احياي ميراث علمي مسلمانان

گفت‏و‏گو با سيّداحمد حسيني اشكوري

اشاره

جناب آقاي حسيني اشكوري، عمري را در كتاب‏شناسي، نسخه‏شناسي و احياي متون كهن اسلامي گذرانده ‏است و تجارب گران‏سنگي در اين زمينه دارد. در اين گفت‏وگو، نخست تقاضا كرديم از زندگاني علمي و فرهنگي خودشان بگويند و تجارب خويش را در اختيار ديگران قرار دهند؛ آن‏گاه به گفت‏وگو دربارة مراكزي كه به احياي متون مي‏پردازند، از جمله مركز احياي ميراث اسلامي پرداختيم. با توجه به مسافرت‏هاي داخلي و خارجي ايشان و آشنايي با كارهاي خارج از كشور، نكات مفيدي در اين زمينه بيان شد. مهم‏ترين نكتة اين گفت‏وگو، نقادي ايشان از وضعيت تصحيح و چاپ دست‏نوشته‏هاي اسلامي است.

خواهشمند است براي آشنايي خوانندگان, مختصري از زندگي خود را بيان فرماييد.

اين جانب سيد احمد, فرزند حاج سيد علي حسيني اشكوري، در نجف اشرف, شب سيزدهم ربيع‏الاول 1350ق پا به عرصة وجود گذاشتم. در خانداني علمي و ديني پرورش يافتم كه در استغناي طبع و بزرگ‏منشي معروف‏اند. پس از گذراندن روزگار كودكي و فراگيري خواندن و نوشتن، به درس‏هاي حوزوي پرداختم و تا نزديك سال ق تحصيل علوم ديني را در محضر مدرسين و علماي بزرگ حوزه ادامه دادم. در اين سال, به كار تحقيق و تصحيح متون و كتاب‏شناسي و فهرست نسخه‏هاي خطي روي آوردم.

كتاب‏هاي فراواني از آثار نويسندگان معروف شرق و غرب, به عربي و فارسي و آن چه به اين دو زبان ترجمه شده خوانده‏ام، و كم و بيش اطّلاع جنبي كه در حوزه‏هاي ما كاوش در آن‏ها مرسوم نبود يا كم‏تر انجام مي‏شده يافته‏ام و امروزه حتي كتاب‏هاي داستان و رمان و سفرنامه و امثال اين موضوعات, بخشي از كتابخانة شخصي مرا كه حدود هفده هزار جلد مي‏شود، اشغال مي‏كند.

در سفرهايي به انگلستان, ايتاليا, پاكستان, يمن, سوريه, لبنان و حجاز با شخصيت‏هاي علمي و مراكز تحقيقي, نشست‏ها و بحث‏هاي فراوان داشته‏ام. در دورة سفر, از كتابخانه‏هاي مهم مخصوصاً از بخش‏هاي نسخه‏هاي خطي كتابخانه غلفت نورزيده‏ام و از آن‏ها بهره‏ها برده‏ام.

به بيش‏تر شهرهاي ايران و عراق سفر كرده‏ام و مجموعاً نسخه‏هاي خطي بيش از 105 كتابخانه را با دقت بررسي نموده, بيش‏تر آن‏ها را فهرست كرده‏ام. اين فهرست جداگانه به فارسي تنظيم شده يا در موسوعة دليل المخطوطات به عربي تدوين شده و پاره‏اي از آن‏ها به چاپ رسيده است.

بنابراين تحصيلات جناب‏عالي در رشته‏هاي اسلامي در حوزة علميه بوده است. دربارة تخصص خود در اين رشته‏ها بفرماييد.

تحصيلات علمي را تا مرز مرحلة خارج در حوزة نجف اشرف گذراندم. چون ميل داشتم در رشته‏اي كار كنم كه چهل سال پيش كم‏تر بدان مي‏پرداختند و به نظر لازم مي‏آمد، از ادامة تحصيل بازماندم؛ ولي از محضر علماي بزرگ و استادان دانشور و مطالعه و بهره‏بري از كتاب‏هاي مهم علمي همواره برخوردار بوده‏ام.

در ادبيات عرب كار كرده‏ام و بيش‏تر نگارش‏هايم به اين زبان است؛ چون زبان قرآن و سنت و يگانه زبان بين‏المللي دانش‏هاي اسلامي است. من معتقدم هر دانشمند و محققي بايد با اين زبان آشنا باشد تا بتواند با جهان علم و دانش در تماس مستقيم باشد. سال‏هاي متمادي است كه با نسخه‏‏هاي خطي سر و كار دارم و در احوال و آثار دانشمندان شيعه, يادداشت‏هاي فراواني برداشته‏ام. دوستان, مرا با لطف خود متخصص در اين دو رشته مي‏دانند.

تاكنون چه پژوهش‏هايي را به ثمر رسانده‏ايد؛ اعم از تحقيقات شخصي يا كارهايي كه شما مديريت كرده‏ايد؟

از حدود سال 1380ق، به كار تحقيق و احياي متون علمي و ميراث فرهنگي دانشمندان بزرگ اسلامي پرداخته‏ام و بيش از سي عنوان از اين متون, تا به حال در عراق, ايران و لبنان چاپ شده است. اين كتاب‏ها گاهي تك جلدي و بيش‏تر آن‏ها دوره‏هاي چند جلدي است. كتاب‏هاي مجمع البحرين در شش جلد، امل الآمل در دو جلد، فقه القران قطب رواندي در دو جلد، رياض العلماء در هفت جلد، الذخيرة شريف مرتضي، تكملة امل الآمل صدر, تعليقة امل الآمل افندي، تتميم امل الآمل قزويني، تبصرة المتعلمين علامة حلي، نهج الايمان ابن جبر، رجال كشي و ضيافة الاخوان آقا رضي قزويني از جملة آن‏هاست.

35 كتاب از نگارش‏هايم چاپ شده و از آن‏هاست: فهرست نسخه‏هاي خطي كتابخانه آيت الله مرعشي در 27 جلد، تراجم الرجال در چهار جلد، مؤلفات الزيدية در سه جلد، التراث العربي در شش جلد، اجازات العلامة المجلسي و تلامذة العلامة المجلسي.

دو كار گسترده در دست تأليف دارم؛ به اضافة كارهاي پراكندة ديگر كه از پروردگار متعال توفيق به پايان رساندن آن‏ها را ‏خواستارم.

جناب‏عالي داراي كارنامة پژوهشي حجيم و غني هستيد و تجربه‏هاي گران‏بها در اين عرصه داريد؛ لطفاً دربارة ويژگي‏هاي يك محقق برجسته و موفق بفرماييد.

