تعامل نمايشگاههاي كتاب با پژوهشگري اسلامي

گفتگو با حامد الخفاف

در روزهاي برگزاري نوزدهمين نمايشگاه بين ‏المللي كتاب تهران, دست‏اندركاران تحريريه فصلنامه كتابهاي اسلامي، فراسوي بازار پر رونق خريد و فروش كالاهاي فرهنگي, به منظور انعكاس نظر متخصصان مسائل كتاب و پژوهش در جهان، باب گفتگو را با بعضي از آنها باز كردند. از جمله به سراغ حامد الخفاف رفتيم. نامبرده علي‏رغم مشغله زياد خود, با آغوش باز از اين گفتگو استقبال كرد. وي از ناشران سرشناس عرب در بيروت به شمار مي‏آيد و خود از نويسندگاني است كه علاقه وافري به احياي ميراث مكتوب اسلامي دارد. او در نمايشگاههاي كتاب تهران حضور فعالي داشته است. همچنين در نمايشگاههاي كتاب در ديگر كشورهاي جهان اسلام و حتي غرب، به نشر آثار اسلامي ‏پرداخته است. در گفتگوي حاضر عمدتاً به تأثير و تأثرهاي پژوهشگري اسلامي در دوره جديد و نمايشگاههاي كتاب پرداخته‏ايم.

 

7  لطفا مختصري از زندگينامه علمي و فعاليتهاي فرهنگي خود براي خوانندگان ما بگوييد.

?     نخست از مسئولان پايگاه اطلاع‏رساني سراسري اسلامي (پارسا) كه به انتشار فصلنامه كتابهاي اسلامي مشغول هستند و فرصت اين ديدار و گفتگو را فراهم كرده‏اند تشكر مي‏كنم. در مورد فعاليتهاي علمي خودم به اختصار بايد بگويم: از بيست سال گذشته يعني از 1981 م به بررسي متون كهن اسلامي و تحقيق و تصحيح آنها سرگرم بوده و در آن ممارست داشته‏ام. ابتدا به همراه چند پژوهشگر ديگر در مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، كار تصحيح كتابهاي بزرگي نظير مستدرك الوسائل و وسائل الشيعة را به انجام رسانديم. در همين مؤسسه، گروهي را براي استخراج مصادر بحار الانوار تشكيل دادم كه حدود بيست جلد آن به چاپ رسيد.

همچنين تحقيق كتابهاي فتح الأبواب بين ذوي الألباب از سيد ابن طاووس، الليل و النهار از ابن فارس, إعجاز سورة الكوثر از زمخشري, تسهيل السبيل للحجة في إنتخاب كشف المحجة از سيد ابن طاووس, قضاء حقوق المؤمنين از سوري برخي از كارهاي شخصي‏ام بوده است. در تهيه برخي از مجلات و در برگزاري كنگره‏هاي متعددي مشاركت داشته و مقالاتي به آنها ارائه كرده‏ام.

از وقتي در لبنان اقامت گزيدم, غير از اداره دفتر مؤسسه آل البيت (ع) در بيروت، به تحصيل در دانشگاه لبنان (الجامعة اللبنانية) پرداختم و در سال 1999 در رشته تاريخ فارغ التحصيل شدم. هم‏اكنون به چند كار پژوهشي از جمله تصحيح كتاب فقه اللغة از ثعالبي مشغول هستم.

 

7 فعاليتهاي علمي جناب‏عالي بيشتر در زمينه احياي منابع مرجع بوده است. چه مشكلات يا نقصانهايي احساس مي‏كرديد كه براي رفع آنها در اين راه گام نهاديد؟

?     وضعيت موجود در عرصه احياي تراث اسلامي و مرجع نگاري را به واقع «نقصان» نمي‏توان ناميد، بلكه مي‏توان از مشاهده «خلأ» پاره‏اي فعاليتهاي علمي سخن گفت. اين خلأ در اوايل سدة بيستم به گونه‏اي بود كه خاورشناسان را به پژوهش وا داشت. آنان اولين كساني بودند كه به تحقيق در متون اسلامي روي آوردند. براي اولين بار, برگشتراسر در بارة تحقيق متون در دانشگاه قاهره, به تدريس پرداخت. اين درسها بعداً زير عنوان نقد النصوص منتشر شد.

پس از آن بود كه محققان بزرگي نظير عبد السلام محمد هارون و صلاح الدين المنجد پا به عرصه احياي آثار نهادند و با مشغول شدن دانشمندان بزرگي در جهان اسلام و بويژه عراق و ايران به اين كار, نهضت علمي به راه افتاد. پس از انقلاب اسلامي در ايران و پيشرفت آن, مؤسسه‏هاي زيادي براي تحقيق متون تأسيس شد. يكي از آنها, مؤسسه آل البيت (ع) بود كه با تلاش افرادي همچون سيد عبد العزيز طباطبائي و بنيانگذاري دفاتري در بيروت، دمشق, تهران و قم نقش زيادي در اين نهضت علمي داشت. در همين‏ جا بايد به برخي عملكرد‏هاي محققان هم اعتراض كرد. چون بعضي آثار بدون استفاده از روشها و ضوابط علمي، تصحيح شد و به بازار آمد.

اصولاً تا كنون دو گونه تصحيح وجود داشته است: علمي و ملتزم به قواعد, غير علمي و غير روشمند. بسياري از پژوهشگران، گونة اول را انتخاب و بر اساس آن عمل كردند. روش علمي تحقيق مخطوطات، مبتني بر مباني و قواعدي است كه امروزه در دانشگاههاي جهان در مقطع‏هاي كارشناسي ارشد و دكتري تدريس مي‏شود. اما برخي بدون آگاهي از اين روش، به تصحيح پاره‏اي از متون پرداخته‏اند.

در سالهاي اخير, مراكز احياي تراث علمي, به تربيت و آموزش مصححان و محققان هم همت كرده‏اند و با پرورش شماري قابل توجه از افراد, زمينه‏هاي خالي را پر كردند, هر چند هنوز نياز مبرم به تعداد بيشتري از افراد آگاه و ورزيده در اين عرصه هست. البته بايد براي بسط تجربه‏هايي كه در اين مؤسسه‏ها به دست آمده است، تلاش كرد. بايد دستاوردها را به دانشگاهها برد و بدين وسيله تحقيق متون خطي را در مؤسسه‏ها به فعاليتي آكادميك و نهادينه تبديل كرد. نهضت احياي ميراث مكتوب وقتي به مرحله كمال مي‏رسد كه‏ عمومي و فراگير و نهادينه شود و از وضعيت فردي خارج گردد.

