منابع اولية تاريخي دربارة امام حسين(ع) و عاشورا

محمد نوري

1.

يكي از راه‏هاي اطمينان به صحت يك گزارش تاريخي, نزديكي زماني آن گزارش به رخداد است. دوري زماني و دخالت حلقه‏هاي واسطه در نقل هر واقعه, مجموعه‏اي از ذهنيت‏هاي غير واقعي, دروغ‏ها و تحريف‏ها را در گزارش وارد مي‏كند. البته اين به شرطي است كه عناصر ديگر مانند راستگوييِ گزارشگر وجود داشته باشد.

واقعيت مهم ديگري را كه نبايد از نظر دور داشت، عدم عينيت تام و عدم مطلقيت تاريخ‏نگاري‏هاست. تاريخ‏نگاري تابع ذهنيت و روان و شخصيت مورخ و اسناد است. مادام كه نسبيت اين دو عامل اجتناب ناپذير باشد, نيل به عينيت مطلق براي مورخ هم غير ممكن است[1]. از اين‏رو در گزارشگري تاريخي, نوعي ذهن گرايي يا داوري مورخ مدخليت دارد[2]. از اين‏رو در گزارشگري از حادثة كربلا، همانند هر رخداد تاريخي ديگر نبايد انتظار داشت كه همة گزارش‏هاي تاريخي، بيانگر و شرح دهندة عيني رخدادهاي به وقوع پيوسته باشند؛ اما بايد توقع داشت كه گزارش‏ها هرچه بيشتر، با واقع انطباق داشته باشند. به عبارت ديگر منطق حاكم بر تبيين و توصيف تاريخ كاملاً با ضوابط و روش علوم طبيعي تفاوت دارد[3].

البته نكتة مزبور به ملاك‏هاي روان‏شناختي گزارشگري تاريخي مربوط است؛ اما ملاك تقرب تاريخي و عصري, راه ديگري براي اثبات اتقان اخبار گذشته است. در اين مقاله به اين ملاك، يعني تقرب تاريخي و عصري، توجه مي‏شود نه ملاك‏هاي روان شناختي و حتي جامعه شناختي.

بسط تاريخي هر حادثه و همبستگي دو متغير « اتقان بيشتر تحليل‏هاي تاريخي» و «گذشت يك دورة تاريخي از واقعة مربوط» هم اهميت دارد؛ بلكه در گزارش‏هاي توصيفي و نقلي يكي از متغير‏هاي مهم، قرب زماني گزارشگر است. ولي در گزارش‏هاي تحليلي يكي از شرط‏ها, بسط تاريخي و روشن شدن ابعاد و لوازم آن حادثه در گذار زمان است.

در مورد حادثة عاشورا هم دو گونه چشم انداز و دو نوع نوشته وجود دارد: نوشته‏هاي گزارشي نقلي و نوشته‏هاي تحليلي. در نوع اول, به منظور يافتن گزارش‏هاي درست و واقعي, بايد به سراغ منابعي رفت كه قدمت بيشتري دارند و آن منابع را هم با روش‏هاي نقد متون تاريخي, ارزيابي نمود، سپس آنها را مورد استناد قرار داد.

از سوي ديگر, خمير مايه و جوهرة نوشته‏هاي تحليلي تاريخي, وقايع نگاري‏هاي گزارشي و نقلي است. در واقع بدون اين اطلاعات نمي‏توان به تحليل پرداخت. از اين‏رو اتقان و صحت‏ نقل‏ها وخبرها, اهميت زيرساختي در تحليل‏هاي تاريخي دارد.

از منظر تحريف شناسي عاشورا هم شناسايي قدمت منابع تاريخي اهميت دارد؛ چرا كه تحريف‏هايي كه در تحليل‏ها يا درگزارش‏هاي منقول رخنه كرده است، هر دو نوع، هميشه از سر تقصير و از روي عمد و به دست افراد مغرض انجام نشده است بلكه خطاهايي بوده كه افراد معتقد، در اسناد و مدارك تاريخي و يا در تحليل‏ها وارد مي‏كرده‏اند[4].  بسياري از اين‏گونه تحريفات را ميرزا حسين نوري در كتاب لؤلؤ و مرجان برملا كرده است.

يكي از راه‏هاي يافتن موارد خطا و نادرستي درگزارش‏ها, تطبيق آن گزارش‏ها با مكتوبات اولية عاشوراست. از اين طريق به بسياري از تحريفات پي خواهيم برد. بسياري از منتقدان منابع عاشورايي، اين شيوه را اجرا كرده‏اند.

نكتة ديگر آن‏كه به منظور يافتن موارد خطا و اشتباه يا غرض‏ورزي درمنابع اولية قيام امام حسين(ع), تاكنون از شيوه‏ها و ابزارهاي نو استفاده نشده است. يكي از اين شيوه‏ها، مقايسة مطالب اين منابع با يكديگر و به عبارت ديگر به كارگيري روش ارزيابي تطبيقي مدارك علمي است. محمد باقر محمودي با همين نگاه و به كارگيري همين شيوه، كتاب عبرات المصطفين في المقتل الحسين المأخوذ من أقدم المصادر التاريخية الإسلامية را تأليف كرد[5]. ايشان مطالب منابع كهن مانند تاريخ طبري, الطبقات الكبري ابن سعد, الأخبار الطوال دينوري, أنساب الأشراف بلاذري و مقتل أبي مخنف موجود در تاريخ طبري را دركنار هم آورده است.

 

2.

گاهي كتاب‏ها و مقالات دربارة امام حسين(ع) را بيشتر از هر شخصيت ديگر و آن را هزاران اثر و حتي غير قابل سرشماري دانسته‏اند[6]. اين تأليفات، جنبة علمي فرهنگ عاشورايي را تشكيل مي‏دهد. دركنار ادبيات عمومي مردم شيعه كه مشتمل بر مقوله‏هايي مانند عزاداري , نوحه سرايي و تعزيه است, ادبيات علمي عاشورا به مراتب مهم‏تر است؛ زيرا همواره دانشمندان و نخبگان، زيرساخت‏هاي فكري و بنياد‏هاي انديشه‏هاي عمومي مردم را با وقايع‏نگاري‏ها و تحليل‏هاي علمي سامان داده‏اند. شگفتي و تأسف وقتي است كه رگه‏هايي از جمود و عدم صداقت و تعهد در اين قشر رخنه يابد و فرهنگ علمي عاشورا را با دروغ پردازي و تحريف از درون نابود گرداند.

شخصيت‏هايي همچون ميرزا حسين نوري, مرتضي مطهري و محمد مهدي شمس الدين در صدد اصلاح و پالايش ادبيات علمي عاشورا بوده‏اند و اوقات گرانبهايي را به تفحص و نگارش در اين باره  گذرانده‏اند.

گاهي دشمن امام حسين(ع) را منحصر به يزيد بن معاويه نمي‏دانند. يزيد به قتل جسمي امام اقدام كرد و بسياري از حاكمان جور در تاريخ به امحاي آثار معنوي و فرهنگي حادثة عاشورا پرداختند. يكي از كارهاي آنها از بين بردن كتاب‏ها و فرهنگ مكتوب عاشورا بود[7]. از اين‏رو  فرهنگ علمي عاشورا از دو ناحيه ضربه ديد: يكي زورمداراني كه اين فرهنگ را سدّ و مانع نيات و مقاصد خود مي‏دانسته‏اند و دوم خودي‏هايي كه ندانسته و از سَر ارادت به دروغ‏سازي پرداخته‏اند.

