نگاهي به ترجمة كتاب قصه كربلا

محمد ساوجي

كتاب قصه كربلا نوشته علي نظري منفرد, نخست در سال 1376 منتشر و تا سال 1379 شش بار تجديد چاپ شد. طبع جديد داراي اصلاحات و نكات تازه‏اي است و انتشارات سُرور آن را در هيئت زيبايي عرضه كرده است. اين اثر را نثار احمد زين پوري با عنوان صحيفه كربلا به اردو ترجمه كرد[1]. همچنين علي ابراهيمي آن را به انگليسي ترجمه و با عنوان امام حسين(ع) و غمنامه كربلا منتشر نمود[2].

پيش از اين مسلمانان كتابهاي متعددي را در بارة امام حسين (ع) به انگليسي منتشر كرده بودند. در سال 1978 توسط محمود ايوب، كتابي با عنوان رنج نجاتبخش در اسلام: مطالعه‏اي در بارة جنبه‏هاي مذهبي عاشورا در بين شيعيان[3] انتشار يافت. فضل احمد هم كتابي زير عنوان حسين (ع) شهيد بزرگ در 1969 منتشر كرد[4]. دو كتاب نيز به انگليسي ترجمه شد: يكي كتاب محمد مهدي شمس الدين كه اصل عربي آن ثورة الحسين: ظروفها الاجتماعية و آثارها الإنسانية[5] و ديگري كتاب علي نقي نقوي است كه گويا اصل آن به اردو و عنوان آن شهيد كربلا است[6]. بنا بر اين در زمينة آثار انگليسي مربوط به كربلا و عاشورا پيشينة خوبي وجود داشته است. علي‏رغم اين سابقه، ترجمه حاضر نيز در سال جاري به پژوهشگران و مسلمانان انگليسي زبان عرضه شد. يكي از علل روي آوردن به اين اثر و اقدام به ترجمة آن، ويژگي‏ برجستة كتاب است. گفتني است كه آثار مربوط به زندگي و قيام امام حسين (ع) را مي‏توان به پنج دسته تقسيم كرد:

1. برخي منابع به سبك و با روش تاريخ‏نگاري به بررسي و گزارش حوادث طف پرداخته‏اند.

البته اين كار، گاه با نقل مفصل رويدادهاي آن انجام گرفته است؛ همانند تاريخ طبري و الكامل في التاريخ و گاه در نهايت ايجاز و اختصار مثل تاريخ يعقوبي و مروج الذهب و گروهي راه ميانه را برگزيده‏اند؛ چون ارشاد شيخ مفيد و مثير الاحزان ابن نما و الملهوف سيد بن طاووس.

2. دستة ديگر به طور مستقيم به مقتل نگاري نپرداخته‏اند؛ بلكه زندگاني و سيرة امام حسين عليه السلام و فضايل و مناقب او را ذكر كرده‏ و در ضمن آن از واقعة كربلا نيز سخن گفته‏اند. از اين جمله بحار الانوار علامه مجلسي و عوالم بحراني و جلاء العيون شبر و كشف الغمه اربلي و مناقب ابن شهر آشوب را مي توان نام برد.

3. گروهي از نويسندگان نيز با نگاهي تحليلي به نهضت عاشورا نگريسته‏اند و از اين جنبه كه مكتب عاشورا به انسان‏ها درس شجاعت, صبر, ايثار, وفا, ايمان, اخلاص وعشق به خدا را مي‏آموزد, رخدادهاي مربوط به عاشورا را گرد آورده‏اند؛ همانند: سمو الذات علائلي و حيات الحسين قرشي.

4. جمعي ديگر انقلاب كربلا را حركتي حماسي قلمداد كرده و از اين زاويه واقعه كربلا را مورد بررسي قرار داده‏اند.

5. برخي ديگر به كاوش و يافتن علل و اسباب قيام حسين عليه السلام پرداخته‏اند و انگيزه و يا انگيزه‏‏هاي قيام و نهضت آن بزرگوار را برشمردهاند.