 

7  در يك تحليل مقايسه‏اي، چه تفاوتهايي بين نهضت احياي ميراث مكتوب در ميان شيعه و اهل سنت در جهان اسلام مي‏بينيد؟‏

?     آنها در مصر يا كشورهاي ديگر, سابقه طولاني‏تري دارند؛ تحقيق روشمند را از خاورشناسان فرا گرفتند و به دانشگاهها و آكادمي‏هاي علمي و تحقيقاتي بردند. ما غير از چند مركز كوچك مانند كلية الفقه در نجف اشرف, دانشگاه نداشتيم. البته در پنج دهه اخير, شخصيتهاي محققي همچون محمد تقي دانش پژوه در تهران, سيد عبد العزيز طباطبائي در نجف و بعداً در قم, و سيد عبد الحسين حسيني هم تلاشهاي فراواني انجام دادند. اين دانش توسط اينان بسط يافت و حتي در دانشگاهها ترويج شد. با بهره‏گيري از تجارب گذشته, طي دو دهه اخير، اين نهضت در جهان شيعه اوج گرفته و بسياري از كمبود‏ها و كاستيها را مرتفع ساخته است، به طوري كه مي‏توان گفت اكنون به ديگران نزديك شده‏ايم.

هم‏اكنون مؤسسه‏هاي متعددي براي تحقيق مخطوطات در جهان عرب تأسيس گرديده است؛ مجله‏هاي تخصصي متنوع در اين زمينه منتشر مي‏شود و تصحيح روشمند علمي براي آنان صورتي نهادينه به خود گرفته است. از سوي ديگر رويه پژوهشي افرادي مانند محمد ابو الفضل ابراهيم, عبد السلام هارون, عبد الفتاح محمد الحلو سرمشق و الگوي آنهاست. در كنار اين همه، نشرياتي هست كه دائماً به نقادي كارهاي آنان مشغول است. متأسفانه اين موارد در بين ما كمتر است. بعضي محققان ما بي آنكه از قواعد تحقيق مخطوطات به درستي آگاه باشند و بدون دانش لازم و مكفي و بدون دقت كامل و مصرف وقت كافي, به سرعت به انتشار برخي آثار اقدام مي‏كنند. اين موارد را نبايد تحقيق نامگذاري كرد؛ اينها فقط نشر و چاپ كتاب است.

 

7  به نظر جناب‏عالي الان اين وضع بهتر شده و رو به بهبودي است يا نه؟

?     البته به سوي بهتر شدن است. مثلا وقتي به كارهاي مؤسسه آل البيت (ع) نگاه مي‏كنيم, مي‏بينيم مؤسسه‏اي كه تا چند سال گذشته مجهول بود, با انتشار مجموعه‏هاي تحقيق شده علمي و روشمند, اين فن را ارتقا بخشيده است. روي برخي از آثار، در اين مؤسسه حدود ده سال كار شد. كتاب مجمع البيان, دوازده سال در دست محققان بود. هم‏اكنون ارائه كار روشمند و مضبوط, به يك سنت و عرف تبديل شده است، كه همگان مجبورند آن را رعايت كنند.

 

7 اين مباحث به عنوان آشنايي با جنبه‏هايي از پژوهشهاي اسلامي و آگاهي در خصوص ديدگاههاي جناب‏عالي مفيد است. فصلنامه كتابهاي اسلامي در آينده، ويژه‏نامه‏‏اي در زمينه احياي ميراث علمي خواهد داشت و در آن به اين مباحث بيشتر خواهد پرداخت. بهتر است به سراغ مبحث نمايشگاه كتاب تهران برويم. به نظر شما اين نمايشگاه در سالهاي اخير چه تأثيري در نهضت احياي متون كهن داشته است؟ اگر كاركرد اين نمايشگاه را با كاركرد نمايشگاههاي كتاب قاهره هم مقايسه بفرماييد سپاسگزار خواهيم بود.

?     هر نمايشگاهي در هر كشور, ويژگيهايي منحصر به فرد دارد و درهمة زمينه‏ها نمي‏توان آنها را با هم مقايسه كرد. نمايشگاه كتاب قاهره, بزرگترين نمايشگاه در جهان پس از نمايشگاه كتاب فرانكفورت است. صدها هزار شركت كننده از جهان عرب, از شرق و غرب در آن حضور مي‏يابند. ناشران از سراسر جهان به ارائه آثار خود در آن مي‏پردازند. نمايشگاه كتاب قاهره از اين نظر دومين نمايشگاه كتاب در جهان است. نمايشگاه تهران به نسبت، محدود است. به نظر مي‏رسد مطالعه كنندگان منابع در ايران محدود به طبقه خاصي ‏باشند. افرادِ خواهان منابع عربي را فقط طلاب علوم ديني, حوزه‏هاي علميه, دانشجويان رشته‏هاي علوم انساني در دانشگاهها بويژه در رشته‏هاي ادبيات عرب و برخي از افراد عرب زبان مقيم ايران تشكيل مي‏دهند. با توجه به اينكه اكثر منابع اسلامي به زبان عربي است و كثيري از ناشران جهان اسلام, عرب هستند, و نيز به دليل كم رونقي, آنها كمتر براي آمدن به نمايشگاه تهران از خود رغبت نشان مي‏دهند. اين مسائل روي ارائه كتابهاي مرجع و نيز در احياي متون تأثير دارد. البته هر نمايشگاهي با اقتضائات و خواسته‏هاي بومي و منطقه‏اي كشور خود مطابقت دارد.

 

7 در نمايشگاه كتاب قاهره, عناوين كتابهاي مرجع، بيشتر و متنوع‏تر به چشم مي‏خورد. كتابهاي دوره‏اي (چند جلدي) كه مبناي بسياري از پژوهشهاست در قاهره بيشتر بود. اما در نمايشگاه تهران عمدتاً رويكرد به ارائه كتابهاي عمومي‏تر و غير مرجع است. نظر جناب‏عالي چيست؟

?     من معتقدم ناشران بر اساس نيازها و مقتضيات ملت خود, فعاليت مي‏كنند. نمايشگاه كتاب تهران يا بسياري از نمايشگاههاي ديگر كه مجموعه‏اي از ناشران را در بر دارند نيز در چارچوب اقتضائات ملي به چاپ و نشر مي‏پردازند. البته نمايشگاه قاهره به دليل وسعت زيادش و شركت ناشران فراوان در آن, وضعي متفاوت دارد. در نمايشگاه قاهره همة انواع كتاب‏ عرضه مي‏شود: كتابهاي كهنِ احيا شده و كتابهاي تحليليِ جديد. گاهي شنيده مي‏شود كه در نمايشگاه تهران، كتابهاي تحليلي جديد و به تعبير ديگر كتابهاي مربوط به انديشه‏هاي نوين مسلمانان جهان كمتر عرضه مي‏شود و بسياري از مراجعه كنندگان از اين مسئله ناراحت هستند.

