گزارشي از پروژة بيتالحكمه در يونسکو
احسان نراقي
ترجمه: لقمان سرمدي
بيتالحکمه, نهاد آموزشي و پژوهشي بود كه در نيمة دوم سدة دوم قمري, در دورة خلافت هارونالرشيد عباسي در بغداد تأسيس شد. به دليل فعاليتهاي فرهنگي و علمي آن در عرصههاي مختلف تأليف, ترجمه, استنساخ و پژوهش در دانشهاي گوناگون پزشكي, انساني و مهندسي به عنوان تابلو و نماد تمدن اسلامي شناخته شد. در اواخر نيمة دوم سدة بيستم ميلادي نيز يونسكو بخشي به نام بيتالحكمه در دفتر مركزي خود در پاريس ايجاد كرد تا امور مربوط به فرهنگ و تمدن اسلامي را مديريت نموده, سامان بخشد. اين بخش در دورة رياست پيشين يونسكو فعال بود؛ ولي با آغاز رياست جديد, فعاليتهاي آن رو به كاهش نهاد. در زير, گزارش مهمترين اين فعاليتها ارايه ميگردد.
اهداف بيتالحكمه.
در آن دوران، جهان اسلام براي قرون متمادي در جوّي توأم با تسامح ميزيست. از اينرو نوآوري، خلاقيتهاي علمي و هنري و احياي دانش باستان به ثمر نشست و مردان فرهيختهاي از هر ملّيت و آييني که بودند، با عشق و علاقه در اين فضا به خدمت مشغول شدند. بر اساس آن تجربه, بيتالحکمة جديد نيز اهداف زير را براي فعاليتهاي خود ترسيم كرده است: .
بازيافت جايگاه تمدن اسلامي در تاريخ و فرهنگ بشريت؛.
ارتقاي مطالعه و تحقيق در مورد اين ميراث علمي، فکري و هنري؛.
زمينهسازي براي تعاملات و مبادلات پربار ميان اسلام و ديگر فرهنگها, از جمله اروپا؛.
ايجاد انسجام و هماهنگي بين فعاليتهاي مختلف فرهنگي در سراسر جهان در عرصة اسلام به منظور تأسيس يك شبكة گستردة بينالمللي از فرهيختگان مسلمان و اسلامشناس؛.
بسترسازي براي پرهيز از تعصبهاي بيمورد و پناه آوردن به تسامح و مدارا به عنوان تنها كليد وحدت و اتحاد و همبستگي. .
براي دستيابي به اهداف مزبور, برنامهريزي در زمينههاي تحقيقاتي, اطّلاعرساني و آموزشي انجام يافت و طرحهايي براي اجراي همايشها, تأسيس نشريه, ايجاد نمايشگاه و... ارايه گرديد كه گزارشهاي آنها ارايه خواهد شد. .
در مجموع با اجراي اين برنامهها و طرحها, ميتوان درک بهتري از شکوفايي علوم، ادبيات و هنر در جهان اسلام داشته باشيم و اميدواريم تلاشهاي بيتالحكمة جديد همانند بيتالحكمة پيشين، نقطة عطفي در تاريخ بشريت به حساب آيد. .
کميتة علمي بينالمللي.
کميتة علمي بينالمللي بيتالحکمه، نخستين همايش خود را در فورية 1996/ بهمن ماه 1376 در دفتر مرکزي يونسکو برگزار کرد. شرکتکنندگان در اين همايش، شخصيتهاي برجستهاي در زمينة تاريخ, فلسفه, رياضيات, علوم ديني، تاريخ هنر، شيمي، نجوم و متخصصين ارتباط بين علوم بودند. رييس جلسه, رشدي راشد، استاد دانشگاه توکيو و رييس بخش تحقيقات ملي پارس بود. .
ديگر اعضاي جلسه, عبارت بودند از: عطّيه آشور، رييس مرکز بينالمللي رياضيات محض و کاربردي نيس فرانسه و استاد دانشگاه قاهره؛ محمد العزيز بن آچور، رييس بخش تحقيقات مؤسسة ميراث ملّي تونس؛ اولک گرابار, استاد مؤسسة مطالعات پيشرفتة دانشگاه پرينستون؛ اکمل الدين اسحاق اوغلو، مديرکل مرکز تحقيقات تاريخي، هنر و فرهنگ اسلامي سازمان کنفرانس اسلامي از استانبول؛ محسن مهدي، استاد گروه زبان و تمدن خاور نزديک دانشگاه هاروارد؛ رژي مُرِلون، مؤسسة دومينيکيِ مطالعات شرقي، قاهره, محقق مرکز ملي تحقيقات علمي پاريس؛ بسيم فؤاد مسلّم، استاد دانشکدة کينگ، دانشگاه کمبريج؛ نصرالله پورجوادي, رييس مرکز نشر دانشگاهي ايران، استاد دانشگاه تهران. .
در نخستين جلسة کميته، ساختار کلي پروژه مشخص شد و پيشنهادهايي نيز به تصويب رسيد. اعضاي کميته تصميم گرفتند سالانه يکبار و در حد امکان, در يکي از کشورهاي اسلامي، تشکيل جلسه داده, از اين طريق طرحهاي پيشنهادي اعضا را بررسي و مصوّبات پيشين را پيگيري نمايند. .
فعاليّتهاي ترويجي.
با توجه به رابطة يونسکو با مراکز علمي و فرهنگي, به انگيزة كمك به پروژههاي علمي و فرهنگي و مسئوليت يونسكو در ترويج و تبليغ و ياري, چند پروژة زير از سوي بيتالحكمه در دستور كار براي پشتيباني قرار گرفت: .
دايرةالمعارف عربي جهان.
دايرةالمعارف عربي جهان، ابتکار علمي و فرهنگي پادشاه عربستان سعودي است که با حمايتهاي شاهزاده سلطان بن عبدالعزيز آل سعود, به چاپ رسيده است. هزينة اين طرح را نيز بنياد خيرية سلطان بن عبدالعزيز آل سعود پذيرفته است. .
