك بيمارستان, در سال 1285 توسط سلطان قَلَوونْ, در قاهره تأسيس شد. طبق گزارش‏هاي مسافرين, اين بنا پيش‏رفته‏ترين و مجهزترين مجتمع در نوع و زمان خود, در كشورهاي اسلامي به شمار مي‏آمد. در آن‏جا, مردان و زنان مورد معالجه قرار مي‏گرفتند و هيچ‏كس برگردانده نمي‏شد و هيچ محدوديتي نيز براي طول درمان وجود نداشت. .

مشهورترين استادان علوم پزشكي.

ابن‏سينا (980 تا 1307): اگرچه وي هيچ‏گونه تعليمات رسمي‏اي در زمينة علوم طبيعي يا پزشكي نديده بود, در شانزده سالگي پزشكان مشهوري تحت نظر او كار مي‏كردند. وي در هجده سالگي, به تمام علوم زمان خود احاطه داشت. ابن‏سينا كه بيش‏تر به عنوان پزشك و فيلسوف مشهور است, آثاري نيز در زمينة علوم طبيعي, فيزيك, نجوم, رياضيات, مذهب و اخلاق دارد. كتاب مشهور وي, با نام قانون در طب, تقريباً تمام اطلاعات دانش پزشكي زمان خود را در بر دارد. به علاوه, مشاهدات شخصي او نيز در آن ثبت شده است. اين كتاب كه به زبان لاتين ترجمه شده بود, براي قرن‏هاي متمادي در دانشگاه‏هاي غرب تدريس مي‏شد. .

ابوبكر محمد بن زكرياي رازي, مشهورترين پزشك مسلمان و معروف به جالينوس عرب, كسي است كه در غرب او را به نام Rhazes مي‏شناسند. رازي كه در اصل يك عود نواز بود, پيش از گرايش به پزشكي, كيمياگري مي‏كرد. رسالة وي در مورد سفليس و سرخك, در قرن هجدهم و نوزدهم به زبان‏هاي اروپايي ترجمه شده و از منابع پزشكان غربي در دوران معاصر به حساب مي‏آمد. آثار رازي بسيار متعدد است: 184 عنوان, شامل موضوعاتي از قبيل پزشكي, منطق, فلسفه, كلام, علوم طبيعي، كيمياگري, نجوم, رياضيات و... . رازي كه پيروي كوركورانه از دانشمندان غربي, به ويژه جالينوس را رد مي‏كرد, معتقد به مشاهدات روزانه, تجويز دقيق و تشخيص موشكافانه بود. .

ابن هيثم (965-1309) اولين كسي بود كه به نظرية دنيوي بودن, كه توسط بطلميوس ارايه شده بود, انتقاد كرد. وي, همچنين يكي از بزرگ‏ترين متخصصين نورشناسي بود كه با تأكيد بر آزمايش‏هاي علمي به روش‏هاي كاملاً جديد, خود را از علم يونان جدا ساخت. ديدگاه‏هاي وي, اغلب به وسيلة دانشمندان غربي, در قرون وسطا نقل مي‏شد و نظريه‏اش در مورد شكست نور, در قرن هفدهم به وسيلة كپلر و دكارت مورد استفاده قرار گرفت. .

ابن بيطار (متوفي 1248) يكي از بزرگ‏ترين گياه‏شناسان و داروشناسان جهان اسلام است. وي كه در مالگا متولد شد و در سال 1248 در دمشق از دنيا رفت, به آناتولي و سوريه سفر مي‏كرد و نمونه‏هاي گياهي جمع‏آوري مي‏كرد. كتاب او در مورد داروها, مهم‏ترين اثر موجود در زمينة داروهاي پزشكي است. وي در اين كتاب, هزاروپانصد نمونة گياهي را معرفي كرده است. در ميان اين نمونه‏ها, سيصد نمونة جديد نيز به چشم مي‏خورد كه پيش از آن در هيچ كتابي نيامده است. ابن بيطار در كتاب خود, نظرات نويسندگان لاتين و يوناني را بيان مي‏كند و مشاهدات خود را نيز شرح مي‏دهد. اين راه‏نماي موضوعيِ مهم, كه تمام علم داروشناسي را در بر دارد, به عنوان منبع گياه‏ پزشكي, در كشورهاي شرقي اسلامي باقي ماند. .

