معرفي مؤسسه «پارسا»

در گفتگو با محمد سميعي (2)

 

            جناب آقاي سميعي، از فرصت دوباره‏اي كه در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزاريم. در نوبت قبل شما راجع به اهداف و فعاليتهاي پارسا سخن گفتيد و به برخي سؤالات موجود پاسخ داديد. سؤالات ديگري باقي مانده است كه از شما تقاضا داريم در ادامه اين گفتگو، به آنها پاسخ دهيد.

 

·        ابتدا بفرماييد كه نقش ترجمه در نظام اطلاع رساني پارسا چيست؟

ط     به اعتقاد ما يكي از علل دور ماندن بشريت از فرهنگ اسلامي و ناشناخته ماندن مفاهيم بلند و ارزشمند اسلام، كم‏كاري مسلمانان در تبيين اين مفاهيم به زبانهاي رايج در دنيا بوده است. به عبارت ديگر ما در ترجمه بنيان‏هاي فرهنگي خودمان به زبانهاي ديگر در طول تاريخ، فعاليت درخور و شايسته‏اي انجام نداده‏ايم. فرهنگ اسلامي معمولا توسط مستشرقين و با تلقي خاصي كه از اين فرهنگ داشته‏اند ـ و ما معتقديم بعضا فهم ناصحيح و ناقصي بوده است ـ براي مردم جهان بيان شده و همين فهم با خصوصيات ياد شده، معرف مكتب اسلام در سطح بين ‏المللي بوده است. بنا بر اين معقتقدم يكي از مهم‏ترين رسالت‏هاي مراكز پژوهشي اين است كه با زبانهاي بين‏ المللي و زبانهايي كه مخاطبان فراواني دارد، معارف اسلامي را اشاعه دهند. از اين رو در پارسا، معاونت ترجمه را ايجاد كرديم كه جايگاه ويژه‏اي در پايگاه اطلاع‏رساني سراسري اسلامي دارد و در واقع زبان گوياي ما در عرصه بين‏المللي است. از طرف ديگر چون كار ما در حقيقت اشاعه تحقيقات انجام شده است، خيلي مهم است كه چكيده پژوهشهاي انجام شده در جهان اسلام در زمينه علوم اسلامي را علاوه بر زبان فارسي، به دو زبان پر مخاطب، يعني زبانهاي عربي و انگليسي ـ كه بيشترين مسلمانان و علاقه‏مندان به اسلام را پوشش مي‏دهند ـ ترجمه كنيم و در اختيار آنان قرار دهيم.

·        چه راهكارهايي را براي ترجمه متون اسلامي به انگليسي كه مخاطبان آن عموماً فرهنگي بيگانه با فرهنگ اسلامي دارند، در نظر گرفته‏ايد؟

ط   به نكته خوبي اشاره كرديد. انتقال مفاهيم اسلامي و مبادله آنها بين زبانهاي فارسي و عربي تقريبا به آساني قابل انجام است؛ چون بين اين دو زبان علاوه بر اينكه علاقه‏اي ديرينه وجود دارد، مي‏توانيم بگوييم كه بيشترين اصطلاحات اسلامي در زبان فارسي، ريشه عربي دارد. ولي همان طور كه شما گفتيد از آنجا كه زبان انگليسي محمل فرهنگي بيگانه با فرهنگ اسلامي است، خيلي دشوار است كه بتوانيم در آن براي تمام مفاهيم اسلامي به آساني معادل پيدا كنيم؛ به گونه‏اي كه همان طور كه افراد فارسي زبان يا عرب زبان در فرهنگ اسلامي متوجه معناي يك اصطلاح مي‏شوند، يك نفر انگليسي زبان هم بتواند آن اصطلاح را بفهمد. از اين گذشته و از اين مشكل‏تر آن است كه مخاطبان ما فقط انگليسي زبانهايي نيستند كه از متن انگليسي استفاده مي‏كنند، بلكه به غير از فارسي زبانها و عرب زبانها، هر كسي كه زبان دوم يا سومش انگليسي باشد، مخاطب ماست. مثلا يك نفر ژاپني يا چيني و يا يك نفر روس كه مي‏خواهد در مورد مسئله خاصي در اسلام پژوهش كند، براي ارتباط برقرار كردن با ما، از زبان انگليسي استفاده مي‏كند. بنا بر اين مسئله مهم اين است كه مخاطبان ما فقط كساني نيستند كه زبان مادري آنها انگليسي باشد؛ پس بايد ترجمه به گونه‏اي انجام شود كه در عين دقت و امانت، ساده و روان باشد تا همه مخاطبان بتوانند از آن استفاده كنند. به همين خاطر ما از مترجمان خواسته‏ايم كه در عين رعايت كليه نكات فني ترجمه و توجه به انتقال صحيح محتوا، با بياني گويا و طبيعي، مفاهيم اسلامي را منتقل كنند و اين كار نسبت به ترجمه براي يك انگليسي زبان، كار بسيار مشكلي است. شما در مقابل يك انگليسي زبان، شايد با سهولت بيشتري بتوانيد مفاهيم را با اصطلاحات مختلف و واژه‏هاي ادبي يا خيلي دقيق‏تر منتقل كنيد ولي براي كسي كه انگليسي، زبان دوم اوست، مشكل پيچيده‏تر مي‏شود.

از طرفي براي بعضي از مفاهيم اصولا نمي‏توان معادلي در انگليسي پيدا كرد. در     اين گونه موارد مجبور به حرف‏گرداني هستيم. به عنوان مثال واژه «نماز» را كه    اصطلاح اصلي اسلامي آن «صلاة» است، خيلي‏ها به prayer ترجمه   مي‏كنند. اين كلمه در انگليسي به معناي دعا و ارتباط با خداوند است ولي             مفهوم دقيق نماز و صلاة را نمي‏رساند. بنا بر اين ترجيحا بايد لفظ صلاة را          حرف‏گرداني كرد. مخاطبي كه براي اولين بار كلمه salat را مي‏بيند، با    توضيح مختصري، مي‏فهمد كه منظور از آن، نوع خاصّ نيايش نزد مسلمين         است، كه پنج نوبت در روز با آداب و ترتيبات خاصّي در برابر خداوند انجام          مي‏دهند. به اين ترتيب ديگر به اين كلمه با ديدِ مطلقِ دعا نگاه نمي‏كند بلكه       به عنوان نيايش خاصّ اسلامي به آن توجه مي‏كند.