در طيّ ساليان متمادي، اعراب و مسلمانان، آثار مرجع و جامع و به تعبيري دايرةالمعارفنويسي را گسترش داده, در تمام زمينهها دست به نوآوري زدند. تأثير اين امر، بر توسعة ميراث علمي، فکري و هنري بشر بسيار عظيم است. اين نوآوري جديد را ـ كه نخستين دايرةالمعارف جهانياي است که به زبان عربي و براي عموم نگاشته شده است ـ در آستانة هزارة سوّم ميلادي، ميتوان يک مرجع بينالمللي دانست. .
امّا روي آوردن به انجام اين پروژه, به دليل اين بود كه ساير دايرةالمعارفهاي بزرگ جهان که در دسترس قرار دارند، تنها بخشي از نيازهاي خوانندگان عرب زبان را برآورده ميسازند؛ خوانندگاني که نه تنها علاقهمند هستند درک بهتري از فرهنگ خود داشته باشند, بلکه مشتاقند که باب گفتوگو را با ساير مردم جهان بگشايند. از اينرو براي جبران اين خلأ، آن دسته از مقالات دايرةالمعارف عربي جهان, که دربارة جهان اسلام و عرب بود، به طرز قابل توجهي پرمحتوا و پربار گشت. از همين روست كه بخش علم، مهمترين بخش دايرةالمعارف است. افزون بر آن, به دليل تنوّع موضوعاتي که در تمام زمينهها در دايرةالمعارف وجود دارد، اين اثر به زودي تبديل به وسيلهاي خواهد شد براي ارتباط آزاد و صادقانه در دنيايي که توجه و تمرکز آن بر تعامل و جهاني سازي است. .
پس از شش سال برنامهريزي و تلاش، دايرةالمعارف عربي جهان, با اين ويژگيها به چاپ رسيد: .
شانزده هزار صفحه در سي جلد. دستيابي و بهرهگيري از مطالب آن, به راحتي امکانپذير است؛ خصوصاً به دليل وجود فرهنگ عربي ـ انگليسي و انگليسي ـ عربي و يک نماية دو جلدي و بيستوهشت هزار مدخل اصلي و نزديک به دوازده هزار موضوع، اصطلاح و مقالة هنري، ادبي و علمي، کتابشناسي و... . .
دايرةالمعارف بزرگ اسلامي.
در مدت مأموريتي که يونسکو براي پيشبرد پروژة بيتالحكمه, در تهران انجام ميداد، «مرکز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي»، تمايل خويش را براي همکاري علمي جديتر با استادان و نهادها, در سطح ملي و بينالمللي، ابراز نمود. .
مرکز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي در سال 1983/1361 با هدف تأليف و تدوين دايرةالمعارفهاي عمومي و تخصّصي، در تهران تأسيس شد. اين مركز به منظور تحقق اين اهداف، طرح تأسيس مؤسسهاي علمي، تربيت محققان در زمينههاي تخصصي و گردآوري منابع پژوهشي را در سرلوحة برنامههاي خويش قرار داد. در حال حاضر، اين برنامهها پيشرفت رضايت بخشي داشته است. مؤسّسة علمي مرکز، يکي از معتبرترين مؤسسات علمي کشور است که روز به روز در حال پيشرفت و گسترش است. بسياري از کارمندان بخش تحقيقات مؤسّسه، مهارتها و تخصصهاي مورد نياز مرکز را فرا گرفتهاند. مجموعة منابع پژوهشي نيز گسترش يافته است؛ به طوري که هماکنون اين مرکز, کتابخانهاي غني با چهارصد هزار جلد کتاب، نسخة خطي، اسناد، نسخههاي زيراكسي و ميکروفيلم در اختيار دارد که از سراسر ايران و نقاط مختلف جهان گردآوري شده است. .
اين دايرةالمعارف، مشتمل بر چهل جلد خواهد بود و علاوه بر مقالاتي در موضوعات خاص اسلامي، به فرهنگ و تمدن ملل اسلامي گوناگون نيز ميپردازد. كلام، فقه، قرآن و حديث، اخلاق، فلسفه و منطق، ادبيات عرفاني، هنر، رياضيات, نجوم و ستارهشناسي, دارو و داروشناسي، و اطلاعات عمومي بسياري در مورد تاريخ، فرهنگ و تمدن اسلامي، موضوعاتي است که دايرةالمعارف بزرگ اسلامي, به آنها ميپردازد. .
گروهي از استادان برجسته, در حال آمادهسازي ويراست عربي تمام متن دايرةالمعارف هستند. تاكنون سه جلد از مجموعة عربي نيز به چاپ رسيده است. .
دورة تابستاني يونسکو و مرکز بينالمللي تاريخ مکان و زمان دربارة تاريخ علم.
در راستاي پروژة بيتالحکمه، نخستين دورة آموزشي تابستاني دربارة تاريخ علم، به همّت مرکز بينالمللي تاريخ مکان و زمان (CISST که دفتر مرکزي آن در پادُواي ايتاليا است) و با حمايتهاي يونسکو، دانشگاه ساساري و نمايندگي دايم يونسکو در ايتاليا, از 22 تا 29 سپتامبر 1997, در شهر ساردني ايتاليا برگزار شد. .
دورة تابستاني, هر دو سال يک بار، با حضور استادان برجسته برگزار ميگردد. اسامي ايشان عبارتند از: پروفسور انريکو بتري, دانشگاه پادوا؛ پروفسور ميركو گرمک, رييس بخش مطالعات دانشگاه کاربرديِ تحصيلات عالية پاريس؛ پروفسور رُژي مُرلون, عضو کميتة علمي پروژة بيت الحکمة پاريس؛ پروفسور ساندرا پارلاتو, از دانشگاه ساساري؛ پروفسور رشدي راشد, رييس کميتة تحقيقات پروژة بيتالحکمه و رييس بخش تحقيقات کميتة علمي اين پروژه؛ پروفسور لوسيو روسو, دانشگاه تور وارگاتاي رم. .