در روزگار ما واژة «تحقيق» به دو معنا به كار مي‏رود:

1.كاوش گسترده در مسائلي مخصوص يا موضوعي خاص؛ مترادف اين واژه در فارسي «پژوهش» است. با توجه به اين تعريف, سال‏ها كوشش و تلاش مي‏طلبد تا بتوان شخصي را «محقق» ناميد و او را صاحب نظر در آن مسائل و موضوع دانست.

2.كار در متون علمي تأليف دانشمندان گذشته؛ به گونه‏اي كه متني عرضه شود خالي از تحريف‏ها و نادرستي‏هايي كه به جهت بي سوادي, كم سوادي يا كم دقتي كاتبان بدان متن راه‏يافته و بدين سبب, معناي آن مبهم و مختل شده و خوانندة كتاب را سرگردان كرده است. محقق, متن را با چند نسخه برابر مي‏كند و عبارت‏هاي درست و نادرست را از يك‏ديگر جدا مي‏سازد و منابع مؤلف را نشان مي‏دهد و اگر توضيحي لازم باشد, در پانوشت صفحه‏ها توضيحات لازم را مي‏آورد. تحقيق به اين معنا در كشورهاي عربي به كار مي‏رفته و به كشور ما راه يافته است.

محقق برجسته و موفق كسي است كه پرتلاش، بردبار، باذوق, فهميده, بي ادعا و از شتاب‏زدگي به‏دور باشد. بايد عالم به موضوع كتاب، دانا به اصطلاحات و واژه‏هاي مخصوص به كار رفته در آن، عارف به انواع خطوط قديم، آشنا با روش‏هاي املايي گوناگون و كوشا در انتخاب نسخه‏هاي صحيح‏تر براي مقابله و تصحيح متن باشد.

جناب‏عالي وضعيت موجود پژوهش را چگونه ارزيابي مي‏كنيد؛ چه قدر با وضعيت مطلوب فاصله داريم؟

دنياي امروز ما دنياي شتاب و ماده است؛ همه مي‏خواهند با سرعت, بهره‏هاي مادي بيش‏تر برند. تأني در كارها و چشم‏پوشي از منافع مادي كم‏تر به چشم مي‏خورد؛ بلكه در جامعه, آدم با ‏تأني را عقب افتاده مي‏دانند و آن را عضوي غير مفيد مي‏پندارند. اين انديشه‏اي است ناسازگار با روش تحقيقي صحيح و مفيد.

از سوي ديگر، با اين‏كه مراكز پژوهشي و تحقيقي در كشور ما, در سال‏هاي اخير، فراوان تأسيس شده و در هر گوشه و كنار از اين‏گونه مراكز و مؤسسات به چشم مي‏خورد, ولي روند علمي آن‏ها نسبت به تعدادشان بسيار اندك است. شايد يكي از علت‏ها اين باشد كه سرپرستان بيش‏تر مراكز, خود در كارهاي مطلوب استاد نيستند و افرادي كه استخدام مي‏كنند, تخصص و بعضاً اصلاً اطّلاعي از روش‏هاي تحقيقي ندارند تا بتوانند كاري مثبت و درست انجام دهند؛ به گفتة خودشان براي كمك زندگي تلاش مي‏كنند, نه هدف علمي.

اگر كسي با عقيده وارد اين ميدان شود و در نهاد خود بر اين باور باشد كه علم و دانش, نياز به كوشش فراوان دارد و بايد اين نياز را به اندازة توانش تأمين كند تا سطح علمي دين و كشور را ارتقا دهد, مي‏تواند بدون چشم‏داشت مادي و شتاب‏زدگي نابه‏جا, وارد جرگة محققين راستين شود و كارهاي پر بار انجام دهد. مراكزي نشان دارم كه پس از چند سال گذشت از تأسيس آن‏ها و صرف هزينه‏هاي كلان، مشورت‏خواهي مي‏كنند و راه و روش كار را مي‏پرسند! اين مراكز فقط دكورند. وضعيت مطلوب تحقيقي با اين شرايط فراهم مي‏شود: سرپرست آگاه، عقيده به كار، احساس وظيفه، انتخاب روش صحيح، آگاهي از دانش‏هاي لازم، ‏دور ماندن از اهداف مادي و شهرت‏طلبي.

وضع فعلي نگه‏داري نسخه‏هاي خطي به نظر شما چگونه است؟ و چه طرح‏هايي بايد در اين زمينه انجام گيرد؟

در پنجاه سال اخير, كتابخانه‏هاي بسياري در مراكز علمي و شهرهاي مختلف ايران تأسيس شده است. تعدادي از اين كتابخانه‏ها به گردآوري نسخه‏هاي خطي اهتمام ورزيده, توانسته‏اند با گذشت زمان, ده‏ها هزار نسخه فراهم آورند. اين حركت، حركت مباركي است براي حفظ ميراث‏ انديشمندان اسلامي و پژوهش‏گران و مؤلفان عصرهاي گذشته.

گردآوري اين مجموعه‏ها سبب شد كه عامة مردم توجه خاصي به نسخة خطي داشته باشند و تا اندازه‏اي قدر و منزلت آن را بشناسند و لااقل آن را يكي از كالاهاي عتيقه بدانند كه بايد حفظ و حراست شود. ديگر، نسخه‏ها را به عنوان اين‏كه داراي اسماء الهي و آيات قرآني است، در چاه‏هاي آب, رودخانه‏ها, مساجد و خرابه‏ها نمي‏افكنند و در دست‏رس كودكان نمي‏گذارند و از آسيب موش و موريان و سوسك به‏دور مي‏دارند. اگر نسخه‏اي يا كتابخانه‏اي را به فروش گذارند, قيمت‏ها بسيار بالا و خواسته‏ها كلان است. اما با تمام اين مراتب، از كتاب خطي آن‏طور كه بايد و شايد نگه‏داري نمي‏شود. بسياري از كتابخانه‏ها را ديده‏ام كه بخش خطي آن‏ها را در انبارهاي ضايعات قرار داده‏اند يا در قفسه‏هايي نامناسب, صندوق لباس و... ! در يكي از مدارس علمي مازندران كتابخانه‏اي عمومي با قرائت‏خانه‏اي زيبا و مخزن كتاب‏هاي چاپي با قفسه‏هاي چوبي جالب، تأسيس شده است؛ ولي نسخه‏هاي خطي و كتاب‏هاي چاپ سنگي در غرفة جداگانه به صورتي غيرمرتب و گردگرفته نگه‏داري مي‏شود. گويا به نظر مؤسس، اين بخش زايد است و استحقاق عنايت بيش‏تر ندارد. بنيان‏گذار نيز هنگام تجديد بناي مدرسه، دستور داده‏اند مقداري از نسخه‏هاي خطي دفن شود و چنين كرده‏اند!

