منابع اولية
تاريخي دربارة امام حسين(ع) و عاشورا
محمد نوري
1.
يكي از راههاي اطمينان به صحت يك گزارش تاريخي, نزديكي
زماني آن گزارش به رخداد است. دوري زماني و دخالت حلقههاي واسطه در نقل هر واقعه,
مجموعهاي از ذهنيتهاي غير واقعي, دروغها و تحريفها را در گزارش وارد ميكند.
البته اين به شرطي است كه عناصر ديگر مانند راستگوييِ گزارشگر وجود داشته باشد.
واقعيت مهم ديگري را كه نبايد از نظر دور داشت، عدم عينيت
تام و عدم مطلقيت تاريخنگاريهاست. تاريخنگاري تابع ذهنيت و روان و شخصيت مورخ و
اسناد است. مادام كه نسبيت اين دو عامل اجتناب ناپذير باشد, نيل به عينيت مطلق
براي مورخ هم غير ممكن است[1].
از اينرو در گزارشگري تاريخي, نوعي ذهن گرايي يا داوري مورخ مدخليت دارد[2].
از اينرو در گزارشگري از حادثة كربلا، همانند هر رخداد تاريخي ديگر نبايد انتظار داشت كه همة گزارشهاي تاريخي، بيانگر
و شرح دهندة عيني رخدادهاي به وقوع پيوسته باشند؛ اما بايد توقع داشت كه گزارشها
هرچه بيشتر، با واقع انطباق داشته باشند. به عبارت ديگر منطق حاكم بر تبيين و
توصيف تاريخ كاملاً با ضوابط و روش علوم طبيعي تفاوت دارد[3].
البته نكتة مزبور به ملاكهاي روانشناختي گزارشگري تاريخي
مربوط است؛ اما ملاك تقرب تاريخي و عصري, راه ديگري براي اثبات اتقان اخبار گذشته
است. در اين مقاله به اين ملاك، يعني تقرب تاريخي و عصري، توجه ميشود نه ملاكهاي
روان شناختي و حتي جامعه شناختي.
بسط تاريخي هر حادثه و همبستگي دو متغير « اتقان بيشتر
تحليلهاي تاريخي» و «گذشت يك دورة تاريخي از واقعة مربوط» هم اهميت دارد؛ بلكه در
گزارشهاي توصيفي و نقلي يكي از متغيرهاي مهم، قرب زماني گزارشگر است. ولي در
گزارشهاي تحليلي يكي از شرطها, بسط تاريخي و روشن شدن ابعاد و لوازم آن حادثه در
گذار زمان است.
در مورد حادثة عاشورا هم دو گونه چشم انداز و دو نوع نوشته
وجود دارد: نوشتههاي گزارشي نقلي و نوشتههاي تحليلي. در نوع اول, به منظور يافتن
گزارشهاي درست و واقعي, بايد به سراغ منابعي رفت كه قدمت بيشتري دارند و آن منابع
را هم با روشهاي نقد متون تاريخي, ارزيابي نمود، سپس آنها را مورد استناد قرار
داد.
از سوي ديگر, خمير مايه و جوهرة نوشتههاي تحليلي تاريخي,
وقايع نگاريهاي گزارشي و نقلي است. در واقع بدون اين اطلاعات نميتوان به تحليل
پرداخت. از اينرو اتقان و صحت نقلها وخبرها, اهميت زيرساختي در تحليلهاي
تاريخي دارد.
از منظر تحريف شناسي عاشورا هم شناسايي قدمت منابع تاريخي
اهميت دارد؛ چرا كه تحريفهايي كه در تحليلها يا درگزارشهاي منقول رخنه كرده
است، هر دو نوع، هميشه از سر تقصير و از روي عمد و به دست افراد مغرض انجام نشده
است بلكه خطاهايي بوده كه افراد معتقد، در اسناد و مدارك تاريخي و يا در تحليلها
وارد ميكردهاند[4]. بسياري از اينگونه تحريفات را ميرزا حسين نوري
در كتاب لؤلؤ و مرجان برملا كرده است.
يكي از راههاي يافتن موارد خطا و نادرستي درگزارشها, تطبيق
آن گزارشها با مكتوبات اولية عاشوراست. از اين طريق به بسياري از تحريفات پي
خواهيم برد. بسياري از منتقدان منابع عاشورايي، اين شيوه را اجرا كردهاند.
نكتة ديگر آنكه به منظور يافتن موارد خطا و اشتباه يا
غرضورزي درمنابع اولية قيام امام حسين(ع), تاكنون از شيوهها و ابزارهاي نو
استفاده نشده است. يكي از اين شيوهها، مقايسة مطالب اين منابع با يكديگر و به
عبارت ديگر به كارگيري روش ارزيابي تطبيقي مدارك علمي است. محمد باقر محمودي با
همين نگاه و به كارگيري همين شيوه، كتاب عبرات المصطفين في المقتل الحسين
المأخوذ من أقدم المصادر التاريخية الإسلامية را تأليف
كرد[5]. ايشان مطالب
منابع كهن مانند تاريخ طبري,
الطبقات الكبري ابن سعد, الأخبار الطوال دينوري, أنساب الأشراف بلاذري و مقتل
أبي مخنف موجود در تاريخ طبري را دركنار هم آورده
است.
2.
گاهي كتابها و مقالات دربارة امام حسين(ع) را بيشتر از هر
شخصيت ديگر و آن را هزاران اثر و حتي غير قابل سرشماري دانستهاند[6]. اين تأليفات،
جنبة علمي فرهنگ عاشورايي را تشكيل ميدهد. دركنار ادبيات عمومي مردم شيعه كه مشتمل
بر مقولههايي مانند عزاداري , نوحه سرايي و تعزيه است, ادبيات علمي عاشورا به
مراتب مهمتر است؛ زيرا همواره دانشمندان و نخبگان، زيرساختهاي فكري و بنيادهاي
انديشههاي عمومي مردم را با وقايعنگاريها و تحليلهاي علمي سامان دادهاند.
