معرفي مؤسسه «پارسا»
در گفتگو با محمد سميعي (2)
جناب آقاي
سميعي، از فرصت دوبارهاي كه در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزاريم. در نوبت قبل
شما راجع به اهداف و فعاليتهاي پارسا سخن گفتيد و به برخي سؤالات موجود پاسخ
داديد. سؤالات ديگري باقي مانده است كه از شما تقاضا داريم در ادامه اين گفتگو، به
آنها پاسخ دهيد.
·
ابتدا بفرماييد
كه نقش ترجمه در نظام اطلاع رساني پارسا چيست؟
ط به اعتقاد ما يكي از علل دور ماندن بشريت از فرهنگ اسلامي و ناشناخته ماندن
مفاهيم بلند و ارزشمند اسلام، كمكاري مسلمانان در تبيين اين مفاهيم به زبانهاي
رايج در دنيا بوده است. به عبارت ديگر ما در ترجمه بنيانهاي فرهنگي خودمان به
زبانهاي ديگر در طول تاريخ، فعاليت درخور و شايستهاي انجام ندادهايم. فرهنگ
اسلامي معمولا توسط مستشرقين و با تلقي خاصي كه از اين فرهنگ داشتهاند ـ و ما
معتقديم بعضا فهم ناصحيح و ناقصي بوده است ـ براي مردم جهان بيان شده و همين فهم
با خصوصيات ياد شده، معرف مكتب اسلام در سطح بين المللي بوده است. بنا بر اين
معقتقدم يكي از مهمترين رسالتهاي مراكز پژوهشي اين است كه با زبانهاي بين
المللي و زبانهايي كه مخاطبان فراواني دارد، معارف اسلامي را اشاعه دهند. از اين
رو در پارسا، معاونت ترجمه را ايجاد كرديم كه جايگاه ويژهاي در پايگاه
اطلاعرساني سراسري اسلامي دارد و در واقع زبان گوياي ما در عرصه بينالمللي است.
از طرف ديگر چون كار ما در حقيقت اشاعه تحقيقات انجام شده است، خيلي مهم است كه
چكيده پژوهشهاي انجام شده در جهان اسلام در زمينه علوم اسلامي را علاوه بر زبان
فارسي، به دو زبان پر مخاطب، يعني زبانهاي عربي و انگليسي ـ كه بيشترين مسلمانان و
علاقهمندان به اسلام را پوشش ميدهند ـ ترجمه كنيم و در اختيار آنان قرار دهيم.
·
چه راهكارهايي را براي ترجمه
متون اسلامي به انگليسي كه مخاطبان آن عموماً فرهنگي بيگانه با فرهنگ اسلامي
دارند، در نظر گرفتهايد؟
ط به نكته خوبي اشاره كرديد. انتقال مفاهيم اسلامي و مبادله آنها بين زبانهاي
فارسي و عربي تقريبا به آساني قابل انجام است؛ چون بين اين دو زبان علاوه بر اينكه علاقهاي ديرينه وجود دارد،
ميتوانيم بگوييم كه بيشترين اصطلاحات اسلامي در زبان فارسي، ريشه عربي دارد. ولي
همان طور كه شما گفتيد از آنجا كه زبان انگليسي محمل فرهنگي بيگانه با فرهنگ
اسلامي است، خيلي دشوار است كه بتوانيم در آن براي تمام مفاهيم اسلامي به آساني
معادل پيدا كنيم؛ به گونهاي كه همان طور كه افراد فارسي زبان يا عرب زبان در
فرهنگ اسلامي متوجه معناي يك اصطلاح ميشوند، يك نفر انگليسي زبان هم بتواند آن
اصطلاح را بفهمد. از اين گذشته و از اين مشكلتر آن است كه مخاطبان ما فقط انگليسي
زبانهايي نيستند كه از متن انگليسي استفاده ميكنند، بلكه به غير از فارسي زبانها
و عرب زبانها، هر كسي كه زبان دوم يا سومش انگليسي باشد، مخاطب ماست. مثلا يك نفر
ژاپني يا چيني و يا يك نفر روس كه ميخواهد در مورد مسئله خاصي در اسلام پژوهش
كند، براي ارتباط برقرار كردن با ما، از زبان انگليسي استفاده ميكند. بنا بر اين
مسئله مهم اين است كه مخاطبان ما فقط كساني نيستند كه زبان مادري آنها انگليسي
باشد؛ پس بايد ترجمه به گونهاي انجام شود كه در عين دقت و امانت، ساده و روان
باشد تا همه مخاطبان بتوانند از آن استفاده كنند. به همين خاطر ما از مترجمان
خواستهايم كه در عين رعايت كليه نكات فني ترجمه و توجه به انتقال صحيح محتوا، با
بياني گويا و طبيعي، مفاهيم اسلامي را منتقل كنند و اين كار نسبت به ترجمه براي يك
انگليسي زبان، كار بسيار مشكلي است. شما در مقابل يك انگليسي زبان، شايد با سهولت بيشتري
بتوانيد مفاهيم را با اصطلاحات مختلف و واژههاي ادبي يا خيلي دقيقتر منتقل كنيد
ولي براي كسي كه انگليسي، زبان دوم اوست، مشكل پيچيدهتر ميشود.
از طرفي براي بعضي از مفاهيم اصولا نميتوان معادلي در
انگليسي پيدا كرد. در اين گونه موارد
مجبور به حرفگرداني هستيم. به عنوان مثال واژه «نماز» را كه اصطلاح اصلي اسلامي آن «صلاة» است،
خيليها به prayer ترجمه ميكنند. اين كلمه در انگليسي به معناي دعا و
ارتباط با خداوند است ولي مفهوم
دقيق نماز و صلاة را نميرساند. بنا بر اين ترجيحا بايد لفظ صلاة را حرفگرداني كرد. مخاطبي كه براي اولين
بار كلمه salat را ميبيند، با
توضيح مختصري، ميفهمد كه منظور از آن،
نوع خاصّ نيايش نزد مسلمين است، كه
پنج نوبت در روز با آداب و ترتيبات خاصّي در برابر خداوند انجام ميدهند. به اين ترتيب ديگر به اين كلمه
با ديدِ مطلقِ دعا نگاه نميكند بلكه به
عنوان نيايش خاصّ اسلامي به آن توجه ميكند.