از اين رو آيين‏نامه دقيقي براي ترجمه متون تخصصي اسلامي بويژه ترجمه به زبان انگليسي تهيه كرده‏ايم. اين آيين‏نامه طي جلسات متعدد و با حضور متخصصان و صاحب‏نظران فن ترجمه مورد بحث قرار گرفته و از نظرات آنها در اين زمينه استفاده شده است. ما به كمك تجربيات خود در طول اين مدت، برگردان محتواي منابع اسلامي را تا جايي كه ممكن بوده است، قانونمند كرده‏ايم و در حقيقت به بهترين توليد در سطح زبان انگليسي بين‏ المللي رسيده‏ايم.

 

·        محصولات پارسا به چه شكلي عرضه مي‏شود؟

ط     مهم‏ترين بستر عرضه محصولات ما شبكه جهاني (اينترنت) است. اين شبكه محاسن بسيار زيادي دارد و كامل‏ترين رسانه‏اي است كه بشر از ابتداي تاريخ تا به حال در اختيار داشته است. ما علاوه بر شبكه جهاني، محصولات خود را روي ديسك نوري (CD-ROM) هم در اختيار علاقه‏مندان قرار مي‏دهيم، همان طور كه به صورت چاپي در قالب فصلنامه (در پايان هر فصل) و به صورت سالنامه (در پايان هر سال) اين اطلاعات را منتشر مي‏كنيم. اين امكان نيز وجود دارد كه اطلاعات جمع‏آوري شده را به صورت موضوعي براي علاقه‏مندان منتشر ‏كنيم. به طور مثال تمام منابع علوم قرآني كه تا به حال منتشر شده و در بانك ما قرار گرفته، قابل انتشار است. بنا بر اين ما براي پخش محصولاتمان سه روش عمده داريم؛ اولين و مهم‏ترين روش، استفاده از شبكه جهاني است؛ دوم استفاده از ديسك‏هاي كامپيوتري و سومين روش عرضه به صورت مكتوب و چاپي است.

           

·        شبكه جهاني (اينترنت) چه نقشي در عرضه فعاليتهاي شما ايفا مي‏كند؟

ط     ببينيد، همان طور كه عرض كردم شبكه جهاني كه اينك با آن سر و كار داريم، كامل‏ترين و كارآترين رسانه‏اي است كه بشر از ابتداي تاريخ تا كنون در اختيار داشته است. شما در شبكه جهاني اولاً امكانات چند رسانه‏اي يا multimedia داريد، به خاطر اينكه هم مي‏توانيد نوشته را منتقل كنيد، هم قادر به انتقال صدا هستيد، هم امكان ارسال تصوير را داريد و هم مي‏توانيد فيلم را منتقل كنيد؛ يعني تمام رسانه‏هايي كه در اختيار بشر است به صورت كامل در شبكه جهاني وجود دارد. از طرف ديگر شبكه جهاني، روز‏آمد است. رسانه‏هاي ديگر معمولاً گسسته يا offline هستند. شما وقتي كتابي را منتشر مي‏كنيد، ديگر نمي‏توانيد محتويات آن را تغيير دهيد. همين طور وقتي برنامه كامپيوتري را روي ديسك نوري منتشر مي‏كنيد، قادر نيستيد آن را تغيير دهيد و هيچ خطايي روي آن قابل اصلاح نيست. اما مهم‏ترين ويژگي شبكه جهاني اين است كه روزآمد است؛ يعني محصولاتي را كه روي آن مي‏گذاريد هميشه روزآمدترين و صحيح‏ترين و كارآمدترين محصولات شماست و در حقيقت پايگاههاي روي اينترنت خيلي سريع روزآمد (up to date) مي‏شوند. سومين برتري شبكه جهاني،         جهان‏ شمول بودن آن است. هر راهي براي توزيع دستاوردهاي علمي خود انتخاب كنيم، نمي‏تواند مثل شبكه جهاني در جاي جاي جهان رسوخ كند. تمام كشورهاي جهان يا به اينترنت متصل هستند يا در آينده نزديك به اينترنت متصل خواهند شد و اينترنت الان به حدي گسترش دارد كه به راحتي مي‏‏توانيم بگوييم پر مخاطب‏ترين رسانه است؛ حتي از شبكه‏هاي تلويزيوني هم پر مخاطب‏تر است. به همين دليل هزينه آگهي‏هاي تجاري روي آن گران‏تر از شبكه‏هاي تلويزيوني است.

 چهارمين خصوصيت شبكه جهاني كه آن را نسبت به بقيه رسانه‏ها ـ هم براي كار ما و هم براي بقيه كارها‏ ـ داراي ترجيح مي‏كند، هزينه پايينِ آن است. خدمات شبكه جهاني مثل تلفن زدن به راه دور، استفاده از كتابخانه‏ها، پست الكترونيكي و تجارت الكترونيكي، در مقايسه با ابزارهاي مشابهي كه اين خدمات را ارائه مي‏دهند بسيار ارزان‏تر است و مي‏توان گفت كه از اين جهت شبكه جهاني بي‏رقيب است. اگر بخواهيد ارتباط با كتابخانه‏اي برقرار كنيد و آن كتابخانه در كشور ديگري باشد، بايد سفر پر هزينه‏اي را به آن كتابخانه انجام دهيد تا بتوانيد از فهرست آن استفاده كنيد، ولي الان بيشتر كتابخانه‏هاي       پر اهميت دنيا روي شبكه جهاني پايگاه بخصوصي دارند و شما از راه دور بدون هزينه مسافرت يا اتلاف وقت ـ كه معمولا در اين قبيل كارها وجود دارد ـ قادر هستيد فهرست كتابخانه‏ها را بررسي كنيد و ببينيد كتاب مورد نظرتان در كدام كتابخانه موجود است و مي‏توانيد آن كتاب را خيلي راحت از روي اينترنت بخريد. اين كاري است كه در گذشته شايد با صرفِ بيش از شش ماه وقتْ انجام مي‏شد تا يك پژوهشگر بتواند چند كتابخانه را ببيند و كتاب يا كتابهايي را انتخاب كند. اما الان اين كار در مجموع با يك يا دو ساعت جستجو روي اينترنت انجام مي‏شود و آن كتاب تهيه مي‏شود و با كمترين هزينه در مقايسه با هزينه‏اي كه اشخاص ناچار بودند از راههاي ديگر بپردازند، در اختيار قرار مي‏گيرد.