حال و احوال نسخه‏هاي خطي كشورمان چنين است و من در خانه‏ها و كتابخانه‏هاي مدارس و بعضي از مسجدها كه داراي نسخه و كتاب مي‏باشند, چيزها ديده‏ام كه اگر جداً فكري براي حفظ و نگه‏داري آن‏ها نشود, بسياري از ميراث‏ ارزشمندمان از بين مي‏رود و محصولي جز حسرت نخواهيم داشت. در اين زمينه, مهم‏ترين بايسته‏هايي كه به نظر مي‏آيد و پيشنهاد مي‏شود, از اين قرارند:

1.مبالغ بيش‏تري براي خريد نسخه‏ها هزينه شود؛ گرچه فروشنده قيمت را گران تعيين كند؛

2.نسخة خطي هر چه باشد, بايد خريد, گرچه به‏نظر بي ارزش بيايد؛

3.بايد به ترميم و بازسازي نسخه‏هاي آسيب ديده اهتمام ورزيد؛

4.تمام نسخه‏ها عكس‏برداري شود تا مراجعه‏كنندگان از عكس‏ها استفاده كنند؛

5.محيط مخزن خطي‏ها بايد هوا و شرايط مناسبي داشته باشد تا از فرسودگي جلوگيري شود؛

6.كتاب براي بهره‏گيري است؛ بايد با محققان و نيازمندان همكاري كرد.

جناب‏عالي مسئوليت مركز احياي ميراث اسلامي را بر عهده داريد؛ خواهشمندم ما را با خط مشي و اهداف و برنامه‏هاي اين مركز آشنا فرماييد.

تماس كاري چند ده ساله‏ام با كتابخانه‏هاي بزرگ و كوشش‏هاي تحقيقي و تأليفي كه داشته‏ام, مرا با مشكلات محققان آشنا ساخت و بر آن داشت كه گامي براي رفع بعضي نيازهاي آنان بردارم. اين، انگيزة اصلي تأسيس «مركز احياي ميراث اسلامي» بود كه با همكاري دفتر مرجع والامقام, حضرت آيت الله العظمي سيستاني انجام شد. در سال 1374ش آغاز به كار كرديم و نخست به عكس‏برداري نسخه‏‏هاي خطي از كتابخانه‏هاي داخل و خارج كشور مشغول شديم و به تدريج, كار را توسعه داديم و بخش‏هاي مختلفي پايه‏گذاري شد. اين بخش‏ها هم‏اكنون فعال است:

1.بخش نسخه‏هاي خطي؛ در اين بخش حدود 5700 نسخه گردآوري شده است. بسياري از نسخه‏ها به خط مؤلفين يا با تاريخ قديم از سدة پنجم به بعد يا داراي اجازات علما است. نسخه‏هاي تزييني ممتازي نيز تهيه شده كه داراي سرلوح و مجالس نقاشي و جلدهاي روغني با نقش و نگار است و از اين ديد پر ارزش است. فهرستي براي اين نسخه‏ها مي‏نگارم كه جلد نخست آن به چاپ رسيده و در اين روزها مشغول به نگارش جلد چهارم هستم.

2.بخش نسخه‏هاي عكسي؛ براي عكس‏برداري از كتاب‏هاي ممتاز، در داخل كشور به كتابخانه‏هاي شخصي و شبه شخصي پرداخته‏ايم كه اطّلاعي از آن‏ها در اختيار همگان نيست يا وسايل عكس‏برداري ندارند و محققان نمي‏توانند از اين گنجينه‏هاي فراموش شده بهره برند. اما از خارج كشور نسخه‏هايي از كتابخانه‏هاي انگلستان, آلمان, روسيه, ايتاليا, پاكستان و بعضي از كشورهاي اسلامي ديگر، عكس گرفته شده و كوشش كرده‏ايم كتاب‏هايي انتخاب شوند كه در ايران يافت نمي‏شوند. در اين بخش, بيش از 2500 نسخه تهيه شده و فهرست‏نگاري آن‏ها را دو فرزندم, سيّدجعفر و سيّدصادق, انجام مي‏دهند و جلد نخست آن چاپ شده است.

3.كتاب‏هاي چاپ سنگي؛ چون اين كتاب‏ها در معرض تلف‏اند و بدان‏ها توجه نمي‏شود و بيش‏تر آن‏ها ديگر چاپ نمي‏شوند ـ با اين‏كه بعضي از آن‏ها كتاب‏هاي نادر و مفيد است ـ در بخشي مخصوص به گردآوري آن‏ها پرداختيم. از هر يك نسخه‏اي تهيه مي‏شود و اگر كتابي چند بار چاپ شده, نسخه‏هاي چاپ‏هاي مختلف را تهيه مي‏كنيم. در اين بخش, بيش از 1500 جلد كتاب چاپ سنگي ايران, عراق, هند, مصر و تركيه خريداري شده و فهرستي خاص با مشخصات لازم براي اين كتاب‏ها مي‏نگارم كه با خواست پروردگار متعال چاپ مي‏شود.

4.غرفة محققان؛ منابع اصلي و مهم در علوم مختلف اسلامي و ادبيات و تاريخ و مانند اين‏ها، در اين غرفه به ترتيب موضوعي تنظيم مي‏شود تا محقق, خود بدون اتلاف وقت از اين غرفه به صورت قفسه باز استفاده كند. اين بخش افزون‏بر صرفه‏جويي در وقت, كتاب‏هايي را ارايه مي‏دهد كه محقق از آن‏ها اطّلاع ندارد و بدين وسيله منابعي ممتاز به وي معرفي مي‏شود. براي اين بخش, بيش از پنج‏هزار كتاب خريداري شده است.

مخزن كتاب‏هاي مختلف؛ ضمن خريداري چند مجموعه، كتاب‏هايي گرد آمده كه منابع اصلي نيستند ولي مي‏توانند كمكي براي محقق باشند. اين كتاب‏ها كه حدود هفت‏هزار جلد است، داراي فهرست اجمالي خواهد بود تا هنگام نياز در اختيار مراجعه‏كنندگان باشد.