اين‏ها چند نمونه از شيوه‏هاي گوناگوني است كه در زمينة گزارش و تحليل حادثة عاشورا از طرف نويسندگان عرضه شده است.

آقاي نظري منفرد با اسلوب تاريخ‏نگاري، ولي از زاويه‏اي ديگر به طف نگريسته است. مهم‏ترين ويژگي اين اثر سفرنامه بودن آن است. سفرنامه‏اي كه خود امام, اصحاب و خانوادة او و ديگر حاضران يا مورخان ، راويان آن هستند. سفر امام در پنج مرحله گزارش شده است:

حركت از مدينه به سوي مكه, حركت از مكه به سوي عراق, حركت اهل‏بيت به سوي شام, سفر از شام به سوي كربلا و سفر از كربلا به مدينه.

مؤلف حوادث اين سفرنامه را از لا به ‏لاي متون پر شمار قديم و جديد استخراج و تنظيم كرده است، كه فهرست بلند اين منابع در پايان كتاب ديده مي‏شود.

چنين اثري با اين سوژه و قالب, جذابيت ويژه‏اي براي خوانندگان غربي خواهد داشت و شايد علت اصلي ترجمه هم همين بوده است. اما در ترجمة انگليسي آن مشكلاتي وجود دارد كه به برخي از آنها مي‏پردازيم.

اصولا در ارزيابي هر ترجمه‏اي مي‏توان به سه مؤلفة كلي اشاره كرد: زيبايي و بلاغت, معادل‏يابي مناسب و مهم‏تر از همه تبعيت از قوانين دستوري زبان مقصد. در خصوص شرط سوم به جرأت مي‏توان گفت كه در تورق ترجمة حاضر به دشواري مي‏توان به صفحه‏اي برخورد كه در آن چندين غلط گرامري وجود نداشته باشد. مثال‏هاي زير اشاره‏اي گذرا به انواع مختلفي از اين موارد است. اغلاط بسياري به مقوله زمان و يا عدم همخواني در كاربرد افعال، مربوط مي‏شوند:

1.                     comparison being made (ص 6, س2)

به جاي making a comparison

2.       who had been martyred (ص 8, س 12)

به جاي who were martyred

3.       Now I call upon my youth with whom I go (ص 41, س 29)

به جاي Now, I will call upon my youth with whom I will go

4.       there is a conspiracy (ص 75, س 21)

به جاي there was a conspiracy

5.       has called upon (ص 79, س 19)

به جاي had called upon

6.                   I circumambulated (ص 364, س 2)

به جاي  I was circumambulating

گاه ترجمه يك به يك و تحت اللفظي، منتهي به جمله‏اي غلط‏ يا بي‏معني شده است. در متن فارسي (ص 23, س13), عبارت «كوفه و يا بصره» به معني «كوفه و بصره» است, ولي در برگردان انگليسي (ص 7، س‏10) به‏ جاي “Kufa and Basra ” به Kufa or Basra         ترجمه شده است. نيز عبـارتِ « روي آوردن به جايگـاهي مناسب» (ص 23, س11) مبدل بــهturning to a suitable status (ص 7, س 7 ) شده است بـــه‏ جــاي آنكه مثـلاً از آن به “gaining a suitable position تعبير گردد.

در استفاده از حروف اضافه (Prepositions) نيز اشتباهات زيادي به چشم مي‏خورد؛ مثلاً:

1.       infuriated with (ص 25، س11) به جايinfuriated by

2.       recalling about (ص 29, س 18) به جاي recalling

3.        appeared at (ص 45, س 13) به جاي appeared to

4.        In that time (ص 265, س 5) به جاي At that time

5.        Tents into Fire (ص 289, س 8) به جاي Tents on Fire

6.        They stretched up their hands (ص 301, س12) به جاي

They stretched out their hands

عدم استفاده از حروف تعريف (the, a, an) در موارد لازم يا به كار بردن نادرست آنها، از آفاتي است كه دامنگير قاطبة كاربران زبان انگليسي و حتي خود انگليسي زبانان است و ترجمة حاضر نه تنها از اين آفت در امان نمانده است، بلكه از موارد حاد آن به شمار مي‏آيد؛ به طور مثال:

