چكيده: انواع و كاربردهاي آن
اف.دابليو.لنكستر
ترجمه: لقمان سرمدي
چكيدهنويسي در صنعت اطّلاعرساني كنوني جايگاه ويژهاي دارد. به دليل پيشرفت اطّلاعرساني در غرب, چكيدهنويسي نيز رشد و توسعه چشمگيري داشته است. براي ارتقاي چكيدهنويسي در جهان اسلام, لزوماً بايد تجربههاي مربوط به اين دانش أخذ و در درون فرهنگ ملي ـ مذهبي خودمان, بومي گردد تا بتواند در ارتباط با ديگر اجزاي فرهنگي تناسب و همآهنگي داشته باشد.
اين مقاله كه مشتمل بر نكات نو و تحليلهاي عالمانه است, يكي از دهها منبعي است كه غربيان درباره چكيدهنويسي نوشتهاند.
چكيده
بررسي مفهوم، اقسام و كاربردهاي مختلف چكيده است. نويسنده پس از تعريف چكيده به مشخصات آن از جمله عوامل مؤثر در طول چكيده ميپردازد. سپس اقسام چكيده و مشخصات چكيدههاي راهنما (توصيفي) ، تمامنما (تشريحي) و چكيدههاي سوگرفته و انتقادي را بر ميشمرد. به نظر نويسنده چند عامل، همزمان در ساختار چكيده تأثير دارند. از بين اين عوامل سياستهاي مديريت، نيازهاي كاربران و نوع متن از همه مهمتر است. از اين رو به كاربردها و استفادههاي مصرف كنندگان و انواع نيازهاي علمي آنها، و در پي آن به گونههاي مختلف چكيده پرداخته است. در اين راستا چكيدههاي ساختيافته، قطعهاي و تلگرافي را بر ميرسد.
چكيده1, بيان مختصر و دقيق مطالب يك نوشتار است. خلاصه2, بياني كوتاه از محتواي يك متن است كه با استفاده از جملات همان متن نوشته ميشود. اين دو با هم متفاوتاند؛ براي مثال چند جمله از مقدمه، به همراه جملاتي از بخشها يا نتيجهگيري كتاب, ميتواند به خوبي بيانگر مفاهيم مقاله يك مجله باشد؛ در حالي كه چكيده متني است كه با استفاده از جملات چكيدهنويس نوشته شده و در نگارش آن, از عين جملات متن كمتر استفاده شده است؛ هر چند كه چكيده, بعضاً ميتواند كلمات و عباراتي از متن اصلي را نيز در بر داشته باشد.
ويژگيهاي مختلفي را براي يك چكيده ميتوان برشمرد: يكي از اين ويژگيها, طول چكيده است. به جرأت ميتوان گفت هيچ دليلي وجود ندارد كه با استناد به آن, طول چكيدهها را يكسان بدانيم. عواملي كه بر طول چكيده تأثيرگذار هستند, عبارتند از:
1.طول مطلبي كه چكيده ميشود؛ كريون به همين منظور در زمينه موضوعات بسيار محدودي تحقيق ميكرد؛ امّا بين طول مقاله و طول چكيده نسبتي به دست نياورد.
2.پيچيدگي و دشواري موضوع.
3.تفاوت موضوعات؛ براي مثال چكيدهاي كه از صورتجلسه يك همايش تهيه ميشود, با توجه به تنوع موضوعات مطرح شده, بايد طولانيتر باشد.
4.اهميت موضوع براي نهاد يا سازماني كه چكيده را تهيه ميكند؛ براي مثال، يك مركز اطّلاعرساني صنعتي، در مقايسه با ساير موضوعات، از گزارشهاي كاركرد يك كارخانه, چكيده طولانيتري تهيه ميكند.
5.در دسترس بودن موضوع؛ در بخش خدمات چكيدهنويسي, اين مطلب امري معقول و منطقي است كه بايد براي موضوعاتي كه از لحاظ فيزيكي (مانند گزارشهاي كنفرانسها يا گزارشهايي كه در محدوده اندكي توزيع شدهاند) و يا از نظر ذهني و فكري (مانند مطالبي كه به زبانهاي مهجور نوشته شدهاند) دسترسي كمتري به آنها وجود دارد, چكيدههاي طولانيتري تهيه شود.