از
اين رو آييننامه دقيقي براي ترجمه متون تخصصي اسلامي بويژه ترجمه به زبان انگليسي
تهيه كردهايم. اين آييننامه طي جلسات متعدد و با حضور متخصصان و صاحبنظران فن
ترجمه مورد بحث قرار گرفته و از نظرات آنها در اين زمينه استفاده شده است. ما به
كمك تجربيات خود در طول اين مدت، برگردان محتواي منابع اسلامي را تا جايي كه ممكن
بوده است، قانونمند كردهايم و در حقيقت به بهترين توليد در سطح زبان انگليسي بين
المللي رسيدهايم.
·
محصولات پارسا به چه شكلي عرضه
ميشود؟
ط مهمترين بستر عرضه محصولات
ما شبكه جهاني (اينترنت) است. اين شبكه محاسن بسيار زيادي دارد و كاملترين
رسانهاي است كه بشر از ابتداي تاريخ تا به حال در اختيار داشته است. ما علاوه بر
شبكه جهاني، محصولات خود را روي ديسك نوري (CD-ROM) هم در اختيار علاقهمندان قرار
ميدهيم، همان طور كه به صورت چاپي در قالب فصلنامه (در پايان هر فصل) و به صورت
سالنامه (در پايان هر سال) اين اطلاعات را منتشر ميكنيم. اين امكان نيز وجود دارد
كه اطلاعات جمعآوري شده را به صورت موضوعي براي علاقهمندان منتشر كنيم. به طور
مثال تمام منابع علوم قرآني كه تا به حال منتشر شده و در بانك ما قرار گرفته، قابل
انتشار است. بنا بر اين ما براي پخش محصولاتمان سه روش عمده داريم؛ اولين و
مهمترين روش، استفاده از شبكه جهاني است؛ دوم استفاده از ديسكهاي كامپيوتري و
سومين روش عرضه به صورت مكتوب و چاپي است.
·
شبكه جهاني
(اينترنت) چه نقشي در عرضه فعاليتهاي شما ايفا ميكند؟
ط
ببينيد، همان طور كه عرض كردم
شبكه جهاني كه اينك با آن سر و كار داريم، كاملترين و كارآترين رسانهاي است كه
بشر از ابتداي تاريخ تا كنون در اختيار داشته است. شما در شبكه جهاني اولاً
امكانات چند رسانهاي يا multimedia داريد، به خاطر اينكه هم ميتوانيد نوشته را منتقل كنيد، هم قادر
به انتقال صدا هستيد، هم امكان ارسال تصوير را داريد و هم ميتوانيد فيلم را منتقل
كنيد؛ يعني تمام رسانههايي كه در اختيار بشر است به صورت كامل در شبكه جهاني وجود
دارد. از طرف ديگر شبكه جهاني، روزآمد است. رسانههاي ديگر معمولاً گسسته يا offline هستند. شما وقتي كتابي را منتشر
ميكنيد، ديگر نميتوانيد محتويات آن را تغيير دهيد. همين طور وقتي برنامه
كامپيوتري را روي ديسك نوري منتشر ميكنيد، قادر نيستيد آن را تغيير دهيد و هيچ
خطايي روي آن قابل اصلاح نيست. اما مهمترين ويژگي شبكه جهاني اين است كه روزآمد
است؛ يعني محصولاتي را كه روي آن ميگذاريد هميشه روزآمدترين و صحيحترين و
كارآمدترين محصولات شماست و در حقيقت پايگاههاي روي اينترنت خيلي سريع روزآمد (up to date) ميشوند. سومين
برتري شبكه جهاني، جهان شمول بودن
آن است. هر راهي براي توزيع دستاوردهاي علمي خود انتخاب كنيم، نميتواند مثل شبكه
جهاني در جاي جاي جهان رسوخ كند. تمام كشورهاي جهان يا به اينترنت متصل هستند يا
در آينده نزديك به اينترنت متصل خواهند شد و اينترنت الان به حدي گسترش دارد كه به
راحتي ميتوانيم بگوييم پر مخاطبترين رسانه است؛ حتي از شبكههاي تلويزيوني هم
پر مخاطبتر است. به همين دليل هزينه آگهيهاي تجاري روي آن گرانتر از شبكههاي
تلويزيوني است.
چهارمين خصوصيت شبكه جهاني
كه آن را نسبت به بقيه رسانهها ـ هم براي كار ما و هم براي بقيه كارها ـ داراي
ترجيح ميكند، هزينه پايينِ آن است. خدمات شبكه جهاني مثل تلفن زدن به راه دور،
استفاده از كتابخانهها، پست الكترونيكي و تجارت الكترونيكي، در مقايسه با
ابزارهاي مشابهي كه اين خدمات را ارائه ميدهند بسيار ارزانتر است و ميتوان گفت
كه از اين جهت شبكه جهاني بيرقيب است. اگر بخواهيد ارتباط با كتابخانهاي برقرار
كنيد و آن كتابخانه در كشور ديگري باشد، بايد سفر پر هزينهاي را به آن كتابخانه
انجام دهيد تا بتوانيد از فهرست آن استفاده كنيد، ولي الان بيشتر كتابخانههاي پر اهميت دنيا روي شبكه جهاني پايگاه
بخصوصي دارند و شما از راه دور بدون هزينه مسافرت يا اتلاف وقت ـ كه معمولا در اين
قبيل كارها وجود دارد ـ قادر هستيد فهرست كتابخانهها را بررسي كنيد و ببينيد كتاب
مورد نظرتان در كدام كتابخانه موجود است و ميتوانيد آن كتاب را خيلي راحت از روي
اينترنت بخريد. اين كاري است كه در گذشته شايد با صرفِ بيش از شش ماه وقتْ انجام
ميشد تا يك پژوهشگر بتواند چند كتابخانه را ببيند و كتاب يا كتابهايي را انتخاب
كند. اما الان اين كار در مجموع با يك يا دو ساعت جستجو روي اينترنت انجام ميشود
و آن كتاب تهيه ميشود و با كمترين هزينه در مقايسه با هزينهاي كه اشخاص ناچار
بودند از راههاي ديگر بپردازند، در اختيار قرار ميگيرد.