شگفتي و تأسف وقتي است كه رگههايي از جمود و عدم صداقت و تعهد در اين قشر رخنه
يابد و فرهنگ علمي عاشورا را با دروغ پردازي و تحريف از درون نابود گرداند.
شخصيتهايي همچون ميرزا حسين نوري, مرتضي مطهري و محمد مهدي
شمس الدين در صدد اصلاح و پالايش ادبيات علمي عاشورا بودهاند و اوقات گرانبهايي را
به تفحص و نگارش در اين باره گذراندهاند.
گاهي دشمن امام حسين(ع) را منحصر به يزيد بن معاويه
نميدانند. يزيد به قتل جسمي امام اقدام كرد و بسياري از حاكمان جور در تاريخ به
امحاي آثار معنوي و فرهنگي حادثة عاشورا پرداختند. يكي از كارهاي آنها از بين بردن
كتابها و فرهنگ مكتوب عاشورا بود[7]. از
اينرو فرهنگ
علمي عاشورا از دو ناحيه ضربه ديد: يكي زورمداراني كه اين فرهنگ را سدّ و مانع نيات
و مقاصد خود ميدانستهاند و دوم خوديهايي كه ندانسته و از سَر ارادت به دروغسازي
پرداختهاند.
بايد گفت در برخي موارد، نوع ديگري از اجحاف در حق عاشورا روا
داشته شده است و آن از سوي حاكمان مسلماني بوده كه براي رسيدن به اهداف خود از
عاشورا بهرهبرداري سياسي كردهاند يا آموزههاي كربلا را وسيلهاي براي تحكيم سلطة
خود پنداشتهاند. اين در حالي است كه جامعة تشيع و بسياري از مسلمانان ديگر,
سالانه, امكانات و هزينههاي زيادي در راه معرفي امام حسين(ع) و عاشورا ميپردازند.
فرهنگ شيعيان با مسائل عاشورا عجين گشته وحيات معنوي و فكري آنان وابسته و در گرو
اين مسائل است. چرا كه اين حادثه را مهمترين رخداد در تاريخ اسلام ميدانند. از
اينرو, درايت و عقل هر نخبهاي اقتضا ميكند به ابهامزدايي يا تحريفزدايي
بپردازد.
3.
عاشورا نگاري همواره داراي يك قالب و مبتني بر يك مجموعه از
تحليلهاي مشابه نبوده است. منابع عاشورايي را ميتوان به دستههاي مختلف ردهبندي
كرد و نيز بر اساس دورههاي مختلف, قابل طبقه بندي است.
يكي از نقطههاي عطف در عاشورا نگاري, روضة الشهداء نوشتة ملا حسين واعظ كاشفي ( ـ 910 ق) است.
راجع به مذهب كاشفي، يعني شيعه يا حنفي يا شافعي بودن او، اظهار نظرهاي مختلف ابراز
شده است[8]. با روي كار
آمدن صفويان (907 - 1148ق) سبك روضة
الشهداء گسترش و رواج بيشتر يافت. اين سبك عاشورا نگاري بعدها هم
عليرغم نقدهايي نظير نقدهاي ميرزا حسين نوري رواج روزافزوني يافت[9].
در سدة هفتم قمري كتاب الملهوف علي قتلي
الطفوف را علي بن موسي بن طاووس ( ـ 664ق) نوشت. اين
اثر مايه و پاية بسياري از پژوهشهاي بعدي گرديد. در واقع, المهلوف مرز بين مقتل نگاريهاي سدههاي دوم تا هفتم و
عاشورا نگاريهاي سدههاي هشتم تاكنون است. به عبارت ديگر سند و مدرك كارهاي بعدي
گرديد. اما ابن طاووس از كدامين منابع بهره گرفت و تا عصر او چه كتابهايي در اين
زمينه عرضه شده بود؟
اين مقاله به بررسي عاشورا نگاريها تا دورة ابن طاووس
ميپردازد تا بلكه با معرفي منابع اولية عاشورا پژوهي, توجه اهل فن را به تحولات
اين منابع جلب نمايد. در اين مقاله فقط منابع مستقل دربارة عاشورا و حسين بن
علي(ع)، نه مطالب ضمن آثار ديگر، معرفي ميشود. نيز كتابهايي كه از كتابهاي تاريخ
عمومي اسلام استخراج شدهاند و نيز تنها منابع با سبك تاريخي نه اسلوب و ساختار
روايي معرفي ميشوند.
اين منابع به سه دسته تقسيم ميشوند: منابع مفقود و به دست ما
نرسيده، منابع موجود و منتشر شده و آثاري كه در ضمن تاريخ نگاريهاي عمومي آمده
است.
4.
الف: آثاري كه
به دست ما نرسيدهاند يا نديدهايم:
اين آثار بر اساس سال درگذشت نويسنده مرتب شده است:
1. مقتل الحسين(ع), نوشتة ابوالقاسم
اصبغ بن نباته مجاشعي تميمي حنظلي (سدة اول
قمري)[10].
شيخ طوسي ( ـ
460ق)، ابن نديم ( ـ 380ق) و آقا بزرگ تهراني (1255 ـ 1348ش) از آن خبر
دادهاند.
نويسنده از ياران امام علي(ع) و راوي برخي از روايات ايشان
نيز بود. او پس از شهادت امام, عمر طولاني داشت. بعضي اين اثر را اولين گزارش مقتل
نگارانه دربارة امام حسين(ع) و عاشورا دانستهاند[11].
2. مقتل أبي عبد الله الحسين
(ع), نوشتة جابر بن يزيد جعفي ( ـ 128ق).
نجاشي و آقا بزرگ از آن ياد كردهاند[12] و او را از
اصحاب خاص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دانستهاند[13].
3. مقتل الحسين(ع), عمار دُهني ( ـ 133ق).
از منابع تاريخ
طبري درحوادث مربوط به سال61 است.
4. مقتل أبي عبدالله الحسين (ع), نوشتة
عبد العزيز بن يحيي بن احمد جلودي (سدة دوم قمري).
نويسنده از ياران امام صادق(ع) (80 ـ 148ق) بود. شيخ طوسي او
را شيعة امامي ميداند، ولي چنين كتابي از او سراغ ندارد[14]. آقا بزرگ به
نقل از رجال نجاشي از اين اثر ياد كرده است[15].