بايد گفت در برخي موارد، نوع ديگري از اجحاف در حق عاشورا روا داشته شده است و آن از سوي حاكمان مسلماني بوده كه براي رسيدن به اهداف خود از عاشورا بهره‏برداري سياسي كرده‏اند يا آموزه‏هاي كربلا را وسيله‏اي براي تحكيم سلطة خود ‏‏‏پنداشته‏اند. اين در حالي است كه جامعة تشيع و بسياري از مسلمانان ديگر, سالانه, امكانات و هزينه‏هاي زيادي در راه معرفي امام حسين(ع) و عاشورا مي‏پردازند. فرهنگ شيعيان با مسائل عاشورا عجين گشته وحيات معنوي و فكري آنان وابسته و در گرو اين مسائل است. چرا كه اين حادثه را مهمترين رخداد در تاريخ اسلام مي‏دانند. از اين‏رو, درايت و عقل هر نخبه‏اي اقتضا مي‏كند به ابهام‏زدايي يا تحريف‏زدايي بپردازد.

 

3.

عاشورا نگاري همواره داراي يك قالب و مبتني بر يك مجموعه از تحليل‏هاي مشابه نبوده است. منابع عاشورايي را مي‏توان به دسته‏هاي مختلف رده‏بندي كرد و نيز بر اساس دوره‏هاي مختلف, قابل طبقه بندي است.

يكي از نقطه‏هاي عطف در عاشورا نگاري, روضة الشهداء نوشتة ملا حسين واعظ كاشفي ( ـ 910 ق) است. راجع به مذهب كاشفي، يعني شيعه يا حنفي يا شافعي بودن او، اظهار نظرهاي مختلف ابراز شده است[8]. با روي كار آمدن صفويان (907 - 1148ق) سبك روضة الشهداء گسترش و رواج بيشتر يافت. اين سبك عاشورا نگاري بعدها هم علي‏رغم نقدهايي نظير نقدهاي ميرزا حسين نوري رواج روزافزوني يافت[9].

در سدة هفتم قمري كتاب الملهوف علي قتلي الطفوف را علي بن موسي بن طاووس (  ـ 664ق) نوشت. اين اثر مايه و پاية بسياري از پژوهش‏هاي بعدي گرديد. در واقع, المهلوف مرز بين مقتل نگاري‏هاي سده‏هاي دوم تا هفتم و عاشورا نگاري‏هاي سده‏هاي هشتم تاكنون است. به عبارت ديگر سند و مدرك كارهاي بعدي گرديد. اما ابن طاووس از كدامين منابع بهره گرفت و تا عصر او چه كتاب‏هايي در اين زمينه عرضه شده بود؟

اين مقاله به بررسي عاشورا نگاري‏ها تا  دورة ابن طاووس مي‏پردازد تا بلكه با معرفي منابع اولية عاشورا پژوهي, توجه اهل فن را به تحولات اين منابع جلب نمايد. در اين مقاله فقط منابع مستقل دربارة عاشورا و حسين بن علي(ع)، نه مطالب ضمن آثار ديگر، معرفي مي‏شود. نيز كتاب‏هايي كه از كتاب‏هاي تاريخ عمومي اسلام استخراج شده‏اند و نيز تنها منابع با سبك تاريخي نه اسلوب و ساختار روايي معرفي مي‏شوند.

اين منابع به سه دسته تقسيم مي‏شوند: منابع مفقود و به دست ما نرسيده، منابع موجود و منتشر شده و آثاري كه در ضمن تاريخ نگاري‏هاي عمومي آمده است.

 

4.

الف: آثاري كه به دست ما نرسيده‏اند يا نديده‏ايم:

اين آثار بر اساس سال درگذشت نويسنده مرتب شده است:

1. مقتل الحسين(ع), نوشتة ابوالقاسم اصبغ بن نباته مجاشعي تميمي حنظلي (سدة اول قمري)[10].

شيخ طوسي ( ـ 460ق)، ابن نديم ( ـ 380ق) و آقا بزرگ تهراني (1255 ـ 1348ش) از آن خبر داده‏اند.

نويسنده از ياران امام علي(ع) و راوي برخي از روايات ايشان نيز بود. او پس از شهادت امام, عمر طولاني داشت. بعضي اين اثر را اولين گزارش مقتل نگارانه دربارة امام حسين(ع) و عاشورا دانسته‏اند[11].

2. مقتل أبي عبد الله الحسين (ع), نوشتة جابر بن يزيد جعفي (  ـ 128ق).

نجاشي و آقا بزرگ از آن ياد كرده‏اند[12] و او را از اصحاب خاص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دانسته‏اند[13].

3. مقتل الحسين(ع), عمار دُهني (  ـ 133ق).

   از منابع تاريخ طبري درحوادث مربوط به سال61 است.

4.       مقتل أبي عبدالله الحسين (ع), نوشتة عبد العزيز بن يحيي بن احمد جلودي (سدة دوم قمري).

نويسنده از ياران امام صادق(ع) (80 ـ 148ق) بود. شيخ طوسي او را شيعة امامي مي‏داند، ولي چنين كتابي از او سراغ ندارد[14]. آقا بزرگ به نقل از رجال نجاشي از اين اثر ياد كرده است[15].

5  مقتل الحسين بن علي(ع)، نوشتة ابواسحاق ابراهيم بن اسحاق احمري نهاوندي.

طوسي و آقابزرگ تهراني از او نام برده‏‏اند ولي از تاريخ تولد يا وفات نويسنده يادي نكرده‏اند[16]. اما با قرائن به دست مي‏آيد در نيمة اول سدة دوم زنده بوده است[17]. طوسي او را در نقل روايات ضعيف مي‏داند و متهم در دينداري مي‏كند[18].

6. مقتل الحسين(ع), هشام بن محمد بن سائب بن بشركلبي (  ـ 205ق).

وي شيعه[19] بوده و نجاشي در كتاب رجالش (شمارة 1166) از اين كتاب خبر داده است. گاهي او را در كنار ابومخنف، راويان اصلي كربلا دانسته‏‏‏اند[20].

7. مقتل أبي عبد الله الحسين(ع), محمد بن عمر واقدي مدني بغدادي (130 ـ 207ق). فهرست ابن نديم از اين اثر ياد كرده و او را شيعه‏اي با اعتقادات نيكو دانسته است[21]. سزگين نسبتاً به تفصيل به زندگي‏نامه, آثار و منابع دربارة او پرداخته است[22]. سزگين معتقد است, ابن حجر در الإصابة از اين اثر بهره برده است[23].

8. مقتل أبي عبدالله الحسين(ع), ابوعبيده معمر بن المثني التيمي(  ـ 210ق)[24].

ابن طاووس, برخي گزارش‏ها را در لهوف از او برگرفته است. آقا بزرگ نيز از آن ياد كرده است[25].