نمايشگاه تهران در سالن‏هاي عربي بيشتر به عرضه كتب تراث مي‏پردازد چون عرضه اين كتابها براي ناشران كمتر مشكل‏‏زا است. البته اين قبيل كتابها در ايران, مشتري بيشتري هم دارد. با توجه به اينكه اهل سنت, زودتر و گسترده‏تر به احياي متون قديم پرداختند, عناوين كتابهاي عرضه شده از طرف آنها بيشتر است. تحقيق و انتشار ميراث مكتوب سني، بيش از نيم ‏سده سابقه دارد. كتاب برگشتراسر مربوط به سال 1932 م است. پس از آن، دانش تحقيق مخطوطات در جهان اهل سنت شكل گرفت، ولي اين كار در جهان تشيع فقط بيست سال سابقه دارد. اگر خيلي خوش‏بين باشيم، شايد سي سال پيشينه براي آن در نظر بگيريم. نخستين متني كه به روش علمي تحقيق شد, كتاب شرائع الاسلام بود كه توسط عبد الحسين البقال به عنوان پايان‏نامه فوق ليسانس دركلية الفقه انجام يافت. به اين ترتيب اولين تجربه‏ها در همين مركز (كلية الفقه) به دست آمد. تفاوت جهان اهل سنت و جهان تشيع اين بود كه در كشورهاي سني نشين، دانشگاههاي متعدد در رشته‏هاي مختلف علوم انساني به احياي ميراث علمي به عنوان پايان‏نامه‏هاي دانشگاهي پرداختند. صدها كتاب بدين روش احيا و چاپ شد. اما در بين شيعيان تا چند دهه گذشته, مديريت دانشگاهها در اختيار نبود. صرفاً چند مركز آموزش عالي كوچك يا دانشكده‏ها يا كرسي‏هاي چند دانشكده در اختيار آنها قرار داشت. البته علي‏رغم اين محدويتها، در همان دورانْ استاداني در دانشكده ادبيات يا الهيات دانشگاه فردوسي مشهد يا دانشگاه تهران به احياي تراث اهتمام داشتند و دانشجويان خود را به اين سمت سوق مي‏‏دادند. نتيجه تلاش آنها انتشار آثار فراوان بود. اما اين اقدامات، يك فرآيند فراگير نبود. از اوايل دهه هشتاد ميلادي، در فرهنگ شيعي هم اين تلاشها جدي‏تر شد و تعميم يافت.

 

7  آيا مي‏توان گفت در نمايشگاه قاهره كتابهاي مرجع بيشتر عرضه مي‏‏شود ولي در نمايشگاه تهران كمتر؟ به عبارت ديگر آيا به نظر شما توجه به مرجع‏شناسي و استفاده از منابع بنيادي، در فرهنگ ايراني كمتر است؟

?     وقتي با نظر دقيق بنگريم بايد بين كتابهاي مرجع و كتابهاي مصدر تفاوت قائل شويم. سابقه كتابهاي مصدر بيشتر از كتابهاي مرجع است. كتاب الأمالي شيخ صدوق يا الكافي كليني مصدر هستند ليكن كتاب بحار الانوار مرجع است. مجلسي با استفاده از كتابهاي الكافي و الأمالي و ديگر كتابهاي مصدر، به تأليف بحار الانوار پرداخته‏ است.

كتابهاي مرجع و مصدر شيعي كه در لبنان يا سوريه چاپ مي‏شود قطعاً به نمايشگاه تهران آورده ‏مي‏شود. از اين نظر تمامي منابع مهم شيعي در تهران عرضه مي‏شود و مي‏توان آن را بزرگترين نمايشگاه كتاب شيعي در جهان دانست. البته كاستيهايي هست كه براي زدودن آنها بايد تلاش بيشتري انجام داد.

 

7  تعامل و همكاري بين ناشر و نويسنده را در نمايشگاه چگونه ارزيابي مي‏كنيد؟ چند ديدگاه در اين زمينه وجود دارد: گاه از سر بدبيني, ناشران را غاصب حقوق نويسندگان دانسته‏اند؛ ديدگاه ديگر, حرفه‏ نويسندگي و نشر را دو شغل مكمل يكديگر مي‏داند.

?     اين پرسش مهمي است. هر نويسنده و پژوهشگري اثرش را همچون فرزند خود دوست دارد. من هم پژوهشگر و هم ناشر هستم و زبان هر دو قشر را مي‏فهمم. هر نويسنده به تصور خود، كتابش بهترين كتاب و قابل فروش است. ناشران هم به دو دسته متعهد و غير متعهد قابل تقسيم‏اند: گروهي از ناشران، حقوق نويسندگان را رعايت مي‏كنند و گروه ديگري دغدغه رعايت حقوق نويسندگان را ندارند و در اموال آنها خيانت مي‏‏ورزند.

نمايشگاه محيط خوبي براي بهينه شدن روابط و تعاملات اين دو قشر است. هم نويسندگان و هم ناشران، در اين محيط يكديگر را به خوبي مي‏شناسند و با واقعيتها و نيازها بيشتر آشنا مي‏شوند. تجارب گذشته مؤيد آن است كه بهترين نوع روابط, انعقاد قرارداد به يكي از سه شكل مرسوم است. يك شكل قرار داد, پرداخت درصدي نسبت به تعداد كتاب منتشر شده در هر سال است. شكل ديگر، خريد كتاب توسط ناشر براي هميشه و شكل سوم پرداخت مبلغي به طور قطعي در هر نوبت چاپ است. تجربه نشان داده كه شكل‏ دوم و سوم مشكل كمتري داشته است.

من اعتقادي به چاپ و نشر كتاب توسط خود نويسنده ندارم چون اين كارها تخصصي است و نويسنده بايد به كارهاي مخصوصِ خود بپردازد.