البته در اينجا قصد ندارم كه مزاياي
شبكه جهاني را بشمارم ولي در همين حد ميگويم كه ما به اين خاطر اصليترين بستر
عرضه كارمان را شبكه جهاني گذاشتيم كه واقعاً اين شبكه از جهات مختلف بهترين رسانه
است و هر چه زمان بگذرد بيشتر معلوم خواهد شد كه كاملترين و ارازانترين و جهان
شمولترين وسيله است.
·
لطفا قدري در
مورد نشر الكترونيكي توضيح دهيد.
ط ببينيد، همان طور كه ما نشر كاغذي داريم نشر الكترونيكي هم داريم. نشر
الكترونيكي گره خورده به تجارت الكترونيكي است؛ من اين دو مفهوم را با هم توضيح
ميدهم. وقتي ميخواهيم متني را به صورت چاپي منتشر كنيم، ابتدا حروفچيني اين متن
روي يك برنامــه صفحهپرداز مثل زرنگـار يا وُرد (word) انجام ميگيرد. از متن حروفچيني شده
پس از صفحهآرايي بر روي كامپيوتر، چاپ گرفته ميشود. سپس فيلم و زينك از آن تهيه
ميشود و بعد هم براي تكثير به چاپخانه ميرود. اين حلقهاي است كه ما به صورت
سنتي، منابع را در آن منتشر ميكنيم.
در نشر الكترونيكي ما فقط تا همان
مرحله صفحهآرايي جلو ميآييم؛ يعني هر كتابي كه براي چاپ آماده و حروفچيني
ميشود، متن حروفچيني شدهاش را و در حقيقت فايل كامپيوتري كه حاوي آن كتاب است را
ميگيريم و به فرمت استانداردِ پي دي اف (PDF) تبديل ميكنيم تا با برنامه آكروبات ـ كه برنامهاي
رايگان است و معمولاً روي همه دستگاهها وجود دارد و يا به راحتي ميتوان آن را
تهيه كرد ـ قابل خواندن باشد. وقتي فايل كتاب با فرمتِ پي دي اف از شبكه جهاني
دريافت شد، با همان شكل چاپي و با صفحهآرايي كامل، روي مونيتور به نمايش در
ميآيد. كتاب به راحتي روي مونيتور خوانده ميشود و ميتوان از صفحات مورد نظر روي
چاپگر شخصي، چاپ گرفت. نشر الكترونيكي مجموع اين عمليات است تا مرحله رساندن فايل
كامپيوتري به دست مصرف كننده.
به اين ترتيب متن الكترونيكي كه به
وسيله نشر الكترونيكي آماده شده، از طريق تجارت الكترونيكي در جهان عرضه ميشود.
تجارت الكترونيكي پديدهاي وابسته به شبكه جهاني است. كيفيت كار به اين صورت است
كه پول به صورت الكترونيكي و از راه ارتباط اينترنتيِ بانكها با يكديگر از حساب
خريدار به حساب فروشنده منتقل ميشود و در پي آن، كالا به خريدار منتقل ميگردد.
اگر كالا فايل الكترونيكي باشد، مانند نشر الكترونيكي، ظرف چند ثانيه و اگر جنس
ديگري باشد توسط پست به خريدار منتقل ميشود.
·
شما به برخي از ويژگيهاي اينترنت اشاره كرديد؛ لطفا بفرماييد نشر و تجارت
الكترونيكي چه خصوصيات و احياناً چه مزايايي در مقايسه با نشر معمولي و سنتي دارد؟
ط نشر الكترونيكي، اولا در مقايسه با نشر كاغذي خيلي كم هزينهتر است. چاپ كتاب
احتياج به زمان و سرمايهگذاري دارد و سرمايه بايد محبوس بماند تا كتاب به فروش
برسد. از طرف ديگر انتقال كتاب پر هزينه است و براي نگهداري آن انبار لازم است. در
مجموع، كتاب از مرحله توليد تا رسيدن به دست مصرف كننده، نيازمند ارتباطات فيزيكي
زيادي است، ولي نشر الكترونيكي هم خيلي كم هزينهتر و هم سريعتر است.
سومين برتري نشر الكترونيكي، جهان
شمولتر بودن آن است. مخاطبان كتاب چاپي به طور سنتي، كساني هستند كه با ناشر به
نحوي ارتباط برقرار كنند؛ غرفه ناشر را در نمايشگاهي ببينند و يا به مغازهاش
مراجعه كنند يا مثلاً به بازار بروند و از انتشاراتي ديگر محصول آن ناشر را بخرند،
ولي وقتي ما يك كتاب را روي پايگاهي در شبكه جهاني ميگذاريم، همه علاقهمندان در
هر نقطهاي از جهان ميتوانند به آن پايگاه مراجعه كنند و به راحتي و به سرعت به
آن كتاب دسترسي پيدا كنند. پس سومين مزيت و مهمتر از دو مورد ديگر، اين است كه
محصول ما مخاطبان بيشتري پيدا ميكند. شمارگان (تيراژ) كتابهاي ما معمولا حدود سه
هزار تاست، ولي شمارگان كتاب به صورت الكترونيكي بسيار بيش از اينهاست؛ به خاطر اينكه
هم قيمتش ارزانتر است و هم بيشتر در دسترس قرار دارد. بنا بر اين نشر الكترونيكي
در مقايسه با نشر كاغذي، نظام بهينهاي است. البته در نظر داريم كه توزيع نشر
كاغذي را هم با استفاده از تجارت الكترونيكي انجام دهيم؛ يعني ما به عنوان توزيع
كننده محصولات علوم اسلامي، كتابهايي را كه چاپ شده است و آنها را از ناشران
دريافت ميكنيم، با توجه به امكاناتي كه در اختيار داريم، به كمك تجارت الكترونيكي
توزيع كنيم.