5.بخش رايانه؛ فهرست‏هاي متنوع تفصيلي و اجمالي نسخه‏هاي خطي و عكسي در فايل‏هاي رايانه‏اي اين بخش ذخيره شده و بسياري از نمونه‏هاي نسخه‏هاي موجود نيز بر روي رايانه آمده است. جهت دست‏يابي كاربران خارجي يا داخلي در محيط خود، با استفاده از شبكة اينترنت, فهرست نسخه‏هاي عكسي و خطي با توضيحات لازم كتاب‏شناسي و نسخه‏شناسي و نمونه‏هاي انتخاب شدة آن‏ها، عرضه مي‏شود.

من عقيده دارم سرمايه‏گذاري‏هاي كلان براي به وجود آمدن و تداوم مؤسسات فرهنگي كشورمان، فقط براي خدمت به علم و فرهنگ است, نه براي تشخص و تجارت. بايد راه بهره‏گيري از اين ذخاير غني و پربار را براي همة محققان و دست اندركاران تأليف و تدوين, هموار كرد و آنان را از سرگرداني نجات داد. معاملة بيش‏تر كتابخانه‏هاي بزرگان با مراجعه كنندگان، ماية بسي رنج و شرمساري است؛ مخصوصاً مراجعه‏كنندگان به نسخه‏هاي خطي و عكسي. دوستي از دانشمندان برجستة سوريه، كه چندي در ايران سرگرم تحقيق و مقابلة كتابي بود، به من مي‏گفت: چرا هر وقت به كتابخانة ... مي‏روم گويي كه عزراييل حضور يافته و اخم‏ها درهم مي‏رود؟!

در «مركز احياي ميراث اسلامي»، براي تأمين نيازهاي عزيزانمان, دو نكتة مهم مد نظر است:

1.سرعت سرويس‏دهي؛ بايد بدون هيچ‏گونه تشريفات دست و پاگير مرسوم در مراكز و كتابخانه‏هاي ديگر، عكس با كيفيت مطلوب در اختيار خواهان گذاشته ‏شود. يك مركز تحقيقي, سي و چند نسخه از ما عكس خواست كه در مدت يك هفته تحويل داده شد.

2.هزينة ناچيز؛ چون بيش‏تر محققان داراي امكانات مالي بالايي نيستند، هزينة عكس‏برداري بسيار ناچيز لحاظ شده است.

ارزيابي شما از كارهاي خاورشناسان در زمينة احياي آثار مكتوب اسلامي چيست؟

در سدة نوزدهم و بيستم ميلادي، دنياي علم و پژوهش, شاهد حركت بسيار گسترده‏اي در راستاي دانش‏هاي اسلامي و شرقي بوده است. شرق‏شناسان اروپايي كتاب‏هاي فراواني از آثار مخطوط فارسي و عربي را با شيوة خاصي به چاپ رساندند و دري فراخ براي آشنايي با آن‏چه مربوط به تاريخ و آيين ماست گشودند و بدون شك, از اين ديد, به فرهنگ ما خدمت كرده‏اند. در علوم رياضي, تاريخ, جغرافي, پزشكي و بعضي دانش‏هاي ديني, كتاب‏هايي نشر دادند كه ما در عصرهاي اخير آن‏ها را به فراموشي سپرده بوديم و براي نسخه‏هاي نفيس آن‏ها در كتابخانه‏هايمان ارج چنداني نمي‏نهاديم و شايد آن‏ها را زايد و مزاحم مي‏پنداشتيم. آن‏ها برخي از اين نوع كتاب‏ها را چاپ و زنده كردند و دنياي دانش را بدان‏ها توجه دادند و حتي ما را از خواب غفلت بيدار كردند و چشممان را به ارزش ميراث غني‏مان باز نمودند. البته اين خدمتي است گران‏بها كه بايد همواره تشكر كنيم و ارج نهيم.

كتاب‏هايي كه مستشرقان چاپ كرده‏اند، داراي دو روش تحقيقي و تصحيحي است: روشي التقاطي كه چند نسخه را براي مقابله به كار مي‏گيرند و آن‏چه را كه از هر يك از نسخه‏ها صحيح به نظر مي‏رسد, متن قرار مي‏دهند و بقية فرق‏ها را در پانوشت صفحه‏ها مي‏آورند؛ و روشي مقيد به نسخة مخصوصي كه متن قرار داده مي‏شود, گر چه داراي غلط باشد؛ و به اختلاف نسخه‏هاي ديگر در پانوشت توجه مي‏دهند. هر دو روش, همان كار ثبت نسخه بدل‏هايي است كه در نسخه‏هاي خطي قديمي‏مان مشاهده مي‏كنيم و در حقيقت, اين كاري است كه از خودمان آموخته و به رخمان مي‏كشند.

اشكال اساسي كار مستشرقان اين است كه از فرهنگ شرقي ‏دورند و بسياري از اصطلاحات دانش‏هايمان را كاملاً نمي‏شناسند و به واژه‏ها و رموز ادبي لغاتمان, آن طور كه بايد و شايد آشنا نيستند و در ريشة افكارمان نمي‏توانند غور كنند؛ و از اين‏رو, بسياري از كلمات و جمله‏ها را صحيح نمي‏خوانند و خوانده‏هاي ناصحيح خود را گاهي به گونه‏اي توجيه مي‏كنند كه انسان را به شگفتي وا مي‏دارد و تعجب مي‏كند كه چگونه متن را خوانده‏اند و چه توجيه نامربوطي مي‏كنند. يكي از مستشرقان معروف كه مخصوصاً در ادبيات و تاريخ عرب شهرت فراوان دارد, مرگليوث است. از كارهاي مهم او, تصحيح و نشر كتاب معجم الأدباء ياقوت حموي است، اين كتاب به قدري غلط دارد كه دانشمندان عرب نمي‏توانند با اطمينان بدان استناد كنند و گاه در نوشته‏هاي خود نادرستي‏هاي او را تذكر مي‏دهند.

تأثير كارهاي تحقيقي و تصحيحي مستشرقان در كارهاي مسلمانان چگونه بوده است؟

گذشته از ضعفي كه در پاره‏اي از كارهاي مستشرقان ديده مي‏شود و بدان اشاره كردم، آنان را به سه گروه يا دسته تقسيم مي‏كنيم:

الف. گروهي مخلص‏اند و انگيزه‏اي جز نشر علم و دانش ندارند؛ دانش دوست هستند و در شرق‏شناسي با اخلاص كوشيده‏اند و با مسائل اسلامي با ذهنيت علمي برخورد مي‏كنند و با دانش, آن‏گونه كه بايد بررسي كرد, بدون انحراف فكري برخورد دارند.