6.هزينه؛ هزينه تهيه چكيدههاي بلند, لزوماًً بيشتر از هزينه چكيدههاي كوتاه نيست. مسلماً تهيه يك چكيده دويست كلمهاي خوب, نسبت به يك چكيده پانصد كلمهاي, مستلزم صرف وقت بيشتر است. در هر حال, اين موضوع, امري بديهي است كه اگر متوسط طول چكيده به اندازه پنجاه درصد افزايش يابد, هزينه چكيده آن, به نحو چشمگيري افزايش خواهد يافت. ضمن اينكه, هزينههاي حروفنويسي, تهيه كاغذ و پست نيز بر هزينه نگارش چكيده افزوده خواهد شد.
7.هدف؛ چكيدههايي كه در سيستمهاي بازيابي اطّلاعات مورد استفاده قرار ميگيرند, ممكن است طولانيتر تهيه شوند تا كليدواژهاي بيشتري را براي جستوجوي كاربر در دسترس قرار دهند.
چكيده بسيار مختصر را (مثلاً متني را در قالب يك جمله بيان ميكند) چكيده تحشيهاي3 مينامند؛ كه البته اين لفظ, چندان دقيق نيست. معمولاً بين چكيده راهنما(توصيفي)4 و چكيده تمامنما (تشريحي)5 تمايزاتي وجود دارد. چكيده راهنما به سادگي در مورد محتواي متن (كتاب يا مقاله) توضيح ميدهد؛ در حالي كه چكيده تمامنما, محتواي متن و از جمله نتايج آن را خلاصه ميكند.* از اينرو چكيده راهنما نتايج گوناگوني را كه در خلال يك بررسي يا تحقيق به دست آمده, بيان ميكند؛ اما چكيده تمامنما تنها به تلخيص نتايج ميپردازد. بر اساس توضيحات كرمينس، چكيده راهنما, حاوي اطّلاعاتي درباره هدف, محتوا و روششناسي متن است؛ اما در مورد نتايج, دستآوردها و پيشنهادهاي موجود در متن, مطلبي در اختيار خواننده قرار نميدهد. از سوي ديگر, اگرچه چكيده تمامنما, معمولاً مشتمل بر اطّلاعاتي در مورد هدف, دامنه و روشها و سبكهاي متن است, با وجود اين حتماً بايد در برگيرنده نتايج, دستآوردها و يا پيشنهادهاي متن نيز باشد. بنا به دلايلي, چكيده تمامنماي خوب, بايد جايگزيني معقول و مناسب براي متن اصلي [کتاب يا مقاله] باشد.* * اما بعيد به نظر ميرسد که چکيده راهنما بتواند بدين صورت جايگزين متن شود.
هدف از نگارش چکيده راهنما آن است که خواننده با خواندن آن دريابد که آيا به مطالعه متن اصلي علاقهمند است يا خير. دلايل اينکه چرا چکيده تمامنما از چکيده راهنما بلندتر است، کاملاً واضح و روشن است. نگارش چکيده تمامنما مشکلتر از چکيده راهنما است. در واقع با وجود آنکه ميتوان در مورد يک مطالعه تجربي، چکيده تمامنما نوشت، انجام همين کار در مورد مباحث نظري غير ممکن است. به همين دليل, چکيدههاي تمامنما در علوم و فنآوري کاربرد بيشتري دارند تا در علوم انساني و اجتماعي.
چکيده، با توجه به علاقه خوانندگان، ميتواند در بر گيرنده عناصر چکيدههاي تمامنما و راهنما باشد. (کرمينس اينگونه چکيدهها را چكيدههاي تمامنما ـ راهنما مينامد). مثلاً فرض کنيم گزارشي را که در مورد آلودگي هوا است، براي عدهاي از شيميدانها، چکيده نموده, تنظيم و چاپ کردهايم. بخش قابل توجهي از چکيده که به بررسي ابعاد آلودگي محيطي ميپردازد, کاملاً به صورت چکيده راهنما است، اما قسمتي از آن,که در مورد نتايجي است که از تجزيه نمونههاي اتمسفري به دست آمده, کاملاً به صورت چکيده تمامنما نوشته ميشود. چکيده تمامنما و راهنما ميتواند در قالب چکيدهاي واحد عرضه شود. اما با وجود اين، عموماً چکيدههاي راهنما رايجتر هستند. فدوسيوک (1978)، روشهاي دقيقي را براي تمييز بين چکيدههاي تمامنما و راهنما ارايه ميدهد که از جمله آنها ميتوان به معيارهاي زباني اشاره نمود. وي حتّي در اين مورد، جدولي نيز ارايه ميدهد. هرچند اين کار، امري سادهانگارانه است، اما مشخص نيست که چرا بايد درصدد تعيين روشها و ضوابط رسمي براي تعيين چنين تمايزاتي باشيم.