5 مقتل الحسين بن
علي(ع)، نوشتة ابواسحاق ابراهيم بن اسحاق احمري نهاوندي.
طوسي و آقابزرگ تهراني از او نام بردهاند ولي از تاريخ تولد
يا وفات نويسنده يادي نكردهاند[16]. اما با
قرائن به دست ميآيد در نيمة اول سدة دوم زنده بوده است[17]. طوسي او را
در نقل روايات ضعيف ميداند و متهم در دينداري ميكند[18].
6. مقتل الحسين(ع), هشام بن محمد بن سائب بن بشركلبي ( ـ
205ق).
وي شيعه[19] بوده و نجاشي
در كتاب رجالش (شمارة 1166) از اين كتاب خبر داده است. گاهي او را در كنار ابومخنف،
راويان اصلي كربلا دانستهاند[20].
7. مقتل أبي عبد الله الحسين(ع),
محمد بن عمر واقدي مدني بغدادي (130 ـ 207ق). فهرست ابن نديم از اين اثر ياد كرده و او را شيعهاي با
اعتقادات نيكو دانسته است[21]. سزگين
نسبتاً به تفصيل به زندگينامه, آثار و منابع دربارة او پرداخته است[22]. سزگين معتقد
است, ابن حجر در الإصابة از اين اثر
بهره برده است[23].
8. مقتل أبي عبدالله
الحسين(ع), ابوعبيده معمر بن
المثني التيمي(
ـ 210ق)[24].
ابن طاووس, برخي گزارشها را در لهوف
از او برگرفته است. آقا بزرگ نيز از آن ياد كرده است[25].
9. مقتل الحسين(ع), نوشتة ابوالفضل (ابوالمفضل) نصر بن مزاحم منقري عطار ( ـ
212ق).
ابن نديم, شيخ طوسي و نجاشي از آن ياد كردهاند[26]. آقا بزرگ
تهراني هم از نجاشي نقل كرده است[27]. ابن نديم او
را از نظر علم رجال, همطبقة ابيمخنف ميداند[28].
10. السيرة في
مقتل الحسين(ع),
نوشتة ابوالحسن
علي بن محمد مدائني, ( ـ 224ق).
مدائني كتابهاي زيادي در تاريخ به ويژه سيرة شخصيتها نوشت.
وي سني مذهب بوده است و كتابهاي او را به نيكويي ستودهاند[29].
11. مقتل الحسين
(ع), نوشتة عبدالله بن احمد (يا محمد) بن ابيدنيا ( ـ
281ق).
شيخ
طوسي مذهب او را تسنن ميداند. شرح حال مختصري از او دركتاب سير أعلام النبلاء آمده است[30].
12. مقتل أبي عبد
الله الحسين(ع), نوشتة
ابواسحاق ابراهيم ثقفي ( ـ 283ق).
ابن نديم و آقا بزرگ تهراني[31] از آن ياد
كردهاست. آقا بزرگ زندگينامة مختصرش را در المصفي
ارائه كرده است[32]. ابن نديم
او را با صفت ثقة
العلماء المصنفين ستوده است.
13. الحسين بن علي (ع), نوشتة ابوعبدالله محمد بن زكريا بن مقتل دينار غلابي ( ـ 298ق).
ابن نديم او
را به صداقت و اتقان ستوده است و كتابهاي تاريخي زيادي به او نسبت ميدهد[33]. غلابي از
شيعيان بصره بود.
14. أخبار الحسن و الحسين(ع), نوشتة ابوحارث اسد بن
محدوية بن معبد الورئيني الفسفي ( ـ
315 ق).
حيدري
قاسمي اين اثر را فهرست كرده ولي هيچگونه اطلاعاتي نداده و حتي منبع و مستند خود
را ذكر نكرده است[34].
15.مقتل
الحسين (ع), عبدالله بن محمد بغوي ( ـ 317ق).
حسون اين اثر را با استناد به كشف
الظنون، آورده است. عبارت كشف الظنون اينگونه
است: مقتل الإمام الحسين تركي منظوم لمحمود بن عثمان
المعروف باللامعي المتوفي سنة 938 و لابن
القاسم البغوي[35].
16. أخبار فاطمة و
الحسن و الحسين رضي الله عنهم, نوشتة ابواشبع
ابياكبر محمد بن احمد كاتب بغدادي ( ـ 325ق).
حيدري قاسمي اين كتاب را نيز فهرست كرده ولي هيچگونه
اطلاعاتي ارائه و حتي منبع و مستند خود را ذكر نكرده است[36].
17. مقتل الحسين بن علي (ع),
نوشتة عمر بن حسن بن علي بن مالك شيباني معروف به اسناني يا اشناني ( ـ 339 ق).
كحاله اطلاعات مختصري از او ارائه كرده است[37].
18. مقتل الحسين بن
علي(ع), ابو جعفر بن علي معروف به ابن بابويه قمي و شيخ صدوق (311 - 381ق).
شيخ طوسي از اين كتاب ياد كرده است. بعدها آقا بزرگ تهراني
به تبع او, اين كتاب را معرفي كرد[38].
19. مقتل ابي عبدالله
الحسين (ع), نوشته محمد بن علي بن فضل بن تمام بن سكين (سدة چهارم
قمري).
نجاشي او را
داراي اعتقادي صحيح و نويسندهاي توانا ميدانست[39].
20. مقتل الحسين
بن علي (ع), نوشتة
ابوزيد عمارة بن زيد خيواني همداني( - 450 ق). آقا
بزرگ غير از مقتل, براي او كتاب المغازي را نام ميبرد. وي اطلاعات خود را از نجاشي
گرفته است[40].
21. مقتل الحسين(ع), نوشتة ابو
جعفر محمد بن يحيي طيّار قمي( ـ پيش از 450ق).
از بزرگان شيعه و راوي احاديث بسياري بوده است[41].
22. مقتل الحسين بن علي(ع),
نوشتة ابوالحسين الشافعي ( ـ پيش از450 ق).