اين دورة تابستاني, براي محققان برجسته و جواني برگزار شد که در زمينة علوم و ادبيات, تخصص داشتند. چهارده نفر از ايشان, اهل کشورهاي عربي، اروپايي مديترانهاي، امريکاي شمالي، الجزاير، کانادا، انگلستان، ايران، اسراييل، ايتاليا، ايالات متحدة اسپانيا و تونس و پانزده نفر ديگر، دانشجويان دانشگاه ادبيات و فلسفه در ساساري ايتاليا بودند. .
نخستين دوره، با عنوان «علم و تمدن در کشورهاي حوزة مديترانه در دوران حکومت فاطميان», به تحليل تحول و گسترش فلسفه، نجوم، داروسازي، هنر، تمدّن، جامعه و نهادهاي حكومتي سلسلة فاطمي ميپردازد. سلسلهاي که در خلال سالهاي 969 تا 1171م, بر مصر حکومت ميکردند و منشأ تمدن درخشاني بودند. .
ميزگردها.
شبکههاي تلويزيوني مانند آر.اي.آي، با اشتياق، مناظراتي را دنبال ميکردند که در طول دو ميزگرد با حضور پروفسور ايليا پپريگوجين, برندة جايزة نوبل، پروفسور سانگلير و پروفسور ژان دوسِت, برندة جايزة نوبل و نمايندة جنبش جهاني تعهد علمي, انجام ميشد. در نخستين نشست ميزگرد، که در راستاي طرح جايزة اروپايي آرزاچنار برگزار گرديد و با شرکت دانشجويان عالي رتبه همراه بود، پرسشهاي موضوعي از قبيل ارتباط بين تحقيقات علمي، جامعه و اخلاقيّات، امکان ايجاد فضاي همکاري در کشورهاي حوزة مديترانه مطرح شد.(موضوع ميزگرد: علم، فرهنگ و مدارا در کشورهاي حوزة مديترانه) .
تمام شرکتکنندگان، بر اهميّت ايجاد سازمانها و ساختارهايي تأکيد نمودند که ميتوانند روابط ميان كشورهاي شمال و جنوب حوزة مديترانه را در ابعاد علمي و اجتماعي ارتقا بخشند. و در ايجاد جامعهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ـ همانند آن چه در دوران باستان و قرون وسطا بود ـ مؤثر واقع شوند. سازماني فرهنگي و بينالمللي نظير يونسکو و سازمانهاي غير دولتي، نهادهايي هستند که به وسيلة آنها و با تکيه بر تسامح و اتحاد، ميتوان به اين اهداف دست يافت. .
اقدامات 1998 - 1999.
مجمع عمومي يونسکو که اعضاي آن, هر دو سال يک بار تشکيل جلسه ميدهند، پيشنهاد بزرگداشت شخصيتهاي تاريخي را به جامعة بينالمللي ارايه نمود؛ در طول اجلاس دو سالانة اخير، يونسکو نه تنها از عمر خيام به دليل آن که شاعر ايراني مشهوري است تجليل ميکند, بلکه مقام وي را به عنوان يک رياضيدان، منجّم و فيلسوفي با شناخت و درک جهاني، گرامي ميدارد. .
قطعنامة آخرين مجمع عمومي، بر اين نكته تأكيد دارد که: .
اين رياضيدان، فيزيکدان و شاعر برجسته, يکي از دانشمندان و متفكريني است که نقش مهمّي در گسترش علمي و فکري دانش بشري ايفا نموده و به ايجاد ارتباط ميان بشر، كمك شاياني كرده است. دانشمندان معاصر، وي را «يکي از بزرگترين رياضيدانان قرون وسطا» ميدانند. رسالة وي در جبر, اثر عظيمي است كه به زبانهاي فرانسه و انگليسي نيز ترجمه شده است. عمر خيام, يکي از مراجع ستارهشناسي و سرپرست گروهي بود که با معرفي سال کبيسه, در هر چهار سال، دوران جديدي را بنياد نهاد.
پيرو اين ابتکار، يونسکو بر آن شد تا اقدامات دو گانة ذيل را اجرا كند: .
يک همايش بينالمللي، که در دفتر مرکزي يونسکو دربارة ستارهشناس، رياضيدان و فيلسوف نامي، عمر خيام، در ماه مي سال 1999 برگزار گردد. اين همايش با حضور پانزده تا بيست متخصّص در زمينة تاريخ رياضيات ستارهشناسي و فلسفه برگزار خواهد شد. هدف از اين همايش, تأکيدي است بر تأثيرات دوران گذشته و تمدنهاي گوناگون, در گسترش دانش رياضيات در کشورهاي عربي و جهان اسلام، چگونگي گسترش اين رشته در جهان اسلام، انتقال آن به جهان غرب از طريق سيسيل و اسپانيا و تأثير آن بر آراء دوران رنسانس و حتي آثار دکارت در قرن 17 م. اين همايش, بر آن است تا هر يک از تمدنها، جايگاه خويش را در تاريخ بشريت بيابد. .
براي نخستين بار، ويراستِ منتقدانهاي از کليّة آثار رياضي عمر خيام که مشتمل بر متن اصلي عربي، ترجمة فرانسه، مقدمة تاريخي و مرتبط با علم رياضيات، به همراه تفسير و توضيح نكاتي که براي درک مطلب ضروري است، به چاپ برساند. حتي اگر اطّلاعات ما از وقايع زندگي خيام ضعيف باشد، پس از خواندن اين اثر، موضوع به کلّي تغيير خواهد کرد. ما ميدانيم که خيّام، به وسيلة روشي کاملاً جديد به رابطة ميان هندسه و جبر پي برد؛ به گونهاي که اکنون ميتوان آنچه را که مورّخين نظرية هندسي, معادله درجة سه و کمتر مينامند، رسم نمود. پروفسور رشدي راشد، يکي از متخصّصين برجسته در زمينة علوم عربي و اسلامي، متصدي انجام اين نوشتار شد. .
همايش پزشکي، داروشناسي و بيمارستآنها در تمدن اسلامي.
از آنجا كه بيتالحكمه به منظور تبيين سهم و جايگاه تمدن اسلامي در ميراث هنري فکري و علمي بشر تأسيس شده است، و همچنين بر اساس پروژة انسان و زيست کره (MAB) که مربوط به واحد علمِ طبيعي و از زير بخشهاي علوم زيست ـ بومي است، يونسکو بر آن شد تا همايشي را در مورد پزشکي، داروشناسي و بيمارستانها در تمدن اسلامي برگزار نمايد. .
