رشد اطلاعرساني اسلامي در تركيه پس از 1983[1]
جلال عبد
الله معوض
ترجمه: علي زاهد پور
رويكرد به اسلام در نيمه دوم سدة بيستم ميلادي, مبحثي
مهم در بين متفكران و پژوهشگران حوزههاي اسلامشناسي و شرقشناسي بوده است. مورد
تركيه به دليل ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي و ملي آن براي برخي تحليلگران، نمود
جذابتري داشته است. آنان از منظر اسلام گرايي جديد تركها، به بررسي ابعاد اين
جامعه روي آوردهاند. عبد الله معوض رابطه دو مقوله اسلام و پلوراليسم ديني و
سياسي را در تركيه بين سالهاي 1983 تا 1991 مطالعه كرده و فرضيه رابطه «دمكراسي
در كشورهاي اسلامي» با «ازدياد قدرت اسلام گرايان» را آزموده است. وي نتيجه اين
مطالعات را در كتابي زير عنوان اسلام و كثرت گرايي در تركيه منتشر كرده
است. مقاله حاضر، بخشي از اثر مزبور است.
مطابق
نتيجهگيري نويسنده، دموكراسي و آزادي در هر كشور اسلامي، بستر مناسب براي ارتقاي
اسلام گرايي است. اين استنتاج دقيقاً مخالف ديدگاههايي است كه آزادي را مخل و مضر
به باورهاي ايماني و ديني ميدانند.
تلقي عمومي آن است كه پس از دولت لائيك آتاتورك, جامعه
ترك به قعر سكولاريزم فرو غلتيد و علقههاي ايماني آغشته به آموزههاي اعتقادي در
اين جامعه از رونق و جذابيت افتاد؛ در حالي كه اين پژوهش از افزايش و رشد اسلام
گرايي در تركيه خبر ميدهد. گر چه اين مقاله تنها به نمادها و مظاهر فرآيند رو به
رشد اسلام در تركيه يعني نشر كتاب, نشريه و روزنامههاي اسلامي ميپردازد, گوياي
بسياري از واقعيتها است.
مقدمه
تركيه از سال 1983, شاهد تحولات بزرگي در حوزة اطلاعرساني
اسلامي ـ انتشار كتاب, روزنامه و مجلات اسلامي ـ بوده است. البته منظورمان,
اطلاعرساني اسلامي از طرق رسمي (حكومتي) كه «مديريت امور ديني» (از ادارههاي
دولت سكولاريستي تركيه) آن را هدايت ميكند, نيست؛ بلكه مقصود, آن نوع اطلاعرساني
است كه نقش سخنگوي جنبش احياي اسلامي را بازي ميكند يا نسبت به
اوضاع كنوني كه ناهمگون با ارزشهاي اسلام است، موضع انتقادي دارد. اطلاعرساني, از
يك سو با گروهها و جريانات اسلامي در ارتباط است كه عملاً به خاطر رشد دموكراسي,
توانستهاند از فعاليت مخفي به فعاليت علني روي آورند و از سوي ديگر, با بنيادهاي
ديني (غير وابسته به حكومت) و انديشمندان و فرهنگدوستان اسلامي غير دولتي پيوند
دارد.
كتابهاي اسلامي
در بازار نشر كتاب تركيه، قرآن كريم از
سال 1983, بيشترين توزيع را در اين كشور داشته است. در ردة بعد, كتابهايي قرار
دارند كه مسلمانان را به پايبندي به ارزشها و مباني اسلام در زندگي اجتماعي دعوت
ميكنند و خواهان خودداري آنان از كارهاي غير اسلامي همچون سقط جنين و آزاديِ بي
قيد زنان ميباشند. اين گونه كتابها را ناشراني اسلامي منتشر ميكنند كه تعداد
آنها در سال 1989, 120 ناشر از مجموع 370 ناشر تركيه برآورد شد، كه همين عده حدود
25% از كل كتابهاي تركيه را نيز منتشر ميسازند. حمايت اين ناشران از سوي بنيادهاي
خيرية غير دولتي صورت ميگيرد كه شمارشان از 200 بنياد، قبل از سال 1980، به 350
در 1983 و 850 در 1985 و بالاخره به 1258 بنياد در سال 1987 رسيد. نمايشگاههاي
سالانة كتابهاي اسلامي نيز كه از سال 1983 به طور منظم در آنكارا و استانبول
برگزار ميشود, استقبال فراواني را از سوي مردم بويژه براي كتابها و نوارهاي اسلامي
به خود ديدهاند. البته كتابهاي الگو گرفته از ايران و داراي گرايشهاي انقلابي, با
محدوديتهايي از ناحية دولت مواجه هستند، خاصّه بعد از نزاعي كه در نمايشگاه
آنكارا در سال 1988 به وجود آمد و حكومت (مديريت امور ديني) را بر آن داشت تا عرضة
اين گونه كتابها را در نمايشگاه سال 1989 ممنوع كند[2].