فقط اطلاعات مختصري را نجاشي آورده و آقا بزرگ هم از او
برگرفته است[42].
23.
مقتل الحسين (ع), نوشتة
ابوالفضل سلمة بن الخطاب براوستاني ازدورقاني ( ـ پيش از460ق).
شيخ طوسي و آقا بزرگ به سال تولد و وفات وي اشاره ندارند[43].
24. مقتل أبي عبد الله الحسين(ع), نوشتة محمد بن حسن طوسي معروف به شيخ الطائفه
(385 – 460ق).
شيخ طوسي عنوان اثر را در لابهلاي معرفي
آثارش آورده است. آقا بزرگ هم از آن ياد كرده است[44].
25.
مقتل أبي عبد الله الحسين(ع),
نوشتة محمد بن احمد بن يحيي اشعري قمي معروف به دبة
شبيب.
شيخ طوسي به زندگينامة وي
پرداخته ولي به اين اثر اشارهاي ندارد[45]. آقا بزرگ
و نجاشي از اين اثر ياد كردهاند[46]. هر سه اثر
از تاريخ
تولد و وفات وي چيزي نگفتهاند. زندگي او به يقين، پيش از شيخ طوسي يا
لااقل، معاصر او يعني سدة پنجم قمري
است.
26. مقتل
الحسين(ع), نوشتة نجم
الدين محمد بن اميرك ابن ابيالفضل جعفري قوسيني. آقا بزرگ اطلاعات دربارة او را
از فهرست منتجب الدين برگرفته است. منتجب الدين در
يك سطر فقط نام و عنوان كتابش رامعرفي كرده و تاريخ تولد و وفات وي را نياورده
است[47]. ولي پيش
از منتجب الدين ميزيسته و از بزرگان سدة پنجم بوده است.
27. المقتل, نوشتة ابن
شهر آشوب (محمد بن علي), (488 ـ 588ق). آقا
بزرگ آن را معرفي كرده است[48].
28.
مقتل الحسين (ع), نوشتة
ابوالقاسم محمود بن مبارك واسطي ( ـ592ق).
حسون اطلاعات آن
را از إيضاح المكنون آورده است[49].
ب: آثار موجود و منتشر شده
ابتدا آثار مستقل و آنگاه آثاري كه از كتابهاي
ديگر استخراج شده معرفي ميشوند:
1.
مقتل الحسين(ع)[50], لوط بن يحيي بن سعيد بن مخنف معروف به ابومخنف (90ـ157
ق).
ابومخنف را شيعة اماميه[51] و راوي
اصلي كربلا[52]
دانستهاند، ولي اصل اين كتاب به دست ما نرسيده و آنچه منسوب به ابومخنف چاپ شده,
مجعول است[53]. البته
گزارشي از آن در تاريخ طبري آمده است. مراجعه به
كتاب الأمم و الملوك طبري نشان ميدهد كتاب مقتل الحسين نزد طبري بوده است، چون بدون واسطه از آن
نقل كرده است. البته گاهي از وساطت هشام بن محمد بن سائب كلبي نام ميبرد[54].
اين كتاب چاپهاي مختلف دارد: براي
اولين بار در بمبئي, 1326 قمري چاپ سنگي شد. نيز در بحار
الأنوار مجلسي (چاپ قديم در سال 1287 ق) آمده است. حسن غفاري كه اين اثر را
تصحيح و چاپ كرد دربارة انگيزة خود مينويسد: چاپ موجود كه با نام مقتل أبي مخنف است, با گزارش طبري و ديگر گزارشهاي
ديگر منابع تعارض دارد؛ به طوري كه يقين پيدا ميشود كه اين چاپ، تمام كتاب ابي
مخنف نيست و اشتباهاتي در آن هست. البته ايشان مشخصات آن چاپ را بيان
نميكند.
بعضي از پژوهشگران معاصر, گزارش طبري
را تحرير يافته و بازسازي شده مقتل ابن مخنف
ميدانند. البته بازسازياي كه رنگ و صبغة اهل سنت گرفته است[55].
اين داوري در واقع به گونهاي نقد كار خود حسن غفاري هم
هست. البته نبايد فراموش كرد كه غفاري حواشي ناقدانه و توضيح مفصلي بر مطالب مقتل دارد.
داوري الذريعه
اين است كه پارهاي اشتباهات در اين كتاب وجود دارد[56]. داوري
برخي ديگر اين است كه اين كتاب قطعاً از ابي مخنف نيست بلكه از نويسنده يا
نويسندگان بعد از او مانند سيد ابن طاووس است[57].
چاپهاي ديگر اين كتاب عبارتند از:
مقتل
الحسين(ع), نجف اشرف, بينا, 1373 ق.
مقتل
الحسين(ع) و مصرع أهل بيته و
أصحابه في كربلا, تهران,
اعلمي, 1366.
وقعة الطف, تحقيق محمد هادي يوسفي غروي, قم, مؤسسة النشر الإسلامي,
1367, 280 ص.
اين كتاب
چند ترجمه به فارسي دارد: ترجمة محمد طاهر
موسوي دزفولي با عنوان مفتاح البكاء و الحزن و الأسف علي شهيد
الطف, چاپ سنگي, 1322 ق؛ ترجمة سيف الدين بن محمد تقي محلاتي با نام كنز الأسف علي شهيد الطف, فهرست دانشگاه تهران, ج7, ص 710؛ ترجمة محمد باقر
انصاري و محمد صادق انصاري, با عنوان
اولين تاريخ
كربلا, قم, دارالكتاب, 1364, چاپ دوم: 1368. وستنفلد آن را به
آلماني ترجمه كرد[58].
2.
تسمية من
قتل مع الحسين بن علي (ع),
نوشتة فضيل بن زبير بن عمر بن درهم رسّاني اسدي كوفي (نيمة
اول سدة دوم قمري).
رسّاني به
اختصار به معرفي شهداي كربلا از جمله حسين بن علي(ع) پرداخته است. نويسنده از
اصحاب امام صادق(ع) و امام باقر(ع) بوده است. منابع دربارة وي را محمد
رضا جلالي حسيني آورده است[59]. اين كتاب
توسط عبدالرحيم عقيقي بخشايشي ترجمه شده و در مجموعة سه
مقتل گويا آمده است[60].