ميراث گذشته: ترجمة رسالههاي باستاني.
پس از آنکه ژوستين در سال 529, دستور بستن مدرسة آتن را صادر کرد, دانش باستاني از حوزة مديترانه به سرزميني رفت که بعدها به سرزمين اسلامي تبديل شد. .
بزرگترين مرکز فرهنگ کفّار در دوران باستان, در اسکندرية مصر بود. از ميان برجستهترين استاداني که در قرن ششم در اين مکان تدريس ميکردند, ميتوان به اين افراد اشاره نمود: 1. الکساندر اهل ترالس: وي در بيزانس به طبابت مشغول بود و آثارش بيشتر در جهان عرب و اسلام مورد نقل و بحث قرار ميگرفت. 2. پاول اهلِ اژين, که خود عميقاً تحت تأثير جالينوس قرار داشت (آثار جالينوس به سرعت به زبان سُرياني و آنگاه عربي ترجمه شد) و به صورت يکي از مهمترين شخصيتهاي دانش پزشکي در جهان اسلام در آمد. دانش پزشکي اعراب، تحت تأثير مدرسة پزشکياي قرار داشت که توسط ساسانيان در جُندي شاپور (شهري در جنوب غربي ايران) تأسيس شده بود. اين مدرسه, تا قرن دهم هجري, يکي از مراکز مهم آموزشي به حساب ميآمد. نسطوريان, دانش پزشکي يونانيان را به زبانهاي فارسي و سرياني آموزش ميدادند. آنان افرادي بودند که پس از اخراج از ادِسا در سال 489, به جندي شاپور پناهنده شده بودند. جندي شاپور در آن زمان, به مركز علمي پويايي تبديل شده بود كه در آن, انديشههاي يوناني, ايراني, سرياني, يهودي, مسيحي و هندي در محيطي سرشار از بردباري و مُدارا, مورد تبادل و تعامل قرار ميگرفت. .
اعراب, پس از پيروزي بر ايران, اين ميراث باستاني را ارج نهادند. يك قرن پس از وفات محمد(ص), امپراتوري اسلامي از اسپانيا تا تركستان گسترش يافت. به زودي ترجمة رسالههاي علمي باستاني, تبديل به مسئلهاي حكومتي شد؛ زيرا شاهزادگان و هنر دوستان, شخصاً دستور به ترجمه اين آثار ميدادند. مترجمين بزرگ, از قوميتها و مذاهب گوناگون گردهم آمدند. براي مثال, حُنين بن اسحاق (متولد 873 ق) يك نسطوري مسيحي بود و به زبانهاي عربي و سرياني مسلط بود. اين پزشك مشهور, يكي از بزرگترين مترجمان رسالههاي پزشكي سرياني و يوناني بود. او در كارش بسيار جدي مينمود؛ بهطوري كه براي دستيابي به متن اصلي يك كتاب, نسخههاي متعددي از آن را با يكديگر, مقابله ميكرد. وي سرپرست گروهي بود كه مسئوليت ترجمة آثار جالينوس, بقراط و ديوسكورديس را به عربي, بر عهده داشتند. حنين بن اسحاق, نقش تعيين كنندهاي در ترجمة آثار علمي يونان به عربي داشت. فرزندش, اسحاق بن حنين نيز, به زبان يوناني آشنا بود و آثار فلسفي ارسطو و كتابهاي اصلي بطلميوس و اقليدس را به عربي ترجمه ميكرد. .
بايد خاطر نشان كنيم آثار ديوسكورديس در زمينة داروشناسي, از جمله آثاري به حساب ميآمد كه تا قرون وسطا در شرق و غرب بيبديل بود. .
ابن نديم, در قرن نهم, خاطرنشان ميسازد كه از ميان 430 رسالة پزشكي, 174 جلد آن در اصل به زبانهاي يوناني, سانسكريت, پهلوي و سرياني بود. اين كتابها در طول قرن هشتم و نهم به زبان عربي ترجمه شده بودند. در ميان نويسندگان اين كتابها نام سه نفر بيشتر به چشم ميخورد: بقراط, رفوس اهلِ اِفِسوس و به ويژه جالينوس كه تنها 125 كتاب از او ترجمه شده بود. در ميان 256 كتاب عربي, آثار حنين بن اسحاق, قسطا بن لوقا و يوحنا بن مَسويه ـ سه مسيحي نسطوري كه در نيمة اول قرن نهم هجري ميزيستند ـ و 144 رسالة پزشكي از زكرياي رازي به چشم ميخورد. .
طرح گردآوري اطّلاعات و متن مكتوبات پزشكي مسلمانان براي بيتالحكمه اهميت داشت و نشاندهندة كارنامة علمي مسلمانان و نيز گوياي بخشي از دانش بشريت در اين عرصه است. .
گسترش دانش پزشكي در كشورهاي اسلامي.
پروژة ديگر در عرصة پزشكي, پژوهشي دربارة چگونگي بسط دانش پزشكي در كشورهاي مسلماننشين بود. اين پژوهش, بسط اين دانش را در دو جنبة تئوريك و عملي مورد توجه قرار ميداد. براي جلب توجه به اهميت اين مبحث, توضيحاتي ارايه ميگردد: .
بيمارستان به عنوان يك نهاد ديني.