مجلات اسلامي
بنا بر ارزيابي يكي از پژوهشهاي آماري در
تركيه، در فورية 1991 تعداد 150 مجلة اسلامي ماهانه و هفتگي در تيراژي حدود 350
هزار نسخه در اين كشور منتشر شده است، كه بيانگر تمايلات يكايك گروههاي اسلامي در
انتشار مجلهاي به عنوان سخنگوي خود ميباشد. از مهمترينِ اين مجلات كه در عين
حال بيشترين توزيع و تأثير را نيز در خوانندگان داشتهاند, مجلات هفتگي مانند وحدت[3], جمعه[4]و واقعي[5] را ميتوان نام برد كه از سال 1990
منتشر شدهاند. البته بعضي از مقالاتِ انتشار يافته در برخي از اين مجلات و به طور
مشخص مجله اخير، اسباب رنجش حكومت را فراهم ساخت و اين امر منجر به توقيف برخي از
شمارههاي آن شد. اين هفتهنامهها بويژه وحدت, توجه خاصي به انتشار
ويژهنامههايي براي كودكان دارند. آنان قصد دارند از اين طريق، ارتباط نسل جديد
را با شخصيت پيامبر اسلام (ص) به عنوان برترين الگو, و نيز شخصيتهاي تاريخي ترك
همچون آلب ارسلان و سلطان محمد فاتح تحكيم بخشند و با قهرمانان وارداتي از غرب به
مقابله برخيزند[6].
روزنامههاي اسلامي
سه روزنامه اسلامي عقيده[7], نسل جديد[8] و زمان[9]،
روزانه حدود 500 هزار تيراژ دارند[10]. نسل جديد در سال 1989, به خاطر درج مقالاتي اهانتآميز به
بنيانگذار جمهوري سكولاريست تركيه (مصطفي كمال آتاتورك), دو بار توقيف شد. زمان,
نخستين روزنامة روشنفكران اسلامي ترك است كه اغلب آنها در خارج تحصيل كردهاند. از
معروفترين نويسندگان آن, فهمي قورو[11] را ميتوان نام برد كه تجديد نظر در اجراي سكولاريسم در تركيه را
لازم ميداند، با اين استدلال كه : «سكولاريسم ضرورتاً به معناي تكريم رهبري معيّن
ـ آتاتورك ـ نيست؛ چنانكه در ايالات متحده آمريكا, اگر كسي از جورج واشينگتن
بدگويي كرد, مورد بازجويي پليس قرار نميگيرد. علاوه بر اين, تلقي موجود از
سكولاريسم در تركيه, روزآمد و دموكراتيك نيست؛ زيرا در حالي كه دين در امور حكومت
وارد نميشود, حكومت در امور ديني و مراسم مذهبي مداخله نموده و قيد و بندهايي غير
دموكراتيك را بر مؤمنان تحميل ميكند»[12]. مقصود «قورو» از جملة اخير, تصميم دادگاه قانون اساسي در مارس
1989 بود كه به درخواست رئيس جمهور «افرين» صادر شد و پوشش حجاب را در دانشگاهها
ممنوع اعلام كرد.
در تركيه, 50 روزنامة اسلامي نيز منتشر ميشود كه بسته به حجمِ
توزيع و انديشههايي كه مطرح ميكنند, از يكديگر متفاوتاند؛ اما اكثر آنها, با طريقههاي
ديني در ارتباط بوده و بيانگر جنبش فكري و فعال احياگري اسلامي هستند.
مهمترينِ اين روزنامهها عبارتاند از[13]:
1. اِجمال[14]
و نصيحت[15] كه وابسته به يكي از شاخههاي طريقة قادريه هستند و هر يك
از سال 1983 و 1986 به طور مرتب منتشر ميشوند. تيراژ اولي 70 هزار است و تيراژ
دومي به 30 هزار نسخه ميرسد. انتشار اين دو روزنامه از شهر ترابزون[16] در منطقة درياي سياه آغاز شد و همچنان مركز اصلي آنها در آنجاست.
البته اين دو داراي دفترها و شعبههايي نيز در آنكار و قونيه هستند كه توزيعشان را
در برخي از شهرهاي تركيه و در صدر آنها استانبول پوشش ميدهد. اين امر به معناي
انتقال و گسترش پيام اسلامِ صوفيانه از جانب نواحي و مناطق روستايي, به مراكز شهري
بويژه در ميان قشر بالاي طبقة متوسط است.