9.       مقتل الحسين(ع), نوشتة ابوالفضل (ابوالمفضل) نصر بن مزاحم منقري عطار ( ـ 212ق).                                                                                            ابن نديم, شيخ طوسي و نجاشي از آن ياد كرده‏اند[26]. آقا بزرگ تهراني هم از نجاشي نقل كرده است[27]. ابن نديم او را از نظر علم رجال, هم‏طبقة ابي‏مخنف مي‏داند[28].

10.    السيرة في مقتل الحسين(ع), نوشتة ابوالحسن علي بن محمد مدائني, ( ـ 224ق).                                                                                            مدائني كتاب‏هاي زيادي در تاريخ به ويژه سيرة شخصيت‏ها نوشت. وي سني مذهب بوده است و كتاب‏هاي او را به نيكويي ستوده‏اند[29].

11.    مقتل الحسين (ع), نوشتة عبدالله بن احمد (يا محمد) بن ابي‏دنيا ( ـ 281ق).                                                                                              شيخ طوسي مذهب او را تسنن مي‏داند. شرح حال مختصري از او دركتاب سير أعلام النبلاء آمده است[30].

12.    مقتل أبي عبد الله الحسين(ع), نوشتة ابواسحاق ابراهيم ثقفي ( ـ 283ق).

ابن نديم و آقا بزرگ تهراني[31] از آن ياد كرده‏است. آقا بزرگ زندگي‏نامة مختصرش را در المصفي ارائه كرده است[32]. ابن نديم او را با صفت ثقة العلماء المصنفين ستوده است.

13.    الحسين بن علي (ع), نوشتة ابوعبدالله محمد بن زكريا بن مقتل دينار غلابي ( ـ 298ق).                                                                                             ابن نديم او را به صداقت و اتقان ستوده است و كتاب‏هاي تاريخي زيادي به او نسبت مي‏دهد[33]. غلابي از شيعيان بصره بود.

14. أخبار الحسن و الحسين(ع), نوشتة ابوحارث اسد بن محدوية بن معبد الورئيني الفسفي  ( ـ 315 ق).

حيدري قاسمي اين اثر را فهرست كرده ولي هيچ‏گونه اطلاعاتي نداده و حتي منبع و مستند خود را ذكر نكرده است[34].

15.مقتل الحسين (ع), عبدالله بن محمد بغوي ( ـ 317ق).

حسون اين اثر را با استناد به كشف الظنون، آورده است. عبارت كشف الظنون اين‏گونه است: مقتل الإمام  الحسين تركي منظوم لمحمود بن عثمان المعروف باللامعي المتوفي سنة 938 و لابن القاسم البغوي[35].

16. أخبار فاطمة و الحسن و الحسين رضي الله عنهم, نوشتة ابواشبع ابي‏اكبر محمد بن احمد كاتب بغدادي ( ـ 325ق).

حيدري قاسمي اين كتاب را نيز فهرست كرده ولي هيچ‏گونه اطلاعاتي ارائه و حتي منبع و مستند خود را ذكر نكرده است[36].

17. مقتل الحسين بن علي (ع), نوشتة عمر بن حسن بن علي بن مالك شيباني معروف به اسناني يا اشناني ( ـ 339 ق).

كحاله اطلاعات مختصري از او ارائه كرده است[37].

18. مقتل الحسين بن علي(ع), ابو جعفر بن علي معروف به ابن بابويه قمي و شيخ صدوق   (311 - 381ق).  

شيخ طوسي از اين كتاب ياد كرده است. بعدها آقا بزرگ تهراني به تبع او, اين كتاب را معرفي كرد[38].

19. مقتل ابي عبدالله الحسين (ع), نوشته محمد بن علي بن فضل بن تمام بن سكين (سدة چهارم‏ قمري).                                                                                           نجاشي او را داراي اعتقادي صحيح و نويسنده‏اي توانا مي‏دانست[39].

20.    مقتل الحسين بن علي (ع), نوشتة ابوزيد عمارة بن زيد خيواني همداني( - 450 ق).  آقا بزرگ غير از مقتل, براي او كتاب المغازي را نام مي‏برد. وي اطلاعات خود را از نجاشي گرفته است[40].

21. مقتل الحسين(ع), نوشتة ابو جعفر محمد بن يحيي طيّار قمي( ـ  پيش از 450ق).

از بزرگان شيعه و راوي احاديث بسياري بوده است[41].

22. مقتل الحسين بن علي(ع), نوشتة ابوالحسين الشافعي ( ـ پيش از450 ق).

فقط اطلاعات مختصري را نجاشي آورده و آقا بزرگ هم از او برگرفته است[42].

23.    مقتل الحسين (ع), نوشتة ابوالفضل سلمة بن الخطاب براوستاني ازدورقاني ( ـ پيش‏ از460ق).                                                                                           شيخ طوسي و آقا بزرگ به سال تولد و وفات وي اشاره ندارند[43].

24.    مقتل أبي عبد الله الحسين(ع), نوشتة محمد بن حسن طوسي معروف به شيخ الطائفه (385 – 460ق).

 شيخ طوسي عنوان اثر را در لابه‏لاي معرفي آثارش آورده است. آقا بزرگ هم از آن ياد كرده است[44].

25.    مقتل أبي عبد الله الحسين(ع), نوشتة محمد بن احمد بن يحيي اشعري قمي معروف به دبة شبيب.                                                                  شيخ طوسي به زندگي‏نامة وي پرداخته ولي به اين اثر اشاره‏اي ندارد[45]. آقا بزرگ و نجاشي از اين اثر ياد كرده‏اند[46]. هر سه اثر از تاريخ  تولد و وفات وي چيزي نگفته‏اند. زندگي او به يقين، پيش از شيخ طوسي يا لااقل، معاصر او يعني سدة پنجم قمري است.

26.    مقتل الحسين(ع), نوشتة نجم الدين محمد بن اميرك ابن ابي‏الفضل جعفري قوسيني. آقا بزرگ اطلاعات دربارة او را از فهرست منتجب الدين برگرفته است. منتجب الدين در يك سطر فقط نام و عنوان كتابش رامعرفي كرده و تاريخ تولد و وفات وي را نياورده است[47]. ولي پيش از منتجب الدين مي‏زيسته و از بزرگان سدة پنجم بوده است.

27.    المقتل, نوشتة ابن شهر آشوب (محمد بن علي), (488 ـ 588ق).                           آقا بزرگ آن را معرفي كرده است[48].

28.    مقتل الحسين (ع), نوشتة ابوالقاسم محمود بن مبارك واسطي (   ـ592ق).

 حسون اطلاعات آن را  از  إيضاح المكنون آورده است[49].

 

      ب: آثار موجود و منتشر شده

ابتدا  آثار مستقل و آن‏گاه آثاري كه از كتاب‏هاي ديگر استخراج شده معرفي مي‏شوند:

1.       مقتل الحسين(ع)[50], لوط بن يحيي بن سعيد بن مخنف معروف به ابومخنف (90ـ157 ق).

   ابومخنف را شيعة اماميه[51] و راوي اصلي كربلا[52] دانسته‏اند، ولي اصل اين كتاب به دست ما نرسيده و آنچه منسوب به ابومخنف چاپ شده, مجعول است[53]. البته گزارشي از آن در تاريخ طبري آمده است. مراجعه به كتاب الأمم و الملوك طبري نشان مي‏دهد كتاب مقتل الحسين نزد طبري بوده است، چون بدون واسطه از آن نقل كرده است. البته گاهي از وساطت هشام بن محمد بن سائب كلبي نام مي‏برد[54].