ب. گروهي در حقيقت, دنباله‏رو همان جنگ‏هاي صليبي هستند كه با ژست علمي ظاهر مي‏شوند ولي غرضي جز برانداختن مفاخر اسلام ندارند و با همكاري يهوديان موذي, كارشان تشكيك در مسلمات تاريخي, علمي و ديني‏ ما است. گاه كتابي قطور مي‏نويسند يا تحقيقي گسترده انجام مي‏دهند براي اين‏كه مسئله‏اي را از مسير صحيحش منحرف سازند و آن‏گونه كه مي‏خواهند مطرح كنند و نتيجه گيرند.

ج. گروهي وابسته‏هاي مراكز جاسوسي هستند و به كشورهاي ما مي‏آيند و بيش‏تر در مسائل اجتماعي و كشوري‏مان تحقيق مي‏كنند تا راه را براي استعمارگران هموارتر كنند. اينان، انگيزه‏اي جز شناسايي ملت‏ها و منابع خيرات كشورها و خصوصيات اخلاقي و ويژگي‏هاي اجتماعي آنان ندارند.

اين مسائل را كه به صورت علمي مدرن تدوين مي‏كنند, به مراكز مهم جاسوسي تحويل مي‏دهند و آن‏ها هم آن‏چه را كه صلاح بدانند, با دست‏كاري لازم به عنوان يك تحقيق علمي نشر مي‏دهند. براي اطّلاع بيش‏تر در اين زمينه, به كتاب المستشرقون از نجيب عقيقي مراجعه كنيد كه در سه جلد در قاهره چاپ شده است.

متأسفانه بيش‏تر طبقة به‏اصطلاح روشن‏فكر ما، دانسته يا ندانسته، آگاه يا ناخودآگاه، دنباله‏رو مطلق مستشرقان هستند. در واقع تحت تأثير فراورده‏هاي فن‏آوري اروپا قرار گرفته‏اند. با ديدن پيش‏رفت صنعتي و علمي آنان, گمان مي‏كنند آن‏چه كه مي‏گويند صددرصد صحيح است و بايد از آن پيروي كرد. و روشن‏فكري را تقليد كوركورانه از افكار و انديشه‏هاي آنان و پيروي از گفته‏ها و نوشته‏هاشان مي‏دانند.

حقيقت روشن‏فكري آن است كه ما دقيقاً فرهنگ اصيل خودمان را ارزيابي كنيم و آن‏چه را كه ديگران مي‏گويند, با ميزان عقل و علم بسنجيم و درست و نادرست آن را تشخيص دهيم؛ گفته‏هاي صحيح را بپذيريم و ناصحيح را دور بيفكنيم؛ خود باخته نباشيم و با چشم حقارت به ميراث فرهنگي‏مان نگاه نكنيم.

كارهاي مراكز احياي ميراث در كشورهاي مصر، لبنان، عربستان, يمن و ديگر كشورهاي غير از ايران را چگونه تحليل و ارزيابي مي‏فرماييد؟

كشور مصر از تمام كشورهاي عربي، در احياي ميراث اسلامي پيش‏قدم بوده است. بسياري از كتاب‏هاي خطي را تا پيش از كودتاي نجيب و جمال عبدالناصر به صورت علمي و آبرومندي چاپ كرده‏اند و دانشمندان آن‏جا در انتخاب نوع كتاب‏ها و كيفيت تحقيق, كاملاً موفق بوده‏اند. مخصوصاً «دارالكتب المصريه» كتاب‏هاي ممتازي را توسط محققين با ذوق, تحقيق و نشر كرده و «دارالمعارف» كتاب‏هاي تأليفي خوبي را در رشته‏هاي مختلف علمي, ادبي و تاريخي چاپ كرده است. اين كشور كه الگوي انتشاراتي كشورهاي عربي بود، پس از كودتاي مذكور, مبتلا به ركود شد. كتاب‏هايي كه از آن‏جا صادر مي‏شود, رونق علمي و چاپي گذشته را ندارد و بعضي از آن‏ها با اين‏كه خوب تحقيق شده, در سال‏هاي اخير با كاغذ و چاپ مبتذلي عرضه شده است.

لبنان در سه دهة اخير, پركارترين كشورهاي عربي در چاپ و نشر كتاب است؛ ولي اين حركت فقط جنبة تجارتي دارد و كارهاي اصيل علمي در اين كشور انجام نمي‏شود. بيش‏تر آن‏چه كه چاپ مي‏كنند يا افست كتاب‏هاي چاپ شده در كشورهاي ديگر است, يا كتاب‏هايي است كه در جاهاي ديگر تحقيق يا تأليف شده و با زيور و ظاهري كه دارد, بدون فقر فرهنگي نيست. لبنان, در واقع بازار صادراتي مهم و پر جنب و جوش كتابي است كه بايد در كشور‏هاي ديگر كالاي خود را مصرف كند. عربستان سعودي در كارهاي فرهنگي نوپاست و چنان‏كه مكرر ديده شده، استادان دانشگاه‏ها و رييسان كتابخانه‏ها و مراكز فرهنگي و دانشمندان علمي و ديني آن كشور, بيش‏تر مصري‏اند يا از كشورهاي ديگر استخدام شده‏اند، و نادر دانشمندي سعودي ديده مي‏شود كه از دانش اصيل بهرة كافي داشته باشد و بتوان او را دانشمند ناميد. كوشش آن‏ها فقط در جهت تبليغ مذهب سلفي و احياي آثار ابن تيميه يا محمدبن عبدالوهاب و كساني كه در چارچوب فكري اين دو باشند, محصور است و دربارة ميراث اسلامي عموماً كار مثبتي انجام نمي‏دهند.

مغرب, تونس و اندونزي از فرهنگ فرانسه برخوردارند و كم‏تر در معارف اسلامي و عربي كار كرده‏اند؛ حتي سخنراني‏هاي دانشمندانشان در كنگره‏ها و مجامع عمومي كه ديده شده, به فرانسوي است. در سوريه محققين دانشمندي ديده شده است، اما چون امكانات كافي ندارند, كارهايشان بيش‏تر در لبنان چاپ مي‏شود و بدين جهت نتوانسته‏اند چهرة علمي جهاني كسب كنند.