3.
تخميس مقصورة ابن دُريد الأزُدي, محمد بن حسن بن دريد ازدي
(233 ـ 321 ق/ 837 ـ933 م)[61].
ابن دريد
از اديبان و شاعران صاحب نام عصر خود بود. او دراين قصيده كه نامش را مقصوره
نهاد, زندگي حسين بن علي(ع) و مصايب او را به 253 بيت شعر درآورده است. شرحهاي
فراواني بر آن نوشتهاند كه در مقدمة همين چاپ
معرفي شده است. هوتسما مقصوره را به لاتين ترجمه كرد
و در 1773م به چاپ رساند.
اين اثر را
چندين نفر در زمانهاي مختلف تخميس[62] كردهاند.
اثر حاضر تخميس موفق الدين انصاري ( ـ 677ق) است كه آن را عبدالصاحب عمران دجيلي
تصحيح و همراه با توضيحات فراوان در پاورقي، چاپ كرده است.
4.
مقتل الحسين بن علي بن أبي طالب(ع)[63],
سليمان بن احمد بن ايوب بن مطير لخمي شامي طبراني معروف به امام طبراني (260 ـ
360ق).
نويسنده از دانشمندان اهل سنت و نويسندة دو كتاب مهم المعجم الكبير و المعجم الأوسط
است. طبراني 148 روايت از طريق سلسله سندهاي معتبر در اهل سنت را، كه همگي
مربوط به حسين بن علي(ع) و شهادت اوست، گردآورده و تدوين كرده است. ناشر در مقدمه
مينويسد: اين اثر قبلاً در عراق منتشر شد و داراي اغلاط و تحريفاتي بود؛ اما چاپ
حاضر مصحَّح و منقَّح است. اين اثر در قالب تاريخ نگاري روايي ارائه شده است. ابن
مسنده زندگينامة كاملي از او در پايان المعجم الكبير
ارائه كرده است.
5.
نور العين
في مشهد الحسين(ع), نوشته
ابراهيم بن محمد اسفرايني مشهور به ابواسحاق اسفرايني و استاد، و ملقب به ركن
الدين شافعي ( ـ 418ق)
اين اثر
چاپهاي متعدد دارد: اولين بار در چاپخانة
شرق در مصر، سال 1298قمري و بعد از آن در چاپخانة عبدالرزاق
در مصر, 1303قمري چاپ شد. آخرين چاپي كه به دست ما رسيده است داراي اين مشخصات
بود: قاهره, دار إحياء الكتب العربية, 1366 ق.
6.
فضل زيارة الحسين عليه السلام, نوشتة محمد بن علي بن الحسن علوي (367 – 445ق).
اين اثر كه تنها يك نسخة آن در دسترس است، به كوشش سيد احمد
حسيني معروف به ابو عبدالله شجري منتشر شد[64].
اين كتاب مجموعهاي از نود روايت در بارة حوادث تاريخي و
فضيلت زيارت سيد الشهداء و عزاداري و گريه بر مصايب آن حضرت است. اين روايات با
سندهاي متصل از مؤلف به ائمه و پيامبر اسلام (ص) ميرسد و مبوَّب
نيست.
نسخة مورد اعتماد مصحح احتمالاً مربوط به سدة هفتم قمري
است. به نظر مصحح، نسخه داراي تحريفات و كلمات مبهم و مجهول است. در وسط سطرها,
برخي عبارات از بين رفته است.
نويسنده از نوادگان امام حسن(ع) و پدرش ابن حميد الرحمن از
محدثين كوفه بود.
7.
مقتل الحسين(ع), نوشتة موفق بن احمد اخطب خوارزم معروف به خوارزمي ( ـ 568
ق).
اين اثر را آقاي محمد سماوي تصحيح و منتشر كرد[65].
8. مُثير الأحزان و
منُير سُبُل الأشجان, نوشتة نجم
الدين جعفر بن نجيب الدين محمد معروف به ابن نما حلي ( ـ 645 ق).
به صورت چاپ سنگي در تهران در 1318 قمري همراه قرة العين
في اخذ ثار الحسين(ع) چاپ شده است. در
نجف اشرف, المطبعة الحيدرية, 1369 قمري نيز مستقلاً چاپ شد. ضميمة جلد دهم بحار الانوار (چاپ قديم) نيز آمده است.
9. در السمط في خبر السبط, نوشتة
محمد بن ابي بكر مشهور به ابن ابار بلنسي (595 - 658 ق)[66].
نويسنده مربوط به غرب جهان اسلام و از دانشمندان بلنسيه است
و غير از ابن ابار خولاني شاعر اشبيلي است. داوري برخي از مورخان اين است كه
آموزههايي از تشيع مانند توضيح آل البيت و مدح آنها و ضديت با امويان در آن يافت
ميشود و به قولي بوي شيعيگري ميدهد. ولي نظر مصححان كتاب اين است كه ابن ابار
سني به ضوابط سنيگري بوده است[67]. آراي ويژة
شيعه مانند عصمت و امامت در اين كتاب نيست.
همانگونه كه مصححان در مقدمه تذكر دادهاند، عنوان كتاب
غلط انداز است و تداعي ميكند كه اين اثر فقط دربارة حسين بن علي(ع) است درحالي
كه دربارة ناگواريهاي زندگاني امام علي(ع), حسن(ع) و حسين(ع) است. البته بيشتر
حجم كتاب دربارة امام حسين (ع) است.
10. الملهوف علي قتلي الطفوف, نوشتة علي بن موسي بن جعفر بن طاووس (598 - 664 ق).
اين اثر
يكي از آثار بسيار مهم در عاشورا پژوهي است و ميتوان آن را نقطة عطف در
عاشورا نگاري دانست. عنوانهاي اين اثر در نسخههاي خطي متفاوت است؛ گاهي اللهوف و گاهي الملهوف و حتي المسالك في مقتل
الحسين(ع) ناميده شده است[68].