اصطلاح جهت دادن به موضوع6 نيز گاهي در ارتباط با چکيده به کار ميرود. مفهوم اين اصطلاح آن است که چکيده بايد با توجه به علايق خوانندگان آن نوشته شود. بدين معنا که چکيده را بيشتر متوجه بخشهايي از کتاب يا مقاله کنيم که براي خواننده جذّابيت بيشتري دارد و در حقيقت، مضمون چکيده را به آن جهت سوق دهيم؛ بنابراين در چکيدهنويسي نيز, مانند نمايهسازي, اين پرسش کارگشا و مهم به ذهن متبادر ميگردد که چرا خوانندگان ما احتمالاً به اين موضوع علاقهمند هستند؟ سازماني که چکيدهها را براي استفادههاي داخلي تهيه ميکند, بايد همواره متوجه نيازها و علايق بخشهاي داخلي خود باشد. لحاظ کردن اين موضوع براي مراکز خدمات چکيدهنويسي ـ كه چكيدهها را در سطح وسيعي منتشر ميكنند ـ اندکي دشوارتر است.
ميان چکيدهنويسي معطوف به رشته7 و چکيدهنويسي معطوف به گروه8 بايد تمايز قايل شويم. در چکيدهنويسي معطوف به رشته، فرد ميکوشد تا نيازهاي يکي از شاخههاي علوم (مثلاً شيمي، زيستشناسي، علوم اجتماعي و...) را مدّ نظر داشته باشد؛ در حالي که در چکيدهنويسي معطوف به گروه، تلاش چکيدهنويس آن است که نيازهاي يک رشته صنعتي خاص و يا گروهي از افراد را برآورده سازد (مانند چکيدههايي براي صنايع پلاستيکسازي يا براي پرستاران).
بحث جهت دادن به موضوع, بيشتر در مورد چکيدههاي معطوف به گروه مصداق پيدا ميکند؛ زيرا علايق کاربران چکيدههاي معطوف به گروه، کمابيش شبيه يکديگر بوده و اختصاصيتر است. نتايج به دست آمده از يک تحقيق در اين مورد، نشان ميدهد که در مراکز خدمات چکيدهنويسي، مقوله جهت دادن به موضوع چکيده، کمتر مشهود بوده است.
نوع ديگر چکيده، چکيده انتقادي9 است. اين نوع چکيده را در حقيقت ميتوان بررسي فشرده و انتقادي متن ناميد. اهداف اين نوع چکيده, که در تهيه گزارشها، مقالات مجلات و ساير نوشتارهاي کوتاه رايج است, شبيه اهداف مقالات نقد و بررسي کتاب10 است. چکيده انتقادي نوشتاري است که به ارزشيابي متن ميپردازد. چکيدهنويس، ديدگاههاي خود را در مورد يک اثر بيان ميكند و احتمالاً آن را با آثار ديگران مقايسه مينمايد. براي مثال، چکيده انتقادي، نقايص و ضعفهاي روش شناختي يک تحقيق را بر شمرده, نتايج حاصل از آن تحقيق را با نتايج تحقيقات متقدّم ميسنجد. از آنجا که نويسنده چکيدههاي انتقادي، بايد فردي متخصص باشد، نگارشِ اين نوع چکيده چندان رايج نيست.
بررسيهاي رياضي11 و بررسيهاي رياضيات کاربردي12 (AMR)، دو ناشري هستند که اظهار ميکنند که چکيدههاي انتقادي نيز در زمره چکيدههاي ايشان وجود دارد. با بررسي چکيدههاي اي ام آر، در مييابيم که چکيدهنويس، نوشتار خود را امضا کرده است و اثر وي, مجموعهاي است از عناصر چکيدههاي راهنما و تمامنما؛ به علاوه، اين بررسي نشان ميدهد که در انتشار اي ام آر، تهيه و عرضه چکيدههاي انتقادي، بيشتر يک استثنا محسوب ميشود تا يک قانون.