ابن رشد, در سال 1126 در قرطبه متولد شد. شهرت وي به دليل كتاب تفاسير آثار ارسطو است. اين كتاب, هنگامي كه به زبان‏هاي لاتين ترجمه شد, اروپا را بهت زده كرد. وي به عنوان يك پزشك, آثار ابن‏سينا را مورد شرح قرارداد و رساله‏اي پزشكي, با نام كتاب الكليات, تدوين نمود كه بعدها با نام Colliget به زبان‏هاي لاتين ترجمه شد. اين اثر, شامل هفت كتاب در مورد كالبد شكافي, آسيب شناسي, نشانه‏شناسي, درمان شناسي, بهداشت و دارو درماني است. در آن زمان, ابن رشد به مطالعة كتاب فيزيك و ارغنون ارسطو, كه به گمان وي بزرگ‏ترين و عالي‏ترين اثر فلسفي بود, مشغول بود. اين مسئله, نشان دهندة توجه وي به دانش نظري و بالطبع, قياس بود. افزون بر اين, ابن رشد به نظام ستاره‏شناسي ارسطويي و غير بطلميوسي نيز علاقه‏مند بود. .

ابن نفيس, جراحي بود كه در قرن سيزدهم در دمشق, فعاليت مي‏كرد. وي جريان گردش خون ريوي را كشف كرد و بدين وسيله, اشتباهي را كه جالينوس در اين مورد مرتكب شده بود, آشكار نمود. اين كشف مهم, سيصد سال پيش از آن‏كه سروانتس (1533) و كولومبو (1559) سيستم گردش خون را تشريح كنند, صورت گرفت. اين نكته نيز قابل توجه است كه آنان, اين كار را زماني آن‏جام دادند كه سي‏سال از طرح نظرات ابن نفيس در اروپا مي‏گذشت. .

ابوالقاسم زهراوي (قرن 9 و 10) كه او را در اروپا به عنوان ابوالكاسيس2 مي‏شناختند, در غرب و شرق پرآوازه و مشهور بود. بخش‏هاي زيادي از كتاب دايرة‏المعارف پزشكي وي, به زبان عربي, لاتين و گويش فرانسة جنوبي ترجمه شده بود. زهراوي كه بيش‏تر به عنوان جراح مطرح بود, 130 رساله درباره بيماري‏ها, داروها, و... نوشته است. منبع او در نگارش اين رساله‏ها, آثار اسلامي زكرياي رازي و آثار يوناني پاول دژين بود. .

افريقاي شمالي, نقش تعيين كننده و مهمي در انتقال دانش اعراب به اروپا (از طريق سيسيل و اسپانيا) ايفا نمود. شهر كايروان, در قرن نهم به اوج پيش‏رفت رسيده و يكي از بزرگ‏ترين مراكز فرهنگي بود كه همواره از جوّي همراه با مدارا بهره‏مند بود. پزشكان مشهوري چون الاسراييلي, كه نمونة يك نو افلاطوني يهودي بود, به بارگاه امراي آن‏جا جذب شده بودند. گسترة آثار الاسراييلي, كه تحت تأثير جالينوس است, شرق اسلامي و غرب مسيحي را فرا گرفت. رساله‏اي در قلب, عنوان اثري است از الاسراييلي كه به زبان‏هاي لاتين, اسپانيايي و عبري ترجمه شد و نخستين رسالة عربي است كه دربارة اين موضوع نوشته شده است. .

ابن جزار (قرن 10), پزشك مشهوري بود كه كتابش با عنوان زاد المسافر تا اندلس رسيد و بعدها به زبآن‏هاي عبري, لاتين و يوناني نيز ترجمه شد. گفتني است بسياري از پزشكان بزرگ اندلس, بخشي از زندگي خود را در شمال افريقا سپري مي‏كردند. .