 

7  تعامل بين ناشر و نويسنده در جهان اسلام و بويژه جهان شيعه هنوز نهادينه نشده است و بين آنها ديوار بلند عدم اعتماد يا كم اعتمادي مشاهده مي‏شود. از سوي ديگر براي رشد و ارتقاي پژوهشهاي اسلامي، همكاري و همدلي هر دو قشر ضرورت دارد. به نظر شما چه راهكار و تمهيدي در نمايشگاه مي‏توان انديشيد تا اين روابط، نهادينه‏تر گردد؟

?     سخن صريح در اين باره آن است كه بگوييم مشكلات زيربنايي در اين زمينه وجود دارد و تا آن مشكلات مرتفع نشود, روابط اين دو قشر هم بهبود نخواهد يافت. يك مشكل اساسي مربوط به قانون حق مؤلف (كپي رايت) است. از يك طرف بسياري از كشورهاي جهان اين قانون را كه در واقع حمايت از توليد كنندگان آثار فكري و عملي است پذيرفته‏اند, اما در شريعت اسلام و فقه شيعي, احكام و فتاواي جدي و همگاني در اين باره وجود ندارد. اغلب مراجع آن گونه كه من استفتاء كرده‏ام, مخالف حقوق كپي رايت هستند يا فتواي صريحي در اين زمينه ندارند يا به عدم وجود حقوق معنوي براي مؤلف و ناشر فتوا مي‏دهند. در واقع ارائه راه حل براي اين مسئله بسيار دشوار است.

گويا سازمان كنفرانس اسلامي, مصوباتي در زمينه مالكيت آثار فكري داشته است. گمان مي‏كنم اين سازمان مي‏تواند گامهاي بلندي در اين عرصه بردارد و قوانين مربوط به حقوق ناشران و نويسندگان را سامان بخشد.

من ناشري هستم كه كتابهايم را در نمايشگاه عرضه مي‏كنم ولي اصلاً مطمئن نيستم كه كتابهايم را تا چند ماه ديگر در ايران افست و منتشر نكنند. كسي هم جلوي اين كار (تكثير) را نمي‏گيرد و از من حمايت نمي‏كند. خلأ قانوني در مورد مالكيت فردي آثار فكري، آفت رونق نشر و نهايتاً مانع پيشرفت فرهنگ است. نويسنده‏اي كه اثري را با صرف هزينه و وقت زياد انجام مي‏دهد و ناشري كه براي چاپ و نشر، هزينه‏هاي هنگفت مصرف مي‏كند, هيچ يك اطميناني به سرقت محترمانه (!) اثر خود ندارند.

حد اقل حقوقدانان به عنوان عسر و حرج و حكم ثانوي مي‏توانند قوانيني در اين زمينه وضع كنند. بنده پيشنهاد مي‏كنم كه مسئولان پايگاه پارسا همايشي براي بررسي اين موضوع ترتيب دهند تا به صورت تطبيقي، به بررسي حقوق معنوي ناشر و نويسنده در شريعت و حقوق جديد پرداخته شود.

روز گذشته خبري از رئيس نمايشگاه كتاب فرانكفورت منتشر شد؛ او گفته بود كه چهرة ناشران ايراني در خارج از كشور مخدوش است. چون قوانين كپي رايت را رعايت نمي‏كنند. حتي وقتي پارسا CD يا كتابي را با هزينه‏هاي سرسام آور توليد مي‏كند، كساني به راحتي آن را كپي مي‏كنند.

 

 7 گويا دو مشكل وجود دارد: يكي عدم قانون در كشورهاي اسلامي؛ دوم عدم وجود فتوا يا وجود فتاواي معارض در اين زمينه. نظر شما در مورد مشكل اول چيست؟

?     در بسياري از كشورهاي اسلامي مانند لبنان و امارات و مصر، قوانين كپي رايت و حقوق معنوي را رعايت و اجرا مي‏كنند. در مصر نظام حقوقي منسجم و دقيق ميان مؤلف و ناشر وجود دارد. حتي در مواردي به دفاع از حقوق نويسنده, ناشر به زندان رفته است. چند سال قبل كتابي را تحقيق و منتشر كردم, پس از مدتي همان كتاب را نويسنده ديگري به نام خودش به چاپ رساند!

 

7 مراجع و علماي ديني اهل سنت در ديگر كشورهاي جهان اسلام, مسائل شرعي حقوق معنوي را چگونه حل كرده‏اند؟

?     بدون شك مراجع شيعه بر اساس اصول و ضوابط خاص به استنباط و ارائه فتوا مي‏پردازند. آنجه مهم است، برخي اطلاعات كارشناسي و تشخيص موضوعات يا موضوع‏شناسي است كه بايد از طرف متخصصان امور فرهنگي در اختيار آنان قرار گيرد. اين‏ گونه كارشناسي‏هاي تخصصي در اهل سنت زودتر انجام گرفت و احكام شرعي حد اقل بر اساس عناوين ثانويه, مصالح عمومي, مقاصد شريعت و حفظ نظام اجتماعي و مدني صادر شد. البته در بعضي از كشورهاي اسلامي, قانون دولتي حاكميت داشته و اهتمامي براي التزام به استنباط قوانين در اين زمينه مشاهده نشده است.

 

7  اگر تعارض بين احكام مراجع و قوانين كپي رايت پيش بيايد، چه راه حلي را پيشنهاد مي‏كنيد؟

?     ارائه راهكار در اين ‏باره واقعاً مشكل است. اما به نظر مي‏رسد, مكانيسمي كه در جمهوري اسلامي ايران براي قانونگذاري اجرا مي‏شود، در اين مورد هم مناسب است. يعني پس از قانونگذاري مجلس شواري اسلامي, شوراي نگهبان بر اساس ضوابط شرعي آن را تأييد مي‏كند. اگر تعارض بين شوراي نگهبان و مجلس شوراي اسلامي پيش آمد, مجمع تشخيص مصلحت موظف به قانونگذاري بر اساس اصول شرعي و مصالح ملي است.

گويا هنوز مجلس شواري اسلامي به قانونگذاري در اين زمينه نپرداخته است. البته تجارب مسئولان نمايشگاه كتاب تهران و ناشران خارجي و داخلي شركت كننده, اطلاعات مفيد و كارشناسي‏هاي راهگشايي براي نمايندگان مجلس دارد.

 

7 تأثيرات مستقيم و مهم نمايشگاه كتاب بر ارتقاي تحقيقات اسلامي را چگونه ارزيابي مي‏‏كنيد؟

?     نمايشگاه تهران و ديگر نمايشگاهها اولاً كتابهاي مورد نياز و منابع جديد را در اختيار خوانندگان قرار مي‏دهند. دوم آنكه نمايشگاهها محل ملاقات نويسندگان و تعاطي افكار آنان با ناشران و مشتريان كتاب است. من در برخي نمايشگاهها با اينكه هيچ سود مادي برايم نداشته است، شركت كرده‏ام؛ شركت در نمايشگاهها از لحاظ فكري براي من بسيار مفيد بوده است. چنين محيط و فضايي خودش براي شركت كنندگان, پيامهاي خاص فرهنگي دارد. سوم اينكه نمايشگاه يك همايش و تظاهرات فرهنگي است كه در درون خود، نشست‏ها و گفتگوها و سخنراني دارد. تجربه‏ها و دستاوردها منتقل مي‏شود و تبادل فرهنگي صورت مي‏پذيرد. نمايشگاهها را مي‏توان دروازه‏هاي تمدن و فرهنگ و طلايه‏دار پيشرفت و توسعه در هر كشور دانست.