اين روزها، به کرّات در مجلات ميبينيم که مقالات به همراه چکيدههاي مربوط به آنها عرضه شدهاند. اين چکيدهها را معمولاً خود نويسندگان مقالات تهيه ميکنند. مراکز خدمات چکيدهنويسي و نمايهسازان, معمولاً اين چکيدهها را اقتباس ميکنند. برخي مجلات نيز چکيدههايي به زبانهاي مختلف دارند؛ مثلاً برخي مجلات روسي يا ژاپني، چکيدههايي به زبان انگليسي نيز منتشر ميکنند.
هدف چکيدهها
براي چکيدهنويسي، اهداف گوناگوني را ميتوان برشمرد. شايد نخستين و مهمترين آنها، اين باشد که چکيدهها، انتخاب را آسان ميکنند. بدين معنا که به خواننده کمک ميکنند تا دريابد آيا کتاب يا مقاله خاصي، مورد علاقه وي ميباشد يا خير. بدين صورت، چکيدهها مانع از اتلاف وقت خوانندگان ميشوند؛ زيرا ايشان را از مطالعه مطالبي که برايشان جذابيتي ندارد، باز ميدارند. در برخي موارد، چکيده تمامنماي خوب، ميتواند اطّلاعات موجود در کتاب يا مقالهاي را که خواننده بدان علاقهمند است، در اختيار وي قرار دهد. همچنين چکيدهها ميتوانند مجملي از محتواي کتابها يا مقالاتي را که به زبانهاي مهجور نوشته شدهاند، به خواننده منتقل نمايند. جنيز در مطالعات خود، بدين نتيجه دست يافته است که براي قضاوت در مورد وثاقت يک متن، مطالعه و بررسي چکيده آن، بسيار مؤثرتر از بررسي عناوين و نمايههاي آن اثر است.
انتشار و توزيع چکيده تازههاي چاپ و نشر، افراد را ياري ميکند که از جديدترين آثار مورد علاقهشان مطّلع شوند و اين يعني در اختيار نهادن آگاهيهاي جديد. همان گونه که پيشتر اشاره کرديم، گزارشها و مقالاتي که به همراه چکيدههاي مربوط به آنها عرضه ميشوند، بسيار مفيد و کارآمد هستند؛ زيرا اين چکيدهها به نمايهسازان کمک ميکنند تا محتوا و موضوع اثر را به سرعت دريابند. بروکو و برنير بر اين عقيدهاند که در بخش نمايهسازي، چکيده ميتواند جايگزين متن اصلي شود؛ اما گاهي نيز اين مسئله مصداق نمييابد.
و بالاخره اينکه، اکنون چکيدهها، نقش مهمي در سيستمهاي بازيابي رايانهاي ايفا ميکنند. بدين صورت که شناسايي موضوعات مناسب و مرتبط را آسانتر نموده, دستيابي به مطالب ذخيره شده را امکانپذير مينمايند (اين موضوع در مورد سيستمهايي مصداق مييابد که متن اصلي به صورت پروندة قابل جستوجو در آنها ذخيره شده است).
بنا به دلايلي، چکيده ساختيافته بر چکيدههايي که نثر روايي دارند، رجحان دارد. استفاده از اين نوع چکيده، در تدوين کتب درسياي که تعداد زيادي از تحقيقات علمي (در يک زمينه خاص) در آن خلاصه شده است، مفيد ميباشد. با وجود اين، زماني ميتوانيم از اين روش چکيدهنويسي استفاده کنيم که عناصر اصلي و به کار رفته در کتابها، کم و بيش يکسان و يا شبيه به يکديگر است. زولکوا توضيح ميدهد که براي تهيه يک چکيده ساختيافته، چگونه ميتوان جنبههاي گوناگون يک اثر را تحليل کرد؛ اما نظر وي در مورد ارزش اين رويکرد، چندان قانع کننده نيست.