در دوران حكومت عباسي و در زمان خلافت هارون الرشيد, جبرييل بن بختيچوع, مسيحي نسطوري و استاد مدرسه, موظف شد تا بيمارستاني, همانند آنچه در جنديشاپور وجود داشت, بسازد. بر اساس برخي اقوال, مَنخايِ هندي, ساسراتا سام هيتا را كه يك اثر پزشكي به زبان سانسكريت است, در اين مكان ترجمه كرد و زكرياي رازي نيز چندين سخنراني در اين مكان برگزار نمود. بيمارستانها كه آنها را دارالشفا نيز ميناميدند, به زودي در سراسر قلمرو جهان اسلام از اسپانيا تا هند گسترش يافت. در برخي از آنها درسهاي نظري و عملي پزشكي ارايه ميشد. اطبا, بيماران را معاينه ميكردند و مشاهدات خود را در دفاتر يادداشت نموده, نسخه صادر ميكردند. هر بيمارستان, يك داروخانه داشت و دارو را زير نظر رييس داروسازان به بيماران تحويل ميداد. در يكي از اين بيمارستانها, 24 پزشك مشغول به كار بودند كه برخي از آنها متخصصين چشمپزشكي, جراحي و شكستهبندي بودند. در تركيه, نخستين بيمارستان, در سال 1206, توسط كايسري تأسيس شد و پس از آن, بيمارستانهاي بسياري به وجود آمد. اين بيمارستانها هرگونه بيماري را ميپذيرفتند و از وجود پزشكان, جراحان, داروسازان و چشمپزشكان بهره ميبردند. ساخت بيمارستانها تا قرن شانزدهم ادامه يافت. برجستهترين مجتمع اسلامي, شامل يك مدرسه, يك مسجد و يك بيمارستان, در سال 1285 توسط سلطان قَلَوونْ, در قاهره تأسيس شد. طبق گزارشهاي مسافرين, اين بنا پيشرفتهترين و مجهزترين مجتمع در نوع و زمان خود, در كشورهاي اسلامي به شمار ميآمد. در آنجا, مردان و زنان مورد معالجه قرار ميگرفتند و هيچكس برگردانده نميشد و هيچ محدوديتي نيز براي طول درمان وجود نداشت. .
مشهورترين استادان علوم پزشكي.
ابنسينا (980 تا 1307): اگرچه وي هيچگونه تعليمات رسمياي در زمينة علوم طبيعي يا پزشكي نديده بود, در شانزده سالگي پزشكان مشهوري تحت نظر او كار ميكردند. وي در هجده سالگي, به تمام علوم زمان خود احاطه داشت. ابنسينا كه بيشتر به عنوان پزشك و فيلسوف مشهور است, آثاري نيز در زمينة علوم طبيعي, فيزيك, نجوم, رياضيات, مذهب و اخلاق دارد. كتاب مشهور وي, با نام قانون در طب, تقريباً تمام اطلاعات دانش پزشكي زمان خود را در بر دارد. به علاوه, مشاهدات شخصي او نيز در آن ثبت شده است. اين كتاب كه به زبان لاتين ترجمه شده بود, براي قرنهاي متمادي در دانشگاههاي غرب تدريس ميشد. .
ابوبكر محمد بن زكرياي رازي, مشهورترين پزشك مسلمان و معروف به جالينوس عرب, كسي است كه در غرب او را به نام Rhazes ميشناسند. رازي كه در اصل يك عود نواز بود, پيش از گرايش به پزشكي, كيمياگري ميكرد. رسالة وي در مورد سفليس و سرخك, در قرن هجدهم و نوزدهم به زبانهاي اروپايي ترجمه شده و از منابع پزشكان غربي در دوران معاصر به حساب ميآمد. آثار رازي بسيار متعدد است: 184 عنوان, شامل موضوعاتي از قبيل پزشكي, منطق, فلسفه, كلام, علوم طبيعي، كيمياگري, نجوم, رياضيات و... . رازي كه پيروي كوركورانه از دانشمندان غربي, به ويژه جالينوس را رد ميكرد, معتقد به مشاهدات روزانه, تجويز دقيق و تشخيص موشكافانه بود. .
ابن هيثم (965-1309) اولين كسي بود كه به نظرية دنيوي بودن, كه توسط بطلميوس ارايه شده بود, انتقاد كرد. وي, همچنين يكي از بزرگترين متخصصين نورشناسي بود كه با تأكيد بر آزمايشهاي علمي به روشهاي كاملاً جديد, خود را از علم يونان جدا ساخت. ديدگاههاي وي, اغلب به وسيلة دانشمندان غربي, در قرون وسطا نقل ميشد و نظريهاش در مورد شكست نور, در قرن هفدهم به وسيلة كپلر و دكارت مورد استفاده قرار گرفت. .
ابن بيطار (متوفي 1248) يكي از بزرگترين گياهشناسان و داروشناسان جهان اسلام است. وي كه در مالگا متولد شد و در سال 1248 در دمشق از دنيا رفت, به آناتولي و سوريه سفر ميكرد و نمونههاي گياهي جمعآوري ميكرد. كتاب او در مورد داروها, مهمترين اثر موجود در زمينة داروهاي پزشكي است. وي در اين كتاب, هزاروپانصد نمونة گياهي را معرفي كرده است. در ميان اين نمونهها, سيصد نمونة جديد نيز به چشم ميخورد كه پيش از آن در هيچ كتابي نيامده است. ابن بيطار در كتاب خود, نظرات نويسندگان لاتين و يوناني را بيان ميكند و مشاهدات خود را نيز شرح ميدهد. اين راهنماي موضوعيِ مهم, كه تمام علم داروشناسي را در بر دارد, به عنوان منبع گياه پزشكي, در كشورهاي شرقي اسلامي باقي ماند. .
ابن رشد, در سال 1126 در قرطبه متولد شد. شهرت وي به دليل كتاب تفاسير آثار ارسطو است. اين كتاب, هنگامي كه به زبانهاي لاتين ترجمه شد, اروپا را بهت زده كرد. وي به عنوان يك پزشك, آثار ابنسينا را مورد شرح قرارداد و رسالهاي پزشكي, با نام كتاب الكليات, تدوين نمود كه بعدها با نام Colliget به زبانهاي لاتين ترجمه شد. اين اثر, شامل هفت كتاب در مورد كالبد شكافي, آسيب شناسي, نشانهشناسي, درمان شناسي, بهداشت و دارو درماني است. در آن زمان, ابن رشد به مطالعة كتاب فيزيك و ارغنون ارسطو, كه به گمان وي بزرگترين و عاليترين اثر فلسفي بود, مشغول بود. اين مسئله, نشان دهندة توجه وي به دانش نظري و بالطبع, قياس بود. افزون بر اين, ابن رشد به نظام ستارهشناسي ارسطويي و غير بطلميوسي نيز علاقهمند بود. .