البته در اينجا قصد ندارم كه مزاياي شبكه جهاني را بشمارم ولي در همين حد مي‏گويم كه ما به اين خاطر اصلي‏ترين بستر عرضه كارمان را شبكه جهاني گذاشتيم كه واقعاً اين شبكه از جهات مختلف بهترين رسانه است و هر چه زمان بگذرد بيشتر معلوم خواهد شد كه كامل‏ترين و ارازان‏ترين و جهان‏ شمول‏ترين وسيله است.

 

·        لطفا قدري در مورد نشر الكترونيكي توضيح دهيد.

ط     ببينيد، همان طور كه ما نشر كاغذي داريم نشر الكترونيكي هم داريم. نشر الكترونيكي گره خورده به تجارت الكترونيكي است؛ من اين دو مفهوم را با هم توضيح مي‏دهم. وقتي مي‏خواهيم متني را به صورت چاپي منتشر كنيم، ابتدا حروفچيني اين متن روي يك برنامــه صفحه‏پرداز مثل زرنگـار يا وُرد (word) انجام مي‏گيرد. از متن حروفچيني شده پس از صفحه‏آرايي بر روي كامپيوتر، چاپ گرفته مي‏شود. سپس فيلم و زينك از آن تهيه مي‏شود و بعد هم براي تكثير به چاپخانه مي‏رود. اين حلقه‏اي است كه ما به صورت سنتي، منابع را در آن منتشر مي‏كنيم.

در نشر الكترونيكي ما فقط تا همان مرحله صفحه‏آرايي جلو مي‏آييم؛ يعني هر كتابي كه براي چاپ آماده و حروفچيني مي‏شود، متن حروفچيني شده‏اش را و در حقيقت فايل كامپيوتري كه حاوي آن كتاب است را مي‏گيريم و به فرمت استانداردِ پي دي اف (PDF) تبديل مي‏كنيم تا با برنامه آكروبات ـ كه برنامه‏اي رايگان است و معمولاً روي همه دستگاهها وجود دارد و يا به راحتي مي‏‏توان آن را تهيه كرد ـ قابل خواندن باشد. وقتي فايل كتاب با فرمتِ پي دي اف از شبكه جهاني دريافت شد، با همان شكل چاپي و با صفحه‏آرايي كامل، روي مونيتور به نمايش در مي‏آيد. كتاب به راحتي روي مونيتور خوانده مي‏شود و مي‏توان از صفحات مورد نظر روي چاپگر شخصي، چاپ گرفت. نشر الكترونيكي مجموع اين عمليات است تا مرحله رساندن فايل كامپيوتري به دست مصرف كننده.

به اين ترتيب متن الكترونيكي كه به وسيله نشر الكترونيكي آماده شده، از طريق تجارت الكترونيكي در جهان عرضه مي‏شود. تجارت الكترونيكي پديده‏اي وابسته به شبكه جهاني است. كيفيت كار به اين صورت است كه پول به صورت الكترونيكي و از راه ارتباط اينترنتيِ بانكها با يكديگر از حساب خريدار به حساب فروشنده منتقل مي‏شود و در پي آن، كالا به خريدار منتقل مي‏گردد. اگر كالا فايل الكترونيكي باشد، مانند نشر الكترونيكي، ظرف چند ثانيه و اگر جنس ديگري باشد توسط پست به خريدار منتقل مي‏شود.

 

·        شما به برخي از ويژگيهاي اينترنت اشاره كرديد؛ لطفا بفرماييد نشر و تجارت الكترونيكي چه خصوصيات و احياناً چه مزايايي در مقايسه با نشر معمولي و سنتي دارد؟

ط     نشر الكترونيكي، اولا در مقايسه با نشر كاغذي خيلي كم هزينه‏تر است. چاپ كتاب احتياج به زمان و سرمايه‏گذاري دارد و سرمايه بايد محبوس بماند تا كتاب به فروش برسد. از طرف ديگر انتقال كتاب پر هزينه است و براي نگهداري آن انبار لازم است. در مجموع، كتاب از مرحله توليد تا رسيدن به دست مصرف كننده، نيازمند ارتباطات فيزيكي زيادي است، ولي نشر الكترونيكي هم خيلي كم هزينه‏تر و هم سريع‏تر است.

سومين برتري نشر الكترونيكي، جهان ‏شمول‏تر بودن آن است. مخاطبان كتاب چاپي به طور سنتي، كساني هستند كه با ناشر به نحوي ارتباط برقرار كنند؛ غرفه ناشر را در نمايشگاهي ببينند و يا به مغازه‏اش مراجعه كنند يا مثلاً به بازار بروند و از انتشاراتي ديگر محصول آن ناشر را بخرند، ولي وقتي ما يك كتاب را روي پايگاهي در شبكه جهاني مي‏گذاريم، همه علاقه‏مندان در هر نقطه‏اي از جهان مي‏توانند به آن پايگاه مراجعه كنند و به راحتي و به سرعت به آن كتاب دسترسي پيدا كنند. پس سومين مزيت و مهم‏تر از دو مورد ديگر، اين است كه محصول ما مخاطبان بيشتري پيدا مي‏كند. شمارگان (تيراژ) كتابهاي ما معمولا حدود سه هزار تاست، ولي شمارگان كتاب به صورت الكترونيكي بسيار بيش از اينهاست؛ به خاطر اينكه هم قيمتش ارزان‏تر است و هم بيشتر در دسترس قرار دارد. بنا بر اين نشر الكترونيكي در مقايسه با نشر كاغذي، نظام بهينه‏اي است. البته در نظر داريم كه توزيع نشر كاغذي را هم با استفاده از تجارت الكترونيكي انجام دهيم؛ يعني ما به عنوان توزيع كننده محصولات علوم اسلامي، كتابهايي را كه چاپ شده است و آنها را از ناشران دريافت مي‏كنيم، با توجه به امكاناتي كه در اختيار داريم، به كمك تجارت الكترونيكي توزيع كنيم.