فقر شديد يمن، اين كشور را از فرهنگ عالي ‏دور داشته است و تقريباً اصالت فرهنگي خود را از دست داده ‏است. هنوز در صنعا و مهم‏ترين شهرهاي يمن، چاپخانه‏هاي مجهز براي چاپ كتاب يافت نمي‏شود. بيش‏تر كتاب‏هايي كه علما احتياج دارند, به روش عصر پيش از چاپ استنساخ مي‏شود و عده‏اي از اين راه زندگي مي‏گذرانند. در چند سال اخير, زيراكس كتاب, براي كساني كه از امكانات مالي برخوردار باشند، مرسوم شده و بدين طريق نسخه‏هاي مورد احتياجشان تكثير مي‏شود. چند كتاب‏فروشي مختصر كه در صنعا و صعده ديده‏ام، كتاب‏هاي لبناني نه چندان مهم عرضه مي‏كنند. احياناً مؤلف, ناشر يا محققي اگر در صدد نشر كتابي باشد, بايد در لبنان چاپ كند.

عراق در يكصد سال اخير، شاهد جنبشي پر بركت در چاپ و نشر آثار ادبي, تاريخي, ديني و ميراث اسلامي بود. در بغداد و نجف, كتاب‏هاي فراوان تحقيقي و تأليفي به چاپ رسيد؛ ولي آشوب‏هاي سياسي آن كشور و ايده‏هاي حزبي مغرضانه, اين جنبش را كاملاً متوقف ساخت و بسيار نادر مي‏توانيم در بيست سال گذشته اثري با بها بيابيم. هند در چاپ و نشر كتاب‏هاي عربي و فارسي, سهم به‏‏سزايي داشته و مؤلفين و محققين بزرگ و با حوصله‏اي را به خود ديده و داراي فرهنگي غني بوده است. در حيدر آباد, ميراث مخطوط فراوان و مهمي تحقيق و چاپ شده, ولي در سي سال اخير, تقريباً از حركت باز ايستاد و ديگر اثري از آن همه خدمت به كتاب‏هاي قدما ديده نمي‏شود. از اين ارزيابي سريع (اگر كاملاً صحيح باشد) به اين نتيجه مي‏رسيم كه در حال حاضر, خدمتي كه بايد براي ميراث‏هاي فرهنگي و ديني‏مان انجام شود، با وجود وسايل پيش‏رفته‏اي كه در عصرمان در اختيار داريم، انجام نمي‏گيرد. در 150 سال گذشته با كمبود امكانات, خدمات ارزنده‏اي به ميراث مخطوط‏مان ارايه شده؛ هر چه امكانات پيش‏رفته برايمان بيش‏تر فراهم مي‏شود، از سرعت عمل مي‏كاهيم و با پيش‏رفت وسايل همدوش نيستيم.

به نظر شما, آيا تفاوتي بين سبك و روش كارهاي آن‏ها با پژوهش‏گران ايران هست يا نه؟

پژوهش‏گران كشورهاي عربي، چون عرب زبان‏اند و بيش‏تر آن‏ها مسلمان‏اند و آن‏چه در رابطه با ميراث اسلامي و عربي انجام مي‏دهند, به لغت خودشان است، در تحقيق كتاب‏ها و نگارش, مشكل چنداني ندارند و مي‏توانند كارهاي خوب انجام دهند؛ اما پژوهش‏گران ايران و هند، مشكل زبان دارند و بايد روي كارهاي پژوهشي اين دو كشور با احتياط برخورد كرد و مخصوصاً در جمله‏پردازي با اصطلاحات و روش‏هاي روز پسند بايد بيش‏تر كار كنند تا بتوانند فراورده‏هاي علمي خود را بهتر عرضه كنند.

تطور, تحول و نوآوري‏هايي را كه در يكصد سال اخير در زمينة احياي آثار وجود داشته, چگونه تحليل مي‏فرماييد؟

سبك تأليف و تحقيق در عرصه‏هاي قديم, با مشكلات بسياري روبه‏رو بود؛ بيش‏تر دانشمندان با خط بد و گاهي ناخوان مطالبي كه در ذهن داشتند روي كاغذ مي‏آوردند، و هر بار كه تجديد نظر مي‏كردند يا كتاب خود را مي‏خواندند, در حواشي و گاه بين سطرها چيزهايي مي‏افزودند و كار خواندن كتاب را بر خواننده دشوار مي‏كردند و احياناً خواندن را غير ممكن مي‏ساختند.

آن‏ها كه كتاب‏ها را استنساخ مي‏كردند, يا اصلاً سواد نداشتند يا كم‏سواد بودند. نوشته‏هايشان پرغلط از آب در مي‏آمد يا در مواردي مسخ مي‏شد. مي‏بايست دانشمندان با صرف وقت بسيار, نسخه‏هاي دست‏نويس آن‏ها را مقابله و تصحيح كنند. اين كار را مؤلفان يا عالمان ديگر انجام مي‏دادند. پس از طي راهي بس دراز, نسخه‏اي مي‏توانست مورد اعتماد و قابل فهم باشد و تا اين نسخه مكرر شود, عمري لازم بود و وقت زياد مي‏طلبيد. گذشته از مراحل ياد شده, تأليف, استنساخ, مقابله و تصحيح، كار محققان را به كندي مي‏كشيد و نمي‏توانستند سير علمي طبيعي داشته باشند.

با كشف وسايل چاپ سنگي, راه‏ها براي محققان هموارتر شد. كوششي كه نتيجة آن يك نسخة خطي بود, به هزار نسخه يا بيش‏تر رسيد و امكان صرف وقت اندك و بهره‏گيري زياد به دست آمد. چاپ حروفي, اين امكان را بيش‏تر در اختيار مي‏گذاشت و از اين‏رو, كتاب‏هاي تحقيق شده در مراكز علمي در سدة اخير فراوان شده و كتاب‏هاي تك جلدي و دوره‏اي ارزشمندي توسط محققان شرق و غرب عرضه شد.

از نوآوري‏هاي ارزشمند صد سال اخير, دايرة‏المعارف‏هاي عمومي و اختصاصي است كه به لغت‏هاي فارسي و عربي نگارش يافته يا ترجمه شده است. اين گونه تأليف و تحقيق در عرصه‏هاي گذشته, بسيار اندك و نادر بود؛ ولي در عصر ما شاهد حضور مكرر آن هستيم.

كتاب‏هاي تحقيق شدة فارسي و عربي كه در اروپا و كشورهاي ما با روش مطلوب به چاپ رسيده است, مي‏تواند نوعي از ابتكارات عصر حاضر به شمار آيد و به درستي كه اين كار و روش, خدمت بزرگي به فرهنگ ما كرده و بايد هر چه بيش‏تر آن را پربارتر كنيم.

تحقيق گستردة گروهي, در فروع مختلف علمي، از نوآوري‏هاي سدة اخير به شمار مي‏آيد؛ البته اگر تخصصي و دقيق انجام شود و از شتاب‏زدگي ‏دور باشد.