   اين كتاب چاپ‏هاي مختلف دارد: براي اولين بار در بمبئي, 1326 قمري چاپ سنگي شد. نيز در بحار الأنوار مجلسي (چاپ قديم در سال 1287 ق) آمده است. حسن غفاري كه اين اثر را تصحيح و چاپ كرد دربارة انگيزة خود مي‏نويسد: چاپ موجود كه با نام مقتل أبي مخنف است, با گزارش طبري و ديگر گزارش‏هاي ديگر منابع تعارض دارد؛ به طوري‏ كه يقين پيدا مي‏شود كه اين چاپ، تمام كتاب ابي مخنف نيست و اشتباهاتي در آن هست. البته ايشان مشخصات آن چاپ را بيان نمي‏كند.

   بعضي از پژوهشگران معاصر, گزارش طبري را تحرير يافته و بازسازي شده مقتل ابن مخنف مي‏دانند. البته بازسازي‏اي كه رنگ و صبغة اهل سنت گرفته است[55].

اين داوري در واقع به گونه‏اي نقد كار خود حسن غفاري هم هست. البته نبايد فراموش كرد كه غفاري حواشي ناقدانه و توضيح مفصلي بر مطالب مقتل دارد.

   داوري الذريعه اين‏ است كه پاره‏اي اشتباهات در اين كتاب وجود دارد[56]. داوري برخي ديگر اين است كه اين كتاب قطعاً از ابي مخنف نيست بلكه از نويسنده يا نويسندگان بعد از او مانند سيد ابن طاووس است[57].

  چاپ‏هاي ديگر اين كتاب عبارتند از:

مقتل الحسين(ع), نجف اشرف, بي‏نا, 1373 ق.

مقتل الحسين(ع) و مصرع أهل بيته و أصحابه في كربلا, تهران, اعلمي, 1366.

وقعة الطف, تحقيق محمد هادي يوسفي غروي, قم, مؤسسة النشر الإسلامي, 1367, 280 ص.

اين كتاب چند ترجمه به فارسي دارد: ترجمة محمد طاهر موسوي دزفولي با عنوان مفتاح البكاء و الحزن  و الأسف علي شهيد الطف, چاپ سنگي, 1322 ق؛ ترجمة سيف الدين بن محمد تقي محلاتي با نام كنز الأسف علي شهيد الطف, فهرست دانشگاه تهران, ج7, ص 710؛ ترجمة محمد باقر انصاري و محمد صادق انصاري, با عنوان اولين تاريخ كربلا, قم, دارالكتاب, 1364, چاپ دوم: 1368. وستنفلد آن را به آلماني ترجمه كرد[58].

2.       تسمية من قتل مع الحسين بن علي (ع), نوشتة فضيل بن زبير بن عمر بن درهم رسّاني اسدي كوفي (نيمة اول سدة دوم قمري).

رسّاني به اختصار به معرفي شهداي كربلا از جمله حسين بن علي(ع) پرداخته است. نويسنده از اصحاب امام صادق(ع) و امام باقر(ع) بوده است. منابع دربارة وي را محمد رضا جلالي حسيني آورده است[59]. اين كتاب توسط عبدالرحيم عقيقي بخشايشي ترجمه شده و در مجموعة سه مقتل گويا آمده است[60].

3.                تخميس مقصورة ابن دُريد الأزُدي, محمد بن حسن بن دريد ازدي (233 ـ 321 ق/ 837 ـ933 م)[61].

ابن دريد از اديبان و شاعران صاحب نام عصر خود بود. او دراين قصيده كه نامش را مقصوره نهاد, زندگي حسين بن علي(ع) و مصايب او را به 253 بيت شعر درآورده است. شرح‏هاي فراواني بر آن نوشته‏اند كه در مقدمة همين چاپ معرفي شده است. هوتسما مقصوره را به لاتين ترجمه كرد و در 1773م به چاپ رساند.

اين اثر را چندين نفر در زمان‏هاي مختلف تخميس[62] كرده‏اند. اثر حاضر تخميس موفق الدين انصاري ( ـ 677ق) است كه آن را عبدالصاحب عمران دجيلي تصحيح و همراه با توضيحات فراوان در پاورقي، چاپ كرده است.

4.       مقتل الحسين بن علي بن أبي طالب(ع)[63], سليمان بن احمد بن ايوب بن مطير لخمي شامي طبراني معروف به امام طبراني (260 ـ 360ق).

نويسنده از دانشمندان اهل سنت و نويسندة دو كتاب مهم المعجم الكبير و المعجم الأوسط است. طبراني 148 روايت از طريق سلسله سند‏هاي معتبر در اهل سنت را، كه همگي مربوط به حسين بن علي(ع) و شهادت اوست، گردآورده و تدوين كرده است. ناشر در مقدمه مي‏نويسد: اين اثر قبلاً در عراق منتشر شد و داراي اغلاط و تحريفاتي بود؛ اما چاپ حاضر مصحَّح و منقَّح است. اين اثر در قالب تاريخ نگاري روايي ارائه شده است. ابن مسنده زندگي‏نامة كاملي از او در پايان المعجم الكبير ارائه كرده است.

5.       نور العين في مشهد الحسين(ع), نوشته ابراهيم بن محمد اسفرايني مشهور به ابواسحاق اسفرايني و استاد، و ملقب به ركن الدين شافعي ( ـ 418ق)

اين اثر چاپ‏هاي متعدد دارد: اولين بار در چاپخانة شرق در مصر، سال 1298قمري و بعد از آن در چاپخانة عبدالرزاق در مصر, 1303قمري چاپ شد. آخرين چاپي كه به دست ما رسيده است داراي اين مشخصات بود: قاهره, دار إحياء الكتب العربية, 1366 ق.

6.       فضل زيارة الحسين عليه السلام, نوشتة محمد بن علي بن الحسن علوي (367  – 445ق).

اين اثر كه تنها يك نسخة آن در دسترس است، به كوشش سيد احمد حسيني معروف به ابو عبدالله شجري منتشر شد[64].

اين كتاب مجموعه‏اي از نود روايت در بارة حوادث تاريخي و فضيلت زيارت سيد الشهداء و عزاداري و گريه بر مصايب آن حضرت است. اين روايات با سندهاي متصل از مؤلف به ائمه و پيامبر اسلام (ص) مي‏رسد و مبوَّب نيست.

نسخة مورد اعتماد مصحح احتمالاً مربوط به سدة هفتم قمري است. به نظر مصحح، نسخه داراي تحريفات و كلمات مبهم و مجهول است. در وسط سطرها, برخي عبارات از بين رفته است.

نويسنده از نوادگان امام حسن(ع) و پدرش ابن حميد الرحمن از محدثين كوفه بود.

7.       مقتل الحسين(ع), نوشتة موفق بن احمد اخطب خوارزم معروف به خوارزمي ( ـ 568 ق).

اين اثر را آقاي محمد سماوي تصحيح و منتشر كرد[65].