نويسنده در
مقدمه انگيزة خود را
تدوين كتابي براي زوار كربلا ميداند كه همراه خود داشته باشند و به اختصار
همة وقايع را داشته باشد[69]. ميرزا
حسين نوري سه اشكال عمده بر اين كتاب دارد: 1- مآخذ و اسناد مطالب را معرفي نكرده
است؛ 2- با عجله نگاشته و از اينرو اتقان و استحكام لازم را ندارد؛ 3- اخباري
كذب مانند رسيدن اهل بيت در اربعين به كربلا را آورده است[70].
اين كتاب چاپهاي مختلف دارد كه به برخي از آنها اشاره
ميشود[71]:
در جلد دهم چاپ قديم بحار الانوار
آمده است. پس از آن در تهران, 1271 قمري چاپ شد. بعد از آن در سالهاي 1287
تا 1418 قمري بارها در ايران, لبنان, عراق و هند چاپ شده است. بيش از چهار ترجمة
فارسي دارد[72]. اولين
ترجمة فارسي از محمد طاهر ميرزا بن محمد باقر موسوي در 1321 قمري در تهران منتشر
شد. حداقل يك ترجمة اردو از آن سراغ داريم كه سيد محمد حسين بن سيد حسين بخش
گانوي (1283 ـ 1362ق) انجام داده است[73]. ولييري
در دائرة
المعارف اسلام چاپ ليدن
در مقالة حسين بن
علي(ع), وستنفلد را مترجم آلماني اين كتاب ميداند[74].
ج: آثاري كه
در ضمن تاريخ نگاريهاي عمومي آمده است:
كساني همچون طبري, ابن اثير, ذهبي در كتابهاي مفصل خود,
بخشي را به حادثة كربلا اختصاص دادهاند. گاهي اين بخشها به صورت كتاب مستقلي
چاپ شده است. هر دو دسته را تا نيمة اول سدة هفتم (عصر نگارش الملهوف ابن طاووس) در اينجا معرفي و ارزيابي
ميكنيم:
1. ترجمة الحسين(ع) و
مقتله،
نوشتة محمد بن
سعد مشهور به ابن سعد (168 ـ 230ق).
سيد عبدالعزيز طباطبايي, اين مقاله را از بخش چاپ نشدة طبقات الكبير ابن سعد استخراج و تأليف نمود[75].
2. مقتل ابي عبد الله
الحسين(ع), نوشتة احمد بن اسحاق يعقوبي معروف به ابن واضح ( ـ
284 يا 292 يا 294 ق).
اثر مهم تاريخي نويسندة تاريخ
يعقوبي است. اين اثر متأخر از مقتل ابي مخنف است
و نويسنده داراي گرايشهاي شيعي بوده است[76]. غير از
الذريعه,
ديگران[77] يادي از
كتاب مقتل أبي عبدالله حسين(ع) نكردهاند. گزارش الذريعه اينگونه است:
مقتل أبي
عبدالله الحسين(ع) را سيد
مجتبي حسن كامون پوري تحقيق كرد و در هند, 1370 ق به چاپ رسيد[78]. گويا
كامون پوري (يا كانپوري) آن را به اردو ترجمه و منتشركرده است[79].
به نظر
ميرسد آقاي كامون پوري گزارشهاي يعقوبي را از تاريخ
يعقوبي گردآوري و تأليف كرده است.
3. استشهاد
الحسين, محمد بن جرير
طبري(
ـ310ق).
آقاي السيد الجميلي گزارش طبري را ازكتاب تاريخ الأمم و الملوك گردآوريكرده و با تصحيحات جديد
با عنوان مزبور به چاپ رسانده است[80]. در ضميمه,
كتاب رأس الحسين ابن تيميه را نيز آورده است.
جميلي درمقدمه مينويسد: مورخان در هيچ مسئلة تاريخي به
اندازة مقتل حسين بن علي (ع) اختلاف ندارند. ابهامات و دروغهاي فراوان در گزارش
اين حادثه رخنه كرده است. به همين دليل، انتشار اخبار اوليه در اينباره ضروري
است.
اين كتاب مطابق با مقتل ابي
مخنف استخراج شده از تاريخ طبري است .
ابن تيميه در پاسخ به پرسشي دربارة محلي در قاهره و عسقلان
كه به عنوان رأس الحسين, محل زيارت است, اين رساله را نوشته است و اين اخبار را
دروغ ميداند.
گفتني است كتابي با عنوان قيام سيد الشهداء
حسين بن علي(ع) و خونخواهي مختار به كوشش محمد سرور مولائي چاپ شد[81] كه
گزارشهاي مربوط به امام را از تاريخ طبري كه توسط
ابوعلي محمد بلعمي در نيمة دوم سدة چهارم قمري به فارسي بازگردانده شده، استخراج،
بازنويسي و تأليف كرده است.
4. مقتل الحسين(ع) و
قيام المختار, نوشتة ابن
اعثم كوفي ( ـ314ق/ 926م) است كه در انتشارات دار انوار الهدي از كتاب معروف الفتوح استخراج و بازنويسي و منتشر شده است[82].
محمد بن احمد مستوفي هروي نيز بخش مربوط به امام حسين(ع) را
زير عنوان قيام امام حسين(ع) به فارسي ترجمه كرد.
اين ترجمه به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد منتشر شد[83].
5. امام حسين
در عقد الفريد, نوشتة احمد بن
محمد معروف به ابن عبدربه (246 ـ 328ق).
احمد امين
و احمد الزين و ابراهيم ابياري به استخراج و تأليف اين كتاب پرداختند كه در
قاهره, 1944 ميلادي چاپ شد.
6. ذكر مقتل
الحسين بن علي بن ابيطالب(ع) و من قتل معه من اهل بيته و
شيعته,
نوشتة علي بن حسين مسعودي ( ـ 345ق)
ابو القاسم
پاينده بخش مربوط به حسين بن علي(ع) را ازكتاب مروج
الذهب و معادن الجوهر برگرفته و به فارسي برگردانده است[84].
7. مقتل
الحسين(ع), نوشتة علي
بن حسين معروف به ابوالفرج اصفهاني ( ـ 362ق).