عصر ما با داشتن رايانه, اينترنت و..., در مسائل تحقيقي, نوآوري‏هاي بسياري مي‏تواند داشته باشد؛ مخصوصاً در كارهاي آماري مربوط به دانش‏هاي قديم و روز، اگر ما كاملاً به اين جهت اهميت دهيم و از فرصت بهره بگيريم.

در روش تحقيق و تصحيح چه تغييراتي صورت گرفته است و آيا امروزه, روش‏هاي گوناگون به كار گرفته مي‏شود؟

روش تحقيق و تصحيح متون تقريباً تغيير نكرده است؛ همان است كه در دهه‏هاي قبل مرسوم بود. غرض از تحقيق متن آن است كه كتاب با متني كه مؤلف به نگارش در آورده, مطابق يا نزديك به آن باشد؛ غلط‏هاي كلمه‏اي يا جمله‏اي بدان راه نيابد و از سقط عبارات مصون باشد. براي تأمين اين خواسته‏ها كار محقق در اين جهات خلاصه مي‏شود: مقابلة كتاب با نسخه‏هاي مورد اطمينان؛ اراية منابعي كه مؤلف از آن‏ها بهره گرفته است؛ توضيح اعلام و بيان مشكلاتي كه بدان‏ها اشاره رفته است؛ البته با اختصار و به قدري كه نياز باشد.

بعضي از محققان كه مي‏خواهند كارشان را بزرگ جلوه دهند يا كتاب را قطور كنند، براي هر چيزي پانوشت‏هاي مفصل تنظيم مي‏كنند. اگر مثلاً نام شخصي در متن بيايد, به يك يا دو منبع اصلي براي معرفي وي اكتفا نمي‏كنند؛ بلكه تا آن‏جا كه بتوانند منابع دست دوم و سوم را كه ذكر آن‏ها فايدة چنداني ندارد، مي‏آورند. يا اگر نام جايي به ميان آمده باشد, آن‏چه جغرافي‏دانان گفته‏اند, با تكرار مطالب آن‏ها آورده مي‏شود. اين روش كه در كارهاي بعضي از معاصرين ديده مي‏شود، جز اتلاف وقت چيزي نيست.

اما تحقيق علمي در عصر حاضر, بسيار پيش‏رفته و پربار است؛ ابزار تحقيق و بررسي براي هر موضوع را در دست داريم: كتاب‏هاي فراوان چاپ شده، فهرست‏هاي گوناگوني كه مي‏توانند راه‏نماي نسخه‏هاي خطي و منابع مورد نياز باشند، وسايل عكس‏برداري از نسخه‏هاي خطي, وسايل ارتباطي جهاني, همة اين‏ها مقدمات كار تحقيق را نسبت به گذشتگانمان, ده‏ها برابر مي‏كند. اين وسايل, خواه ناخواه در چگونگي تحقيق اثر مي‏گذارند، و چون هدف‏ها و سليقه‏ها مختلف‏اند, ناگزير روش‏ها متعدد خواهد بود. پس روش تحقيق به معناي اول عوض نشده و به معناي دوم, تغيير كرده است.

تحليل شما از مراكز احياي تراث در ايران چيست؟ ضعف‏ها و قوّت‏هاي اين مراكز كدام است؟

هر مركز تحقيق, بايد بر دو ركن اساسي پايه‏گذاري شود تا بتوان آن‏را مركزي موفق به شمار آورد: سرپرست دانشمند و كاردان؛ اعضاي فهميده و متخصص.

سرپرست مؤسسة تحقيقي، گذشته از لزوم داشتن لياقت ذاتي و مديريت بالا، بايد با كارها و اهداف آن مؤسسه, كاملا آشنا باشد؛ بداند مؤسسه‏اي را كه رهبري مي‏كند چه بخش‏هايي نياز دارد و هر بخشي چه كاري بايد انجام دهد و هر كاري را به چه سبكي مي‏توان به پايان برد و چه نيازهاي علمي و فني در مسير آن قرار دارد. سرپرست بايد داراي امكانات علمي و ذوقي بالايي باشد تا مؤسسه را به روشي صحيح رهبري كند.

عضو وابسته، بايد بر كاري كه به وي سپرده مي‏شود, مسلط باشد و راه و روش آن كار را بداند تا فيش‏هاي مقدماتي را كه بر مي‏دارد, فني برداشته شود يا چنان‏چه موضوع خاصي را پي‏گيري مي‏كند, روش درستي در بهره‏گيري از منابع مربوط داشته باشد؛ يا مثلاً اگر تصحيح و مقابله مي‏كند, بداند چه مي‏خواند و چه مي‏شنود؛ بهره‏اي از آن دانش و اطّلاعي از كاري كه بدو محول شده داشته باشد تا عبارت‏ها را غلط و نادرست نخواند و درست و نادرست را از آن‏چه كه مي‏بيند تشخيص دهد. اين دو ركن اساسي, اگر دست به دست يك‏ديگر ندهند، كارها و پژوهش‏ها بر اساس درستي استوار نخواهند بود و جز چكش بر سندان زدن چيزي نيست. اگر مؤسسه‏اي بخواهد واقعاً تحقيق علمي ارايه دهد, بايد داراي اين دو ركن باشد؛ وگرنه اسمي است بدون مسمي و پايگاهي است فقط عنوان‏آور و مفيد براي مصاحبه‏هاي راديويي و تلويزيوني بدون محتوا و سرگرم كنندة شنوندگان و بينندگان فاقد دانش و بينش.

در ايران ما، مؤسسه‏هاي فراوان تحقيقي و پژوهشي، در سال‏هاي اخير تأسيس شده و سرمايه‏هاي كلان انساني و مالي در اين جهت مصرف مي‏شود و هر ماه شاهد مركز يا مراكزي جديد هستيم كه بعضاً به اجبار و جنجال فراوان, خود را در سطح عمومي مطرح مي‏كنند؛ ولي متأسفانه با صراحت بايد بگويم كه بيش‏تر اين مؤسسه‏ها فاقد هر دو ركن ذكر شده يا اقلاً يك ركن مي‏باشند. بنابراين, حجم فراورده‏هاي تحقيقي نسبت به كثرت مراكز, بسيار اندك و ناچيز است.