توزيع فايلها در نشر الكترونيكي خيلي
سريع انجام ميشود ولي ارسال كتابهاي چاپ شده توسط پست در پي خريد الكترونيكي
كتاب، هنوز از استقبال قابل قبولي در سطح جهاني برخوردار است. زيرا هنوز برخي
ترجيح ميدهند كه خود كتاب را دركتابخانهشان داشته باشند و هنوز عادت نكردهاند
كه از فايل كامپيوتري استفاده كنند يا از آن چاپ بگيرند و استفاده كنند. پارسا با
امكانات وسيعي كه در رابطه با معرفي كتابها بر روي سايت، تجارت الكترونيكي و دفاتر
خارج از كشور دارد، ميتواند در اين زمينهها خدمات ارزندهاي را ارائه دهد.
·
آيا استفاده از نشر الكترونيكي متضمن قبول هزينههايي
خارج از توانايي كاربران آن نيست و آيا اين امر مانعي براي عدم استقبال اهل كتاب و
حتي خود ناشران از آن نميشود؟
ط
به هر حال چه در نشر مكتوب و چه در نشر الكترونيكي، متوني كه تهيه و
تأليف و حروفچيني ميشود، هزينههايي در بر دارد. به نظر من همان طور كه متن چاپي
به فروش ميرسد، كاملاً بجاست كه مؤلف يا ناشر، متن الكترونيكي را هم بفروشد. راه
حل منطقي به نظر ما اين است كه تحقيقاتِ انجام گرفته، هزينه خودش را از
مصرفكنندگان تأمين كند. محققي كه ميآيد و سرمايهگذاري ميكند و گاه تحقيق پر
خرجي را انجام ميدهد، دليلي ندارد كه هزينه آن را شخصاً متحمل شود. اگر همه
مسلمانان و همه علاقهمندان كه از آن تحقيق استفاده ميكنند، هر كدام بخش كوچكي از
هزينه آن را تأمين كنند، محقق ميتواند در آينده تحقيقات خودش را ادامه دهد. اين
روال منطقي، تنها راهكاري است كه ميتوانيم با آن تضمين كنيم كه تحقيقات به صورت
مستمر ادامه خواهد يافت.
·
آيا در ارتباط
با فروش فايلها به صورت الكترونيكي در داخل كشور اقدامي كردهايد؟
ط
متأسفانه هنوز نظام بانكي ما
استفاده از كارتهاي اعتباري را چندان حمايت نميكند و ما نميتوانيم به صورت
تجارت الكترونيكي با بانكهاي داخلي كار كنيم. اميدواريم هر چه زودتر اين نقيصه از
نظام بانكي كشور برطرف شود و اين نظام از تجارت الكترونيكي روي شبكه جهاني حمايت
كند. تا آن موقع ما براي اين كار، استفاده از حوالههاي بانكي و پست الكترونيكي
فايلها را در نظر گرفتهايم. يعني اگر كسي در داخل كشور بخواهد براي ما پولي
بفرستد، ميتواند آن پول را به نشاني پايگاه حواله كند يا به صورت چك، پست كند و
وقتي آن حواله به حساب ما واريز شد يا چك آن شخص را دريافت كرديم، ميتوانيم به
وسيله پست الكترونيكي (E-mail) فايل الكترونيكي را ارسال كنيم و اگر اصل كتاب را بخواهد، كتاب
را از طريق پست براي او بفرستيم.
·
در صورت امكان،
برنامههاي كوتاه مدت و بلند مدت پايگاه اطلاعرساني سراسري اسلامي (پارسا) را
توضيح دهيد.
ط
پارسا برنامههاي مختلفي را در دست اجرا دارد.
برنامههاي كوتاه مدت ما روي مأخذشناسي و چكيدهنويسي كتابهاي منتشر شده در حوزه
علوم اسلامي در مقطعهاي مختلف متمركز است. يكي از اين برنامهها، كار روي كارنامه
نشر مكتوب انقلاب اسلامي داخل كشور است؛ يعني قلمرو 25 ساله از پيروزي انقلاب در
سال 1357 تا سال 1381 را طبق طرحي، به صورت مشاركتي با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
در دست بررسي داريم. قرار است تمام كتابهاي اسلامي را كه در دوره انقلاب اسلامي
منتشر شده است، معرفي كنيم. برنامه پروژه سال 2000 و به عبارت كاملتر چكيدهنويسي
و مأخذشناسي كتابهاي منتشر شده در خارج از كشور بين سالهاي 1997 تا 2000 ميلادي كه
به يكي از زبانهاي عربي، انگليسي، فرانسوي يا آلماني نوشته شدهاند، يكي ديگر از
برنامههاي ماست.
كتاب مرجع 78 زير چاپ است
و انشاءالله به زودي منتشر ميشود و هماكنون مشغول آماده ساختن كتاب سال 79
هستيم و كتاب سال مربوط به سنوات گذشته يعني 76 و 77 به عنوان پروژههاي كوتاه
مدتي كه در طول دو تا سه سال آينده انجام خواهيم داد، در دستور كار ما قرار دارد.
ما در دراز مدت به خواست
خدا ـ پس از اجراي اين برنامههاي مقطعي ـ بانك خيلي غني از منابع اسلامي خواهيم
داشت؛ به طوري كه هر مراجعه كننده به اين بانك ميتواند با دست پر برگردد و منابع
زيادي را در زمينه پژوهشي خودش پيدا كند. همچنين در نهايت بانكهاي كاملي از
پديدآورندگان آثار اسلامي، ناشران و نشريات اسلامي در سراسر دنيا در اختيار خواهيم
داشت.