هارتلي و ديگران, در يک پروژه اطّلاعرساني، چکيدههاي ساختيافته را با چکيدههاي غير ساختيافته مقايسه کردند. آنان دريافتند که چکيدههاي ساختيافته، خوانندگان را در دستيابي به پاسخ پرسشهايشان به طور مؤثّرتري (يعني سريعتر و با خطاي كمتر) راهنمايي کرده, نشان ميدهند که آيا يک موضوع خاص، با چکيده در ارتباط است يا خير. با وجود اين، منظور هارتلي از «ساختيافته»، با آنچه که من در نظر دارم، تفاوت بسياري دارد. از نظر وي, چکيده ساختيافته، صرفاً چکيدهاي است که داراي سر فصلهاي فرعي (پيشزمينه هدف، روشها، نتايج و دستآوردها) بوده و هدف آن, تسهيل کاوش و جستوجو در متون باشد (همان گونه که امروزه در بسياري از مجلات پزشکي اين مفهوم برداشت ميشود). اين در حالي است که من از اين لفظ براي اشاره به چکيدهاي استفاده ميکنم كه ساختار روايي نداشته باشد. هارتلي و ديگران، چکيده ساختيافته را «چکيدهاي با اطّلاعرساني بيشتر» ناميدهاند. من و هانيز هم اعتقاد داريم که اين لفظ نيکوتر است.
بروئر, نوع متفاوتي از چکيده ساختيافته را که به صورت ساختار نموداري ميباشد, پيشنهاد داده است. در اين ساختار, چکيده به صورت نمودارهاي گروهي و يا نمودارهاي گردشياي است که در آن, از عبارات متعارف يا گروه کلمات مرتبط، براي بيان مضامين مقاله استفاده ميشود. بروئر معتقد است که چکيدهاي با اين ساختار، علاوه بر آنکه به آساني قابل دسترسي است، کاوش و جستوجوي مطالب نيز در آن مناسبتر است. وي براي اثبات نظريه خود، يک چکيده عادي را در کنار طرح چکيده پيشنهادي خود قرار ميدهد تا اين دو را، با يکديگر مقايسه نمايد. طرح بروئر، اگر چه طرح جالبي به نظر ميرسد اما هرگز با اقبال عمومي مواجه نشد. يکي از معايب اين نوع چکيده، فضاي زيادي است که به خود اختصاص ميدهد. البته اين مسئله براي کاربران اينترنت معضلي به شمار نميآيد؛ از اينرو اين نوع چکيده براي استفاده در اينترنت، مناسب است.
برنير و يرکي به نوع خاصي از چكيده اشاره نمودهاند که بسيار کوتاه و مختصر است و فقط در بر دارنده نکات بسيار برجسته يک اثر است. آنان، اين نوع چکيده را نوشتار مختصر و نوع بسيار فشرده آن را نوشتار فوق مختصر ناميدهاند. يکي از انواع نوشتارهاي فوق مختصر، استنتاج فوق مختصر است؛ يعني عبارات بسيار فشردهاي که نتيجه اصليِ به دست آمده در يک تحقيق را بيان ميکند. براي مثال:
زبانشناسي نظري, هيچگونه تأثيري بر علم اطّلاعرساني نداشته است.
اين نوع نوشتار را از لحاظ نظري نميتوان چکيده محسوب کرد. امّا با وجود اين، نوشتار مختصر به طور قطع با چکيده در ارتباط است. اين نوع نوشتار داراي کاربردهاي بالقوهاي است؛ مثلاً برخي از کتابهاي درسي، نتايج به دست آمده در يک پديده را (مثلاً يک بيماري) به طور اجمال بيان ميکنند. در تهيّه اين نوع کتابها، ميتوان از نوشتار مختصر بهره گرفت. هرکدام از اين عبارات (نوشتارهاي مختصر) با يکي از منابع ذکر شده در بخش کتابشناسي مرتبطاند و به طور کامل تصريح ميشود که اين جمله از کدام کتاب نقل شده است.