بخشي از كتاب مقاتل الطالبيين
است كه توسط سيد مصطفي مرتضي قزويني استخراج و تأليف شده است.
ابوالفرج آن را در شرح احوال و مصيبتها و مرگ فرزندان
ابوطالب نوشته كه از آغاز ظهور اسلام تا سدة چهارم قمري در جنگها و قيامها جان
باختهاند. اين اثر منبع بسياري از پژوهشهاي بعدي است.
مقاتل
الطالبيين چاپهاي متعدد به ويژه در عراق و ايران دارد. سيد احمد صقر
آن را تحقيق و در قاهره, 1368 قمري منتشر كرد.
8. ترجمة ريحانة رسول الله الإمام
الحسين(ع),
نوشتة علي بن حسن بن
هبة الله شافعي معروف به ابن عساكر (449- 571ق).
به كوشش
محمد باقر محمودي گزارشهاي مربوط به امام حسين(ع) و كربلا از تاريخ مدينة دمشق گردآوري و همراه با پانوشتهاي نقدي و
توضيحي ارائه شده است[85].
آقاي
نجفقلي حبيبي كتاب ديگري با مشخصات ذيل معرفي كرده است كه در برخي ويژگيها با
اثر مزبور همانندي دارد[86]:
ترجمة
الإمام الحسين (ع) من تاريخ مدينة دمشق, تحقيق
محمد باقر محمودي, بيروت, محمودي, 1398 ق, 339 ص.
در پايان گفتني است آنچه مسلم است پارهاي ابهامات و حتي
تحريفات در منابع عاشورايي رخنه كرده است. بر پژوهشگران مسلمان فرض است كه با
جستجوي وسيعتر و گستردهتر به زلال سازي اين چشمهسار پاك بپردازند. براي عنايت
به عمق مشكلات در اين زمينه به اين داوري توجه شود:
اولين گزارشگر قيام حسيني شيعياني همچون ابو مخنف ( ـ 157ق)
بودهاند. ولي متأسفانه به علت از بين رفتن بيشتر منابع آنان، بايد مورخان اهل
سنت را نخستين ثبت كنندگان عاشورا دانست. بديهي است اين مورخان با توجه به ديدگاه
مذهبي و فردي خويش و نيز با توجه به شرايط زماني، يعني دوران حكومت اموي و عباسي
و گرايش خاص آنان به تحريف و پنهان سازي آنچه با منافع سياسي ايشان ناسازگار است,
تحريفاتي را
در آن حادثه وارد كردهاند. از منابعي مانند تاريخ
طبري, تاريخ الخلفاء سيوطي, نهاية الإرب
نويري, عقد الفريد ابن
عبدربه و العبر ابن خلدون گزارشها و نكات مبهمي
عرضه كردهاند[87].
براي جلوگيري از تحريف در عاشورانگاري لزوماً بايد متني
كامل و متقن ارائه كرد. به عبارت ديگر بايد سرچشمه را زلال نمود. در تعليقه بر لؤلؤ و مرجان،
سي كتاب تاريخي قابل اتكا براي پژوهشگران عاشورا برشمرده و توصيه شده مشتركات
آنها گرفته شود[88]. همة اينها
مستلزم نسخهشناسي منابع حسيني در سدههاي اول تا ششم و پس از آن ارزيابي
مقايسهاي منابع است.
پينوشتها:
1. عبدالحسين زرينكوب، تاريخ در
ترازو, تهران, اميركبير, 1362, ص 122.
2. همان، ص 123.
3. به مقالة زير نك:
Rudolph H. Weingrtner, »Historical
Explanation«, The Encyclopedia of Philosophy.
4.نك: ميرزا حسين نوري, چشم اندازي به تحريفات عاشورا (لؤ لؤ و مرجان), به كوشش
مصطفي درايتي, قم, انتشارات استاد احمد مطهري, 1379, ص 27- 47، مقدمه
5. مشخصات چاپي: قم, مجمع احياء الثافة الاسلامية,
1415 ق.
6. محمد صادق كرباسي، دائرة المعارف الحسينية: معجم المصنفات الحسينية,
لندن, المركز الحسيني للدراسات, 1999, ج 1, ص 13.
7. علي بن موسي بن طاووس، الملهوف
علي قتلي الطفوف, به كوشش و مقدمة
فارس تبريزيان, تهران, دارالاسوة, 1417 ق, ص 33.
8. نك: روضةالشهداء به
كوشش محمد رمضاني, تهران, 1341، مقدمه
9. نك: لؤلؤ و
مرجان.
10. محمودي در عبرات المصطفين
(ص6), تاريخ وفات وي را 64 قمري ميداند.
11. فهرست شيخ طوسي, ص
88؛ آقا بزرگ تهراني، الذريعه, قم, اسماعيليان,
بيتا, ج 22 , ص 24.
12. الرجال, قم, دفتر
انتشارات اسلامي, ص 128, الذريعه, ج22,
ص24.
13. دائرة المعارف تشيع, ج 5, ص249؛ فؤاد سزگين نيز
زندگينامه و آثار وي را آورده و منابع زيادي را معرفي كرده است. (
التدوين التاريخي, ص 126).
14. فهرست, ص
340.
15. الذريعه, ج22, ص25-
26.
16. فهرست كتب
الشيعة, به كوشش سيد عبدالعزيز طباطبايي, ص 6؛ الذريعه، ج22, ص23.
17. نك: الملهوف,،
مقدمه
18. فهرست, ص
16.
19. الملهوف،
مقدمة فارس تبريزيان, ص 36.
20. محمد جواد صاحبي، چكيدة مقالات كنگرة بين المللي امام خميني و
فرهنگ عاشورا, ص 113.
21. الفهرست, ص
111.
22. تاريخ التراث العربي:
التدوين التاريخي, ص 100- 106.
23. همان, ص 105.
24. عبرات المصطفين
(ص7)، درگذشت او را 207 يا 211 ق ميداند.
25. الذريعه, ج22, ص
28.
26. الفهرست ابن نديم,
ص 106؛ فهرست شيخ طوسي, ص 481- 482؛ الرجال, 427-
428.