·
نظر شما در مورد خودكفايي مراكز
تحقيقاتي چيست و چنانكه معتقد به استقلال مالي اين گونه مراكز هستيد، چه تمهيداتي
را براي استقلال پارسا انديشيدهايد؟
ط
به عقيده من در حال حاضر
مهمترين مشكلي كه مراكز تحقيقاتي با آن درگير هستند، مشكلات مالي است. چون مراكز
تحقيقاتي علوم اسلامي عمدتاً نميتوانند از راههاي تجاري عادي تأمين اعتبار كنند و
محصول آنها محصولي است كه براي تبليغ، در اختيار علاقهمندان قرار ميگيرد يا براي
اهداف مقدسي پخش ميشود و جنبه تجاري ندارد. در عين حال اين گونه تحقيقات هم مثل
هر گونه تحقيق ديگر، هزينهبر است و انجام يك تحقيق با استانداردهاي بالا،
سرمايهگذاريهاي بالايي را هم نياز دارد. پس تهيه يك محصول و توزيع آن، هر دو
نيازمند بودجه و حمايت مالي است. با تجربه بيش از 10 سال كه در مراكز مختلف
تحقيقاتي داشتهام، به اين نتيجه رسيدهام كه مهمترين مسئلهاي كه در اين موسسات
بايد حل شود، تأمين منابع مالي است.
·
نظرتان در مورد
تأمين بودجه پژوهشي مؤسسههاي تحقيقاتي از بيرون ِاين مراكز، مثلا از طريق كمكهاي
دولتي يا ساير مراكز و نهادهاي خصوصي چيست؟
ط
بله، اصولا برخي معتقدند كه
تأمين منابع مالي بايد خارج از مؤسسات پژوهشي انجام گيرد، يعني يا دولت هزينه آنها
را تأمين كند و اين مؤسسات، دولتي بشوند يا مراكز خيريه ديگر و اشخاص يا تجار يا
علاقهمندان، هزينه آنها را تقبل كنند.
به عقيده شخصي من، هيچ كدام از اين
راهها راه بهينهاي نيست. مؤسسات تحقيقاتي هميشه بايد در نيل به دستاوردها،
واقعبينانه گام بردارند. اگر پژوهش بخواهد وابسته به اشخاص ديگري غير از
پژوهشگران باشد، نميتواند اهداف خود محققان را تأمين كند. يك تاجر بازاري با سطح فكري
و فرهنگي خودش، اهداف ويژهاي را دنبال ميكند. او هميشه ميخواهد پولي كه پرداخت
ميكند، در راستاي آن اهداف هزينه شود. ما اگر بخواهيم تأمين اعتبارات مالي يك
مؤسسه پژوهشي را به دست افرادي بگذاريم كه خودشان فكر پژوهشي ندارند و ارزشهاي
مورد نظر آنها در سطح عاميانه است، هميشه همان فكر و روشي كه خودشان دارند اعمال
ميشود.
بارها تجربه كردهايم و ديدهايم كه
عملاً هر جا كه يك مؤسسه پژوهشي بخواهد راهكار و روشي را كه از نظر پژوهشي بهينه
تشخيص ميدهد انجام دهد، آن حمايت كنندگان مالي كنار ميكشند و آن مؤسسه با شكست مواجه ميشود. بنا بر اين، نظريهاي كه بعضيها خيلي سخت به
دنبالش هستند كه مؤسسات پژوهشي نبايد خودشان درآمد داشته باشند، بلكه از بيرون
بايد درآمد به آنها تزريق شود، ملازم با اين است كه از بيرون هم به آنها برنامه
داده شود و از بيرون هم به آنها خط داده شود! طبعا كساني كه ميخواهند خط بدهند،
افرادي هستند كه يا دنبال منافع شخصي خود هستند و يا با سطح فكري خودشان ايده
ميدهند و در نهايتْ ديگر اين مؤسسه پژوهشي و پژوهشگران آن نيستند كه تصميم
گيرنده و سياستگذار خودشان باشند. نتيجه قهري چنين وضعيتي اين است كه پژوهش بايد
هميشه بر وفق مراد آن افراد جواب دهد و اين خصوصا در حوزه پژوهشهاي علوم انساني،
ضعف خيلي بزرگي است.
بنده در عوض ـ همان طور كه قبلاً هم
اشاره كردم ـ معتقدم پژوهشي كه براي جامعه اسلامي انجام ميشود، خود جامعه اسلامي
بايد هزينه آن پژوهش را بدهد. چطور وقتي يك نفر خودش را وقف تبليغ ميكند يا خودش
را وقف قضاوت ميكند يا بقيه مشاغلي كه شخصْ خودش را وقف مصالح مسلمين ميكند،
بيتالمال مسلمين متقبلِ هزينه آن شخص ميشود؛ اينجا هم به همين صورت است؛ يعني
خود مجموعه استفاده كنندگان از اين تحقيق و پژوهش، هر كدام اگر يك سهم جزئي از
هزينه اين كار را به عهده بگيرند، هزينه تأمين ميشود.
حقيقت اين است كه هيچ وقت هدف اصلي در
اين كارها درآمدزايي نبوده و نيست و اصلاً اين كارها راه خوبي براي درآمدزايي
نيست. كسي كه بخواهد دنبال درآمدزايي باشد، چرا در زمينههاي پژوهشي علوم ديني يا
علوم اسلامي سرمايهگذاري كند؟! او ميتواند در خيلي از زمينههاي عملي و تجاري و
اقتصادي سرمايهگذاري موفقتري داشته باشد. ولي كساني كه با نيت پاك وارد در اين
زمينه ميشوند و پژوهشي را كه ملازم با مخارج سنگين مالي است انجام ميدهند، جامعه
اسلامي بايد بتواند با خريد محصولات آنها و در حقيقت با تقسيم اين بار مالي بين
مصرف كنندگان، آنها را تأمين كند.
مزيت اين روش نسبت به روشهاي ديگر،
تأمين استقلال فكري مؤسسات پژوهشي است. به اين ترتيبْ آن مؤسسات ميتوانند
سياستگذاريهاي بهينهاي را كه مد نظرشان است، در كارشان پياده كنند و چيزي به آنها
تحميل نميشود. با اين طرز فكر، ما در پارسا از ابتدا طرحي ريختهايم كه در ظرف
چهار سال، كاملاً مستقل شويم و بتوانيم با تلاشهاي خودمان درآمدهايي كسب كنيم و
هزينهها را تأمين نماييم. درآمد ما با توجه به برنامههايمان ظرف چهار سال به حدي
ميرسد كه ديگر پارسا احتياجي به كمكهاي بيروني ندارد.