8.  مُثير الأحزان و منُير سُبُل الأشجان, نوشتة نجم الدين جعفر بن نجيب الدين محمد معروف به ابن نما حلي ( ـ 645 ق).

به صورت چاپ سنگي در تهران در 1318 قمري همراه قرة العين في اخذ ثار الحسين(ع)  چاپ شده است. در نجف اشرف, المطبعة الحيدرية, 1369 قمري نيز مستقلاً چاپ شد. ضميمة جلد دهم بحار الانوار (چاپ قديم) نيز آمده است.

9. در السمط في خبر السبط, نوشتة محمد بن ابي بكر مشهور به ابن ابار بلنسي (595 - 658 ق)[66].

نويسنده مربوط به غرب جهان اسلام و از دانشمندان بلنسيه است و غير از ابن ابار خولاني شاعر اشبيلي است. داوري برخي از مورخان اين است كه آموزه‏هايي از تشيع مانند توضيح آل البيت و مدح آنها و ضديت با امويان در آن يافت مي‏شود و به قولي بوي شيعيگري مي‏دهد. ولي نظر مصححان كتاب اين‏ است كه ابن ابار سني به ضوابط سني‏گري بوده است[67]. آراي ويژة شيعه مانند عصمت و امامت در اين كتاب نيست.

همان‏گونه كه مصححان در مقدمه تذكر داده‏اند، عنوان كتاب غلط انداز است و تداعي مي‏كند كه اين اثر فقط دربارة حسين بن علي(ع) است درحالي كه دربارة ناگواري‏هاي زندگاني امام علي(ع), حسن(ع) و حسين(ع) است. البته بيشتر حجم كتاب دربارة امام حسين (ع) است.

10.    الملهوف علي قتلي الطفوف, نوشتة علي بن موسي بن جعفر بن طاووس (598 - 664 ق).

اين اثر يكي از آثار بسيار مهم در عاشورا پژوهي است و مي‏توان آن را نقطة عطف در عاشورا نگاري دانست. عنوان‏هاي اين اثر در نسخه‏هاي خطي متفاوت است؛ گاهي  اللهوف و گاهي الملهوف و حتي المسالك في مقتل الحسين(ع) ناميده شده است[68].

نويسنده در مقدمه انگيزة خود را تدوين كتابي براي زوار كربلا مي‏داند كه همراه خود داشته باشند و به اختصار همة وقايع را داشته باشد[69]. ميرزا حسين نوري سه اشكال عمده بر اين كتاب دارد: 1- مآخذ و اسناد مطالب را معرفي نكرده است؛ 2- با عجله نگاشته و از اين‏رو  اتقان و استحكام لازم را ندارد؛ 3- اخباري كذب مانند رسيدن اهل بيت در اربعين به كربلا را آورده است[70].

اين كتاب چاپ‏هاي مختلف دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‏شود[71]:

در جلد دهم چاپ قديم بحار الانوار آمده است. پس از آن در تهران, 1271 قمري چاپ شد. بعد از آن در سال‏هاي 1287 تا 1418 قمري بارها در ايران, لبنان, عراق و هند چاپ شده است. بيش از چهار ترجمة فارسي دارد[72]. اولين ترجمة فارسي از محمد طاهر ميرزا بن محمد باقر موسوي در 1321 قمري در تهران منتشر شد. حداقل يك ترجمة اردو از آن سراغ داريم كه سيد محمد حسين بن سيد حسين بخش گانوي (1283 ـ 1362ق) انجام داده است[73]. ولييري در دائرة المعارف اسلام چاپ ليدن در مقالة حسين بن علي(ع), وستنفلد را مترجم آلماني اين كتاب مي‏داند[74].

 

ج: آثاري كه در ضمن تاريخ نگاري‏هاي عمومي آمده است:

كساني همچون طبري, ابن اثير, ذهبي در كتاب‏هاي مفصل خود, بخشي را به حادثة كربلا اختصاص داده‏اند. گاهي اين بخش‏ها به صورت كتاب مستقلي چاپ شده است. هر دو دسته را تا نيمة اول سدة هفتم (عصر نگارش الملهوف ابن طاووس) در اين‏جا معرفي و ارزيابي مي‏كنيم:

1.  ترجمة الحسين(ع) و مقتله، نوشتة محمد بن سعد مشهور به ابن سعد (168 ـ 230ق).

سيد عبدالعزيز طباطبايي, اين مقاله را از بخش چاپ نشدة طبقات الكبير ابن سعد استخراج و تأليف نمود[75].

2.  مقتل ابي عبد الله الحسين(ع), نوشتة احمد بن اسحاق يعقوبي معروف به ابن واضح ( ـ 284 يا 292 يا 294 ق).

اثر مهم تاريخي نويسندة تاريخ يعقوبي است. اين اثر متأخر از مقتل ابي مخنف است و نويسنده داراي گرايش‏هاي شيعي بوده است[76]. غير از الذريعه, ديگران[77] يادي از كتاب مقتل أبي عبدالله حسين(ع) نكرده‏اند. گزارش الذريعه اين‏گونه است:

مقتل أبي عبدالله الحسين(ع) را سيد مجتبي حسن كامون پوري تحقيق كرد و در هند, 1370 ق به چاپ  رسيد[78]. گويا كامون پوري (يا كانپوري) آن را به اردو ترجمه و منتشركرده است[79].

به نظر مي‏رسد آقاي كامون پوري گزارش‏هاي يعقوبي را از تاريخ يعقوبي گردآوري و تأليف كرده است.

3. استشهاد الحسين, محمد بن جرير طبري(   ـ310ق).

آقاي السيد الجميلي گزارش طبري را ازكتاب تاريخ الأمم و الملوك گردآوري‏كرده و با تصحيحات جديد با عنوان مزبور به چاپ رسانده است[80]. در ضميمه, كتاب رأس الحسين ابن تيميه را نيز آورده است.

جميلي درمقدمه مي‏نويسد: مورخان در هيچ مسئلة تاريخي به اندازة مقتل حسين بن علي (ع) اختلاف ندارند. ابهامات و دروغ‏هاي فراوان در گزارش اين حادثه رخنه كرده است. به همين دليل، انتشار اخبار اوليه در اين‏باره ضروري است.

اين كتاب مطابق با مقتل ابي مخنف استخراج شده از تاريخ طبري است .

ابن تيميه در پاسخ به پرسشي دربارة محلي در قاهره و عسقلان كه به عنوان رأس الحسين, محل زيارت است, اين رساله را نوشته است و اين اخبار را دروغ مي‏داند.

گفتني است كتابي با عنوان  قيام سيد الشهداء حسين بن علي(ع) و خونخواهي مختار به كوشش محمد سرور مولائي چاپ شد[81] كه گزارش‏هاي مربوط به امام را از تاريخ طبري كه توسط ابوعلي محمد بلعمي در نيمة دوم سدة چهارم قمري به فارسي بازگردانده شده، استخراج، بازنويسي و تأليف كرده است.

4.  مقتل الحسين(ع) و قيام المختار, نوشتة ابن اعثم كوفي ( ـ314ق/ 926م) است كه در انتشارات دار انوار الهدي از كتاب معروف الفتوح استخراج و بازنويسي و منتشر شده است[82].