توزيع فايل‏ها در نشر الكترونيكي خيلي سريع انجام مي‏شود ولي ارسال كتابهاي چاپ شده توسط پست در پي خريد الكترونيكي كتاب، هنوز از استقبال قابل قبولي در سطح جهاني برخوردار است. زيرا هنوز برخي ترجيح مي‏دهند كه خود كتاب را دركتابخانه‏شان داشته باشند و هنوز عادت نكرده‏اند كه از فايل كامپيوتري استفاده كنند يا از آن چاپ بگيرند و استفاده كنند. پارسا با امكانات وسيعي كه در رابطه با معرفي كتابها بر روي سايت، تجارت الكترونيكي و دفاتر خارج از كشور دارد، مي‏تواند در اين زمينه‏ها خدمات ارزنده‏اي را ارائه دهد.

 

·        آيا استفاده از نشر الكترونيكي متضمن قبول هزينه‏هايي خارج از توانايي كاربران آن نيست و آيا اين امر مانعي براي عدم استقبال اهل كتاب و حتي خود ناشران از آن نمي‏شود؟

ط     به هر حال چه در نشر مكتوب و چه در نشر الكترونيكي، متوني كه تهيه و تأليف و حروفچيني مي‏شود، هزينه‏هايي در بر دارد. به نظر من همان طور كه متن چاپي به فروش مي‏رسد، كاملاً بجاست كه مؤلف يا ناشر، متن الكترونيكي را هم بفروشد. راه حل منطقي به نظر ما اين است كه تحقيقاتِ انجام گرفته، هزينه خودش را از مصرف‏كنندگان تأمين كند. محققي كه مي‏آيد و سرمايه‏گذاري مي‏كند و گاه تحقيق پر خرجي را انجام مي‏دهد، دليلي ندارد كه هزينه آن را شخصاً متحمل شود. اگر همه مسلمانان و همه علاقه‏مندان كه از آن تحقيق استفاده مي‏كنند، هر كدام بخش كوچكي از هزينه آن را تأمين كنند، محقق مي‏تواند در آينده تحقيقات خودش را ادامه دهد. اين روال منطقي، تنها راهكاري است كه مي‏توانيم با آن تضمين كنيم كه تحقيقات به صورت مستمر ادامه خواهد يافت.

 

·        آيا در ارتباط با فروش فايل‏ها به صورت الكترونيكي در داخل كشور اقدامي كرده‏ايد؟

ط     متأسفانه هنوز نظام بانكي ما استفاده از كارت‏هاي اعتباري را چندان حمايت نمي‏كند و ما نمي‏توانيم به صورت تجارت الكترونيكي با بانكهاي داخلي كار كنيم. اميدواريم هر چه زودتر اين نقيصه از نظام بانكي كشور برطرف شود و اين نظام از تجارت الكترونيكي روي شبكه جهاني حمايت كند. تا آن موقع ما براي اين كار، استفاده از حواله‏هاي بانكي و پست الكترونيكي فايل‏ها را در نظر گرفته‏ايم. يعني اگر كسي در داخل كشور بخواهد براي ما پولي بفرستد، مي‏تواند آن پول را به نشاني پايگاه حواله كند يا به صورت چك، پست كند و وقتي آن حواله به حساب ما واريز شد يا چك آن شخص را دريافت كرديم، مي‏توانيم به وسيله پست الكترونيكي (E-mail) فايل الكترونيكي را ارسال كنيم و اگر اصل كتاب را بخواهد، كتاب را از طريق پست براي او بفرستيم.

 

·        در صورت امكان، برنامه‏هاي كوتاه مدت و بلند مدت پايگاه اطلاع‏رساني سراسري اسلامي (پارسا) را توضيح دهيد.

ط                                         پارسا برنامه‏هاي مختلفي را در دست اجرا دارد. برنامه‏هاي كوتاه مدت ما روي مأخذشناسي و چكيده‏نويسي كتابهاي منتشر شده در حوزه علوم اسلامي در مقطع‏هاي مختلف متمركز است. يكي از اين برنامه‏ها، كار روي كارنامه نشر مكتوب انقلاب اسلامي داخل كشور است؛ يعني قلمرو 25 ساله از پيروزي انقلاب در سال 1357 تا سال 1381 را طبق طرحي، به صورت مشاركتي با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دست بررسي داريم. قرار است تمام كتابهاي اسلامي را كه در دوره انقلاب اسلامي منتشر شده است، معرفي كنيم. برنامه پروژه سال 2000 و به عبارت كامل‏تر چكيده‏نويسي و مأخذشناسي كتابهاي منتشر شده در خارج از كشور بين سالهاي 1997 تا 2000 ميلادي كه به يكي از زبانهاي عربي، انگليسي، فرانسوي يا آلماني نوشته شده‏اند، يكي ديگر از برنامه‏هاي ماست.

كتاب مرجع 78 زير چاپ است و ان‏شاء‏الله به زودي منتشر مي‏شود و هم‏اكنون مشغول آماده ساختن كتاب سال 79 هستيم و كتاب سال مربوط به سنوات گذشته يعني 76 و 77 به عنوان پروژه‏هاي كوتاه مدتي كه در طول دو تا سه سال آينده انجام خواهيم داد، در دستور كار ما قرار دارد.

ما در دراز مدت به خواست خدا ـ پس از اجراي اين برنامه‏هاي مقطعي ـ بانك خيلي غني از منابع اسلامي خواهيم داشت؛ به طوري كه هر مراجعه كننده به اين بانك مي‏تواند با دست پر برگردد و منابع زيادي را در زمينه پژوهشي خودش پيدا كند. همچنين در نهايت بانكهاي كاملي از پديدآورندگان آثار اسلامي، ناشران و نشريات اسلامي در سراسر دنيا در اختيار خواهيم داشت.