پس از گذشت سه چهار سال از تأسيس مؤسسه‏اي بزرگ، پروژة كاري آن را براي من فرستادند تا نظر كتبي بدهم. به درخواست دست‏اندركاران آن مؤسسه پاسخي ندادم. پس از چندي گله كردند و در پاسخ آن‏ها گفتم: پيش از تأسيس بايد چند نفر صاحب‏نظر را به جلسه‏اي دعوت مي‏كرديد تا طرحي حساب شده ارايه دهند و با آن طرح كار آغاز شود، اما پس از چند سال سرگرداني حاضر به بازگشت و اعتراف به خطاي خود نخواهيد بود و نظر دادن من فايده‏اي ندارد. الان بيش از ده سال از نظرخواهي مي‏گذرد و اين مؤسسة پر ادعا تا كنون هيچ تحقيقي نشان نداده است. رييس مركز ديگري كه داراي 220 پرسنل است، مرا به بازديد مركز دعوت كرد. ساختماني بزرگ داراي آپارتمان‏هاي مجهز؛ سر در هر آپارتمان لوحه‏اي گذاشته شده است با اين عناوين: گروه قرآن كريم, گروه حديث، گروه تاريخ، گروه فلسفه، گروه عرفان، گروه كلام اسلامي و... به دقت گروه‏ها را بازديد كردم و با مسئولان آن‏ها گفت‏و‏گو كردم. پس از بازگشت به دفتر رياست، آقاي رييس, نظرم را دربارة كاركرد مركز خواست. گفتم مركزي است كه عده‏اي را زير پوشش گرفته و وسيلة خيري براي آن‏ها است. اصرار كرد كه نظرم را بگويم. ناچار گفتم: كتاب‏هايي كه در اين مؤسسه چاپ شده, همه دست‏پخت مؤلفان و محققاني است كه در منزل‏ها و شهر‏هاي خودشان تأليف و تحقيق كرده‏اند. ناشران و كتاب‏فروشي‏ها نيز مي‏توانند چنين كاري بكنند. شما با اين تشكيلات پهناور چه تحقيق چشم‏گيري داشته‏ايد؟ جز آپارتمان‏ها و تابلوها و آقاي سيد فلان و شيخ فلان و دكتر فلان چه داريد؟ آيا اين هزينة عظيم براي چاپ مفاتيح و كتاب‏هاي زيارت و مانند اين كارهاي صرفا تجارتي سرمايه‏گذاري شده است؟!

البته مراكزي هم داريم كه كارهاي مثبت خوب انجام مي‏دهند؛ چراكه دو عنصر ياد شده در آن‏ها جمع شده است؛ مثلاً مركز دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي كه به سرپرستي آقاي سيد كاظم بجنوردي تأسيس شده و مجلداتي از دايرة‏المعارف فارسي و عربي را به صورت آبرومندي تدوين و عرضه كرده است.

به نظر شما چه اولويت‏هايي براي نشر ميراث وجود دارد؟

بايد براي تشخيص اولويت‏ها كتاب‏هاي فارسي تراثي را از كتاب‏هاي عربي تفكيك كنيم و دقت كنيم چه كتاب‏هايي در هر يك از دو لغت در ايران, بيش‏تر تحقيق و چاپ شده است و چه نوع كتابي احتياج به عنايت بيش‏تر دارد و بايد در اولويت قرار گيرد.

در لغت فارسي, كتاب‏هاي عرفاني, ادبي و تاريخي خوبي چاپ شده است و بايد به كتاب‏هاي ديني و تاريخ ديني، مخصوصاً آن‏چه كه دانشمندان ما در سده‏هاي ششم تا دهم تأليف كرده‏اند پرداخت. كتاب‏هاي تاريخي و منابع اصيل تاريخ و فرهنگ شيعه كه در سده‏هاي دوم تا پنجم به عربي نگاشته شده‏اند, احتياج به ترجمة نيكو دارند تا نسل جوان ما بتواند با تاريخ پرافتخار و فرهنگ پربار خود آشنا شود.

در لغت عربي كتاب‏هاي علوم قرآني, حديثي, تاريخي و ادبي بسياري داريم كه شايسته است از اهتمام بيش‏تري برخوردار باشد. از اين نوع كتاب‏ها، نسخه‏هاي خطي نفيس فراواني در كتابخانه‏هاي ايران انباشته شده و تا كنون دست تحقيق بدان‏ها دراز نشده است و بايد در اولويت‏ها قرار گيرد.

مي‏دانيد كه نشر تراث كار تجارتي نمي‏تواند باشد و ناشران حرفه‏اي سودجو, به اين ميدان فرهنگي مهم قدم نمي‏نهد؛ بلكه مراكز تحقيقي پرتوان با همكاري نهادهاي دولتي و همت وزارت ارشاد اسلامي و اوقاف و مانند اين‏ها بايد به اين موضوع اهميت دهند تا تراث ما آن‏گونه كه بايد و شايد در ميدان‏هاي علمي عرضه شود.

طرح علمي و اجرايي جناب‏عالي براي تحقيق ميراث و نشر آن چيست؟

نخستين مركز تحقيقاتي را من در قم به نام «مجمع ذخاير اسلامي» تأسيس كردم. در اين مركز, طرحي اساسي براي چاپ و نشر ميراث فرهنگ شيعه داشتم و براي مقدمات كار, گروهي از فضلاي حوزه را به همكاري دعوت كردم و چند كتاب دوره‏اي و تك جلدي چاپ شد. هزينة چاپ بيش‏تر كتاب‏ها را نيكوكار معروف, حاج ميرزا عبدالله توسلي, مي‏پرداخت و ما بر آن بوديم كه آن‏چه چاپ مي‏كنيم, سرمايه‏اي براي كارهاي بعدي باشد؛ ولي توسلي درگذشت و ما هنوز نيروي كافي براي ادامة فعاليت نيافته‏ايم.

چند ماهي كار خود را ادامه داديم، اما هزينة سنگين و بدحسابي كتاب‏فروشي‏ها, ما را از كار باز داشت. تأمين هزينه, نياز به درخواست از اين و آن داشت و مي‏بايد دست احتياج به ديگران دراز كنم و اين كاري است كه هيچ‏گاه نمي‏توانم نفس خود را براي آن راضي سازم. اكنون به كارهاي فردي مشغولم و تا اندازه‏اي كه فرصت اجازه دهد, محققان عزيز را در رفع نيازهايشان راه‏نمايي و ياري مي‏كنم و در سال‏هاي پيري, خوشوقتم كه شاهد جنب و جوش جوانان تازه نفس هستم و توقع دارم كه بدون چشم‏داشت مادي و با داشتن علاقة واقعي به علم و دانش، راه خود را طي كنند و عمر پربهايشان داراي بهره‏هاي فراوان باشد.

با سپاس از جناب‏عالي كه وقت خود را در اختيار نهاديد و اطّلاعات و تجربه‏هاي سودمندي در اختيار پژوهش‏گران قرار داديد.