ابن نفيس, جراحي بود كه در قرن سيزدهم در دمشق, فعاليت ميكرد. وي جريان گردش خون ريوي را كشف كرد و بدين وسيله, اشتباهي را كه جالينوس در اين مورد مرتكب شده بود, آشكار نمود. اين كشف مهم, سيصد سال پيش از آنكه سروانتس (1533) و كولومبو (1559) سيستم گردش خون را تشريح كنند, صورت گرفت. اين نكته نيز قابل توجه است كه آنان, اين كار را زماني آنجام دادند كه سيسال از طرح نظرات ابن نفيس در اروپا ميگذشت. .
ابوالقاسم زهراوي (قرن 9 و 10) كه او را در اروپا به عنوان ابوالكاسيس2 ميشناختند, در غرب و شرق پرآوازه و مشهور بود. بخشهاي زيادي از كتاب دايرةالمعارف پزشكي وي, به زبان عربي, لاتين و گويش فرانسة جنوبي ترجمه شده بود. زهراوي كه بيشتر به عنوان جراح مطرح بود, 130 رساله درباره بيماريها, داروها, و... نوشته است. منبع او در نگارش اين رسالهها, آثار اسلامي زكرياي رازي و آثار يوناني پاول دژين بود. .
افريقاي شمالي, نقش تعيين كننده و مهمي در انتقال دانش اعراب به اروپا (از طريق سيسيل و اسپانيا) ايفا نمود. شهر كايروان, در قرن نهم به اوج پيشرفت رسيده و يكي از بزرگترين مراكز فرهنگي بود كه همواره از جوّي همراه با مدارا بهرهمند بود. پزشكان مشهوري چون الاسراييلي, كه نمونة يك نو افلاطوني يهودي بود, به بارگاه امراي آنجا جذب شده بودند. گسترة آثار الاسراييلي, كه تحت تأثير جالينوس است, شرق اسلامي و غرب مسيحي را فرا گرفت. رسالهاي در قلب, عنوان اثري است از الاسراييلي كه به زبانهاي لاتين, اسپانيايي و عبري ترجمه شد و نخستين رسالة عربي است كه دربارة اين موضوع نوشته شده است. .
ابن جزار (قرن 10), پزشك مشهوري بود كه كتابش با عنوان زاد المسافر تا اندلس رسيد و بعدها به زبآنهاي عبري, لاتين و يوناني نيز ترجمه شد. گفتني است بسياري از پزشكان بزرگ اندلس, بخشي از زندگي خود را در شمال افريقا سپري ميكردند. .
اندلس و سيسيل:
در قرن دوازدهم و سيزدهم, تولدِو3 يكي از مراكز مهم آموزش بود. وجود نسخههاي خطي متعدد و حضور يهوديان عرب زبان و مُسْتَعَربين [گروهي از مسيحيان اروپايي كه تحت فرمانروايي مسلمانان شكل ديگري از آداب ديني را به جا ميآوردند] شهر تولدو را به سرزمين بي بديلي براي ترجمة كتاب تبديل كرده بود. در اين ميان, ميتوان از جرارد اهل كرمونا (1114-1187) به عنوان نمونهاي بارز ياد كرد. وي, زندگي خود را وقف ترجمة آثار فلسفي, رياضي و پزشكي, از عربي به زبان لاتين نمود. او همچنين, آثار ارسطو, جالينوس و اقليدس را به عربي برگرداند. جرارد, كتاب قانون ابوعلي سينا و آثار رازي را به زبانهاي اروپايي ترجمه نمود. اين كتابها, در اروپا بسيار مورد توجه بودند و تا قرن هفدهم ميلادي, در دانشگاههاي اروپا به عنوان كتابهاي مرجع شناخته ميشدند.
با بهرهگيري فراوان از ترجمههاي كنستانتين افريقايي بود كه دانش پزشكي مسلمانان, به اروپا منتقل شد. وي كه متولد كارتاژ است, پزشكي را در قاهره آموخت و احتمالاً به هند و اتيوپي سفر كرد و به مطالعه زبانهاي عبري, يوناني, سرياني, اتيوپيايي, كلدهاي و زبانهاي هندي پرداخت. او كه از كمبود آثار پزشكي به زبانهاي اروپايي اطّلاع داشت, به مطالعة پزشكي و جمعآوري نوشتارهايي در اين زمينه اقدام كرد. كنستانتين به سيسيل بازگشت؛ جايي كه دوكِ نُرمنها, رابرت گيسكارد, مقدمش را به سالرنو گرامي داشت. وي بعدها به دير مونت كازينو رفت و راهب شد.
يكي از مهمترين آثار وي, ترجمة كتاب مسائل في الطب اثر حنين بن اسحاق است. او آثار المجوسي و ابن جزار را نيز ترجمه كرده است. ترجمههاي كنستانتين كه در قرن دوازدهم در مدرسة سالرنو مورد استفاده قرار ميگرفت, يكي از مهمترين كتابهاي پزشكي اعراب بود كه در اروپا تدريس ميشد.
تأثير مسلمانان بر مراكز آموزشي اروپا
هنگامي كه در قرن دوازدهم ميلادي, دانش يونان, كه توسط مسلمانان و اعراب پرورش يافته و غني شده بود, به غرب رسيد, دانشگاههاي پاريس, آكسفورد, بولونا و مونتپِلير, نخستين نهادهايي بودند كه تحت تأثير اين دانش قرار گرفتند. از ميان فرانسيسكنها و دومنيكنهايي كه در اين دانشگاهها تدريس ميكردند, رابرت گراستِست و راجر بيكن, كه هر دو به زبان عربي تسلط داشتند, رسالههاي ابن هيثم را به لاتين ترجمه كردند. در نيمة اول قرن دوازدهم, ترجمههاي كنستانتينِ افريقايي, به چارترِس نيز رسيده بود.