 

·        نظر شما در مورد خودكفايي مراكز تحقيقاتي چيست و چنانكه معتقد به استقلال مالي اين گونه مراكز هستيد، چه تمهيداتي را براي استقلال پارسا انديشيده‏ايد؟

ط     به عقيده من در حال حاضر مهم‏ترين مشكلي كه مراكز تحقيقاتي با آن درگير هستند، مشكلات مالي است. چون مراكز تحقيقاتي علوم اسلامي عمدتاً نمي‏توانند از راههاي تجاري عادي تأمين اعتبار كنند و محصول آنها محصولي است كه براي تبليغ، در اختيار علاقه‏مندان قرار مي‏گيرد يا براي اهداف مقدسي پخش مي‏شود و جنبه تجاري ندارد. در عين حال اين گونه تحقيقات هم مثل هر گونه تحقيق ديگر، هزينه‏بر است و انجام يك تحقيق با استانداردهاي بالا، سرمايه‏گذاري‏هاي بالايي را هم نياز دارد. پس تهيه يك محصول و توزيع آن، هر دو نيازمند بودجه و حمايت مالي است. با تجربه بيش از 10 سال كه در مراكز مختلف تحقيقاتي داشته‏ام، به اين نتيجه رسيده‏ام كه مهم‏ترين مسئله‏اي كه در اين موسسات بايد حل شود، تأمين منابع مالي است.

 

·        نظرتان در مورد تأمين بودجه پژوهشي مؤسسه‏هاي تحقيقاتي از بيرون ِاين مراكز، مثلا از طريق كمكهاي دولتي يا ساير مراكز و نهادهاي خصوصي چيست؟

ط     بله، اصولا برخي معتقدند كه تأمين منابع مالي بايد خارج از مؤسسات پژوهشي انجام گيرد، يعني يا دولت هزينه آنها را تأمين كند و اين مؤسسات، دولتي بشوند يا مراكز خيريه ديگر و اشخاص يا تجار يا علاقه‏مندان، هزينه آنها را تقبل كنند.

به عقيده شخصي من، هيچ كدام از اين راهها راه بهينه‏اي نيست. مؤسسات تحقيقاتي هميشه بايد در نيل به دستاوردها، واقع‏بينانه گام بردارند. اگر پژوهش بخواهد وابسته به اشخاص ديگري غير از پژوهشگران باشد، نمي‏تواند اهداف خود محققان را تأمين كند. يك تاجر بازاري با سطح فكري و فرهنگي خودش، اهداف ويژه‏اي را دنبال مي‏كند. او هميشه مي‏خواهد پولي كه پرداخت مي‏كند، در راستاي آن اهداف هزينه شود. ما اگر بخواهيم تأمين اعتبارات مالي يك مؤسسه پژوهشي را به دست افرادي بگذاريم كه خودشان فكر پژوهشي ندارند و ارزشهاي مورد نظر آنها در سطح عاميانه است، هميشه همان فكر و روشي كه خودشان دارند اعمال مي‏شود.

بارها تجربه كرده‏ايم و ديده‏ايم كه عملاً هر جا كه يك مؤسسه پژوهشي بخواهد راهكار و روشي را كه از نظر پژوهشي بهينه تشخيص مي‏دهد انجام دهد، آن حمايت كنندگان مالي كنار مي‏كشند و آن مؤسسه با شكست مواجه مي‏شود. بنا بر اين، نظريه‏اي كه بعضي‏ها خيلي سخت به دنبالش هستند كه مؤسسات پژوهشي نبايد خودشان درآمد داشته باشند، بلكه از بيرون بايد درآمد به آنها تزريق شود، ملازم با اين است كه از بيرون هم به آنها برنامه داده شود و از بيرون هم به آنها خط داده شود! طبعا كساني كه مي‏خواهند خط بدهند، افرادي هستند كه يا دنبال منافع شخصي خود هستند و يا با سطح فكري خودشان ايده مي‏دهند و در نهايتْ ديگر اين مؤسسه پژوهشي و پژوهشگران آن نيستند كه تصميم‏ گيرنده و سياستگذار خودشان باشند. نتيجه قهري چنين وضعيتي اين است كه پژوهش بايد هميشه بر وفق مراد آن افراد جواب دهد و اين خصوصا در حوزه پژوهشهاي علوم انساني، ضعف خيلي بزرگي است.

بنده در عوض ـ همان طور كه قبلاً هم اشاره كردم ـ معتقدم پژوهشي كه براي جامعه اسلامي انجام مي‏شود، خود جامعه اسلامي بايد هزينه آن پژوهش را بدهد. چطور وقتي يك نفر خودش را وقف تبليغ مي‏كند يا خودش را وقف قضاوت مي‏كند يا بقيه مشاغلي كه شخصْ خودش را وقف مصالح مسلمين مي‏كند، بيت‏المال مسلمين متقبلِ هزينه آن شخص مي‏شود؛ اينجا هم به همين صورت است؛ يعني خود مجموعه استفاده ‏كنندگان از اين تحقيق و پژوهش، هر كدام اگر يك سهم جزئي از هزينه اين كار را به عهده بگيرند، هزينه تأمين مي‏شود.

حقيقت اين است كه هيچ وقت هدف اصلي در اين كارها درآمدزايي نبوده و نيست و اصلاً اين كارها راه خوبي براي درآمدزايي نيست. كسي كه بخواهد دنبال درآمدزايي باشد، چرا در زمينه‏هاي پژوهشي علوم ديني يا علوم اسلامي سرمايه‏گذاري كند؟! او مي‏تواند در خيلي از زمينه‏هاي عملي و تجاري و اقتصادي سرمايه‏گذاري موفق‏تري داشته باشد. ولي كساني كه با نيت پاك وارد در اين زمينه مي‏شوند و پژوهشي را كه ملازم با مخارج سنگين مالي است انجام مي‏دهند، جامعه اسلامي بايد بتواند با خريد محصولات آنها و در حقيقت با تقسيم اين بار مالي بين مصرف كنندگان، آنها را تأمين كند.

مزيت اين روش نسبت به روشهاي ديگر، تأمين استقلال فكري مؤسسات پژوهشي است. به اين ترتيبْ آن مؤسسات مي‏توانند سياستگذاريهاي بهينه‏اي را كه مد نظرشان است، در كارشان پياده كنند و چيزي به آنها تحميل نمي‏شود. با اين طرز فكر، ما در پارسا از ابتدا طرحي ريخته‏ايم كه در ظرف چهار سال، كاملاً مستقل شويم و بتوانيم با تلاشهاي خودمان درآمدهايي كسب كنيم و هزينه‏ها را تأمين نماييم. درآمد ما با توجه به برنامه‏هايمان ظرف چهار سال به حدي مي‏رسد كه ديگر پارسا احتياجي به كمكهاي بيروني ندارد.