 

7  از منظر ديگر كه به نمايشگاه مي‏نگريم, رونق بازار كتاب و كتاب‏خواني را متأثر از نمايشگاه مي‏يابيم. نمايشگاه، پايگاه صدور و ورود و بازار خريد و فروش كتاب است. صدور كتاب نقش زيادي در رونق بازار تأليف و نشر و حتي ترويج فرهنگ دارد. متأسفانه در خبرها آمده بود كه آمريكا علاوه بر اينكه در رأس توليد كنندگان كتاب حتي در زمينه‏هاي اسلامي قرار دارد, اولين صادر كننده كتاب در جهان است. استراليا مقام دوم را در صدور كتاب به دست آورده است. رتبه‏هاي 26 براي تركيه, 29 براي عربستان و 52 براي ايران ثبت شده است. شما براي بهبود اين وضع، چه پيشنهادي به مسئولان فرهنگي داريد؟

?     با اينكه به اين آمار شك دارم، ولي اگر درست باشد بسيار ناراحت كننده است. در ايران نهضت فرهنگي بزرگي شكل گرفته و درحال پيشرفت است. همه ساله چندين مركز و مؤسسه جديد فرهنگي و پژوهشي كه به توليد كتاب مي‏پردازد, تأسيس مي‏شود. به نظر مي‏رسد چاپ كتاب در ايران رونق خوبي دارد. از همين نمايشگاه هم پيداست. اما نسبت به صدور كتاب بايد تميهداتي انديشه شود كه توليدات فرهنگي ايران بيش از پيش به خارج برود. نويسندگان و ناشران ايراني هم بايد مقتضيات و نيازهاي ديگر كشورهاي جهان اسلام را كارشناسي كنند و خود را بيشتر به آنها نزديك نمايند.

مسئولان فرهنگي بايد به نوع و كيفيت اهميت بدهند، نه به تعداد عناوين. در وزارت فرهنگ ژاپن, گروههاي كارشناسي در رشته‏هاي مختلف وجود دارد كه به ارزيابي محتوا و علميت كتاب قبل از چاپ مي‏پردازند و كتابي كه انديشه جديد, موضوع جديد و نكته جديدي نداشته باشد اجازه نشر نمي‏گيرد. در ايران هم نويسندگان و ناشران بايد به كيفيت بيشتر اهميت دهند تا بتوان توليدات فرهنگي را در بازارهاي جهاني عرضه كرد.

 

7 ارتقاي كيفيت آثار مكتوب به چه عناصري بستگي دارد؟ برخي معتقدند اين ارتقا بستگي به اذهان نويسندگاني دارد كه در فضاي جديد فكري جهان به سر مي‏برند و نيازهاي فرهنگي خارج از ايران را به خوبي درك مي‏كنند. گويا اينان مي‏خواهند بگويند چون گسست‏هاي مختلف - از جمله شكاف زباني - بين ايران و ديگر كشور‏هاي اسلامي و غربي وجود دارد, ابتكارهاي ويژه در بين متفكران ايراني مشاهده نمي‏شود و اغلب توليدات آنها قابل صدور نيست. نظر شما چيست؟

?     من با اين ديدگاه مخالف هستم. شبكه اينترنت در همة شهرهاي ايران, شهروندان را به جهان وصل مي‏كند؛ با اينكه در برخي كشورهاي اسلامي هنوز اينترنت نيامده يا مشكلات اجرايي فراوان بر سر راه كاربران وجود دارد. دوم آنكه, روزنامه‏نگاري آزاد در ايران، اطلاعات فراواني را در اختيار مردم قرار مي‏دهد. اين چيزي است كه در خاور ميانه كمتر مشاهده مي‏شود.

سوم, ورود كتابهاي فراوان به ايران و استفاده علاقه‏‏مندان از آنهاست. از سوي ديگر, مؤسسه‏هاي فرهنگيِ پر نشاطي در ايران هستند كه با خارج هم ارتباط دارند. مثلاً در نمايشگاه قاهره, فرانكفورت, بيروت و دمشق شركت مي‏كنند و به تعاطي فرهنگي ميان ايران و جهان خارج كمك مي‏كنند. به هر حال جو فرهنگي بسته و منجمد نيست.

 

7  به نظر شما نمايشگاه تهران چه تمهيدات و روشهايي را بايد اتخاذ كند تا در سالهاي آينده كيفيت توليد كتاب به اندازه كافي ارتقا پيدا كند و مشتريان بيشتري را در جهان به سوي خود جذب نمايد؟

?     نمايشگاه تهران مي‏تواند نقش بارزتري در عرصه رشد فن‏آوري توليد كتاب در جهان عرب و اسلام و ايران داشته باشد؛ مباحث نظري مربوط به تأليف, چاپ و نشر را از نظر كمّي و كيفي توسعه بخشد و روشهاي عملي را بهينه‏‏ كند. براي مثال, متصديان نمايشگاه, مي‏توانند امكان برگزاري جلسات بحث و گفتگو بين ناشران ايران و اتحاديه‏‏هاي نشر در كشورهاي مختلف را فراهم آورند. در اين جلسات علاوه بر تبادل ديدگاههاي نظري و كارشناسي, مي‏توان توافق‏نامه‏هايي براي همكاري متقابل در سراسر جهان منعقد كرد. آنها مي‏توانند كتابهايي را مشتركاً چاپ كنند. ممكن است ناشر ايراني اثري را چاپ كند و پخش آن در كشورهاي عربي بر عهده ناشر لبناني قرار گيرد يا ناشري ترجمه عربي (تعريب) كتابي را انجام دهد و ناشر ديگري آن را چاپ كند. كتابهاي ايراني توسط ناشران عرب قابل چاپ و نشر هستند.