ابنسينا, به عنوان پزشك و فيلسوف, نقش واسطة ميان ارسطو و جالينوس را ايفا مينمود. كتابهاي وي در دانشگاههاي بولونا, مونت پلير و پاريس با استقبال فراواني مواجه شد. در پايان قرون وسطا, كتاب قانون ابنسينا, به عنوان مهمترين مرجع, در دانشگاه پادوا (جايي كه گاليلئو و وسالي در آن تدريس ميكردند) مورد استفاده قرار ميگرفت. در سال 1405 در بولونا, نظريات علمي, حول محور چهار نفر بود: دو نويسندة يوناني: بقراط و جالينوس و دو نويسندة عرب: ابنسينا و به ويژه ابن رشد.
تدبير بيتالحكمه
به دليل اهميت پزشكي در تمدن اسلامي, يونسكو تمايل خود را به انجام برنامههاي پژوهشي در چارچوب سرفصلهاي زير ابراز نمود:
اهميت نمونههاي گياهي در زمينة علوم تغذيه و داروشناسي؛
دانش سنتي تمدن اسلامي در زمينة حفاظت و ايمني؛
ديدگاه تمدنهاي اسلامي دربارة طبيعت و ارتباط آن با ارزشهاي اخلاقي.
بيتالحكمه, انجام تحقيقاتي در مورد تاريخ داروسازي و پزشكي اعراب در سدههاي ميانه, نيز تهية فهرست مؤسساتي كه در تاريخچة پزشكي كار كردهاند و همچنين تمهيداتي براي سازماندهي و برگزاري همايش را پشتيباني كرده و خواهد كرد.
بزرگداشت هشتصدمين سالگرد وفات ابن رشد
ابن رشد را, كه پزشك و فيلسوف مشهوري بود, ميتوان پُلي ميان تمدن اسلام و غرب دانست. وي كه همواره با تعصب و تاريكانديشي مخالفت ميورزيد, ميكوشيد تا فلسفة يونان را با آيات قرآن, آشتي دهد. بدين لحاظ, ابن رشد در ديدگاه مسلمانان, چيزي بيش از يك نمونة بهينانگار و باريكانديش است. به منظور اهميت دادن به اين نكات, بيتالحكمه براي برگزاري همايشي به منظور بزرگداشت هشتصدمين سالگرد وفات ابن رشد برنامهريزي نمود. اين همايشِ بينالمللي, با همكاري يونسكو, آيسسكو و فرهنگستان علوم, ادب و هنر تونس, از 16 تا 21 سپتامبر سال 1998 در تونس برگزار شد.
در اين سمينار, پنجاه استاد و متخصص از سراسر جهان, براي تحليل ديدگاههاي تاريخي, علمي و فلسفي ابن رشد و تبيين نقش وي در ميراث بشري, گردهم آمده بودند.
برجستهترين موضوعات همايش, بدين شرح است:
جايگاه ابن رشد در تاريخ تفكر اسلامي؛ ابن رشد و دوران وي؛ ابن رشد, مفسر ارسطو؛ تأثيرات ابن رشد بر تفكر گذشته و حال غرب؛ خردگرايي ابن رشد, ابن رشد و فقه اسلامي؛ ابن رشد امروز.
خلاصة جلسات نيز, توسط سازمان آيسسكو به زبان عربي, منتشر شد.
فرهنگستان علوم, ادب و هنر تونس, پيشنهاد كرد كتابي در اينباره, به زبان فرانسه نوشته شود.
کتاب پيام ابن رشد در حدود 180 تا 220 صفحه، حدود يك سال در دستور کار بوده است. عناوين سرفصلهاي اين کتاب عبارتند از:
مقدمه: ابن رشد در تاريخ فلسفه
1. بازگشت به يونان
2. عمل فلسفه
روششناسي و منطق
علوم نظري (فيزيک و متافيزيک)
عدم كاربردي
3. نظريه و عمل در پزشکي
4. فلسفه و علم دين
5. جايگاه ابن رشد در علوم انساني
6. ابن رشد امروز
صور علوم يا آثار بصري علمي
براي نشان دادن عينيتر تمدن اسلامي, تدبيري براي تأليف كتابي مشتمل بر عكسها و تصاوير تجهيزات علمي و نوشتارهايي در مورد علم و فنآوري, انجام يافت.
پرتر، وِسِل و نصرالله پورجوادي به تأليف آن همت گماشتند. اين کتاب, آثاري را از مجموعه آثار ايراني در بر دارد که بسياري از آنها هرگز به چاپ نرسيدهاند و شهرت کمي دارند و مطالعة آنها از روي نسخة زيراکس شده نيز بسيار مشکل است. ويراستاران اين کتاب، استادان تاريخ فلسفه، تاريخ هنر، تاريخ فنآوري و تاريخ انديشه, علوم و فرهنگ ايراني هستند.
محتواي کتاب
مقدمة کتاب, شامل سير تطوّر علوم و فنآوري در ايران, به ويژه در زمينههاي فرهنگي و اجتماعي, از قبيل انتقال دانش و زبانهاي مختلف است. هدف از اين امر, آن است که در مورد متن کتاب و چگونگي ساختن تجهيزات علمي, توضيحاتي ارايه شود. متخصصيني از سراسر جهان در همايشي دانشگاهي با عنوان «علم در ايران» گردهم ميآيند و در مورد تصاوير کتاب, توضيحاتي بيان كرده, يک متن جهاني خواهند نوشت.
تصاوير و مطالب کتاب, از نقاط مختلفي جمعآوري شدهاند؛ براي مثال 120 تصوير از کتابخانة مرکزي دانشگاه تهران، مدرسة شهيد مطهري و موزههاي رضا عباسي، ملک و گلستان؛ و در مرحلهاي ديگر, 170 تصوير از كتابهاي موجود در کتابخانههاي ملي, مجلس، مرعشي نجفي، آستان قدس و موزة ملي هنر اسلامي, جمعآوري شده است.
انجمن ايران شناسي فرانسه, در راستاي چاپ آثاري در مورد تاريخ علوم و به ويژه علم در ايران, نسبت به چاپ آلبوم اين عکسها, به عنوان پنجاهمين جلد از دورة کتابشناسي ايراني, ابراز اميدواري نمود.