مي‏دانيد كه تأسيس پارسا زير نظر مرجع عظيم الشأن شيعيان حضرت آيت‏ الله العظمي سيستاني بوده و با حمايت ايشان شروع به كار كرده است، ولي هدف ما اين است كه به نحوي اين كار ادامه پيدا كند كه پارسا بتواند با عرضه محصولات خودش، هزينه‏هاي جاري و هزينه‏هاي گسترش خود را تأمين كند تا بتواند ماندگار باشد و سرمايه‏گذاريهاي مطمئن‏تري را در آينده ان‏شاء‏الله انجام دهد.

 

·        نحوه برخورد پژوهشگران با پايگاه و ميزان استقبال آنها تا كنون چگونه و در چه حدي بوده است؟

ط     پژوهشگران را مي‏توان به دو گروه تقسيم كرد؛ گروهي از قبل با نظامهاي اطلاع‏رساني آشنا بودند و به محض اينكه عنوان پايگاه و سرفصلهاي كار ما را مي‏ديدند بسيار استقبال مي‏كردند، چون واقعاً جاي خالي يك بانك اطلاع‏رساني سراسري اسلامي را كامل حس كرده و در راستاي پژوهشها و تحقيقات خودشان هميشه براي پيدا كردن پيشينه پژوهش با مشكلات جدي روبرو بوده‏اند. اين گروه وقتي شنيدند كه پارسا تشكيل شده و مي‏خواهد با يك دامنه وسيع، اين نقيصه را در نظام پژوهشهاي اسلامي برطرف كند، بسيار استقبال كردند. گروه ديگر، پژوهشگراني بودند كه با اين نظامها آشنا نبودند، كه خود به دو بخش تقسيم مي‏شوند؛ بعضي هستند كه با جلسات يا با مطالعه محصولات، اصل مطلب را متوجه مي‏شوند، كه واقعاً اين نظام چقدر مي‏تواند در آينده ياريگر آنها باشد. ولي بعضي متأسفانه به سادگي به اصل مطلب منتقل نمي‏شوند و جاي خالي اين نظام را درك نمي‏كنند. تعداد اين گروه خيلي كم است و بيشتر پژوهشگران از دو گروه اول هستند، يعني يا كساني هستند كه از قبل اين جاي خالي را احساس كرده بودند يا كساني هستند كه با توضيحاتي كه داده مي‏شود، جايگاه پارسا را در مي‏يابند.

 

·        آيا با مراكز اطلاع‏رساني ارتباط داريد و آيا نهادهايي مانند وزارت ارشاد اسلامي از كار شما حمايت مي كنند؟

ط     ما از ابتداي تأسيس پارسا سعي كرديم كه با تمام مراكزي كه مي‏توانيم در راستاي كارمان با آنها همكاري داشته باشيم، ارتباط برقرار كنيم. بعضي از مراكز بودند كه نتيجه اين ارتباط در مورد آنها خيلي مثبت بود. نمونه‏اش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. من واقعاً از جناب آقاي مسجد جامعي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي تقدير و تشكر مي‏كنم. ايشان همين كه خبر تأسيس چنين پايگاهي را براي اعتلاي نظام پژوهشي علوم اسلامي شنيدند، در تمام مراحل بسيار به ما كمك كردند. بعضي از مراكز هم بودند كه متأسفانه با نوعي تنگ‏نظري، به كار نگاه مي‏كردند و احياناً ممكن بود پارسا را در بعضي از زمينه‏ها رقيب خودشان بدانند. اينان نه تنها با ما همكاري نكردند، بلكه بعضاً مشكلاتي را نيز براي ما ايجاد كردند. البته مي‏توانيم بگوييم كه تعداد اينها خيلي كم بود و ان‏شاء‏الله از اين پس هم شاهد چنين برخوردهايي نباشيم و اگر احياناً سوء تفاهماتي هم در اين زمينه بوده، برطرف ‏شود.

 

·        چه مشكلات عمده‏اي دركار شما وجود داشته است؟

ط   تصور مي‏كنم مهم‏ترين مشكلاتي كه ما با آن روبرو هستيم اولاً هزينه بالايي است كه اين كار دارد . در دنيا معمولاً كارهاي اطلاع‏رساني جزو پر هزينه‏ترين كارهاست. هر منبعي كه وارد پايگاه مي‏شود بايد اولاً شناسايي شود. ثانياً بايد به نحوي تهيه شود. اين منبع ممكن است در يك مركز عمومي مثل كتابخانه باشد كه پژوهشگران ما بتوانند به آنجا بروند و از آن استفاده كنند و ممكن است چنين نباشد. پس از آن بايد مأخذشناسي شود؛ در مرحله بعدي بايد چكيده‏نويسي شود؛ بعد بايد نمايه‏سازي روي آن انجام گيرد؛ سرانجام تمام اين مشخصات بايد به عربي و انگليسي ترجمه شود. تصديق مي‏كنيد كه اين كارها بسيار پر هزينه‏ است؛ بخصوص در مورد منابعي كه در دسترس ما نيست، مثلاً منابعي كه مثلا در كتابخانه‏اي در يك كشور اروپائي از آن نگهداري مي‏شود و ما براي چكيده‏نويسي آن منبع بايد هزينه‏هاي ارزي پرداخت كنيم.

مشكل دوم حجم بسيار زيادِ منابع اسلامي است. ما هر چقدر تلاش كنيم، حتي با تمام امكاناتي كه داريم، نمي‏توانيم حجم بالايي را ظرف مثلاً سه يا چهار يا پنج سال جمع كنيم. برآورد ما در سال اول اين است كه حد اكثر سي هزار منبع را بتوانيم وارد پايگاه كنيم. شايد در سال دوم بتوانيم از اين رقم جلوتر برويم؛ مثلاً درسال دوم هفتاد هزار منبع ديگر را به اين منابع اضافه كنيم. ولي صد هزار منبع در مقابل ميليونها منبع اسلامي، رقم بالايي نيست.

مشكل سوم اين است كه مخاطبان ما يعني پژوهشگران علوم اسلامي، چون تا كنون نظام مشابهي نداشته‏اند، عادت به استفاده از اين سيستم ندارند و ما بايد سعي كنيم كه با تبليغات و برقراري ارتباط با مراكز پژوهشي و پژوهشگران و دانشگاهها و مؤسسات اسلام‏شناسي، آنها را عادت دهيم كه بيايند و اولين گام پژوهش خود را مراجعه به پايگاه اطلاع‏رساني سراسري اسلامي قرار دهند و در ابتدا پيشينه پژوهش خوبي را فراهم آورند و در پي آن مراحل بعدي را پيگيري كنند. اين سه مشكل به عقيده من مهم‏ترين مشكلاتي است كه بر سر راه ما قرار دارد.