محمد بن احمد مستوفي هروي نيز بخش مربوط به امام حسين(ع) را زير عنوان قيام امام حسين(ع) به فارسي ترجمه كرد. اين ترجمه به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد منتشر شد[83].

5. امام حسين در عقد الفريد, نوشتة احمد بن محمد معروف به ابن عبدربه (246 ـ 328ق).

احمد امين و احمد الزين و ابراهيم ابياري به استخراج و تأليف اين كتاب پرداختند كه در قاهره, 1944 ميلادي چاپ شد.

6. ذكر مقتل الحسين بن علي بن ابيطالب(ع) و من قتل معه من اهل بيته و شيعته, نوشتة علي بن حسين مسعودي ( ـ 345ق)

ابو القاسم پاينده بخش مربوط به حسين بن علي(ع) را ازكتاب مروج الذهب و معادن الجوهر  برگرفته و به فارسي برگردانده است[84].

7. مقتل الحسين(ع), نوشتة علي بن حسين معروف به ابوالفرج اصفهاني ( ـ 362ق).

بخشي از كتاب  مقاتل الطالبيين است كه توسط سيد مصطفي مرتضي قزويني استخراج و تأليف شده است.

ابوالفرج  آن را در شرح احوال و مصيبت‏ها و مرگ فرزندان ابوطالب نوشته كه از آغاز ظهور اسلام تا سدة چهارم قمري در جنگ‏ها و قيام‏ها جان باخته‏اند. اين اثر منبع بسياري از پژوهش‏هاي بعدي است.

مقاتل الطالبيين چاپ‏هاي متعدد به ويژه در عراق و ايران دارد. سيد احمد صقر آن را تحقيق و در قاهره, 1368 قمري منتشر كرد.

8.  ترجمة ريحانة رسول الله الإمام الحسين(ع), نوشتة علي بن حسن بن هبة الله شافعي معروف به ابن عساكر (449- 571ق).

به كوشش محمد باقر محمودي گزارش‏هاي مربوط به امام حسين(ع) و كربلا از تاريخ مدينة دمشق گردآوري و همراه با پانوشت‏هاي نقدي و توضيحي ارائه شده است[85].

آقاي نجفقلي حبيبي كتاب ديگري با مشخصات ذيل معرفي كرده است كه در برخي ويژگي‏ها با اثر مزبور همانندي دارد[86]:

ترجمة الإمام الحسين (ع) من تاريخ مدينة دمشق, تحقيق محمد باقر محمودي, بيروت, محمودي, 1398 ق, 339 ص.

در پايان گفتني است آنچه مسلم است پاره‏اي ابهامات و حتي تحريفات در منابع عاشورايي رخنه كرده است. بر پژوهشگران مسلمان فرض است كه با جستجوي وسيع‏تر و گسترده‏تر به زلال سازي اين چشمه‏سار پاك بپردازند. براي عنايت به عمق مشكلات در اين زمينه به اين داوري توجه ‏شود:

اولين گزارشگر قيام حسيني شيعياني همچون ابو مخنف ( ـ 157ق) بوده‏اند. ولي متأسفانه به علت از بين رفتن بيشتر منابع آنان، بايد مورخان اهل سنت را نخستين ثبت كنندگان عاشورا دانست. بديهي است اين مورخان با توجه به ديدگاه مذهبي و فردي خويش و نيز با توجه به شرايط زماني، يعني دوران حكومت اموي و عباسي و گرايش خاص آنان به تحريف و پنهان سازي آنچه با منافع سياسي ايشان ناسازگار است, تحريفاتي  را در آن حادثه وارد كرده‏اند. از منابعي مانند تاريخ طبري, تاريخ الخلفاء سيوطي, نهاية الإرب نويري, عقد الفريد ابن عبدربه و العبر ابن خلدون گزارش‏ها و نكات مبهمي عرضه كرده‏اند[87].

براي جلوگيري از تحريف در عاشورانگاري لزوماً بايد متني كامل و متقن ارائه كرد. به عبارت ديگر بايد سرچشمه را زلال نمود. در تعليقه بر لؤلؤ و مرجان، سي كتاب تاريخي قابل اتكا براي پژوهشگران عاشورا برشمرده و توصيه شده مشتركات آنها گرفته شود[88]. همة اينها مستلزم نسخه‏شناسي منابع حسيني در سده‏هاي اول تا ششم و پس از آن ارزيابي مقايسه‏اي منابع است.

 

پي‏نوشت‏ها:

1. عبدالحسين زرين‏كوب، تاريخ در ترازو, تهران, اميركبير, 1362, ص 122.

2. همان، ص 123.

3. به مقالة زير نك:

Rudolph H. Weingrtner, »Historical Explanation«, The Encyclopedia of Philosophy.

4.نك: ميرزا حسين نوري, چشم اندازي به تحريفات عاشورا (لؤ لؤ و مرجان), به كوشش مصطفي درايتي, قم, انتشارات استاد احمد مطهري, 1379, ص 27- 47، مقدمه

5. مشخصات چاپي: قم, مجمع احياء الثافة الاسلامية, 1415 ق.

6. محمد صادق كرباسي، دائرة المعارف الحسينية: معجم المصنفات الحسينية, لندن, المركز الحسيني للدراسات, 1999, ج 1, ص 13.

7. علي بن موسي بن طاووس، الملهوف علي قتلي الطفوف, به كوشش و مقدمة فارس تبريزيان, تهران, دارالاسوة, 1417 ق, ص 33.

8. نك: روضةالشهداء به كوشش محمد رمضاني, تهران, 1341، مقدمه

9. نك: لؤلؤ و مرجان.

10. محمودي در عبرات المصطفين (ص6), تاريخ وفات وي را 64 قمري مي‏داند.

11. فهرست شيخ طوسي, ص 88؛ آقا بزرگ تهراني، الذريعه, قم, اسماعيليان, بي‏تا, ج 22 , ص 24.

12. الرجال, قم, دفتر انتشارات اسلامي, ص 128, الذريعه, ج22, ص24.

13. دائرة المعارف تشيع, ج 5, ص249؛ فؤاد سزگين نيز زندگي‏نامه و آثار وي را آورده و منابع زيادي را معرفي  كرده است. ( التدوين التاريخي, ص 126).

14. فهرست, ص 340.

15. الذريعه, ج22, ص25- 26.

16.  فهرست كتب الشيعة, به كوشش سيد عبدالعزيز طباطبايي, ص 6؛ الذريعه، ج22, ص23.

17. نك:  الملهوف,، مقدمه

18. فهرست, ص 16.

19. الملهوف، مقدمة فارس تبريزيان, ص 36.

20. محمد جواد صاحبي، چكيدة مقالات كنگرة بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا, ص 113.

21. الفهرست, ص 111.

22. تاريخ التراث العربي: التدوين التاريخي, ص 100- 106.

23. همان, ص 105.

24. عبرات المصطفين (ص7)، درگذشت او را 207 يا 211 ق مي‏داند.

25. الذريعه, ج22, ص 28.

26. الفهرست ابن نديم, ص 106؛ فهرست شيخ طوسي, ص 481- 482؛ الرجال, 427- 428.

27. الذريعه, ج22, ص29.

28. الفهرست, ص 106.

29. فهرست, شيخ طوسي, ص 278.