اندلس و سيسيل:

در قرن دوازدهم و سيزدهم, تولدِو3 يكي از مراكز مهم آموزش بود. وجود نسخه‏هاي خطي متعدد و حضور يهوديان عرب زبان و مُسْتَعَربين [گروهي از مسيحيان اروپايي كه تحت فرمان‏روايي مسلمانان شكل ديگري از آداب ديني را به جا مي‏آوردند] شهر تولدو را به سرزمين بي بديلي براي ترجمة كتاب تبديل كرده بود. در اين ميان, مي‏توان از جرارد اهل كرمونا (1114-1187) به عنوان نمونه‏اي بارز ياد كرد. وي, زندگي خود را وقف ترجمة آثار فلسفي, رياضي و پزشكي, از عربي به زبان لاتين نمود. او همچنين, آثار ارسطو, جالينوس و اقليدس را به عربي برگرداند. جرارد, كتاب قانون ابوعلي سينا و آثار رازي را به زبان‏هاي اروپايي ترجمه نمود. اين كتاب‏ها, در اروپا بسيار مورد توجه بودند و تا قرن هفدهم ميلادي, در دانشگاه‏هاي اروپا به عنوان كتاب‏هاي مرجع شناخته مي‏شدند.

با بهره‏گيري فراوان از ترجمه‏هاي كنستانتين افريقايي بود كه دانش پزشكي مسلمانان, به اروپا منتقل شد. وي كه متولد كارتاژ است, پزشكي را در قاهره آموخت و احتمالاً به هند و اتيوپي سفر كرد و به مطالعه زبان‏هاي عبري, يوناني, سرياني, اتيوپيايي, كلده‏اي و زبان‏هاي هندي پرداخت. او كه از كمبود آثار پزشكي به زبان‏هاي اروپايي اطّلاع داشت, به مطالعة پزشكي و جمع‏آوري نوشتارهايي در اين زمينه اقدام كرد. كنستانتين به سيسيل بازگشت؛ جايي كه دوكِ نُرمن‏ها, رابرت گيسكارد, مقدمش را به سالرنو گرامي داشت. وي بعدها به دير مونت كازينو رفت و راهب شد.

يكي از مهم‏ترين آثار وي, ترجمة كتاب مسائل في الطب اثر حنين بن اسحاق است. او آثار المجوسي و ابن جزار را نيز ترجمه كرده است. ترجمه‏هاي كنستانتين كه در قرن دوازدهم در مدرسة سالرنو مورد استفاده قرار مي‏گرفت, يكي از مهم‏ترين كتاب‏هاي پزشكي اعراب بود كه در اروپا تدريس مي‏شد.

تأثير مسلمانان بر مراكز آموزشي اروپا

هنگامي كه در قرن دوازدهم ميلادي, دانش يونان, كه توسط مسلمانان و اعراب پرورش يافته و غني شده بود, به غرب رسيد, دانشگاه‏هاي پاريس, آكسفورد, بولونا و مونت‏پِلير, نخستين نهادهايي بودند كه تحت تأثير اين دانش قرار گرفتند. از ميان فرانسيسكن‏ها و دومنيكن‏هايي كه در اين دانشگاه‏ها تدريس مي‏‏كردند, رابرت گراستِست و راجر بيكن, كه هر دو به زبان عربي تسلط داشتند, رساله‏هاي ابن هيثم را به لاتين ترجمه كردند. در نيمة اول قرن دوازدهم, ترجمه‏هاي كنستانتينِ افريقايي, به چارترِس نيز رسيده بود.

ابن‏سينا, به عنوان پزشك و فيلسوف, نقش واسطة ميان ارسطو و جالينوس را ايفا مي‏نمود. كتاب‏هاي وي در دانشگاه‏هاي بولونا, مونت پلير و پاريس با استقبال فراواني مواجه شد. در پايان قرون وسطا, كتاب قانون ابن‏سينا, به عنوان مهم‏ترين مرجع, در دانشگاه پادوا (جايي كه گاليلئو و وسالي در آن تدريس مي‏كردند) مورد استفاده قرار مي‏گرفت. در سال 1405 در بولونا, نظريات علمي, حول محور چهار نفر بود: دو نويسندة يوناني: بقراط و جالينوس و دو نويسندة عرب: ابن‏سينا و به ويژه ابن رشد.