اجمال, در سطح بيشتري به بيان تعليمات اين طريقه پرداخته است و
اهتمام افزونتري به امروزي كردن مباني آن در تعامل با مقتضيات مدرنيته دارد. اين
روزنامه بينشي را مطرح ميكند كه نتيجهاش اين است: «تمدن غرب كه تركيه و ديگر
كشورهاي اسلامي را مورد هجوم قرار داده, تمدني ناقص است؛ زيرا جنبة معنوي زندگي را
لغو يا به عبارت ديگر محدود كرده و عنان را به دست مادّه داده است و اشباع
خواستههاي دنيوي را ـ به عنوان راه خوشبختي ـ در نظر دارد. اين در حالي است كه
اسلام, از طريق تربيت روح بشري, راهها و ابزارهاي فرهنگي و معنوي لازم براي درمان
اين كاستيها را داراست و بر اين پايه, خواستهها و نيازهاي انسان, در چارچوب
اخلاقي و شرعي برآورده ميشود».
2ـ روزنامه رِباط[17] و خطاب[18]: اين دو كه تيراژشان در ماه, به 20
هزار نسخه ميرسد, اگر چه خود را گروهي اسلامي ـ صوفي و مستقل ميخوانند, اما
هماكنون با طريقة نقشبنديه در ارتباط هستند. اين گروه از نظر انديشه, بر
انديشههاي ابو العلاء مودودي, سيد قطب و سعيد حوي تكيه دارند و از
نظر تشكيلاتي, به شبكههاي طريقة نقشبنديه وابستهاند. انتشار اين دو در سال 1984
در قونيه آغاز شد؛ آنگاه مركز روزنامة خطاب به استانبول منتقل گشت و رباط,
مؤسسة وقف[19] را در آنكارا تأسيس كرد. اين امر,
نشانِ درك اين دو روزنامة بزرگ, از ضرورت انتقال [فعاليت] به شهرهاي
بزرگ ميباشد. تيراژ هر يك از اين دو نيز به 20000 نسخه در ماه ميرسد. مخاطب اين
دو روزنامه, افراد سطح پايينِ طبقة متوسط ميباشند كه پايههاي اجتماعي و اقتصادي
آنان, به خاطر سياستهاي اقتصاد سرمايهداري و ادغام تركيه در نظام اقتصاد جهاني
زيان ديده است؛ چه اين دو عامل, اختلال در توزيع درآمد ملي و بالا رفتن شاخصهاي
تورم را به دنبال داشت.
دعوت اين دو روزنامه بويژه رباط,
به جهاد معنوي و سياسي با در نظر گرفتن اولويتهاي اين جهاد است.
جهاد اصغر، مبارزه بر ضد جنبهها و عناصر ناخوشايند, تاريك و شهوانيِ نفس بشري است
تا جوانب معنوي ارتقا يابد و جهاد اكبر, بر ضد ابرقدرتها ـ حزب شيطان ـ و شيوة
اقتصاد سرمايهداري غربي, حكومت سكولاريستي و علما و دانشمنداني است كه مؤمنان را
گمراه ميكنند.
3. روزنامههاي اسلاميِ داراي ارتباط
مستقيم و علني با شاخهها و شبكههاي طريقة نقشبنديه: مهمترينِ آنها,
روزنامه اسلام است كه هر ماه, در 100 هزار نسخه توزيع ميشد. اسلام
در سال 1983 در آنكارا انتشار يافت و در سال 1986 به استانبول منتقل گشت. اين
روزنامه, در شهرهاي قونيه[20], ازمير[21], آدانا[22], ارض روم[23], قيصري[24], سيواس[25] و بورسا[26] دفتر دارد.
ديگر روزنامة مهم, زنان و خانواده[27] با تيراژ 60 هزار نسخه در ماه است.
