سباحت
غرق در « سياحت شرق»
پرويز
رستگار جزي
اين مقاله، معرفي و نقد كتاب سياحت
شرق نوشتة آقا نجفي قوچاني است كه در دهة اخير با استقبال فراوان مواجه و
چندين بار منتشر شده است. نويسنده، مقاله را در سه بخش بررسي كلي، انواع اطلاعات
و نقادي تصحيح كتاب، تنظيم كرده است.
ثبت خاطرات و تجربههاي
شخصي در قالب زندگينامه، يكي از منابع مهم و ارزشمند در تاريخنگاري و پژوهشهاي
تاريخي بويژه در يكصد سال اخير است كه در قياس با سليقة غربيها، در ميان ساكنان
مشرق زمين، كمرنگتر و از رواج كمتري برخوردار بوده است. اين بيرغبتي كه شايد
بيش از هر چيز، ريشه در فروتني بيش از حد و خود هيچ انگاري داشته باشد، حلقهاي
مفقوده از زنجيرة كاوشها و پژوهشهاي تاريخ ماست و به همين سبب، نگارش
زندگينامههايي چون سياحت شرق، رخدادي كم نظير و غنيمتي گرانبها به شمار
ميرود.
اين
كتاب كه شرح سختيها و تلخكاميهايي است كه نويسندة آن، آقا نجفي قوچاني در راه
كسب دانش به خود ديده، اثري است شيوا و روان، كه به رغم انبوه واژهها و تركيبهاي
عربي و نيز آيات و رواياتي كه در آن به كار رفته، همچنان شيرين و خواندني است.
نويسنده، كه مردي شوخطبع و مزّاح نيز
هست و از تصرف در آيات و يا اقتباس از آنها و ساختن تركيبهاي عربي ـ فارسي هم
پروايي ندارد، خاطرات خود را با رسم الخط عربي و نگارش متوالي ـ بدون فصلبندي و
تيترگذاري ـ گرد آورده است.
كتاب بيآن كه حالت يادداشتهاي روزانه را داشته باشد، بدون درج تاريخ هر
رويداد ـ جز در چند مورد
استثنايي ـ نوشته شده و فراواني فعل ماضي در آن، نشان ميدهد كه نويسندة خاطرات خود را پس از بازگشت از عراق به ايران و با تكيه بر
نيروي حافظة خود، نگاشته[1] كه اين نكته
ـ با توجه به حجم زياد اطلاعات ريز و درشتي كه از سوي وي عرضه شده ـ نشان
حافظة سرشار و فوق العاده اوست.
آقا نجفي قوچاني كه از همان
اوان كودكي، اهل بحث و جدل بوده است[2]،
خاطراتش را به شعرهاي بسيار[3]،
واژهها و تركيبهاي محلي و عاميانه[4]،
فروع و قواعد فقهي[5]،
گريزهاي اخلاقي و مواعظ[6]،
فلسفة احكام[7]
و مباحث كلامي[8]
و فلسفي[9]،
آميخته و در عين حال كه به نظر ميآيد، اثرش ويژة مخاطبان خاص باشد، آن را مالامال
از دادههاي گوناگون و متنوعي كرده كه آگاهي از آنها براي همگان، جذاب و فهرست
آنها بدين قرار است:
1-
شيوة زندگي مردم و ثبت جنبههاي
گوناگون و متنوع فرهنگ عاميانه و فولكلوريك، مانند روشهاي درمان، تأمين معاش،
خوراك و پوشاك، بازيها، شبنشينيها، يادگارنويسيها، خرافهها و . . . [10]
2-
علل وابستگي كشور به خارج و ارائة راه حل آن[11].
3-
پولهاي رايج ايران در گذشته، نقش مثبت و منفي پول در اقتصاد
و پيشنهادي كارگشا براي بهبود اقتصاد[12].
4-
وضعيت بهداشت عمومي ايران و عراق در عصر نويسنده، مانند شيوع
وبا در قوچان[13] و عتبات
عاليات ـ از جمله نجف اشرف[14] ـ و نيز
اشاره به شرايط امنيتي در ايران[15] و نوع رفتار
مأموران حكومتي قاجار با مردم[16].
5-
جغرافياي طبيعي، شرايط زيستمحيطي و آب و هوايي ايران[17] و عراق[18].
6-
شرايط اقتصادي، هزينههاي زندگي و بهاي كالاها و دستمزدها در
عصر نويسنده در ايران[19] و عراق[20].
7-
آثار تاريخي و بناهاي آن زمان[21].
8-
مسير كاروانها، روستاها و آباديهاي ايران و عراق (در
سرتاسر كتاب) و نيز گزارشي از امامزادههاي منطقة حله و بغداد[22].