تدبير بيت‏الحكمه

به دليل اهميت پزشكي در تمدن اسلامي, يونسكو تمايل خود را به انجام برنامه‏هاي پژوهشي در چارچوب سرفصل‏هاي زير ابراز نمود:

اهميت نمونه‏هاي گياهي در زمينة علوم تغذيه و داروشناسي؛

دانش سنتي تمدن اسلامي در زمينة حفاظت و ايمني؛

ديدگاه تمدن‏هاي اسلامي دربارة طبيعت و ارتباط آن با ارزش‏هاي اخلاقي.

بيت‏الحكمه, انجام تحقيقاتي در مورد تاريخ داروسازي و پزشكي اعراب در سده‏هاي ميانه, نيز تهية فهرست مؤسساتي كه در تاريخچة پزشكي كار كرده‏اند و همچنين تمهيداتي براي سازماندهي و برگزاري همايش را پشتيباني كرده و خواهد كرد.

بزرگداشت هشتصدمين سالگرد وفات ابن رشد

ابن رشد را, كه پزشك و فيلسوف مشهوري بود, مي‏توان پُلي ميان تمدن اسلام و غرب دانست. وي كه همواره با تعصب و تاريك‏انديشي مخالفت مي‏ورزيد, مي‏كوشيد تا فلسفة يونان را با آيات قرآن, آشتي دهد. بدين لحاظ, ابن رشد در ديدگاه مسلمانان, چيزي بيش از يك نمونة بهين‏انگار و باريك‏انديش است. به منظور اهميت دادن به اين نكات, بيت‏الحكمه براي برگزاري همايشي به منظور بزرگداشت هشتصدمين سالگرد وفات ابن رشد برنامه‏ريزي نمود. اين همايشِ بين‏المللي, با همكاري يونسكو, آيسسكو و فرهنگستان علوم, ادب و هنر تونس, از 16 تا 21 سپتامبر سال 1998 در تونس برگزار شد.

در اين سمينار, پنجاه استاد و متخصص از سراسر جهان, براي تحليل ديدگاه‏هاي تاريخي, علمي و فلسفي ابن رشد و تبيين نقش وي در ميراث بشري, گردهم آمده بودند.

برجسته‏ترين موضوعات همايش, بدين شرح است:

جايگاه ابن رشد در تاريخ تفكر اسلامي؛ ابن رشد و دوران وي؛ ابن رشد, مفسر ارسطو؛ تأثيرات ابن رشد بر تفكر گذشته و حال غرب؛ خردگرايي ابن رشد, ابن رشد و فقه اسلامي؛ ابن رشد امروز.

خلاصة جلسات نيز, توسط سازمان آيسسكو به زبان عربي, منتشر شد.

فرهنگستان علوم, ادب و هنر تونس, پيشنهاد كرد كتابي در اين‏باره, به زبان فرانسه نوشته شود.

کتاب پيام ابن رشد در حدود 180 تا 220 صفحه، حدود يك سال در دستور کار بوده است. عناوين سرفصل‏هاي اين کتاب عبارتند از:

مقدمه: ابن رشد در تاريخ فلسفه

1. بازگشت به يونان

2. عمل فلسفه

روش‏شناسي و منطق

علوم نظري (فيزيک و متافيزيک)

عدم كاربردي

3. نظريه و عمل در پزشکي

4. فلسفه و علم دين

5. جايگاه ابن رشد در علوم انساني

6. ابن رشد امروز

صور علوم يا آثار بصري علمي

براي نشان دادن عيني‏تر تمدن اسلامي, تدبيري براي تأليف كتابي مشتمل بر عكس‏ها و تصاوير تجهيزات علمي و نوشتارهايي در مورد علم و فن‏آوري, انجام يافت.

پرتر، وِسِل و نصرالله پورجوادي به تأليف آن همت گماشتند. اين کتاب, آثاري را از مجموعه آثار ايراني در بر دارد که بسياري از آن‏ها هرگز به چاپ نرسيده‏اند و شهرت کمي دارند و مطالعة آن‏ها از روي نسخة زيراکس شده نيز بسيار مشکل است. ويراستاران اين کتاب، استادان تاريخ فلسفه، تاريخ هنر، تاريخ فن‏آوري و تاريخ انديشه, علوم و فرهنگ ايراني هستند.