30. فهرست, ص 298؛ ذهبي، سير أعلام النبلاء, بيروت, مؤسسة الرساله, ج 13, ص 403.

31. الفهرست, به كوشش رضا تجدد, تهران, دانشگاه تهران, ص 279؛  الذريعة, ج 22, ص 23.

32. آقا بزرگ تهراني، مصفي المقال في مصنفي علم الرجال, تهران, 1958م.

33. الفهرست, ص 121.

34.  كتابشناسي عاشورا, ص7.

35. حاجي خليفه، كشف الظنون, بيروت، دار الكتب العلمية, ج2, ص 1794.

36. كتابشناسي  عاشورا, ص 7.

37. عمر رضا كحاله، معجم المؤلفين, بيروت, دار إحياء التراث العربي, بي تا, ج 7, ص282.

38. فهرست, ص 443 ؛ الذريعه, ج 22, ص 28.

39. الملهوف, ص 37، مقدمه

40. الذريعه, ج 22, ص 26.

41. همان، ص 21- 22.

42. همان, ص 22.

43. فهرست, ص 225؛ الذريعة, ج 22, ص 25.

44. فهرست, ص 451؛ الذريعة, ج 22, ص27.

45. فهرست, ص 408– 409.

46. الذريعة, ج 22, ص27؛ الرجال, ص 348 – 349.

47. فهرست اسماء علماء الشيعة و مصنفيهم, به كوشش عبدالعزيز طباطبائي, بيروت, دارالاضواء, 1986 م, ص 180– 181.

48. الذريعة, ج 22, ص 22.

49. الملهوف, ص 40- 41، مقدمه.

50. اين اثر را اخبار مقتل الحسين(ع) و مصرع الحسين(ع) نيز ناميده‏اند.

51. نك: ابومخنف، مقتل الحسين، مقدمة حسن غفاري؛ تاريخ التراث العربي: التدوين التاريخي, ص 127. سزگين از قول ولهاوزن    مي‏نويسد كه وي ابي مخنف را به خوارج متمايل مي‏داند (ص 128)؛ براي ديدگاه‏هاي ديگر دربارة ابي مخنف نك: رسول جعفريان، منابع تاريخ اسلام, ص 110- 111؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامي,  ج 6.

52. محمد جواد صاحبي، چكيدة مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا, تهران, 1995م, ص 113.

53. ابومخنف، مقتل الحسين, حسن غفاري, قم, علميه, 1398ق, ص واو، مقدمه.

54. نك: منابع تاريخ  اسلام, ص 112.

55. اصغر قائدان، چكيدة مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا, ص 137.

56.  الذريعه، ج 22, ص 26.

57. اللهوف, مقدمة حسون، ص 34.

58. نك: فؤاد سزگين، تاريخ التراث العربي, التدوين التاريخي, ص 128.

59. مجلة تراثنا, سال اول, شمارة 2, ص 127.

60. سه مقتل گويا در حماسه عاشورا, قم, دفتر نشر نويد اسلام, 1379.

61. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول، بيروت و قاهره, دارالكتاب لبناني و مصري, 1977م.

62. به مسمطي كه داراي پنج مصرع و حرف رَوي در آن به گونة خاصي باشد ‏مي‏گويند.

63. اين كتاب با اين مشخصات منتشر شده است: كويت, دارالاوراد للنشر و التوزيع, 1992 م

64. مشخصات كتابشناختي: قم, مطبعة الخيام,1403 ق.

65. مشخصات كتابشناختي: قم, انوار الهدي, 1418 ق.

66. مشخصات كتابشناختي: تطوان,مطبعة كرديماديس, 1972م، به تصحيح عبدالسلام الهراس و سعيد احمد اعراب.

67. نك: دررالسمط.، مقدمه.

68. نك:  الملهوف, ص 67.، مقدمة حسون

69. همان ص 86-87..

70.  ميرزا حسين نوري، چشم اندازي بر تحريفات عاشورا(لؤلؤ و مرجان), به كوشش مصطفي درايتي, قم, 1420ق, ص 231- 232.

71. براي مشخصات چاپ‏ها نك: كتابشناختي امام حسين(ع), ص 20- 21؛ الملهوف, ص 68- 69، مقدمة حسون.

72. همان منابع.

73. كتابشناسي عاشورا, ص 364.

.74. دايرة المعارف اسلام

75. اين تأليف در مجلة تراثنا, 1408 ق, ص 119– 205  چاپ شد.

76. صادق سجادي و هادي عالم زاده، تاريخ‏نگاري در اسلام, تهران, سمت, 1375, ص 118.

77. مانند عمر رضا كحاله در معجم المؤلفين(ج1, ص 161) به هنگام فهرست كردن آثار يعقوبي، نامي از اين اثر نمي‏برد.

78. الذريعه, ج22، ص23.

79. كتابشناسي عاشورا, ص 379.

80. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول, بيروت, دارالكتاب العربي, 1985م.

81. مشخصات كتابشناختي: تهران, بنياد فرهنگي ايران, 1359.

82. مشخصات كتابشناختي: قم, انتشارات انوار الهدي, 1421 ق.

83. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول، تهران, علمي و فرهنگي, 104 ص.

84. اين اثر با اين مشخصات چاپ شده است: قم, دارالهجرة, 1362, چاپ دوم، تهران, بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1350 .

85. مشخصات كتابشناختي: قم, مجمع احياء الثقافة الاسلامية, 1414 ق, 704 ص.

86. كتابشناسي امام حسين (ع),  چاپ اول, تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني, 1374, ص 22.

87.  چكيدة مقالات كنگره عاشورا و امام خميني,  اصغر قائدان, ص 137.

88. ميرزا حسين نوري، چشم اندازي به تحريفات عاشورا: لؤلؤ و مرجان, ص 254- 255.

 

 

 

 



پي‏نوشت‏ها:

1. عبدالحسين زرين‏كوب، تاريخ در ترازو, تهران, اميركبير, 1362, ص 122.

2. همان، ص 123.

3. به مقالة زير نك:

Rudolph H. Weingrtner, »Historical Explanation«, The Encyclopedia of Philosophy.

4.نك: ميرزا حسين نوري, چشم اندازي به تحريفات عاشورا (لؤ لؤ و مرجان), به كوشش مصطفي درايتي, قم, انتشارات استاد احمد مطهري, 1379, ص 27- 47، مقدمه

5. مشخصات چاپي: قم, مجمع احياء الثافة الاسلامية, 1415 ق.

6. محمد صادق كرباسي، دائرة المعارف الحسينية: معجم المصنفات الحسينية, لندن, المركز الحسيني للدراسات, 1999, ج 1, ص 13.

7. علي بن موسي بن طاووس، الملهوف علي قتلي الطفوف, به كوشش و مقدمة فارس تبريزيان, تهران, دارالاسوة, 1417 ق, ص 33.

8. نك: روضةالشهداء به كوشش محمد رمضاني, تهران, 1341، مقدمه

9. نك: لؤلؤ و مرجان.

10. محمودي در عبرات المصطفين (ص6), تاريخ وفات وي را 64 قمري مي‏داند.

11. فهرست شيخ طوسي, ص 88؛ آقا بزرگ تهراني، الذريعه, قم, اسماعيليان, بي‏تا, ج 22 , ص 24.