9-
ويژگيهاي رفتاري مردم برخي مناطق ايران (مانند يزد، اصفهان،
خراسان و . . .[23])، عراق
(مانند كربلا و نجف)[24] و هند[25].
10- روانكاوي كودك[26] و نيز
تحليلهايي روانشناختي از حب و بغض نسبت به اشياء[27]، استعدادها
و نيروهاي نهفته در آدمي و مسائلي ديگر از اين دست[28].
11- معرفي دانشمندان عصر
خود[29].
12- ثبت پارهاي از
قطعات تاريخ معاصر ايران (مانند تسليم سرحد «فيروزه» به روسها، زلزلة قوچان،
اهانت روسها به حرم امام رضا (ع) و به توپ بستن آن مكان شريف در سال 1330 هـ .
ق)[30]، عراق (مثل
درگيري مردم نجف و كربلا با مأموران حكومت عثماني به خاطر سرباز گيري و راندن
آنها از اين دو شهر مقدس، تصرف عراق به دست انگلستان و محاصرة نجف از سوي
انگليسيها)[31] و نيز جنگ
جهاني اول[32].
در اينجا به مهمترين رخداد تاريخياي كه آقا نجفي قوچاني
آن را ثبت كرده و به گوشههايي از زواياي پنهان و تاريك آن پرتو افكنده است،
اشاره ميكنيم:
نهضت مشروطيت، كه فرزند اصطكاك سنت و مدرنيسم و نيز تشديد كنندة اين پديدة تاريخ
معاصر ماست، مهمترين رخداد اجتماعي ـ سياسي يكصد سال اخير اين سرزمين است كه به
رغم تأثيرگذاري غير قابل انكار آن بر تحولات سياسي، فرهنگي و اجتماعي پس از خود،
و هم با وجود نزديكي زماني و توجه بسياري از پژوهشگران داخلي و خارجي به آن، هنوز
گوشههايي از فراز و نشيبهاي اين حادثة بحثانگيز، ناشناخته و مبهم مانده و راه
يافتن به عمق ماجراهاي آن، نيازمند كاوش و درنگ در حوادث مثلث تهران ـ تبريز ـ
عتبات عاليات (به ويژه نجف اشرف) است. خاطرات آقا نجفي قوچاني كه شامل نكتههاي
زير است، ميتواند گوشههايي از حوادث مشروطيت در ضلع عتبات عاليات را آشكار
كند:
رواج واژة «مشروطيت» و آغاز زمزمه
مشروطيتخواهي[33]، تنفيذ
قانون اساسي و امضاي آن از سوي مراجع عمدة نجف اشرف، حضرات آيات حاج ميرزا حسين
تهراني، آخوند خراساني و شيخ عبد الله مازندراني[34]، طرفداران
استبداد در نجف اشرف، به ويژه مقدسمآبها، و برچسبهايي كه به مشروطهخواهان ـ
از جمله آخوند خراساني ـ ميزدند[35]، عدم تأمين
جاني طرفداران مشروطيت ـ حتي روحانيان ـ و به قتل رسيدن طلاب مشروطهخواه به دست عشاير
عراق[36]، انتشار
شايعة توطئة روحانيان بابي مذهب (!) در نجف اشرف براي كشتن مرجع مخالف
مشروطيت سيد محمد كاظم يزدي[37]، حركت آخوند
خراساني براي سركوب محمدعلي شاه قاجار پس از استقرار استبداد صغير و آهنگ بيرون
راندن روسها[38]، مساوي بودن
مشروطهخواهي با كفر و نفاق و كافر بودن آخوند خراساني در نگاه مقدسمآبان
و پيشنمازهاي مخالف مشروطيت[39]، دخالت دولت
روس در امور ايران و عزم دوبارة آخوند خراساني براي حركت به ايران براي دفع
روسها در سال 1329
هـ . ق .[40] و درگذشت
آخوند خراساني[41] و شيخ عبد
الله مازندراني[42].
نويسنده همچنين، ضمن آن كه مشروطيت را امتحاني الهي براي
شيعيان امامي مذهب ميداند[43]، با اشاره
به انشعاب مشروطهخواهان به دو دستة اعتداليون و دموكراتها[44]، تحليل خود
را از چگونگي سازگاري اسلام با مشروطيت ـ و بيش از آن، با جمهوريت ـ ارائه
ميكند[45] و
انديشههاي آخوند خراساني را به افكار دموكراتها، نزديكتر ميداند[46].