از اينها كه بگذريم، مشكل كمبود نيروهاي كارآمد نيز بسيار محسوس است؛ يعني نيرويي كه بتواند مطابق با استانداردهاي ما خوب چكيده‏نويسي كند، بتواند خوب نمايه‏سازي كند، خيلي سخت پيدا مي‏شود. زيرا اين كارها در حوزه علوم اسلامي سابقه نداشته و معمولاً متخصصان علوم اسلامي با آن آشنا نيستند و بايد طي مراحل مختلفي آموزش ببينند تا با هر كدام از كارهاي مأخذشناسي، چكيده‏نويسي و نمايه‏سازي كه كارهاي اصلي ماست، آشنا شوند. احياناً بعضي از كساني كه آموزش مي‏بينند هم چون ذوق اين كارها را ندارند، نمي‏توانيم از كارهايشان استفاده كنيم.  ان‏شاء‏الله همه مشكلات حل خواهد شد و با توكل به خدا اميدواريم كه بتوانيم خدمت ارزنده‏اي را به جامعه پژوهشگران علوم اسلامي عرضه كنيم.

 

·        با توجه به تجربه‏اي كه در اين مدت داشته‏ايد، چه راهكارهايي را به مراكز ديگري كه در زمينه اطلاع‏رساني علوم اسلامي فعاليت دارند، پيشنهاد مي‏كنيد؟

ط     به نظر بنده مهم‏ترين چيزي كه مراكز ديگر بايد در نظر بگيرند ـ همان طور كه ما سعي كرده‏ايم، در تأسيس پارسا آن را لحاظ كنيم ـ اين است كه هميشه ابتدا امكانات روز را برآورد كنند و بعد نسبت به كارهايشان سياستگذاري كنند. اگر ما مي‏خواستيم پايگاه را بيست سال قبل تأسيس كنيم مسلماً نظام اطلاع‏رساني ديگري طرح‏ريزي مي‏كرديم. اگر مي‏خواستيم ده سال قبل، آن را تأسيس كنيم باز نظام ديگري را براي اين كار طرح مي‏كرديم. به همين خاطر، ما در طراحي اين پايگاه، سعي كرديم كه واقعاً تمام امكاناتي را كه فعلا در اختيار ماست، با توجه به رشد فن‏آوري جديد و با توجه به امكانات جهاني كه مي‏توانيم در اختيار بگيريم، لحاظ كنيم.

متأسفانه مؤسساتي كه ما با آنها در ارتباط هستيم سياستگذاري‏هايشان با توجه به اين امكانات نيست و هميشه در فضاي سنتي سير مي‏كنند يا دست كم 20 سال عقب هستند! حتي در مؤسسات علمي ايران، غير از علوم اسلامي، به خاطر اينكه متخصصان موجود در كشور، معمولاً كساني هستند كه تخصصشان را در دهه‏هاي 70 و80 و يا دهه 90 ميلادي گرفته‏اند، چون ارتباط روزآمد با جهان پژوهش ندارند، باز به روز نيستند و نمي‏توانند از امكانات امروزي به صورت كارآمد استفاده كنند. اين است كه مي‏بينيم طرح‏هايي كه در مؤسسات پژوهشي انجام مي‏شود، با سيستم‏هاي جديد همخوان نيست.

مثلاً وقتي در پارسا مي‏خواستيم تزاروس خودمان را طراحي كنيم، منابعي كه براي طراحي تزاروس در اختيار بود، از دهه 70 ميلادي شروع مي‏شد و تا دهه 90 ادامه مي‏يافت، ولي ما از منابعي استفاده كرديم كه در اواخر دهه 90 نوشته شده بود، يعني تزاروس ما در حقيقت متكي بر تجربه 30 ساله تزاروس‏نويسي در جهان است و از تمام امكانات روز در اين زمينه استفاده كرده‏ايم.

بنا بر اين اولين توصيه‏ام به مراكز تحقيقاتي ديگر اين است كه به هنگام تأسيس، هميشه امكانات روز را در نظر بگيرند و بعد، طراحي خودشان را نهايي كنند. از طرف ديگر، در زمينه‏هاي اطلاع‏رساني، معتقدم كارهاي جامع و گسترده، خيلي بهتر از كارهاي تخصصي و موضوعي است؛ يعني اگر ما يك نظام عام اطلاع‏رساني تأسيس كنيم، به مراتب نظام كامل‏تر و بهتري از كار در مي‏آيد تا يك نظام خاص. مثلاً اگر بخواهيم فقط در زمينه عرفان اسلامي كار كنيم بايد تمام تلاشي را كه پارسا الان در زمينه كل منابع براي منبع‏يابي انجام مي‏دهد، انجام بدهيم، ولي عملا ناچار خواهيم بود فقط منابعي را كه در عرفان اسلامي نوشته شده انتخاب كنيم و بقيه منابع را كنار بگذاريم. پس هرچه موضوع كار مؤسسه اطلاع‏رساني عام‏تر باشد، بازده بيشتري دارد. به عبارت ديگر اگر منابع عرفان اسلامي 6% از منابع علوم اسلامي را به خودش اختصاص دهد 94% منابع ديگري كه پيدا مي‏شود، مورد استفاده قرار نمي‏گيرد و بازده اين اطلاع‏يابي خيلي كم مي‏شود. پس به عنوان توصيه دوم، معتقدم كه مؤسسات اطلاع‏رساني سعي كنند كه هميشه تا آنجايي كه ممكن است دامنه را وسيع‏تر در نظر بگيرند.

توصيه سوم من اين است كه سياستگذاري مالي خودشان را از ابتدا ـ همان طور كه قبلاً عرض كردم ـ با يك نظامِ در نهايت خودكفا طراحي كنند، چون كارهاي اطلاع‏رساني بسيار هزينه‏بر است و بايد از آغاز مشخص شود كه به چه نحوي اين سرمايه در بلند مدت تأمين خواهد شد.