محتواي کتاب

مقدمة کتاب, شامل سير تطوّر علوم و فن‏آوري در ايران, به ويژه در زمينه‏هاي فرهنگي و اجتماعي, از قبيل انتقال دانش و زبان‏هاي مختلف است. هدف از اين امر, آن است که در مورد متن کتاب و چگونگي ساختن تجهيزات علمي, توضيحاتي ارايه شود. متخصصيني از سراسر جهان در همايشي دانشگاهي با عنوان «علم در ايران» گردهم مي‏آيند و در مورد تصاوير کتاب, توضيحاتي بيان كرده, يک متن جهاني خواهند نوشت.

تصاوير و مطالب کتاب, از نقاط مختلفي جمع‏آوري شده‏اند؛ براي مثال 120 تصوير از کتابخانة مرکزي دانشگاه تهران، مدرسة شهيد مطهري و موزه‏هاي رضا عباسي، ملک و گلستان؛ و در مرحله‏اي ديگر, 170 تصوير از كتاب‏هاي موجود در کتابخانه‏هاي ملي, مجلس، مرعشي نجفي، آستان قدس و موزة ملي هنر اسلامي, جمع‏آوري شده است.

انجمن ايران شناسي فرانسه, در راستاي چاپ آثاري در مورد تاريخ علوم و به ويژه علم در ايران, نسبت به چاپ آلبوم اين عکس‏ها, به عنوان پنجاهمين جلد از دورة کتابشناسي ايراني, ابراز اميدواري نمود.

دايرة‏المعارف‏ها در جهان اسلام

بيت‏الحكمه در دفتر مرکزي يونسکو در پاريس, همايشي بين‏المللي در مورد دايرة‏المعارف‏هايي که در جهان اسلام به چاپ رسيده و يا به زودي منتشر مي‏شوند, برنامه‏ريزي نمود. هدف از اين همايش, آن است که ويراستاران دايرة‏المعارف‏هاي بزرگ جهان اسلام, حضور يابند و در مورد روش‏ها و تجربيات خود به بحث و گفت‏وگو بنشينند و علاوه بر همکاري با يک‏ديگر به تبيين نقش دايرة‏المعارف‏ها در گفت‏وگوي تمدن‏ها بپردازند.

از جمله مهم‏ترينِ اين دايرة‏المعارف‏ها، عبارتند از:

دايرة‏المعارف اسلام (فرانسوي)؛ تاريخ اسلام کمبريج (انگليسي)؛ دايرة‏المعارف دنياي جديد اسلام آکسفورد (انگليس)؛ موسوعه دول العالم الاسلامي و رجاليها؛ دايرة‏المعارف ملل مسلمان (کويت)؛ موسوعة الحضارات العربية الاسلامية؛ موسوعة نُظُم الحضارات الاسلامية؛ دايرة‏المعارف الاسلاميّة؛ الموسوعة العربية الميسّره؛ قاموس الاسلام: موسوعة للتعريف لمُصطلحات الفکر الاسلامي و معالم الحضارات الاسلامية و تاريخ الملل الاسلاميّه؛ واژه‏نامة جهان اسلام (آلماني)؛ دايرة‏المعارف خاور‏ميانه جديد (انگليسي)؛ دايرة‏المعارف خاورميانه و افريقاي جديد کمبريج (انگليسي)؛ تاريخ افريقاي کمبريج (انگليسي)؛ دايرة‏المعارف افريقاي کمبريج (انگليسي)؛ الموسوعه العربيه العالميه؛ دايرة‏المعارف بربر (فرانسوي)؛ الموسوعة المغربيه للاعلام البشرية الحضاريه؛ الموسوعة اليمنية؛ الموسوعة الفلسطينية معلمةُ المغرب؛ دايرة‏المعارف مراکش: فرهنگ الفبايي گذشته و حال مراکش (فرانسوي)؛ کتاب دايرة‏المعارف (عربي)؛ دايرة‏المعارف تونس (فرانسوي)؛ دايرة‏المعارف بزرگ مراکش (فرانسوي)؛ موسوعة الحلب المقارنة؛ دايرة‏المعارف ايرانيکا (انگليسي), دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي (فارسي و عربي)؛ دايرة‏المعارف دين اسلام (ترکي)؛ دايرة‏المعارف اسلام (ترکي)؛ دايرة‏المعارف عثماني (ترکي)؛ دايرة‏المعارف تاريخ آسيا؛ دايرة‏المعارف اسلام, وابسته به سازمان اوقاف تركيه؛ دايرة‏المعارف تمدن‏هاي آسيا؛ دايرة‏المعارف اندونزي.