وي افزون بر گزارش حوادث مشروطيت در نجف اشرف، به پارهاي از
رخدادهاي اين نهضت در بيرون از حوزة جغرافيايي عتبات عاليات اشاره ميكند و از
جمله، نقش شيخ محمد باقر اصطهباناتي در حوادث مشروطيت شيراز و ترور وي[47]، درگيري
سلطان عبد الحميد دوم با مشروطهخواهان عثماني[48]، حمايت
آخوند خراساني از آنها و تلگراف تهديدآميز او به سلطان عثماني[49] و پيروزي
مشروطيت در عثماني و عزل سلطان عبد الحميد دوم را يادآور ميشود[50].
13- كالبدشكافي
حوزههاي علميه ايران وعراق. بيگمان، سلامت نفس، صداقت، صراحت و شفافيت آقا نجفي
قوچاني، بزرگترين ويژگيهاي نويسندة سياحت شرق در
آفرينش اين اثر است. اين برجستگيهاي اخلاقي كه در بهكارگيري واژهها و تعبيرهاي
گاه تند[51]، شرح
ازدواجهاي موقت[52] و داستان
خواستگاريهاي نويسنده براي ازدواج دايم[53] و گفت و
گوهاي بيپردة او با خداوند[54] و امام علي
(ع)[55] رخ
مينمايد، در مقام بيان كاستيهاي ساختار آموزشي حوزههاي علميه و نقد رفتارهاي
برخي روحانيان ـ حتي در جايگاه مرجعيت ـ در سرتاسر كتاب، به اوج خود ميرسد و هيچ
نكتة ناگفتهاي را در اين مسير، به جا نميگذارد.
آقاي ر. ع. شاكري، در سال 1351 شمسي، براي نخستين بار سياحت شرق را در مشهد تصحيح و منتشر كرد. صاحب اين قلم
ضمن آن كه خود و همة برخورداران از مطالعة زندگينامة آقا نجفي قوچاني را مرهون
تلاش و پشتكار مصحح گراميِ ياد شده ميداند، چند نكته را در رابطه با
نارساييهايي كه در تصحيح اين اثر ـ حتي در چاپ دوم آن ـ به چشم ميخورد،
يادآور ميشود:
1-
نارسايي برخي جملات متن به لحاظ قواعد دستور زبان فارسي كه
مصحح محترم، آنها را برطرف نكردهاند[56].
2-
خطاهاي فاحش در پاراگرافبندي و نقل اشعار[57].
3-
لغزشهاي املايي بسيار در حروفچيني[58]به ويژه در
نوشتن آيات قرآن كريم[59].
4-
عدم رعايت قواعد نگارش مربوط به فصل و وصل، مثلاً در نوشتن
«به» و «مي».
5-
ترديدهاي گاه شگفتانگيز مصحح محترم در برابر برخي واژههاي
متن اصلي با قرار دادن علامت سؤال[60].
6-
ترجمههاي گاه نادرست[61].
7-
تصحيحهاي گاه غير صحيح[62].
8-
غفلت از تصحيح برخي عبارات كتاب و رفع پارهاي از اشكالات
آن[63].
9-
جا به جا شدن پاورقيها و نيز خطا بودن جاي برخي از
شمارههاي آنها[64].
خانم مژگان شيخي سياحت شرق را
بازنويسي كرده است. اين بازنويسي روان كه به تازگي انجام شده، با صفحهآراييها،
فصلبنديها و تيترگذاريهاي مناسبي همراه است كه هر چند از كاستيهاي ويرايشي
ياد شده بركنار مانده، اما متأسفانه بازنويس ارجمند ضمن آن كه متن كتاب را گزارش
نكرده است، همة آيات و روايات و تعبيرها و جملههاي عربي موجود در متن را ـ جز در
مواردي معدود[65] ـ حذف نموده
و خود را از رنج تحقيق و تصحيح متن كه ميتوانست در هر چه غنيتر شدن خاطرات آقا
نجفي قوچاني مؤثر باشد، رهانيده است.
پينوشتها:
1.
مصحح كتاب آقاي ر. ع. شاكري نيز درمقدمة چاپ دوم كتاب، بدون
ذكر دليل، تاريخ نگارش آن را پس از بازگشت نويسنده به ايران و نشستن آن مرحوم بر
مسند حكومت شرعي، دانسته است. جدا از آنچه در متن آمد، درنگ در برخي گزارشهاي كتاب مانند ص 45،
س 7-5 و ص 301، س 7 نيز بيانگر نگارش آن، سالها پس از رخ دادن حوادث زندگي
نويسنده است.
2.