 

·        قطعا اطلاع‏رساني منابع اسلامي با روش ايجاد شده، تأثيراتي از نظر علمي و اجتماعي و سياسي خواهد داشت؛ اين تأثيرات را چگونه ارزيابي مي‏كنيد؟

ط     از جهت علمي كه مشخص است. اگر ما نظام اطلاع‏رساني قوي داشته باشيم، چند برابر از پژوهشهاي خودمان بهره مي‏بريم و در حقيقت پژوهشگران نسل جديد، از تمام دستاوردهاي نسل پيشين استفاده مي‏كنند و تحقيقي كه در يك موضوع تخصصي انجام مي‏شود، با توجه به همه پژوهشهاي ديگر كه در آن موضوع انجام شده، صورت مي‏گيرد و طبيعتاً كامل‏تر خواهد بود.

در زمينه اجتماعي و سياسي هم معتقدم كه ما مي‏توانيم يك روشنگري و واقع‏بيني كاملي نسبت به مسائل اسلامي در كل جهان ايجاد كنيم و اين روشنگري در زمينه‏هاي مختلف مي‏تواند تأثيرات مهمي داشته باشد. خيلي از جوهاي فكري كه در جاي ‏جاي دنيا ايجاد شده است، به علت دست نيافتن به منابع طرز فكرهاي ديگر بوده است. فرض كنيد اگر ما نظام اطلاع‏رساني كاملي داشته باشيم و در جزء جزء مسائل اسلامي بتوانيم منابع مختلفي را به دانشجوي علوم اسلامي كه در نظام تحصيلي دانشگاه‏ امّ ‏القري يا دانشگاه مدينه در علوم اسلامي مشغول به تحصيل است معرفي كنيم، خيلي فكرش بازتر مي‏شود و هوشمندانه‏تر به طرف واقعيات سوق پيدا مي‏كند، تا الان كه با مجموعه‏اي از منابع خاص و در يك نظام بسته قرار گرفته است. به همين منوال، مي‏بينيد بعد از اينكه بتوانيم بانك اطلاعات اسلامي كاملي را ان‏شاء‏الله راه‏اندازي كنيم، تأثيرت اجتماعي و حتي سياسي آن، در سطح جهان ‏مي‏تواند خيلي وسيع باشد.

 

·        يكي از بخشهاي پايگاه شما كتابخانه مرجع و نشريات اسلامي است. هدف شما از تأسيس اين كتابخانه چه بوده است؟

ط     بله، كتابخانه مرجع و نشريات اسلامي، كتابخانه‏اي تخصصي است به عنوان يك سازمان مستقل در داخل پارسا. همان طور كه مي‏‏دانيد، دستور كار ما اين است كه تمام منابع اسلامي را در يك نظام اطلاع‏رساني علوم اسلامي قرار دهيم. خوب، يكي از مهم‏ترين منابع اسلامي، نشريات تخصصي اسلامي است كه حاوي مقالات پژوهشي باشد. اين نشريات داراي ارزش ويژه‏اي هستند. در مجموع در دنياي جديد، به مقاله خيلي بيشتر از كتاب اهميت مي‏دهند، زيرا مقاله كلاً جنبه تخصصي دارد در حالي كه جنبه عمومي‏ كتاب بيشتر است. ثانياً مقاله خيلي سريع آماده مي‏شود و خيلي روزآمدتر است. مقالاتْ سخن روز را مي‏گويند ولي تهيه كتاب زمان‏بر است و توليد آن هم معمولاً طول مي‏كشد. از اين گذشته مقاله با هزينه خيلي كمتري آماده مي‏شود؛ يعني پژوهشگر مي‏تواند فكر نوي كه به ذهنش مي‏رسد يا دستاوردهاي پژوهشي‏ خودش را خيلي سريع و با هزينه كم به شكل يك مقاله عرضه كند.

ما شاهد هستيم كه مثلاً جهان عرب در توليد كتابهاي با عناوين جديد خيلي سست عمل مي‏كند ولي همانها در نشريات تخصصي اسلامي، خيلي خوب كار مي‏كنند و مقالات روزآمد خودشان را در موضوعات تخصصي بسيار راحت‏تر منتشر مي‏كنند و از نشريات وزين اسلامي برخوردار هستند. بنا بر اين مقالات نشريات از اهميت ويژه‏اي برخوردار است و ما براي اطلاع‏رساني بايد همه اين نشريات را تهيه كنيم، تا مقالاتشان را داشته باشيم. از طرفي منابع مرجع مثل دائرة ‏المعارف‏ها هم براي ما از اهميت ويژه‏اي برخوردار است و مدخل‏هاي دائره ‏المعارف‏ها نيز مانند مقالات بايد مورد استفاده قرار گيرد.

با توجه به اين دو مطلب، به اين نتيجه رسيديم كه در كنار پارسا، اگر كتابخانه تخصصي نشريات و مرجع را ايجاد كنيم و بتوانيم در اين كتابخانه تخصصي، منابعي را كه براي پارسا تهيه مي‏كنيم بعد از اتمام كار، در اختيار ديگران قرار دهيم، استفاده خوبي به پژوهشگران رسانده‏ايم. از طرفي چون در صدد تهيه تمام نشريات اسلامي براي كار پارسا هستيم، مجموعه غني و كاملي از نشريات اسلامي را جمع‏آوري مي‏كنيم، كه شايد در كشور بي‏نظير باشد و چه بسا در خاور ميانه هم نمونه آن كمتر وجود داشته باشد. ما در كنار اين كتابخانه، يك بانك اطلاعات نرم افزار و شبكه جهاني هم راه‏اندازي كرده‏ايم (به اصطلاح اينترنت‏سرا) كه در كنار كتابخانه، اگر پژوهشگري خواست چه از اينترنت و چه از سي‏دي‏هاي منتشر شده علوم اسلامي استفاده كند، بتواند از اين بانك اطلاعات بهره ببرد. در حقيقت اين دو سازمان وابسته به پارسا هستند و از آن جهت كه ارتباط تنگانگي با اهداف ما داشته‏اند، ايجاد شده‏اند و اميدواريم كه مورد استفاده همه علاقه‏مندان قرار گيرند و بتوانند خدمتي در اين زمينه انجام دهند.

           

·        از شما به خاطر شركت در اين گفتگو صميمانه تشكر مي‏كنيم.

ط     موفق باشيد.