ديگري روزنامة جهان و هنر[28] است كه هر ماه 20 هزار نسخه از آن
توزيع ميگردد. انتشار اين روزنامه در سال 1985 در قونيه آغاز و سال بعد, مركز آن
به استانبول انتقال يافت. اين روزنامه همچنين, انتشارات بزرگي را در سال 1986
ايجاد كرد كه رئيسش, استاد دانشكدة الهيات دانشگاه آنكارا است. وي همسرِ دختر يكي
از بزرگان مشايخ سلسلة نقشبنديه است كه از نسل مؤسس اين طريقه در قرن سيزدهم به
شمار ميرود. مقالات و پژوهشهاي منتشر در اين روزنامهها كه اغلبِ آنها نوشتة
استادان دانشكده الهيات است, فراخوان به ضرورت اسلامي كردن كلي زمينههاي اقتصادي
و اجتماعي و فرهنگي است؛ زيرا گرفتن [مباني] نهادهاي اين رشتهها را
از غرب درست نميداند. همچنين اين مقالات, لازم ميداند تركيه از تلاشهايش براي
ادغام در غرب ـ اتحاديه اروپا ـ دست بردارد و به سوي ادغام در امت بزرگ اسلامي (با
يك ميليارد جمعيت) گام زند.
بر عكسِ نويسندگان روزنامههاي طريقة نورسيه[29]،
نويسندگان سه روزنامة پيش گفته, معتقد به امكان استفاده از دستاوردهاي علوم جديد و
فنآوري هستند چنانكه بر عدم وابستگي يا تداخل علوم جديد و علوم اسلامي ـ ديني
اصرار ميورزند؛ چه اولي را به طور همزمان داراي شايستگي و نسبيت, و دومي را
داراي راستي و مطلقيت ميدانند.
4. روزنامههاي اسلاميِ مرتبط با طريقة نورسيه: اين
طريقه, منسوب به شيخ سعيد نورسي است كه در آغاز قرن حاضر, زير چتر شبكههاي
طريقههاي نقشبنديه و قادريه در شرق تركيه رشد يافت. وي با نگارش تعدادي رساله, به
بيان اين نكته پرداخت كه شناختِ حاصل از علوم طبيعي جديد, در قرآن نيز موجود بوده
است. او از نظر سياسي و فكري نيز, ديدگاهي مخالف با تز سكولاريزم در پيش گرفت. وي
بر هماهنگي ميان اسلام و علم جديد تأكيد ورزيد، چرا كه علم جديد را تشكيل دهندة
جزئي از رسالت مقدس اسلام ميدانست.
از مهمترينِ اين روزنامهها ميتوان: ظفر, پل و
خانوادة ما را نام برد كه حجم توزيع آنها در ماه بين 20 تا 80 هزار نسخه
است. مراكز و شعبههاي آنها نيز در شهرهاي مختلف, از جمله ازمير، استانبول و
آنكارا ميباشد. اين روزنامهها نيز همان انديشة ياد شده را بيان ميكنند؛ يعني
اينكه تمامي علوم جديد اعم از زيستشناسي, شيمي, پزشكي, هندسه و رياضيات, نجوم و
مانند آن, بيانگر علامتها و نشانههايي از نظام الهي در جهان هستي هستند و
ميتوان از آيات قرآن كريم, همة كشفيات علمي و فنآوري جديد را بيرون كشيد.
نويسندگان برخي از اين روزنامهها معتقدند كه «اگر غربيها ـ با وجودِ داشتن علوم
و فنآوري مدرن ـ به علت دور شدن از پرتو رحمت الهي, از پوچي و بيهويتي رنج
ميبرند و براي ديگران بحرانساز هستند, مسلمانان ميتوانند از تمام مزاياي اين
علوم استفاده ببرند و به خوشبختي و آرامش و تعادل ميان ماده و روح دست يابند.»
پينوشتها:
1. بخشي از كتاب الإسلام
و التعددية في تركية (قاهره، 1994 م, ص 47ـ51) است.
2. Rahmi
Gunduz, Islamic Media Important Factor in Spreading Ideology, TDN (May22, 1989), P.l.
3. Vahdet.
4. Cuma
5. Objektif.
6. Trabzon.
7. Ribad.
8. Mektup.
9. Vakif.
10. Gonul
Yakar, 150 Islamic
Publication Court
Readers, TDN (February12, 1991), P.5.
11. Bahattin Aksit, Islamic Active in
Turkey, a paper Prepared for the Conference on Dynamics of States and Societies
in the Middle East, Organized by Center for Political Research and Studies,
Cairo University, Cairo: June 17,
1989, P. l.
12. Milli.
13. Yeni Neisl.
14. Zaman.
15. Fehmi
Koru.
16. Selin
Caglayan, Fundamentalism Is a Product of Secularism, TDN (May 22, 1989), Section
B, P.2.
17. Bahattin
Aksit, Op. Cit., PP.2.
18. Icmal.
19. Ogut
20. Konya.
21. Izmir.
22.Adana.
23. Erzurum.
24. Kayseri.
25. Sivas.
26. Bursa.
27. Kadin va
Aila.
28. Ilim va Sanat.
29. Nurasiyeh.