ميدانيد كه تأسيس پارسا زير نظر مرجع
عظيم الشأن شيعيان حضرت آيت الله العظمي سيستاني بوده و با حمايت ايشان شروع به
كار كرده است، ولي هدف ما اين است كه به نحوي اين كار ادامه پيدا كند كه پارسا
بتواند با عرضه محصولات خودش، هزينههاي جاري و هزينههاي گسترش خود را تأمين كند
تا بتواند ماندگار باشد و سرمايهگذاريهاي مطمئنتري را در آينده انشاءالله
انجام دهد.
·
نحوه برخورد
پژوهشگران با پايگاه و ميزان استقبال آنها تا كنون چگونه و در چه حدي بوده است؟
ط پژوهشگران را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد؛ گروهي از قبل با نظامهاي
اطلاعرساني آشنا بودند و به محض اينكه عنوان پايگاه و سرفصلهاي كار ما را
ميديدند بسيار استقبال ميكردند، چون واقعاً جاي خالي يك بانك اطلاعرساني سراسري
اسلامي را كامل حس كرده و در راستاي پژوهشها و تحقيقات خودشان هميشه براي پيدا
كردن پيشينه پژوهش با مشكلات جدي روبرو بودهاند. اين گروه وقتي شنيدند كه پارسا
تشكيل شده و ميخواهد با يك دامنه وسيع، اين نقيصه را در نظام پژوهشهاي اسلامي
برطرف كند، بسيار استقبال كردند. گروه ديگر، پژوهشگراني بودند كه با اين نظامها
آشنا نبودند، كه خود به دو بخش تقسيم ميشوند؛ بعضي هستند كه با جلسات يا با
مطالعه محصولات، اصل مطلب را متوجه ميشوند، كه واقعاً اين نظام چقدر ميتواند در
آينده ياريگر آنها باشد. ولي بعضي متأسفانه به سادگي به اصل مطلب منتقل نميشوند و
جاي خالي اين نظام را درك نميكنند. تعداد اين گروه خيلي كم است و بيشتر پژوهشگران
از دو گروه اول هستند، يعني يا كساني هستند كه از قبل اين جاي خالي را احساس كرده
بودند يا كساني هستند كه با توضيحاتي كه داده ميشود، جايگاه پارسا را در
مييابند.
·
آيا با مراكز
اطلاعرساني ارتباط داريد و آيا نهادهايي مانند وزارت ارشاد اسلامي از كار شما
حمايت مي كنند؟
ط ما از ابتداي تأسيس پارسا سعي كرديم كه با تمام مراكزي كه ميتوانيم در راستاي
كارمان با آنها همكاري داشته باشيم، ارتباط برقرار كنيم. بعضي از مراكز بودند كه
نتيجه اين ارتباط در مورد آنها خيلي مثبت بود. نمونهاش وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي است. من واقعاً از جناب آقاي مسجد جامعي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي
تقدير و تشكر ميكنم. ايشان همين كه خبر تأسيس چنين پايگاهي را براي اعتلاي نظام
پژوهشي علوم اسلامي شنيدند، در تمام مراحل بسيار به ما كمك كردند. بعضي از مراكز
هم بودند كه متأسفانه با نوعي تنگنظري، به كار نگاه ميكردند و احياناً ممكن بود
پارسا را در بعضي از زمينهها رقيب خودشان بدانند. اينان نه تنها با ما همكاري
نكردند، بلكه بعضاً مشكلاتي را نيز براي ما ايجاد كردند. البته ميتوانيم بگوييم كه
تعداد اينها خيلي كم بود و انشاءالله از اين پس هم شاهد چنين برخوردهايي نباشيم
و اگر احياناً سوء تفاهماتي هم در اين زمينه بوده، برطرف شود.
·
چه مشكلات
عمدهاي دركار شما وجود داشته است؟
ط تصور ميكنم مهمترين مشكلاتي كه ما با آن روبرو هستيم اولاً هزينه بالايي است
كه اين كار دارد . در دنيا معمولاً كارهاي اطلاعرساني جزو پر هزينهترين كارهاست.
هر منبعي كه وارد پايگاه ميشود بايد اولاً شناسايي شود. ثانياً بايد به نحوي تهيه
شود. اين منبع ممكن است در يك مركز عمومي مثل كتابخانه باشد كه پژوهشگران ما
بتوانند به آنجا بروند و از آن استفاده كنند و ممكن است چنين نباشد. پس از آن بايد
مأخذشناسي شود؛ در مرحله بعدي بايد چكيدهنويسي شود؛ بعد بايد نمايهسازي روي آن
انجام گيرد؛ سرانجام تمام اين مشخصات بايد به عربي و انگليسي ترجمه شود. تصديق
ميكنيد كه اين كارها بسيار پر هزينه است؛ بخصوص در مورد منابعي كه در دسترس ما
نيست، مثلاً منابعي كه مثلا در كتابخانهاي در يك كشور اروپائي از آن نگهداري
ميشود و ما براي چكيدهنويسي آن منبع بايد هزينههاي ارزي پرداخت كنيم.
مشكل
دوم حجم بسيار زيادِ منابع اسلامي است. ما هر چقدر تلاش كنيم، حتي با تمام
امكاناتي كه داريم، نميتوانيم حجم بالايي را ظرف مثلاً سه يا چهار يا پنج سال جمع
كنيم. برآورد ما در سال اول اين است كه حد اكثر سي هزار منبع را بتوانيم وارد
پايگاه كنيم. شايد در سال دوم بتوانيم از اين رقم جلوتر برويم؛ مثلاً درسال دوم
هفتاد هزار منبع ديگر را به اين منابع اضافه كنيم. ولي صد هزار منبع در مقابل
ميليونها منبع اسلامي، رقم بالايي نيست.