دايرةالمعارفها در جهان اسلام
بيتالحكمه در دفتر مرکزي يونسکو در پاريس, همايشي بينالمللي در مورد دايرةالمعارفهايي که در جهان اسلام به چاپ رسيده و يا به زودي منتشر ميشوند, برنامهريزي نمود. هدف از اين همايش, آن است که ويراستاران دايرةالمعارفهاي بزرگ جهان اسلام, حضور يابند و در مورد روشها و تجربيات خود به بحث و گفتوگو بنشينند و علاوه بر همکاري با يکديگر به تبيين نقش دايرةالمعارفها در گفتوگوي تمدنها بپردازند.
از جمله مهمترينِ اين دايرةالمعارفها، عبارتند از:
دايرةالمعارف اسلام (فرانسوي)؛ تاريخ اسلام کمبريج (انگليسي)؛ دايرةالمعارف دنياي جديد اسلام آکسفورد (انگليس)؛ موسوعه دول العالم الاسلامي و رجاليها؛ دايرةالمعارف ملل مسلمان (کويت)؛ موسوعة الحضارات العربية الاسلامية؛ موسوعة نُظُم الحضارات الاسلامية؛ دايرةالمعارف الاسلاميّة؛ الموسوعة العربية الميسّره؛ قاموس الاسلام: موسوعة للتعريف لمُصطلحات الفکر الاسلامي و معالم الحضارات الاسلامية و تاريخ الملل الاسلاميّه؛ واژهنامة جهان اسلام (آلماني)؛ دايرةالمعارف خاورميانه جديد (انگليسي)؛ دايرةالمعارف خاورميانه و افريقاي جديد کمبريج (انگليسي)؛ تاريخ افريقاي کمبريج (انگليسي)؛ دايرةالمعارف افريقاي کمبريج (انگليسي)؛ الموسوعه العربيه العالميه؛ دايرةالمعارف بربر (فرانسوي)؛ الموسوعة المغربيه للاعلام البشرية الحضاريه؛ الموسوعة اليمنية؛ الموسوعة الفلسطينية معلمةُ المغرب؛ دايرةالمعارف مراکش: فرهنگ الفبايي گذشته و حال مراکش (فرانسوي)؛ کتاب دايرةالمعارف (عربي)؛ دايرةالمعارف تونس (فرانسوي)؛ دايرةالمعارف بزرگ مراکش (فرانسوي)؛ موسوعة الحلب المقارنة؛ دايرةالمعارف ايرانيکا (انگليسي), دايرةالمعارف بزرگ اسلامي (فارسي و عربي)؛ دايرةالمعارف دين اسلام (ترکي)؛ دايرةالمعارف اسلام (ترکي)؛ دايرةالمعارف عثماني (ترکي)؛ دايرةالمعارف تاريخ آسيا؛ دايرةالمعارف اسلام, وابسته به سازمان اوقاف تركيه؛ دايرةالمعارف تمدنهاي آسيا؛ دايرةالمعارف اندونزي.
سرفصلهاي اين همايش عبارتند از:
تاريخ دايرةالمعارفها در جهان اسلامي؛ توزيع جغرافيايي دايرةالمعارفها؛ نياز کشورها به دايرةالمعارفها؛ اختلافات دايرةالمعارفها, نقش فنآوري جديد در تأليف دايرةالمعارف؛ چه اطّلاعاتي براي چه جامعهاي؛ دايرةالمعارفها براي بزرگسالان و کودکان؛ ترجمه به ساير زبانها, چگونگي همکاري ميان ويراستاران و تعامل شرق و غرب در زمينة دايرةالمعارفنگاري.
مترجمان در تمدن اسلامي
علاقة مسلمانان به دانش, آنان را به سرزمينهاي ديگر كشاند و دهها عنوان از آثار فرهنگهاي ديگر به فرهنگ اسلامي راه يافت. نقش مترجمان در انتقال فرهنگهاي ديگر و در پي آن, گشودن راهي براي گفتوگوي طبيعي فرهنگها برجسته و انكارناپذير است. به منظور برجسته كردن كار مترجمان و ارايه كارنامة آنان, بيتالحكمه طرحي ارايه نمود.
در اين طرح سه همايش پيشبيني شده كه عبارتند از:
انتقال دانش از دوران باستان به اسلام؛
تبادل دانش بين فرهنگهاي مختلف جهان اسلام؛
از جهان اسلام تا غرب.
نخستين همايش, در مورد انتقال دانش باستان از زبان سانسكريت, يوناني, سرياني و پهلوي به زبان عربي است و براي مثال به موضوعات زير ميپردازد:
مطالعة نهادهاي ترجمه در قرن سوم؛ بيتالحكمه چه بود؟ و چه كسي از لحاظ مالي آن را پشتيباني ميكرد؟
مدارس ترجمة حُنين بن اسحاق و الكندي و ديگران؛
آثاري كه در زمينة افسانهشناسي و ادبيات يونان هستند، ترجمه نشدهاند؛ دليل آن چيست؟
بايستهشناسي مترجمان؛ در اين زمينه مقابلة دو متن (متن اصلي و متن ترجمه شده) بسيار جالب است. اين كار براي آن صورت ميگيرد كه بدانيم مترجم تا چه اندازه دست به بازسازي متن زده و در صورت لزوم, نكات جا افتاده را جبران نموده است. براي مثال, روشي كه طوسي اثر اقليدس را بازسازي نموده و يا فارابي آثار منطقي ارسطو را بازسازي كرده است.
در اين پروژه, مترجمهاي ايدهآل شناسايي و کساني امثال حُنين بن اسحاق, ثابت بن قره يا قسطا بن لوقا به عنوان مترجمان کارآمد در دستور کار هستند.
اميد است با اهتمام كشورهاي اسلامي و مديريت يونسكو, فعاليت بيتالحكمه جديتر فعال گردد و تمدن اسلامي را به عنوان يك پاره مهم كارنامة فرهنگي بشر, به جهان ارايه كند.
پينوشت
1. خلاصة مذاکرات جلسه، در دبيرخانة علمي و به زبآنهاي فارسي، انگليسي، عربي و فرانسه موجود است.
2. Abulcasis
3. Toledo