27. الذريعه, ج22,
ص29.
28. الفهرست, ص
106.
29. فهرست, شيخ طوسي, ص
278.
30. فهرست, ص 298؛ ذهبي، سير أعلام النبلاء,
بيروت, مؤسسة الرساله, ج 13, ص 403.
31. الفهرست, به كوشش
رضا تجدد, تهران, دانشگاه تهران, ص 279؛ الذريعة, ج 22,
ص 23.
32. آقا بزرگ تهراني، مصفي
المقال في مصنفي علم الرجال, تهران, 1958م.
33. الفهرست, ص
121.
34. كتابشناسي عاشورا, ص7.
35. حاجي خليفه، كشف
الظنون, بيروت، دار الكتب العلمية, ج2, ص 1794.
36. كتابشناسي عاشورا, ص
7.
37. عمر رضا كحاله، معجم
المؤلفين, بيروت, دار إحياء التراث العربي, بي تا, ج 7, ص282.
38. فهرست, ص 443 ؛ الذريعه, ج 22, ص 28.
39. الملهوف, ص 37،
مقدمه
40. الذريعه, ج 22, ص
26.
41. همان، ص 21- 22.
42. همان, ص
22.
43. فهرست, ص 225؛ الذريعة, ج 22, ص 25.
44. فهرست, ص 451؛ الذريعة, ج 22, ص27.
45. فهرست, ص 408–
409.
46. الذريعة, ج 22,
ص27؛ الرجال, ص 348 – 349.
47. فهرست اسماء علماء الشيعة و
مصنفيهم, به كوشش عبدالعزيز طباطبائي, بيروت, دارالاضواء, 1986 م, ص 180–
181.
48. الذريعة, ج 22, ص
22.
49. الملهوف, ص 40- 41،
مقدمه.
50. اين اثر را اخبار مقتل
الحسين(ع) و مصرع الحسين(ع) نيز
ناميدهاند.
51. نك: ابومخنف، مقتل
الحسين، مقدمة حسن غفاري؛ تاريخ التراث العربي:
التدوين التاريخي, ص 127. سزگين از قول ولهاوزن مينويسد كه وي ابي مخنف را به خوارج متمايل ميداند (ص 128)؛ براي
ديدگاههاي ديگر دربارة ابي مخنف نك: رسول جعفريان، منابع تاريخ اسلام, ص 110- 111؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامي, ج 6.
52. محمد جواد صاحبي، چكيدة مقالات كنگره بين المللي
امام خميني و فرهنگ عاشورا, تهران, 1995م, ص 113.
53. ابومخنف، مقتل الحسين, حسن
غفاري, قم, علميه, 1398ق, ص واو، مقدمه.
54. نك: منابع تاريخ اسلام, ص
112.
55. اصغر قائدان، چكيدة مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ
عاشورا, ص 137.
56. الذريعه، ج 22,
ص 26.
57. اللهوف,
مقدمة حسون، ص 34.
58. نك: فؤاد
سزگين،
تاريخ التراث العربي, التدوين التاريخي, ص
128.
59. مجلة تراثنا, سال اول, شمارة 2,
ص 127.
60. سه مقتل گويا در حماسه
عاشورا, قم, دفتر نشر نويد اسلام, 1379.
61. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول، بيروت و قاهره,
دارالكتاب لبناني و مصري, 1977م.
62. به مسمطي كه داراي پنج مصرع و حرف رَوي در آن به
گونة خاصي باشد ميگويند.
63. اين كتاب با اين مشخصات منتشر شده است: كويت,
دارالاوراد للنشر و التوزيع, 1992 م
64. مشخصات كتابشناختي: قم, مطبعة الخيام,1403
ق.
65. مشخصات كتابشناختي: قم, انوار الهدي, 1418
ق.
66. مشخصات كتابشناختي: تطوان,مطبعة كرديماديس,
1972م، به تصحيح عبدالسلام الهراس و سعيد احمد اعراب.
67. نك: دررالسمط.،
مقدمه.
68. نك: الملهوف, ص
67.، مقدمة حسون
69. همان ص 86-87..
70.
ميرزا حسين نوري،
چشم اندازي بر تحريفات عاشورا(لؤلؤ و مرجان), به كوشش مصطفي درايتي, قم,
1420ق, ص 231- 232.
71. براي مشخصات چاپها نك: كتابشناختي امام حسين(ع), ص 20- 21؛ الملهوف, ص 68- 69، مقدمة حسون.
72. همان منابع.
73. كتابشناسي عاشورا,
ص 364.
.74. دايرة المعارف اسلام
75. اين تأليف در مجلة تراثنا, 1408 ق, ص 119–
205 چاپ
شد.
76. صادق سجادي و هادي عالم زاده، تاريخنگاري در اسلام, تهران, سمت, 1375, ص
118.
77. مانند عمر رضا كحاله در معجم المؤلفين(ج1, ص 161) به هنگام فهرست كردن آثار
يعقوبي، نامي از اين اثر نميبرد.
78. الذريعه, ج22،
ص23.
79. كتابشناسي عاشورا,
ص 379.
80. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول, بيروت, دارالكتاب
العربي, 1985م.
81. مشخصات كتابشناختي: تهران, بنياد فرهنگي ايران,
1359.
82. مشخصات كتابشناختي: قم, انتشارات انوار الهدي,
1421 ق.
83. مشخصات كتابشناختي: چاپ اول، تهران, علمي و
فرهنگي, 104 ص.
84. اين اثر با اين مشخصات چاپ شده است: قم,
دارالهجرة, 1362, چاپ دوم، تهران, بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1350 .
85. مشخصات كتابشناختي: قم, مجمع احياء الثقافة
الاسلامية, 1414 ق, 704 ص.
86. كتابشناسي امام حسين
(ع), چاپ
اول, تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني, 1374, ص 22.
87. چكيدة مقالات كنگره عاشورا و امام خميني, اصغر قائدان, ص
137.
88. ميرزا حسين نوري، چشم
اندازي به تحريفات عاشورا: لؤلؤ و مرجان, ص 254- 255.