سياحت شرق، آقا نجفي قوچاني، تصحيح ر. ع. شاكري، تهران، نشر اميركبير،
چاپ دوم، 1362 هـ . ش، ص 29-35، 131-134، 149-156، 234-243 و . . . لازم به تذكر است كه چون ارجاعات بعدي به همين
كتاب است، لذا تنها به ذكر صفحات اكتفا ميشود.
3.
ص 13، 22، 40، 43، 117، 118، 146، 147، 148 و . . .
4.
مانند «ياخان» (ص 11 و 195)، «قدلمه» (ص 20)، «گَوَرَه» (ص
50)، «طبيله» (ص 52)، «در كون الاغ» (ص 10 و 12) و . . .
5.
ص 10، 15، 21، 70 و . . .
6.
ص 64، 104، 107، 117، 129، 208-214، 283 و . . .
7.
ص 23 .
8.
ص 110-111، 117، 173، 543، 629 و . . .
9.
ص 347، 528، 629 و . . .
10. ص 2-4، 16، 18، 19،
115، 144، 151 و . . .
11. ص
4-6.
12. ص 6، 21-23،
225-229، 241 و . . .
13. ص 53
.
14. ص
354.
15. ص 94، 114 و . . .
16. ص
98.
17. ص61، 65، 92، 93،
96، 104، 105، 117، 119، 129، 141، 143، 149، 166-167 و . . .
18. ص 318
.
19. ص 73-76، 103، 169،
230-234.
20. ص 385-386.
21. ص 146 و
187.
22. ص 621 به
بعد.
23. ص 61، 79، 106، 115،
119،120-123، 143، 167، 207، 249 و . . .
24. ص 317، 472 و . . .
25. ص 437
.
26. ص 15 و
16.
27. ص 12-15، 109 و
127.
28. ص 150، 171 و
504.
29. ص 161-164، 188 و .
. .
30. ص 53، 56 و 483
.
31. ص 561 به بعد، 566
به بعد و 584 .
32. ص 521 به
بعد.
33. ص 365
.
34. ص
366.
35. ص
460-461.
36. ص461-467.
37. ص 462 و
466.
38. ص 467
.
39. ص 471
.
40. ص 479
.
41. ص
480-482.
42. ص
517.
43. ص
455.
44. ص
456.
45. همان.
46. ص
459.
47. ص
379.
48. ص 475
.
49. ص
476.
50. ص 477.
51. ص 18، 32، 62، 95،
115، 255، 258، 282، 299 و . . .
52. ص
398.
53. ص 395 به
بعد.
54. ص 323، 361، 392 و
540.
55. ص 312 و
357.
56. ص 19 ( مردمان غالباً قوي البنيه و صحيح المزاج [بودند]
وكمتر مريض ميشدند)، ص 20 ( با آن زوّار بي چاره به هم پريدند و بناي زد و خورد نموده بودند) و . . .
57. ص 27، 283، 337 و
503.
58. ص 64 («مُنْظَم» به
جاي«مُنْضَم»)، 73 («افترآت» به جاي «افترائات»)، 82 («زوارّ» به جاي«زوّار»)،
159 («خَفظاً» به جاي«خَفْضاً»)، 270 و 371 («للله» به جاي«لله») و . .
.
59. ص 86، 87 و . . .
60. ص 72 (در برابر كلمة
«معنائي» كه به روشني پيداست، مراد نويسنده «معاني» بوده است)، 163 (در برابر
كلمة «نيم آورد» كه نام محله و مدرسهاي در اصفهان است) و ص290 (در برابر كلمة
«چري» كه تعبير عاميانة مردم نجف است از «كري سعده»؛ خندقي كه به گزارش
موسوعة العتبات المقدسة، ج6، ص 20، به دستور شاپور ذوالاكتاف، ساخته شده
بود).
61. پاورقيهاي ص 84،
108، 190 (شمارة 1)، 246 و 247 (شمارة 3)، 276 (شمارة 2) و
333.
62. پاورقيهاي ص 92 و
273 ( شمارههاي 1 و 3).
63. ص 103، س 1؛ ص 119،
س 11؛ ص 126، سطر آخر كه آيه به خطا درج شده؛ ص 257، س5؛ ص 269، س5؛ ص 274، س 15و
16؛ ص 275، س1؛ ص 278، س 8و 9 و . . .
64. ص247، س 4 (كه
پاورقي آن در ص 248، شمارة 1، با ترجمهاي نادرست آمده است) و ص 463، پاورقي
شمارة 3.
65. آقا نجفي قوچاني، سياحت شرق،
بازنوشتة مژگان شيخي، مؤسسة انتشارات قدياني، تهران، چاپ اول، 1379 هـ . ش، ص
153.