1.       Imam Husayn and Tragic Saga of Karbala (عنوان روي جلد)

به جاي Imam Husayn and the Tragic Saga of Karbala

2.  hiding place of Moslim به جاي the hiding place of Moslim

3.  He was son of Ruqiyyah(ص 249, س 13) به جاي

 He was the son of Ruqiyyah (Ruqayyah)

4.  in dark night(ص 45, س 13) به جاي in a dark night

5. I see palm tree (ص 136, س 28) به جاي I see a palm tree

6. during a journey (ص 5, س14) به جاي during the journey

در بحث از مقوله معادل‏يابي، معادل‏ها را مي‏توان به دونوعِ «نامناسب» و «كاملاً اشتباه» تقسيم كرد. نمونه‏هاي گروه اول عبارت است از:

1.       the House (ص 5, س15) ] اهل البيت [ به جاي the Household

2.       Saga (ص 9, س2) ] داستان[ به جاي Story

3.       touchy juncture (ص 11, س 27) ] مقطع حساس [

 به جاي sensitive juncture

مثال‏هاي زير از جمله معادل‏هاي كاملاً اشتباه هستند:

1.       orient(ed) (ص 5, س19)] گرد آوردن[ به جاي collect

2.       coupled with (ص8, س10) به جاي in addition to

3.       watch-out(s) (ص 103, س 22) ] ديده‏بان[ به جاي lookout(s)

4.       jurisprudic relator a (ص 104, س8) ] فقيهي محدث[

به جاي a jurist and traditionist

5.       goat-grazing woman (ص 189, س18) ] زنِ بزچران[

به جاي goat-herding woman

البته از آنجا كه راقم اين سطور پس از جستجوي فراوان در چندين فرهنگ لغت معتبر كه در اختيار داشت، از جمله در Oxford English Dictionary (OED), موفق به يافتن تركيباتي چون co-living (ص 140, س 25) وsalvated  (ص 158, س 1) و perfumic  (ص 314, س 5) نشد، بايد آنها را از جمله ابداعات مترجم تلقي كرد.

مثال‏هاي زير، نمونه‏هاي ديگري از انواع غلط‏هاي دستوري ترجمة حاضر است:

1.       moves and his family  Imam’s (ص 8, س 7)

به جاي Imam and his family’s moves

2.       Ubaydullah unbelievably Said: (ص 75, س 27)

به جاي Ubaydullah said in disbelief

3.       is as it goes (ص 96, س 13)

به جاي is as follows

4.       If you are very decided to go (ص 110, س 19)

به جاي If you have really decided to go

5.       one companion named (ص 169, س3-4)

به جاي  a companion named

بد نيست به مقايسة چند عبارت فارسي و ترجمة انگليسي آنها نيز اشاره كنيم:

1.                    نشان دهندة احاطه آن بزرگوار به موقعيت‏هاي اجتماعي است (ص 95, س 14-13)

shows his control over social status (ص 65 ، س 16)

به جاي shows (indicates) his awareness of social position

2.                    با من همانند بي پدران و يتيمان رفتار مي‏كني (ص 184, س 18)

You behave me as an orphan (ص 132, س 7)

به جاي  You treat me as an orphan

3.                    اگر جز شما در اين حال با من چنين سخني مي‏گفت در نمي‏گذشتم (ص 194, س 15)

I would beat anyone but you for what is said (ص 139, س 21)  به جاي

I would not have forgiven anyone but you, for what you said

4.                    به اشراف كوفه رشوه‏هايي گزاف دادند (ص 200, س 7)

They costly bribed the nobles of Kufa (ص 143, س 22-23)

به جاي They have heavily bribed the nobles of Kufa

5.                    تعدادي از بزرگان كوفه كه مي‏دانست بر رأي خود استوار مانده‏اند (ص 214, س 7-8)

عبارتِ:

a number of great men of Kufa whom he knew they have stayed adamant to their idea                                                                                                                                              (ص 155، س 17-18)             

به جاي:

a number of Kufian nobles who he knew had remained firm in their positions                                                                              

6. چگونه چنين نباشدكسي كه نه كمك كننده‏اي دارد و نه ياوري؟ (ص 360، س 3)

How shouldn’t be so when someone is not helped ?(ص269,  س23)

به جاي:

How can it be otherwise for someone who has no supporters?   