 

7  اين طرح جناب‏عالي در صورتي مفيد است كه تقريب فرهنگي و نزديكي ديدگاهها وجود داشته باشد. اما اگر كتابهاي تحليلي كشورهاي اسلامي كه به نحوي دگر انديشي دارند و گاه دوره‏اي از فضاي فرهنگي را به خود اختصاص داده‏اند, در نمايشگاه تهران ارائه نشود, اين تقريب فرهنگي تحقق نخواهد يافت؟

?     به نظر من بسياري از آثار نشر يافته در خارج از ايران, به ايران وارد مي‏شود و به نمايشگاه مي‏آيد و هم‏اكنون ارتباطات خوبي وجود دارد. البته ممكن است همة آثار در نمايشگاه عرضه نشود، ولي كانال‏هاي ديگر براي ورود وجود دارد. از اين ‏رو مشكلي براي تقريب فرهنگي و آگاهي از مواضع ديگران در ايران وجود ندارد.

آثار محمد شحرور, محمد عابد الجابري, صادق جلال العظم, نصر حامد ابوزيد, خليل عبد الكريم, قمني و محمد اركون كه به نحوي با آثار ديگران متفاوت است، در ايران موجود است و اكثراً از طريق نمايشگاه تهران به ايران آورده شده است. به هرحال به نظر من متفكران ايراني، بي‏خبر و ناآگاه نسبت به جريان فكريِ ديگر كشورهاي اسلامي نيستند.

 

7 به نظر شما جنبة فرهنگي نمايشگاه تهران مهم‏تر است يا بُعد اقتصادي و تجاري آن؟ ناشران بيشتر براي ترويج انديشه و فرهنگ به اين نمايشگاه مي‏آيند يا صرفاً براي كسب سود و درآمد در آن شركت مي‏كنند؟

?     بين اين دو نمي‏توان تفكيك قائل شد. مشترياني از طبقه متفكران و اهل قلم هستند كه فقط براي خريد و استفاده فكري و معنوي مي‏آيند و مشترياني براي درآمد و تجارت كتاب. ناشران با اينكه عمدتاً دغدغه‏هاي اقتصادي دارند، ولي خاستگاههاي فرهنگي و علايق و انگيزه‏هاي فكري هم دارند. اگر چنين نبود، به مشاغل غير فرهنگي با درآمد زاييِ افزون‏تر روي مي‏آوردند. يعني اين دو انگيزه تعارضي با يكديگر ندارند و قابل جمع هستند. البته از پيامدهاي منفي و مضر تجارت و سودآوري بايد كاست و در عوض جنبه‏هاي مثبت و سازنده آثار فرهنگي را بايد گسترش داد.

 

7  امسال شاهد بوديم كه متفكران و شخصيتهاي فرهنگي بيشتري به نمايشگاه كتاب تهران آمدند. كساني همچون عادل المعلم, محمد العاصي, رئيس انجمن نويسندگان فرانسه, و برخي از مديران نمايشگاه فرانكفورت آمده بودند. همايشهاي علمي و فرهنگي بيشتري تشكيل شد. اينها نشانگر فرآيند مثبت نمايشگاه و سمت‏گيري مطلوب آن است. اما به نظر شما چگونه مي‏توان بيشتر از نويسندگان و متفكران شيعه دعوت كرد تا در روزهاي نمايشگاه با برگزاري كنفرانس و به طور كلي از طريق تعاطي انديشه و مبادله راهكارها، به ارتقاي پژوهشگري شيعي كمك شود؟

?     در نمايشگاه كتاب بايد برنامه‏هاي متعدد و متنوعي براي استفاده بيشتر شركت كنندگان وجود داشته باشد. اما دخالت صبغه و رنگ مذهبي مضر است. ناشر شيعي بايد جزئي از جريان و حركت نشر در جهان باشد. جدا كردن وي از اين جريان، موجب ضربه در كشورهاي ديگر است. در واقع تجزيه ناشران شيعي و تخصيص امتيازات براي آنها در ايران, ظلمي به آنهاست چون آنان را از پيكره نشر جهاني منفصل مي‏كند. از سوي ديگر چاپ و نشر و حتي پاره‏اي از مسائل انساني، صبغه مذهبي بر نمي‏تابد و مشترك است.

 

7   برخي آمارهاي غير رسميِ انتشار يافته در ايران، حاكي از آن است كه حدود 80% از شركت كنندگان نمايشگاه تهران براي تفريح و گردش و حدود 15% براي نيازهاي پژوهشي و آموزشي خود به نمايشگاه مي‏آيند. به نظر شما آيا اين ضعف و نقصي براي تحقيقات اسلامي محسوب نمي‏شود؟

?     اگر اين آمار درست باشد, عيبي ندارد. آمدن اين تعداد براي تفرج و گردش, وسيله‏ و راهي براي مشاهده مظاهر فرهنگ و تمدن و دانش است. اين غير از گردش در پارك است، كه به قصد مشاهده مظاهر طبيعت صورت مي‏گيرد. خودِ مشاهده مظاهر فرهنگي، تأثيرات ناخودآگاهي بر گردشگران دارد و اين مغتنم و مفيد است. البته حالتِ ايده‏آل، آن است كه از اين همايش بزرگ در جهت اهداف ويژة آن بيشتر و بهتر استفاده شود.

 

7  مطابق آمارهاي منتشر شده در نمايشگاه قاهره و نمايشگاه فرانكفورت, تعداد كساني كه با قصد و انگيزه تفريح به اين دو نمايشگاه مي‏آيند بسيار كمتر است. آنان بيشتر براي تجارت يا خريد نيازهاي فرهنگي مي‏آيند. به نظر شما چه بايد كرد كه نمايشگاه تهران به يك محل بزرگ فرهنگي با جذابيتهاي فراوان براي كتاب‏خواني و مطالعه و خريد كتاب تبديل شود. البته بنده به آمار درصد كتاب‏خوان در ايران و غرب و حتي مصر توجه دارم. نظر شما اين است كه با ايجاد جذابيتهاي تفريحي، مردم را به جريان مطالعه و كتاب جذب كنيم و آنها را به تدريج به آن عادت دهيم.

?     بالا بردن آمار علاقه‏مندان به كتاب و نشريات و افزايش تيراژ كتاب و بالاخره افزايش آمار مطالعه كنندگان، به عوامل متعدد بستگي دارد. من تصور مي‏كنم نمايشگاه تهران در اين افزايش سهم زيادي داشته است. مهم آن است كه با كارشناسي‏هاي فراگيرتر و جامع‏تر، جذابيتهاي نمايشگاه تهران را در جهت افزايش اين آمارها ارتقا داد.