سرفصل‏هاي اين همايش عبارتند از:

تاريخ دايرة‏المعارف‏ها در جهان اسلامي؛ توزيع جغرافيايي دايرة‏المعارف‏ها؛ نياز کشورها به دايرةالمعارف‏ها؛ اختلافات دايرةالمعارف‏ها, نقش فن‏آوري جديد در تأليف دايرة‏المعارف؛ چه اطّلاعاتي براي چه جامعه‏اي؛ دايرة‏المعارف‏ها براي بزرگ‏سالان و کودکان؛ ترجمه به ساير زبان‏ها, چگونگي همکاري ميان ويراستاران و تعامل شرق و غرب در زمينة دايرةالمعارف‏نگاري.

مترجمان در تمدن اسلامي


علاقة مسلمانان به دانش, آنان را به سرزمين‏هاي ديگر كشاند و ده‏ها عنوان از آثار فرهنگ‏هاي ديگر به فرهنگ اسلامي راه يافت. نقش مترجمان در انتقال فرهنگ‏هاي ديگر و در پي آن, گشودن راهي براي گفت‏وگوي طبيعي فرهنگ‏ها برجسته و انكارناپذير است. به منظور برجسته كردن كار مترجمان و ارايه كارنامة آنان, بيت‏الحكمه طرحي ارايه نمود.

در اين طرح سه همايش پيش‏بيني شده كه عبارتند از:

انتقال دانش از دوران باستان به اسلام؛

تبادل دانش بين فرهنگ‏هاي مختلف جهان اسلام؛

از جهان اسلام تا غرب.

نخستين همايش, در مورد انتقال دانش باستان از زبان سانسكريت, يوناني, سرياني و پهلوي به زبان عربي است و براي مثال به موضوعات زير مي‏پردازد:

مطالعة نهادهاي ترجمه در قرن سوم؛ بيت‏الحكمه چه بود؟ و چه كسي از لحاظ مالي آن را پشتيباني مي‏كرد؟

مدارس ترجمة حُنين بن اسحاق و الكندي و ديگران؛

آثاري كه در زمينة افسانه‏شناسي و ادبيات يونان هستند، ترجمه نشده‏اند؛ دليل آن چيست؟

بايسته‏شناسي مترجمان؛ در اين زمينه مقابلة دو متن (متن اصلي و متن ترجمه شده) بسيار جالب است. اين كار براي آن صورت مي‏گيرد كه بدانيم مترجم تا چه اندازه دست به بازسازي متن زده و در صورت لزوم, نكات جا افتاده را جبران نموده است. براي مثال, روشي كه طوسي اثر اقليدس را بازسازي نموده و يا فارابي آثار منطقي ارسطو را بازسازي كرده است.

در اين پروژه, مترجمهاي ايده‏آل شناسايي و کساني امثال حُنين بن اسحاق, ثابت بن قره يا قسطا بن لوقا به عنوان مترجمان کارآمد در دستور کار هستند.

اميد است با اهتمام كشورهاي اسلامي و مديريت يونسكو, فعاليت بيت‏الحكمه جدي‏تر فعال گردد و تمدن اسلامي را به عنوان يك پاره مهم كارنامة فرهنگي بشر, به جهان ارايه كند.

پي‏نوشت‏

1. خلاصة مذاکرات جلسه، در دبيرخانة علمي و به زبآن‏هاي فارسي، انگليسي، عربي و فرانسه موجود است.
2. Abulcasis
3. Toledo