چکيده قطعهاي
در سال 1964 هرنر و کمپاني، به سفارش بنياد علوم ملّي، تحقيقي را در مورد بررسي امکانات تحليلهاي قطعهاي متن عهدهدار شدند. اين بررسي مشتمل بر دو بخش بود: چکيدههاي قطعهاي و نمايههاي قطعهاي. چکيده قطعهاي، توضيحاتي در مورد محتواي کل کتاب ارايه ميدهد. هر چکيده مشتمل بر پنج بخش است: نقل قول، توضيح، چکيده راهنما، چکيده تمامنما، چکيده انتقادي. ساختار چکيده به گونهاي طراحي شده است که مرکز خدمات چکيدهنويسي ميتواند با حداقل زحمت آن را با نيازهاي خود تطبيق داده, پردازش نمايد. هر يک از اين چکيدهها ميتواند به طور مجزّا (و بدون نياز به تغيير) به کار رود و يا آنکه قطعات مختلفي از آن [براي تهيه چکيده قطعهاي] جمعآوري و تدوين گردد؛ مثلاً برخي از قسمتهاي چکيده، راهنما و برخي تمامنما و يا آنکه برخي تمامنما و برخي انتقادي است.
هدف اصلي چکيدههاي قطعهاي، جلوگيري از دوبارهکاري و اتلاف قواي ذهني است. بدين صورت که نگارش اين نوع چکيده، مانع از آن ميشود که گروههاي چکيدهنويسي، اقدام به چکيده کردن متني نمايند که پيشتر توسط گروه ديگري چکيده شده است. بدين صورت، حتّي مراکزي که نوع و نياز چکيدههايشان با ديگران متفاوت است (مانند مراکزي که چکيدههاي جهت يافته تهيه ميکنند) نيازي به استاندارد کردن چکيدههاي خود ندارند. متخصصين موضوعبندي، مسئول تهيه چکيدهها و مدخل نمايهها هستند و اين موضوع بدان جهت است که آنان ميتوانند از ميان چکيدههايي که هر يک به وسيله کارشناس آن تهيه شده، چکيدههايي را برگزينند که همآهنگ با نيازهاي روز بوده, بايد سريعاً چاپ شود. طرح استاندارد آنان، فعاليتهاي تکراري را کاهش داده, باعث تسريع روند کار در بخش چکيدهنويسي ميگردد. در زمينه نمايههاي قطعهاي، آزموني در مورد موضوع انتقال گرما انجام گرفت. اين موضوع و آزمون آن مورد توجه و علاقه بسياري از مراکز خدمات چکيدهنويسي قرار گرفت. چکيده ـ نمايههاي مختلفي تهيه شد و در اختيار مراکز چکيدهنويسي قرار گرفت تا فعاليتهاي معمول در مورد آنها صورت گيرد. اين مراکز نيز اين پرسشنامهها را تكميل کردند. نتيجهاي که از بررسي و تحليل اين تحقيق به عمل آمد, اين بود که اگر چه انجام تجزيه و تحليل با استفاده از ساختار قطعهاي عملاً امکانپذير است، اما بيشتر مراکز چکيدهنويسي حاضر به از دست دادن روش مستقل خود و بر گرفتن الگوي قطعهاي براي چکيدههاي خود نبودند.
کريون, رويکرد ديگري را از ساختار قطعهاي، ارايه داده است. در اين رويکرد، وي مطالب يک بخش را مشخّص و کدگذاري کرده است. بدين صورت، از اين چکيدهها ميتوان به صورت نيمهخودکار براي تهيه چکيدههايي مطابق با نياز خوانندگان و مخاطبين بهره گرفت.
ريز چکيده
اصطلاح ريزچکيده شايد لفظ چندان صحيحي نباشد؛ زيرا معناي آن صرفاً چکيده کوتاه است. با اين حال منظور ليونين از استعمال اين عبارت، چکيده بسيار ساختمندي است که براي جستوجوهاي رايانهاي طراحي شده است. اين نوع چکيده در واقع آميزهاي از چکيده و نمايه است و ليونين نيز آن را چنين تعريف ميکند: "چکيده ـ نمايهاي که رايانه قابليّت خواندن و تعبير آن را دارد." اصطلاحهايي که در ريز چکيده به کار ميرود, از ميان مجموعه واژگان کنترل شده، انتخاب شدهاند و طبق توالي خاصّي در کنار يکديگر قرار گرفتهاند. براي مثال اين جمله را در نظر بگيريد: «در تشمّع کبدي (سيروز) مقدار کمي روي، در خون انسان وجود دارد.» در ساختار ريز چکيده، اين عبارت را ميتوان بدين صورت بازنويسي کرد: «تشمّع/کبد/اندک/روي/خون/انسان.»