مشكل
سوم اين است كه مخاطبان ما يعني پژوهشگران علوم اسلامي، چون تا كنون نظام مشابهي
نداشتهاند، عادت به استفاده از اين سيستم ندارند و ما بايد سعي كنيم كه با تبليغات
و برقراري ارتباط با مراكز پژوهشي و پژوهشگران و دانشگاهها و مؤسسات اسلامشناسي،
آنها را عادت دهيم كه بيايند و اولين گام پژوهش خود را مراجعه به پايگاه
اطلاعرساني سراسري اسلامي قرار دهند و در ابتدا پيشينه پژوهش خوبي را فراهم آورند
و در پي آن مراحل بعدي را پيگيري كنند. اين سه مشكل به عقيده من مهمترين مشكلاتي
است كه بر سر راه ما قرار دارد.
از
اينها كه بگذريم، مشكل كمبود نيروهاي كارآمد نيز بسيار محسوس است؛ يعني نيرويي كه
بتواند مطابق با استانداردهاي ما خوب چكيدهنويسي كند، بتواند خوب نمايهسازي كند،
خيلي سخت پيدا ميشود. زيرا اين كارها در حوزه علوم اسلامي سابقه نداشته و معمولاً
متخصصان علوم اسلامي با آن آشنا نيستند و بايد طي مراحل مختلفي آموزش ببينند تا با
هر كدام از كارهاي مأخذشناسي، چكيدهنويسي و نمايهسازي كه كارهاي اصلي ماست، آشنا
شوند. احياناً بعضي از كساني كه آموزش ميبينند هم چون ذوق اين كارها را ندارند،
نميتوانيم از كارهايشان استفاده كنيم.
انشاءالله همه مشكلات حل خواهد شد و با توكل به خدا اميدواريم كه بتوانيم
خدمت ارزندهاي را به جامعه پژوهشگران علوم اسلامي عرضه كنيم.
·
با توجه به
تجربهاي كه در اين مدت داشتهايد، چه راهكارهايي را به مراكز ديگري كه در زمينه
اطلاعرساني علوم اسلامي فعاليت دارند، پيشنهاد ميكنيد؟
ط
به نظر بنده مهمترين چيزي كه
مراكز ديگر بايد در نظر بگيرند ـ همان طور كه ما سعي كردهايم، در تأسيس پارسا آن
را لحاظ كنيم ـ اين است كه هميشه ابتدا امكانات روز را برآورد كنند و بعد نسبت به
كارهايشان سياستگذاري كنند. اگر ما ميخواستيم پايگاه را بيست سال قبل تأسيس كنيم
مسلماً نظام اطلاعرساني ديگري طرحريزي ميكرديم. اگر ميخواستيم ده سال قبل، آن
را تأسيس كنيم باز نظام ديگري را براي اين كار طرح ميكرديم. به همين خاطر، ما در
طراحي اين پايگاه، سعي كرديم كه واقعاً تمام امكاناتي را كه فعلا در اختيار ماست،
با توجه به رشد فنآوري جديد و با توجه به امكانات جهاني كه ميتوانيم در اختيار
بگيريم، لحاظ كنيم.
متأسفانه مؤسساتي كه ما با آنها در
ارتباط هستيم سياستگذاريهايشان با توجه به اين امكانات نيست و هميشه در فضاي سنتي
سير ميكنند يا دست كم 20 سال عقب هستند! حتي در مؤسسات علمي ايران، غير از علوم
اسلامي، به خاطر اينكه متخصصان موجود در كشور، معمولاً كساني هستند كه تخصصشان را
در دهههاي 70 و80 و يا دهه 90 ميلادي گرفتهاند، چون ارتباط روزآمد با جهان پژوهش
ندارند، باز به روز نيستند و نميتوانند از امكانات امروزي به صورت كارآمد استفاده
كنند. اين است كه ميبينيم طرحهايي كه در مؤسسات پژوهشي انجام ميشود، با
سيستمهاي جديد همخوان نيست.
مثلاً وقتي در پارسا ميخواستيم
تزاروس خودمان را طراحي كنيم، منابعي كه براي طراحي تزاروس در اختيار بود، از دهه
70 ميلادي شروع ميشد و تا دهه 90 ادامه مييافت، ولي ما از منابعي استفاده كرديم
كه در اواخر دهه 90 نوشته شده بود، يعني تزاروس ما در حقيقت متكي بر تجربه 30 ساله
تزاروسنويسي در جهان است و از تمام امكانات روز در اين زمينه استفاده كردهايم.
بنا بر اين اولين توصيهام به مراكز
تحقيقاتي ديگر اين است كه به هنگام تأسيس، هميشه امكانات روز را در نظر بگيرند و
بعد، طراحي خودشان را نهايي كنند. از طرف ديگر، در زمينههاي اطلاعرساني، معتقدم كارهاي
جامع و گسترده، خيلي بهتر از كارهاي تخصصي و موضوعي است؛ يعني اگر ما يك نظام عام
اطلاعرساني تأسيس كنيم، به مراتب نظام كاملتر و بهتري از كار در ميآيد تا يك
نظام خاص. مثلاً اگر بخواهيم فقط در زمينه عرفان اسلامي كار كنيم بايد تمام تلاشي
را كه پارسا الان در زمينه كل منابع براي منبعيابي انجام ميدهد، انجام بدهيم،
ولي عملا ناچار خواهيم بود فقط منابعي را كه در عرفان اسلامي نوشته شده انتخاب
كنيم و بقيه منابع را كنار بگذاريم. پس هرچه موضوع كار مؤسسه اطلاعرساني عامتر
باشد، بازده بيشتري دارد. به عبارت ديگر اگر منابع عرفان اسلامي 6% از منابع علوم
اسلامي را به خودش اختصاص دهد 94% منابع ديگري كه پيدا ميشود، مورد استفاده قرار
نميگيرد و بازده اين اطلاعيابي خيلي كم ميشود. پس به عنوان توصيه دوم، معتقدم
كه مؤسسات اطلاعرساني سعي كنند كه هميشه تا آنجايي كه ممكن است دامنه را وسيعتر
در نظر بگيرند.
توصيه سوم من اين است كه سياستگذاري
مالي خودشان را از ابتدا ـ همان طور كه قبلاً عرض كردم ـ با يك نظامِ در نهايت
خودكفا طراحي كنند، چون كارهاي اطلاعرساني بسيار هزينهبر است و بايد از آغاز
مشخص شود كه به چه نحوي اين سرمايه در بلند مدت تأمين خواهد شد.