7. تعداد زخم‏هاي امام ( ص 380, س 6)

Imam’s Numbered Wounds (ص 380, س 6)

به جاي The Number of Imam’s Wounds

8. از خيمه‏ها خارج شده و مي‏گريختند (ص 385, س 5)

moved out of the tents runningly (ص 289, س 13)

به جاي were running out of the tents

9. اگر گناهان‏ تو به شمارة دانه‏هاي باران و برگ درختان هم باشد, خداوند تو را ببخشايد    (ص 478, س 2)

If your sin be in number of rain droplets and tree leaves, God bless you (ص 364, س 9)

                                                                                                   به جاي:

If your sins be as many as the number of rain drops and tree   leaves, God will forgive you                                                           10. استقبال از كاروان كربلا (ص 537, س 2)

Welcome to Karbala Caravan (ص 411، س 14)

به جاي The Reception of the Karbala Caravan

البته حديث مفصل ترجمة اشعار پر شمار كتاب را، خواننده بايد از اين مجمل خوانده باشد. از اين رو در اينجا تنها به ذكر دو بيت اكتفا مي‏كنيم:

مي‏آيــد از سمـت غربـت, اسبــي كه تنهـاي ‏تنهـاســت                      

تصوير مردي _ كه رفته است _ در چشمهايش هويداست

يالــش كه همـزاد مـــوج است, دارد فــراز و فـــرودي

            امــا فــرازي كه بشْكــوه, امــا فــرودي‏كه زيبــاسـت (ص 378, س 13-14)

From strange far , a horse comes lonely

 in its eyes- picture of a man gone-drawn

        its mane, born with wave, goes down and up

                so beautiful an up, so nice a down (ص 284, س 14-17)

از اشكالات ديگر ترجمه، عدم رعايت قاعده بزرگ‏نويسي حروف (Capitalization) است. مثلاً واژة «مسلمانان» به جاي moslems (ص 7, س 8) بايد Moslems (يا با املاي متعارف‏تر آن، Muslims) و واژة «شيعه», به جاي shiite (ص 24, س 21) به صورتShiite  نوشته شوند. نكته ديگر آن است كه با توجه به اينكه مترجم در بيش از 99%  از موارد، از حرف‏نويسي (Transliteration) خودداري كرده است، به نظر مي‏رسد بهتر ‏‏بود كه از يك درصد باقيمانده نيز چشم پوشي مي‏كرد تا دست كم اين نقيصه كمتر به چشم بيايد، زيرا نخستين پرسشي كه براي خواننده، در مشاهدة جلد كتاب مطرح مي‏شود اين است كه چرا واژه‏اي مثل Imam كه در اغلب فرهنگ‏ها و واژه‏‏نامه‏ها وجود دارد حرف‏گرداني شده (Im?m) ولي Karbala به صورت Karbal? نوشته نشده است.

اميد است كاستي‏هاي موجود در ترجمه كتاب، در ويرايش و تصحيح چاپ بعدي آن جبران شود.

 



پي‏نوشت‏ها:

1. مشخصات كتابشناختي: قم, انصاريان, 1999م‏/ 1420 ق.

2. Imam Husayn (A) and Tragic Saga of Karbala,trans. Ali Ebrahimi, Qum, Ansariyan Publications, 2000.

3. Redemptive Suffering in Islam: A Study of the Devotional Aspects of Ashura in Twelver Shiism.

4. Husain: The Great Martyr,Lahore, 1969.

5. The Rising of Husayn: Its Impact on the Consciousness of Muslim Society,trans. I. K. A. Howard, London, 1985.

6. The Martyrdom of Karbala, trans. S. Ali Akhtar, Karachi, 1984.