 

7  نمايشگاههاي كتاب در جهان هر كدام مدل خاصي دارند. نمايشگاه قاهره, بازار آزاد كتاب است، به صورتي كه هر نويسنده و هر ناشر هر چه مي‏خواهد عرضه مي‏كند و هيچ نظام مميزي در آن وجود ندارد. نمايشگاه فرانكفورت داراي مدل رايزني تجاري است و نمايشگاه به شكل تجارتخانه بزرگي براي خريد و فروش و انعقاد قرارداد درآمده است و هر غرفه, دفتر كار يك ناشر است. نمايشگاه تهران، نظام مميزي دارد و عمدتاً بازار فروش كتاب از سوي ناشران و خريد از سوي مشتريان ايراني است. از سوي خود ناشران، كمتر خريد صورت مي‏گيرد. همچنين معاملات تجاري بين ناشران كمتر انجام مي‏يابد. حال به نظر شما كدام مدل براي ما مناسب‏تر است و كدام مدل در رشد پژوهشهاي اسلامي كارآيي بيشتر دارد؟

?     همان طور كه پيشتر اشاره كردم، هر كشوري اقتضائات خاص خود را دارد و يك مدل واحد را براي همه جا نمي‏توان توصيه كرد. برخي تجربه‏هاي مثبت وجود دارد كه بايد اقتباس و عملي شود. مثلاً امسال در نمايشگاه قاهره, شاعران بزرگ به اجراي برنامه شعرخواني دعوت شدند. انديشمندان بزرگي هم برنامه‏ سخنراني خاص خودشان داشتند. مكاني را به نام «سوق عكاظ الشعرى» آماده كرده بودند كه محل اجراي برنامه‏هاي جذاب بود. در گوشه گوشه نمايشگاه، برنامه‏هاي متنوع فرهنگي براي سطوح و اقشار مختلف وجود داشت. در نمايشگاه تهران برنامه‏هاي جنبي شعر, سخنراني, موسيقي, قصه‏خواني, نمايش‏هاي هنري و آثار باستاني, تئاتر, نقاشي و كاردستي و امثال آنها كمتر به چشم مي‏خورد. اما بايد اقرار كرد كه نظم نمايشگاه تهران بهتر است. از رايانه در همه جاي نمايشگاه بهتر از قاهره استفاده شده است.

مسئولان نمايشگاه تهران، خود آگاه به تمايزات و ضعف‏ها و قوت‏ها هستند. به نظر مي‏رسد اگر سالني براي ارائه آزاد كتاب فراهم آورند كه ناشران خارجي بتوانند بدون قيود و ضوابطِ دست و پا گيرِ فعلي، اقدام به فروش كتاب كنند و مشتريان هم به راحتي و سادگي بتوانند خريد كنند، بسيار مناسب است.

 

7  سؤال مهمي در بارة نقش نمايشگاههاي كتاب در انتقال فن‏آوري پژوهش و روش مدرن تحقيق مطرح است. نمايشگاه تهران, قاهره, شيكاگو و فرانكفورت و ديگر نمايشگاههاي جهان اسلام اولاً تا چه اندازه در ورود روشهاي مطالعاتي و تحقيقاتي جديد از غرب تأثير داشته و از سوي ديگر نقش آنها در انتقال تكنولوژي تحقيقاتي بين كشورهاي اسلامي چگونه بوده است؟

?     رو‏شهاي جديد پژوهشيِ مستشرقان براي ما اهميت دارد. البته مقصود از اين سخن، آن نيست كه اين روشها لازم الاجرا و غير قابل خدشه است، بلكه غرض آن است كه تجربه‏هاي آنان در اين زمينه كارآمدي بيشتري داشته است. قطعا براي آنكه اين تجربه‏ها و روشها براي امثال ما مفيد واقع شود، بايد دست به بومي‏سازي بزنيم، يعني آنها را بر اساس مباني و آموزه‏ها و عرف فرهنگي مردم خود بازسازي كنيم.

البته مؤسسه‏‏هاي تحقيقاتي، خود نيز روشها و تجربه‏هايي را ابداع كرده‏اند. مثلاً يكي از ابتكارهاي مؤسسه آل البيت (ع), استفاده از روش تحقيق گروهي است. چند نفر, به تحقيق يك اثر مي‏پردازند. بدين وسيله زمانْ كوتاه‏تر, دقت علمي افزون‏تر و سرعتْ بيشتر مي‏شود. ما تجربه‏هاي خوبي از صلاح ‏الدين منجد و عبد السلام هارون فرا گرفتيم و روش تحقيق گروهي را پي‏ريزي كرديم.

نمايشگاه كتاب تهران محل خوبي براي تعامل و تعاطي تجربه‏هاي جديد در عرصه‏هاي مختلف تحقيقاتي است. اينجا عرصه آزمون شيوه‏هاي مختلف و سنجش مقبوليت و كاركرد آنها به نظر ناشران و نويسندگان و مشتريان است. مسئولان نمايشگاه بايد امكان گفتگوي سالم را در آن فراهم آورند.

 

7  برخي معتقدند نسل گذشته پژوهشگران، عميق‏تر و كوشاتر بودند. كساني همچون ابراهيم مدكور در مصر, حسن امين در لبنان, عباس زرياب خويي و محمد تقي دانش پژوه در ايران, سيد عزيز الدين طباطبائي در قم و نجف اشرف, جواد علي در عراق در زمره نسل پيشين هستند. اما نسل جديد، كوشايي كمتري دارند و سطحي‏ترند. آيا به نظر شما اين تحليل صحيح است؟

?     من هم از نسل جديد هستم ولي سطحي بودن پژوهشگران نسل جديد را قبول ندارم. كارهاي خوبي در دو دهه اخير توسط همين نسل جديد ارائه شده است. ملاك ارزيابي, اتقان كار است.

به نظر مي‏رسد در دورة نسل جديد اوضاع و شرايط كلاً تغيير كرده است. وسائل تازه‏اي مانند كامپيوتر به خدمت تحقيقات آمده است. در گذشته براي يافتن يك مطلب، تمامي الذريعة مطالعه و جستجو ‏مي‏شد ولي امروزه در ظرف چند دقيقه با كامپيوتر, مطالب را استخراج مي‏كنيم. در گذشته پژوهشگران مجبور به سخت‏كوشي بودند. ولي در دورة جديد نياز به سخت‏كوشي در آن عرصه‏ها نيست. همچون صنعت كه امروزه ماشين‏ها به سرعت و به راحتي كارهاي طاقت‏فرساي گذشته را انجام مي‏دهند.

پژوهشگران امروز بايد در عرصه ارتقاي روش، سخت‏كوش و دقيق و عميق باشند؛ يعني روز به روز روش پژوهش را بهبود بخشند. پژوهشگر جديد لازم نيست خيلي به حفظ مطالب بپردازد چون همه محفوظات او در حافظه كامپيوترها گردآوري شده است، بلكه بايد ياد بگيرد چگونه از داده‏ها و اطلاعات موجود كمال بهره‏برداري را انجام دهد.