·
قطعا
اطلاعرساني منابع اسلامي با روش ايجاد شده، تأثيراتي از نظر علمي و اجتماعي و
سياسي خواهد داشت؛ اين تأثيرات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ط از جهت علمي كه مشخص است. اگر ما نظام اطلاعرساني قوي داشته باشيم، چند برابر
از پژوهشهاي خودمان بهره ميبريم و در حقيقت پژوهشگران نسل جديد، از تمام
دستاوردهاي نسل پيشين استفاده ميكنند و تحقيقي كه در يك موضوع تخصصي انجام
ميشود، با توجه به همه پژوهشهاي ديگر كه در آن موضوع انجام شده، صورت ميگيرد و
طبيعتاً كاملتر خواهد بود.
در زمينه اجتماعي و سياسي هم معتقدم
كه ما ميتوانيم يك روشنگري و واقعبيني كاملي نسبت به مسائل اسلامي در كل جهان
ايجاد كنيم و اين روشنگري در زمينههاي مختلف ميتواند تأثيرات مهمي داشته باشد.
خيلي از جوهاي فكري كه در جاي جاي دنيا ايجاد شده است، به علت دست نيافتن به
منابع طرز فكرهاي ديگر بوده است. فرض كنيد اگر ما نظام اطلاعرساني كاملي داشته
باشيم و در جزء جزء مسائل اسلامي بتوانيم منابع مختلفي را به دانشجوي علوم اسلامي
كه در نظام تحصيلي دانشگاه امّ القري يا دانشگاه مدينه در علوم اسلامي مشغول به
تحصيل است معرفي كنيم، خيلي فكرش بازتر ميشود و هوشمندانهتر به طرف واقعيات سوق
پيدا ميكند، تا الان كه با مجموعهاي از منابع خاص و در يك نظام بسته قرار گرفته
است. به همين منوال، ميبينيد بعد از اينكه بتوانيم بانك اطلاعات اسلامي كاملي را
انشاءالله راهاندازي كنيم، تأثيرت اجتماعي و حتي سياسي آن، در سطح جهان
ميتواند خيلي وسيع باشد.
·
يكي از بخشهاي
پايگاه شما كتابخانه مرجع و نشريات اسلامي است. هدف شما از تأسيس اين كتابخانه چه
بوده است؟
ط بله، كتابخانه مرجع و نشريات اسلامي، كتابخانهاي تخصصي است به عنوان يك
سازمان مستقل در داخل پارسا. همان طور كه ميدانيد، دستور كار ما اين است كه تمام
منابع اسلامي را در يك نظام اطلاعرساني علوم اسلامي قرار دهيم. خوب، يكي از
مهمترين منابع اسلامي، نشريات تخصصي اسلامي است كه حاوي مقالات پژوهشي باشد. اين
نشريات داراي ارزش ويژهاي هستند. در مجموع در دنياي جديد، به مقاله خيلي بيشتر از
كتاب اهميت ميدهند، زيرا مقاله كلاً جنبه تخصصي دارد در حالي كه جنبه عمومي كتاب
بيشتر است. ثانياً مقاله خيلي سريع آماده ميشود و خيلي روزآمدتر است. مقالاتْ سخن
روز را ميگويند ولي تهيه كتاب زمانبر است و توليد آن هم معمولاً طول ميكشد. از
اين گذشته مقاله با هزينه خيلي كمتري آماده ميشود؛ يعني پژوهشگر ميتواند فكر نوي
كه به ذهنش ميرسد يا دستاوردهاي پژوهشي خودش را خيلي سريع و با هزينه كم به شكل
يك مقاله عرضه كند.
ما شاهد هستيم كه مثلاً جهان عرب در
توليد كتابهاي با عناوين جديد خيلي سست عمل ميكند ولي همانها در نشريات تخصصي
اسلامي، خيلي خوب كار ميكنند و مقالات روزآمد خودشان را در موضوعات تخصصي بسيار
راحتتر منتشر ميكنند و از نشريات وزين اسلامي برخوردار هستند. بنا بر اين مقالات
نشريات از اهميت ويژهاي برخوردار است و ما براي اطلاعرساني بايد همه اين نشريات
را تهيه كنيم، تا مقالاتشان را داشته باشيم. از طرفي منابع مرجع مثل دائرة المعارفها
هم براي ما از اهميت ويژهاي برخوردار است و مدخلهاي دائره المعارفها نيز مانند
مقالات بايد مورد استفاده قرار گيرد.
با توجه به اين دو مطلب، به اين نتيجه
رسيديم كه در كنار پارسا، اگر كتابخانه تخصصي نشريات و مرجع را ايجاد كنيم و
بتوانيم در اين كتابخانه تخصصي، منابعي را كه براي پارسا تهيه ميكنيم بعد از
اتمام كار، در اختيار ديگران قرار دهيم، استفاده خوبي به پژوهشگران رساندهايم. از
طرفي چون در صدد تهيه تمام نشريات اسلامي براي كار پارسا هستيم، مجموعه غني و
كاملي از نشريات اسلامي را جمعآوري ميكنيم، كه شايد در كشور بينظير باشد و چه
بسا در خاور ميانه هم نمونه آن كمتر وجود داشته باشد. ما در كنار اين كتابخانه، يك
بانك اطلاعات نرم افزار و شبكه جهاني هم راهاندازي كردهايم (به اصطلاح
اينترنتسرا) كه در كنار كتابخانه، اگر پژوهشگري خواست چه از اينترنت و چه از
سيديهاي منتشر شده علوم اسلامي استفاده كند، بتواند از اين بانك اطلاعات بهره
ببرد. در حقيقت اين دو سازمان وابسته به پارسا هستند و از آن جهت كه ارتباط تنگانگي
با اهداف ما داشتهاند، ايجاد شدهاند و اميدواريم كه مورد استفاده همه
علاقهمندان قرار گيرند و بتوانند خدمتي در اين زمينه انجام دهند.
·
از شما به خاطر
شركت در اين گفتگو صميمانه تشكر ميكنيم.
ط موفق
باشيد.