بايد دقت داشته باشيم که تمام سعي چکيدهنويسي بر آن است که تا حد ممكن, از توالي کلمات در متن اصلي پيروي کند. محتواي متن را به همراه برخي جزئيات آن ميتوان با استفاده از تعدادي از اين عبارات تصنّعي تشريح کرد. هرچند به نظر ميرسد که هدف اصلي استفاده از ريز چکيدهها، تسهيل جستوجوهاي رايانهاي باشد، اما بايد گفت که ريز چکيده ليونين، براي افراد تحصيل کرده و فرهيخته نيز ميتواند کارآمد باشد.
اصطلاح «چکيده تلگرافي» نيز چندان دقيق نيست. مفهومي که از آن برداشت ميشود، متني است که در بيان آن صرفهجويي و ايجاز بسيار صورت گرفته است؛ به گونهاي که جملات، کامل نيستند و شباهت زيادي به تلگرام دارند. در حقيقت، اين نوع چکيده را ميتوان رشته عبارات بدون تركيب ناميد. ريز چکيده ليونين نيز از لحاظ سبک و فرم، تلگرافي است. اصطلاح چکيده تلگرافي براي اشاره به اجزاي اصلي, در نخستين سيستم بازيابي رايانهاي به کار ميرود. اين سيستم در دانشگاه Western Reserve آماده و تکميل شده است.
منابع
Bernier, C. L. and Yerkey, A. N. Cogent Communication: Overcoming Reading Overload. Westport, CT, Greenwood Press, 1979.
Borko, H. and Bernir, C. L. Abstracting Concepts and Methods. New York, Academic Press, 1975.
Craven, T.C.A coding scheme as a basis for the production of customized abstracts. Journal of Information Science, 13, 1987, 51-58.
Craven, T.C. Use of words and phrases from full text in abstracts. Journal of Information Science, 16, 1990, 351-358.
Fedosyuk, M. Yu. Linguistic criteria for differentiating informative and indicative abstracts. Automatic Documentation and Mathematical Linguistics, 12(3), 1978, 98-110. [English translation of Nauchno-Tekhnicheskaya Informatsiya, Seriya 2, volume 12, number 9, 1978, pp. 11-17.]
Hartley, J. and Sydes, M. which layout do you prefer? An analysis of reader’s preferences for different typographic layouts of structured abstracts. Journal of Information Science, 22, 1996, 27-37.
Haynes, R. B. More informative abstracts: current status and evaluation. Journal of Clinical Epidemiology, 46, 1993, 595-597.
Haynes, R. B. et al. More informative abstracts revisited. Annals of Internal Medicine, 113,1990, 69-76.
Haynes, R. B. et al. Online access to MEDLINE in clinical settings: a study of use and usefulness. Annals of Internal Medicine, 112, 1990, 78-84.
Herner, S. Subject slanting in scientific abstracting publications. In: International Conference on Scientific Information, Washington, D.C., Proceedings. Volume 1, pp. 407-424. Washington, Dc, National Academy of Sciences, 1959.
Janes, J. W. Relevance judgments and the incremental presentation of document representations. Information Processing & Management, 27, 1991, 629-646.
Lancaster, F. W. et al. Modular Content Analyses. Final report to the National Science Foundation. Washington, DC, Herner and Company, 1965.
Lunin, L. The development of a machine-searchable index-abstract and its application to biomedical literature. In: Three Drexel Information Science Research Studies; ed. By B. Flood, pp. 47-134. Philadelphia, Drexel Press, 1967.
Zholkova, A. I. Applying facet analysis methods in abstracting. Scientific and Technical Information Processing, 2, 1975, 70-74. (English translation of Nauchno-Tekhnicheskaya Informatsiya, Seriya 1, Number 6, pp. 26-28.)
پينوشتها:
1. Abstract
2. Extract
3. Annotated
4. Indicative
5. Informative
6. Subject Slanting
7. Discipline - Oriented
8. Mission – Oriented
9. Critical abstract
10. Critical book review
11. Mathematical Reviews
12. Applied Mathematics Reviews (AMR)
13. Computer - based - retrieval Systems
14. Structured Abstract
15. Terse literature
16. Ultra terse literature
17. Modular abstract
18. Mini - Abstract