 

7  آيا تفاوتي هم بين پژوهشهاي مربوط به احياي تراث و روش تحليل جديد وجود دارد؟ به عبارت ديگر نسل جديد با ورود مدرنيته به جهان اسلام مواجه شد و مجبور بود به ابعاد مختلف و پيامدهاي دورة مدرن كشور خود بپردازد. مثلاً رضوان السيد در اين راه، كوشش جدي داشت. سخت‏كوشي و عمق نسل گذشته در زمينه‏اي بود و كوششهاي نسل جديد در زمينه‏اي ديگر.

?     من معتقد نيستم كه همة پژوهشگران دوره جديد به زمينه‏ها و موضوعات جديد پرداختند. ما در هر دوره به دوگونه متفكر و نويسنده نياز داشته و داريم؛ يك دسته براي آنكه به تصحيح و تحقيق در منابع گذشته بپردازند و آنها را احيا كنند و دسته ديگر كه بر اساس آموزه‏هاي مندرج در متون فرهنگي گذشته، به نيازهاي فكري جديد پاسخ دهند. هر كدام از آنها وظيفه جداگانه‏اي دارند و مشاغل آنها تفكيك شده است. نمي‏توان گفت كه در دوره جديد نيازي به احياي ميراث علمي نيست. همين طور نمي‏توان گفت در گذشته فقط به احياي كتب پيشينيان خود مي‏پرداخته‏اند. هر دو فن از گذشته تا كنون به طور فعال مورد استفاده بوده است.

 

7  در واقع پژوهشگري اسلامي به سه شغل احياگري, نگارش تحليلي و روزنامه‏نگاري قابل تفكيك است. حال به نظر شما، از ميان اين تخصص‏ها چه به لحاظ كيفيت و چه از نظر حجم كمي، كدام يك جلوتر است و بيشتر ارتقا يافته است؟

?     آمارهاي دقيقي در اختيار نيست تا بتوان در اين باره به درستي قضاوت كرد. همين ‏قدر مي‏توان گفت كه در تمامي كشورهاي اسلامي, احياي متون رشد چشمگيري داشته است. بسياري از منابع، مورد تحقيق قرار گرفته و چاپ شده‏اند. در اين جهت، كمبود جدي مشاهده نمي‏شود. در مورد پژوهشهاي تحليلي هم كشورهاي اسلامي گامهايي به سوي توسعه فرهنگي و اقتصادي و سياسي برداشته‏‏اند و كتابخانه‏ها و ديگر امكانات بيشتر شده است. از سوي ديگر نيازهاي فرهنگي نيز افزايش يافته است. به فراخور اقتضائات ملي, تحقيقات مفيدي انجام گرفته و منتشر شده است. گرايش‏ زيادي در بين نويسندگان و متفكران به تحليل مسائل فكري وجود دارد. در آينده با پرورش نظريه‏ پردازان در رشته‏هاي مختلف علوم اسلامي، اميد مي‏رود كه در اين زمينه به تكامل جدي و رشد مقبول برسيم.

اما روزنامه‏نگاري در سطح ديگري قرار دارد و قشر روزنامه‏نگار تفاوت اساسي با دو طبقه پيشين دارند. روزنامه‏نگار را تاريخ‏نگارِ روز يا متوجه به مسائل زودگذر مي‏دانند.

يكي از كارهاي نمايشگاه آن است كه اين سه شاخه پژوهشگري و زيرشاخه‏هاي آنها را براي ارباب علم و فرهنگ به تفكيك تبيين كند؛ آمارهاي مختلف را به آنها نشان دهد و ضعف‏ها و قوت‏ها را هويدا سازد.

 

7  روابط بين قشرهاي سه‏گانه يا بيشتر پژوهشگران چگونه است و چگونه بايد باشد؟

?     سه گروه ياد شده هيچ كدام بر ديگري فضيلت و برتري ندارند، ولي بايد با يكديگر هماهنگي داشته باشند. روزنامه‏نگاري, سوژه‏هاي خوب تحقيقاتي را مي‏تواند در اختيار پژوهشگران تحليلگر قرار دهد و آنان بر اساس متون تصحيح شده به بررسي بپردازند. نيز روزنامه‏نگاري, اطلاعات و اخبار آثار را در جرايد و مجلات منتشر مي‏كند و در جامعه اطلاع‏رساني مي‏كند. احياگران با مطالعه نقدهاي مندرج در مجلات، به ارتقاي روش و كار خود مي‏پردازند. به هر حال كارهاي آنها مكمل يكديگر است. براي اينكه مجموعه اين افراد، كارآيي داشته باشند ضرورتاً بايد با يكديگر همدلي كنند. در نمايشگاه مي‏توان اين همدلي و همبستگي را نهادينه كرد.

 

7 يك ضرب المثل قديمي مي‏گويد: مصري‏ها مي‏نويسند, لبناني‏ها چاپ مي‏كنند و عراقي‏ها مي‏خوانند. آيا هنوز وضع همچون سابق است و اين معادله برقرار ماننده يا اينكه وضع با گذشته فرق دارد؟

?     در ده يا چند دهة اخير وضع معادله دگرگون شده است. نظام جهاني و شرايط منطقه‏اي و كشوري تفاوت كرده است. حتي نظامهاي علمي و تحقيقاتي و اطلاع‏رساني، مدرن شده و وسائل جديد در اختيار قرار گرفته است. الان هم مصري‏ها و هم غير مصري‏ها مي‏نويسند. لبنان و قاهره و حتي ايران چاپ مي‏كنند. هم‏اكنون سوريه در امور چاپ و نشر پيشرفت خوبي داشته است. آنان بازار آزاد چاپ تأسيس كرده‏اند. الان عراق نه ‏مي‏خواند و نه چاپ مي‏كند! حدود ده سال است كه كتاب به داخل عراق نرفته است، چون آنها در محاصره كامل هستند.

نتيجه اينكه در گذشته معادلات تجاري و فرهنگي به گونه‏اي بود و امروزه به شكل جديد در آمده است. بايد با شناخت اين معادلات جديد، به تنظيم آنها پرداخت. انجام اين كارشناسي‏ها از وظايف نمايشگاه كتاب است.

 

7  از اينكه وقت خود را در اختيار فصلنامه كتابهاي اسلامي قرار داديد، از شما متشكريم. اميدواريم در محل اقامت جناب‏عالي (بيروت), در روزهاي نمايشگاه كتاب بيروت, مصاحبه ديگري با شما در زمنيه‏‏اي ديگر داشته باشيم.