12. الرجال, قم, دفتر انتشارات اسلامي, ص 128, الذريعه, ج22, ص24.

13. دائرة المعارف تشيع, ج 5, ص249؛ فؤاد سزگين نيز زندگي‏نامه و آثار وي را آورده و منابع زيادي را معرفي  كرده است. ( التدوين التاريخي, ص 126).

14. فهرست, ص 340.

15. الذريعه, ج22, ص25- 26.

16.  فهرست كتب الشيعة, به كوشش سيد عبدالعزيز طباطبايي, ص 6؛ الذريعه، ج22, ص23.

17. نك:  الملهوف,، مقدمه

18. فهرست, ص 16.

19. الملهوف، مقدمة فارس تبريزيان, ص 36.

20. محمد جواد صاحبي، چكيدة مقالات كنگرة بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا, ص 113.

21. الفهرست, ص 111.

22. تاريخ التراث العربي: التدوين التاريخي, ص 100- 106.

23. همان, ص 105.

24. عبرات المصطفين (ص7)، درگذشت او را 207 يا 211 ق مي‏داند.

25. الذريعه, ج22, ص 28.

26. الفهرست ابن نديم, ص 106؛ فهرست شيخ طوسي, ص 481- 482؛ الرجال, 427- 428.

27. الذريعه, ج22, ص29.

28. الفهرست, ص 106.

29. فهرست, شيخ طوسي, ص 278.

30. فهرست, ص 298؛ ذهبي، سير أعلام النبلاء, بيروت, مؤسسة الرساله, ج 13, ص 403.

31. الفهرست, به كوشش رضا تجدد, تهران, دانشگاه تهران, ص 279؛  الذريعة, ج 22, ص 23.

32. آقا بزرگ تهراني، مصفي المقال في مصنفي علم الرجال, تهران, 1958م.

33. الفهرست, ص 121.

34.  كتابشناسي عاشورا, ص7.

35. حاجي خليفه، كشف الظنون, بيروت، دار الكتب العلمية, ج2, ص 1794.

36. كتابشناسي  عاشورا, ص 7.

37. عمر رضا كحاله، معجم المؤلفين, بيروت, دار إحياء التراث العربي, بي تا, ج 7, ص282.

38. فهرست, ص 443 ؛ الذريعه, ج 22, ص 28.

39. الملهوف, ص 37، مقدمه

40. الذريعه, ج 22, ص 26.

41. همان، ص 21- 22.

42. همان, ص 22.

43. فهرست, ص 225؛ الذريعة, ج 22, ص 25.

44. فهرست, ص 451؛ الذريعة, ج 22, ص27.

45. فهرست, ص 408– 409.

46. الذريعة, ج 22, ص27؛ الرجال, ص 348 – 349.

47. فهرست اسماء علماء الشيعة و مصنفيهم, به كوشش عبدالعزيز طباطبائي, بيروت, دارالاضواء, 1986 م, ص 180– 181.

48. الذريعة, ج 22, ص 22.

49. الملهوف, ص 40- 41، مقدمه.

50. اين اثر را اخبار مقتل الحسين(ع) و مصرع الحسين(ع) نيز ناميده‏اند.

51. نك: ابومخنف، مقتل الحسين، مقدمة حسن غفاري؛ تاريخ التراث العربي: التدوين التاريخي, ص 127. سزگين از قول ولهاوزن    مي‏نويسد كه وي ابي مخنف را به خوارج متمايل مي‏داند (ص 128)؛ براي ديدگاه‏هاي ديگر دربارة ابي مخنف نك: رسول جعفريان، منابع تاريخ اسلام, ص 110- 111؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامي,  ج 6.

52. محمد جواد صاحبي، چكيدة مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا, تهران, 1995م, ص 113.

53. ابومخنف، مقتل الحسين, حسن غفاري, قم, علميه, 1398ق, ص واو، مقدمه.

54. نك: منابع تاريخ  اسلام, ص 112.

55. اصغر قائدان، چكيدة مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا, ص 137.

56.  الذريعه، ج 22, ص 26.

57. اللهوف, مقدمة حسون، ص 34.

58. نك: فؤاد سزگين، تاريخ التراث العربي, التدوين التاريخي, ص 128.

59. مجلة تراثنا, سال اول, شمارة 2, ص 127.

60. سه مقتل گويا در حماسه عاشورا, قم, دفتر نشر نويد اسلام, 1379.

61. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول، بيروت و قاهره, دارالكتاب لبناني و مصري, 1977م.

62. به مسمطي كه داراي پنج مصرع و حرف رَوي در آن به گونة خاصي باشد ‏مي‏گويند.

63. اين كتاب با اين مشخصات منتشر شده است: كويت, دارالاوراد للنشر و التوزيع, 1992 م

64. مشخصات كتابشناختي: قم, مطبعة الخيام,1403 ق.

65. مشخصات كتابشناختي: قم, انوار الهدي, 1418 ق.

66. مشخصات كتابشناختي: تطوان,مطبعة كرديماديس, 1972م، به تصحيح عبدالسلام الهراس و سعيد احمد اعراب.

67. نك: دررالسمط.، مقدمه.

68. نك:  الملهوف, ص 67.، مقدمة حسون

69. همان ص 86-87..

70.  ميرزا حسين نوري، چشم اندازي بر تحريفات عاشورا(لؤلؤ و مرجان), به كوشش مصطفي درايتي, قم, 1420ق, ص 231- 232.

71. براي مشخصات چاپ‏ها نك: كتابشناختي امام حسين(ع), ص 20- 21؛ الملهوف, ص 68- 69، مقدمة حسون.

72. همان منابع.

73. كتابشناسي عاشورا, ص 364.

.74. دايرة المعارف اسلام

75. اين تأليف در مجلة تراثنا, 1408 ق, ص 119– 205  چاپ شد.

76. صادق سجادي و هادي عالم زاده، تاريخ‏نگاري در اسلام, تهران, سمت, 1375, ص 118.

77. مانند عمر رضا كحاله در معجم المؤلفين(ج1, ص 161) به هنگام فهرست كردن آثار يعقوبي، نامي از اين اثر نمي‏برد.

78. الذريعه, ج22، ص23.

79. كتابشناسي عاشورا, ص 379.

80. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول, بيروت, دارالكتاب العربي, 1985م.

81. مشخصات كتابشناختي: تهران, بنياد فرهنگي ايران, 1359.

82. مشخصات كتابشناختي: قم, انتشارات انوار الهدي, 1421 ق.

83. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول، تهران, علمي و فرهنگي, 104 ص.

84. اين اثر با اين مشخصات چاپ شده است: قم, دارالهجرة, 1362, چاپ دوم، تهران, بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1350 .

85. مشخصات كتابشناختي: قم, مجمع احياء الثقافة الاسلامية, 1414 ق, 704 ص.

86. كتابشناسي امام حسين (ع),  چاپ اول, تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني, 1374, ص 22.

87.  چكيدة مقالات كنگره عاشورا و امام خميني,  اصغر قائدان, ص 137.

88. ميرزا حسين نوري، چشم اندازي به تحريفات عاشورا: لؤلؤ و مرجان, ص 254- 255.